665 - ترس از خدا به چه معناست ؟!
17 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                          ترس از خدا به چه معناست ؟!

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَلْتَنْظُرْ نَفْسٌ مَا قَدَّمَتْ لِغَدٍ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ  (ه 59, آیه 18
ای کسانی که ایمان به خدا آوردیداز خدا بترسید وهرکس بایدبنگرد تا برای فردایش چه از پیش فرستاده  خداوند از هرچه انجام می دهید آگاه است.
البته به نکته باید توجه داشت که خداوند  نه ظالم است نه بیخود به کسی ستم میکند نه حق کسی را ضایع میکند  بلکه  ترس از خدا معرفت به مقام ربوبی و عظمت خداست  .
مولای متقیان علی علیه السلام  چرا موقع نماز غش می کرد و از این عالم بیرون می رفت یا امام سجاد علیه السلام هنگام شنیدن آذان چرا بخود می لرزید وسایر بزرگان هم همینطور  - چون میزان معرفتشان زیاد بود و از عظمت خالق یکتا بخود می لرزیدند
درواقع منظور از مقام ربوبی که باید از آن بیمناک بود، حقیقتی منتزع از وجود و صفاتِ کبریایی خداوندی است. کسی که به آن حقیقت عظمی توجه کند، بدون تردید، احساس مقهوریت و ناتوانی در خود نموده و نیاز مطلقِ خود را به آن مقام درک کرده، از عدم تسلیم و مخالفت با آن بیمناک خواهد بود.
خداوند که ظالم نیست از او ترسید بلکه وقتی عظمت ومقام ربوبیت   ودر برابر نافرمانی کنندگان  قهر وغضب اورا در نظر بگیرد خواهد ترسید و گرنه قرآن کریم مملو از رافت و بخش و گذشت و محبت به بندگان  مخصوصا گناهکارانی که به سوی او برگردند و طلب عفو نمایند
ملاحظه می‌کنید که آنچه باعث خوف است مقام خداست نه خود خدا لذا اشکالی ندارد که به لحاظ خدایی خدا عاشقش باشیم وبه لحاظ مقامش بترسیم. در واقع این ترس حاصل شناخت عظمت و جمال و جلال خداست. در حدیثى از امام صادق علیه السلام مى‏خوانیم که در تفسیر این آیه فرمود: «کسى که مى‏داند خدا او را مى‏بیند، و آنچه مى‏گوید مى‏شنود، و آنچه را از خیر و شر انجام مى‏دهد مى‏داند، و این توجه او را از اعمال قبیح باز مى‏دارد این کسى است که از مقام پروردگارش خائف است، و خود را از هواى نفس بازداشته است.» (نور الثقلین جلد 5 صفحه 506 حدیث 43)
ترس از خدا به معنای صحیح آن ثمرات دیگری نیز دارد از جمله امام جواد علیه السلام می‌فرمایند: التحفظ علی قدر الخوف؛ خود را پاییدن به اندازه واهمه داشتن است (بحار الانوار ج 75 ص365 ) زیرا این شخص خداوند را حاضر و ناظر بر رفتار و کردار خود می‌داند. و این محافظت را به تمام شئون زندگى خود تعمیم می‌دهد. هر کس بیشتر بترسد، از خود مراقبت و مواظبت بیشترى خواهد کرد .
 
