703 - یادداشتی درباره نشانه های خداشناسی
16 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 

 جلوه‏ هاى ذات پاك او در پهنه هستى‏               

از عزیزان استدعا دارم لطفا  این چتد یاد داشت  نشانه های خداشناسی را که از   مطالب فراوان - تلخیص و  فشرده شده است -  با دقت مطالعه نمایند.

1- بقره: 164 إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ (164) در آفرينش آسمانها و زمين، و آمد و شد شب و روز، و كشتى هايى كه در دريا به سود مردم در حركتند، و آبى كه خداوند از آسمان نازل كرده، و با آن، زمين را پس از مرگ، زنده نموده، و انواع جنبندگان را در آن گسترده، و (همچنين) در تغيير مسير بادها و ابرهايى كه ميان زمين و آسمان مسخرند، نشانه‏ هايى است (از ذات پاك خدا و يگانگى او) براى مردمى كه عقل دارند و مى‏ انديشند!

 جلوه‏ هاى ذات پاك او در پهنه هستى‏

مقدمتا بايد به اين نكته توجه داشت كه همه جا نظم و انسجام دليل بر وجود علم و دانش است، و همه جا هماهنگى دليل بر وحدت ويگانگى است.

روى اين اصل كه شرح آن را در كتابهاى خداشناسى نوشته اند، ما به هنگام برخورد به مظاهر نظم در جهان هستى از يكسو، و هماهنگى و وحدت عمل اين دستگاه هاى منظم از سوى ديگر، متوجه مبدء علم و قدرت يگانه و يكتائى مى‏ شويم كه اين همه آوازه‏ ها از او است.

فى المثل هنگامى كه هر يك از پرده‏ هاى هفتگانه چشم را با ساختمان ويژه و ظريفش بررسى مى‏ كنيم مى‏ دانيم كه طبيعت بى‏ شعور و كور و كر محال است بتواند مبدء چنين اثر بديعى باشد، سپس هنگامى كه همكارى و هماهنگى اين پرده‏ هاى هفتگانه را با يكديگر، و هماهنگى مجموع چشم را با كل بدن انسان و هماهنگى يك انسان را با ساير انسانها، و هماهنگى كل جامعه انسانيت را با مجموعه نظام هستى در نظر مى‏ گيريم مى‏ دانيم كه همه اينها از يكجا سرچشمه گرفته است، و همه آثار قدرت يك ذات پاك است.

آيا يك شعر زيبا و نغز و پر محتوى ما را به ذوق و قريحه سرشار شاعر هدايت نمى‏ كند؟ و آيا هماهنگى كامل قطعه‏ هاى شعر موجود در يك ديوان با يكديگر دليل بر اين نيست كه همه از قريحه يك شاعر توانا تراوش كرده؟! با در نظر گرفتن اين مقدمه فشرده و كوتاه به تفسير آيه باز مى‏ گرديم: در اين آيه به شش بخش از آثار نظم در جهان هستى كه هر كدام آيت و نشانه‏اى از آن مبدء بزرگ است اشاره شده:

1- در آفرينش آسمان و زمين ... (إِنَّ فِي خَلْقِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ...).

آرى آفرينش اين آسمان پرشكوه، و اين همه كرات عالم بالا يعنى‏ میليونها مليون آفتاب درخشان، و هزاران هزار ستارگان ثابت و سيار كه در يك شب تاريك و پرستاره با چشمك زدنهاى پر معنى خود با ما سخن مى‏گويند، و يا در پشت تلسكوپ هاى عظيم خود را به ما نشان مى‏دهند، با آن نظام دقيق و عجيب خود، كه سراسر آنها را همچون حلقه‏هاى يك رشته زنجير به هم پيوسته آفرينش زمين با انواع مظاهر حيات و زندگى كه در چهره‏هاى بسيار متنوع و در لباس صدها هزار نوع گياه و حيوان، جلوه‏گر شده، همه نشانه‏ هاى ذات پاك او و آئينه‏ هاى درخشان قدرت و علم و يگانگى او هستند.

