50- خود داری از گناهان کبیره ، سبب بخشش معاصی صغیره می شود..
824 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

    

                            دوری از گناهان کبیره سبب بخشش از گناهان صغیره می شود


در قرآن کریم در مورد ألطاف خاص خداوند عالم به بندگان معصیت کارش ، آیاتی نازل شده است که واقعا آدمی را به بهت فرو برده و  در برابر این عنایت ها ، از خدای خود شرمنده و شگفت زده می کند که ما گناهکا ران هرچه زود تر از اعمال بد و زشت خود دست برداشته و به سوی او رویم و خود را مشمول رحمت او سازیم ، برای تیمن و تبرک در این یاد داشت ، چند آیه را با خلاصه ای از توضیحات مربوط به  آنها  و تلخیص و تنظیم قسمتی از تفسیر نمونه می آوریم. 

1 - إِنْ تَجْتَنِبُوا کَبَائِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُکَفِّرْ عَنْکُمْ سَیِّئَاتِکُمْ وَنُدْخِلْکُمْ مُدْخَلًا کَرِیمًا﴿ نساء: ٣١  اگر از گناهان بزرگی که از آن نهی میشوید پرهیز کنید, گناهان کوچک شما را میپوشانیم; و شما را در جایگاه خوبی وارد می سازیم.

این آیه به کسانی که از گناهان کبیره پرهیز مـیکنند, بشـارت مـیدهد کـه خداوند گناهان صغیرة آنان را می بخشد و این پاداشی است که به این گونه افراد داده شده است,   از تعبیر < کبائر> و استفاده میشود: گناهان بر دو دسته اند:دسته ای که قرآن نام آنها را < کبیره> و دسته ای که نام آنها را گذاشته است.

2 - الَّذِینَ یَجْتَنِبُونَ کَبَائِرَ الْإِثْمِ وَالْفَوَاحِشَ إِلَّا اللَّمَمَ ۚ إِنَّ رَبَّکَ وَاسِعُ الْمَغْفِرَةِ  32  همانها که از گناهان بزرگ و اعمال زشت دورى مى کنند، جز گناهان صغیره; یقینا آمرزش پروردگار تو گسترده است; در این آیة  به جای تعبیر به(لمم ) بر وزن قسم به معنی کارهای کوچک و بی اهمیت است کرده است .«لَمم» (بر وزن قلم) به گفته «راغب» در «مفردات»، به معنى «نزدیک شدن به گناه» است، و از گناهان صغیره نیز به «لَمم» تعبیر مى شود، این واژه در اصل از ماده «المام» گرفته شده که به معنى نزدیک شدن به چیزى بدون انجام آن است، و گاه به اشیاء قلیل و کم، و بر گناه صغیره نیز اطلاق می شود.

  در آیه 49  سوره کهف خود تقسیم بندی نموده در برابـر کـبیره,  را ذ کـر فـرموده است, آنـجا کـه َِّْْْمی فرماید: وَ وُضِعَ الْکِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِینَ مُشْفِقِینَ مِمَّا فِیهِ وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَٰذَا الْکِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا کَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا ۚ وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِرًا ۗ وَلَا یَظْلِمُ رَبُّکَ أَحَدًا﴿ کهف: ٤٩ [کتاب اعمال] هر کسى [در برابر دیدگانش] نهاده مى‏شود ، پس مجرمان را مى‏بینى که از آنچه در آن است هراسانند و مى‏گویند : اى واى بر ما ، این چه کتابى است که هیچ عمل کوچک و بزرگى را فرو نگذاشته است مگر آنکه آن را به حساب آورده ؟ ! و هر عملى را انجام داده‏ اند حاضر مى‏یابند ، و پروردگارت به هیچ کس ستم نخواهدکرد . «49»   از تعبیرات فوق, به روشنی ثابت میشود: گناهان بـر دو دسـتة مشـخص تقسیم میشوند که گاهی از آن دو به< کبیره> و ,گاهی < کبیره> و و گاهی < کبیره> و تعبیر میشود.

