714 - آیات و اخبار مربوط به اختیار همسر
5 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                                            آيات‏

پيش از ورود به اصل مطلب و تفسير وتوضيح آيات مربوطه لطفاً روايت ذيل را كه قسمتى از حديث مفصّل است، با دقت بخوانيد، تا مفهوم آيات برايتان روشن و از ماجراى خلقت انسان آگاه و مطلع شويد. ( اگر طالب تفصیل هستید به کتاب ( آداب ازدواج و زندگى خانوادگى، ص: 15  ببعد از نوشته ها خود حقیر مراجعه نمائید.)

زرارة بن أعين، از أبى عبداللَّه عليه السلام- ضمن حديثى‏فرمود: إنّ اللَّه عزّوجلّ خلق آدم من طين ثمّ ابتدع له حواء فجعلها فى موضع النقرة التى بين وركيه، و ذلك لكى تكون المرأة تبعاً للرجل، فقال آدم: يا ربّ ما هذا الخلق الحسن الذى قد آنسنى قربه والنّظر إليه؟! فقال اللّه: يا آدم هذه أمتى حواء أفتحبّ أن تكون معك تؤنسك وتحدّثك، تكون تبعاً لأمرك؟

فقال: نعم يا ربّ ولك بذلك علىّ الحمد والشكر ما بقيت، فقال اللَّه عزوجل: فاخطبها إلىّ، فانّها أمتى، وقد تصلح لك أيضا زوجة للشّهوة، وألقى اللَّه عليه الشهوة وقد علّمه قبل ذلك المعرفة بكلّ شئ، فقال يا ربّ فإنّى أخطبها إليك فما رضاك لذلك؟ فقال اللَّه عزّوجلّ:

رضاى أن تعلّمها معالم دينى، فقال: ذلك لك علىّ يارب إن شئت ذلك لى، فقال اللَّه عزّوجلّ: وقد شئت ذلك وقد زوّجتكها فضمّها إليك. همانا خداى عزّوجلّ آدم را از گِل آفريد سپس برايش حوّا را ابداع نمود (و به وجود آورد) و او را درميان انتهاى دو ران آدم قرار داد تا (از نظر خلقت) زن تابع مرد شود، پس آدم گفت: اى خدا اين آفريده زيبا چيست؟!! كه نزديك بودن و نگاه كردن به او مرا مأنوس (و مشغول) نمود؟! خداوند فرمود: اى آدم اين كنيز من حوا است، آيا دوست دارى با تو باشد و مونس و هم صحبت توشود و پيرو امر تو باشد؟! عرض كرد: بلى اى خداى من و براى تو در ذمه من باشد سپاس گذارى و تشكر تا زنده هستم، خداى عزّوجلّ فرمود: او را از من خواستگارى نما زيرا او كنيز من است و حتماً به صلاح توست كه جفت شهوت‏ (و عشق) تو باشد؛

خداوند به (وجود) آدم شهوت را انداخت (و عشق را ايجاد نمود البته) قبلًا به او تمام اشياء را مورد شناخت قرار داده (وفهمانده بود)؛

(آدم) گفت: اى خدا من او را از تو خواستگارى مى نمايم رضايت (ونظر تو در اين باره) چيست؟!! خداى عزّوجلّ فرمود: رضايت من (و مهريه او) آن است كه معالم دين مرا به او ياد دهى، عرض نمود اين به گردن من اى خدا، اگر تو مى خواهى پس خداى عزّوجلّ فرمود: من اين را مى خواهم و (در مقابل اين مهريه) او (حوّا) رابه تو تزويج كردم به خودت بچسبان (و به آغوش بكش).) «النُّقرة» بالضّم، ثقب فى وسط الورك وهو مافوق الفخذ. علل الشرائع: 17/ 1 باب 17.

اين ازدواج مبارك سبب ازدياد نسل بنى آدم و باعث عمران و آبادى كره زمين گرديد؛

و از اين پيوند ميمون فرستادگان خدا و جانشينان آنها: قدم به عرصه وجود گذاشت و روز به روز جريانهاى بى شمار ديگر متولد شد و پيدا گرديد.