عجب اينكه هر چه علم و دانش بشر پيشتر مى‏رود، عظمت اين عالم و وسعتش در نظر او بيشتر مى‏ شود، و معلوم نيست اين گسترش علمى تا كى ادامه خواهد يافت؟ امروز دانشمندان به ما مى‏ گويند: هزاران هزار كهكشان در عالم بالا وجود دارد كه منظومه شمسى ما جزئى از يكى از اين كهكشانها است، تنها در كهكشان ما صدها ميليون خورشيد و ستاره درخشان وجود دارد كه روى محاسبات دانشمندان در ميان آنها مليونها سياره مسكونى است با ميلياردها موجود زنده!، وه چه عظمت چه قدرتى؟!

2- و نيز در آمد و شد شب و روز ... (وَ اخْتِلافِ اللَّيْلِ وَ النَّهارِ ...).

آرى اين دگرگونى ليل و نهار، و اين آمد و رفت روشنائى و تاريكى با آن نظم خاص و تدريجى‏ اش كه دائما از يكى كاسته و بر ديگرى افزوده مى‏ شود، و به كمك آن فصول چهارگانه به وجود مى‏ آيد، و درختان و گياهان و موجودات زنده مراحل تكاملى خود را در پرتو اين تغييرات تدريجى، گام به گام طى مى‏ كنند، اينها نشانه ديگرى از ذات‏و صفات متعالى او هستند.

اگر اين تغيير تدريجى نبود، و يا اين تغييرات توأم با هرج و مرج صورت مى‏ گرفت و يا اصلا هميشه روز، و يا هميشه شب بود، حيات و زندگى از صفحه كره زمين به كلى برچيده مى‏ شد و اگر فرضا وجود داشت دائما دچار آشفتگى و نابسامانى بود.

3- و كشتى هائى كه در درياها به سود مردم به حركت در مى‏ آيند ... (وَ الْفُلْكِ الَّتِي تَجْرِي فِي الْبَحْرِ بِما يَنْفَعُ النَّاسَ ...).

آرى انسان به وسيله كشتى هاى بزرگ و كوچك، صحنه اقيانوس ها را مى‏ نوردد، و به اين وسيله به نقاط مختلف زمين، براى انجام مقاصد خود سفر مى‏ كند، اين حركت مخصوصا با كشتى هاى بادبانى، معلول چند نظام است: نخست بادهاى منظمى كه در سطح اقيانوس ها مى‏ وزد (اعم از وزش هاى سراسرى كه به طور مداوم از قطب شمال و جنوب زمين به سوى خط استواء و از خط استواء به سوى قطب شمال و جنوب در حركتند و بنام آليزه و كنتر آليزه معروفند، يا وزش هاى منطقه‏ اى كه تحت برنامه‏ هاى معينى حركت مى‏ كنند و به كشتى ها امكان مى‏دهند، از اين نيروى فراوان و رايگان طبيعى بهره گيرند و به سوى مقصد پيش روند

همچنين خاصيت طبيعى چوب يا فشار مخصوصى كه از ناحيه آب به اجسام وارد مى‏ شود و آنها را بر سطح آب، شناور مى‏سازد، و همچنين خاصيت تغييرناپذير دو قطب مغناطيسى زمين، كه عقربه‏ هاى قطب‏نماها را تنظيم مى‏ كند، و يا نظام ستارگان آسمان كه راه مقصد را به انسان نشان مى‏ دهند، آرى تا همه اين نظامها دست‏ بدست هم ندهند، استفاده از كشتى ها با آن فوائد سرشارشان امكان‏پذير نيست و در نتيجه اينها نيز آيتى است براى ذات پاك او.