ا کنون باید دید ضابطه و میزان در تعیین صغیره و کبیره چیست؟ بعضی میگویند: این دو از امور نسبی هستند, یعنی به هنگام مقایسه کردن دو گناه با یکدیگر آن یک که اهمیتش بیشتر است کـبیره و آن کـه کـمتر است صغیره میباشد, و بنابراین, هر گناهی نسبت به گناه بزرگتر, صغیره, و نسبت به  گناه کوچکتر, کبیره است/ ولی روشن است: این معنی به هیچ وجه با آیة فوق نمی سازد; زیرا آیة فوق این دو دسته را از یکدیگر جدا کرده, در برابر هم قرار داده است و پرهیز از یکی را موجب بخشودگی دیگری می شمارد (دقت کنید).

ا گر به معنی لغوی < کبیره> بازگردیم, کبیره هر گناهی است که از نظر اسلام بزرگ و پر اهمیت است, و نشانة اهمیت آن میتواند این باشد که در قرآن مجید, تنها به نهی از آن قناعت نشده, بلکه به دنبال آن تهدید به عذاب دوزخ گردیده است, مانند: قتل نفس, زنا, رباخواری و امثال آنها, و لذا در روایات اهل َبیت علیهم السلام ,«الکبائر الّتی أوجب الله عزّ و جلّ علیها النّار » گناهان کبیره گناهانی است که خداوند مجازات آتش برای آنها مقرر داشته است>( نور الثقلین>, جلد ١, صفحة ٤٧٣, مؤسسة اسماعیلیان, طبع چهارم, ١٤١٢ هـ ق ـ , جلد ٢, صفحة ٢٧٦, دار الکتب الاسلامیه ـ , جلد ١٥, صفحات ٣١٦ ,٣١٥ و ٣٣٥, چاپ آل البیت ـ , جلد ٦٥, صفحة ٢٩٥ ) 

مضمون این حدیث از امام باقر و امام صادق  و امام علی بن مـوسی الرّضا علیهم السلام نیز نقل شده است  ،  بنابراین, به دست آوردن گناهان کبیره و شناخت آنها با توجه به ضابطة فوق کار آسانی است, و ا گر می بینیم , در پاره ای از روایات تعداد کبائر, هفت (ـ, جلد ٢, صفحات ٢٧٨ ,٢٧٧ و ٢٨١, دار الکتب الاسلامیة ـ , جلد ٢٧, صفحة ٢١٠, و جلد ٧٦, صفحات ١٣ ,٥ ,٤ و ١٤ و جلد ٨٥, صفحة ٢٤ به بعد ) .

و در بعضی بیست و در بعضی هفتاد, (  تفسیر , جلد ١٠, صفحة ٥٩, ذیل آیة مورد بحث ـ تفسیر , ذیل آیة مورد بحث ).

ذ کر شده منافات با آنچه در بالا گفته شد ندارد; زیرا در حقیقت بعضی از این روایات به گناهان کبیرة درجة اول, بعضی به گناهان کبیرة درجة دوم و بعضی به همة گناهان کبیره اشاره میکند.

نکته ها: ١ ـ  ممکن است بعضی ها خیال کنند: این آیه, مردم را به گناهان صغیره تشویق مینماید و میگوید: با ترک گناهان کبیره, ارتکاب گناهان کوچک مانعی ندارد!

پاسخ: از تعبیری که در خود آیه ذ کر شده, جواب این ایراد روشن میشود; زیرا قـرآن ْمی فرماید: / ِنکفّر عنکم سیّئاتکم ،  یعنی ً پرهیز از گناهان بزرگ خصوصا با فراهم بودن زمینه های آنها, یک نوع حالت در انسان ایجاد میکند که میتواند آثار گناهان کوچک را از وجود او بشوید و در حقیقت آیة فوق, همانند آیةِ

« ا َّن الحسنات یذهبن السّیّئات » (   هود, آیة ١١٤)  میباشد ِ. ِو در واقع اشاره به یکی از آثار واقعی اعمال نیک است و این درست به این میماند که: میگوئیم اگر انسان از مواد سمی خطرناک پرهیز کند و مزاج سالمی داشته باشد میتواند آثار نامطلوب بعضی از غذاهـای نـامناسب را بـه واسـطة سلامت مزاج از بین ببرد/ و یا به تعبیر دیگر: بخشش گناهان صغیره یک نوع برای تارکان گناهان کبیره است, و این خود اثر تشویق کننده ای برای ترک کبائر دارد

