803- ولادت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله )
41 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                    ولادت رسول خدا ( صلی الله علیه و آله )به تمام مسلمانان مبارک باد.

 امشب سخن ازجان جهان بایدگفت *** توصیف رسول انس و جان باید گفت
در شـــــام ولادت دو قــطب عالم *** تبریک به صــاحب الزمان (عج) باید گفت .

عرشيان امشب زمين را لاله باران می کنند***خاک را خوشبو تر از زلف نگاران مي کنند

                                          تولد نور

(درباره پیامبر( صلی الله علیه و آله) در یاد داشتهای گذشته مطالبی آوردم و در اینجا هم مختصری می آورم)

پيامبر اكرم( صلی الله علیه و آله)فرمود: خداوند متعال مرا از درخشندگى نور خودش آفريد  نيز امام صادق(علیه السلام) فرمود: خداوند متعال خطاب به رسول اكرم( صلی الله علیه و آله)فرمود: «اى محمد! قبل از اين كه آسمان‏ها، زمين، عرش و دريا راخلق كنم. نور تو و على را آفريدم...».
«هنگام ولادت‏ حضرت رسول اكرم( صلی الله علیه و آله) فاطمه بنت اسد نزد آمنه بود (مادر گرامى پيامبرکه قبلا در باره آن بانو زیر یکی از یادداشتها مفصلا مطالبی نوشتم ). يكى از آن دو به ديگرى گفت: آيا مى‏ بينى آنچه را من‏ مى‏ بينم؟ديگرى گفت: چه مى‏ بينى؟ او گفت: اين نور ساطع كه ما بين مشرق ومغرب را فرا گرفته است! در همين حال، ابوطالب(علیه السلام) وارد شد و به‏ آن‏ها گفت:
چرا در شگفتيد؟ فاطمه بنت اسد ماجرا را به اوگفت: ابو طالب گفت : مى‏ خواهى بشارتى به تو بدهم؟ او گفت: آرى. ابو طالب گفت:از تو فرزندى به وجود خواهد آمد كه وصى اين نوزاد، خواهد بود
سیمای محمد( صلی الله علیه و آله)
                                                        بسم الله الرحمن الرحيم
امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمود: امام حسن(علیه السلام) از دائى‏اش، «هند بن ابى‏ هاله‏» كه در توصيف چهره پيامبر( صلی الله علیه و آله) مهارت داشت، در خواست‏ نمود تا سيماى دل آراى خاتم پيامبران( صلی الله علیه و آله) را براى وى توصيف‏ نمايد. هند بن ابى هاله در پاسخ گفت:
«رسول خدا( صلی الله علیه و آله) در ديده‏ ها - با عظمت مى‏ نمود، در سينه‏ ها مهابتش وجود داشت .قامتش رسا، مويش‏ نه پيچيده و نه افتاده، رنگش سفيد و روشن، پيشانيش گشاده،ابروانش پرمو و كمانى و از هم گشاده، در وسط بينى برآمدگى‏ داشت، ريشش انبوه، سياهى چشمش شديد، گونه هايش نرم و كم‏ گوشت.دندان هايش باريك و اندامش معتدل بود. آن حضرت هنگام راه ‏رفتن با وقار حركت مى‏ كرد. وقتى به چيزى توجه مى‏ كرد به طور عميق‏ به آن مى‏ نگريست، به مردم خيره نمى‏ شد، به هر كس مى‏ رسيد سلام‏ مى‏ كرد، همواره هادى و راهنماى مردم بود.
براى از دست دادن امور دنيايى خشمگين نمى‏ شد. براى خدا چنان غضب‏ مى ‏نمود كه كسى او را نمى‏ شناخت. اكثر خنديدن آن حضرت تبسم بود،برترين مردم نزد وى كسى بود كه، بيشتر مواسات و احسان و يارى‏مردم نمايد...»

حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله در عام الفیل ( سال 570 میلادی ) در ماه ربیع الاول دیده به جهان گشود.مورخان شیعه، ولادت پیامبر اکرم را در صبح جمعه‌ی هفدهم ربیع الاول و اکثر علمای اهل سنت، در روز دوازدهم همان ماه می‌دانند.
در روز آن روز برترين و والا مقام ترين بنده محبوب خداوند ،خاتم انبياء محمد مصطفي صلي الله عليه و آله و سلم به دنيا آمد و عالم ايجاد را به وجود خويش منور فرمود .
پيامبري كه خداوند او را با كلماتي مثل: شاهد، مبشر، نذير و سراج منير ستوده است .ونيز در شان او فرموده است :( و ما ارسلناك الا رحمة للعالمين.)  او پيامبر رحمت و درياي مهرباني و تجسم زيبايي ها بود پيامبري كه سنگش زدند ،خاكستر بر سرش ريختند و به او جسارتها كردند ، او در عوض نفرين براي قوم خويش دعا مي كرد. دين او نيز ،دين رحمت و شفقت و مهرباني است .
فضايل آن حضرت را نمي توان درك يا احصاء نمود او كسي است كه در اقرار به ربوبيت خداوند متعال بر اولين و آخرين سبقت گرفت . امام ائمه،- حبيب خداوند- و در يك كلام مثل اعلاي خداوند سبحان بود .
آنقدر در درگاه خدا به عبادت ايستاد تا پاي مباركش ورم كرد. جابر بن عبدالله مي گويد : هر گاه چيزي از رسول خدا درخواست ميشد، پاسخ منفي نمي داد .
دشمنان او آن حضرت را به امانت مي شناختند تا جايي كه در ميان آنان به امين مشهور شد و نيز او را به راست گويي قبول داشتند .مجلس او ،مجلس علم و حلم و حيا و وقار بود . بسيار سكوت مي كرد و در جايي كه نياز نبود سخن نمي گفت . خنده او تبسم بود و در حال خشنودي و غضب به جز سخن حق چيزي نمي فرمود . هنگامي كه كسي به نزد او مي نشست بر نمي خاست تا آن شخص برخيزد .
امام صادق عليه السلام كه ولادت با سعادت ايشان نيز در هفدهم ربيع واقع شد و دريايي از علوم و معارف نبوي از لسان مبارك آن حضرت براي ما به يادگار مانده و از جمله، بسياري از فضائل و مناقب رسول خدا را نيز آن حضرت بيان كرده اند ، مي فرمايند: رسول خدا لحظات خويش را بين اصحابش تقسيم مي كرد پس به اين و آن به مقدار مساوي مي نگريست .هرگز پاهاي مبارك خويش را بين اصحابش دراز نكرد و اگر مردي با آن حضرت دست مي داد دست خود را رها نمي كرد تا او رها كند .
چگونه مي توان مناقب كسي را بيان كرد كه خداي متعال خويشتن را به سبب به معراج بردن او تسبيح كرده و فرموده « سبحان الذي اسري بعبده ليلا من المسجد الحرام الي المسجد الاقصي» و او را برگزيده تا با او در ملاء اعلي نجوا كند «فاوحي الي عبده ما اوحي»

بخشي از مواعظ گهربار پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله وسلم خطاب به حضرت ابوذر:

(يا اباذر ، أعبدالله كأنك تراه فإن كنت لا تراه فإنه يراك) - اي اباذر خدا را بندگي كن به گونه اي كه انگار او را مي بيني پس اگر تو او را نمي بيني،پس همانا او تو را مي بيند.
(يا اباذر ،اغتنم خمساً قبل خمس: شبابك قبل هرمك ، و صحّتك قبل سقمك ، و غناك قبل فقرك و فراغك قبل شغلك ، و حياتك قبل موتك.) -اي اباذر ، پنج چيز را قبل از پنج چيز غنيمت شمار : جوانيت را قبل از پيريت و سلامتي ات را قبل از بيماريت و توانگريت را قبل از فقرت و فراغتت را قبل از مشغول شدنت و زندگي ات را پيش از مرگت.
(يا اباذر ، لا تنظر إلي صغر الخطيئة و لكن انظر إلي من عصيت.) - اي اباذر به كوچكي گناه نگاه نكن بلكه ببين چه كسي را نافرماني مي كني.[كنايه از اينكه هيچ گناهي چون نافرماني خدا است نبايد كوچك شمرده شود ‍
(يا اباذر ، من لم يأت يوم القيامة بثلاث فقد خسر ، قلت : و ما الثلاث فداك أبي و امي ؟ قال ورع يحجزه عمّا حرّم الله عزّوجّل عليه ، و حلم يردّ به جهل السفيه ، و خلق يداري به الناس.)
اي اباذر هر كس روز قيامت سه چيز را نياورد حتما ضرر مي كند . ابو

