22 - امام حسن عسکری علیه السلام در گرگان
250 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان



در روایات زیاد آمده است که اول ماخلق الله که نه زمینی و آسمانی . نه فلک بود و ملکی . نه بهشت بود و جهنمی .خلاصه غیر از خدا هیچ کس نبود خداوند انوار چهارده معصومین علیه  السلام را آفرید و در دور عرش خود قرار داد و با حضور و اشراف آنها تمام ماسوی الله را آفرید .

 بدینجهت آنها از تمامی زمین و آسمان و از اوضاع آنه با اجازه خدای توانا اطلاع دارند و  به آنها رسیدگی کرده و هنگام خواندن آنها جواب می دهن و به حاجاتشان رسیدگی می کنند ( من در کتاب سرچشمه حیات در این باره روایات و بحثهای زیادی را آورده ام و طالبین تفصیل به آن مراجعه نمایند). به  ابعاد روایت ذیل توجه نمائید.

قطب راوندی روایت کرده از عفربن شریف جرجانی که گفت: حج گزاردم در سالی پس خدمت حضرت امام حسن عسکری علیه السلام رسیدم در سرمن رای  و بامن مقداری از اموال بود که شیعیان داده بودند که به امام برسانم . 

پس قصد کردم از آن حضرت بپرسم که مالهارا به که بدهم ؟ فرمود: پیش از اینکه من تکلم کنم . بده آنچه با توست به مبارک خادم من . گفت : چنین کردم و بیرون شدم و گفتم شیعیان شما در جرجان سلام به شما می رسانند .

فرمود: مگر بر نمی گردی؟ بعد از فارغ شدن از حجت  به جرجان گفتم بر می گردم . فرمود: از امروز تا صد و هفتاد روز دیگر بر می گردی به جرجان  و داخل می شوی در آن روز جمعه سوم  شهر ربیع الثانی   در اول روز و به مردم اعلام کن من آخر همان روز به جرجان  خواهم آمد  (امض راشدا ) برو براستی و درستی که خداوند به سلامت خواهد رسانید تورا و آنچه با توست .

و وارد خواهی شد بر اهل و اولاد خود و پسری متولد شده برای پسرت شریف اورا صلت بن شریف بن جعفر بن شریف نام گذار و سیبلغ الله به . به زودی خداوند اورا به کمال می رساند و او از اولیای ما باشد .

گفتم یابن رسول الله ابراهیم بن اسماعیل رانی از شیعیان شماست و بسیار احسان می کند به اولیاء و دوستان شما . بیرون می کند ازمال خود درسال بیشتر از صد هزار درهم و او یکی از اشخاصی است که که می گردد در نعمتهای خدا به رجان . فرمود: خدا جزای خیر دهد به ابو اسحاق ابراهیم بن اسماعیل  در عوض احسانی که می کند به شیعیان ما و بیامرزد گناهان اورا و روزی فرماید او را پسری صحیح العضاء که قائل به حق ما باشدو بگو به ابراهیم که حسن بن علی می گوید: پسرت را احمد نام گذار .

راوی گفت: پس از خدمت آن حضرت مرخص شدم و حج گزاردم و سلامت برگشتم به جرجان  و وارد شدم به آنجا روز جمعه سوم ربیع الثانی به نحوی که امام مرا وعده داده بود  . و چون اصحاب آمدند و مرا تهنیت گویند به ایشان گفتم که امام وعده داده آخر امروز اینجا تشریف بیاورد پس مهیا شوید و خودرا آماده کنید برای سوال از آن حضرت مسایل و حاجات خود را .

پس شیعیان چون نماز ظهر و عصر را گذاشتند تمامی مع شدند در خانه من به خدا سوگند که ما ملتفت نشدیم مگر آنکه ناگاه آن حضرت را دیدیم که برما وارد شد و ما اجتماع کرده بودیم . پس سلام کرد اول برما پس استقبال کردیم آن حضرت را و بوسیدیم دست شریفش را پس آن حضرت غرمود : من وعده کرده بودم به جعفر بن شریف که به نزد شما بیایم در آخر امروز  پس نماز ظهر و عصر را در سرمن رای  به ا آوردم و به سوی شما آمردم تا تهدید عهد کنم با شما و الان آمده ام .

 پس جمع کنید همه سوالات و حاجات خود را  . پس اول کسی که ابتدا کرد به سوال خود نضربن جابر بود گفت: یابن رسول الله به درستی که پسر من چشمش باطل شده و چند ماه است و خدا را بخوان تا آنکه چشمش را به او برگرداند.فرمود: بیاور اورا پس گذاشت دست شریفش را به چشمهای او و چشمهایش روشن شد .

پس یک یک آمدند و حاجت خود را خواستند و حضرت برآورد حاجات آنهارا تا اینکه قضا فرمود.حاجت های جمیع را  و دعای خیر فرمود در حق همگی و همان روز مراجعت فرمود.

منبع منهی الامال حاج شیخ عباس قمی ج 2 باب سیزده حالات آن حضرت از الخرائج و الجرایح قطب راوندی رحمةالله علیهما.

و موسوعةالامام حسن عسکری علیه السلام ج 1 ص 335 رقم 350.

عزیزان کاری کنیم که این حضرات ما را در نظر داشته باشند و هنگام مرگ به ما سری بزنند و شب اول قبر در کنار ما باشند آمین رب العالمین.