711 - شهادت امام رضا علیه السلام
11 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

سالروز شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد


دوماه رفت اگر میشود گدا بخرید ***نشسته اید دو دل اینچنین چرا؟ بخرید

سه روز نه! همه ی عمر معتکف شدم***نمیروم ز در روضه خانه تا بخرید***گره به زندگی ام میخورد همیشه ولی***نمیخورم به دَرِ بسته گر مرا بخرید

دل شکسته ی من را کسی نگاه نکرد***بروی دست گرفتم مگر شما بخرید


حضرت امام رضا (علیه السلام) در سال 148 هجری قمری در شهر مدینه دیده به جهان گشودند و در آخرین روز  ماه صفر سال 203 هجری قمری به شهادت رسیدند.

دوران حیات و امامت حضرت امام رضا (علیه السلام)، دوران اوج‌گیرى گرایش مردم به اهل بیت عصمت و طهارت (علیه السلام) و گسترش پایگاه‌هاى مردمى خاندان اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) است.
با اوج‌گیری تمایلات مردم به امام هشتم شیعیان جهان (علیه السلام)، مامون خلیفه عباسی با دسیسه چینی، ایشان را مسموم و شهید کردند.
مردم ایران اسلامی در شب و روز  سالروز شهادت حضرت امام رضا (علیه السلام) با حضور در حسینیه‌ها، مساجد، حرم مطهر ایشان در مشهد (شمال شرق ایران) و حرم مطهر حضرت معصومه (سلام الله علیها) در شهر مقدس قم(جنوب تهران)، عزاداری می‌کنند.

ولادت

حضرت رضا (علیه السلام)، بنا به قول بسیاری از مورخان، در روز یازدهم ذی‌القعده و در مدینه منوره متولد شدند. از قول مادر ايشان نقل شده است كه: «هنگامیكه به حضرتش حامله شدم به هيچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی‌كردم و وقتی به خواب می‌رفتم, صدای تسبيح و تمجيد حق تعالی وذکر «لااله‌الاالله» را از شكم خود می‌شنيدم, اما چون بيدار می‌شدم ديگر صدايی بگوش نمي‌رسيد؛ هنگاميی كه وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمين نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند كرد و لبانش را تكان می‌داد؛ گويی چيزی می‌گفت.

نظير اين واقعه, هنگام تولد ديگر ائمه و بعضی از پيامبران الهی نيز نقل شده است, از جمله حضرت عيسی (علیه السلام) كه به اراده الهی, در گهواره لب به سخن گشود و با مردم سخن گفتند كه شرح اين ماجرا در قرآن كريم آمده است.

کنیه

امام كاظم (عليه السّلام) کنیه ابوالحسن را به ایشان عنايت فرمودند، و به على بن يقطين گفتند: «اى على، اين پسرم (با اشاره به امام رضا عليه السّلام)، آقاى فرزندان من است و من كنيه خیش را به او داده‌‌ام. البته امام كاظم (علیه السلام) نيز كنيه‌شان ابو‌الحسن بوده است و اين كنيه ميان پدر و فرزند مشترک امی باشد. بدين جهت امام كاظم (عليه السّلام) را «ابو الحسن اوّل» و امام رضا (عليه السّلام) را «ابو الحسن دوم» مى‌نامند.

القاب

مشهورترین لقب امام هشتم شیعیان، «رضا» به معنای خشنودی، است. امام محمدتقی (عليه‌السلام) امام نهم و فرزند ايشان سبب ناميده شدن آن حضرت به اين لقب را اينگونه نقل می‌فرمايند : «خداوند او را رضا لقب نهاد زيرا خداوند در آسمان و رسول خدا و ائمه اطهار در زمين از او خشنود بوده‌اند و ايشان را برای امامت پسنديده‌اند و همينطور (به خاطر خلق و خوی نيكوی امام) هم دوستان و نزديكان و هم دشمنان از ايشان راضی و خشنود بود‌ند.

