708 - دعاى عرشيان بر فرشيان،
4 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


فرشته‏

فرشتگان از جنس و نوع اجزا و پديده‏ هاى عالم طبيعت‏  نيستند، بلكه موجودات مقدّس و داراى ماهيّت‏ هاى مخصوصى مى‏ باشند.

پديده‏ ها و نيروهاى درونى مانند انديشه و تخيّل و اراده و آن حقيقتى كه مديريّت آنها را در اختيار دارد و «من‏» ناميده مى‏ شود وارد منطقه حواس نمى‏ شوند و حتّى تسليم حسّاس‏ترين وسايل نمى‏ گردند.

توصيفات ما درباره فرشتگان مستند به منبع وحى است يا به طور مستقيم كه قرآن است و يا به طور غير مستقيم كه از زبان ولىّ اللّه اعظم اميرالمؤمنين و ساير ائمّه معصومين عليهم السلام مى‏ باشد. ترجمه و تفسيرنهج البلاغه: 116/ 1.]

قرآن كريم در چندين مورد دعاى فرشتگان را بر آدميان، به ميان كشيده است كه خود از نظر محتوى و مقام، حائز اهميت فراوان است.

قابل توجه است كه از حاملان عرش الهى گرفته تافرشتگان ديگر، براى انسيان با عبارات پر معنى، طلب آمرزش مى‏ كنند و براى غفران مؤمنان، به درگاه با عظمت خداى توانا توسل جسته و سعادت آنان را مى‏ خواهند

«خدايا به مقدسات درگاهت قسم و به محمد و آل او سوگندت مى‏ دهيم، ما را هم مشمول دعاى اين فرشتگان قرار ده آمين»

حال به تفسير بعضى از آيات در اين مورد توجه فرمائيد.

1- الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ‏ رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ‏ وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (9) مؤمن: 7 فرشتگانى كه‏  حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن (طواف مى‏ كنند) تسبيح و حمد پروردگارشان را مى‏گويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى‏كنند (و مى گويند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است؛ پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى مى‏كنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار! 8آیه  پروردگارا! آنها را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرموده‏ اى وارد كن، همچنين از پدران و همسران و فرزندانشان هر كدام كه صالح بودند، كه تو توانا و حكيمى!آیه 9 و آنان را از بديها نگاه دار، و هر كس را كه در آن روز از بديها نگاه دارى، مشمول رحمتت ساخته‏ اى؛ و اين است همان رستگارى عظيم!

حاملان عرش الهى پيوسته به اهل ايمان دعا مى كنند

لحن آيات پيش از اين آيه نشان مى ‏داد كه اين آيات هنگامى نازل شده كه مسلمانان در اقليت و محروميت‏  بودند، و دشمنان در اوج قدرت و داراى سلطه و امكانات فراوان.

و به دنبال آن آيات مورد بحث در حقيقت براى اين نازل شده كه به مؤمنان راستين بشارت دهد كه شما هرگز تنها نيستيد، هرگز احساس غربت نكنيد، حاملان عرش الهى و مقربترين و بزرگترين فرشتگان او با شما همصدا و دوستدار و طرفداران شما هستند، آنها پيوسته براى شما دعا مى‏كنند و پيروزيتان را در اين عالم و عالم ديگر از خدا مى‏طلبند، و اين بزرگترين وسيله دلگرمى است براى مؤمنان امروز و آن روز و فردا.

مى‏فرمايد: فرشتگانى كه حاملان عرشند و فرشتگانى كه در گرداگرد عرش پروردگار قرار دارند تسبيح و حمد خدا مى‏گويند، به او ايمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى‏كنند (الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا).

گفتار آنها اين است كه مى‏ گويند: پروردگارا رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته‏

(تو از گناهان بندگانت با خبرى و نسبت به آنها رحيمى) خداوندا! آنها را كه توبه كرده‏ اند و از راه تو مى‏ روند ببخش و بيامرز و آنها را از عذاب دوزخ نگاه دار (رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ (7)).

اين سخن از يكسو به مؤمنان مى‏ گويد تنها شما نيستيد كه عبادت خداوند مى‏كنيد، و تسبيح و حمد او را مى‏ گوئيد، قبل از شما مقرب‏ترين فرشتگان خداوند و حاملان و طواف كنندگان عرش خدا حمد و تسبيحش مى‏ گويند.

از سوى ديگر به كفار هشدار مى‏ دهد كه ايمان آوردن يا نياوردن شما مهم نيست، خدا نيازى به ايمان كسى ندارد آنقدر فرشتگان او حمد و تسبيحش مى‏ گويند كه به تصور نمى‏ گنجد، تازه به حمد و تسبيح آنها نيز احتياجى ندارد.

