35- معنای غیبت امام عصر (عجل الله تعالی فرجه الشّریف) .
569 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                                       مولاجان


     مردم زداغ هجرتو از بهر دیدنت ***آخرکجا روم زچه کس پرس و جو کنم

خشک است کام جهان ودل زالتتهاب عشق**از آب وصل تو چه شود ترگلو کنم


مسئله غیبت و چگونگی آن ، از مسائل پیچیده و پرگفتگوست ،

1 - آیا آن حضرت  ایّام غیبت در جای بخصوصی زندگی می کند و از مردم بریده و  در گوشه انزوا نشسته است و هیچ ارتباطی بامردم ندارد ؟.

2 - از مردم کناره گیری کرده و در موارد ضروری ارتباط برقرار می کند؟.

3 - در کنار مردم است و همه جا وجود  و حضور دارد فقط از انظار غایب است؟.

(در این مورد من در کتاب « سیمای جهان در عصر امام زمان (عح) » جلد اول و کتاب گلستان سخنوران جلد اول بحث مفصلی کرده ام ، طالبین تفصیل به آنجا ها مراجعه نمایند). 

ابتدا به یک نکته توجه فرمائید ، در روایات مربوط به حضرت قائم (روحی لتراب مقدمه الفداء) سه کلمه ظهور و خروج و قیام ، زیاد به کار رفته است که فرق این سه کلمه را در آن دو کتاب توضیح کامل داده ام ولی آنچه در اینجا بطور خلاصه  لازم است توضیح دهم ، فرق دو کلمه ظهور و حضور است، ظهور یعنی آشکار و دیده شدن و حضور اعم از آنست ، هم دیده می شود و هم نامرئیست. ما که می گوئیم حضرت غایب است  ظاهر نیست یعنی ظهور فیزیکی ندارد نه این که حضور ندارد ، به عبارت دیگر ، معنای غیبت او یعنی ظاهر و آشکار نیست نه این که  حاضر نیست ، نباید چنین تصور شود که آن حضرت در تمام مدت غیبت یک وجود نامرئیست و دیده نمی شود بلکه از روایات زیاد ، استفاده می شود که امام در میان کوچه و بازار راه می ود و در میان مردم است و در مجالسشان شرکت می کند و روی فرشهایشان قدم می گذارد، او همه را می شناسد ولی مردم  او را نمی شناسند. چون او امام و حجت الهی در زمان ماست و  فعلا حضور تشریعی ندارد اما حضور تکوینی دارد و به وظایف امامت و ماموریت خود ، عمل می کند.

امیر آزادگان علی علیه السلام فرمود: سوگند به خدای علی ، حجت زمین در روی زمین وجود دارد ، در راههای آن راه می رود، به خانه ها و قصرهای زمین ، داخل می شود، و در شرق و غرب زمین می چرخد ، گفتار مردم را میشنود و بر ایشان سلام می کند و آنهارا می بیند. ( سیمای جهان در عصر امام زمان (عج) از غیبة نعمانی: ص 72، یوم الخلاص: 111، و ترجمه آن روزگار رهائی: ص 223 ).

در دعای ندبه می خوانیم « بنفسی انت من مغیّب لم یخل منّا ، بنفسی انت من نازح ما نزح عنّاّ» جانم فدای توباد که از ما بی خبر ( و دور)  نیستی ، جانم فدای آن کوچ کننده ( دوری گزیده ای که) از ما دور نگشته است. به چند روایت در این باره توجه فرمائید. 