خداى متعال اين زن جوان را از وجود خود آدم عليه السلام پديد آورد بلى از دنده چپ آدم ( من‏ لايحضره الفقيه: 3: 239/ 1133، وسائل الشّيعة: 20/ 14 باب 1 ح 1/ 24891. از استخوان يا مغز آن آفريده شد كه آزمايش‏هاى علم روز ثابت كرده است از ميان تمامى اعضاى بدن جانداران، براى «شبيه سازى»، مغز استخوان مناسب تر و بهتر جواب مى دهد پس اين بده بستان‏ها و تحويل و تحول‏ها، حوّاى جوان و مادر بشريت را، به دنيا تحويل داد و همت او را در آرميدن كنار آدم جوان، و آرامش و سكون آدم در سپرى كردن عمر پربها را در آغوش پرمهر و محبت حوّا قرار داد به گونه‏اى كه زن شوهر خود را در مواقع زياد، به همه عزيزانش ترجيح مى دهد.

حالابه لحن كلمات و تعبيرهاى پرمعناى تعدادى از آيات قرآن دقت نماييد كه نيازى به توضيح بيشتر نباشد.

1 . سوره 30, آیه 21
وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ  از نشاته های او برای شما از خودتان همسرانی آفرید تا با او آرا مش پیدا کنید و در میان شما محبت و مهربانی قرار داد .همانا در این کار نشانه هایئست ( در باره خدا شناسی) به گروه هائی که فکر می کنند

روايات از خود «ضلع الأيسر» يابنا بفرموده امام باقر عليه السلام از گِلِ دنده چپ آدم، به وجودآورد.

در قضاوت‏هاى اميرمؤمنان عليه السلام: هم در تشخيص خُنثاى مشكله، دنده چپ او را مى شمردند، اگر يكى كم بود، حكم به مرد بودن او مى كرد.

مودّةً و رحمةً إنّ فى ذلك لَاياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ». و از نشانه‏ هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد در اين نشانه هايى است براى گروهى كه تفكّر مى كنند

2- «وَ اللَّهُ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَزْواجِكُمْ بَنِينَ وَ حَفَدَةً ..». خداوند براى شما از جنس خودتان همسرانى قرار داد؛ و از همسرانتان براى شمافرزندان و نوه هائى به وجود آورد ...( نحل: 72.

3- «وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً». او كسى است كه از آب، انسانى را آفريد، سپس او را نسب و سبب قرار داد (و نسل او را از اين دو طريق گسترش داد) و پروردگار تو همواره توانا بوده است. ( فرقان: 54.

4- «جَعَلَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً وَ مِنَ الْأَنْعامِ أَزْواجاً». و از جنس شما همسرانى براى شما قرار داد و جفتهايى از چارپايان آفريد( شورى: 11. .

5- «يا أَيُّهَا النَّاسُ اتَّقُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ خَلَقَ مِنْها زَوْجَها وَ بَثَّ مِنْهُما رِجالًا كَثِيراً وَ نِساءً ..». ((5)- نساء: 1..  اى مردم از (مخالفت) پروردگارتان: بپرهيزيد. همان كسى كه شما را از يك انسان آفريد؛ و همسر او را (نيز) از جنس او خلق نمود؛ و از آن دو، مردان و زنان فراوانى (در روى زمين) منتشر ساخت (و پراكنده نمود) ...

6- «خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ ثُمَّ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها ...»[- زمر: 6.

او شما را از يك نفس آفريد؛ و همسرش را از (باقيمانده گل) او به وجود آورد؛ ...

7 «وَ هُوَ الَّذِي أَنْشَأَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ فَمُسْتَقَرٌّ وَ مُسْتَوْدَعٌ قَدْ فَصَّلْنَا الْآياتِ لِقَوْمٍ يَفْقَهُونَ‏» و اوست كه شما را از يك نفس آفريد (و شما دو گروه هستيد) بعضى پايدار (از نظر ايمان يا خلقت كامل) و بعضى نا پايدار؛ ما آيات خود را براى كسانى كه مى‏فهمند: تشريح مى‏ كنيم».انعام: 98.

8- «هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَ جَعَلَ مِنْها زَوْجَها لِيَسْكُنَ إِلَيْها». او

خدايى است كه (همه) شما رااز يك فرد آفريد؛ و همسرش را نيز از جنس او قرار داد، تا در كنار او بياسايد.- اعراف:189.