٢ ـ تبدیل صغیره به کبیره نکتة مهمی که در اینجا باید به آن توجه داشت این است که گناهان صغیره, طبق آنچه از قرآن و روایات اسلامی استفاده میشود در چند مورد تبدیل به کبیره میگردند:

الف ـ  با تکرار گناهان صغیره ، به کبیره  تبدیل می شود, همان طور که از امام صادق علیه السلام نقل شده است « لا صغیرة مع الاصرار :» , جلد ٢, صفحة ٢٨٨, دار الکتب اسلامیة ـ , جلد ٥, صـفحة ١١١ و جلد ١٥, صفحة ٣٣٧, چاپ آل البیت ـ, جلد ٨, صفحة ٣٥٢ و جلد ٧٣, صفحة ٣٧٣ و جلد ٧٦, صفحة ٢ ) 

 در میخوانیم: فرمود: أشدّالذّنوب ما استحقر به صاحبه  ـ /تحقیر گناه در صورتی که گناه را کوچک بشمرد و تحقیر کند, تبدیل به کبیره میشود, ( , کلمات قصار, حکمت ٣٤٨) .

ج ـ صغیره در صورتی که از روی طغیان و تکبر و گردنکشی در برابر فرمان پروردگار ً انجام شود, تبدیل به کبیره میشود, این مـوضوع را میتوان از آیات مختلفی اجمالا استفاده کرد, از جمله آیات ٣٧ تا ٣٩ سورة : فَأَمَّا مَنْ طَغَىٰ﴿٣٧﴾وَآثَرَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا﴿٣٨﴾فَإِنَّّ الْجَحِیمَ هِیَ الْمَأْوَىٰ﴿٣٩ .

د ـ  در صورتی که گناهان صغیره از افرادی سر بزند کـه مـوقعیت خـاصی در اجتماع دارند و لغزشهای آنها با دیگران برابر محسوب نمیشود, بلکه ممکن است سرمشق دیگران و سنتی در اجتماع گردد, چنان که قرآن دربارة همسران پیامبر صلی الله علیه و آله  در آیة ٣٠ سورة میگوید: یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ مَنْ یَأْتِ مِنْکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ ۚ وَکَانَ ذَٰلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا﴿٣٠ گر شما کار زشتی انجام دهید مجازات آن را دو برابـر خواهید دید و این کار برای خدا آسان است.  از پیغمبر ا کرم (ص) نقل شده که فرمود: « هر کس سنت بدی بگذارد گناه ْآن بر او است و همچنین گناه تمام کسانی که به آن عمل کنند, بدون این که از گناه  آنها چیزی کاسته شود».(, جلد ٧, صفحة ١ ـ , جلد ١٦, صفحة ١٧٤, با تفاوت, چاپ آل البیت ـ , جلد ٦٨, صفحة ٢٥٨ و جلد ٧٤, صفحة ١٠٦ و جلد ٩٠, صفحة ١١٧).

هـ ـ در صورتی که گناهکار از انجام گناه صغیره خوشحال و مسرور باشد و به آن افتخار َکند چنان که از پیغمبر ا کرم نقل شده: . ( , جلد ١٥, صفحات ٣٠٤ و ٣٣٨, چاپ آل البیت ـ , جلد ٦, صفحة ٣٦, و جلد ٧٠, صفحة ٣٥٦/ ٢ ).

و ـ در صورتی که عدم مجازات سریع خداوند را در برابر گناه صغیره خود دلیـل بـر رضایت خدا بشمرد و خود را مصون از مجازات و یا محبوب در نزد خدا بداند, چنان که آیة ٨ سورة از زبان بعضی از گنهکاران مغرور نقل میکند که آنها در پیش خود میگویند: و سپس قرآن اضافه میکند که: .

