702 - خداوند گناهان را نابود سازد!
20 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                            خداوند گناهان را نابود سازد!

1- أبى بصير، از أبى عبد الله عليه السلام فرمود: أوحى الله عزوجل إلى داوود النبى على نبينا وآله وعليه السلام: يا داوود إن عبدى المؤمن إذا أذنب ذنبا ثم رجع وتاب من ذلك الذنب واستحيى منى عند ذكره غفرت له، وأنسيته الحفظة،
وأبدلته الحسنة، ولا ابالى وأنا أرحم الراحمين.  ( بحارالأنوار: ج 6 ص 27 ح 30 از ثواب الاعمال ص 125.).
 خداى عز و جل به داود عليه السلام وحى نمود اى داود وقتى كه بنده مؤمن من گناهى از او سر زد و برگشت و از آن گناه توبه نمود و هر وقت يادش آمد و از من خجالت كشيد، من اورا مى‏بخشم و آ ن گناه را به حسنه تبديل مى‏كنم و اعتناء نمى كنم (و از كسى ترس ندارم) چون من رحم كننده‏تر از رحم كنندگان هستم.
2- معاوية بن وهب گويد شنيدم اباعبد اللّه عليه السلام مى‏فرمود: إذا تاب العبد المؤمن توبة نصوحا أحبه الله، فستر عليه فى الدنيا والآخرة، قلت: وكيف يستر عليه؟ قال: ينسى ملكيه ما كتبا عليه من الذنوب، وأوحى إلى جوارحه: اكتمى عليه ذنوبه، وأوحى إلى بقاع الارض: اكتمى عليه ما كان يعمل عليك من الذنوب، فيلقى الله حين يلقاه وليس شئ‏ يشهد عليه بشئ من الذنوب.  ( فى المصدر: عليه بالذنوب‏ بحارالأنوار: ج 6 ص 27 ح 31 ازثواب الاعمال: ص 166- 165.).
 وقتى كه بنده مؤمن توبه نصوح كرد خدا اورا دوست مى‏ دارد و (آن گناه را) بر او مى‏پوشاند در دنيا و آخرت، گفتم چگونه پوشيده نگهميدارد؟ فرمود: از ياد آن دو فرشته كه آن را برايش نوشته‏اند، مى‏برد (وفراموش مى‏كنند) و به اعضاى بدنش وحى مى‏كند كه گناهان او را پوشيده دارد و به جاى جاى زمين وحى مى‏كند گناهانى را كه بر روى تو انجام داده، بر او بپوشان، پس وقتى خدارا ملاقات مى‏كند، چيزى نيست كه برعليه او شهادت دهد از گناهان.
3- مسعودى گويد: امير مؤمنان عليه السلام فرمود: قال أمير المؤمنين عليه السلام: من تاب، تاب الله عليه، وامرت جوارحه أن تستر عليه، وبقاع الارض أن تكتم عليه، وانسيت الحفظة ما كانت تكتب عليه.  ( فى نسخة: ماكانت كتبت عليه. بحارالأنوار: ج 6 ص 27 ح 32 از ثواب الاعمال: ص 173.).  هركس (ازگناه) بر گردد خدا هم (بارحمت به سوى او) بر مى‏گردد و به اعضاى او امر مى‏كنند كه (آن گناه را) بر او پوشيده دارند، و به بقعه‏هاى زمين (گفته شود) كه بر او مخفى دارد و ازياد (فرشتگان) نگهبان آنچه را كه برايش نوشته‏اند، برده شود (و فراموش نمايند).
گناهان سه گونه است!
ابى رفعه گويد: امير مؤمنان عليه السلام در كوفه به منبر بالا رفت‏ بالكوفة فحمد الله وأثنى عليه، ثم قال: أيها الناس! إن الذنوب ثلاثة، ثم أمسك، فقال له حبّة العُرنى: يا أمير المؤمنين‏  ( فى المصدر: يا أمير المؤمنين قلت: الذنوب ثلاثة ثم امسكت، فقال له: ما ذكرتها اه‏د.).  فسرها لى، فقال: ما ذكرتها إلا وأنا اريد أن‏ افسّرها، ولكنّه عرض لى بهر   ( البهر بضم الباء وسكون الهاء: انقطاع النفس من الاعياء.).
