709 - شهادت رسول خدا - صلی الله علیه و آله )
20 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

فرارسیدن ایام سالگرد شهادت حضرت محمد مصطفی(صلی الله علیه و آله ) و شهادت مظلومانه سبط اکبر پیامبر، امام حسن مجتبی(علیه السلام) و شهادت غریبانه هشتمین پیشوای معصوم، حضرت امام علی بن موسی الرضا(علیه السلام)، بر تمامی مسلمان تسلیت باد


گفتم که عمر ماه صفر رو به آخر است***دیدم شروع محشر کبرای دیگر است
گردون شده سیاه و فضا پر زدود و آه***تاریک تر ز عرصه تاریک محشر است
گرد ملال بر رخ اسلام و مسلمین***اشک عزا به دیده زهرای اطهر است


گفتم چه روی داده که زهرا زند به سر***دیدم که روز، روز عزای پیمبر است
پایان عمر سید و مولای کائنات***آغاز دور غربت زهرا و حیدر است


قرآن غریب و فاطمه از آن غریب تر***اسلام را سیاه به تن، خاک بر سر است

روی حسین مانده به دیوار بی کسی***چشم حسن به اشک دو چشم برادر است

ای دل بیا و گریه زینب نظاره کن***مانند پیروهن جگر خویش پاره کن

. ( بدین مناسبت بطور خلاصه از کیفیت شهادت مطالبی می آوریم.

آیا رحلت رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) با وفات  طبیعی بوده است یا به شهادت؟
ابتدا یک مقدمه بسیار مهم عرض می کنم و آن این است که مسائل چالشی ممکن است در منابع تاریخی نقل نشده باشد و در منابع روایی آمده باشد و البته فرق هایی بین این دو وجود دارد. به عنوان مثال طبری که تاریخ معروف طبری را دارد، واقعه غدیر را در تاریخش نیاورده است اما هم در تفسیرش اشاره کرده است و هم در کتابی جدا در باب ولایت، طرق حدیث غدیر را در آن جمع آوری کرده است یعنی طبری جزء معدود افرادی است که در باب ولایت کتاب مستقل دارد اما در تاریخش این موضوع را نیاورده است.
علتش هم این است که اگر شما حدیثی نقل کنید آن حدیث می تواند مجمل باشد مثلا نقل شود من کنت مولاه فهذا علی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه این یک جمله مختصر است اما این که چه وقت بود و کجا بود و در چه شرایطی و برای چه چیزی بود در آن نیامده است لذا در موضوعات چالشی نقل روایت کمتر خطرناک است تا نقل تاریخ؛ علتی هم که ما در بعضی مسائل تاریخی دچار اختلاف هستیم این است که اگر جمله ای هم نقل شده است قرائن آن حذف شده است مثلا آن جمله ای که گفته شد، برای چه چیزی بود، در چه شرایطی بود و مسائلی از این دست. در واقع کار اصلی را مورخان در تاریخ باید می کردند اما آن قرائن را حذف کردند.
بدانيد دو چيز است كه از نظر من بين آن دو هيچ تفاوتى نيست. اگر بين آن دو مقايسه شود به اندازه تارمويى بين آن دو فرقى نمى گذارم. هر كس يكى را ترك كند مثل اين است كه آن ديگرى را هم ترك كرده است... آن دو كتاب آسمانى و اهل بيت رسالت هستند... سفارش مرا در مورد اهل بيت من رعايت كنيد و...
نيز فرمود: آيا شما را به چيزى راهنمايى نكنم كه اگر بدان چنگ زنيد، پس از آن هرگز به ضلالت نيفتيد؟ گفتند: بلى، اى رسول خدا. فرمود: آن (چيز) على است. با دوستى من دوستش بداريد و به احترام و بزرگداشت من، او را محترم و بزرگ بداريد. آن چه گفتم جبرئيل از طرف خداوند به من دستور داده بود.
ابن حجر هيثمى گويد: پيامبر اكرم صلی الله علیه و آله در بيمارى خود كه به رحلتش انجاميد. فرمود: مرگ من به همين زودى فرا مى رسد و من سخن خود را به شما رساندم و راه بهانه و عذر را بر شما بستم. آگاه باشيد، من كتاب پروردگارم و اهل بيت خود را در ميان شما مى گذارم و مى روم.
سپس دست على را گرفت و بالا برد و فرمود: اين شخص على بن ابى طالب است كه همراه با قرآن است و قرآن با على است و از يكديگر جدانشوند تا روز قيامت كه با من ملاقات نمايند.
در روز دوشنبه آخرين روز از زندگى رسول اكرم صلی الله علیه و آله آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود: اى مردم! آتش فتنه ها شعله ور گرديده و فتنه ها همچون پاره هاى امواج تاريك شب روى آورده است.
رسول خدا صلی الله علیه و آله در حالى جان سپرد كه سر در دامن على بن ابى طالب علیه السلام داشت. على علیه السلام شيون كنان، رحلت پيامبر صلی الله علیه و آله را به اطرافيان خبر داد. در اين زمان ابوبكر به محل سكونت خود در«سنح » رفته بود و عايشه به دنبال وى فرستاد تا بى درنگ به شهر آيد.
 اساسا این که بگوییم پیامبر خدا شهید شده است در فریقین بسیار طرفدارد دارد اما اختلاف اصلی در موضوع قاتل و کیفیت قتل است.

