685 - راه نفوذ در ديگران‏
11 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

راه نفوذ در دیگران

برای تسخیر دلها و نفوذ سخن حق در افکار دیگران تنها توسل به استدلالات قوی و نیرومند کافی نیست، نحوه برخورد با طرف، و شیوه بحث عمیقترین اثر را

در این مرحله می گذارد، چه بسیارند کسانی که در بحثها دقیق و موشکاف، و بر مسائل علمی مسلط و آگاهند، اما چون از شیوه جدال احسن و بحثهای سازنده آگاه نیستند کمتر در گفتگو با دیگران موفق به نفوذ در قلب آنها می شوند.

حقیقت این است که اقناع عقل و فکر به تنهائی کافی نیست، باید عواطف نیز اقناع گردد که نیمی از وجود انسان را تشکیل می دهند.

به تعبیر دیگر نفوذ در مرحله خود آگاه روح انسان به تنهائی کفایت نمی کند باید در مرحله ناآگاه که بخش مهم روح را تشکیل می دهد نیز نفوذ کرد.

از بررسی حال پیامبران مخصوصا حال پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله و ائمه هدی علیهم السلام بخوبی استفاده می شود که این بزرگواران برای تحقق بخشیدن به اهداف

 تبلیغی و تربیتی خود از اخلاق اجتماعی و اصول روانشناسی و انسانی ترین شیوه های نفوذ در قلبها استفاده می کردند.

طرز برخورد آنها با مردم چنان بود که به سرعت آنها را به سوی اهداف خود جلب و جذب می کردند، گرچه بعضی میل دارند به این امور همیشه جنبه اعجاز دهند اما چنین نیست، اگر ما هم، سنت و روش و شیوه بحث آنها را در برخورد با دیگران به کار بندیم، به سرعت می توانیم در آنها اثر بگذاریم و در اعماق جانشان نفوذ کنیم.

قرآن با صراحت به پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله می گوید: فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک: به خاطر رحمت الهی است که نسبت به آنها نرمخو شده ای که اگر خشن و سنگدل بودی از اطراف تو پراکنده می شدند (آل عمران- 159 (.

از این آیه به خوبی روشن می شود که روش پیامبر صلّی اللّه علیه و آله هرگز تحمیل فکر و عقیده نبوده است، بلکه کوشش و مجاهدت داشته که حقایق بر مردم روشن شود و سپس آنان را به حال خود وامی گذاشته که خودشان تصمیم لازم را در پیروی از حق بگیرند.

بسیار دیده شده است که بعضی بعد از ساعتها بحث و گفتگو نه تنها پیشرفتی در مذاکرات خود حاصل نمی کنند بلکه طرف را در عقیده باطل خویش راسختر و متعصب تر می بیند، دلیل آن این است که از روش جدال به احسن استفاده نشده است.

خشونت در بحث، برتری جوئی، تحقیر طرف مقابل، اظهار کبر و غرور، عدم احترام به افکار دیگران، و عدم صمیمیت در بحثها همه از اموری است که باعث شکست انسان در بحث می شود، لذا در مباحث اخلاق اسلامی بحثی تحت عنوان تحریم جدال و مراء می بینیم که منظور از آن بحثهائی است که در آن روح حقجوئی و حق طلبی نباشد، بلکه هدف از آن پرخاشگری و برتری طلبی و به کرسی نشاندن سخن خویش است! تحریم جدال و مراء گذشته از جنبه های معنوی و اخلاقی، برای همین است که در اینگونه بحثها هرگز پیشرفت فکری حاصل نمی شود.

به هر حال مجادله و بحث با دیگران گاهی جدال به احسن است و آن بحثی است که شرایطی که در بالا گفتیم دقیقا در آن رعایت شود، و گاهی به غیر احسن است و آن در صورتی است که امور بالا به دست فراموشی سپرده شود.

این گفتار را با ذکر چند روایت گویا و آموزنده پایان می دهیم.

در حدیثی از پیامبر گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله می خوانیم: لا یستکمل عبد حقیقة الایمان حتی بدع المراء و ان کان محقا: هیچکس حقیقت ایمان را به طور کامل درک نمی کند مگر اینکه مراء را ترک گوید، هر چند حق با او باشد.