 حال بينى وبين الكلام، نعم الذنوب ثلاثة: فذنب مغفور، وذنب غير مغفور، وذنب نرجو لصاحبه ونخاف عليه. قيل: يا أمير المؤمنين فبيّنها لنا، قال: نعم، أما الذنب المغفور فعبد عاقبه الله تعالى على ذنبه فى الدنيا فالله أحكم وأكرم أن يعاقب عبده مرّتين، وأما الذنب الذى لا يغفر فظلم العباد بعضهم لبعض، پس حمد و ثناى الهى را بجا آورد سپس فرمود: اى مردم گناهان سه گونه است پس ساكت شد حبه عرنى گفت: اى امير مؤمنان؛ آن را براى من تفسير كنيد پس فرمود: من آن را نگفتم مگر اينكه مى‏خواهم تفسير نمايم ولكن خستگى براى من عارض شد، مانع از گفتارم گرديد، بلى گناهان سه گونه است گناهى كه بخشوده مى‏شود و گناهى بخشيده نشود و گناهى كه به صاحبش اميد بخشش و ترس از عذاب است گفته شد اى اميرمؤمنان‏ براى ما آنها را بيان بفرمائيد، فرمود بلى، گناهى بخشيده مى‏شود بنده ايست كه خداوند در دنيا بر گناهش كيفر نموده است، پس خدا حاكم و گرامى‏تر از اين است بنده‏اش را دوبار عذاب نمايد و اما گناهى بخشوده نشود ستم بندگان بعضى بر بعضى است.
إن الله تبارك وتعالى إذا برز لخلقه أقسم قسما على نفسه فقال: وعزتى وجلالى لا يجوزنى ظلم ظالم ولو كف بكف، ولو مسحة بكف،  ونطحة  ما بين الشاة القرناء إلى الشاة الجماء، فيقتص الله للعباد بعضهم من بعض، حتى لا يبقى لاحد عند أحد مظلمة، ثم يبعثهم الله إلى الحساب، وأما الذنب الثالث فذنب ستره الله على عبده و رزقه التوبة فأصبح خاشعا من ذنبه، راجيا لربّه فنحن له كما هو لنفسه نرجو له الرحمة ونخاف عليه العقاب.  ( بحارالانوار: 6/ 29 ح 35، از المحاسن ص 7.)
خداى تبارك وتعالى هنگامى كه مخلوقاتش را آشكار ساخت (و آفريد) سوگند ياد كرد و فرمود قسم به عزت و جلالم ازمن نمى‏گذرد ستم ستمگرى اگرچه دست به دست يا به همديگر ماليده شود يا گوسفند شاخ دار به بى شاخ، ضربه زند، پس خداوند قصاص همديگر بندگان را مى‏ستاند تا جائى كه براى كسى در ذمه ديگرى حقى داشته باشد سپس آنها را براى حساب (روز قيامت) برانگيزد و اما گناه سوم گناهيست خداوند آن را پوشيده نگهداشته و او را به توبه موفق نموده است پس از گنامش ترسيده و به خدا اميد وار بوده است پس ما بر او مانند اوئيم اميد پاداش نيك خدا و ترس از عذابيم.

                                                    تأخير توبه خود فريبى است!

از امام جواد عليه السلام فرمود: تأخير التوبة اغترار، وطول التسويف حيرة، والاعتلال على الله هلكة، والاصرار على الذنب أمن لمكر الله، فَلا يَأْمَنُ مَكْرَ اللَّهِ إِلَّا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ"  ( تحف العقول: ص 459 بحارالانوار: 6/ 29 ج 36 از آن‏)
 تأخير توبه خود فريبى است و طول دادن «سوف» امروز و فردا كردن، سرگردانى است و علت تراشى به خدا هلاكت (و نابوديست)، و اصرار بر گناه در امن بودن از مكر (و عذاب) خداست، (در حالى كه) ازمكر خدا در امان نباشد، مگر زيانكاران!                                          
                                               توبه ريسمان يارى رساندن خداست!

