705 - از نشانه‏ هاى او خواب شما در شب و روز است‏
11 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                            

                                           از نشانه‏ هاى او خواب شما در شب و روز است‏

اين حقيقت بر هيچ كس پوشيده نيست كه همه موجودات زنده براى تجديد نيرو و به دست آوردن آمادگى لازم براى ادامه كار و فعاليت نياز به استراحت دارند، استراحتى كه به طور الزامى به سراغ آنها بيايد، و حتى افراد پر تلاش و يا حريص را ناگزير به انجام آن سازد.

چه عاملى براى وصول به اين هدف بهتر از خواب تصور مى‏ شود كه الزاما به سراغ انسان مى‏ آيد و او را وادار مى‏ كند كه تمام فعاليتهاى جسمانى و بخش مهمى از فعاليتهاى فكرى و مغزى خويش را تعطيل‏  كند، تنها دستگاههائى از جسم همانند قلب و ريه و بخشى از فعاليتهاى مغزى كه براى ادامه حيات لازم است به كار خود ادامه مى‏ دهند آنهم بسيار آرام و آهسته.

اين موهبت بزرگ الهى سبب مى‏ شود كه جسم و روح انسان به اصطلاح سرويس شود، و با بروز حالت خواب كه يك نوع وقفه و تعطيل كار بدن است‏

آرامش و رفع خستگى حاصل گردد، و انسان حيات و نشاط و نيروى تازه‏اى پيدا كند.

مسلما اگر خواب نبود روح و جسم انسان بسيار زود پژمرده و فرسوده مى‏شد، و بسيار زود پيرى و شكستگى به سراغ او مى‏ آمد، به همين دليل خواب متناسب و آرام، راز سلامت، و طول عمر، و دوام نشاط جوانى است.

18- وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ إِنَّ فِي ذلِكَ‏ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ (23) روم: 23 و از نشانه‏هاى او خواب شما در شب و روز است و تلاش و كوششتان براى بهره‏گيرى از فضل پروردگار (و تأمين معاش)؛ در اين امور نشانه‏هايى است براى آنان كه گوش شنوا دارند!

                                      باز هم نشانه‏ هاى عظمت او در برون و درون‏

نخست پديده خواب را به عنوان يك پديده مهم آفرينش و نمودارى از نظام حكيمانه آفريننده آن مورد توجه قرار داده مى‏ گويد: از آيات او خواب شما در شب و روز است، و نيز تلاش و كوشش شما براى بهره‏گيرى از فضل پروردگار و تامين نيازمنديهاى زندگى‏ (وَ مِنْ آياتِهِ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ ابْتِغاؤُكُمْ مِنْ فَضْلِهِ).

و در پايان مى‏ افزايد: در اين امور آيات و نشانه‏ هائى است براى آنها كه گوش شنوا دارند (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَسْمَعُونَ).

قابل توجه اينكه اولا خواب را قبل از ابتغاء فضل الله كه در آيات قرآن به معنى تلاش براى روزى است قرار داده، اشاره به اينكه پايه‏اى براى آن محسوب مى‏شود، چرا كه بدون خواب كافى ابتغاء فضل الله مشكل است.

ثانيا درست است كه خواب معمولا در شب است و تلاش معاش در روز، اما چنان نيست كه انسان نتواند اين برنامه را به هنگام لزوم تغيير دهد، بلكه خداوند انسان را چنان آفريده كه مى‏تواند برنامه خواب خود را تغيير داده، و بر ضرورتها و نيازها منطبق سازد، تعبير به‏ مَنامُكُمْ بِاللَّيْلِ وَ النَّهارِ (خواب شما در شب و روز) گويا اشاره به همين نكته است.

بدون شك برنامه اصلى خواب مربوط به شب است، و شب به خاطر آرامشى كه از تاريكى پديد مى‏ آيد اولويت خاصى در اين مورد دارد، اما گاه شرائطى در زندگى انسان پيدا مى‏ شود كه مثلا مجبور مى‏شود شبانه سفر كند و روز استراحت نمايد، اگر برنامه تنظيم خواب در اختيار انسان نبود چه مشكلى پيش مى‏ آمد؟ اهميت اين مطلب مخصوصا در عصر ما كه بسيارى از مؤسسات صنعتى و پزشكى و درمانى مجبورند بطور مداوم در تمام شبانه روز كار كنند و تعطيل برنامه‏ هاى آنها ممكن نيست، و لذا كارگران در سه نوبت به كار مى‏ پردازند، از هر زمان ديگرى روشنتر است.

