6 - شریعت آسان
472 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

در باره عنوان زیر مقاله ای دیدم دوست دارم آن را مطالعه فرمائید

دلايل سهل بودن شريعت

قرآن مي‌فرمايد: «يريد الله بكم اليسير ولايريد بكم العُسر». خداوند براي شما آساني را مي‌خواهد و سختي را براي شما نمي‌خواهد و باز مي‌فرمايد: «لايكلّف اللهُ نفساً الاّ وُسعَها». خداوند هيچ نفسي را بيش از توانائي‌اش مكلّف نمي‌كند. پيامبر(ص) مي‌فرمايد: خيرُ دينكم أَيَسرُهُ.[1] بهترين دين شما آسانترين آن‌هاست و مي‌فرمايد: بُعثتُ بالحنضيته السّمحه ومن خالف سُنَّتي فيلس مني.[2] من به شريعت آسان برانگيخته شدم و هركس با سنت من مخالفت كند از من نيست.

به چند حديث ديگر نيز درمورد آسان بودن دين توجه مي‌كنيم:

«انَّ هذا الدين متينٌ فَأوغل فيه برفق ولاتُبَغّضْ الي نفسك عباده الله فانّ المنبت لا أرضاً قَطَعَ ولاظهراً أبقي».[3] اين دين محكم است به ملايمت در آن پيش برو و عبادت خدا را منفور خود مكن زيرا رهرو عجول نه راهي سپرده و نه مركوب خود را حفظ كرده است.

«انَّ الله تعالي رضي لهذه الأُمه اليُسر وكرّه لها العُسر»[4] خداوند تعالي براي اين امت به آسان راضي شده و سخت را براي آن‌ها نپسنديده است.

«اياكم والتَّعمق في الدين فانّ الله تعالي قد جعله سهلاً فخذو منه ماتطيقون فانّ الله يحبُّ مادام من عملٍ صالحٍ و ان كان يسيراً».[5] مبادا در دين زياده‌روي و كند و كاو عميق كنيد چون كه خداوند آن را آسان قرار داده است پس آنچه را كه طاقت داريد برداريد چون خداوند عمل صالح مداوم را دوست دارد اگرچه اندك و آسان باشد.

و از طرف ديگر از خشونت و زياده‌روي در دين نهي كرده است:

قرآن مي‌فرمايد: ولوكنت فَظّاً غليظ القلب لانفَذّوا من حولك (آل عمران / 159). بر اساس اين آيه سخت‌گيري و درشتخو بودن باعث پراكندگي و گريز مردم از اطراف پيامبر مي‌گردد.

پيامبر مي‌فرمايد: ألْهوُ و الْعَبُوا فَأنّي أكْرِهُ أنْ يُري في دينكم غِلظَهٌ. تفريح و بازي كنيد زيرا دوست ندارم در دين شما غلظت و سختي ديده شود.

و مي‌فرمايد: اياكم والغلو في الدين فانّما هلك من كانَ قَبْلَكُم بالغلوّ في الدّين. مبادا در دين افراط و تندروي و غلوّ كنيد چرا كه هركه قبل از شما هلاك شده بخاطر افراط در دين بوده است اين راهنمائي‌ها از عقل كل عالم، يعني وجود نوراني پيامبر اكرم(ص) مي‌باشد كه، راز بقاي ديني و رمز ثبات قدم در دينداري شد فرا روي رهپويان مي‌گشايد و دريائي از معارف و نكته‌بيني در اين روايات وجود دارد كه بهترين راه تبليغ و حفظ گلستان أمّت اسلام را نشان مي‌دهد. نيازي به شرح نيست كه بطول كامل و آشكار اين مطالب هر نوع سختي و سخت‌گيري و مشقت و تندخوئي در دينداري را مردود شمرده است تا پديده، دين‌گريزي پديدار نگردد.

امّا در كنار اين مطالب، مطالب ديگري وجود دارد كه جلو تفسير غلط از اين مطلب را مي‌گيرد و معنائي پايدار و پاك براي سهل بودن دين باقي مي‌گذارد كه هرگز به فساد و پستي نمي‌انجامد.

