25 - انتقام یهودیان از مظلوم تاریخ علی (علیه السلام )
378 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 تاريخ درج : 1393/12/20
 موضوع : اخلاق و عرفان
 
                                           انتقام يهود از مظلوم تاريخ على )ع(
 
 در اين ياد داشت از مطالبي استفاده شده است كه فريقين ) سني و شيعه( در صحت آن اذعان دارند و هيچگونه اختلافي نيست  آوردن مدارك و منابع از اصل متن ،باشماره (9123793915) تماس بگيرد تا به عرض برسد.
 در روبمراتب بيشتر مي شود اگر كسي در قسمتي به سند نياز داشت با همراه آيات و تاريخ ، فراوان آمده است كه اسلام با سه چيز پيشرفت كرد و به ثمر رسيد .
 1 - با اخلاق حسنه رسول خدا صلي الله عليه و آله  كه آيه مباركه )انّك لعلي خلق عظيم( تو بر اخلاق بزرگي هستي ، گوياي آنست.
 2 - با اموال بيشمارو دارائي زياد و ثروت فراوان خديحه كبرا (ع)  كه در تواريخ در بيان ميزان آن گفته هاي زياد و اغراق آميزي آمده است  .
 3 -  با جانفشاني ها و  شمشير زني هاي فداكارانه علي عليه السلام كه كتاب هاي سني و شيعه و حتي نويسندگان خارج از اسلام در قبول و تعريف آن بيانات زيادي دارند.
 من در اين ياد داشت بصورت خيلي فشرده فقط به قسمت سوم مي پردازم تا به توضيح عنوان ياد داشت برسيم .
 در سن 9 يا 11 سالگي ايمان آورد و تا رحلت رسول خدا صلي الله عليه و آله  از هيچگونه بذل جان و خدمت و فدا كاري مضايقه نكرد و پرچم اسلام را در سراسر جزيرةالعرب  بر افراشت ،
 علي (ع) بود با تقديم جسم و  جان خود و خوابيدن در فراش )و رختخواب( ، رسول خداصلي الله عليه و آله را از شر دشمنان متحد از تمام قبايل حتي  ابولهب از خود بني هاشم ، نجات داد و راهي مدينه ، ساخت .
 او بود در جنگ بدر گردنكشان قريش را به خاك مذلت نشاند، و عظمت آنها را ، نابود كرد،
 او بود در جنگ احد پس از فرار تمام ارتشيان حتي خليفه اول و دوم وسوم فقط علي ماند بازني بنام نسيبه و رسول خدا را از شر دشمن نگهداشت و با پذيرفتن 90 زخم فقط در قسمت جلوي بدن و شكستن شمشير و آمدن ذوالفقار ، عاشقانه از پيامبر دفاع  كرد و  تا به رسيدن و ياري آمدن فرشتگان  خدا  جانفشاني نمود.
 او بود در جنگ خندق رسول خداصلي الله عليه و آله هنگام رفتنش به ميدان فارس يليل عمروبن عبدود فرمود : )برز الاسلام كلّه علي الشّرك كلّه (، كل اسلام در برابر تمامي شرك آشكارشد ) و ضربة علي يوم الخندق افضل من عبادة الثّقلين( ضربت علي روز خندق  از عبادت جن و انس افضل است و درباره آن ضربت فرمود : اگر آن يك ضربت در يك كفه ترازو قرار گيرد و عبادت ثقلين در كفه ديگر آن ضربت بر آنها فائق خواهد آمد.
 اوبود با كندن در بزرگ دژهاي خيبر و در فتح قلعه هاي هفتگانه  آن و نابود ساختن قدرت يهوديان ، اسلام و مسلمانان را به پيروزي رساند و خلاصه اوبود كه در جنگ حنين پس از فرار بيش از ده هزار ارتش اسلام و دو هزار تازه مسلمان ها  و تا آمدن نيروي آسماني ،  از رسول صلي الله عليه و آله  دفاع كرد و به پيروزي رسانيد.