در حدیث قدسی آمده است:
وَ عِزَّتِی لَا أَجْمَعُ عَلی عَبْدِی خَوْفَینِ وَ لَا أَجْمَعُ لَهُ أَمْنَینِ، فَإِذَا أَمِنَنِی فِی الدُّنْیا أَخَفْتُهُ یوْمَ الْقِیامَةِ وَ اذَا خَافَنِی فِی الدُّنْیا أَمَنْتُهُ یوْمَ الْقِیامَة[- جامع السعادات، ملامحمد مهدى نراقى، ج 1، ص 224.]
«سوگند به عزّتم، برای بنده ام دو خوف را جمع نخواهم کرد و برای او دو امن و امان را جمع نخواهم نمود: اگر بنده من در دنیا خود را از من در امن دید (هیچ باک و پروایی نداشت)، او را روز قیامت مبتلا به خوف خواهم کرد. و اگر در این دنیا از من ترسید، روز قیامت او را در امن قرار خواهم داد.»[ جعفرى تبريزى، محمد تقى، قرآن، نماد حيات معقول، 1جلد، موسسه تدوين و نشر آثار علامه جعفرى - تهران - ايران، چاپ: 3، 1384 ه.ش.]
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِینَ إِذا ذُکرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ [سوره انفال، آيه 2.]
«جز این نیست که مؤمنان کسانی هستند که هنگامی که ذکر خدا شود، دل های آنان می ترسد.»
وَ لَنُسْکنَنَّکمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذلِک لِمَنْ خافَ مَقامِی وَ خافَ وَعِیدِ[ سوره ابراهيم، آيه ]
«ما ستمکاران را به هلاکت می رسانیم و شما را قطعاً در زمین ساکن می کنیم و این نعمت برای کسانی است که از مقام و تهدید من بترسند.»
وَ أَمَّا مَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ وَ نَهَی النَّفْسَ عَنِ الْهَوی فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِی الْمَأْوی  [سوره نازعات، آيات 40 و 41.)
«و اما کسی که از مقام پروردگارش بترسد و نفس را از هوی [و هوس ] جلوگیری کند، در نتیجه، بهشت منزلگه نهایی اوست.»
وَ لَنُسْکنَنَّکمُ الْأَرْضَ مِنْ بَعْدِهِمْ ذلِک لِمَنْ خافَ مَقامِی وَ خافَ وَعِیدِ[ - سوره ابراهيم، آيه 14.
«ما ستمکاران را به هلاکت می رسانیم و شما را قطعاً در زمین ساکن می کنیم و این نعمت برای کسانی است که از مقام و تهدید من بترسند.»
وَ لِمَنْ خافَ مَقامَ رَبِّهِ جَنَّتانِ [سوره رحمن، آيه 46.
«و برای هر کسی که از مقام پروردگارش بترسد، دو باغ است.»
سَیذَّکرُ مَنْ یخْشی [ سوره اعلى‏، آيه 10.]
«به زودی کسی که از خدا می ترسد، متذکر خواهد شد.»
امام صادق ( علیه السلام) فرمود: هر کس خدا را شناخت از او خواهد ترسید و شخصی که از خدا ترسید قطعاً دل از دنیا خواهد برید. در قرآن نیز می‌فرماید: در میان بندگان خدا فقط علمای ربانی از خدای خویش خشیت دارند (فاطر، ۲۸) در مقابل، حب جاه و شهرت از عوامل بازدارنده از ترس خداست. (اصول کافی، ج. ۳، ص. ۱۱۱-۱۱۰)
از امام رضا ( علیه السلام) پرسیدند: حقیقت توکل چیست؟ فرمود: این است که جز از خدا از هیچ چیز نترسی. همچنین فردی که از خدا، ترس ندارد، در دنیا و آخرت امیدی به او نیست. (تحف العقول، ص، ۴۷۰-۴۶۹)
این نکته واضح است که منظور از ترس خدا، ترس از گناه و معصیت و نهایتاً ترس از غضب الهی و عذاب آخرت است.
آمرزش گناهان گذشته، به‌خاطر ترس از خدا
امام سجاد ( علیه السلام) نقل می‌فرماید: مردی با خانواده خود از راه دریا به مسافرت رفت. از قضا کشتی آسیب دید و غرق شد و فقط زن همان خانواده زنده ماند. زن به کمک تخته‌ای خود را به یکی از جزایر رسانید. در آن جزیره مرد فاسدی زندگی می‌کرد که به همه گناهان آلوده شده بود.
زن برای درخواست کمک نزد او آمد. مرد گفت: تو انسان هستی یا جن؟ گفت؛ انسانم. مرد خواست فکر پلید خود را با زن عملی کند. ناگاه دید زن بی‌نهایت لرزان و ترسان است. گفت: چرا اینقدر پریشان و مضطرب هستی؟ زن با دست اشاره‌ای به آسمان کرد و گفت: از او می‌ترسم. مرد گفت: مگر تاکنون فحشاء مرتکب شده‌ای؟ زن گفت: به خدا سوگند نه. مرد گفت: تو که هیچ گاه کار زشتی انجام نداده‌ای این چنین می‌ترسی در حالی که تو را من مجبور می‌کنم. قسم به خدا که ترس و اضطراب شایسته من است.
