704 - از نشانه خدا شناسی - براى آرامش شما همسرانى آفريد
6 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                             از نشانه خدا شناسی -   براى آرامش شما همسرانى آفريد

16- وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ (21) روم: 21 و از نشانه‏هاى او اينكه همسرانى از جنس خودتان براى شما آفريد تا در كنار آنان آرامش يابيد، و در ميانتان مودّت و رحمت قرار داد؛ در اين نشانه‏ هايى است براى گروهى كه تفكّر مى‏ كنند!

دومين آيه مورد بحث نيز بخش ديگرى از آيات انفسى را كه در مرحله بعد از آفرينش انسان قرار دارد مطرح كرده مى‏ فرمايد: ديگر از نشانه‏ هاى خدا اين است كه از جنس خودتان همسرانى براى شما آفريد تا در كنار آنها آرامش بيابيد (وَ مِنْ آياتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْواجاً لِتَسْكُنُوا إِلَيْها).

و از آنجا كه ادامه اين پيوند در ميان همسران خصوصا، و در ميان همه انسانها عموما، نياز به يك جاذبه و كشش قلبى و روحانى دارد به دنبال آن اضافه مى‏كند:

و در ميان شما مودت و رحمت آفريد (وَ جَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَ رَحْمَةً).

و در پايان آيه براى تاكيد بيشتر مى‏ فرمايد: در اين امور نشانه‏ هائى است براى افرادى كه تفكر مى‏كنند (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ).

جالب اينكه قرآن در اين آيه هدف ازدواج را سكونت و آرامش قرار داده است، و با تعبير پر معنى‏ لِتَسْكُنُوا مسائل بسيارى را بيان كرده و نظير اين تعبير در آيه 189 سوره اعراف نيز آمده است.

به راستى وجود همسران با اين ويژگيها براى انسانها كه مايه آرامش زندگى آنها است يكى از مواهب بزرگ الهى محسوب مى‏ شود.

اين آرامش از اينجا ناشى مى‏ شود كه اين دو جنس مكمل يكديگر و مايه شكوفائى و نشاط و پرورش يكديگر مى‏ باشند بطورى كه هر يك بدون ديگرى ناقص است، و طبيعى است كه ميان يك موجود و مكمل وجود او چنين جاذبه نيرومندى وجود داشته باشد.

و از اينجا مى‏ توان نتيجه گرفت آنها كه پشت پا به اين سنت الهى‏ مى‏ زنند وجود ناقصى دارند، چرا كه يك مرحله تكاملى آنها متوقف شده (مگر آنكه به راستى شرائط خاص و ضرورتى ايجاب تجرد كند).

به هر حال اين آرامش و سكونت هم از نظر جسمى است، و هم از نظر روحى هم از جنبه فردى و هم اجتماعى.

بيماريهائى كه به خاطر ترك ازدواج براى جسم انسان پيش مى‏ آيد قابل انكار نيست همچنين عدم تعادل روحى و ناآرامى هاى روانى كه افراد مجرد با آن دست به گريبانند كم و بيش بر همه روشن است.

از نظر اجتماعى افراد مجرد كمتر احساس مسئوليت مى‏ كنند و به همين جهت انتحار و خودكشى در ميان مجردان بيشتر ديده مى‏ شود، و جنايات هولناك نيز از آنها بيشتر سرمى‏ زند.

هنگامى كه انسان از مرحله تجرد گام به مرحله زندگى خانوادگى مى‏ گذارد شخصيت تازه‏اى در خود مى‏ يابد، و احساس مسئوليت بيشترى مى‏ كند و اين است معنى احساس آرامش در سايه ازدواج.

و اما مسأله مودت و رحمت در حقيقت ملاط و چسب مصالح ساختمانى جامعه انسانى است، چرا كه جامعه از فرد فرد انسانها تشكيل شده همچون ساختمان عظيم و پرشكوهى كه از آجرها و قطعات سنگها تشكيل مى‏ گردد.

اگر اين افراد پراكنده، و آن اجزاء مختلف، با هم ارتباط و پيوند پيدا نكنند جامعه يا ساختمانى به وجود نخواهد آمد.

آن كس كه انسان را براى زندگى اجتماعى آفريده اين پيوند و ربط ضرورى را نيز در جان او ايجاد كرده است.


                                فرق ميان مودت و رحمت ممكن است از جهات مختلفى باشد:


1- مودت انگيزه ارتباط در آغاز كار است، اما در پايان كه يكى از دو همسر ممكن است ضعيف و ناتوان گردد و قادر بر خدمتى نباشد رحمت جاى آن را مى‏ گيرد.