امام صادق عليه السلام فرمود: التوبة حبل الله ومدد عنايته، ولابد للعبد من مداومة التوبة على كل حال، وكل فرقة من العباد لهم توبة، فتوبة الانبياء من اضطراب السر، وتوبة الاصفياء من التنفس،  وتوبة الاولياء من تلوين الخطرات، وتوبة الخاص من الاشتغال بغير الله، وتوبة العام من الذنوب، ولكل واحد منهم معرفة وعلم فى أصل توبته ومنتهى أمره، وذلك يطول شرحه ههنا، فأما توبة العام فأن يغسل باطنه بماء الحسرة، والاعتراف بالجناية دائما، واعتقاد الندم على ما مضى، والخوف على ما بقى من عمره، ولا يستصغر ذنوبه فيحمله ذلك إلى الكسل، ويديم البكاء والاسف على ما فاته‏ من طاعة الله، توبه ريسمان خداست و امتداد عنايت اوست، و چاره‏اى نيست بر بنده از ادامه توبه در هر حال، و تمام گروه‏هاى بندگان توبه خاص خود را دارد، پس توبه پيامبران از اضطراب درون است، و توبه اصفياء از (حديث و فريب) نفس است، و توبه اولياء از رنگين كردن خيال هاست، و توبه خاصان، از مشغول شدن به غير خداست، و توبه مردمان عادى، از گناهان است، و براى هريك از اين‏ها، شناخت و دانش در اصل توبه و نهايت توبه است، و تشريح اين‏ها در اينجا به طول مى‏انجامد، پس توبه عوام، شستن باطن خود، با آب حسرت و اعتراف هميشه به جنايتش و باور داشتن به ندامت گذشته‏ها وترس از باقى مانده عمرش است و گناهانش را را كوچك نشمارد كه او را بر كسالت وادارد، و ادامه گريستن و تأسف بر آنچه كه از اطاعت خدا بر او فوت شده است.
ويحبس نفسه عن الشهوات، ويستغيث إلى الله تعالى‏ ليحفظه على وفاء توبته، ويعصمه عن العود إلى ما سلف ويروض نفسه فى ميدان الجهد والعبادة، ويقضى عن الفوائت من الفرائض، ويرد المظالم، ويعتزل قرناء السوء، ويسهر ليله، و يظمأ نهاره، ويتفكر دائما فى عاقبته، ويستهين بالله سائلا منه الاستقامة فى سرائه و ضرائه، ويثبت عند المحن والبلاء كيلا يسقط عن درجة التوابين، فإن فى ذلك طهارة من ذنوبه، وزيادة فى عمله، ورفعة فى درجاته، قال الله عزوجل:" فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِينَ صَدَقُوا وَ لَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ»  (بحارالانوار: ج 6 ص 31 ح 38 از مصباح الشريعة.). و باز داشتن نفس خود را از شهوات، و به خداى تعالى پناهنده شود تا او را بر وفا دارى از توبه‏اش، حفظ نمايد و او را از برگشتن به گناهان، نگهدارد، و خود را ماندن در ميدان جديت و عبادت، راضى نمايد، و واجبات فوت شده را قضا كند و حق ديگران، بر گرداند،
و از همنشينان بد، دورى نمايد و شبش را (باعبادت) بيدار ماند و روزهايش را (باروزه) تشنه به سر برد، و در باره عاقبتش، تفكر نمايد، و به خدا نزديك شود و از او بخواهد در پنهان و آشكارش او را استوار نمايد، و در گرفتارى و بلاها، اورا ثابت قدم كند تا از درجه توبه كنندگان ساقط نشود، چون در آنست بيرون رفتن از گناهانش و بيشتر نمودن در عملش و بلندى درجاتش، خداى عز و جل فرموده است «و البته مى‏داند خدا راستگويان آنان و دروغ گويانشان را.
از أبى عمرو الزبيرى، از أبى عبد الله عليه السلام فرمود: رحم الله عبدا لم يرض من نفسه أن يكون إبليس نظيرا له فى دينه، وفى كتاب الله نجاة من الردى، وبصيرة من العمى، ودليل إلى الهدى، وشفاء لما فى الصدور، فيما أمركم الله به من الاستغفار مع التوبة قال الله:" وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ رحمت واسعة خداى مهربان بر گنهكاران، ص: 145
ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ" وقال:" وَ مَنْ يَعْمَلْ سُوءاً أَوْ يَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ يَسْتَغْفِرِ اللَّهَ يَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحِيماً" فهذا ما أمر الله به من الاستغفار، واشترط معه بالتوبة والاقلاع عما حرم الله، فإنه يقول:" إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ وَ الْعَمَلُ الصَّالِحُ يَرْفَعُهُ‏" وهذه الآية تدل على أن الاستغفار لا يرفعه إلى الله إلا العمل الصالح والتوبة.  (بحارالانوار: ج 6 ص 32 ح 39 از تفسير العياشى.
 خدا رحمت كند بنده‏ اى را كه راضى نشود ابليس مشابه او شود در دينش در حالى كه در كتاب خداست نجات از بدى وبينا از نابينائى و راهنمائى به سوى هدايت و شفاء برآنچه كه در سينه هاست در چيزى امر كرده حدا به آن از استغفار با توبه، فرمود خدا «و آنان كه هر وقت كار بدى كردند و برخود ستم نمودند، خدا را به ياد مى‏آورند، پس طلب بخشش مى‏كنند بر گناهانشان و كيست ببخشد گناهان را جز او، و اصرار نورزند به آنچه كه مى‏ كردند،
در حالى كه (بدى آن را) مى‏ دانستند» و فرموده‏ «هر كس كارى بد نمايد يا به خودش ستم نمايد، سپس استغفار كند، مى‏ يابد خدا را بخشنده و مهربان».
