47 - عامل تفرقه و چند گروهی چیست؟!.
568 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


این بحث در مورد عامل یا عوامل تفرقه ، در میان جوامع بشری چیست؟. 


                          آیا «دین » است یا «بغی » و خود خواهی ؟!.

بعضی ها از روی بی سلیقه گی یا بی اطلاعی ، می گویند ، دین مایه تفرقه و از هم پاشیدگی ، بشر است!!!. در حالی که در آیه 14 سوره شوری ، خداوند به دو امر مهم توصیه نموده است 1 - برپا داشتن آئین خدا در همه زمینه ها ( نه تنها عمل کردن بلکه اقامه و احیای آن). 2 - پرهیز از بلای بزرگ و خانمانسوز یعنی تفرقه و نفاق در دین.

 از آنجاكه يكى از دو ركن دعوت انبياى «اولوالعزم» عدم تفرقه در دين است، و مطمئناً همه آنها روى اين مسأله تبليغ كردند، اين سؤال پيش مى آيد: پس سرچشمه اين همه اختلافات مذهبى از كجا است؟ (آيه  شوری / 14 ) «و ماتَفَرَّقُوا إِلاّ منْ بعد ما جاءهم الْعلْم بغْياً بينَهم» به پاسخ اين سؤال پرداخته، و سرچشمه اصلى اختلافات دينى را چنين بيان مى كند: «آنها راه تفرقه را پيش نگرفتند مگر بعد از آن كه اتمام حجت بر آنها شد، و علم و آگاهى كافى به آنها رسيد، و اين تفرقه جوئى به خاطر حب دنيا و رياست و ظلم و حسد و عداوت بود»  آرى، دنياپرستان ستمگر، و حسودان كينه توز، در برابر آئين يكپارچه انبياء قيام كردند، و هر گروهى را به راهى نمودند و بردند، تا پايه هاى رياست خود را تقويت كنند، و منافع دنياى خويش را تأمين نمايند، و حسادت ها و عداوت هاى خود را با مؤمنان راستين، و مكتب انبياء، آشكار سازند، چنان که سردسته جاه طلبان قدیم (انگلیس) و فعلی یعنی  ( آمریکا) می گویند :

« تفرقه بیانداز و حکومت کن»  این واقعیت دارد اگر درمیان مردم اخلافی نباشد  و همه متفق و باهم باشند ، دیگر جائی برای استعمار و استعمار گران ، وجود ندارد ، بدینجهت است که تمام ادیان آسمانی در هر زمان مردم را به وحدت کلمه و عدم تفرقه و از هم پاشیدگی ، دعوت نموده اند.

پس سرچشمه اختلاف هاى مذهبى و جوامع ، جهل و بى خبرى نبود، بلكه  (بغى ) و ظلم و انحراف از حق و اعمال نظرهاى شخصى بود. «دانشمندان دنياطلب» و «عوام هاى متعصب و كينه توز» دست به دست هم دادند و اين اختلافات را بنيان نهادند. آيه فوق وسائر آیات و روایات ، پاسخ روشنى است به آنها كه مى گويند: مذهب در ميان بشر، ايجاد اختلاف كرده، و خونريزى هاى فراوانى در طول تاريخ به بار آورده است، زيرا اگر دقت شود، مذهب، هميشه عامل وحدت و يكپارچگى در محيط خود بوده، (همان گونه كه در مورد اسلام و قبايل «حجاز» و حتى اقوام خارج از «جزيره عرب» تحقق يافت و به اختلافات پايان، و امت واحدى ساخت). ولى متأسفانه سياست هاى استعمارى  و گرایش به استعمار گران ، به اختلافات میان ادیان مخصوصا مسلمان ها دامن زده ، و در ميان مردم، تفرقه ايجاد كرده ،و مايه خونريزى شده است که الان مسلمان ها را به جان هم انداخته  و همدیگر را کوبیده و زیر بنای زندگیشان را به آتش می کشند و می کوبند و با یک تیر چند نشان  می زنند ، اسلحه شان را می فروشند و قدرت اسلام و مسلمین را از بین می برند و صهیونسیم را تقویت  می کنند و فکر و عقل دینی شان را گرفته و ریشه کن می نمایند ، مانند ،  عربستان با یمن و سایر کشورها با عراق و سوریه و فلسطین و در طول تاریخ افغانستان ، با پاکستان و  افراد کشور لیبی با خودشان و غیر از اینها را با همدیگر. 

علاوه برآن ، افزودن سليقه هاى شخصى، و تحميل آن بر مذاهب آسمانى، خود يك عامل بزرگ ديگر تفرقه  است، كه آن هم از «بغْى» مايه مى گیرد. «بغْى»، به گونه اى كه در ريشه اصلى لغوى آن ذكر كرده اند، «درخواست تجاوز و انحراف از خط ميانه، و تمايل به افراط و تفريط» است، خواه به اين درخواست، جامه عمل پوشيده شود يا نه، گاه در «كميت» چيزى است، و گاه در «كيفيت»، و به همين مناسبت غالباً به معنى ظلم و ستم، به كار مى رود. گاهى، نيز به معنى هر گونه «طلب و تقاضا» هر چند امر خوب و شايسته اى باشد، آمده است. لذا «راغب» در «مفردات»، «بغْى» را به دو شعبه تقسيم مى كند، شعبه «ممدوح» و «مذموم» كه اولى، تجاوز از حد عدالت، و رسيدن به احسان و ايثار، و تجاوز از واجبات و رسيدن به مستحبات است، و دومى، تجاوز از حق، و تمايل به باطل يا مشتبه است.

در تفسير «على بن ابراهيم» از امام صادق(عليه السلام) نقل شده است كه، در تفسير آيه «شَرَع لَكُم منَ الدينِ»، فرمود: مخاطب در جمله «أَنْ أَقيموا الدينَ» امام است، و جمله «لاتَتَفَرَّقُوا فيه» كنايه از اميرمؤمنان على(عليه السلام) است.(  تفسير «نور الثقلين»، جلد 4، صفحه 56).

البته،  منظور انحصار دين در ولايت على(عليه السلام) نمى باشد، بلكه هدف بيان اين حقيقت است كه مسأله ولايت اميرمؤمنان على(عليه السلام) نيز از اركان و اصول دين به شمار مى رود. (تفسیر نمونه : 20 / 383).

خدایا به احترام مقربین درگاهت « أصلح کلّ فاسد من أمور المسلمین»  مسلمان ها را از شرّ گروههای خارج از اسلام  و مصداق کفر و الحاد که با نام اسلام ، مسلمان ها را ، می کوبند و سر می برند و می سوزانند و خانه شان را ویران می کنند ، نجات داده  و شرور آنها را به خودشان برگردان و محو و نابودشان کن  و آثار کفر و الحاد آنها را ، از جوامع مسلمین ، و از صفحه روزگار بر چیده و  ریشه کن نما  ، آمین یا ربّ العالمین.