آنهائيكه از تساهل ديني و عدم برخورد با منكرات و افكار آلوده دم مي‌زنند انتظار دارند كه دين با هوا پرستي، شهوت‌گرائي، كج‌انديشي، اغوا، و هر نوع بينش و كنش و گويش و منش و ارزش برخواسته از خواسته‌هاي قلبي و نيازهاي غريزي بشر آشتي باشد و هرچه مردم خواستند دين فقط قبول كند تا مردم نيز اين دين را قبول كنند و الاّ اين دين مشروعيت مردمي نخواهد داشت و مردم مي‌توانند عليه اين دين و عليه خدا حتي تظاهرات كنند و در حقيقت خواستة مردم آزاد اصل باشد و خدا فقط قبول كند و گاه نصيحت آرام نيز بكند امّا نه با خشونت!

آيا اين ديدگاه در دين مورد پذيرش است؟ قرآن اين نوع آزادي‌ها را هواي نفس تعبير كرده و تساهل در قبال اين نوع آزادي را به شدت نفي مي‌كند و مي‌فرمايد: ولاتطع من اغفلنا قلبه عن ذكرنا واتبع هواه وكان امرُهُ فُرُطا. از كساني كه قلبشان را از ياد خود غافل ساختيم پيروي مكن همان‌ها كه از هواي نفس پيروي كردند و كارهايشان افراطي است.

قرآن هواپرستي را به علت غفلت از توجه به خدا و افراط مي‌داند كه باعث خروج از دين است. بلكه اين كتاب آسماني هواي نفس عده‌اي را خداي مورد عبات آن‌ها معرفي مي‌كند: أفرأيت من اتخذ اِلهَهُ هواه واضلّه الله علي علم. آيا نديدي آنكه را كه خدايش را هواي نفسش قرار داده و خدا او را دانسته گمراه گردانيد؟

نه تنها قرآن پيروي از آزادي‌هاي برخواسته از هواي نفس را باعث خروج از دين دانسته است، بلكه باعث فساد آسمان و زمين و تمام اهالي آن‌ها مي‌داند: بل جاءهم بالحق واكثرهم للحق كرهون ولوا اتبع الحق اهواء هم لفسدت السموات والارض ومن فيهن[6] «بلكه به آن‌ها حق رسيد ولي اكثريت نسبت بر حق كراهت دارند و اگر حق هواهاي آن‌ها را پيروي كند آنگاه حتماً آسمان‌ها و زمين و هركه در آن‌هاست فاسد خواهند گشت». بيش از سي مورد قرآن در مورد هواپرستي آيه دارد كه شديداً نهي كرده است و در يك تحليل اجمالي قرآن كريم علّت دين‌گريزي و بهانه‌جوئي و تكذيب پيامبران را هواي نفس مي‌داند مي‌فرمايد: كُلَّما جاءهم رسول بما لاتهوي انفسهم فريقاً كذّبوا وفريقاً يقتلون.[7]

هرچه بسوي آن‌ها فرستاده‌گان مطالبي آوردند كه مطابق خواستة نفساني آن‌ها نبود عده‌اي را تكذيب كرده و گروهي را گشتند. اميدواريم آزادي خواهان افراطي و تساهل‌گرايان، مرزبين هواپرستي و تساهل را دقيق تعريف كنند تا به سرانجام هواپرستان تاريخي دچار نشوند.