يكی دیگر از القاب مشهور حضرت «عالم آل محمد» است. نقل شده است که امام کاظم (علیه السلام) به فرزندانش می‌گفت: «برادر شما علی بن موسی، عالم آل محمد است.» اين لقب نشانگر ظهور علم و دانش ايشان می‌باشد؛ جلسات مناظره متعددی که امام با دانشمندان بزرگ عصر خويش, به‌ويژه علمای اديان مختلف انجام داد و در همه آن‌ها با سربلندی تمام بيرون آمد، دليل کوچکی بر اين سخن است. اين توانايی و برتری امام, در تسلط بر علوم، يكی از دلايل امامت ايشان می‌باشد و با تأمل در سخنان امام در اين مناظرات, كاملاً اين مطلب روشن می‌گردد كه اين علوم جز از يك منبع وابسته به الهام و وحی نمی‌تواند سرچشمه گرفته باشد.

امامت امام رضا علیه السلام


در سال 183 ق با شهادت امام موسی کاظم علیه السلام ، امامت امام رضا علیه السلام شروع شد. آن حضرت 35 سال بیشتر سن نداشت که زمام امور امامت را به دست گرفت و هدایت و راهنمایی فکری و اعتقادی جامعه اسلامی را عهده دار شدند. امام موسی کاظم علیه السلام در فرصت های مختلف به معرفی امام رضا علیه السلام به عنوان امام و وصی بعد از خود می پرداخت و از یاران و شاگردان خود بر این امر مهم گواهی می گرفت. مدت امامت آن حضرت بیست سال طول کشید که هفده سال آن در مدینه و سه سال آخر آن در خراسان سپری شد.

امام رضا علیه السلام و مأمون


امام رضا علیه السلام پنج سال آخر امامت خویش را در دوران خلافت مأمون عباسی سپری کرد. مأمون عباسی که پس از قتل برادر خود، امین به عنوان هفتمین خلیفه عباسی بر مسند خلافت نشسته بود، از چند جهت ارکان حکومت خود را در خطر می دید. نخست، از طرف علویان و طرف دارانشان که از حکومت عباسیان دلی پرخون داشتند و در هر فرصتی پرچم مخالفت برمی افراشتند؛ دوم از سوی عباسیان؛ زیرا مأمون برادر خود امین را کشته و سر بریده او را بر نیزه زده بود که این کار موجب رنجش بسیار عباسیان شده بود. گفتنی است عباسیّان امین را خلیفه رسمی و مشروع پس از هارون می دانستند؛ سوم از سوی ایرانیان و خراسانیان که به صورت فطری و باور اعتقادی طرف دار و دوستدار خاندان رسالت بودند.

 شخصیت اخلاقی امام

از خوش اخلاقی امام سخن بسیار گفته اند. در این جا به چند نمونه آن اشاره می شود که امام در برخورد با مردم به چه نکات ریزی دقّت می کرده است. همه اینها برای ما درس (چگونه زیستن) است:
1ـ هیچ گاه با سخن خود، دیگران را آزار نداد. -2 ـ سخن هیچ کسی را قطع نکرد. -3 ـ به نیازمندان بسیار کمک می کرد.- 4 ـ با خدمتگزاران خود بر سر یک سفره می نشست و غذا می خورد. -5 ـ همیشه چهره ای خندان داشت.- 6ـ هرگز با صدای بلند و با قهقهه نمی خندید. 6ـ هنگام نشستن، هرگز پای خود را در حضور دیگران دراز نمی کرد.-7ـ در حضور دیگران هرگز به دیوار تکیه نمی زد.-8 ـ به عیادت بیماران می رفت. -9 ـ در تشییع جنازه ها شرکت می جست.- 10ـ از مهمانان خود، شخصا پذیرایی می کرد.-11 ـ وقتی بر سر سفره ای می رسید، اجازه نمی داد تا به احترام او از جای برخیزند.- 12ـ به پاکیزگی بدن، موی سر و پوشاک خود بسیار توجه داشت. -13ـ بردبار و شکیبا بود.-

اینها گوشه ای از اخلاق امام هشتم علی بن موسی الرضا (علیه السلام) بود. آیا با داشتن این اخلاق و رفتار نباید خدا از او راضی و خرسند باشد؟ و آیا سزاوار نیست که او را (رضا) بنامند؟ آیا کسی که خدا از او خشنود است، مردم از او خرسند نیستند؟ این گونه هست که نام (رضا) برای آن امام بزرگوار برازنده و سزاوار است.