در منابع اهل سنت؛ اهل سنت عموما قائل به شهادت رسول خدا هستند اما شهادت را انداخته اند بر گردن مسموم شدن پیامبر (ص) در خیبر که در اینجا این مسئله پیش می آید که خیبر مگر چه تاریخی بوده است؟
فاصله بسیار زیادی از آن زمان تا شهادت رسول خدا وجود دارد اما تلاش کرده اند تا خیبر را برای توجیه این ماجرا به سمت جلو هول بدهند و تاریخش را به تاریخ شهادت رسول خدا نزدیک کنند. مثلا می گوید، خیبر سال پنجم نبوده، ششم هم نبوده مثلا هفتم بوده است و یا روایات و نقل هایی دارند که مثلا پیامبر فرموده اند که سر درد حاصل از مسمومیت آن گوشتی که آن زن یهودی در خیبر به من داد را الان حس می کنم و داستان هایی ساخته شده است که تبرئه و توجیه راحت تر صورت پذیرد.علامه سید جعفر مرتضی درکتاب الصحیح فی سیرة النبی(صلی الله علیه و آله) به این موضوع مفصل پرداخته اند.
خبرگزاری شبستان: پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) در سال یازدهم هجرت در آخرین سفر حج، در مكه و در غدیرخم، در مدینه قبل از بیمارى و بعد از آن در جمع یاران و یا در ضمن ‏سخنرانى عمومى، با صراحت و بدون هیچ ابهام، از رحلت ‏خود خبر داد؛ چنان كه قرآن رهروان رسول خدا (ص) را آگاه ساخته بود كه ‏پیامبر هم در نیاز به خوراك، پوشاك، ازدواج و وقوع بیمارى و پیرى مانند دیگر افراد بشر است و همانند آنان خواهد مرد.

پیش بینی رحلت پیامبر اکرم از زبان ایشان

پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله) یك ماه قبل از رحلت فرمود: «فراق نزدیك شده و بازگشت ‏به سوى خداوند است. نزدیك است فرا خوانده شوم و دعوت حق را اجابت نمایم و من دو چیز گران در میان شما مى ‏گذارم و مى ‏روم: كتاب خدا و عترتم، و خداوند لطیف و آگاه به من خبر داد كه این دو هرگز از یكدیگر جدا نشوند تا كنار حوض كوثر بر من ‏وارد شوند. پس خوب بیندیشید چگونه با آن دو رفتار خواهید نمود».
در حجه ‏الوداع در هنگام رمى‏ جمرات فرمود: «مناسك خود را از من ‏فرا گیرید، شاید بعد از امسال دیگر به حج نیایم و هرگز مرا دیگر در این جایگاه نخواهید دید».
روزى به آن حضرت خبر دادند كه مردم از وقوع مرگ شما اندوهگین ‏و نگرانند، پیامبر در حالى كه به فضل بن عباس و على بن ‏ابی‌‏طالب (علیه السلام) تكیه داده بود به سوى مسجد رهسپار گردید و پس از درود و سپاس پروردگار، فرمود: «به من خبر داده‏ اند شما از مرگ ‏پیامبر خود در هراس هستید. آیا پیش از من، پیامبرى بوده است كه‏ {عمرش} جاودان باشد؟! آگاه باشید، من به رحمت پروردگار خود خواهم ‏پیوست و شما نیز به رحمت پروردگار خود ملحق خواهید شد».
روزی دیگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) با کمک علی (علیه السلام) و جمعی از یاران خود به قبرستان بقیع رفت و برای مردگان طلب آمرزش کرد. سپس رو به علی (علیه السلام) کرد و فرمود: «کلید گنج های ابدی دنیا و زندگی ابدی در آن، در اختیار من گذارده شده و بین زندگی در دنیا و لقای خداوند مخیر شده ام، ولی من ملاقات با پروردگار و بهشت الهی را ترجیح داده ام».
در چند روز آخر قبل از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) آن بزرگوار در مسجد پس از انجام نماز صبح فرمود: «اى مردم! آتش فتنه‏ ها شعله ‏ور گردیده و فتنه‏ ها همچون پاره‏ هاى امواج تاریك شب روى آورده است. من در روز رستاخیز پیشاپیش شما هستم و شما در حوض کوثر بر من در می آئید. آگاه باشید که من درباره ثقلین از شما می پرسم، پس بنگرید چگونه پس از من درباره آن دو رفتار می کنید، زیرا که خدای لطیف و خبیر مرا آگاه ساخته که آن دو از هم جدا نمی شوند تا مرا دیدار کنند. آگاه باشید که من آن دو را در میان شما به جای نهادم (کتاب خدا و اهل بیتم). بر ایشان پیشی نگیرید که از هم پاشیده و پراکنده خواهید شد و درباره آنان کوتاهی نکنید که به هلاکت می رسید». آن گاه پیامبر (ص) با زحمت به سوی خانه اش به راه افتاد. مردم با چشمانی اشک آلود آخرین فرستاده الهی را بدرقه می کردند.

