29- خرید و فروش خدا با مومنین
562 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 
                      خريد و فروش خدا با مؤمنين
 
                   چهار شرط  در داد و ستد شرعي
 اگر كسي بخواهد با كسي خريد و فروش نمايد ، بايد چهار شرط در صحت آن موجود باشد ،
 1 -  بايع  )فروشنده(. 2 - مشتري )خريدار(  3 - ثمن ) قيمت( مثمن )جنس( با وجود اين چهار شرط معامله صحيح است اگر يكي از اينها نباشد معامله باطل است .
 خداي عالميان با بندگان با ايمانش يك معامله اي انجام داده است كه در سوره توبه آيه   111 مي فرمايد: » انّ الله اشتري من المومنين أنفسهم و أموالهم  بأنّ لهم الجنّة ، يقاتلون في سبيل الله فيقتلون و يقتلون ، وعدا عليه حقا في التوراة و الانجيل والقرآن..و من أوفي بعهده من الله فاستبشروا ببيعكم الّذي بايعتم به و ذالك هوالفوزالعظيم« . خداوند از مومنان مال و جان آنها را خريده  به اينكه براي آنهاست بهشت ، )طبق اين معامله( جنگ مي كنند ، مي كشند و كشته مي شوند ، اين بهشت وعد داده شده جق است براي آنها در تورات
 ( موسي) و انجيل ( عيسي ) و قرآن (محمد صلوات الله عليهم أجمعين ) است و كيست با وفاتر در عمل به وعده اش ، از خدا پس به داد و ستدي كه با خدا نموده ايد شادمان باشيد و اين است همان رستگاري و پيروزي بزرگ.
 در اين خريد و فروش ، فروشنده مؤمنين و خريدار خدا و جنس فروخته شده مال وجان مؤمن و قيمت داده شده ، بهشت است.
 در اين معامله چهار شرط موجود بعلاوه سند معتبر در سه كتاب آسمانى ثبت گرديده است .
 پس طبق اين خريد و فروش هروقت دين خدا به مال نياز داشت ، مؤمن مي دهد ، بجان احتياج بود ؛ جانش را بذل مي كند ، روي اين اصل در سوره احزاب آيه 23 فرموده: )من المومنين رجال صدقوا ما عاهدوالله عليه فمنهم من قضي نحبه ومنهم من ينتظر و مابدلوا تبديلا( از مومنان مرداني هستند ، عهدي را كه با خدا بستند ، تصديق نمودند ( و از بذل جان و مالشان هنگام نياز  ، مضايقه نكردند)  بعضي ها رفتند و بعض ديگر منتظرند وتغيير و تبديلي انجام ندادند.
 پس اي عزيزان اگر ما به خدا و رسول و دينش ، عقيده داريم ، اين معامله را با خدا انجام داده ايم بايد در صورت ضرورت و لزوم از بذل هيچيك از جان و مالمان ، دريغ نورزيم تا قيمت آن را كه )بهشت( است به دست آوريم و به خوشبختي و سعادت ابدي برسيم  .
 مانند شهداي بزرگوار و عالي مقامان گذشته و امروز ، و بزرگاني كه در گذشته انجام دادند و مي دهند.
 روزبه ايرانى، در اثر نداي دل و خواسته قلبي ، يك سال در چاه خانه پدر زرتشتي اش زنداني شد و پس از نجات از زندان رو به بيابانهاي عربستان گذاشت و شش سال با راهبان صومعه ها همزيستي كرد و به بردگي فروخته شد و سال ها بابردگي گذراند اما از جستجوي محبوبش باز نماند درنهايت غلام زني از يهود شد كه روزي در نخلستان نشسته بود ديد هفت نفر وارد باغ شدند و ابر بالاي سرشان مي آيد و از راهبان قبلي ياد گرفته بود كه صدقه به پيغمبر آخرالزمان حرام است با آوردن يك ظرف خرماي صدقه اي ديد چهارنفرشان خوردند ولي سه نفر نخوردند ، علامت سوم را جستجو كرد و دور آن سه نفر مي چرخيد و ديد يكي از آنها سر بلند كرد و فرمود: مهر نبوت را مي خواهي ، روزبه گفت: بلي آقا پيراهنر ا ازروي شانه راستش كنار زد ، روزبه  با ديدن مهر نبوت در دوسطر ( لا اله الا الله ، محمد رسول الله ) به پايش افتاد و مي بوسد و به رويش مي مالد سالهاست در انتظار همچون لحظه اي بود .
 فرمود: نامت چيست ؟ روزبه ، ترا سلمان ناميدم ، و اورا از زن يهوديه خريد و باخود به مدينه برد و او در اثر مجاهدت ها و خود گذشتگ ها و فداكاريها خود را بجايي رساند كه رسول خدا فرمود: ( همه در اشتياق بهشتندولي ) بهشت مشتاق چهار نفرست، علي و سلمان واباذر و مقداد.