 امام در نگاه شاعران

از همان دوران امام رضا (علیه السلام)، شاعران و نویسندگان در وصف بزرگواری آن حضرت بسیار سروده اند و نوشته اند و هریک به گونه ای آن امام را به نیکی وصف کرده اند. شاعری بود به نام (ابونواس) که در سرودن بسیار توانایی داشت. به او گفتند: تو درباره همه چیز شعر گفته ای، کوه و دشت و شراب و موسیقی را در اشعار خود ستوده ای، اما شگفتا که در باره موضوع مهمی مانند شخصیت والای امام رضا سکوت کرده ای ! در حالی که تو ایشان را خوب می شناسی و با اخلاق و رفتار و بزرگواری حضرت آشنایی کامل داری .
ابونواس ابتدا در پاسخ گفت: به خدا سوگند، تنها بزرگی او مانع از انجام این کار شده است، چگونه کسی چون من، درباره شخصیت برجسته ای همچون امام رضا(ع) شعر بسراید؟ آن گاه شعری گفت که چکیده معنی آن چنین است: از من نخواهید که او را بستایم، من را توان آن نیست تا انسانی را مدح کنم که جبرئیل خدمتگزار آستان پدر اوست.
شاعران فارسی زبان نیز در باره امام رضا(علیه السلام) سروده های فراوانی دارند.

 شخصیت معنوی امام

امام رضا(علیه السلام) از نظر توجه به مسائل معنوی و پرداختن به امور عبادی نیز برجسته بود. روایتها و داستانهای بسیاری از این جنبه زندگی امام در کتابهای تاریخی نقل شده که شنیدن آن برای همه ما جالب است. ما وقتی می بینیم که امام ما و پیشوایی که او را به رهبری خود پذیرفته و زندگی او را الگوی خود قرار داده ایم، این چنین عبادت می کند و این گونه به مسائل عبادی توجه دارد، خود نیز ناگزیریم که همان شیوه را پیروی کنیم و از همان روش درس بیاموزیم. در اینجا به چند نمونه از نکاتی که تاریخ نویسان در این زمینه مورد توجّه قرار داده اند اشاره می کنیم:
1ـ شبها کم می خوابید و بیشتر شب را به عبادت می پرداخت. -2ـ بسیاری از روزها را روزه می گرفت.- 3ـ سجده هایش بسیار طولانی بود. -4ـ قرآن بسیار تلاوت می کرد. -5 ـ به نماز اول وقت پایبند بود. -6 ـ غیر از هنگام نماز هم به مناجات به خدا انس داشت.

شخصیت علمی امام رضا(علیه السلام)

امام رضا(علیه السلام) جایگاه علمی ویژه ای داشت. او از دانشی سرشار بهره مند بود و این برجستگی علمی او در رویارویی با دانشمندان ادیان و مذاهب دیگر، بهتر آشکار می شد. جلسات و محافلی که علما و دانشمندان مختلف گرد هم می آمدند و به بیان دیدگاهها و نظرات خویش می پرداختند، در آن زمان رونق خاصی داشت. حاکمان آن عصر، گاه برای جلوه دادن شکوه دربار خویش، گاه به منظور گرایش دانشمندان به دربار و زمانی برای این که بر عقیده کسی چیره شوند، در کنار مجالس دیگر، به برگزار کردن نشست های علمی نیز می پرداختند. این محافل که به جلسات (مناظره) معروف بود، بهترین مکان برای ابراز شایستگی های علمی افراد به شمار می رفت.