تاریخ رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

در تاریخ رحلت رسول اكرم (صلی الله علیه و آله) میان شیعه و اهل سنت، اتفاق نظر نیست. زیرا تاریخ نگاران و سیره نویسان شیعه به پیروى از اهل بیت علیهم السلام، تاریخ رحلت پیامبر اکرم (ص) را روز دوشنبه 28 صفر سال یازدهم هجرى قمرى دانسته اند، ولیكن علماى اهل سنت تاریخ آن را در ماه ربیع الاول ذكر كرده اند و در این كه چه روزى از ربیع الاول بوده است، اختلاف دارند. برخى روز اول، برخى روز دوم و برخى روز دوازدهم و عده اى روز دیگرى از این ماه را بیان كردند. شیخ عباس قمی می گوید اكثر علماى اهل سنت روز رحلت پیامبر اکرم را در روز دوازدهم ماه ربیع الاول گفته‌‌اند. واقدى از جمله كسانى است كه رحلت پیامبر اکرم را در روز دوشنبه دوازدهم ربیع الاول مى داند.

لحظات قبل از رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) چگونه گذشت؟

در آخرین روزهای پیش از رحلت پیامبراکرم ایشان به علی (علیه السلام) وصیت نمودند که او را غسل و کفن کند و بر او نماز بگزارد. علی (علیه السلام) که جانش با جان پیامبر آمیخته بود، پاسخ داد: «ای رسول خدا، می ترسم طاقت این کار را نداشته باشم». پیامبر (ص) علی (علیه السلام) را به خود نزدیک کرد. آن گاه انگشترش را به او داد تا در دستش کند. سپس شمشیر، زره و سایر وسایل جنگی خود را خواست و همه آنها را به علی سپرد. فردای آن روز بیماری پیامبر (ص) شدت یافت اما او در همین حال نیز اطرافیان خود را درباره حقوق مردم و توجه به مردم سفارش می کرد. سپس به حاضران فرمود: «برادر و دوستم را بخواهید به اینجا بیاید». ام سلمه، همسر پیامبر گفت: «علی را بگویید بیاید زیرا منظور پیامبر جز او کس دیگری نیست». هنگامی که علی (علیه السلام) آمد، پیامبر به او اشاره کرد که نزدیک شود. آن گاه علی (علیه السلام) را در آغوش گرفت و مدتی طولانی با او راز گفت تا آن که از حال رفت و بیهوش شد. با مشاهده این وضع، نواده های پیامبر (صلی الله علیه و آله)، حسن و حسین (علیهماالسلام) به شدت گریستند و خود را روی بدن رسول خدا افکندند. علی (علیه السلام) خواست آن دو را از پیامبر (ص) جدا کند. پیامبر (ص) به هوش آمد و فرمود: «علی جان آن دو را واگذار تا ببویم و آنها نیز مرا ببویند، آن دو از من بهره گیرند و من از آنها بهره گیرم». سرانجام پیامبر (ص) هنگامی که سرش بر دامان علی (ع) بود، جان به جان آفرین تسلیم کرد.

علت رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)

دلایل بسیاری وجود دارد که رحلت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) ناشی از خوراندن سم به آن حضرت بوده است. این دلایل و روایات، از تواتر معنوی برخوردارند و از مجموع آنها می توان رحلت پیامبر اکرم از طریق شهادت را ثابت نمود.