گویا زنگ بیدار باش شنیده باشد، بدون ارتکاب تصمیم خود، به طرف منزل خویش روانه شد و در عین حال به فکر توبه و استغفار بود.
روزی همان مرد جایی می‌رفت و در بین راه به راهبی رسید و آفتاب سوزان برسر آن‌ها می‌تابید. راهب به جوان گفت: دعا کن خدا ابری بفرستد تا از سوزش آفتاب در امان باشیم. جوان گفت: من کار خیری ندارم تا از او چیزی بخواهم. راهب گفت: پس من دعا می‌کنم و تو آمین بگو. پس از مدت کوتاهی ابری بالای سر آن‌ها سایه انداخت و با هم در سایه ابر مسافت طولانی را طی کردند.
بر سر دو راهی از هم جدا شده و هر یک راه خود را در پیش گرفتند. راهب مشاهده کرد که ابر نیز به همراه جوان رفت. گفت:‌ای جوان، گویا تو از من بهتر هستی. دعا به خاطر تو مستجاب شد نه من. سرگذشت خود را برایم نقل کن که چکار کرده‌ای؟ جوان ماجرا را بیان داشت. راهب گفت:، چون ترس از خدا تو را فرا گرفت، گناهان گذشته‌ات آمرزیده شده است. از این به بعد مراقب خودت باش. (اصول کافی، ج. ۳، ص. ۱۱۱)
نقل می‌کنند: رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) با اصحاب نشسته بودند که جوانی آمد و پیراهنش را درآورد و روی ریگ‌های داغ غلطید. حضرت از دور نظاره می‌کرد و او مکرر به خودش می‌گفت: بچش حرارت دنیا را قبل از آنکه گرفتار آتش جهنم شوی. وقتی بلند شد و خواست برود، پیامبر فرمود: او را پیش من بیاورید. فرمود: برای چه این کار را می‌کردی؟ گفت: خوف خدا. فرمود: این خوف حقیقی است. جوان رفت. حضرت فرمود: بروید به او بگویید برایتان دعا کند. زیرا دعایش مستجاب است. او سه دعا کرد: خدایا ما را هدایت کن، توشه و اندوخته ما را تقوا قرار بده، بهشت را نصیب ما فرما. (طریق موصل، ص. ۴۸)
امام هادی ( علیه السلام) فرمود: من اتق الله یتقی هر کس از خدا، پروا کرده و ترسان باشد، همگان از او پروا خواهند کرد. (تحف العقول، ص. ۵۱۰) پروای از خدا و ترس از او (تقوا) در حقیقت وجود آدمی، سپری فولادین می‌سازد که در عین نفوذ ناپذیری، بی‌نهایت تأثیرگذار در سایر اشیاء عالم از جمله انسان‌ها است.
در روایت داریم: از نشانه‌های مؤمن این است که از هیچ چیز نمی‌ترسد بلکه همه اشیاء حتی حشرات، خزندگان، درندگان زمین و پرندگان آسمان از او بیمناک و خائف بوده و در برابرش خاضع و تسلیمند، زیرا که وی در پرتو دینداری و رعایت حدود الهی، قدرتمند و عزیز شده است. نیز سفارش گردیده که: از خدا بترس تا دیگران نیز از تو واهمه داشته باشند. (میزان الحکمهًْ، ج. ۱، ص. ۱۱۵ و غررالحکم، ج. ۱، ص. ۳۴۰)
وجود مقدّس أبی‌عبدالله، حضرت حسین بن علی(ع)، نکته‌ای عجیب که یک کد را به انسان می‌دهد، می‌فرمایند: «لا یَأمَنُ یَومَ القِیامَةِ إلاّ مَن خافَ اللّه َ فی الدُّنیا»، هیچ کس در روز قیامت در امان نیست،  مگر آن‌ها که در دنیا، ترس از خدا داشته باشند.
ترس از خدا باید با امید همراه باشد و گرنه به یأس منجر می شود. «خوف و رجا» يا «بيم و اميد» در آيات و روايات دو صفت از صفات خوب مؤمنان راستين است.
اهل ايمان نه از غضب و عذاب خداوند ايمن مي شوند و نه از رحمتش مأيوس و نااميد مي گردند. توازن بيم و اميد كه ضامن تكامل و پيشروي آن ها در راه خدا است، همواره در وجودشان حكمفرماست ،چرا كه غلبه خوف بر اميد، انسان را به يأس و سستي مي كشاند. غلبه رجا و طمع، انسان را به غرور و غفلت واميدارد. اين هر دو دشمن حركت تكاملي انسان در مسير او به سوي خدا است.
به وسيله دو بال خوف و اميد انسان مي تواند به اوج آسمان سعادت پرواز كند و مسير تكامل را طي نمايد.