پس اينست آنچه كه خدا به آن امر فرموده است از استغفار و با آن شرط نموده توبه و بركنده شدن از آنچه كه حرام كرده است پس او فرموده‏ «به سوى او بالا رود سخن پاك عمل صالح را بالا مى‏برد»، و اين آيه دلالت مى‏نمايد بر اينكه استغفار بالا نمى‏برد بر خدا مگر عمل صالح.
                                           معناى اصرار بر گناه‏

جابر، از أبى جعفر عليه السلام در باره گفته خدا:" وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَ لَمْ يُصِرُّوا عَلى‏ ما فَعَلُوا وَ هُمْ يَعْلَمُونَ" قال: الاصرار أن يذنب العبد ولا يستغفر ولا يحدث نفسه بالتوبة، فذلك الاصرار.  ( بحارالانوار: ج 6 ص 32 ح 40 از تفسير العياشى و ازتنبيه‏الخاطر.)
 كيست گناهان را ببخشد جز خدا و اصرار نكنند بر آنچه كه مى‏كردند در حالى كه (بدى) آن را مى‏دانستند» فرمود: اصرار آنست كه بنده مرتكب گناه شود و استغفار ننمايد و از خاطرش نگذرد كه توبه نمايد اينست (معناى) اصرار.
سيف بن يعقوب،   ( الظاهر يوسف بن يعقوب.) ( بحارالانوار: ج 6 ص 36 ح 54
 ازتنبيه الخاطر. از أبى عبد الله عليه السلام:
المقيم على الذنب وهو منه مستغفر كالمستهزئ.  ايستادگى بر گناه در حالى كه استغفار هم مى‏ نمايد، مانند استهزاء كننده است.

                                                      پرهیکار توبه کننده باشد
خداوند سه چيز به توبه كنندگان داده است!
ابن أبى عمير، از بعض أصحاب ما سند به معصوم رسانده فرمود: همانا خداى عز وجل‏به توبه كنندگان سه خصلت عطا فرموده كه اگر هريك از آن را به همه اهل آسمان‏ها و زمين عطا مى‏كرد، همگى با آن نجات مى‏يافتند: قوله عزوجل:" إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ"  (بقره: 222. فمن أحبه الله لم يعذبه، وقوله:
" الَّذِينَ يَحْمِلُونَ الْعَرْشَ وَ مَنْ حَوْلَهُ يُسَبِّحُونَ بِحَمْدِ رَبِّهِمْ وَ يُؤْمِنُونَ بِهِ وَ يَسْتَغْفِرُونَ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنا وَسِعْتَ كُلَّ شَيْ‏ءٍ رَحْمَةً وَ عِلْماً فَاغْفِرْ لِلَّذِينَ تابُوا وَ اتَّبَعُوا سَبِيلَكَ وَ قِهِمْ عَذابَ الْجَحِيمِ‏ رَبَّنا وَ أَدْخِلْهُمْ جَنَّاتِ عَدْنٍ الَّتِي وَعَدْتَهُمْ وَ مَنْ صَلَحَ‏
مِنْ آبائِهِمْ وَ أَزْواجِهِمْ وَ ذُرِّيَّاتِهِمْ إِنَّكَ أَنْتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ‏ وَ قِهِمُ السَّيِّئاتِ وَ مَنْ تَقِ السَّيِّئاتِ يَوْمَئِذٍ فَقَدْ رَحِمْتَهُ وَ ذلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ‏ « ( مؤمن: 7 ببعد.
وقوله عزوجل‏" وَ الَّذِينَ لا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ وَ لا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَ لا يَزْنُونَ وَ مَنْ يَفْعَلْ ذلِكَ يَلْقَ أَثاماً يُضاعَفْ لَهُ الْعَذابُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ يَخْلُدْ فِيهِ مُهاناً إِلَّا مَنْ تابَ وَ آمَنَ وَ عَمِلَ عَمَلًا صالِحاً فَأُوْلئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً".  ( الفرقان: 68: اصول كافى: اصول كافى: ج 2 ص 432، بحارالانوار: 6/ 38 ح 70 و 73 از آن.)