نياز جسم و روح انسان به خواب به اندازه‏ اى زياد است كه توانائى و تحمل انسان در برابر بى‏ خوابى بسيار كم است و از چند شبانه روز تجاوز نمى‏ كند،

به همين جهت جلوگيرى از خواب هميشه به عنوان يكى از دردناكترين شكنجه‏ ها نزد جباران و طاغوتيان شناخته شده است.

و نيز به همين دليل يكى از طرق درمان مؤثر بسيارى از بيماريها اين است كه بيمار را در خواب عميق فرو مى ‏برند، و از اين راه توان و نيروى بيمار را افزايش مى‏دهند.

البته هيچ كس نمى‏ تواند مقدار معينى را به عنوان مقدار خواب لازم براى عموم انسانها تعيين كند، چه اينكه اين امر بستگى به سن و سال و وضع و موقعيت اشخاص و چگونگى ساختمان روحى و جسمى آنها دارد، آنچه مهم است اينكه خواب كافى مقدارى است كه انسان بعد از آن احساس كند از اين نظر اشباع شده است، درست همانگونه‏ كه در مورد آب و مقدار غذا احساس سيرى مى‏ كند.

اين نيز قابل توجه است كه علاوه بر طول زمان خواب، عمق آن نيز اهميت ويژه‏اى دارد، اى بسا يك ساعت خواب عميق كار چند ساعت خواب سطحى را در بازسازى روح و جسم انسان انجام مى‏ دهد.

البته در آنجا كه خواب عميق ممكن نباشد نعاس (خواب خفيف) هم يكى از نعمتهاى الهى است، چنانكه در آيه 11 سوره انفال در مورد مجاهدان بدر از آن ياد شده، چرا كه در ميدان جنگ خواب عميق نه امكان پذير است و نه مفيد و سودمند به هر حال نعمت خواب، و آرامش و آسايش ناشى از آن و نيز قدرت و نشاطى كه بعد از خواب پيدا مى‏شود از نعمتهائى است كه با هيچ بيانى قابل توصيف نيست.

                                                              شگفتى هاى عالم خواب‏

با تمام بحثهائى كه دانشمندان پيرامون خواب و ويژگيهاى آن كرده‏اند باز هم به نظر مى‏ رسد كه هنوز همه زواياى اين عالم اسرارآميز روشن نشده و حقائق پيچيده آن فاش نگرديده است.

هنوز در ميان دانشمندان بحث است كه چه فعل و انفعال در بدن انسان صورت مى‏گيرد كه در يك لحظه ناگهانى بخشى از فعاليتهاى مغز و بدن او تعطيل مى‏گردد، و تحولى در سرتاسر روح و جسمش ظاهر مى‏ شود؟ بعضى عامل اصلى خواب را يك عامل فيزيكى مى‏ دانند، و معتقدند كه انتقال خون از مغز به قسمتهاى ديگر بدن اين‏  پديده را به وجود مى‏ آورد، و براى اثبات عقيده خود از تختخواب مخصوصى به نام تختخواب ترازوئى استفاده كرده‏ اند كه انتقال خون را از مغز به ساير اعضاء مشخص مى‏ كند.

جمعى ديگر عامل خواب را عامل شيميائى مى‏ دانند، و معتقدند به هنگام تلاش و كوشش سمومى در بدن پيدا مى‏شود كه بخشى از مغز را از كار مى‏ اندازد در نتيجه انسان به خواب مى‏رود، هنگامى كه اين سموم جذب بدن و خنثى شد انسان بيدار مى‏ شود.

جمع ديگرى براى خواب يك عامل عصبى قائلند و مى‏ گويند سيستم فعال عصبى ويژه‏ اى در مغز موجود است كه حكم گاز اتومبيل را دارد و بر اثر خستگى خاموش مى‏ شود و موقتا از كار مى‏ ايستد.

اما پيرامون تمام اين نظريه‏ ها سؤالات و نقاط مبهم و تاريكى وجود دارد كه هنوز پاسخ آن به روشنى داده نشده است، و خواب همچنان چهره اسرارآميز خود را حفظ كرده است.

از شگفتى هاى عالم خواب كه دانشمندان اخيرا از روى آن پرده برداشته‏ اند اين است كه به هنگام خواب و از كار افتادن موقت بخش عظيمى از مغز بعضى از سلولها كه آن را سلول نگهبان بايد ناميد همچنان بيدار مى‏ مانند، و توصيه‏ هائى را كه انسان قبل از خواب در مورد لحظه بيدارى به آنها مى‏كند هرگز فراموش‏ نمى‏ كنند تا به هنگام لزوم تمام مغز را بيدار كرده به حركت در آورند.