در حدیث دیگری می خوانیم که پیامبر خدا سلیمان به فرزندش گفت: یا بنی ایاک و المراء، فانه لیست فیه منفعة، و هو یهیج بین الاخوان العداوة: پسرم! از جدال بپرهیز، زیرا نه تنها سودی در آن نیست، بلکه آتش دشمنی را میان برادران شعله ور می سازد.

و نیز از پیامبر اسلام صلّی اللّه علیه و آله نقل شده است که فرمود: ما ضل قوم بعد ان هداهم الا اوتوا الجدال: هیچ گروهی پس از هدایت گمراه نشدند مگر اینکه از راه جدال و بحثهای پرخاشگرانه و برتری جویانه، که حقیقت در آن دنبال نمی شود وارد شدند. باتغییراتی از تفسیر نمونه ج: 16 ص: 299 ببعد.

در کتاب احتجاج طبرسی نقل شده است: روزی گروهی از محبّین آل محمّد صلّی اللَّه علیه و آله نزد امام حسن عسکری علیه السلام حاضر شده و گفتند: ای فرزند رسول خدا، در همسایگی ما فردی از دشمنان اهل بیت زندگی می کند که پیوسته موجب آ زار ما شده و در تفضیل خلفای ثلاثه بر أمیر المؤمنین علیه السّلام دلائلی ذکر می کند که ما در پاسخ آنها می مانیم.

امام علیه السّلام فرمود: فردی را به سوی شما می فرستم تا او را مجاب کرده و دلائلش را باطل نماید. سپس یکی از شاگردانش را مأمور ساخت تا در مجلس بحث آنان با فرد مزبور حاضر شده و به گفتارشان گوش دهد، و هنگامی که از او تقاضای سخن نمودند تا حدّ امکان در بطلان سخن و پوچی اعتقاد آن فرد کوشیده و کاملا مجابش کند.

او نیز از جای برخاسته و بهمراه آنان در مجلس بحثشان حاضر گشته و بهمان شیوه امام علیه السّلام وارد بحث شده و او را بسختی شکست داده و مجاب نمود.

از این پیروزی اصحاب و دوستان اهل بیت بقدری خوشحال شدند که جز خدا نداند، و به همان اندازه مخالفین و معاندین محزون و شکسته گشتند. و وقتی نزد امام بازگشتند فرمود: اهل آسمان به جهت شکست و مغلوب شدن آن دشمن خدا بیش از شما مسرور شدند، و ابلیس و یاران مستکبرش چندین برابر مخالفین، محزون و مغموم گشتند، و فرشتگان آسمانها و عرش و کرسی برای این شخص غالب طلب رحمت و مغفرت نموده، و برای آن دشمن مخالف لعن و نفرین کردند، و خداوند همه را مستجاب فرمود.

از امام حسن عسکری علیه السّلام نقل است: روزی در محضر امام صادق علیه السّلام بحثی به میان آمد که رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله از مجادله و مباحثه در دین نهی نموده است. امام علیه السّلام فرمود: رسول خدا صلّی اللَّه علیه و آله بطور مطلق از مجادله نهی نفرموده است، بلکه از آن سخن و گفتگویی که نیکوتر نیست منع نموده، آیا این فرمایش خداوند را نشنیده اید که فرموده:

 و با اهل کتاب جز به شیوه ای که نیکوتر است مجادله مکنید- (سوره عنکبوت:

46)، و باز فرموده: (مردم) رابا حکمت- گفتار درست و استوار- و پند نیکو به راه پروردگارت بخوان، و با آنان به شیوه ای که نیکوتر است مجادله و گفتگو کن- (سوره نحل: 125).

علما و دانشمندان مذهبی، جدال احسن را از لوازم دین شمرده و گفتگوی غیر احسن را ممنوع دانسته اند. و خداوند همان را بر شیعیان ما حرام داشته است.

و همچنین درباره کیفیت تبلیغ و امر به معروف ونهی از منکر، نیز راههای گوناگون وجود دارد که رعایت آنها، ضروریست، مانند آرامش، ادب، و احترام و

ترک جدال غیر أحسن و نفوذ در روحیه طرف مقابل و. و. و. و بالاتر ازهمه در نظر گرفتن رضای خدای متعال است که در بحثهای رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله این کتاب، مشروحا، مطالعه خواهید نمود.

اما اگر کسی بر خلاف این اوامر، اقدام نماید علاوه بر اینکه به نتیجه دلبخواه نمی رسد، خدا را هم از خود ناراضی کرده است.

امینی گلستانی