9- «وَ خَلَقْناكُمْ أَزْواجاً» و شما را به صورت جفتها آفريديم. (- نبأ: 8:

دستور ازدواج‏


آيات گذشته، كيفيت آفرينش دوزوج را، بيان فرمود، اما آيه‏هاى مربوط به ازدواج و تشكيل خانواده را ذيلًا بخوانيد.

10- «فَانْكِحُوا ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ مَثْنى‏ وَ ثُلاثَ وَ رُباعَ‏» پس با زنان پاك ازدواج نمائيد دو يا سه يا چهار همسر.[نساء: 3.

11- «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلِيمٌ (32) وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏».  مردان و زنان بى همسر را همسر دهيد و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را، اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنان را از فضل خود بى نياز مى‏سازد، خداوند گشايش دهنده و (به حالات بندگان) آگاه است.

و آنها كه وسيله ازدواج ندارند بايد عفت (و پاك دامنى را) پيشه كنند تا خداوند آنانرا با فضل خود، بى نياز ساز- نور: 33- 32.

ترغيب به ازدواج آسان‏

از آغاز سوره مباركه «نور» تا به اين آيه، راههاى حساب شده مختلفى براى پيش گيرى از آلودگى هاى جنسى مطرح شده است، كه هر يك از آنها تأثير به سزائى در پيش گيرى يا مبارزه با اين آلودگى ها دارد.

در آيات مورد بحث نيز به يكى ديگر از مهمترين طُرُق مبارزه با فحشاء كه ازدواج ساده و آسان، و بى ريا و بى تكلف است، اشاره شده، زيرا اين نكته مسلم است كه براى بر چيدن بساط گناه، بايد از طريق اشباع صحيح و مشروع غرائز وارد شد، و به‏ تعبير ديگر هيچگونه مبارزه منفى بدون مبارزه مثبت مؤثر نخواهد افتاد.

لذا در نخستين آيه مورد بحث مى‏فرمايد: مردان و زنان بى همسر را همسر دهيد، و همچنين غلامان و كنيزان صالح و درستكارتان را «وَ أَنْكِحُوا الْأَيامى‏ مِنْكُمْ وَ الصَّالِحِينَ مِنْ عِبادِكُمْ وَ إِمائِكُمْ‏».  ايامى جمع ايِّمْ (بر وزن قيّم) در اصل به معنى زنى است كه شوهر ندارد، سپس به مردى كه همسر ندارد نيز گفته شده است، و به اين ترتيب تمام زنان و مردان مجرد در مفهوم اين آيه داخلند خواه بكر باشند يا بيوه.

تعبير «أَنْكِحُوا» (آنها را همسر دهيد) با اينكه ازدواج يك امر اختيارى و بسته به ميل طرفين است، مفهومش اين است كه مقدمات ازدواج آنها را فراهم سازيد، از طريق كمكهاى مالى در صورت نياز، پيدا كردن همسر مناسب، تشويق به مسأله ازدواج، و بالأخره پا در ميانى براى حل مشكلاتى كه معمولًا در اين موارد بدون وساطت ديگران انجام پذير نيست؛

خلاصه مفهوم آيه به قدرى وسيع است كه هر گونه قدمى و دِرَمى و سخنى در اين راه را شامل مى‏ شود.

بدون شك اصل تعاون اسلامى ايجاب مى‏ كند كه مسلمانان در همه زمينه‏ها به يكديگر كمك كنند ولى تصريح به اين امر در مورد ازدواج دليل بر اهميت ويژه آن است.

اهميت اين مساله تا به آن پايه است كه در حديثى از امير مؤمنان على (عليه‏ السلام) مى‏خوانيم: أفضل الشّفاعات أن تشفع بين اثْنَيْنٍ فى نكاح حتّى يجمع اللَّه بينهما:

بهترين شفاعت آن است كه ميان دو نفر براى امر ازدواج ميانجى گرى كنى، تا اين امر به سامان برسد!.