کتاب های شیعه

روایت اول: امام صادق(علیه السلام) می فرمایند:از آن جا که پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)، سر دست گوسفند، را دوست می داشتند، یک زن یهودی با اطلاع از این موضوع ایشان را با این بخش از گوسفند مسموم نمودند. در این روایت، به مسمومیت پیامبر(ص) تصریح شده، اما در آن اشاره ای نشده است که آیا ایشان بر اثر این سم به شهادت رسیدند یا خیر؟
روایت دوم: امام صادق(علیه السلام) فرمودند:پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جریان جنگ خیبر مسموم شده و هنگام رحلتشان بیان فرمودند که لقمه ای که آن روز در خیبر تناول نمودم، اکنون اعضای بدنم را نابود نموده است و هیچ پیامبر و جانشین پیامبری نیست، مگر این که با شهادت از دنیا می رود. در این روایت، علاوه بر تصریح به مسموم شدن رسول خدا(ص) و شهادت ایشان در پی مسمومیت، به اصلی کلی نیز اشاره می شود که مرگ تمام پیامبران و اوصیا با شهادت بوده و هیچ کدام، با مرگ طبیعی از دنیا نمی روند!
بسیاری از دانشمندان شیعه، با استفاده از این اصل کلی، نیازی به جست وجوی مورد به مورد را در ارتباط با چگونگی شهادت هر کدام از معصومان(علیهم السلام) احساس نمی کنند. بر این اساس، هر چند دلیل متقنی بر شهادت پیامبر(صلی الله علیه و آله) نیز ارائه نشود، باز هم می توان معتقد بود که رحلت ایشان طبیعی نبوده است!

 کتاب های اهل سنت

روایت اول: در معتبرترین کتاب اهل سنت، نقل شده است؛ پیامبر(صلی الله علیه و آله) در بیماری منجر به رحلتشان، خطاب به همسرشان عایشه فرمودند:من همواره درد ناشی از غذای مسمومی را که در خیبر تناول نموده ام، در بدنم احساس می کردم و اکنون گویا وقت آن فرا رسیده که آن سم، مرا از پای درآورد.همین موضوع در سنن دارمی نیز بیان شده است. علاوه بر این که در این کتاب، به شهادت برخی از یاران پیامبر(ص)، بر اثر تناول همان غذای مسموم نیز اشاره شده است.

روایت دوم: احمد بن حنبل در مسند خود، ماجرایی را بیان می نماید که طی آن، بانویی به نام ام مبشر که فرزندش به دلیل خوردن غذای مسموم در کنار پیامبر(ص)، به شهادت رسیده بود؛ در ایام بیماری ایشان به عیادتشان آمده و اظهار داشتند که من احتمال قوی می دهم که بیماری شما ناشی از همان غذای مسمومی باشد که فرزندم نیز به همین دلیل به شهادت رسید! پیامبر(ص) در پاسخ فرمودند که من نیز دلیلی به غیر از مسمومیت، برای بیماری خویش نمی بینم و گویا نزدیک است که مرا از پای در آورد.

مرحوم مجلسی نیز با نقل روایتی؛ تقریبا مشابه با این روایت بیان نموده که به همین دلیل است که مسلمانان اعتقاد دارند، علاوه بر فضیلت نبوت که به پیامبر(ص) هدیه شده، ایشان به فوز شهادت نیز نائل آمده اند.