 در روزهاي جنگ خندق كه انصار گفت : سلمان از ماست چون در مدينه ايمان آورد در كندن خندق ، باما كار كند و مهاجرين گفتند : سلمان از ماست چون از عجم هجرت كرده و آمده است رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: سلمان از ما اهل بيت است ، جبرئيل نازل شد و سلام داد و گفت اي رسول ، خداوند فرمود: سلمان بنده من است!!!.
 چرا به اين مقام ها رسيد و اين امتيازها را به دست آورد ؟!،  چون  نه از جانش و نه از مالش در راه خدا مضايقه كرد و كتك ها خورد و شكنجه ها ديد تا به مقام پله دهم ايمان ، پا گذاشت و ارتقاء يافت و بهشت را در انتظار گذاشت.
 جندب بن جناده چوپان بيابان خشك عرستان به جائي رسيد كه رسول خدا ، در باره اش فرمود : (ماأظلّت الخضراء ولا أقلّت الغبراء علي ذي لهجة أصدق من أبي ذر ) آسمان سايه نه افكنده و زمين روي خود بر نداشته كسي را كه راستگوتر از اباذر باشد.
 و فرمود: (اباذر تنها  متولد شدي و تنها مي ميري و تنها به محشر آيي و تنها به بهشت مي روي ). چرا ؟! چون در راه اسلام و اهلبيت آخر در بيابان ها ، تنها و بي كس ، جان داد.
 روزي مسلمانها پيش رسول خدا آمدند و گفتند: اي رسول خدا اسلام پيشرفت كرده است و بلال حبشي لكنت زبان دارد  در اذان بجاي أشهد أسهد  شيبن را سين مي گويد اور ا از اذان گفتن عزل كنيد تا براي ما عيب نباشد ، حضرت قبول كرد و جبرئيل نازل شد يا رسول الله خدا مي فرماي سين بلال عوض شين به من قبول است !!! حق نداري او را از موذّني كنار بگذاري !!! اي بنازم به اين مقامهايتان اي زرتشتي ديروز و چوپان بيابان ها و برده ديروز ، و مورد افتخار تمام مسلمانهاي امروز كه در اثر تصديق  داد و ستد خود با خدا ، به مقام هائي بالا رفتيد كه عقل ها از درك آن عاجز است .
 در باره بانوان فرمود: اشتاقت الجنّة الي أربع من النّساء مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم زوجة فرعون و هي زوجة النّبيّ في الجنّة و خديجة بنت خويلد زوجة النّبيّ في الدّنيا و الاخرة و فاطمة بنت محمد. بهشت به چهار خانم مشتاق است ، مريم دختر عمران ، و آسيه دختر مزاحم  زن فرعون و اوست زن پيغمبر در بهشت ،؛ و خديجة دختر خويلد زن پيغمبر در دنيا و آخرت ، و فاطمةدختر محمد.
 و فرمود: أفضل نساء أهل الجنّة أربع خديجة بنت خويلد و فاطمة بنت محمد و مريم بنت عمران و آسيه بنت مزاحم امرأة فرعون. بهترين زنان اهل بهشت چهار نفرند ، خديجة دختر خويلد ، و فاطمة دختر محمد ، و مريم دختر عمران ( مادر حضرت عيسي(ع) ، و آسيه دختر مزاحم زن فرعون. ( هر دو روايت در  سفينة البحار ج 1 ص 502 باب اربعينيات).
 رعضة دختر نمرود ديد كه آتش به حضرت ابراهيم گلستان شد و او را نسوزاند گفت: اي ابراهيم من چكار كنم آتش مراهم نسوزاند فرمود: به وحدانيت خدا و نبوت من شهادت ده و وارد آتش شو ، شهادتين گفت و وارد آتش شد و به سوي پدرش برگشت و اورا نصيحت كرد با دستور پدر او را به چهار ميخ كشيده بدنش را قيچي مي كردند ، جبرئيل با دستور خداوند او را نجات داد و به حضرت ابراهيم ملحق نمود و حضرت او را به يكي از پسرانش تزويج كرد و چند پيغمبر از اولادشان به نبوت مبعوث شدند. )خزينة الجواهر مرحوم نهاوندى(.
 ببينيد داد و ستد با خدا و ايمان واقعي به او ، انسان را به چه مقامهائي بالا مي برد بهشت مشتاق آسيه و افضل بانوان بهشتي مي شود و دختر نمرود مدعي الوهيت عروس قهرمان توحيد و مادر چندين پيغمبر مي گردد!!!.
 سروران عزيز بهوش باشيم اين دنياي چند روز به هر وسيله و با هر شرايطي مي گذرد اما در فكر فردا باشيم كه پاياني ندارد و ابديست .
 أللهمّ اجعل عواقب أمورنا خيرا و لاتسلّط علينا من لا يرحمنا و لا تفرّق بيننا و بين أءمّتنا طرفة عين ابدا في الدّنيا و الاخرة آمين يا رب العالمين.