در حديث ديگرى از امام كاظم موسى بن جعفر (عليه‏السلام) مى‏خوانيم: ثلاثة يستظلّون بظلّ عرش اللَّه يوم القيامة، يوم لا ظلّ الا ظلّه رَجُلٌ زوّج أخاه المسلم او أخدمه، او كتم له سرّاً سه طايفه‏اند كه در روز قيامت در سايه عرش خدا قرار دارند، روزى كه سايه‏اى جز سايه او نيست: كسى كه وسائل تزويج برادر مسلمانش را فراهم سازد، و كسى كه به هنگام نياز به خدمت، خدمت كننده‏اى براى او فراهم كند و كسى كه اسرار برادر مسلمانش را پنهان دارد! و بالأخره در حديثى از پيامبر (صلى‏اللَّه عليه‏وآله و سلّم) مى‏ خوانيم: هر گامى انسان در اين راه بر دارد و هر كلمه‏ اى بگويد، ثواب يكسال عبادت در نامه عمل او مى‏نويسند (كان له بكلّ خطوة خطاها، او بكلّ كلمة تكلّم بها فى ذلك، عمل سنة قيام ليلها و صيام نهارها)  و از آنجا كه يك عذر تقريبا عمومى و بهانه همگانى براى فرار از زير بار ازدواج و تشكيل خانواده مسأله فقر و نداشتن امكانات مالى است قرآن به پاسخ آن پرداخته مى‏فرمايد: از فقر و تنگدستى آنها نگران نباشيد و در ازدواجشان بكوشيد چرا كه اگر فقير و تنگدست باشند خداوند آنها را از فضل خود بى نياز مى‏سازد «إِنْ يَكُونُوا فُقَراءَ يُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏».

و خداوند قادر بر چنين كارى هست، چرا كه خداوند واسع و عليم است «إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلِيمٌ‏».  قدرتش آنچنان وسيع است كه پهنه عالم هستى را فرا مى‏گيرد، و علم او چنان گسترده است كه از نيّات همه كس مخصوصا آنها كه به نيّت حفظ عفت و پاكدامنى اقدام به ازدواج مى‏كنند آگاه است، و همه را مشمول فضل و كرم خود قرار خواهد داد.

وى از آنجا كه گاه با تمام تلاش و كوشش كه خود انسان و ديگران مى‏ كنند، وسيله ازدواج فراهم نمى‏گردد و خواه و ناخواه انسان مجبور است مدتى را با محروميت بگذراند، مبادا كسانى كه در اين مرحله زندگى قرار دارند، گمان كنند كه آلودگى جنسى براى آنها مجاز است، و ضرورت چنين ايجاب مى‏كند، لذا بلا فاصله در آيه بعد دستور پارسائى را هر چند مشكل باشد به آنها داده مى‏گويد: و آنها كه وسيله ازدواج ندارند بايد عفت و پاكدامنى پيشه كنند، تا خداوند آنان را به فضلش بى نياز سازد «وَ لْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ نِكاحاً حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ‏». نكند در اين مرحله بحرانى و در اين دوران آزمايش الهى تن به آلودگى در دهند و خود را معذور بشمرند كه هيچ عذرى پذيرفته نيست، بلكه بايد قدرت ايمان وشخصيت و تقوا را در چنين مرحله‏ اى آزمود.

به همه افراد بشر، واضح و روشن است كه خداوند عالم براى استمرار بخشيدن به بقاى نسل انسان و حيوان، غرايز جنسى را در وجود آنهابه وديعت گذاشته و يك امر حياتى و كليدى قرار داده است كه به سادگى نمى‏توان بحث در باره آن را ناديده گرفت، زيرا حفظ بافت و نظم جامعه به آن بستگى دارد و بدون آن، تداوم زندگى امكان پذير نيست!؛

اگر نبود اين غريزه بنيادين و پيامدهاى آن از قبيل تشكيل خانواده و به دنيا آوردن اولاد وو ..، كدام پدر به آن همه مشكلات تأمين معيشت و تهيه وسايل زندگى تن در ميداد و كدام مادر آن همه زحمات طاقت فرسا را بجان مى‏ خريد و تحمل مى‏ كرد!؛

خداى حكيم على الإطلاق در اين نيروى قوى و طغيانگر، حكمتى بخرج داده است كه به روشنى در مى‏ يابيم و بالعيان مى‏ بينيم، قوى‏ترين حيوان در هنگام غليان اين غريزه، در برابر جنس لطيف خود به نوعى اظهار عجز و لابه وناتوانى و نرمش و از خود گذشتگى، نشان مى‏دهد كه آدمى را به تعجب وامى دارد مگر اين حيوان درنده غرش كنان چند دقيقه پيش نيست كه اين گونه در مقابل جنس مخالف و ضعيف و ناتوان خود، از پنبه نرمتر و از حرير لرزنده‏ تر و شكسته‏ تر شده است!؛

