57- فاطمه محور جهان آفرینش
111 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                       اگر فاطمه نبود ، شما دوتا (محمد و علی ) را نمی آفریدم

در مورد توضیح این روایت و امثال آن این مطلب را باید مدنظر قرار دهیم که نخستین موجودی که خدای متعال ، ایجاد کردنور محمد صلی الله علیه و أهلبیت او علیهم السلام  است که نه عرشی بود و نه فرشی و نه لوحی و قلمی و زمین و آسمانی و نه مکانی  وزمانی ونه فرشته ای و انسانی .  

تا میلیاردها سال طول کشید اینها از عالم ملکوت به دنیای ناسوت ، قدم نهاده و به وجود آمده و ادامه زندگی دادند. پس هدف از آفرینش ماسوی الله این بزرگان بودند و بس .

 در اینصورت  اگر محمد نبود ، علی به وجود نمی آمد و اگرعلی نبود فاطمه به وجود نمی آمد و اگر فاطمه نبود نه محمد وعلی و نه 9 حجت الهی خلق نمی شدند ، در واقع خلقت اینها لازم و ملزوم یکدگرند  اگرهرکدامشان   نبود علت غائی خلقت ، به ثمر نمی نشست.

پس باید محمد باشد تا فاطمه بوجود آید  و علی باشد هم کفو فاطمه شود و 9  امام معصوم از این دو ، به وجود آیند. نتیجه این که بانبود فاطمه ، منظور علت غائی  خلقت ، جامه عمل نمی پوشید و وجود او بود که محور جهان آفرینش قرار گرفت و منظور از آفرینش غیر خدا مصداق پیدا کرد.

 اما روایات در مورد مقام و منزلت حضرت فاطمه بسیار است و مضامین برخی از این روایات حاکی از مقاماتی منحصر به فرد و حیرت آور در مورد ایشان است. بر اساس روایات، لغت فاطمه به معنای کسی است که مردم توان رسیدن به معرفت او را ندارند و دستشان از شناخت او کوتاه است ( َ إِنَّمَا سُمِّیَتْ فَاطِمَةَ لِأَنَّ الْخَلْقَ فُطِمُوا عَنْ مَعْرِفَتِهَا  مجلسی، بحار الانوار، ج 43، ص 65).

 گو اینکه سرّ مخفی خداوند نیز در فاطمه نهان است و شناخت خدا و عرفان حق رابطه تنگاتنگی با شناخت حضرت فاطمه دارد همچنانکه فاطمیت هم صفت امتناع از شناخت و در حجاب بودن و مقیم حرم الاهی بودن را تداعی و اعلام  می کند.

می دانیم که حضرت فاطمه(س)  نه پیامبر بود و نه امام پس این گوهره ای که باعث شد از چنین جایگاهی در عالم برخوردار باشد غیر از نبوت و امامت ظاهری است. این گوهره قدسی را هر چه بنامیم مسلم است که به کنه معرفت آن باز هم نخواهیم رسید اما در عالمِ عبارت، می توان از آن به تعبیر کرد. عبد بودن به معنای واقعی کلمه یعنی از خود هیچ نداشتن و همگی خدا شدن، پس عبد خدا آینه خداست. از همین روی است که امام صادق(ع) در مورد حقیقت عبودیت می فرماید: عبودیت گوهره ایست که کنه آن ربوبیت است < العبودیة جوهر کنهها الربوبیة فما فقد من العبودیة وجد فی الربوبیة و ما خفی عن الربوبیة أصیب فی العبودیة  مصباح الشریعه، ص7، موسسه الاغلمی للمطبوعات >.

 این گوهره همان گوهر گمشده انسان و همان سر الاسرار عرفان است.

در روایتی دیگر آمده است که شناخت فاطمه همان شناخت شب قدر است ( مُحَمَّدُ بْنُ الْقَاسِمِ بْنِ عُبَیْدٍ مُعَنْعَناً عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ اللَّیْلَةُ فَاطِمَةُ وَ الْقَدْرُ اللَّهُ فَمَنْ عَرَفَ فَاطِمَةَ حَقَّ مَعْرِفَتِهَا فَقَدْ أَدْرَکَ لَیْلَةَ الْقَدْر... مجلسی، بحار الانوار، ج43، ص 65 ).

