671 -تجدید نسل و زاد و ولد دربهشت
10 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

تجدید نسل و زاد و ولد دربهشت

1 - آیا در بهشت تجدید نسل و زاد و ولد مثل این دنیا وجود خواهد داشت؟

2 - وآیا در برزخ و بهشت، دفع ادرار و مدفوع و غسل جنابت وجود دارد؟

 برای جواب این سوال وامثال آن مطالب بیشماری - گفته شده است ولی برای جواب مختصر و مفید به روایت ذیل توجه نمائید.

 امام کااظم(علیه السلام) در این ارتباط فرمودند: «همان گونه بچه در رحم مادر تغذیه می شود، اما ادرار و مدفوع نمی کند، بهشتیان نیز غذا می خورند، اما ادرار و مدفوع ندارند».(. ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب ع، ج 4، ص 311، قم، علامه، چاپ اول، 1379ق.)

 ( این حدیث شریف به خیلی از پرسشها پاسخ می دهد وضمنا آنجا دگر دار تکلیف نیست تا غسل داشته باشد همه این مسائل در این جهان است. ).

 از مجموع آیات و روایات استفاده می شود که هر چه بهشتیان بخواهند در اختیارشان گذاشته می شود ( . فصلّت، 31. ) از جمله یکی از نعمت های بهشتی، حور العین است که در اختیار مردان مؤمن گذاشته می شود.

حور جمع حوراء به معنای زنی است که سفیدی چشمش بسیار سفید و سیاهی آن نیز بسیار سیاه باشد و یا به معنای زنی است که دارای چشمان سیاه چون چشم آهو باشد، "عین" جمع کلمه "عیناء" به معنای درشت چشم است، و ظاهراً حور العین موجوداتی غیر از زنان دنیایند. (. ترجمه المیزان، ج 18، ص 228. )

خداوند در مورد آنان می فرماید: "حور العین را به ازدواج آنها درمی آوریم". [. دخان، 54.

دیدگاه اغلب دانشمندان اسلامی درباره تکامل در بهشت

اندیشمندان اسلامی بر این باورند که بر اساس منابع دینی، بهشت دو گونه است:

یکی بهشت برزخی و دیگری بهشت در قیامت. تکامل در بهشت برزخی ممکن است. اما تکامل در بهشت آخرتی ممکن نیست؛ زیرا عالم قیامت و ورود در بهشت، نهایت سیر تکامل انسان است؛ در نتیجه ورود به بهشت، معنای کامل شدن است، نه برای کامل شدن.

بنابر تفسیر اغلب مفسّران، ازدواج به معنای دنیوی آن، در بهشت وجود ندارد. پس در این جا ازدواج به معنای نزدیک کردن و عطا کردن حور العین از طرف خداوند به بندگان بهشتی اش مراد است. [. بحار الانوار، ج 8، ص 99؛ ترجمه المیزان، ج 18، ص 228. ]،

 بر این اساس؛ ضرورتی ندارد که همه ملزومات ازدواج در این دنیا برای ازدواج آخرت باشد. علاوه بر اینکه لازمه تناسل و زاد و ولد به معنایی که در دنیا وجود دارد این است که رشد، تکامل و امتحان و... باشد و چنین چیزی در بهشت معقول نیست.

جسم برزخی از این فضولات مادی ندارد و همچنین جنابت در بهشت معنا ندارد.[. ابن أبی الحدید، عبد الحمید بن هبة الله، شرح نهج البلاغة، محقق، مصحح، ابراهیم، محمد ابوالفضل، ج 9، ص 79، قم، مکتبة آیة الله المرعشی النجفی، چاپ اول، 1404ق.).

اما با این حال روایتی وجود دارد که بیان می کند غذایی که بهشتیان می خورند به صورت عطر خوش بویی از بدن آنها دفع می شود:

مردی به پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله) عرض کرد، آیا اهل بهشت می خورند و می آشامند؟ فرمود: «آری، سوگند به خدایی که جان من به دست قدرت او است، هر کدام از آنها را برابر صد نفر در خوردن و آشامیدن توانایی می دهند. عرض کرد: کسی که چیزی می خورد، احتیاج به دفع آن نیز دارد؟ در صورتی که بهشت پاکیزه است و آلودگی در آن جا نیست. پیامبر فرمود: «به صورت قطرات عرق که چون مشک خوش بو است از بدن اهل بهشت جاری می شود، و در نتیجه شکمشان فرو می نشیند». (. ورام بن أبی فراس، مسعود بن عیسی، تنبیه الخواطر و نزهة النواظر المعروف بمجموعة ورام، ج 1، ص 67، قم، مکتبة الفقیه، چاپ اول، 1410ق.، ج 1، ص: 67؛ ابن کثیر دمشقی، اسماعیل بن عمرو، تفسیر القرآن العظیم، تحقیق، شمس الدین، محمد حسین، ج 4، ص 400، بیروت، دار الکتب العلمیة، منشورات محمدعلی بیضون، چاپ اول، 1419ق.)