در عالم انسان نيز قضيه بدين منوال بلكه به مراتب بالاتر و شگفت‏ انگيزتر است! سفّاك‏ترين و خونريزترين و مغرورترين آدمى هنگام تحريكات جنسى در برابر خواسته‏ هاى آن، تسليم گشته و براى فرو نشاندن و اطفاى آن از هيچ رفتار متنوع (خواهش، تمنّا، قهر، آشتى و در نهايت، اظهار عشق و سوز دل ودهها مسايل ديگر در برابر جنس مخالف خود) فروگذار نمى‏ شود!.

پس اين غريزه يك ضرورت حياتى براى انسان و حيوان است كه هنگام نياز، اگر خواسته‏ هاى آن (مشروع يا نا مشروع) بر آورده نشود يقيناً پيامدهاى خطرناك و ناگوارى (از قبيل از دست دادن تعادل روحى و جسمى و افسردگى و سرشكستگى و سرگردانى وو ... در نهايت ديوانگى)، خواهد داشت.

شكى نيست براى رهائى از صدمات روحى و جسمى آن و همچنين به خاطر پايدار و پابرجا ساختن بقاى نسل، بايد آن را تغذيه كرد و ارضاء نمود! اما آنچه كه مسلّم است اگر مهار آن رها شود و آزاد گردد، نه از «تاك» نشان خواهد ماند و نه از تاك نشان، حاصلى جز نابودى جوامع بشرى و گرفتار آمدن به بى بند و بارى و نابودى شرافت هاى انسانى و متلاشى شدن خانواده‏ ها و فرو رفتن در منجلاب تباهى و اين دست و آن دست گشتن در دوران جوانى و ويلان و سرگردان ماندن در زمان پيرى و ناتوانى، وو ... نخواهد داشت؛

با توجه به گفتار فوق، بشر به همان اندازه كه براى ارضاء آن غريزه بايد جوابگو باشد، به همان اندازه در تحت كنترل در آوردن و هدايت كردن آن به راه صحيح و درست، مسؤليت دارد و بايد براى حراست از خاندانها و خانواده‏ ها و حفظ انسجامهاى فاميلى و پدر و پسرى و مادر دخترى و ايلى و تبارى و صدها فروعات آن از قبيل شناخته شدن و ارث بردن و مردن و دفن شدن وو ... قدم مثبت برداشته و كوشا باشد تا از عمر پربهاى خود، بهره‏ مند گردد.

بدينجهت شرايع آسمانى براى ريز ريز و نكته به نكته كيفيت استفاده و بهره بردارى از مسير درست آن، راهنمائى‏ها و تشويق ها كرده و در مقابل، مجازات‏هاى سنگين و قوانين جزائى خشونت بار، وضع نموده است، تا از افتادن در سنگلاخ هوا و هوس و فرو رفتن در باتلاق بى بند وبارى جلوگيرى نمايد.

و همچنين براى آرام شدن و آرامش يافتن در برابر اين نيرو، به ريزه كارى هائى پرداخته است كه واقعاً مايه شگفتى و شايسته تفكر و تأمل مى‏ باشد، مانند روزها و ساعات و كيفيت كامجوئى زن و مرد و آماده ساختن طرف مقابل براى همسوئى و تشويق به ازدياد آن، تا از حلال خود اشباع شده و در فكر ديگران نباشد و صدهامسائل ديگر.

حتى در بعضى روايت از امام صادق عليه السلام وارد شده است كه هنگام كام جوئى از زن «لاتنزو نزو الحمار» (بى مقدمه) مانند چارپايان نزديكى نكنيد!، زيرا اگر زن (در آن حال با سرخوردگى و بدون به دست آوردن آرامش)، جدا شود با غلام سياهى هم روبرو گردد، خود را تسليم و آرام خواهد نمود!! (اما اگر پس از آمادگى طرفين براى فارغ شدن، مسئله پايان يابد، با رضايت و خوشحالى از همديگر جدا خواهند شد).

