40 - علی(علیه السلام) آورنده انگشتر سلیمان از ته دریا و قرار دهنده در انگشت او ست.
527 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

         علی(علیه السلام) آورنده انگشتر سلیمان را  از ته دریا و قرار دهنده در  انگشت او ست.

روزی حضرت رسول خدا صلی الله علیه و آله با یکی از جنّیان صحبت می کرد ، امیرمؤمنان علیه السلام ، به خدمتش رسید و آن جنّ با دیدن آن حضرت به خود لرزید و کوچک شد و رنگش پرید.

رسول خدا فرمود: چرا با دیدن این جوان ، ترسیدی و به خود لرزیدی مگر او را می شناسی ؟! عرض کرد یا رسول الله کجا این شخص جوان است در حالی که او بود که انگشتر سلیمان را ، از ته دریا آورد و به انگشتش کرد و ما جنیان دوباره به زیر دست او درآمدیم!. 

خداوند به حضرت سلیمان نبی علیه السلام ، انگشتری داده بود که در اثر نوشته  نگین آن ، تمام جنیان  و پریان ، به انقیاد و اطاعت و به زیر دست او  آمده بودند و در پیش او به کارهای سخت ، از قبیل ساختن بیت المقدس که سالها طول کشید و ساختن دیگها و ظروف بزرگی که برای اطعام آن همه ارتش و قشون ، کفایت کند، وادار می شدند و روزگار برایشان سخت می گذشت .

روزی  حنیان با هر ترفندی آن انگشتر را  دزدیده و به دریا انداختند و قدرت حضرت سلیمان بهم خورد و از هم گسیخت ، تا اینکه طبق روایات امیرمؤمنان علی علیه السلام که در باطن با انبیا ء بود، انگشتر را از دریا بیرون آورد و به انگشت حضرت سلیمان کرد و قدرتش برگشت و جنیان منقاد و مطیع  او شدند و ترس علی علیه السلام بر دل آنها نشست و این جن که در محضر رسول خدا بود با یاد آوری آن ماجرا ، بخود لرزید و ترسید.

هرکس از روایات  بیشمار کتاب های حدیثی از قبیل بحار الانوار مجلسی و اصول کافی کلینی و تهذیب و الاستبصار طوسی و کتاب های فراوان شیخ صدوق و کتاب های سایر بزرگان رضوان الله تعالی علیهم أجمعین  ، در باره امامت وولایت  امامان بزرگوار علیهم السلام ، کوچکترین اطلاعی داشته باشد، از شنیدن روایت فوق و امثال آن ،  تعجب نکرده و وحشت نمی کند ، زیرا مسائل لاهوتی و ملکوتی  وجود اینها ، ما فوق درک و فهم ماست .

وقتی ما قبول داریم این ملکوتیان ، برگزیدگان خاص خدای جهانند ، چه جای تردید از قبیل پذیرفتن این نوع روایات دارند !. مگر آمیروالائیان علی علیه السلام نفرمود : لو کشف الغطاء لما ازدت یقینا. اگر پرده برداشته شود به یقین من افزوده نمی شود.

قطعا این گفتار صیحیح است ، زیرا مگر اینان از خود آن پردگیان و عالمان اسرار پشت آن پرده ها نیستند ؟!. مگر همین شخصیت در «خطبه طنتجیه » نفرمود: و أنا صاحب الطور و أنا ذالک النّور الظّاهر و أنا ذالک البرهان الباهر....منم صاحب ( و سخنگوی موسی) در طور(سینا) و منم آن نوری که در آنجا ( به موسی) ظاهر شد و منم آن برهان ( ودلیل ) آشکار ...

پس اینهایند آن نور خدا که در آیه شریفه فلمّا تجلّی ربّه للجبل ... و آن ندا کننده موسی در طور سینا ، فلمّا أتیها نودی یا موسی ... طه 10 ، فلمّا جائها نودی أن بورک من فی النّار و من حولها.... یا موسی إنّی أنا الله العزیز الحکیم . نمل : 7 ، فلمّا أتیها نودی من شاطئی الایمن فی البقعة المبارکة  من الشّجرة...قصص : 29 که حضرت موسی با شنیدن این ندا ، نبوت به او اعلام می شود آن نور خدا همان نور ولایت و امامت می باشد که خدا به آنان ، عطا نموده است و خداوند با ایجاد صدای اینها یا مأموریت دادن به اینها ست که با موسی در طول سینا سخن می گوید و آن نور تجلی می کند که موسی و اطرافیانش غش کرده و بیهوش می افتند.

این سخنان مربوط به مقامات و درجات مدتها قبل از تولد  آنهاست اما نوبت به تولد و به دنیا آمدنشان که می رسد ، در بطن مادر با مادر سخن گفته و أنیس و مونس تنهائی آنها می شوند.

روزی رسول خدا سر زده به خانه بر می گردد می شنود خدیجه کبرا سلام الله علیها ، باکسی صحبت می کند ، وارد خانه می شود کسی را نمی بیند می پرسد ، خدیجه با کهِ صحبت می کردی ؟!،  عرض کرد یارسول الله تو که از خانه بیرون می روی و من تنها می مانم ، این بچه که در شکم من است شروع می کند با من صحبت کردن !. فرمود: خدیجه اینک جبرئیل به من خبر می دهد آن بچه دختر است و مادر امامان ( و پیشوایان ) این امت . 

بلی آن دختر بود که فاطمه نامیده شد و نور چشم پدر و مادر و همان برگزیده خدا بود که علاوه بر همسر ی علی علیه السلام  ، مادر یازده امام و علاوه بر مادری ، حجت ، حجت های خدا شد که امام حسن عسکری علیه السلام می فرماید : « نحن حجج الله علی خلقه و أمّنا فاطمة حجّت الله علینا ، ما حجتهای خدا بر مردم و مادرمان فاطمه حجت خدا برما (امامان ) است.

بلی آن  دختر همانست که خداوند به رسولش فرمود: یامحمد (ص) لولاک لما خلقت الافلاک و لولا علیّ لما خلقتک و لولا فاطمة لما خلقتکما. ای محمد اگر تو نبودی ، فلکهارا نمی آفریدم و اگر علی نبود تو را خلق نمی کردم و اگر فاطمة نبود هر دوی شما را ، به وجود نمی آوردم .

دلیلش روشن است چون حجت هائی که در اول خلقت ، به وجود آمدند ، باید از  پدر و مادری متولد می شدند ، آن دو علی و فاطمه است .

خلاصه باز امیر علیه السلام بعد از بیاناتی برای جابربرن عبدالله در باره  اوضاع آینده و آیندگان ، فرمود:  فتوقّعوا ظهور مکلّم موسی  من  الشّجرة علی الطّور....منتظر ظهور سخن گوینده با موسی ( یعنی قائم آل محمد) در (کوه) طور باشید .

ازین روایت هم روشن می شود همه اینها  نور واحد و به وجود آمده از نور واحد و صاحبان اسرار و رموز واحد ،  قبل از خلقت و بعد از خلقت می باشند. 

خدایا به احترام این محرمان رازت قسمت می دهیم ما را از پیروانان و دوستان و محبان آنها قرار ده و در روز قیامت از شفاعتشان محروم نفرما آمین یا ربّ العالمین.