 و غایت همه عارفان درک حقیقت شب قدر است و عارف واصل کسی است که شاهد بر واقعه نزول قرآن در شب قدر باشد.

 اما حدیث   این حدیث قدسی در مقام خطاب به پیامبر اسلام است که:

: ( یا أحمد لولاک لما خلقت الأفلاک ، ولولا علی لما خلقتک ، ولولا فاطمة لما خلقتکما ) 

در مورد سند این روایت باید گفت که اگر چه این روایت طبق موازین علم رجال جزو احادیث ضعیف محسوب می شود با این حال بسیاری از علمای بزرگ شیعه آن را در کتب خود آورده اند مخصوصا  قسمت اخیر روایت (لولا فاطمه لما خلقتکما) را (الجنة العاصمة : 148ص از (کشف اللئالی) تالیف صالح بن عبد الوهاب عرندس نقل می کند،، مستدرک سفینة البحار : ج 3 ص  334  از مجمع النورین : 14ص مرحوم فاضل مرندی نقل می کند،او هم از العوالم : ص 44 .  الأسرار الفاطمیة  الشیخ محمد فاضل المسعودی - ص 231 و از نویسنده ضیاء العالمین جد امی صاحب جواهر نیز نقل شده است . هذا الحدیث من الأحادیث المأثورة التی رواها جابر بن عبد الله الأنصاری عن رسول الله صلى الله علیه وآله وسلم عن الله تبارک وتعالى 

میرزا ابو الفضل تهرانی در ( شفاء الصدور فی شرح زیارت  العاشور ص 48  نقل می کند که، صالح بن عبد الوهاب و برخی روات  او مجهول هستند ولی این نکته دلیلی بر کذب روایت نیست.

 زیرا باید توجه داشت که در اینگونه روایات که مربوط به مقاماتی خاص در مورد معصومین هستند مجهول بودن راوی امری متوقع است چراکه در عصر ائمه بخلاف راویان احکام فقهی که مشکلی در رفت و آمد و معاشرت نداشتند راویان اعتقادات (بدلیل شرایط تقیه) افرادی منزوی از معاشرت معمول بوده و چندان اهل تماس در مجامع مطرح در مباحث روز نبوده اند وعدالت و وثاقت آنها هم مورد کلام و بحث واقع نمی شد.

بنابراین مجهول بودن آنها ضرری به اعتبار حدیث نمی زند ؛ خصوصا وقتی مطابق با قواعد باشد وهمین امر که این افراد مورد خطاب امام در این گونه مسائل بوده اند معلوم می شود که از (اصحاب سرّ) بوده اند کما اینکه برخی دیگر از سخنان مشابه در مورد مقامات ائمه هم از طرف همین گونه افراد نقل شده است  < گرامی، محمد علی، ص141-143 ، 1385>.

 پس در واقع مقصود روایات وارده در این مورد چنین است که، این  سه بزرگوار،  و بگفته دیگر روایات، تمامی چهارده معصوم علیهم السلام ، مکمل یکدیگرند اگرچه در میانشان ، بعضی بر دیگری برتری دارد و باهم هدف اصلی آفرینش را ، به انجام می رسانند و اگر یکی از آنها نبود ، این هدف کامل نمی شد و خداوند هیچ چیز را نمی آفرید ، 

 در این مجموعه شریف ، بنا بر دلایل زیاد  رسول خدا از سائرین برتربود ، مهم ترین دلیل این سخن ، فرموده خود علی (ع) است که : (( انا عبد من عبید محمد؛ من بنده ای از بندگان محمدم. کلینی، الکافی، ج1، ص 89.)).

و بعد از آن علی علیه السلام و پس از آن فاطمه علیها السلام. اما در مجموع هرکدام از اینها نبود آن یکی هم وجود نداشت

واما  فاطمه زهراء علیها السلام در جمع این بزرگواران  بنا به دلائل زیاد  (محور جهان آفرینش ) می باشد.که تحقیق در این مورد ، بیرون از این مختصر می باشد

خدایا به احترام این شخصیتهای ممتاز و بر گزیده خودت ، ما را در دنیا از زیارت و در آخرت  از شفاعتشان محروم نفرماآمین  .