در عصر امام رضا (علیه السلام)، آن گاه که همه دانشمندان جمع می شدند و به گفت و گو می پرداختند و سرانجام در پاسخ دیگران فرو می ماندند، دست به دامان امام رضا(علیه السلام) می شدند تا بر حقانیت مطلب خویش گواهی دهند. یکی از مهم ترین و معروف ترین لقب های امام رضا (علیه السلام)، (عالم آل محمد) است. این که از میان همه امامان شیعه، حضرت امام رضا به این لقب شهرت یافته است، خود دلیل برجستگی آن امام از جهت دانشهای رایج در زمان خویش و یافتن فرصت برای آشکارسازی آن علوم است.
اباصلت که یکی از یاران امام است، از برادرزاده امام رضا (علیه السلام) روایتی نقل می کند که خواندنی است. او می گوید:امام موسی بن جعفر(علیهما السلام) به فرزندانش می فرمود: برادرتان، علی بن موسی (یعنی امام رضا)، عالم آل محمد است... نیازهای دینی خود را از وی فرا بگیرید و آن چه را به شما آموزش می دهد، به یاد داشته باشید، زیرا پدرم امام صادق(ع) بارها به من می فرمود: عالم آل محمد در نسل توست و ای کاش من می توانستم او را ببینم.
عبدالسلام هروی نقل کرده که در بیشتر نشستهای علمی امام حاضر بوده و من هیچ کسی را از امام رضا (علیه السلام) داناتر ندیدم و هر دانشمندی که او را دیده به دانش برتر او گواهی داده است. در نشستهایی که گروهی از دانشوران و فقیهان و دانایان ادیان گوناگون حضور داشتند، بر تمامی آنها چیره شد، تا آن جا که همه آنان به ناتوانی علمی خود و برتری امام اعتراف کردند و گواهی دادند.
یکی از نکاتی که در بررسی شخصیت علمی امام مورد توجه همگان قرار گرفته و آن را بازگو کرده اند، این است که امام رضا (علیه السلام) با هر گروهی به زبان خودشان سخن می گفت و به تعبیر اباصلت، شیواترین و داناترین مردم به هر زبان و فرهنگی بود. اباصلت که خود این سخن را می گوید، از این تسلط امام به زبانهای مختلف شگفت زده می شود و این تعجّب خود را به امام اظهار می نماید و امام در پاسخ می فرماید: من حجت خدا بر مردم هستم. چگونه می شود چنین فردی زبان آنان را درک نکند؟ مگر نشنیده ای که امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) فرمود: به ما (فصل الخطاب) داده اند، و آن چیزی نیست، جز آشنایی با زبان دیگران.
 شخصیت سیاسی امام رضا(علیه السلام)

تمام عمر امام رضا(علیه السلام)، چه آن زمان که هنوز به مقام امامت نرسیده بود و چه آن گاه که

پس از شهادت پدر بزرگوارش حضرت امام موسی کاظم(علیه السلام)، مسئولیت امامت و رهبری شیعیان را بر عهده داشت، در زمان حکومت عباسیان بود. عباسیان با ادعای انتساب به پیامبر اکرم(ص) و با بهره گیری از احساسات مردم بر ضد امویان، توانستند آنان را از حکومت کنار بزنند و خود بر تخت فرمانروایی مسلمانان بنشینند. با سرکوب امویان، آنان دیگر قدرت و توانی نداشتند که خطر مهمی برای عباسیان به شمار روند. عباسیان تنها خطر برای حکومت خود را شیعیانی می دانستند که با فرمانبری از امامان معصوم، حاکمان آن روزگار را ناحق می شمردند و می کوشیدند تا آنان را از حکومت ساقط کنند.
بنابراین، دشمن شماره یک حاکمان عباسی ، امامان شیعه بودند و به همین دلیل است که همه امامانی که در روزگار این حاکمان ستمگر می زیستند، به دست آنان به شهادت رسیدند. عباسیان به اندازه ای بر شیعیان فشار آوردند و آنان را مورد تهدید و شکنجه و آزار و تبعید و آوارگی قرار دادند که حتی تاریخ نویسان نیز از بازگو کردن آن دچار شرمندگی شده اند.
۱۰ سال از دوران امامت حضرت رضا(علیه السلام)، با حکومت هارون همزمان بود. در این ده سال، موقعیت مناسبی برای مبارزه علنی و رسمی برای امام رضا(علیه السلام) پدید نیامد و بیشتر تلاش سیاسی امام به صورت پنهانی رهبری می شد، اما در گوشه گوشه سرزمین های مسلمانان جنبشها و قیامهای پیاپی شیعیان، حکومت عباسی را به تنگ آورده و هارون در برخورد با آنها دچار سردرگمی شده بود.

