674 - اهل سنت و وهابيت.
8 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 

اهل سنت و وهابیت.

به عقیده علمای اهل سنت تضادها و اختلافات گوناگونی بین وهابیت و اهل سنت وجود دارد!.

الف ) وهابی ها تقلید از یک شخص مثل ابوحنیفه، شافعی و. . را بدعت و حرام می دانند،.

ب) محمد بن عبدالوهاب پیشوای وهابیون، معتقد بود که تمام اعمال مسلمانان به حد شرک رسیده و از این رو مسلمانان سنی و شیعه که نظرات او را نمی پذیرفتند تکفیر می کرد، در صورتی که نظریه ائمه اهل سنت بویژه ابوحنیفه آن است که «تکفیر اهل قبله جایزنیست»،.

ج ) پیروان محمد بن عبدالوهاب می گویند: «پیامبران در قبورشان مانند سایر مؤمنان مرده اند و جز حیات برزخی که همه مسلمانان از آن برخوردارند»، حیاتی ندارند در صورتی که علمای احناف به بالاتر از حیات برزخی درباره پیامبران عقیده دارند از این رو ازدواج با همسران آن حضرت و تقسیم ارث آن حضرت را جایز نمی دانند.

د) وهابیون می گویند: سفر برای زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله جایز نیست و بدعت است در صورتی که اهل سنت آن رامستحب و بلکه برخی از آنان واجب دانسته اند.

ه ) وهابیون جشن گرفتن در میلاد پیامبر صلی الله علیه و آله را بدعت می دانند، در صورتی که اهل سنت آن را مستحب شمرده اند،.

و) وهابیها بلند کردن دو دست را هنگام دعا بدعت دانسته اند اما اهل سنت آن را از آداب دعا می دانند.

ز) وهابیون تبعیت و پیروی کردن از پیر و مرشد را بدعت می دانند در صورتی که اهل سنت معتقدند با تبعیت از صاحب عرفان و تصوف می توان کسب فیض نمود.

ح ) وهابیون طلب شفاعت از پیامبران علیهم السّلام و اولیای الهی را حرام و شرک می دانند، بر خلاف اهل سنت که از آن حضرت طلب شفاعت می کنند.

این موارد برخی از اختلافات فکری بین اهل سنت و وهابیت است که یادآوری گردید پس با این تفاصیل.

چرا در دهه های اخیر آن حساسیت ها (ی اهل سنت) از بین رفته و بی تفاوت شده اند؟.

آیا- از عقاید خود دست کشیده و جذب عقاید وهابیت شده اند یا این بی تفاوتی علل اقتصادی، سیاسی و غیره دارد؟.

آیا- نمی دانند که وهابیت همه مذاهب اسلامی را بدعت گذار می دانند و در عربستان درس های دینی تمام مذاهب سنی وشیعه را ممنوع کرده اند و اگر روزی به سایر کشورها دست یابند همه مدارس علمیه و مساجد و جماعتهای حنفی، شافعی وو. .. را نیز تعطیل خواهند کرد، پس

چرا در برابر آنان ساکت نشسته اند؟.

در حالی که بعضی از علمای پیشین اهل سنت مبارزه سختی را با وهابیت داشتند و دهها کتاب و مقاله بر بطلان عقاید وهابیت و ناسازگاری افکار آنان با قرآن و سنت نوشته اند که اکنون در کتابخانه ها موجود است.

فقیه معتبر اهل سنت، ابن عابدین درباره وهابیون می گوید: «پیروان محمد بن عبدالوهاب همانند خوارجی هستند که برامام بر حق علی بن ابیطالب خروج کرده، خود را مسلمان و بقیه را تکفیر می کردند و قتل اهل سنت و علمای آنان را مباح شمردند تا اینکه خداوند بزرگ شوکت آنان را درهم شکست».

معاویه.

گروه زیادی از محققان و علمای اهل سنت معاویه را به خاطر مسایلی که یادآوری خواهد شد، مورد نکوهش قرارداده و رفتار و کردار او را برای مسلمانان مضر دانسته اند اما برخی دیگر از او دفاع نموده و تمام اشتباهات وانحرافات معاویه را توجیه و یا انکار می نمایند و گاه از او به کاتب وحی یا به خال المؤمنین یاد می کنند، چون برادر صفیة بنت ابی سفیان خواهر معایه است اما محمد بن ابوبکر که برادر عایشه، سوگلی و زن مورد توجه رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود، را خال المؤمنین نمی گویند و از او به این عنوان یاد نمی کنند،

چرا؟. چون او در حزب امیر مظلومان علی علیه السلام و دوست دار اوبود؟!.

آیا- معاویه نبود که با امام حسن علیه السلام فرزند پیامبر بزرگ صلی الله علیه و آله و سلم جنگید؟ و سرانجام پس از امضای صلحنامه، آن حضرت را به شهادت رساند؟

آیا- معاویه، حجر بن عدی و یارانش را که از بهترین مؤمنان صدر اسلام بشمار می آمدند به جرم دوستی علی صلی الله علیه و آله و سلم به شهادت نرساند؟.

آیا- معاویه نبود که سب و دشنام را به ساحت مقدس امام ستمدیدگان علی علیه السلام ترویج نمود؟ در صورتی که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: دشنام به علی دشنام به من است!!.

آیا- معاویه مورد نفرین پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم قرار نگرفت؟! ( صحیح مسلم، کتاب البرّ، باب من لعنه النبی او سبّه.).