در كتابهاى فقهى اين مطالب و مسايل زناشوئى، فراوان آمده است كه طالبين به آن‏ كتابها از قبيل وسايل الشّيعة: جواهرالكلام: بحار الأنوار: اصول كافى: تهذيب و استبصار و صدها كتاب ديگر در باب النكاح، مراجعه نمايند.

و نيز در باره روزهاى ممنوع المقاربه (حيض، نفاس، احرام، روزهاى ماه مبارك رمضان، ايلاء و بالأخرة ظهار) و مسائل بسيار ديگر، مورد بحث قرارگرفته است كه به اطلاعات و بر رسى زياد نياز دارد

نيز متوجه شديم كه انسان براى اطفاى آتش غريزه جنسى خود، نياز شديد به همسر و تشكيل خانواده دارد!.

فرد مجرد يعنى مرغ بى آشيانه!، از حكمت‏هاى محيّر العقول خداوند آفرينش نر و ماده و ايجاد محبت و عشق در ميان آنها و تشكيل خانواده است؛

تا قانون ازدواج و تشكيل خانواده، در باره كسى و يا جامعه‏اى اجرا نشود؛ نر و ماده و دختر و پسر مرد وزن؛ همه ويلان و سرگردان و در جايى بند نمى‏شوند؛ نه آرامش روحى دارند و نه آرامش و سكون جسمى؛

خداوند در جاهاى متعدد قرآن مجيدش به اهميت اين مطلب اشاره فرموده است كه همسران شما مايه آرامش شماهستند نه تنها زيستن و ويلان بودن!]- هوالّذى خلقكم من نفس واحدة وجعل منها زوجها ليسكن اليها ... او خدائى است كه شما را از يك فرد آفريد و همسرش را نيز از جنس او قرار داد تا در كنار او بياسايد .. اعراف آيه 188؛ و من آياته أن و من آياته أن خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا اليها و جعل بينكم مودّةً و رحمةً ... از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا دركنار آنان آرامش يابيد و در ميانتان مودت و رحمت قرار داد ... روم آيه 20.

البته بايد در انتخاب همسر و با چه كسى مى‏خواهد پيوند زناشوئى ببندد و مال و اولاد خويش را در آينده به دست كهِ بسپارد وو .. دقت كامل نمايد كه ندامت و پشيمانى در پى نداشته باشد.

1- محمد الأصم: از أبى عبد اللَّه عليه السلام روايت كرده است: رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:

رذّال موتاكم العزّاب. پست ترين مردگان شما عزبها (مجرّدها) هستند.) جامع الاخبار ص 103؛ بحارالأنوار: 103/ 221.

2- محمد بن على بن حسين گفت: روى أن رسول اللَّه صلى الله عليه و آله و سلم قال: أكثر أهل النّار العزّاب. ( جامع الاخبار ص 103؛ بحارالأنوار: 103/ 221.

روايت شده است رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: بيشتر اهل آتش مجرّدها هستند

3 شرار موتاكم العزّاب. بدترين مردگانتان مجردها هستند  ( جامع الاخبار ص 103؛ بحارالأنوار: 103/ 221.

4- رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به مردى كه نامش عكاف است فرمود: ألك زوجة؟ قال: لا يا رسول اللَّه قال: ألك جارية؟ قال: لا يا رسول اللَّه قال: أفأنت موسر؟ قال: نعم قال: تزوّج وإلّا فأنت من المذنبين. -.

آيا زن دارى؟؛  

گفت: نه اى رسول خدا؛

كنيز (برده) دارى؟؛

نه اى رسول خدا؛

آيا ثروت (و امكان ازدواج) دارى؟؛

بلى اى رسول خدا؛ فرمود برو  ازدواج كن وگرنه تو از گناهكارانى‏[(- جامع الاخبار ص 103؛ بحارالأنوار: 103/ 221.

و فرمود: خيار امّتى المتأهّلون و شرار امّتى العزّاب بهتربن امت من متأهل‏ها و بدترين امتم مجردهاهستند (- جامع الاخبار ص 104؛ بحارالأنوار: 103/ 221.

ابن فضال، از امام صادق، از پدرش از پدران بزرگوارش عليهم السلام از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود:  شرار امتى عزّابها. بدترين امت من عزب‏هاى آنهاست.(- بحارالأنوار: 103/ 222.