مثلا مادر خسته و كوفته‏ اى كه شب مى‏ خوابد و فرزند شيرخوارش در گاهواره نزديك او است ناخودآگاه به سلول نگهبان كه رابط ميان روح و جسم است اين مطلب را توصيه مى‏ دهند كه هر زمان كودك من‏ كمترين صدائى كرد مرا بيدار كن، اما سر و صداهاى ديگر مهم نيست! لذا ممكن است غرش رعد اين مادر را از خواب بيدار نكند اما كمترين صداى كودكش سبب بيدارى او است، اين وظيفه مهم را همان سلول نگهبان بر عهده گرفته! خود ما نيز اين مطلب را بسيار آزموده‏ ايم كه هر وقت تصميم داشته باشيم صبح زود يا حتى وسط شب دنبال سفر يا برنامه مهمى برويم و اين را به خودمان بسپاريم غالبا به موقع بيدار مى‏ شويم، در حالى كه در غير اين موقع ساعتها ممكن است در خواب فرو رويم.

خلاصه از آنجا كه خواب از پديده‏ هاى روحى است، و روح جهانى است پر از اسرار، عجيب نيست كه زواياى اين مسأله هنوز روشن نشده باشد، ولى هر چه بيشتر در آن به غور و بررسى مى‏ پردازيم به عظمت آفريدگار اين پديده آشناتر مى‏ شويم.

اينها همه در مورد خواب بود و اما در باره رؤيا و خواب ديدن بحثهاى فراوانى است كه قسمتى از آن را در تفسير آيات اول سوره يوسف مى‏ آوريم.

توضيحاتى چند در مورد خواب‏

1- خواب يوسف‏

إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ (4) قالَ يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى‏ إِخْوَتِكَ فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ (5) وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ آلِ يَعْقُوبَ كَما أَتَمَّها عَلى‏ أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (6)- 4- (بخاطر آر) هنگامى را كه يوسف به پدرش گفت: پدرم! من در خواب ديدم يازده ستاره و خورشيد و ماه در برابرم سجده مى‏ كنند!.

5- گفت: فرزندم! خواب خود را براى برادرانت بازگو مكن كه براى تو نقشه خطرناك مى‏كشند، چرا كه شيطان دشمن آشكار انسان است!.

6- و اينگونه پروردگارت تو را بر مى‏ گزيند، و از تعبير خوابها به تو مى‏آموزد، و نعمتش را بر تو و بر آل يعقوب تمام و كامل مى‏ كند، همانگونه كه پيش از اين بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد، پروردگار تو عالم و حكيم است.

                                                     بارقه اميد و آغاز مشكلات!.

 رآن داستان يوسف را از خواب عجيب و پر معنى  او آغاز مى‏ كند، زيرا اين خواب در واقع نخستين فراز زندگى پر تلاطم يوسف محسوب مى‏ شود.

يك روز صبح با هيجان و شوق به سراغ پدر آمد و پرده از روى حادثه تازه‏اى برداشت كه در ظاهر چندان مهم نبود اما در واقع شروع فصل جديدى را در زندگانى او اعلام مى‏ كرد.

يوسف گفت پدرم! من ديشب در خواب يازده ستاره را ديدم كه از آسمان فرود آمدند، و خورشيد و ماه نيز آنها را همراهى مى‏كردند،

همگى نزد من آمدند و در برابر من سجده كردند (إِذْ قالَ يُوسُفُ لِأَبِيهِ يا أَبَتِ إِنِّي رَأَيْتُ أَحَدَ عَشَرَ كَوْكَباً وَ الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ رَأَيْتُهُمْ لِي ساجِدِينَ).

ابن عباس مى‏ گويد: يوسف اين خواب را در شب جمعه كه مصادف شب قدر، (شب تعيين سرنوشتها و مقدرات بود) ديد.

در اينكه يوسف به هنگام ديدن اين خواب چند سال داشت، بعضى نه سال، بعضى دوازده سال و بعضى هفت سال، نوشته‏ اند، قدر مسلم اين است كه در آن هنگام بسيار كم سن و سال بود.

قابل توجه اينكه: جمله رايت به عنوان تاكيد و قاطعيت در اين آيه تكرار شده است اشاره به اينكه من چون بسيارى از افراد كه قسمتى از خواب خود را فراموش مى‏ كنند و با شك و ترديد از آن سخن مى‏ گويند نيستم، من با قطع و يقين ديدم كه يازده ستاره و خورشيد و ماه در برابرم سجده كردند، در اين موضوع شك ترديدى ندارم.