و از سوى سوم به مؤمنان آگاهى مى‏ دهد كه شما در اين‏ جهان تنها نيستيد- هر چند در محيط زندگى خود در اقليت باشيد- نيرومندترين قدرتهاى غيبى عالم و حاملان عرش پروردگار پشتيبان شما و دعاگوى شما هستند، پيوسته از خداوند بزرگ مى‏ خواهند شما را مشمول عفو و رحمت گسترده‏ اش قرار دهد، از خطاهايتان در گذرد، و از عذاب دوزخ نگاهتان دارد.

باز در اين آيه به موضوع عرش برخورد مى‏ كنيم كه از حاملان و فرشتگانى كه آن را احاطه كرده‏ اند نيز سخن به ميان آمده،

در آيه بعد در ادامه دعاهاى حاملان عرش در باره مؤمنان مى‏ افزايد: پروردگارا! آنها را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرموده‏ اى داخل كن‏ (رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ).   و همچنين صالحان از پدران و همسران و فرزندان آنها را  (وَ مَنْ صَلَحَ مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ). چرا كه تو بر هر چيز توانائى و نسبت به همه چيز دانائى‏ (إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (8))

اين آيه كه با ربّنا شروع شده تقاضاى ملتمسانه حاملان عرش و فرشتگان مقرب خدا است كه براى جلب لطف او بار ديگر روى مقام ربوبيتش تكيه مى‏ كنند، و نه تنها نجات از دوزخ را براى مؤمنان خواهانند، بلكه ورود در باغهاى جاويدان بهشت را نيز براى آنها مى‏ خواهند، نه تنها براى خودشان بلكه براى پدران و همسران و فرزندانشان كه در خط مكتب آنها بوده‏اند نيز تقاضا مى‏ كنند، و از صفات عزت و قدرت او يارى مى‏ طلبند.

وعده الهى كه در اين آيات به آن اشاره شده همان وعده‏ اى است كه بارها خداوند به وسيله پيامبران به مردم داده است.

تقسيم مؤمنان به دو گروه بيانگر اين واقعيت است كه گروهى در رديف اول قرار دارند، و در پيروى اوامر خداوند كاملا كوشا هستند، اما گروه ديگرى در اين حد نيستند اما به خاطر پيروى نسبى از گروه اول و انتسابشان به آنها نيز مشمول دعاى فرشتگانند.

سپس آنها در چهارمين دعايشان در حق مؤمنان چنين مى‏ گويند: (آنها را از بديها نگاهدار كه هر كس را در آن روز از بديها نگاهدارى مشمول رحمتت ساخته‏ اى‏ (وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (9)).

و بالاخره دعاى خود را با اين جمله پر معنى پايان مى‏ دهند: اين است رستگارى بزرگ‏

(ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ (9).

چه فوز و نجاتى از اين برتر كه گناهان انسان بخشوده شود، عذاب و بديها از او دور گردد، مشمول رحمت الهى شود، و در بهشت جاويدانش قدم بگذارد و بستگان مورد علاقه‏ اش نيز به او ملحق گردند.

نكته‏ ها:

1- دعاهاى چهار گانه حاملان عرش‏

در اينجا سؤالى پيش مى‏ آيد كه در ميان اين دعاهاى چهارگانه چه تفاوتى است؟ آيا بعضى از آنها تكرارى نيست؟ اما با كمى دقت روشن مى‏ شود كه هر كدام ناظر به مطلب جداگانه‏ اى است.

نخست آنها تقاضاى غفران و شستشوى مؤمنان از آثار گناه مى‏ كنند، اين امر علاوه بر اينكه مقدمه براى وصول به هر نعمت بزرگ است خود مطلوب بالذات است، چه موهبتى از اين بالاتر كه انسان احساس كند پاك و پاكيزه شده، خدايش از او راضى است او نيز از خدايش راضى؟ آرى قطع نظر از مساله بهشت و دوزخ اين احساس براى بندگان خدا پرافتخارترين و باشكوهترين احساس است.

در مرحله دوم تقاضاى دور داشتن آنها از عذاب جهنم مى‏ كنند كه اين خود مهمترين وسيله آرامش روان آنها است.

در مرحله سوم تقاضاى بهشت مى‏ كنند نه تنها براى خودشان بلكه براى بستگانشان كه وجود آنها در كنارشان مايه آرامش روح و نشاط قلب آنها است.