ذر مي گويد گفتم آن سه چيز چيست ؟ پدر و مادرم به فدايت. فرمود ورعي كه او را از آنچه خداوند برايش حرام كرده نگهدارد و حلمي كه ناداني سفيه را با آن حلم جواب دهد و اخلاقي كه به وسيله آن با مردم مدارا كند
(طوبي لمن عمل بعلمه و أنفق الفضل من ماله ، و أمسك الفضل من قوله.) - خوشا بر آن كس كه به علمش عمل كند و زيادي مالش را انفاق كند و از زياده گويي در كلامش بپرهيزد.
 على(علیه السلام) بيش از سى سال عمر خود را با رسول خدا (صلى الله عليه و آله) سپرى كرده و شناساترين فرد به رسول خدا بوده و از اخلاق داخلى و خارجى حضرتش اطلاع دقيق داشته , امام حسين((علیه السلام) مى فرمايد :
سإلت إبى عن مدخل رسول الله صلى الله عليه و آله فقال :
(كان دخوله فى نفسه مإذونا فى ذلك, فاذا آوى الى منزله جزإ دخوله ثلاثه اجزإ, جزءا لله و جزءا لا هله و جزءا لنفسه. ثم جزء جزئه بينه و بين الناس فيرد ذلك بالخاصه على العامه و لا يدخر عنهم عنه شيئا....)
از پدرم در مورد امور رسول خدا (صلى الله عليه و آله) در داخل خانه سوال كردم , فرمودند :
وقتى به خانه اش مى رفت , اوقاتش را سه قسمت مى كرد : يك قسمت براى خدا و يك قسمت براى خانواده اش و يك قسمت براى خودش , آن گاه قسمت خودش را نيز ميان خود و مردم تقسيم مى كرد و آن را براى بستگان و بزرگان صحابه (كه در منزلش به خدمت او مى رسيدند) قرار مى داد و ذره اى از امكانات خود را از آنان دريغ نمى نمود (بلكه آن چه امكان داشت در حقشان انجام مى داد.)
حضرت در مورد امورى كه به شخص او مربوط مى شد , خشمگين نمى شد. تنها براى خدا , آن گاه كه حرمت هاى الهى شكسته مى شد , غضب مى كرد. يكى از همسران آن حضرت مى گويد : وقتى رسول خدا (ص) غضب مى كرد به جز على ((علیه السلام) كسى را ياراى سخن گفتن با حضرتش نبود
علاوه بر همسران , همنشينان روزانه پيامبر (صلى الله عليه و آلهص) عبارت بودند از فاطمه و شوهر و فرزندانش و به گواهى تاريخ و روايات فراوان , علاقه پيامبر خاتم (صلى الله عليه و آله) به آن ها قابل قياس با ديگر كسان و نزديكان حضرت نبود. به موجب روايتى كه عايشه نقل كرد , هر گاه فاطمه ((علیها السلام) بر پدر وارد مى شد رسول خدا (صلى الله عليه و آله) جلوى پاى دخترش بلند مى شد و او را مى بوسيد و در جاى خود مى نشانيد.
در عروسى فاطمه (س) زنان مسرور بودند و اظهار شادمانى مى كردند و سرود مى خواندند و مى گفتند : ابوها سيد الناس. رسول خدا (ص) فرمود : بگوييد و بعلها ذو الشده الباس.
و اين مصراع چون در مدح حضرت اميرالمومنين ((علیه السلام) بود , با آن كه رسول خدا خواسته بود بانوان بگويند اما عايشه , زنان را منع كرد از اضافه كردن اين مصراع. پيامبر(صلى الله عليه و آله) متوجه موضوع شد و فرمود : عايشه عداوت ما را ترك نمى كند!
روزى رسول اكرم (صلى الله عليه و آله) وارد اطاق عايشه شد مشاهده كرد كه تكه نانى روى زمين و زير دست و پا افتاده است آن را برداشته و خورد و سپس فرمود : اى حميرا ! مجاورت نعمت هاى الهى را بر خويشتن گرامى دار تا هرگز نعمت هاى خداوندى از مردم دور نشوند.
مصونيت و پيراستگى پيامبر از خلاف و خطا، بسان ديگر پيامبران داراى مراحل سه‏ گانه است، و اين مراحل عبارتنداز:
1- مصونيت مطلق (عمدى و سهوى) در تبليغ شريعت.
2- عصمت از خلاف و گناه در رفتار و گفتار.
3- پيراستگى از خطا و لغزش در جريانهاى عادى.

                                         چهل حدیث گهربار  از رسول خدا (صلى الله عليه و آله)

1-قال رَسُولُ اللّهِ (صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) : لا تُضَیِّعُوا صَلاتَکُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَیَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ کانَ حَقّاً عَلیِ اللّهِ أنْ یُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقینَ.([1]) پیامبر مکرم اسلام (صلی الله علیه و آله) فرمود: نماز را سبک و ناچیز مشمارید، هر کس نسبت به نمازش بی اعتنا باشد و آنرا سبک و ضایع گرداند همنشین قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است که او را همراه منافقین در آتش داخل نماید.

2ـ قالَ (صلی الله علیه وآله): مَنْ مَشی إلی مَسْجِد مِنْ مَساجِدِ اللّهِ، فَلَهُ بِکُّلِ خُطْوَه خَطاها حَتّی یَرْجِعَ إلی مَنْزِلِهِ، عَشْرُ حَسَنات، وَ مَحی عَنْهُ عَشْرُ سَیِّئات، وَ رَفَعَ لَهُ عَشْرُ دَرَجات.([2]) فرمود: هر کس قدمی به سوی یکی از مساجد خداوند بردارد، برای هر قدم ثواب ده حسنه می باشد تا برگردد به منزل خود، و ده خطا از لغزش هایش پاک می شود، همچنین در پیشگاه خداوند ده درجه ترفیع می یابد.

3ـ بَیْنَما رَسُولُ اللّهِ (صلی الله علیه وآله) جا لِسٌ فِی الْمَسْجِدِ، إذْدَخَلَ رَجُلٌ فَقامَ یُصَلّی، فَلَمْ یُتِمَّ رُکُوعَهُ وَ لا سُجُودَهُ، فَقالَ: نَقَرَ کَنَقْرِ الْغُرابِ، لَئِنْ ماتَ هذا وَ هکَذا صَلوتُهُ لَیَمُوتُنَّ عَلی غَیْرِ دینی.([3]) رسول خدا (صلی الله علیه وآله) در مسجد نشسته بود که شخصی وارد شد و مشغول خواندن نماز شد و رکوع و سجودش را کامل انجام نمی داد و عجله و شتاب می کرد. حضرت فرمود: کار این شخص همانند کلاغی است که منقار بر زمین می زند، اگر با این حالت از دنیا برود بر دین من نمرده است.

4ـ قالَ (صلی الله علیه وآله) لِعَلیّ(علیه السلام): أنَا رَسُولُ اللّهِ الْمُبَلِّغُ عَنْهُ، وَ أنْتَ وَجْهُ اللّهِ وَ الْمُؤْتَمُّ بِهِ، فَلا نَظیر لی إلاّ أنْتَ، وَ لا مِثْلَ لَکَ إلاّ أنَا.([4]) رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به امام علیّ (علیه السلام) فرمود: من رسول خدا هستم، که از طرف او تبلیغ و هدایت می نمایم; و تو وجه اللّه می باشی، که امام و مقتدای (بندگان خدا) خواهی بود، پس نظیری برای من وجود ندارد مگر تو; و همانند تو نیست مگر من.

5ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): یا أباذَر، اَلدُّنْیا سِجْنُ الْمُؤْمِن وَ جَنَّهُ الْکافِرِ، وَ ما أصْبَحَ فیها مُؤْمِنٌ إلاّ وَ هُوَ حَزینٌ، وَ کَیْفَ لایَحْزُنُ الْمُؤْمِنُ وَ قَدْ أوَعَدَهُ اللّهُ أنَّهُ وارِدٌ جَهَنَّمَ.([5]) فرمود: ای ابوذر، دنیا زندان مؤمن و بهشت کافران است، مؤمن همیشه محزون و غمگین می باشد، چرا چنین نباشد و حال آن که خداوند به او - در مقابل گناهان و خطاهایش - وعده مجازات و دخول جهنّم را داده است.

6ـ وَ قالَ(صلی الله علیه وآله): یا عَلیّ! اِفْتَحْ طَعامَکَ بِالْمِلْحِ، فَإنَّ فیهِ شِفاءٌ مِنْ سَبْعینَ داء، مِنْها: الْجُنُونُ وَ الْجُذامُ وَ الْبَرَصُ وَ وَجَعُ الْحَلْقِ وَ الاْضْراسِ وَ وَجَعُ الْبَطْنِ.([6]) رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به امام علیّ (علیه السلام) فرمود: غذای خود را با (تناول نمودن کمی) نمک شوع نما، همانا که در آن درمان و شفاء هفتاد نوع بلا و آفت خواهد بود، که دیوانگی، پیسی، جُذام، درد و ناراحتی های حلق، دندان ها; و شکم و معده از آنها می باشد.

7ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): شَرُّالنّاسِ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیاهُ، وَ شَرٌّ مِنْ ذلِکَ مَنْ باعَ آخِرَتَهُ بِدُنْیا غَیْرِهِ.([7]) فرمود: بدترین افراد کسی است که آخرت خود را به دنیایش بفروشد و بدتر از او آن کسی خواهد بود که آخرت خود را برای دنیای دیگری بفروشد.

8ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): ثَلاثَهٌ أخافُهُنَّ عَلی اُمتَّی: ألضَّلالَهُ بَعْدَ الْمَعْرِفَهِ، وَ مُضِلاّتُ الْفِتَنِ، وَ شَهْوَهُ الْبَطْنِ وَ الْفَرْجِ.([8]) فرمود: در سه چیز برای امّت خود احساس خطر می کنم: گمراهی، بعد از آن که هدایت و معرفت پیدا کرده باشند. گمراهی ها و لغزش های به وجود آمده از فتنه ها. مشتهیات شکم، و آرزوهای نفسانی و شهوت پرستی.

9ـ قالَ (صلی الله علیه وآله): ثَلاثَهٌ مِنَ الذُّنُوبِ تُعَجَّلُ عُقُوبَتُها وَ لا تُؤَخَّرُ إلی الاخِرَهِ: عُقُوقُ الْوالِدَیْنِ، وَ الْبَغْیُ عَلَی النّاسِ، وَ کُفْرُ الاْحْسانِ.([9] فرمود : عقاب و مجازات سه دسته از گناهان زودرس می باشد و به قیامت کشانده نمی شود: ایجاد ناراحتی برای پدر و مادر، ظلم در حقّ مردم، ناسپاسی در مقابل کارهای نیک دیگران.

10ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): إنَّ أعْجَزَ النّاسِ مَنْ عَجَزَعَنِ الدُّعاءِ، وَ إنَّ أبْخَلَ النّاسِ مَنْ بَخِلَ بِالسَّلامِ.([10]) فرمود: عاجز و ناتوان ترین افراد کسی است که از دعا و مناجات با خداوند ناتوان و محروم باشد، و بخیل ترین اشخاص کسی خواهد بود که از سلام کردن خودداری نماید.

11ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): إذا تَلاقَیْتُمْ فَتَلاقُوا بِالتَّسْلیمِ وَ التَّصافُحِ، وَ إذا تَفَرَّقْتُمْ فَتَفَرَّقُوا بِإلاسْتِغْفارِ.([11] ) فرمود: هنگام بر خورد و ملاقات با یکدیگر سلام و مصافحه نمائید و موقع جدا شدن برای همدیگر طلب آمرزش کنید.

12ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): بَکِرُّوا بِالصَّدَّقَهِ، فَإنَّ الْبَلاءَ لا یَتَخَطاّها.([12]) فرمود: صبحگاهان حرکت و کار خود را با دادن صدقه شروع نمائید چون که بلاها و آفت ها را بر طرف می گرداند.

13ـ قالَ(صلی الله علیه وآله) : یُؤْتَی الرَّجُلُ فی قَبْرِهِ بِالْعَذابِ، فَإذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رَأسِهِ دَفَعَتْهُ تِلاوَهُ الْقُرْآنِ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ یَدَیْهِ دَفَعَتْهُ الصَّدَقَهُ، وَ إذا اُتِیَ مِنْ قِبَلِ رِجْلَیْهِ دَفَعَهُ مَشْیُهُ إلیَ الْمَسْجِدِ.([13]) فرمود: هنگامی که بدن مرده را در قبر قرار دهند، چنانچه عذاب از بالای سر بخواهد وارد شود تلاوت قرآنش مانع عذاب می گردد و چنانچه از مقابل وارد شود صدقه و کارهای نیک مانع آن می باشد. و چنانچه از پائین پا بخواهد وارد گردد، رفتن به سوی مسجد مانع آن خواهد گشت.

14ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): عَلَیْکُمْ بِمَکارِمِ الاْخْلاقِ، فَإنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ بَعَثَنی بِها، وَ إنَّ مِنْ مَکارِمِ الاْخْلاقِ: أنْ یَعْفُوَالرَّجُلُ عَمَّنْ ظَلَمَهُ، وَ یُعْطِیَ مَنْ حَرَمَهُ، وَ یَصِلَ مَنْ قَطَعَهُ، وَ أنْ یَعُودَ مَنْ لایَعُودُهُ.([14]) فرمود: بر شما باد رعایت مکارم اخلاق، که خداوند مرا بر آن ها مبعوث نمود، و ـ بعضی از ـ آن ها عبارتند از: کسی که بر تو ظلم کند ـ به جهت غرض شخصی ـ او را ببخش، کسی که تو را نسبت به چیزی محروم گرداند کمکش نما، با شخصی که با تو قطع دوستی کند رابطه دوستی داشته باش، شخصی که به دیدار تو نیاید به دیدارش برو.

15ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): مَنْ وَجَدَ کَسْرَهً اَوْ تَمْرَهً فَأکَلَهَا لَمْ یُفارِقْ جَوْفَهُ حَتّی یَغْفِرَاللّهُ لَهُ.([15]) فرمود: هر کس تکّه ای نان یا دانه ای خرما در جائی ببیند، و آن را بردارد و میل کند، مورد رحمت و مغفرت خداوند قرار می گیرد.

16ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): ما تَواضَعَ أحَدٌ إلاّ رَفَعَهُ اللّهُ.([16]) فرمود: کسی اظهار تواضع و فروتنی نکرده، مگر آن که خداوند متعال او را رفعت و عزّت بخشیده است.

17ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): مَنْ أنْظَرَ مُعْسِراً، کانَ لَهُ بِکُلِّ یَوْم صَدَقَهٌ.([17]) فرمود: هر کس بدهکار ناتوانی را مهلت دهد برای هر روزش ثواب صدقه در راه خدا می باشد.

18ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): ما مِنْ هُدْهُد إلاّ وَ فی جِناحِهِ مَکْتُوبٌ بِالِسّرْیانیَّهِ «آلُ مُحَمَّد خَیْرُ الْبَریَّهِ».([18]) فرمود: هیچ پرنده ای به نام هدهد وجود ندارد مگر آن که روی بال هایش به لغت سریانی نوشته شده است: آل محمّد (صلوات الله علیهم اجمعین) بهترین مخلوق روی زمین می باشند.

19ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): یَأتی عَلیَ النّاسِ زَمانٌ، الصّابِرُ مِنْهُمْ عَلی دینِهِ کَالْقابِضِ عَلیَ الْجَمَرِ.([19]) فرمود: زمانی بر مردم خواهد آمد که صبر نمودن در برابر مسائل دین ـ و عمل به دستورات آن ـ همانند در دست گرفتن آتش گداخته است.

20ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): سَیَأتی زَمانٌ عَلی اُمتَّی یَفِرُّونَ مِنَ الْعُلَماءِ کَما یَفِرُّ الْغَنَمُ مِنَ الذِّئْبِ، إبْتَلاهُمُ اللّهُ بِثَلاثَهِ أشْیاء: الاْوَّلُ: یَرَفَعُ الْبَرَکَهَ مِنْ أمْوالِهِمْ، وَ الثّانی: سَلَّط اللّهُ عَلَیْهِمْ سُلْطاناً جائِراً، وَ الثّالِثُ: یَخْرُجُونَ مِنَ الدُّنْیا بِلا إیمان.([20]) فرمود: زمانی بر امّت من خواهد آمد که مردم از علماء گریزان شوند همان طوری که گوسفند از گرگ گریزان است، خداوند چنین جامعه ای را به سه نوع عذاب مبتلا می گرداند: 1 ـ برکت و رحمت خود را از اموال ایشان برمی دارد. 2 ـ حکمفرمائی ظالم و بی مروّت را بر آن ها مسلّط می گرداند. 3 ـ هنگام مرگ و جان دادن، بی ایمان از این دنیا خواهند رفت.

21ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): اَلْعالِمُ بَیْنَ الْجُهّالِ کَالْحَیّ بَیْنَ الاْمْواتِ، وَ إنَّ طالِبَ الْعِلْمِ یَسْتَغْفِرُلَهُ کُلُّ شَیء حَتّی حیتانِ الْبَحْرِ، وَ هَوامُّهُ، وَ سُباعُ الْبَرِّ وَ أنْعامُهُ، فَاطْلُبُوا الْعِلْمَ، فَإنّهُ السَّبَبُ بَیْنَکُمْ وَ بَیْنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ إنَّ طَلَبَ الْعِلْمِ فَریضَهٌ عَلی کُلِ مُسْلِم.([21]) فرمود: دانشمندی که بین گروهی نادان قرار گیرد همانند انسان زنده ای است بین مردگان، و کسی که در حال تحصیل علم باشد تمام موجودات برایش طلب مغفرت و آمرزش می کنند، پس علم را فرا گیرید چون علم وسیله قرب و نزدیکی شما به خداوند است، و فراگیری علم، بر هر فرد مسلمانی فریضه است.

22ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): مَنْ زارَ عالِماً فَکَأنَّما زارَنی، وَ مَنْ صافَحَ عالِماً فَکأنَّما صافَحَنی، وَ مَنْ جالَسَ عالِماً فَکَأنَّما جالَسَنی، وَ مَنْ جالَسَنی فِی الدُّنْیا أجْلَسْتُهُ مَعی یَوْمَ الْقِیامَهِ.([1]) فرمود: هر کس به دیدار و زیارت عالم و دانشمندی برود مثل آن است که مرا زیارت کرده، هر که با دانشمندی دست دهد و مصافحه کند مثل آن که با من مصافحه نموده، هر شخصی همنشین دانشمندی گردد مثل آن است که با من مجالست کرده، و هر که در دنیا با من همنشین شود، در آخرت همنشین من خواهد گشت.

23ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): مَنْ تَزَوَّجَ إمْرَأهً لِمالِها وَ کَلَهُ اللّهُ إلَیْهِ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِجَمالِها رَأی فیها ما یَکَرَهُ، وَ مَنْ تَزَوَّجَها لِدینِها جَمَعَ اللّهُ لَهُ ذلِکَ.([2]) فرمود: هر کس زنی را به جهت ثروتش ازدواج کند خداوند او را به همان واگذار می نماید، و هر که با زنی به جهت زیبائی و جمالش ازدواج کند خوشی نخواهد دید، و کسی که با زنی به جهت دین و ایمانش تزویج نماید خداوند خواسته های او را تأمین می گرداند.

24ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): مَنْ قَلَّ طَعامُهُ، صَحَّ بَدَنُهُ، وَ صَفا قَلْبُهُ، وَ مَنْ کَثُرَ طَعامُهُ سَقُمَ بَدَنُهَ وَ قَسا قَلْبُهُ.([3]) فرمود: هر که خوراکش کمتر باشد بدنش سالم و قلبش با صفا خواهد بود، و هر کس خوراکش زیاد باشد امراض جسمی بدنش و کدورت، قلبش را فرا خواهد گرفت.

25ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): لا تُشْبِعُوا، فَیُطْفأ نُورُ الْمَعْرِفَهِ مِنْ قُلُوبِکُمْ.([4] فرمود: شکم خود را از خوراک سیر و پر مگردانید، چون که سبب خاموشی نور عرفان و معرفت ـ در افکار و ـ قلب هایتان می گردد.

26ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): مَنْ تَوَلّی عَمَلا وَ هُوَیَعْلَمُ أنَّهُ لَیْسَ لَهُ بِأهْل، فَلْیتُبَّوَءُ مَقْعَدُهُ مِنَ النّارِ.([5] فرمود: هر که ریاست و مسئولیتی را بپذیرد و بداند که أهلیّت آن را ندارد، ـ در قبر و قیامت ـ جایگاه او پر از آتش خواهد شد.

27ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): إنَّ اللّهَ عَزَّ وَجَلَّ لَیُبْغِضُ الْمُؤْمِنَ الضَّعیفِ الَّذی لادینَ لَهُ، فَقیلَ: وَ ما الْمُؤْمِنُ الضَّعیفُ الَّذی لا دینَ لَهُ؟ قالَ: اَلذّی لا یَنْهی عَنِ الْمُنْکَرِ.([6]) فرمود: همانا خداوند دشمن دارد آن مؤمنی را که ضعیف و بی دین است، سؤال شد: مؤمن ضعیف و بی دین کیست؟ پاسخ داد: کسی که نهی از منکر و جلوگیری از کارهای زشت نمی کند.

28ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): صَدَقَهُ السِّرِّ تُطْفِیءُ الْخَطیئَهَ، کَما تُطْفِیءُ الماءُ النّارَ، وَ تَدْفَعُ سَبْعینَ باباً مِنَ الْبَلاءِ.([7]) فرمود: صدقه ای که محرمانه و پنهانی داده شود سبب پاکی گناهان می باشد، همان طوری که آب، آتش را خاموش می کند، همچنین صدقه هفتاد نوع بلا و آفت را بر طرف می نماید.

29ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): عَجِبْتُ لِمَنْ یَحْتَمی مِنَ الطَّعامِ مَخافَهَ الدّاءِ، کَیْفَ لایَحْتمی مِنَ الذُّنُوبِ، مَخافَهَ النّارِ.([8] فرمود: تعجّب دارم از کسانی که نسبت به خورد و خوراک خود اهمیّت می دهند تا مبادا مریض شوند ولیکن اهمیّتی نسبت به گناهان نمی دهند و باکی از آتش سوزان جهنّم ندارند.

30 ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): حُبُّ الْجاهِ وَ الْمالِ یُنْبِتُ النِّفاقَ فِی الْقَلْبِ، کَما یُنْبِتُ الْماءُ الْبَقْلَ.([9]) فرمود: علاقه نسبت به ریاست و ثروت سبب روئیدن نفاق در قلب و درون خواهد شد، همان طوری که آب و باران سبب روئیدن سبزیجات می باشند.

31ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): مَنْ اَصابَ مِنْ إمْرَأه نَظْرَهً حَراماً، مَلاَاللّهُ عَیْنَیْهِ ناراً.([10]) فرمود: هرکس نگاه حرامی به زن نامحرمی بیفکند، خداوند چشم های او را پر از آتش می گرداند.

32ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): حَسِّنُوا أخْلاقَکُمْ، وَ ألْطِفُوا جیرانَکُمْ، وَ أکْرِمُوا نِسائَکُمْ، تَدْخُلُوا الْجَنّهَ بِغَیْرِ حِساب.([11]) فرمود: رفتار و اخلاق خود را نیکو سازید، نسبت به همسایگان با ملاطفت و محبّت برخورد نمائید، زنان و همسران خود را گرامی دارید تا بدون حساب وارد بهشت گردید.

33ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): اَلْمَرْءُ عَلی دینِ خَلیلِهِ، فَلْیَنْظُر أحَدُکُمْ مَنْ یُخالِطُ.([12]) فرمود: انسان بر روش و اخلاق دوستش پرورش می یابد و شناخته می شود، پس متوجّه باشید با چه کسی دوست و همنشین می باشید.

34ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): اَلصَّدقَهُ بِعَشْر، وَ الْقَرْضُ بِثَمانِیَهَ عَشَرَ، وَ صِلَهُ الرَّحِمِ بِأرْبَعَهَ وَ عِشْرینَ.([13]) فرمود: پاداش و ثواب دادنِ صدقه ده برابر درجه، ودادن قرض الحسنه هیجده درجه، و انجام صله رحم بیست و چهار درجه افزایش خواهد داشت.

35ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): لا یَمْرُضُ مُؤْمِنٌ وَ لا مُؤْمِنَهٌ إلاّ حَطّ اللّهُ بِهِ خَطایاهُ.([14]) فرمود: هیچ مؤمن و مؤمنه ای مریض نمی گردد مگر آن که خطاها و لغزش هایش پاک و بخشوده می شود.

36ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): مَنْ وَقَّرَ ذا شَیْبَه فِی الاْسْلامِ أمَّنَهُ اللّهُ مِنْ فَزَعِ یَوْمِ الْقِیامَهِ.([15] فرمود: هر کس بزرگ سال مسلمانی را گرامی دارد و احترام نماید، خداوند او را در قیامت از سختی ها و مشکلات در أمان می دارد.

37ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): کُلُّ عَیْن باکِیَهٌ یَوْمَ الْقِیامَهِ إلاّ ثَلاثَ أعْیُن: عَیْنٌ بَکَتْ مِنْ خَشْیَهِ اللّهِ ، وَ عَیْنٌ غُضَّتْ عَنْ مَحارِمِ اللّهِ، وَ عَیْنٌ باتَتْ ساهِرَهً فی سَبیلِ اللّهِ.([16 ]) فرمود: تمامی چشم ها در روز قیامت گریانند، مگر سه دسته: 1 ـ آن چشمی که به جهت خوف و ترس از عذاب خداوند گریه کرده باشد. 2 ـ چشمی که از گناهان و موارد خلاف بسته و نگاه نکرده باشد. 3 ـ چشمی که شبها در عبادت و بندگی خداوند متعال بیدار بوده باشد.

38ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): سادَهُ النّاسِ فِی الدُّنْیا الأسْخِیاء، سادَهُ النّاسِ فِی الاخِرَهِ الاْتْقِیاء.([17]) فرمود: سرور و سیّد مردم در دنیا افراد سخاوتمند خواهند بود، و سیّد و سرور انسان ها در قیامت پرهیزکاران می باشند.

39ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): وَ عَظَنی جِبْرئیلُ(علیه السلام): یا مُحَمَّدُ ، أحْبِبْ مَنْ شِئْتَ فَإنَّکَ مُفارِقُهُ، وَ اعْمَلْ ما شِئْتَ فَإنَّکَ مُلاقیهِ.([18]) فرمود: جبرئیل مرا موعظه و نصحیت کرد: با هر کس که خواهی دوست باش، بالأخره بین تو و او جدائی خواهد افتاد. هر چه خواهی انجام ده، ولی بدان نتیجه و پاداش آنرا خواهی گرفت.

40ـ قالَ(صلی الله علیه وآله): اَوْصانی رَبّی بِتِسْع: اَوْصانی بِالاْخْلاصِ فِی السِّرِّ وَ الْعَلانِیَهِ، وَ الْعَدْلِ فِی الرِّضا وَ الْغَضَبِ، وَ الْقَصْدِ فِی الْفَقْرِ وَ الْغِنی، وَ اَنْ أعْفُوَ عَمَّنْ ظَلَمَنی، وَ أعطِیَ مَنْ حَرَمَنی، وَ أصِلَ مَنْ قَطَعَنی، وَ اَنْ یَکُونَ صُمْتی فِکْراً، وَ مَنْطِقی ذِکْراً، وَ نَظَری عِبْراً.([19]) فرمود: پروردگار متعال، مرا به 9 چیز سفارش نمود: اخلاص در آشکار و پنهان، دادگری در خوشنودی و خشم، میانه روی در نیاز و توانمندی، بخشیدن کسی که در حقّ من ستم روا داشته است، کمک به کسی که مرا محروم گردانده، دیدار خویشاوندانی که با من قطع رابطه نموده اند، و این که خاموشیم اندیشه و سخنم، یادآوری خداوند; و نگاهم عبرت و پند باشد.