نكته ديگر اينكه ضمير هم كه براى جمع مذكر عاقل است در مورد خورشيد و ماه و ستارگان به كار رفته، همچنين كلمه ساجدين.

اشاره به اينكه سجده آنها يك امر تصادفى نبود بلكه پيدا بود روى حساب همچون افراد عاقل و هوشيار سجده مى‏ كنند.

البته روشن است كه منظور از سجده در اينجا خضوع و تواضع مى‏باشد و گرنه سجده به شكل سجده معمولى انسانها در مورد خورشيد و ماه و ستارگان مفهوم ندارد.

اين خواب هيجان‏ انگيز و معنى‏ دار يعقوب پيامبر را در فكر فرو برد: خورشيد و ماه و ستارگان آسمان؟ آنهم يازده ستاره؟ فرود آمدند و در برابر فرزندم يوسف سجده كردند، چقدر پر معنى است؟ حتما خورشيد و ماه، من و مادرش (يا من و خاله‏اش) مى‏باشيم، و يازده ستاره، برادرانش، قدر و مقام فرزندم آنقدر بالا مى‏ رود كه ستارگان آسمان و خورشيد و ماه سر بر آستانش مى‏سايند، آنقدر در پيشگاه خدا عزيز و آبرومند مى‏ شود كه آسمانيان در برابرش خضوع مى‏ كنند، چه خواب پر شكوه و جالبى؟!.

لذا با لحن آميخته با نگرانى و اضطراب اما توام با خوشحالى به فرزندش چنين گفت: فرزندم اين خوابت را براى برادران بازگو مكن‏ (قالَ يا بُنَيَّ لا تَقْصُصْ رُؤْياكَ عَلى‏ إِخْوَتِكَ).

چرا كه آنها براى تو نقشه‏ هاى خطرناك خواهند كشيد (فَيَكِيدُوا لَكَ كَيْداً).

من مى‏ دانم شيطان براى انسان دشمن آشكارى است‏ (إِنَّ الشَّيْطانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوٌّ مُبِينٌ) او منتظر بهانه‏ اى است كه وسوسه‏ هاى خود را آغاز كند، به آتش كينه و حسد دامن زند، و حتى برادران را به جان هم اندازد.

جالب اينكه يعقوب نگفت: مى‏ ترسم برادران قصد سوئى در باره تو كنند بلكه آنرا بصورت يك امر قطعى و مخصوصا با تكرار كيد كه دليل بر تاكيد است بيان كرد، چرا كه از روحيات ساير فرزندانش با خبر بود، و حساسيت آنها را نسبت به يوسف مى‏دانست، شايد برادران نيز از تعبير كردن خواب بى‏اطلاع نبودند، به علاوه اين خواب خوابى بود كه تعبيرش چندان پيچيدگى نداشت.

از طرفى اين خواب، شبيه خوابهاى كودكانه به نظر نمى‏رسيد، كودك‏

ممكن است خواب ماه و ستاره را ببيند اما اينكه ماه و ستارگان به‏ صورت موجوداتى عاقل و با شعور در برابر او سجده كنند، اين يك خواب كودكانه نيست و روى اين جهات جا داشت كه يعقوب نسبت به افروخته شدن آتش حسد برادران نسبت به يوسف بيمناك باشد..

ولى اين خواب تنها بيانگر عظمت مقام يوسف در آينده از نظر ظاهرى و مادى نبود، بلكه نشان مى‏ داد كه او به مقام نبوت نيز خواهد رسيد، چرا كه سجده آسمانيان دليل بر بالا گرفتن مقام آسمانى او است، و لذا پدرش يعقوب اضافه كرد: و اينچنين پروردگارت تو را بر مى‏ گزيند (وَ كَذلِكَ يَجْتَبِيكَ رَبُّكَ). و از تعبير خواب به تو تعليم مى‏ دهد (وَ يُعَلِّمُكَ مِنْ تَأْوِيلِ الْأَحادِيثِ). و نعمتش را بر تو و آل يعقوب تكميل مى‏كند (وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ آلِ يَعْقُوبَ) همانگونه كه پيش از اين بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد (كَما أَتَمَّها عَلى‏ أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ). آرى پروردگارت عالم است و از روى حكمت كار مى‏كند (إِنَّ رَبَّكَ عَلِيمٌ حَكِيمٌ).

راجع به خواب حضرت یوسف علیه السلام و جریان های حیرت آور آن . نوشته های فراوان هست که  به آنها مراجعه  نمایند.

منبع

از کتاب (نشانه هائى از او،) از  ص: 125ببعد -