و از آنجا كه غير از دوزخ در صحنه قيامت ناراحتيهاى ديگرى نيز وجود دارد كه مهم و قابل ملاحظه است مانند هول محشر، رسوائى در برابر خلايق، طول حساب، و امثال آن در دعاى ديگرشان از خدا مى‏ خواهند كه مؤمنان را از هر گونه بدى و مكروه در آن روز دور دارد تا با فراغت خاطر و احترام و تكريم وارد بهشت جاويدان شوند.

 آداب دعا كردن‏

در اين آيات حاملان عرش الهى راه و رسم دعا را به مؤمنان مى‏آموزند.- نخست تمسك به ذيل نام پروردگار (ربنا).

سپس او را به صفات جمال و جلالش ستودن و از مقام رحمت و علم بى‏ پايانش مدد خواستن‏ (وَسِعْتَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً).

سرانجام وارد در دعا شدن، و مسائل را به ترتيب اهميت خواستن و با شرائطى كه زمينه استجابت را فراهم مى‏سازد مقرون ساختن‏ (فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ).

سپس دعا را با ذكر اوصاف جمال و جلال او و توسل مجدد به ذيل رحمتش پايان دادن.

جالب توجه اينكه حاملان عرش در اين دعا روى پنج وصف از مهمترين اوصاف الهى تكيه مى‏كنند ربوبيت، رحمت، قدرت، علم و حكمت او.

چرا دعاها با ربنا شروع مى‏ شود؟

مطالعه آيات قرآن مجيد نشان مى‏دهد كه اولياء الله اعم‏  از پيامبران و فرشتگان و بندگان صالح به هنگام دعا سخن خود را با ربّنا يا ربّى‏ شروع مى‏ كردند.

آدم مى‏ گويد: ربنا ظلمنا انفسنا: پروردگارا! من و همسرم بر خود ستم كرديم.

نوح عرض مى‏ كند: رب اغفر لى و لوالدى: پروردگار من و پدر و مادرم را بيامرز.

ابراهيم مى‏ گويد: رب اغفر لى و لوالدى و للمؤمنين يوم يقوم الحساب‏:

پروردگارا من و پدر و مادرم و همه مؤمنان را در روزى كه حساب بر پا مى‏شود ببخش.

يوسف (عليه‏السلام) مى‏ گويد: رب قد آتيتنى من الملك‏:

پروردگارا بهره‏اى از حكومت به من رحمت فرموده‏اى.

و موسى (عليه‏السلام) مى ‏گويد: رب بما انعمت على فلن اكون ظهيرا للمجرمين: پروردگارا به خاطر نعمتى كه به من داده‏اى پشتيبان مجرمان نخواهم بود.

سليمان (عليه‏السلام) مى‏ گويد: رب هب لى ملكا لا ينبغى‏ لاحد من بعدى: خداوندا حكومتى به من ببخش كه شايسته كسى بعد از من نباشد.

عيسى (عليه‏السلام) عرض مى‏ كند: رَبَّنا أَنْزِلْ عَلَيْنا مائِدَةً مِنَ السَّماءِ: پروردگارا! بر ما مائده‏اى از آسمان فرو فرست (مائده- 114).

و پيامبر بزرگ اسلام (صلى الله عليه وآله وسلّم) عرضه  مى‏ دارد: رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ‏ پروردگارا من از وسوسه‏هاى شياطين به تو پناه مى‏برم (مؤمنون- 97).

و مؤمنان طبق آيات آخر سوره آل عمران چندين بار اين تعبير را تكرار مى‏ كنند از جمله مى‏ گويند ربنا ما خلقت هذا باطلا: پروردگارا اين آسمانها و زمين پهناور را بيهوده نيافريده‏ اى! از اين تعبيرات به خوبى استفاده مى‏ شود كه بهترين دعا آن است كه از مساله ربوبيت پروردگار آغاز شود، درست است كه نام مبارك‏ اللّه‏ جامعترين نامهاى خدا است ولى از آنجا كه تقاضا از محضر پر لطف او تناسب با مساله ربوبيت دارد، ربوبيتى كه از ناحيه خداوند ازنخستين لحظات وجود انسان آغاز مى‏شود و تا آخر عمر او و بعد از آن ادامه دارد، و انسان را غرق الطاف الهى  مى‏ كند، خواندن خداوند به اين نام در آغاز دعاها از هر نام ديگر مناسبتر و شايسته‏ تر است.