2- مودت در مورد بزرگترها است كه مى‏ توانند نسبت بهم خدمت كنند اما كودكان و فرزندان كوچك در سايه رحمت پرورش مى‏ يابند.

3- مودت غالبا جنبه متقابل دارد، اما رحمت يك جانبه و ايثارگرانه است، زيرا براى بقاء يك جامعه گاه خدمات متقابل لازم است كه سرچشمه آن مودت است و گاه خدمات بلاعوض كه نياز به ايثار و رحمت دارد.

البته آيه مودت و رحمت را ميان دو همسر بيان مى ‏كند ولى اين احتمال نيز وجود دارد كه تعبير بينكم اشاره به همه انسانها باشد، كه دو همسر يكى از مصاديق بارز آن محسوب مى‏شوند، زيرا نه تنها زندگى خانوادگى كه زندگى در كل جامعه انسانى بدون اين دو اصل يعنى مودت و رحمت امكان‏پذير نيست، و از ميان رفتن اين دو پيوند، و حتى ضعف و كمبود آن، مايه هزاران بدبختى و ناراحتى و اضطراب اجتماعى است.

                                                                پيوند محبت دو همسر

با اينكه ارتباط انسان با پدر و مادر و برادرش ارتباط نسبى است و از ريشه‏ هاى عميق خويشاوندى مايه مى‏ گيرد و پيوند دو همسر يك پيوند قرار دادى و قانونى است اما بسيار مى‏شود كه محبت و علاقه ناشى از آن حتى بر علاقه خويشاوندى پدر و مادر پيشى مى‏ گيرد، و اين در حقيقت همان چيزى است كه‏ در آيات فوق با جمله و جعل بينكم مودة و رحمة به آن اشاره شده است.

در حديثى از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله و سلم مى‏ خوانيم كه بعد از جنگ احد: به دختر جحش فرمود دائى تو حمزه شهيد شد، او گفت‏ إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ‏ من اجر اين مصيبت را از خدا مى‏ خواهم.

باز به او فرمود برادرت نيز شهيد شد، ديگر بار انا للّه گفت و اجر و پاداش خود را از خدا خواست.

اما همينكه خبر شهادت همسرش را به او داد دست بر سرش گذاشت و فرياد كشيد پيامبر فرمود: (آرى) ( ما يعدل الزوج عند المرأة شى‏ء: ) هيچ چيز براى زن همانند همسر نيست.


                                                   تفاوت زبانها و رنگهاى شما نیز   نشانه شناخت اوست‏


17- روم: 22 وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ (22) روم: 22 و از آيات او آفرينش آسمانها و زمين، و تفاوت زبانها و رنگهاى شماست؛ در اين نشانه‏ه ايى است براى عالمان!

آيه مورد بحث معجونى از آيات آفاقى و انفسى است: نخست به مسأله خلقت آسمانها و زمين اشاره كرده مى‏گويد: از نشانه‏ه اى‏بزرگ خدا آفرينش آسمانها و زمين است‏ (وَ مِنْ آياتِهِ خَلْقُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ).

آسمانها با آنهمه كرات، با آنهمه منظومه‏ ها و كهكشانها، آسمانهائى كه انديشه بلندپرواز انسان از درك عظمت آن عاجز و فكر از مطالعه آن خسته مى‏ شود و هر قدر علم و دانش انسان پيش مى‏رود نكته‏ هاى تازه‏اى از عظمتش آشكار مى ‏گردد.

يك روز بود كه انسان كواكب آسمان را همين تعدادى مى‏ دانست كه با چشم ديده مى‏ شود (دانشمندان آنچه را با چشم غير مسلح ديده مى‏ شود حدود پنج الى ششهزار احصاء كرده‏ اند).

اما هر قدر تلسكوپهاى قويتر و عظيمترى ساخته شد عظمت و كثرت ستارگان‏

آسمان فزونتر گرديد، تا آنجا كه امروز معتقدند تنها كهكشان ما كه يكى از انبوه كهكشانهاى آسمان است بيش از يكصد ميليون ستاره دارد كه خورشيد ما با عظمت خيره كننده‏اش يكى از ستارگان متوسط آن محسوب مى‏ شود!، و تنها خدا مى‏ داند كه در همه كهكشانها كه تعداد آنها بر هيچكس روشن نيست چقدر ستاره وجود دارد همچنين هر قدر علوم طبيعى، زمين‏شناسى، گياه‏شناسى، حيوانشناسى و علم تشريح و فيزيولوژى و روانشناسى و روانكاوى پيشرفت مى‏ كند عجائب تازه‏ اى در باره آفرينش زمين كشف مى‏شود كه هر يك آيتى از آيات عظمت خدا است.