در حديثي از حضرت صادق(علیه السلام) مي خوانيم: «ينبغي للمؤمن ان يخاف الله خوفا كانه يشرف علي النار و يرجوه رجاءا كانه من اهل الجنه»؛ سزاوار است بنده مؤمن چنان از خدا بترسد كه گويي در كنار دوزخ قرار گرفته و مشرف بر آتش است و چنان به او اميدوار باشد كه گويي اهل بهشت است.(مکارم شیرازی، تفسير نمونه، انتشارات اسلامیه، ج 20، ص 253.

خداوند در سوره سجده، آيه 16 درباره بندگان مؤمن ومخلص خود مي فرمايد: «تَتَجَافَىٰ جُنُوبُهُمْ عَنِ الْمَضَاجِعِ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ خَوْفًا وَطَمَعًا وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنْفِقُونَ»؛ پهلوهاي شان در دل شب از بسترها دور مي شود (به پا مي خيزند و به درگاه خدا رو مي آورند) در حالي كه پروردگار خود را با بيم و اميد مي خوانند و از آنچه به آن ها روزي داده انفاق مي كنند.

در سوره زمر خداوند در مورد گروهي از شايستگان و بندگان صالح مي فرمايد: «يَحْذَرُ الْآخِرَةَ وَيَرْجُو رَحْمَةَ رَبِّهِ»؛ از عذاب آخرت مي ترسند و به رحمت پروردگارش اميد دارد». امير مؤمنان(ع) در حديثي مي فرمايد: «خير الاعمال اعتدال الرجاء و الخوف؛ بهترین عمل ها تعادل ميان اميد و بيم است.( . محمدی ری شهری ،ميزان الحكمه، انتشارات دار الحدیث ،چاپ اول ،1375 ه ش ، ج 1، ص 826، ح )

در حديث ديگري حضرت صادق(علیه السلام) از پدر بزرگوارش نقل مي كند: «هيچ بنده اي نيست مگر اين كه در قلبش دو نور است: نور بيم و نور اميد، اگر با يكديگر مقايسه و سنجيده شوند ،هيچ كدام بر ديگري برتري ندارد.»( . محمدی ری شهری ،ميزان الحكمه، انتشارات دار الحدیث ،چاپ اول ،1375 ه ش ، ج 1، ص 826، ح )

جناب لقمان حكيم در وصيتي به فرزندش مي گويد: «چنان از خدا بترس كه اگر اعمال نيك جن و انس را هم انجام داده باشي ،باز تو را عذاب مي كند. چنان به او اميدوار باش كه اگر گناه جن و انس را مرتكب شده باشي، تو را مورد رحمت قرار مي دهد».(الكافي، ثقة الإسلام الكليني، دار الكتب الإسلامية، تهران، 1365 ه.ش، ج ‏2، ص 424.
بنابراين هم خوف و هم رجا، بايد در کنار هم و در هر زمان در قلب انسان باشند تا آن تعادل مطلوب حاصل گردد. زمينه براي تكامل و صعود انسان به سوي سعادت ابدي و كمال فراهم گردد ،مانند كوهنوردي كه در حال صعود از كوه بايد هم بيم از سقوط داشته باشد و احتياط كند و هم اميدوار به صعود با توانمندي و سلامتي باشد كه از راه باز نايستد. توجه به این نکته در بهبود وضعیت روحی شما موثر است.