 كوتاه سخن اينكه بنا به  گفته تمام ارباب تاريخ  و تراجم و تفاسير، باشمشير علي(ع) بود كه  كشتي نو پا و نوساز اسلام به سر زمين عرب ، لنگر انداخت و ريشه دوانيد.
 در خلال اين دوران هاي خطرناك يك گروه زير زمينى )كه از بزرگان علماي يهود و مسيحيت زمان خود ، نسبت به پايان كار و نهايت دعوت پيامبر و پيروزي دين او به تمام اقشار مختلف و گوناگون عربستان ، اطلاعاتي داشتند(، تشكيل يافت و پا به عرصه وجود گذاشت و بظاهر با ايمان آوردن و با دادن دختران ريز و درشتشان به رهبر اين دين )به اميد داشتن اولاد و بعدها ادعاي ارث  و جاسوس اندرونى بودن( پايه كارهاي آينده خود را از درون و بيرون و از داخل و خارج ، محكم كرده و در طول زندگي رسول خدا (ص) ، در كنار هم پيش رفتند  و پايه هاي تصميمات آتي خود را استوار ساختند.
 با ايمان آوردن شخص بي نام و نشان  يك فرد يمني جوجه كبابي ) كه هنوز هم در نام او و اسم  پدرش سي قول در كتاب هاي رجال و تاريخ وجود دارد( بنام ابوهريره دوسي كه فرد بي چيز و ندار و شكمو كه مي گفت: )الصّلوة خلف عليّ افضل و اتم و سفرة معاويه ادهن و ادسم نماز پشت سر علي افضل و تمام تر است و )چكنم( سفره معاويه روغني و چربي دار است(. و با عنوان مسلمان شدن خود را به جمع مسلمانان ، پيوند داد و عمر چقدر از مصاحبت اين قبيل اشخاص در زمان پيامبر، متأثر شد كه خودش مي گويد : نزد رسول خدا رفتم گفتم : يارسول الله براي خدا حافظي آمده ام فرمود: كجاسفر مي كني ؟ گفتم براي بيت المقدس . پرسيد براي تجارت؟ ! گفتم: براي زيارت ، فرمود: يك ركعت نماز در اينجا از هزار ركعت نماز در آنجا بهتر است.)مجمع الزوايد ج 5 ص 40). باز رفت!!!.
 و بعدها هم با آمدن كعب الاحبار عالم پر آوازه يهود )او هم ازيمن به بهانه سفر به بيت المقدس و در سر راه خود در مدينه با عمر ديدار كرد و عمر از او استقبال نمود... )تفسيرالدرالمنثور ج 2 ص 169)
 او پس از اين ديدار در مدينه ماند و اظهار اسلام نمود عبدالله بن زبير مي گويد:وقتي عمر وارد بيت المقدس شد ، گفت: لبّيك اللهمّ لبيك  )سنن بيهقي ج5 ص41). سفرهاي عمر به شام و عراق تحت نظارت و مشورت كعب الاحبار بود چون او صلاح نديد عمر به عراق برود عمر نيز نرفت.)كنزالعمال ج 14 ص 148 و ص 173). عمر شخصا از كعب الاحبار خواست موعظه كند ) القصاص و المذكرين ص 30).
 عمر از كعب الاحبار پرسيد: مسجد و قبله را ( در بيت المقدس) كجا قرار دهد ؟ گفت: پشت صخره عمر گفت: اي كعب اين كه قبله يهوديان است!!.(الاصابة في معرفةالصحابة ج 4 ص 105). عمر وقتي به ايليا رسيد كعب را خواست سپس لبيك اللهمّ لبيك گفت آنگاه سوي محراب داودي رفت! كعب را خواست و گفت: به نظر تو نمازگاه را كجا قرار دهم ؟ گفت: پاي صخره گفت: اي كعب به خدا روش يهودي پيش گرفتي ديدمت هردو پاپوشان  پايت را درآوردي ؟ كعب گفت:مي خواستم زمين را باپايم لمس كنم. )تاريخ طبري ج 5 ص 1792).