روایت سوم:محمد بن سعد؛ از قدیمی ترین مورخان مسلمان ماجرای مسمومیت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) را این گونه نقل می نماید: هنگامی که پیامبر(صلی الله علیه و آله)، خیبر را فتح نموده و اوضاع به حالت عادی برگشت، زنی یهودی به نام زینب که برادر زادۀ مرحب بود که در جنگ خیبر کشته شد، از دیگران پرسش می نمود که پیامبر(ص) کدام بخش از گوسفند را بیشتر دوست می دارد؟ و پاسخ شنید که سر دست آن را. سپس آن زن، گوسفندی را ذبح و تکه تکه نمود و بعد از مشورت با یهودیان در مورد انواع سم ها، سمی که تمام آنان معتقد بودند، کسی از آن جان سالم به در نمی برد را، انتخاب نموده و اعضای گوسفند و بیشتر از همه جا، سردست ها را مسموم نمود. هنگامی که آفتاب غروب نموده و پیامبر نماز مغرب را به جماعت اقامه فرموده و در حال برگشت بودند، آن زن یهودی را دیدند که همچنان نشسته است! پیامبر(صلی الله علیه و آله) دلیل آن را پرسیدند و او جواب داد که هدیه ای برایتان آوردم! پیامبر با قبول هدیه، به همراه یارانش بر سر سفره نشسته و مشغول تناول غذا شدند ... بعد از مدتی، پیامبر(صلی الله علیه و آله) فرمودند که دست نگه دارید! گویا این گوسفند مسموم است! مؤلف کتاب، سپس نتیجه می گیرد که شهادت پیامبر به همین دلیل بوده است.
(ولی در اینجا مطالب فراوان و مدارک زیاد . وجود دارد که شهادت حضرت با مسموم نمودن همان روز  به شهادت رسید.  اما برای حفظ اتحاد و وحدت مسلمین و عدم ایجاد اختلاف بین آنها  . از بیان و آوردن آنها معذورم - فقط می توانم بگویم از سم خیبر تاروز شهادت . چند  سال گذشته بود وگرنه مانند آن  فرزند ام بشر. همان روز از بین می رفت. مگر اینکه بعضی ها می گوید دو روز قبل از شهادت آن زن خیبری حضرترا مسموم کرد این هم خلاف مشهور است.)

تیجه گیری

از مجموع روایات نقل شده در کتب شیعه و اهل سنت، می توان نظریۀ شهادت ناشی از مسمومیت  پیامبر(صلی الله علیه و آله) را تقویت نمود که در قریب به اتفاق این روایات، زمان مسمومیت ایشان، هم زمان با جنگ خیبر و توسط زنی یهودی بیان شده است.
اما با این وجود، باید گفت موضوع شهادت پیامبر(صلی الله علیه و آله)، از اصول دین و یا بدیهیات آن نبوده که ایمان و اعتقاد بدان، واجب و لازم بوده و انکار آن، موجب خروج از دین شود و به همین دلیل نیز، تعداد اندکی از مسلمانان، در شهادت پیامبر تردید نموده و رحلت ایشان را ناشی از عاملی طبیعی؛ مانند بیماری سینه پهلو و یا تب شدید دانسته اند، با این که خود پیامبر تأکید نموده بود که من به برخی از این بیماری ها هرگز مبتلا نخواهم شد! - والله العلام بحقائق الامور-). .

 رحلت یا شهادت پیامبر(ص) کدام از نظر تاریخی صحیح می باشد؟

مسئله ای مهم و حساس که امروزه به خصوص در میان عالمان دینی و مورخان تاریخ اسلام مطرح است، کیفیت رحلت آن بزرگوار است که آیا رسول گرامی اسلام به وفات طبیعی از دنیا رفته اند یا به شهادت رسیده اند و اگر به شهادت رسیده اند، این مسئله توسط چه کسانی بوده است?

به گزارش خبرگزاری برنا؛ رسول گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله) اشرف تمام انبیای الهی و خاتم آن ها بود که بعثتش عالم را از ضلالت و گمراهی به هدایت و نور رهنمون ساخت. فقدان و از دست دادن آن حضرت ثلمه ی بزرگی بود که به جامعه مسلمین وارد آمد. اما مسئله ای مهم و حساس که امروزه به خصوص در میان عالمان دینی و مورخان تاریخ اسلام مطرح است، کیفیت رحلت آن بزرگوار است که آیا رسول گرامی اسلام به وفات طبیعی از دنیا رفته اند یا به شهادت رسیده اند و اگر به شهادت رسیده اند، این مسئله توسط چه کسانی بوده است؟

زهرا به خانه و ملک الموت پشت در***ز بهر قبض روح شریف پیامبر


از هیچ کس نکرده طلب اذن و ای عجب***بی اذن فاطمه ننهد پای پیش تر


با آن که بود داغ پدر سخت، فاطمه***در باز کرد و اشک فرو ریخت از بصر
یک چشم او به سوی اجل چشم دیگرش***محو نگاه آخر خود بود بر پدر


اشک حسن چکیده به رخسار مصطفی***روی حسین بر روی قلب پیامبر


دیگر نداشت جان که کند هر دو را سوار***بر روی دوش خویش به هر کوی و هر گذر

زد بوسه ها به حلق حسین و لب حسن***از جان و دل گرفت چو جان هر دو را به بر

هر لحظه یاد کرد به افسوس و اشک و آه***گاهی ز طشت و گاه ز گودال قتلگاه
منابع

از مدارک و سایت های مختلف  از جمله خبر گزاری برنا --- خبر گزاری شبستان   استفاده شده است .