1- گفته خداى عز وجل‏ «خداوند دوست مى‏ دارد توبه كنندگان و پاكيزگان را» پس هركس را خدا دوست بدارد، او را عذاب نمى‏ كند؛
2- و فرموده او «فرشتگانى كه حاملان عرشند و آنها كه گرداگرد آن (طواف مى‏كنند) تسبيح و حمد پروردگارشان را مى‏ گويند و به او ايمان دارند و براى مؤمنان استغفار مى‏كنند (و مى گويند:) پروردگارا! رحمت و علم تو همه چيز را فراگرفته است؛ پس كسانى را كه توبه كرده و راه تو را پيروى مى‏كنند بيامرز، و آنان را از عذاب دوزخ نگاه دار!
پروردگارا! آنها را در باغهاى جاويدان بهشت كه به آنها وعده فرموده‏اى وارد كن، همچنين از پدران و همسران و فرزندانشان هر كدام كه صالح بودند، كه تو توانا و حكيمى!
و آنان را از بديها نگاه دار، و هر كس را كه در آن روز از بديها نگاه دارى، مشمول رحمتت ساخته‏ اى؛ و اين است همان رستگارى عظيم!؛
3- و قول خداى عز و جل‏ ( فرقان 68 ببعد.)و كسانى كه معبود ديگرى را با خداوند نمى‏ خوانند؛ و انسانى را كه خداوند خونش را  حرام شمرده، جز بحق نمى‏كشند؛ و زنا نمى‏كنند؛ و هر كس چنين كند، مجازات سختى خواهد ديد!
عذاب او در قيامت مضاعف مى‏گردد، و هميشه با خوارى در آن خواهد ماند!
مگر كسانى كه توبه كنند و ايمان آورند و عمل صالح انجام دهند، كه خداوند گناهان آنان را به حسنات مبدّل مى‏ كند؛ و خداوند همواره آمرزنده و مهربان بوده است!
و كسى كه توبه كند و عمل صالح انجام دهد، بسوى خدا بازگشت مى‏ كند (و پاداش خود را  از او مى‏ گيرد.)
                                 مبادا مؤمنان را از رحمت خدا نوميد سازى‏

1- محمد بن مسلم، از أبى جعفر عليه السلام فرمود:  يا محمد بن مسلم ذنوب المؤمن إذا تاب منها مغفورة له، فليعمل المؤمن لما يستأنف بعد التوبة والمغفرة، أما والله إنها ليست إلا لاهل الايمان. قلت: فإن عاد بعد التوبة والاستغفار من الذنوب وعاد فى‏التوبة؟ فقال: يا محمد بن مسلم أترى‏ العبد المؤمن يندم على ذنبه ويستغفر الله تعالى منه ويتوب ثم لا يقبل الله توبته؟ قلت: فإنه فعل ذلك مرارا يذنب ثم يتوب ويستغفر، فقال: كلما عاد المؤمن بالاستغفار والتوبة عاد الله عليه بالمغفرة وإن الله غفور رحيم يقبل التوبة ويعفو عن السيئات، فإياك أن تقنط المؤمنين من رحمة الله."  ( اصول كافى: ج 2 ص 434، بحارالانوار: 6/ 40 ح 71 از آن.)

 محمدبن مسلم گناهان مؤمن وقتى كه توبه كرد، بخشوده است، پس مؤمن عمل كند آنچه را كه بعد از توبه و مغفرت لازم است، آگاه باش (توفيق) توبه نيست مگر به اهل ايمان، گفتم: اگر بعداز توبه و استغفار از گناهان، باز برگشت؟ دوباره توبه كرد؟
فرمود: اى محمدبن مسلم آيا خيال مى‏ كنى بنده مؤمن پشيمان شود و توبه و استغفار نمايد، خداوند توبه او را نمى‏ پذيرد؟! گفتم: او چندين بار تكرار كند گناه كند و توبه نمايد؟! فرمود: هرقدر مؤمن به توبه و استغفاربرگردد خدا هم به مغفرت برمى گردد خداوند بخشنده و مهربان است توبه را مى‏پذيرد و از بديها در گذرد، مبادا مؤمن‏ ها را از رحمت خدا مأيوس كنى.