عجب اينكه امروز نه تنها با پيدايش كشتى هاى موتورى از عظمت اين معنى كاسته نشده بلكه به مراتب بر عظمت آن افزوده است چرا كه هنوز مهمترين وسيله نقليه بشر كشتى هاى غول پيكرى هستند كه گاهى به اندازه يك شهر وسعت دارند، و در آن، ميدانها و مراكز تفريح و زمين بازى و حتى بازار وجود دارد و يا بر عرشه آن فرودگاه عظيمى است براى نشستن و برخاستن هواپيماهاى زياد.

4- و آبى كه خداوند از آسمان فرو فرستاده و به وسيله آن، زمين هاى مرده را زنده كرده و انواع جنبندگان را در آن گسترده است ... (وَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّماءِ مِنْ ماءٍ فَأَحْيا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها وَ بَثَّ فِيها مِنْ كُلِّ دَابَّةٍ ...).

آرى دانه‏ هاى حياتبخش باران و قطرات پرطراوت و با بركت اين آب تصفيه شده طبيعى به هر جا مى‏ ريزد، زندگى و حيات مى‏پاشد، و حركت و بركت و آبادى و نعمت، همراه خود مى‏ آورد، اين آب كه با نظام خاصى ريزش مى‏ كند و آنهمه موجودات و جنبندگانى كه از اين مايع بى‏ جان، جان مى‏ گيرند همه پيام‏آور قدرت و عظمت او هستند.

5- و حركت دادن و وزش منظم بادها ... (وَ تَصْرِيفِ الرِّياحِ ...).

كه نه تنها بر درياها مى‏ وزند و كشتيها را حركت مى‏ دهند، بلكه سطح خشكيها، كوهها و دره‏ها و جلگه‏ ها را جولانگاه خود قرار داده‏ اند، گاهى گرده‏ هاى نر را بر قسمتهاى ماده گياهان مى‏ افشانند و به تلقيح و بارورى آنها كمك مى‏ كنند ميوه‏ ها به ما هديه مى‏ كنند و بذرهاى‏ گوناگون را مى‏ گسترانند.

و زمانى با حركت دادن امواج اقيانوسها، آنها را به طور مداوم به هم مى‏ آميزند تا محيط آماده‏اى براى زيست موجودات زنده دريا فراهم گردد.

و گاه با انتقال دادن گرماى مناطق گرمسير به مناطق سردسير، و انتقال سرماى مناطق سردسير به مناطق گرمسير، كمك به تعديل هواى كره زمين مى‏ كنند.

و زمانى با جابجا كردن هواى مسموم و فاقد اكسيژن شهرها به بيابانها و جنگلها، وسائل تصفيه و تهويه را براى بشر فراهم مى‏ سازند.

آرى وزش بادها با اينهمه فوائد و بركات، نشانه ديگرى از حكمت و لطف بى پايان او است.

6- و ابرهائى كه در ميان زمين و آسمان معلق اند ... (وَ السَّحابِ الْمُسَخَّرِ بَيْنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ ...).

اين ابرهاى متراكم كه بالاى سر ما در گردشند و ميلياردها تن آب را بر خلاف قانون جاذبه در ميان زمين و آسمان، معلق نگاه داشته، و آنها را از هر نقطه به نقطه ديگر مى‏برند، بى آنكه كمترين خطرى ايجاد كنند، خود نشانه‏ اى از عظمت اويند.

بعلاوه اگر آبيارى و منصب آبدهى آنها نبود در سرتاسر خشكيهاى روى زمين نه قطره آبى براى نوشيدن وجود داشت و نه چشمه و جويبارى براى روئيدن گياه، همه جا ويرانه بود و كوير بود و بر همه جا خاك مرده پاشيده مى‏ شد، اين نيز جلوه ديگرى از علم و قدرت او است.

آرى همه اينها نشانه‏ ها و علامات ذات پاك او هستند اما براى مردمى كه عقل و هوش دارند و مى‏ انديشند (لَآياتٍ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ).نه براى بى خبران سبك مغز و چشم‏داران بى‏ بصيرت و گوش‏داران كر!.

ادامه دارد