آيات قرآن احكامي را معرفي كرده و خروج از آن‌ها را تعدّي يعني تجاوز نام نهاده است و به شدت متجاوزان از حدود الهي را مستوجب عذاب دانسته است:

ومن يَعصِ الله ورسوله ويتعد حدوده يدخله ناراً خالداً فيها.[8]

و مي‌فرمايد: ولاتعتدوا ان الله لايحبُّ المعتدين.[9]

و در آيات بسياري به اطاعت و عدم سرپيچي از دستورات ديني دستور مي‌دهد و حتي به عدّه‌اي دستور مي‌دهد در صورت عدم رعايت حدود تعيين شده براي آزادي ديگران با آن‌ها برخورد كرده و به بعضي از مؤمنين در مقابل بعضي ديگر ولايت مي‌دهد:

والمؤمنون والمؤمنات بعضعمم اوليا بعض.[10] و دستور مي‌دهد كه بايد عدّه‌اي جلو عده‌اي ديگر را بگيرند و به آن‌ها امر و نهي كنند: «ولتكن منكم أُمّه يدعون الي الخير ويأمرون بالمعروف وينهون عن المنكر».[11] و آنان را حافظان حدود الهي معرفي مي‌كند «الآمرون بالمعروف والنّاهون عن المنكر والحافظون لحدود الله و بشر الصابرين.[12] پيامبر نيز هواي نفس را آفت دين مي‌داند: آفهُ الدين الهوي.[13] و در مطالب بسيار زيادي دين سخت‌گيرانه برخي از خواستة را محدود مي‌كند. همينطور در آيات قرآن و دستورات ديني محدوديت‌هاي زيادي در تمام حوزه‌ها وارد شده و همة خواسته‌ها را جهت داده و از جهتي آن را مورد نهي قرار داده و به جهاتي سفارش يا امر نموده است بنابراين در دين به هيچ وجه آزادي هوي و هوس در انديشه و كردار و گفتار بدون حد و مرز نيست و تساهل در قبال خروج از حدود الهي در هر مورد كوچك يا بزرگ روا شمرده نشده است. پس تساهل در دين معنائي لطيف‌تر از آن چيزي است كه فتنه‌گران به دنبال القاي آن هستند. شريعت سمحه و سهله پيامبر(ص) كلمة حقي است كه عدّهُ از آن ارادة باطل كرده‌اند و اين تحريف دين محمد(ص) است. معني سهولت در دين عدم تكلّف نظير رهبانيت، وسواس بودن، عدم مدارا با مردم بي‌گناه، بداخلاقي و تندروي در عبادت و دوري از طيّبات است نه به معني اجازة ورود در خبيثات و مُحرَّمات و سستي در برخورد با آن‌ها كه اين كار، به سستي پايه‌هاي دين‌داري و اصل دين منتهي خواهد شد. عدّه‌اي براي جذّاب كردن دين به شعار تساهل ديني پناه آورده‌اند غافل از آنكه تساهل بيش از حدّ شرعي، و سكوت در مقابل هواهاي نفساني و شهوت‌پرستي‌ها و دنياگرائي‌ها و كج‌انديشي‌ها به متلاشي شدن جامعة ديني خواهد انجاميد بلكه قرآن نتيجه‌اش را فساد آسمان و زمين و اهل آن مي‌داند، چرا كه آزادي بي‌حد و حصر به فساد و كارهاي زشت مي‌انجامد و آن نيز انسان را به كفر مي‌كشاند و باعث خروج از دين مي‌گردد.

«ثم كان عاقبه الذين اساؤوا السوء ان كذبوا بآيات الله[14]» عاقب آنهائي كه بد كردند اين شد كه به تكذيب آيات الهي برخواستند و اگر خدا پرستيده نشود عالم از هم خواهد پاشيد و ماخلقت الانس والجن الا ليعبدون.[15]

پس عاقبت تساهل غير ديني به دين‌گريزي منتهي مي‌شود و آن به هلاكت مي‌انجامد نتيجه‌اي كه درست مخالف پندار مروجين اين فكر است.

[1] - نهج‌الفصاحه، 1513.

[2] - همان، 1092.

[3] - نهج‌الفصاحه، 931.

[4] - همان، 700.

[5] - همان، 986.

[6] - مؤمن، 71.

[7] - مائده، 70.

[8] - نساء، 14.

[9] - بقره، 19 – مائده، 87.

[10] - توبه، 71.

[11] - آل عمران، 104.

[12] - توبه، 112.

[13] - راهنماي انسانيت، ص 207.

[14] - روم، 10.

[15] - ذاريات، 56.

 میر ستار مهدیزاده|