2- أبى بصير گويد، از أبى عبد الله عليه السلام سؤال كردم از قول خداى عزوجل:" إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ‏  ( الطوف: المشى حول الشئ، ومنه الطائف: لمن يدور حول‏البيت حافظا، ومنه استعير الطائف من الجن والخيال والحادثة وغيرها، قال تعالى:" إِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّيْطانِ‏" وهو الذى يدور على الانسان من الشيطان يريد اقتناصه. قاله الراغب فى مفرداته. مِنَ الشَّيْطانِ تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ" فرمود: هو العبد يهم بالذنب ثم يتذكر فيمسك فذلك قوله:" تَذَكَّرُوا فَإِذا هُمْ مُبْصِرُونَ"  ( اصول كافى: ج 2/ 434، بحارالانوار: 6/ 40 ح 72 از آن.)
او بنده ايست كه به گناه همت ورزد سپس متذكر مى‏ شود و از گناه باز مى‏ ايستد، پس اين است گفته خداوند «متذكر مى‏ شوند و آنان بابصيرت (و بينا) گردند.
خداوند بنده توبه گر را دوست دارد
أبى جميلة گويد: أبو عبد الله فرمود: إن الله يجبّ (العبد) المفتن التواب‏  (صول كافى: ج 2/ 435، بحارالانوار: 6/ 40 ح 74 ازآن.
 خداوند مى‏ كشد (به سوى مغفرت بنده) امتحان شده توبه گر را.
ومن لا يكون ذلك (أى المراجعة إلى الذنب بعد التوبة) منه كان أفضل."   ( اصول كافى: ج 2/ 435، بحارالانوار: 6/ 40 ح 74 از آن.) هركس اين گونه نباشد (بعدازتوبه به گناه بر نگردد) افضل مى‏ شود.
                                              در پيش تو دگرگون مى شويم!

سلام بن المستنير گفت: كنت عند أبى جعفر عليه السلام‏ فدخل عليه حمران بن أعين وسأله عن أشياء، فلما همّ حمران بالقيام قال لابى جعفر عليه السلام: اخبرك أطال الله بقاءك لنا وأمتعنا بك (أى صيرنا ننتفع ونلتذ بك زمانا طويلا.): أنّا نأتيك فما نخرج من عندك حتى ترق قلوبنا، وتسلو أنفسنا عن الدنيا، ويهون علينا ما فى أيدى الناس من هذه الاموال، ثم نخرج من عندك فإذا صرنا مع الناس والتجار أحببنا الدنيا! قال: فقال أبو جعفر عليه السلام: إنما هى القلوب‏  ( قال المصنف قدس سره فى شرح الحديث فى كتابه مرآت‏ العقول: إنما هى القلوب أى إنما سمى بالقلب لتقلب أحواله، مرة تصعب اه‏د.رة تصعب، ومرة تسهل،

پيش ابى جعفر عليه السلام بودم، حمران بن اعين داخل شد و از او ازچيزهائى سؤال نمود، پس خواست بلند شود به ابى جعفر عليه السلام عرض كرد به تو خبر مى‏ دهم خداوند عمرتان را طولانى كند براى ما و ما را از وجود شما بهره‏ مند  سازد (مدت زيادى از شما بهره برده و لذت ببريم) ما پيش شما مى‏ آئيم، تا آن وقت كه پيش شماييم، دل‏هاى مانازك مى‏ شود و دلمان را از دنيا مى‏ كنيم (وكنار مى‏ كشيم) و آنچه در دست مردم است از مال و منال دنيا، برايمان خوار مى‏ شود، سپس از نزد شما كه بيرون مى‏ رويم و قاطى مردم و تاجرها مى‏ شويم، دنيا را دوست مى‏ داريم؟!.