                                                      منابع روایات: فوق

[1] - وسائل الشّیعه: ج 4، ص 30، ح 4431. [2] - عقاب الأعمال: ص 343، س 14، وسائل الشّیعه: ج 5، ص 201، ح 6328. [3] - وسائل الشّیعه: ج 4، ص 31، ح 4434. [4] - تأویل الآیات الظاهره: ص 549، س 5; و تفسیر البرهان: ج 4، ص 184، س 26. [5] - أمالی طوسی: ج 2، ص 142، بحارالأنوار: ج 74، ص 80، ح 3. [6] - محاسن برقی: ص 593، ح 110، بحار: ج 63، ص 398، ح 20. [7] - من لا یحضره الفقیه: ج 4، ص 353، ح 5762 چاپ جامعه مدرّسین. [8] - أمالی طوسی: ج 1، ص 158، بحارالأنوار: ج 10، ص 368، ح 15. [9] - أمالی طوسی: ج 1، ص 13، بحارالأنوار: ج 70، ص 373، ح 7. [10] - أمالی طوسی: ج 1، ص 87، بحارالأنوار: ج 90، ص 291، ح 11. [11] - أمالی طوسی: ج 1، ص 219، بحارالأنوار: ج 73، ص 4، ح 13. [12] - أمالی طوسی: ج 1، ص 157، بحارالانوار: ج 93، ص 177، ح 8. [13] - مسکّن الفؤاد شهید ثانی: ص 50، س 1. [14] - أمالی طوسی: ج 2، ص 92، بحارالأنوار: ج 66، ص 375، ح 24. [15] - أمالی صدوق: ص 246، ح 14، بحارالأنوار: ج 63، ص 430، ح 12. [16] - أمالی طوسی: ج 1، ص 56، بحارالأنوار: ج 72، ص 120، ح 7. [17] - أعیان الشّیعه: ج 1، ص 305، بحارالأنوار: ج 100، ص 151، ح 17. [18] - أمالی طوسی: ج 1، ص 360، بحارالأنوار: ج 27، ص 261، ح 2. [19] - أمالی طوسی: ج 2، ص 92، بحارالأنوار: ج 28، ص 47، ح 9. [20] - مستدرک الوسائل: ج 11، ص 376، ح 13301. [21] - بحارالأنوار: ج 1، ص 172، ح 25.[1] - مستدرک الوسائل: ج 17، ص 300، ح 21406. [2] - تهذیب الأحکام: ج 7، ص 399، ح 5. [3] - تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 548، بحارالأنوار: ج 59، ص 268، ح 53. [4] - مستدرک الوسائل: ج 16، ص 218، ح 19646. [5] - تاریخ إلاسلام: ج 101ـ120، ص 285. [6] - وسائل الشّیعه: ج 16، ص 122، ح 21139. [7] - مستدرک الوسائل: ج 7، ص 184، ح 7984. [8] - بحارالأنوار: ج 70، ص 347، ح 34. [9] - تنبیه الخواطر، معروف به مجموعه ورّام: ص 264 [10] - مستدرک الوسائل: ج 14، ص 270، ح 16685. [11] - أعیان الشّیعه: ج 1، ص 301. [12] - أمالی طوسی: ج 2، ص 132، بحارالأنوار: ج 71، ص 192، ح 12. [13] - مستدرک الوسائل: ج 7، ص 194، ح 8010. [14] - جامع الأحادیث: ج 3، ص 89، ح 35، مستدرک الوسائل: ج 2، ص 66، ح 1422. [15] - کافی: ج 2، ص 658، ح 3، بحارالأنوار: ج 7، ص 302، ح 53. [16] - ثواب الأعمال: ص 211، ح 1، بحارالأنوار: ج 46، ص 100، ح 88. [17] - أعیان الشّیعه: ج 1، ص 302، بحارالأنوار: ج 68، ص 350، ح 1. [18] - أمالی طوسی : ج 2، ص 203، بحارالأنوار: ج 68، ص 188، ح 54. [19] - أعیان الشّیعه، ج 1، ص 300، بحارالأنوار: ج 74، ص 139، ضمن ح 1.

                        سعدى با الهام از روايات، در اشعار زيبايى آن حضرت را چنين‏ توصيف نمود:
                           ماه فرو ماند از جمال محمد* سرو نرويد به اعتدال محمد
                             قدر فلك را كمال ومنزلتى نيست ***در نظر قدر با كمال محمد
                            وعده ديدار هر كسى به قيامت  *** ليله اسرى شب وصال محمد
                          آدم و نوح و خليل و موسى وعيسی ***آمده مجموع در ظلال محمد
                          عرصه گيتى مجال همت او نيست *** روز قيامت نگر مجال محمد
                         و آنهمه پيرايه بسته جنت فردوس بو*** كه قبولش كند بلال محمد
                        شمس و قمر در زمين حشر*** نتابد نور نتابد مگر جمال محمد
                        همچو زمين خواهد آسمان*** كه بيفتد تا بدهد بوسه بر نعال محمد
                          شايد اگر آفتاب و ماه نتابد *** پيش دو ابروى چون هلال محمد
                          چشم  مرا تا بخواب ديد جمالش *** خواب نميگيرد از خيال محمد
                       سعدى اگر عاشقى كنى و جوانى ***عشق محمد بس است و آل محمد