سپس به يكى از آيات بزرگ انفسى سخن را منتقل ساخته مى‏ گويد: اختلاف زبانها و رنگهاى شما نيز از آيات عظمت او است!

وَ اخْتِلافُ أَلْسِنَتِكُمْ وَ أَلْوانِكُمْ).   بى شك زندگى اجتماعى بشر بدون شناخت افراد و اشخاص ممكن نيست كه اگر يك روز همه انسانها يك شكل و يك قيافه و داراى يك قد و قواره باشند در همان يك روز شيرازه زندگى آنها بهم مى‏ريزد، نه پدر و فرزند و همسر از بيگانه شناخته مى‏ شوند، و نه مجرم از بيگناه، بدهكار از طلبكار، فرمانده از فرمانبر و رئيس از مرئوس، و ميزبان از مهمان، دوست از دشمن شناخته نمى‏ شود و چه جنجال عجيبى بر پا خواهد شد! اتفاقا گاهى اين مسأله در مورد برادران دوقلو كه از هر نظر شباهت با هم دارند پيش مى‏ آيد و چه مشكلاتى در برخورد مردم و مناسبات با آنها روى مى‏ دهد تا آنجا كه شنيده‏ ايم گاهى يكى از برادران دو قلوى همرنگ و هم شكل، بيمار بوده و مادر دارو را به ديگرى داده است! لذا براى سازمان يافتن اجتماع بشر خداوند صداها و رنگها را مختلف قرار داده است.

به گفته فخر رازى در ذيل آيه مورد بحث، شناسائى انسان نسبت به انسان يا بايد از طريق چشم حاصل شود يا به وسيله گوش، خداوند براى تشخيص چشم رنگها و صورتها و شكلها را مختلف آفريده، و براى تشخيص گوش اختلاف آوازها و آهنگهاى صدا را ايجاد كرده است، بطورى كه در تمام جهان نمى‏توان دو انسان را پيدا كرد كه از نظر چهره و آهنگ صدا از تمام جهات يكسان باشند يعنى صورت انسان كه عضو كوچكى است و آهنگ صداى انسان كه موضوع ساده‏اى است به قدرت پروردگار به ميلياردها شكل مختلف در مى‏ آيد و اين از آيات عظمت او است البته اين احتمال نيز وجود دارد

  و بعضى از مفسران بزرگ به آن اشاره كرده‏اند- كه اختلاف السنه به معنى اختلاف زبانها از قبيل عربى و فارسى و مانند آن باشد، و اختلاف رنگها اشاره به اختلاف نژادها كه هر نژادى رنگى دارد.

ولى مى‏ توان معنى وسيعى از كلمه اختلاف استفاده كرد كه شامل اين تفسير و تفسير ما قبل آن هر دو شود، و به هر معنى اين تنوع خلقت شاهد عظمت و قدرت او است.

فريد وجدى در دائرة المعارف خود از قول نيوتن دانشمند معروف غربى چنين نقل مى‏كند كه مى‏ گويد: در باره آفريدگار جهان و خداوند هرگز شك نكنيد، زيرا معقول نيست ضرورت و علت و معلول فاقد شعور به تنهائى رهبر وجود باشد، چون ضرورت كور و يكسان در هر مكان و هر زمان متصور نيست كه اينهمه كائنات متنوع و موجودات رنگارنگ از او صادر گردد، و ممكن نيست كه وجود با نظام و ترتيب اجزائش و تناسبهاى لازم و هماهنگ با تغييرات زمان و مكان ظاهر گردد، بلكه همه اين امور حتما بايد از مبدئى سرچشمه گرفته باشد  كه داراى علم و حكمت و اراده است.

قرآن در پايان آيه فوق مى‏ گويد: در اين امور نشانه‏ه ائى است براى عالمان و انديشمندان‏ (إِنَّ فِي ذلِكَ لَآياتٍ لِلْعالِمِينَ).    چرا كه آنها بيش از هر كس از اين اسرار آگاه مى‏ شوند.

منبع

کتاب (نشانه هائى از او،   ص 118 ) ببعد  تآلیف محمد امینی گلستانی  -- ادامه دارد