فرمود: همانا آن دلهاست كه گاهى سخت مى‏ شود و گاهى نرم؛
ثم قال أبو جعفر عليه السلام: أما إن أصحاب محمد صلى الله عليه واله قالوا: يارسول الله نخاف علينا النفاق، قال: فقال: ولم تخافون ذلك؟ قالوا: إذا كنا عند ك فذكرتنا ورغبتنا وجلنا ونسينا الدنيا وزهدنا حتى كأننا نعاين الآخرة والجنة والنار ونحن عندك، فإذا خرجنا من عندك ودخلنا هذه البيوت وشممنا الاولاد ورأينا العيال والاهل يكاد أن نحول عن الحالة التى كنا عليها عندك، حتى كأنا لم نكن على شئ،  أفتخاف علينا أن يكون ذلك نفاقا؟ فقال لهم رسول الله صلى الله عليه واله: كلا إن هذه خطوات الشيطان فيرغبكم فى الدنيا، والله لو تدومو على الحالة التى وصفتم أنفسكم بها لصافحتكم الملائكة ومشيتم على الماء ولولا أنكم تذنبون فتستغفرون الله لخلق الله خلقا حتى يذنبوا ثم يستغفروا لله فيغفر لهم، إن المؤمن مفتن تواب، أما سمعت قول الله عزوجل:" إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ التَّوَّابِينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِينَ" وقال:" اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إِلَيْهِ".  ( اصول كافى: ج 2/ 424- 423 بحارالانوار: 6/ 41 ح   78

. سپس اباجعفر عليه السلام فرمود: آگاه باش اصحاب محمد صلى الله عليه و آله و سلم گفتند: اى رسول خدااز نفاق  (ودوروئى) بر خود مى‏ ترسيم، فرمد: چرا مى‏ ترسيد؟ گفتند: تا نزد شمائيم و ما را تذكر مى‏ دهى و ترغيب مى‏ نمائى، مى‏ تريم و دنيا را فراموش كرده و دست بر مى‏ داريم مانند اين كه آخرت و بهشت و جهنم را  مى‏ بينيم تا پيش شمائيم،
وقتى كه از نزد تو بيرون مى‏رويم و به اين خانه‏ها داخل مى‏شويم و بوى اولاد واهل و عيال را، درمى يابيم، نزديك مى‏شود از حالتى كه نزد شما بوديم متحول شويم مانند اين كه ما بر چيزى نبوديم، آيا براى ما از نفاق مى ‏ترسى؟!.
رسول خدا به آنها فرمود: نه، اين وسوسه‏ هاى شيطان است كه شما را به دنيا راغب نمايد، اگر شما به حالت اولى ادامه دهيد (و در آن روحيه هميشه بمانيد) كه فرشتگان با شما مصافحه مى‏ كنند و به روى آب راه مى‏ رفتيد و اگر نبود كه شما گناه كنيد و استغفار نمائيد، البته خداوند خلقى را مى‏ آفريد كه گناه كنند و طلب مغفرت از خدا بنمايند و آنهارا ببخشد، مؤمن فريب خورده و بازگشت كننده است، آيا گفته حدا را نشنيده‏ اى‏ «خداوند توبه كننده‏ ها و پاكان را دوست مى‏ دارد» و فرمود: «از پروردگارتان طلب مغفرت نموده و به سوى او برگرديد»

                                                    لطف خدا بر گناهكار مؤمن!

1- عيسى بن راشد، گفت: شنيدم أبى عبد الله عليه‏ السلام مى‏گفت: ما من مؤمن يذنب ذنبا إلا اجل سبع ساعات، فإن استغفر الله غفر له، وإنه ليذكر ذنبه بعد عشرين سنة فيستغفر الله فيغفر له، وإن الكافر لينسى ذنبه لئلا يستغفر الله.  (بحارالانوار: 6/ 34 ح 49 از كتاب حسين بن سعيد.)  نيست مؤمنى كه گناهى كرده باشد مگر هفت ساعت به او مهلت داده شود، اگر استغفار كرد، بخشيده شود و او بعد از بيست سال گناهش به يادش آيد و طلب مغفرت ميكند خدا اورا مى‏بخشد ولى كافر گناهش را فراموش مى‏كند تا موفق به توبه نشود.
2- عبد الرحمن بن كثير، از امام صادق، از پدرانش از حسن بن على عليهم السلام در خبر طولانى كه در آن با معاوية احتجاج نموده فرمود: فأما القرابة فقد نفعت المشرك وهى والله للمؤمن أنفع، قال رسول الله صلى الله عليه واله لعمه أبى طالب- وهوفى الموت-: لا إله إلا الله‏ أشفع لك بها يوم القيامة، ولم يكن رسول الله صلى الله عليه واله يقول له ويعد إلا ما يكون منه على يقين، وليس ذلك لاحد من الناس كلهم غير شيخنا- أعنى أبا طالب- يقول الله عزوجل:" وَ لَيْسَتِ التَّوْبَةُ لِلَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ حَتَّى إِذا حَضَرَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ إِنِّي تُبْتُ الْآنَ وَ لَا الَّذِينَ يَمُوتُونَ وَ هُمْ كُفَّارٌ أُولئِكَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذاباً أَلِيماً" الخبر.  ( بحارالانوار: 6/ 34 ح 50 از امالى شيخ ص 14.