دعوت مأمون از امام رضا علیه السلام برای رفتن به خراسان

مأمون عباسی که خلافت خود را از چند طریق مورد تهدید می دید، تصمیم به آوردن امام رضا علیه السلام از مدینه به مَرْو گرفت تا با پیشنهاد خلافت یا ولایت عهدی به امام رضا علیه السلام ، مقداری از فشارها و تهدیدهای احتمالی از سوی علویان و ایرانیان را فرو نشاند و مردم با دیدن حضور امام رضا علیه السلام در دستگاه خلافت مأمون، از شورش و مخالفت منصرف شوند. مأمون در اجرای این تصمیم، چندین نامه و پیام دعوت به امام رضا (علیه السلام) فرستاد. امام رضا علیه السلام این دعوت ها را رد می کرد، ولی مأمون با اصرار و پافشاری بسیار، امام علیه السلام را ناگزیر کرد که به سوی خراسان حرکت کند. مأمون گروهی را به فرماندهی «رَجاء بن ابی ضحّاک» مأمور آوردن امام رضا علیه السلام و همراهانشان از راه بصره و اهواز و فارس کرد.

شهادت جان سوز امام رضا(علیه السلام)


مأمون که برای حفظ حکومت خود امام رضا علیه السلام را از مدینه به مرو آورده بود و با ترفندهای خود و اطرافیان به اهداف خود نرسیده بود، وقتی که رفتار و قاطعیت آن حضرت را دید، دریافت که گفتار و رفتار آن حضرت در نهایت موجب ضعف و تزلزل حکومت او می شود و از سوی دیگر عباسیّان همواره در مورد ولایت عهدی امام رضا علیه السلام مأمون را تهدید می کردند و به او هشدار می دادند. در نتیجه وی تصمیم گرفت که آن حضرت را به گونه ای از میان ببرد. ولی کاملاً مراقب بود که این عمل به طور کاملاً محرمانه انجام گیرد تا مسئله جدیدی برای حکومتش پیش نیاید. لذا با مسموم کردن آن حضرت به هدف خود رسید. امام علیه السلام در روز آخر صفر بر اثر زهر مسموم و دعوت حق را لبیک گفت و به اجداد پاکش پیوست.

شهادت امام رضا (علیه السلام)

در نحوه به شهادت رسيدن امام نقل شده است كه مأمون به يكی از خدمتکاران خويش دستور داده بود تا ناخن‌های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده كند و در بين ناخن‌هايش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر‌آلودش دانه كند و او دستور مأمون را اجابت كرد. مأمون نيز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار كرد كه امام ازآن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار كرد تا جايی كه حضرت را تهديد به مرگ نمود و حضرت به جبر, قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت، زهر اثر كرد و حال حضرت دگرگون گرديد و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (عليه السلام) به شهادت رسيدند.


دفن شبانه و مظلومانه امام رضا علیه السلام


مردم و دوستداران آن امام وقتی که خبر شهادت حضرت را شنیدند ازدحام کردند و گفتند که مأمون با نیرنگ امام علیه السلام را کشته است. مأمون شخصی را نزد مردم فرستاد و گفت تشییع جنازه به فرصتی دیگر موکول شده است. مأمون از ترس این که آشوبی برپا شود مردم را با این ترفند متفرق کرد و دستور داد جنازه آن حضرت را شبانه غسل دادند و به خاک سپردند.

مسافری که اجل گشت همسفرش***سفر رسیده به پایان در آخر صفرش

هنوز آید از آن حجره غریب به گوش***صدای ناله آهسته پسر پسرش

چه خوب اجر رسالت به مصطفی دادند***که پاره جگرش، پاره پاره شد جگرش

اگر چه کار گذشته، اجل شتاب مکن***جواد آمده از ره به دیدن پدرش

ز اشک‌ها‌ی جوادالائمه پیدا بود***که شسته دست دگر از جهان محتضرش

پسر به صورت بابا نهاد صورت خویش***پدر گرفت به زحمت سرشک از بصرش

                                                                                  غلامرضا سازگار

منابع
سایتهای -صدای جمهوری اسلامی ایران رادیو دری، - باشگاه خبر نگاران جوان - متن مداحی روضه شهادت امام رضا از سید رضا نریمانیگردآوری : بخش فرهنگ و هنر بیتوته- خبر گزاری صدای افغان (آوا) - و غیره.