 آیا اگر آنها تقاضای مقامات انبیاء و اولیاء برتر از خود را بکنند نیز به آنها داده می شود؟ این سوال غافل از اینکه بهشتیان چون چشم حقیقت بین دارند هرگز به فکر چیزی که برخلاف حق و عدالت و برخلاف اصل توازن «شایستگی ها» و «پاداش ها» است، نمی افتند. و به تعبیر دیگر امکان ندارد افرادی که در درجات متفاوت در ایمان و عمل هستند جزای مشابهی داشته باشند، بهشتیان چگونه آرزوی محال می کنند؟ و در عین حال آنها از نظر روحی چنان هستند که به آنچه دارند راضیند و هیچگونه حسد و رشک بر وجود آنان حاکم نیست[ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج 19، ص 453. ) پس از طرف بهشتیان آرزوهای غیر منطقی صادر نمی شود.

جالب اینکه در حدیثی از پیغمبر اکرم ((صلی الله علیه و آله)) می خوانیم که فرمود: «و الذی انزل الکتاب علی محمد ((صلی الله علیه و آله)) ان اهل الجنة لیزدادون جمالا و حسنا کما یزدادون فی الدنیا قباحة و هرما: سوگند به خدایی که قرآن را بر محمد (ص) نازل کرده اهل بهشت (هر قدر زمان بر آن ها می گذرد) جمال و زیبائیشان بیشتر می شود آن گونه که در دنیا (با گذشت زمان) زشتی و پیری آن ها افزایش می یافت».

پس با مراجعه به آیاتی که در رابطه با بهشت و توصیف نعمتهای آن سخن گفته ا ند به این مطلب می رسیم که رابطة ارادة بهشتیان با نعمتهای آن در سه سطح بیان شده که در ادامه به آیات مربوطه اشاره خواهیم کرد.

دستة اول: در سورة مبارکه واقعه در دو آیة متوالی آمده: «و فاکهه مما یتخیرون» (و میوه هایی از هر نوع که مایل باشند) «و لحم طیر مما یشتهون» (گوشت پرنده از هر نوع که بخواهند.)

اراده و انتخاب مؤمن در مورد خوردنی ها اعم از میوه ها و گوشتها در این سطح قوی دانسته شده به طوریکه هر میوه ای که بتواند تصور کند با اراده کردن مهیا می شود و هر گوشت پرنده ای را که بخواهد برای او آماده می شود ولی این دو آیه نسبت به سایر لذایذ مادّی ساکت است.

دستة دوم: در آیه ای داریم که: «و فیها ما تشهیه الانفس و تلذ الاعین» (در بهشت هر آنچه دلها بخواهد و چشم ها از آن لذت برد وجود دارد.)(. زخرف/ 71.).ین آیه دامنه اراده را وسیعتر کرده و هرگونه خواست نفس اعم از خوردن و لذایذ دیگر مثل لذتی که مربوط به چشم است در بر می گیرد.

البته چون تنوع در بهره گیری از لذت، لذتی عظیم است، مؤمن می تواند از هر راهی و به هر طریقی که دوست دارد و هر غذایی که می خواهد آن را اراده کند مثلاً به غلمان خود دستور دهد. در طَبَق های آراسته برای او غذا بیاورند.[. حسینی نیشابوری، سید مصطفی، سیمای بهشت و جهنم در سوره واقعه، موسسه بوستان کتاب، ص 45.]

دستة سوم: آیه «لهم فیها ما یشاؤن عند ربهم»[. شوری/22.

 (برای آنها در آنچه که بخواهند نزد پروردگارشان هست. و آیات مشابه آن مثل «لهم ما یشاؤن فیها و لدینا مزید»[. ق/ 35.] (اهل بهشت در حالیکه در بهشتند مالک و صاحب اختیار در هر چیزی هستند که مشیت و اراده شان به آن تعلق بگیرد و نزد ما از این بیشتر هم هست.)

خلاصه اینکه هر چه را بخواهند در اختیارشان قرار می گیرد، بدون هیچ قیدی و استثنائی پس هر چیزی که ممکن باشد اراده و مشیت انسان به آن تعلق بگیرد آن را دارند. از ادامه آیه که فرمود لدینا مزید نیز استفاه می شود که وقتی قرار شد که اهل بهشت هر آنچه را که امکان دارد مشیت و خواست آدمی به آن تعلق گیرد و آنچه از مقاصد و لذائذ که علم آدمی سراغش را داشته باشند. در اختیار داشته باشند. قهراً زیادتر از آن؛ امری عظیم تر خواهد بود که علم و مشیت انسان درک آن را ندارد، چون کمالاتی است ما فوق آنچه که علم بشر بدان برسد.[. طباطبایی، سید محمد حسین، ترجمه المیزان، نشر بنیاد علمی و فکری علامه طباطبایی، ج 18، ص 563.]

نتیجه: با توجه به آیات مذکور برای بهشتیان هر چه را که برایشان امکان داشته باشد چه بتوانند تصور بکنند و چه نتوانند و فوق تصور آنها باشد مهیا و آماده شده است نعمتهایی که هر کدام از غرائز وجودی او اعم از مادی و معنوی را برآورده کرده و در اثر تنوعی که بر آنها حاکم است هیچگاه از آنها خسته نشده و برایشان ملال آور نخواهد بود علاوه بر اینکه بهشتیان هیچ گاه خواستها و آرزوهای غیر منطقی و غیرعادلانه نمی کنند.