1 -وقتی که سوره تبت یدا ابی لهب ، نازل شد ام جمیل عیال او سنگی را برداشت و به  بت های لات و عزّی قسم خورد ، هرجا محمد را ، ببینم ، او را می زنم من خودم شاعره هستم ، وارد مسجد الحرام شد که معمولا حضرت در آنجا ، جلوی حجر الاسود می نشست  ، ابوبکر گفت یارسول الله ام جمیل می آید ، فرمود مرا نمی بیند ، رسید  حتی زانوانش به پشت حضرت چسبید ولی او را ندید و  گفت: « این صاحبک » رفیقت کجاست ، به او بگو هرجا ببینم این سنگ را به او می زنم ( و رد شد). ابوبکر با تعجب گفت:  یا رسول الله او ترا ندید؟! فرمود خداوند میان من و او حجاب زدو   (و پرده  کشید).(  در تفسیر المیزان : ذیل آیه 45 سوره اسراء روایت را با اسناد دیگر از اسماء دختر ابوبکر آورده است). سیمای جهان در عصر امام زمان(عج) از قرب الاسنادص 40 ، تفسیر المیزان ج 20 /542 ، کنزالدقایق : 11 / 592 ، نورالثقلین: 5 / 698، تفسیر فخر رازی 30 / 354، تفسیر روح المعانی 3 / 264، تفسیر الدرالمنثور: و تفسیر ابوالفتوح رازی و تفسیر فی ظلال القرآن و تفسیر مجمع البیان درتفسیر سوره تبت و تفاسیر دیگر و تاریخ الکامل ابن اثیر 2ز /60).

2 - ابو بصیر گوید: همراه امام باقر علیه السلام به مسجد پیامبر وارد شدیم در حالی که مردم به مسجد رفت و آمد می کردند ، حضرت به من فرمود: از مردم حضور مرا بپرس آیا مرا می بینند یانه،  من از هرکس پرسیدم «ارئیت الیوم اباجعفر» آیا امروز ابا جعفر را دیدی ؟ می گفت : نه تا این که ابوهارون مکفوف از دوچشم نابینا آمد ، حضرت فرمود: از او هم بپرس و از او نیز سوال کردم ، گفت: مگر اینجا نه ایستاده ! گفتم: از کجا فهمیدی ؟! گفت چگونه نبینم در حالی که او نوریست درخشان ، درست است من چشم ظاهری ندارم اما چشم دلم باز است . ( سیمای جهان از مکیال المکارم : 1 / 500، یوم وقت المعلوم ص 55).

3 - سدیر صیرفی از امام صادق علیه السلام فرمود: انّ فی صاحب هذاالامر لشبه من یوسف ، صاحب این امر شباهتی به یوسف دارد برادرانش چندین مرتبه او را دیدند و باهم سر یک سفره غذا خوردند ( از یک پدر بودند) ولی او را نشناختند چون یوسف اجازه ظهور نداشت ، اما وقتی که اجازه ظهور از سوی خداوند داده شد، برادران او را شناختند و گفتند «اانت یوسف » آیا تو یوسفی.( خلاصه از  سیمای جهان از غیبت نعمانی ص 84، اصول کافی: 1 / 337، بحار: 52 / 154 باب 23 ح 9 از دلایل الامامة).

باد قت در روایات فوق معلوم شد که  رسول خدا  و امام باقر و  یوسف صلوات الله علیهم اجمعین ، آنجا حضور داشتند اما ظهور نداشتند ، قائم آل محمد علیهم السبلام هم در جمع ما حاضرند اما ظاهر نیست  در واقع ما از او غائبیم نه او ازما ، ما لیاقت دیدن او را نداریم ،  او حضور دارد و مراقب اعمال ماست و هر هفته  عصر جمعه  تمام اعمال ما ، به محضر مبارکش عرضه می گردد  و امضاء شده در اداره خدا بایگانی می شود تا روز بر رسی فرارسد.

ماهم همیشه به ظهور او دعا میکنیم نه حضور او ، با ما هست و از تمام کارهای نیک و بد ما اطلاع دارد ، حضور دارد و ظهور ندارد و بس.

اللهمّ و عجّل فی فرج مولان صاحب العصر و الزّمان واجعلنا من اعوانه و انصاره و شیعته و موالیه آمین یا ربّ العالمین.