 بعد از عمر در زمان عثمان مخصوصا درشام زمان معايه چكارهائي كه نكرد و بيش ازين  زمينه براي آوردن نمونه هائي از آنها،  فراهم نيست .
 تميم داري از مسيحيان قبيله لخم بود كه در سوريه و لبنان زندگي مي كرد و تاجر شراب بود در سال نهم هجري مسلمان شد گرچه مسيحي بود اما فرهنگ يهودي داشت، عمر به او اجازه  قصه گوئي )نشر اسرائيليات بين مسلمين( داد و گفت: او بهترين فرد مدينه است )الاصابة : ج 1 ص 215). عمر و عثمان زمان و مكان و مدت قصه گوئي را  براي تميم داري تعيين كردند.)المعرفة والتاريخ : ج 1 ص 596). اما زبان يك كلمه قال رسول الله گو را از حلقوم بيرون مي كشيدند!!!.
 عمر خود پاي قصه هاي تميم داري مي نشست.)الزهد والرقاف ص 508).
 و، با آمدن ابو عبدالله وهب بن منبه اهل صنعا ي يمن و پدر او ايراني و از مردم هرات و از افراد سپاهي بود كه انوشيروان براي فتح يمن فرستاد كه فرزندش وهب نيز در همان سامان (يمن) در سال 34 در خلافت عثمان به دنيا آمد ، او از تابعان به شمار مي رفت و درنقل داستانهاي اسرائيلي ، نقش به سزائي داشت و زبانهاي مختلفي را نيز مي دانسته )خلاصه از تذكرةالحفاظ ذهبي ج 1 ص 100).
 و  امثال اينها)كه  كم نيستند(. و نفوذ كردن در جمع مسلمانان و جا زدنشان در ميان آنها و شروع  نشر داستان هاي اسرائيليات و رساندن آنها ، به گوش مسلمين و فريفتن افكار پيروانان اسلام مانند عبدالله بن عمرو بن عاص و . و . و . كار را بجائي رساندند كه مسير حق و صراط مستقيم را به انحراف كشيدند و خانه نشين نمودند طالبين اسناد اين گفتار ها به كتاب هاي فراوان خود برادران اهل تسنن از قبيل صحيح بخاري و صحيح مسلم و تفسير الدرالمنثور سيوطي  و تفسير ابن كثير و الاصابة و تهذيب التهذيب ، ابن حجر و اضواء علي السّنة المحمديه و اخبارالمدينة زبير بن بكار و حليةالاولياء ابو نعيم اصفهاني و تذكرةالحفاظ ذهبي  و تاريخ دمشق ابن عساكر و ساير تواريخ و بسياري از منابع  و مدارك فراوان ديگر اهل سنت و دركتاب اسرائيليات و تاثير آن بر داستان هاي انبياء در تفاسير قرآن نوشته دكتر حميد محمد قاسمي در 536 صفحه وزيري و كتاب هاي سيد حسين موسوي زنجاني مراجعه نمايند.
 اين داستان سرائي هاي اسرائيلياتي ، حتي در حيات رسو ل خدا صلي الله عليه و آله ،   در افكار بعضي از گروه  افراد زير زميني ، اثر گذاشت و به خود مشغول ساخت و مورد تاييد قرار گرفت و كار را به جائي رسانيد كه خليفه اول و دوم  در زمان خلافت خود ، نقل احاديث رسول خدا صلي الله عليه و آله  را  اكيدا ممنوع كردند و اصحاب مانند ابوذر و عبد الله بن مسعود و . و . را  با گفتن قال رسول الله شكنجه كردند و حقوقشان را قطع نمودند و اين كار يك قرن تمام )صد سال كه نسل عوض شد( تا زمان رياست عمر بن عبدالعزيز ادامه يافت اما از قال رسول الله خبري نبود و از علي (ع)  و فضايل او سخني ، به ميان نمي آمد و به دست فراموشي سپرده شد.