مفسران نیز تفسیرهائى  براى «لَمم» ذکر کرده اند، بعضى آن را به «گناه صغیره»، و بعضى به «نیت معصیت بدون انجام آن»، و بعضى به «معاصى کم اهمیت» تفسیر کرده اند. گاه نیز گفته شده است که «لَمم» هر گونه گناه را اعم از صغیره و کبیره شامل مى شود، مشروط بر این که عادت نشده باشد، و گاه به گاه اتفاق بیفتد، و انسان متذکر گردد و توبه کند. در روایات اسلامى نیز تفسیرهاى گوناگونى براى این واژه آمده است، در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) مى خوانیم که در تفسیر این آیه فرمود: هو الذَّنْب یلم بِه الرَّجلُ فَیمکُثُ ما شاءالله ثمّ یلمّ به بعد: «منظور گناهى است که انسان به سراغ آن مى رود، سپس مدتى از گناه خوددارى کرده، بار دیگر به آن آلوده مى شود» (1)(و هرگز کار همیشگى او نیست)

در حدیث دیگرى نیز از همان امام(علیه السلام) مى خوانیم: اَلْلَّمم الرَّجلُ یلم بالذّنب فیستغفرالله  منْه: «لمم آن است که انسان به سراغ گناهى رود، سپس از آن استغفار کند».(2) روایات دیگرى نیز به همین معنى نقل شده است. قرائن موجود در آیه نیز گواهى مى دهد که «لمم» به معنى گناهانى است که احیاناً از انسان سر مى زند، سپس متوجه مى شود و آن را ترک مى گوید، زیرا استثناء «لمم» از «کبائر» (با توجه به این که ظاهر استثناء، استثناء متصل است) گواهى است بر این معنا. (1 و 2 ـ «کافى»، جلد دوم، کتاب الایمان و الکفر، باب اللمم)، 

 بعلاوه در جمله بعد، قرآن مى گوید: «آمرزش پروردگار تو گسترده است» (إِنَّ ربک واسع الْمغْفرَةِ). این نیز دلیلى است بر این که گناهى از او سر زده که نیاز به غفران پروردگار دارد، نه تنها قصد و نیت و نزدیک شدن به گناه بى آنکه آن را مرتکب شده باشد. به هر حال، منظور این است که، نیکوکاران ممکن است لغزشى داشته باشند، ولى گناه بر خلاف طبع و سجیه آنهاست، روح و قلب آنها همواره پاک است، و آلودگى ها جنبه عرضى دارد، و لذا به محض ارتکاب گناه، پشیمان مى شوند و از خدا تقاضاى بخشش مى کنند، چنان که در آیه 201 «اعراف» مى خوانیم: إِنَّ الَّذینَ اتَّقَوا إِذا مسّهم طائف منَ الشَّیطانِ تَذَکَّرُوا فَإِذا هم مبصرُونَ: «پرهیزگاران هنگامى که گرفتار وسوسه هاى شیطانى که پیرامون وجود آنها در گردش است مى شوند، به یاد خدا مى افتند، و بینا مى گردند (و توبه مى کنند)». نظیر همین معنى، در آیه 135 سوره «آل عمران» نیز آمده است که در توصیف «متقین» و «محسنین» مى فرماید: و الَّذینَ إِذا فَعلُوا فاحشَةً أَو ظَلَموا أَنْفُسهم ذَکَرُوا اللّه فَاستَغْفَرُوا لذُنُوبِهِم: «آنها کسانى هستند که وقتى مرتکب عمل زشتى شوند، یا به خود ستمى کنند، به یاد خدا مى افتند و براى گناهانشان آمرزش مى طلبند». اینها همه، گواه بر تفسیرى است که براى «لمم» گفته شد. در اینجا با ذکر حدیث دیگرى از امام صادق(علیه السلام) این بحث را پایان مى دهیم، فرمود:  اللَّمام الْعبد الَّذی یلم الذَّنْب بعد الذَّنْبِ لَیس من سلیقَته أَی منْ طَبِیعته: «انجام دهنده «لمم» بنده اى است کهگاه گناه از او سر مى زند، ولى طبیعت او نیست».( «کافى»، جلد 2، باب اللمم، صفحه 321، حدیث .5).

از مندرجات و بر رسی های فوق چنین نتیجه می گیریم که خدای مهربان ، از گناهان صغیره بندگانش ، می گذرد و از خطاهای آنان نیز چشم پوشی می کند مشروط بر این که به  آن گناه ادامه نداده و برای خود شغل قرار ندهد

خدایا به احترام مقربین درگاهت ، خودت ما را در دوری از معصیت ها و نافرمانی ها یاری بفرما آمین یا ربّ العالمین..