2- تَكادُ السَّماواتُ يَتَفَطَّرْنَ مِنْ فَوْقِهِنَّ وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ أَلا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ (5) وَ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِياءَ اللَّهُ حَفِيظٌ عَلَيْهِمْ وَ ما أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ (6) شورا: 4 آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن اوست؛ و او بلندمرتبه و بزرگ است! 5 نزديك است آسمانها (بخاطر نسبتهاى نارواى مشركان) از بالا متلاشى شوند و فرشتگان پيوسته تسبيح و حمد پروردگارشان را بجا مى‏ آورند و براى كسانى كه در زمين هستند استغفار مى‏ كنند؛ آگاه باشيد خداوند آمرزنده و مهربان است.

فرشتگان تسبيح و حمد پروردگارشان را بجا مى‏ آورند و براى كسانى كه در زمين هستند استغفار مى‏كنند (وَ الْمَلائِكَةُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ) رابطه اين جمله با جمله قبل بنا بر تفسير اول چنين است كه فرشتگان حامل اين وحى بزرگ آسمانى پيوسته حمد و تسبيح خدا بجا مى‏ آورند، و او را به هر كمالى مى‏ستايند، و از هر نقصى منزه مى‏ شمرند، و چون در محتواى اين وحى بزرگ يك سلسله تكاليف و وظائف الهى است، و احيانا ممكن است براى مؤمنان لغزشهائى پيش آيد، مى‏ گويد آنها به يارى مؤمنان مى‏شتابند، و براى لغزشهاى آنها از خدا طلب آمرزش مى‏ كنند.

اما بنا بر تفسير دوم تسبيح و حمد ملائكه براى تنزيه خداوند از نسبت شرك به او است، و استغفارشان نيز براى مشركانى است كه بيدار شده و ايمان آورده‏ اند، و راه توحيد را يافته و به سوى پروردگار يكتا باز گشته‏ اند.

جائى كه فرشتگان براى اين گناه بزرگ در مورد گروه با ايمان استغفار كنند به طريق اولى براى ساير گناهان آنها نيز استغفار خواهند كرد و شايد مطلق بودن آيه نيز به‏ همين دليل است.

نظير اين بشارت بزرگ در آيه 7 سوره مؤمن گذشت «حاملان عرش الهى و فرشتگانى كه پيرامون آن هستند تسبيح و حمد پروردگارشان مى‏ گويند، و براى مؤمنان استغفار مى‏ كنند، و مى‏ گويند:

پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فرا گرفته، مؤمنانى را كه از راه تو پيروى كردند بيامرز».

در پايان اين آيه به ششمين و هفتمين اوصاف پروردگار كه آنهم در زمينه غفران و رحمت است و تناسب نزديكى با مساله وحى و محتواى آن در مورد وظائف مؤمنان دارد اشاره كرده مى‏فرمايد: آگاه باشيد خداوند آمرزنده و مهربان است‏ (أَلا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ).

و به اين ترتيب مجموعه كاملى از اسماى حسناى خداوند را در رابطه با مساله وحى بيان مى‏كند، و در ضمن اشاره لطيفى است بر اجابت دعاى فرشتگان در مورد استغفار براى مؤمنان، بلكه علاوه بر آمرزش رحمتش را نيز بر آن مى‏افزايد كه فضل او عظيم است.و به اين ترتيب مجموعه كاملى از اسماى حسناى خداوند را در رابطه با مساله وحى بيان مى‏كند، و در ضمن اشاره لطيفى است بر اجابت دعاى فرشتگان در مورد استغفار براى مؤمنان، بلكه علاوه بر آمرزش رحمتش را نيز بر آن مى‏ افزايد كه فضل او عظيم است.(در باره حقيقت وحى و منظور از آن چيست، در یاد داشتهای قبلی گذشت)).

نكته: آيا فرشتگان براى همه استغفار مى‏ كنند؟

در اينجا سؤالى پيش مى‏ آيد، و آن اينكه: جمله‏ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِمَنْ فِي الْأَرْضِ‏ در اينجا مطلق است، و نشان مى‏دهد كه فرشتگان براى تمام اهل زمين استغفار مى‏كنند، اعم از مؤمن و كافر، آيا اين معنى ممكن است؟ پاسخ اين سؤال را آيه 7 سوره مؤمن داده است، زيرا مى‏گويد يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا بنا بر اين شرط آن ايمان است، بعلاوه آنها معصومند و هرگز براى كسانى كه زمينه آمرزش ندارند تقاضاى محال نمى‏ كنند.

منبع
 از کتاب (دعاى عرشيان بر فرشيان،)  ص 63 ببعد از تالیفات محمد امینی گلستانی.