 بطور خلاصه داستانهاي اسرائيلي به وسيله يهوديان و مسيحيان نفوذي و رهبران گروه زير زميني ، در طول تاريخ كار خود را كرد و به گونه اي  رواج پيدا نمود كه اخبار و احاديث نبوي از ذهن ها و فكرهاي قسمت اعظم اصحاب و تابعين و بعد از تابعين ، زدوده شد و پاك گرديد .
 نتيجه اين كار ها از بيرون ، و فعاليت هاي دخترانشان از درون خانه پيامبر  گرفته تا پدر خانمها و حاشيه نشينان وجز آنها ، دست به دست دادند علي مظلوم را ، منزوي كرده و از دور تماشاگر حاصل زحمات خود نموده و غصه مرگش كردند بطوري كه پس از ضربت ابن ملجم ، خاك محراب را برداشته و به زخم سرش ريخت و فرمود: فزت برب الكعبه به خداي كعبه سوگند نجات يافتم )و از زندگي پر ماجرا و درد آور خلاص شدم(.
 البته توجه داشته باشيد در اثر اين جنگ فرهنگي دراز مدت در چهارده قرن گذشته ، همه اي منابع ديني مسلمانان اعم از تفسير و احاديث و تاريخ ، انباشته از اسرائيليات شد ) علامه طباطبائي ذيل آيه 102 سوره بقره مي فرمايد: اين روايات نشان مي دهد يهود بين اصحاب و محدثان صدر اسلام ، نفوذ فوق العاده داشته‏اند( و هنوز هم هنوزست اين مظلوميت ، براي مسلمان ها خاصه شيعيان آن حضرت، ادامه دارد )كه ميوه تلخ اشغال فلسطين( ثمره آن درخت خبيثه )اسرائيليات( است كه وسيله  نسل آنها پيگيري شده و مسلمانان مظلوم مانند فلسطيني ها را بيش از شصت سال است، هر چند صباحي به خاك و خون كشيده و از زندگي خود ساقط نموده و آواره و سرگردان بيابانها مي كنند. و انتقام آباء و اجداد خيبري و بني قريظه اي و غيره خود را مي گيرند تا روزي كه يوسف زهراء با اجازه خداي منتقم از پشت پرده غيبت بيرون آيد و اين جرثومه هاي ، فساد و نا پاك را ، از صفحه روزگار ، برچيند و به مسلمانان ، رهائي بخشد انشاءالله تعالي.
  لَتَجِدَنَّ أَشدَّ النَّاسِ عَدَوَةً لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا الْيَهُودَ وَ الَّذِينَ أَشرَكُوا  وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُم مَّوَدَّةً لِّلَّذِينَ ءَامَنُوا الَّذِينَ قَالُوا إِنَّا نَصرَى  ذَلِك بِأَنَّ مِنْهُمْ قِسيسِينَ وَ رُهْبَاناً وَ أَنَّهُمْ لا يَستَكبرُونَ(82) مائده : 82 بطور مسلّم، دشمنترين مردم نسبت به مؤمنان را، يهود و مشركان خواهى يافت؛ و نزديكترين دوستان به مؤمنان را كسانى مى‏يابى كه مى‏گويند: »ما نصارى هستيم«؛ اين بخاطر آن است كه در ميان آنها، افرادى عالم و تارك دنيا هستند؛ و آنها )در برابر حق( تكبّر نمى‏ورزند.
 اللهمّ عجّل لوليّك الفرج و اجعلنا من اعوانه و انصاره و شيعته و مواليه آمين ربّ العالمين.