آیا- معاویه نبود که بر خلاف صلحنامه ای که با امام حسن داشت یزید را جانشین خود معرفی نمود و یزید، فرزند پیامبر را بشهادت رساند، کعبه را مورد حمله قرار داد و مردم مدینه را قتل عام نمود؟!.

آیا- معاویه در جنایات او شریک نیست؟.

ای برادران اهل سنّت!.

آیا- خروج بر علیه خلیفه بحق ازناحیه هر کس باشد محکوم نیست و به عنوان یاغی و تجاوزگر یاد نمی شود؟ پس چرا همسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم به جنگ با خلیفه رسول خدا، امام علی علیه السلام برخاست وجنگ جمل را به وجود آورد که سی هزار مسلمان از طرفین به قتل رسید؟!.

آیا- قرآن نفرمود: «و قرن فی بیوتکن»، (همسران پیامبران باید در خانه هایشان آرام بگیرند و از خانه بیرون نیایند).

پس چرا، در بصره به جنگ امام علی علیه السلام آمد؟ مگرپیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نفرموده بود: «یا علی حربک حربی و سلمک سلمی»، پس چرا، برخلاف این سخن پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) معاویه، عایشه، طلحه و زبیر با پیامبر اکرم جنگ کردند مگر جنگ با علی جنگ با رسول خدانبود؟!!.

آیا- با مطالعه تاریخ و آشنایی اجمالی از آن، جای شبهه ای باقی می ماند که چه کسانی باعث اختلافات و نابودی جامعه اسلامی گردیدند که هنوز آثار آن اختلافات در بین امت اسلامی به چشم می خورد؟!!. منصفانه قضاوت نمائید.

یا معاویة جنگ صفین را به خلیفه بر حق مسلمانان، تحمیل نمودو آن همه کشتار را به راه انداخت؟!.

در جنگ صفین حق با چه کسی بود؟.

جواب: برای پاسخ به این سؤال،

1- شناختن حق و حقیقت لازم است.

2- و نیز شناخت سران دوجبهه ای که در مقابل هم قرار گرفته بودند،

زیرا شناخت این هاست که معیار شناخت اهل حق می گردد، حضرت علی علیه السلام به هنگام نبرد جمل در پاسخ عده ای که در شناخت حق و اهل آن عاجز مانده بودند، فرمود:

 (اعرف الحق تعرف اهله و اعرف الباطل تعرف اهله، «( أنساب الاشراف، احمد بن یحیی بلاذری، ج 2، ص 2. 239- ابی جعفر اسکافی، المعیار و الموازنه فی فضائل الامام امیرالمومنین، ص 3. 35- بحار الانوار، ج 40، ص 321 دار احیا التراث العربی.).

معیار شناخت افراد باید حق و حقیقت باشد، نه آنکه افراد را، معیار سنجش طریق حق و باطل قرارداد). قرآن کریم دین اسلام را به عنوان دین حق معرفی می کند و هدف بعثت انبیا را تحقق بخشیدن آرمان های دینی و پیاده نمودن احکام آن می داند.

بنابراین، بهترین معیار برای حق بودن علی یا معاویه، دین اسلام است و هر کدام که بر اساس آیین اسلام ادعای خلافت داشت و تمام تلاش او پیاده نمودن اهداف دین بود و غیر از آن چیزی در سرنداشت، براساس معیارهای دینی برحق است و پر واضح است که علی بن ابیطالب از همان روزی که مردم در خانه آن حضرت تجمع نمودند تا به عنوان خلیفه و جانشین رسول خدا صلی الله علیه و آله با او بیعت کنند، فرمود:

آنچه را که خود حق می دانم به آن عمل خواهم کرد و هر چه از اموال بیت المال به ناحق به جیب دیگران رفته است، آن را به بیت المال مسلمانان باز خواهم گرداند، هر چند مهریه زنان شده باشد. و به همان میزان که حضرت علی علیه السلام از احیای سنت رسول خدا صلی الله علیه و آله و اجرای فرمان های دینی سخن می گفت، به همان میزان معاویه از حق و حقیقت دین دور مانده بود.

علی بن ابیطالب آن بزرگ صحابی است که پیامبر صلی الله علیه و آله در وصف او در جنگ خندق: (مولای متقیان علیه السلام که به سوی دشمن حرکت کرد ) فرمود: (برز الایمان کلّه الی الشرک کلّه) (همه ایمان به سوی همه شرک آشکار شد(حرکت کرد).

 یا در مواقع متعدد پیامبر صلی الله علیه و آله با علی بن ابیطالب عقد اخوت را بست. جایگاه علی علیه السلام نسبت به پیامبر، مانند جایگاه و منزلت هارون نسبت به حضرت موسی است: یا علی انت منّی بمنزلة هارون من موسی الّا أنّه لا نبی بعدی).

علی بن ابیطالب شخصیتی است که از زبان پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله به عنوان معیارشناخت حق از باطل معرفی شده است. اما معاویه همان کسی است که پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله او و پدرش را لعن و نفرین کرد ( مجمع الزوائد، هیثمی.).

 و همان کسی است که در مقابل امام برحق و جانشین رسول خدا قرار گرفت وبا او جنگید و قرآن را طعمه و وسیله رسیدن به خلافت و دنیا نمود. با توجه به معیارهای شناخت حق از باطل و نگاه اجمالی به شخصیت دو جبهه جنگ صفین، با اندک تأملی، حقانیت جبهه علی بن ابیطالب برای تمام کسانی که در این امر مردد هستند روشن خواهد گشت. ( پاسخ به شبهات اهل سنت نویسنده: مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.

 منبع

کتاب آیا و چرا، ص: 46 - تآلیف محمد امینی گلستانی.