 اما خويشاوندى به مشرك منفعت داد، به خدا قسم براى مؤمن پر منفت‏تر است! رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به عمويش ابى طالب هنگام مرگ او فرمود: لا إله إلا الله‏ بگو ترا در قيامت شفاعت نمايم رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نمى‏ گويد و وعده نمى‏دهد، مگر از روى يقين وبراى هيچ يك از مردم اين (امتياز) نيست مگر به بزرگ ما اباطالب (چون) خدا فرموده است‏ «نيست توبه بر بدكارانى هنگام مرگشان فرا مى‏ رسد و مى‏گويد من الان‏ توبه كردم و نه بر كسانى كافر مى‏ ميرند، آنانند كه برايشان عذاب دردناك مهيا كرده‏ايم» تاآخرخبر.  ( بيان: لعل هذا للالزام على العامة لقولهم بكفر أبى طالب عليه السلام، ويحتمل أن يكون المراد أنه لما كان السؤال فى ذلك الوقت مع علمه صلى الله عليه واله بإيمانه لعلم الناس بإيمانه، فلو لم يكن للايمان فى هذا الوقت فائدة لم يحصل الغرض.
3- حفص گفت: شنيدم أبا عبد الله عليه السلام مى‏گفت: ما من عبد مؤمن يذنب ذنبا إلا أجله الله سبع ساعات من النهار، فإن هو تاب لم يكتب عليه شيئا وإن لم يفعل كتبت عليه سيئة، فأتاه عباد البصرى فقال له: بلغنا أنك قلت: ما من عبد يذنب ذنبا إلا أجله الله سبع ساعات من النهار؟ فقال: ليس هكذا قلت: ولكنى قلت: ما من عبد مؤمن يذنب ذنبا إلا أجله الله سبع ساعات من نهاره، هكذا قلت.  ( بحارالانوار: 6/ 38 ح 63 از كتاب حسين بن سعيد.
نيست بنده مؤمن كه گناه كند مگر اينكه خدا به او هفت ساعت از روز مهلت دهد، اگر توبه كرد چيزى نمى نويسد و اگر نكرد، يك گناه نوشته شود، پس عباد بصرى آمد و گفت: چنين گفته‏اى؟ فرمود: من گفتم‏ (من نهاره) از روزش نه (من النهار) از روز، من اين طورى گفته‏ ام.
4- أبى بصير، از أبى عبد الله عليه السلام فرمود: من عمل سيئة أجّل فيها سبع ساعات من النهار، فإن قال:" أستغفر الله الذى لا إله إلا هو الحى القيوم" ثلاث مرات لم يكتب عليه. هركس گناهى انجام دهد، هفت ساعت از روز مهلت داده شود پس اگر سه مرتبه‏ أستغفر الله الذى لا إله إلا هو الحى القيوم‏ گويد، (آن گناه) به او نوشته نمى‏شود.  ( بحارالانوار: 6/ 38 ح 65 از كتاب حسين بن سعيد.
5- زرارة گفت: شنيدم أبا عبد الله عليه السلام مى‏فرمود: إن العبد إذا أذنب ذنبا اجل من غداة إلى الليل فإن‏ استغفر الله لم يكتب عليه. « ( بحارالانوار: 6/ 41 ح 76 از اصول كافى: ج 2/ 437 )ازكتاب حسين بن سعيد مثل آن.
 وقتى كه بنده گناهى مرتكب شود، از صبح تاشب مهلت داده شود اگر از خدا طلب مغفرت نمود، به او نوشته نشود.
6- جابر، از أبى جعفر عليه السلام گفت: او مى‏ فرمود: التائب من الذنب كمن لا ذنب له، والمقيم على الذنب وهو مستغفر منه كالمستهزئ.  ( اصول كافى: ج 2/ 435، بحارالانوار: 6/ 41 ح 75 از آن.)توبه كننده از گناه مانند آن است كه گناه نكرده است، و ادامه دهنده گناه با استغفار مانند استهزاء (و مسخره) كننده است.
7- عبد الصمد بن بشير، از أبى عبد الله عليه السلام فرمود: العبد المؤمن إذا أذنب ذنبا أجله الله سبع ساعات فإن استغفر الله لم يكتب عليه، (فى المصدر: عليه شئ‏.) وإن مضت الساعات ولم يستغفر كتبت عليه سيئة، وإن المؤمن ليذكر ذنبه بعد عشرين سنة حتى يستغفر ربه فيغفر له، وإن الكافر لينساه من ساعته. بنده مؤمن كه وقتى گناه كند خدا به او هفت ساعت از روز مهلت دهد، اگر استغفار كرد چيزى نوشته نشود و اگر ساعت‏ها گذشت و اسنغفار نكرد، يك گناه نوشته شود، و مؤمن بعد از بيست سال گناهش به يادش آيد استغفار مى‏كند و بخشوده شود و كافر همان ساعت فراموش مى‏ كند (و به توبه موفق نمى‏شود).
.