603 - منظور قرآن از هفت آسمان و زمین چیست؟
9 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                       منظور قرآن از هفت آسمان و زمین چیست؟

در مورد هفت آسمان و زمین -مانند مطالب زیاد  آیات قرآن که بجز معصومین علیهم السلام کسی ازآن « اطلاع  کامل ندارد -- با  گذشت زمان و مرور ادوار- روشن می شود- بحث ها و نوشته ها فراوان است که ما برای جواب سوال به کمی از آن متعرض  می شویم.

درباره مقصود از آسمان هاي هفت گانه كه در برخي از آيات قرآن با تعبير "سبع سماوات" آمده ، مفسران و دانشمندان اسلامي بيانات مختلفي دارند: 1- بعضي آسمانهاي هفتگانه را، همان "سيارات سبع" مي‏دانند (عطارد زهره، مريخ، مشتري، زحل، و ماه و خورشيد) كه به عقيده دانشمندان فلكي قديم جزء سيارات بودند. 2- بعضي ديگر معتقدند كه منظور طبقات متراكم هواي اطراف زمين است و قشرهاي مختلفي كه روي هم قرار گرفته است. 3- بعضي ديگر مي‏گويند: عدد هفت در اينجا به معني عدد تعدادي (عدد مخصوص) نيست، بلكه عدد تكثيري است كه به معناي تعداد زياد و فراوان مي‏باشد، و اين در كلام عرب و حتي قرآن نظائر قابل ملاحظه‏ اي دارد مثلا در آيه 27 سوره لقمان مي‏خوانيم: "وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ" "اگر درختان زمين قلم گردند، و دريا مركب، و هفت دريا بر آن افزوده شود، كلمات خدا را نمي‏توان با آن نوشت" به خوبي روشن است كه منظور از لفظ "سبعه" در اين آيه عدد مخصوص هفت نيست بلكه اگر هزاران هزار دريا نيز مركب گردد، نمي‏توان علم بي ‏پايان خداوند را با آن نگاشت. بنا براين سماوات سبع اشاره به آسمانهاي متعدد و كرات فراوان عالم بالا است بي آنكه عدد خاصي از آن منظور باشد. 4- آنچه در تفسير نمونه صحيح تر دانسته شده اين است كه مقصود از "سماوات سبع" همان معناي واقعي آسمانهاي هفتگانه است، تكرار اين عبارت در آيات مختلف قرآن، نشان مي‏دهد كه عدد سبع در اينجا به معناي تكثير نيست، بلكه اشاره به همان عدد مخصوص است. منتها از آيات قرآن چنين استفاده مي‏شود كه تمام كرات و ثوابت و سياراتي را كه ما مي‏بينيم همه جزء آسمان اول است، و شش عالم ديگر وجود دارد كه از دسترس ديد ما و ابزارهاي علمي امروز ما بيرون است و مجموعا هفت عالم را به عنوان هفت آسمان تشكيل مي‏دهند. شاهد اين سخن اينكه قرآن مي‏گويد: "وَ زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِمَصابِيحَ"1 " ما آسمان پائين را با چراغهاي ستارگان زينت داديم" در جاي ديگر مي‏خوانيم: "إِنَّا زَيَّنَّا السَّماءَ الدُّنْيا بِزِينَةٍ الْكَواكِبِ"2 "ما آسمان پائين را با كواكب و ستارگان زينت بخشيديم" از اين آيات بخوبي استفاده مي‏شود كه همه آنچه را ما مي‏بينيم و جهان ستارگان را تشكيل مي‏دهد همه جزء آسمان اول است، و در ما وراي آن شش آسمان ديگر وجود دارد كه ما در حال حاضر نه از کلیات و نه از جزئیات آنها اطلاع دقيقي آن نداريم.
                                                     هفت‌آسمان در ادیان

در ادیانی چون یهود و مسیحیت و اسلام از آسمان‌های هفت‌گانه سخن به میان آمده است.[رضایی اصفهانی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، ۱۳۸۸ش، ج۵، ص۱۲۶، ۱۲۷.]

در قرآن كريم هفت مورد به صراحت و دو مورد به كنايه سخن از آسمانهاي هفت‌گانه گفته شده است. و در يك مورد نيز ظاهراً سخن از زمين‌هاي هفت‌گانه گفته شده است. كه به برخي از آن آيات اشاره مي‌كنيم :
« الله الذي خلق سبع سموات و من الارض مثلهن يتنزل الامر بينهن »
« خداوند همان كسي است كه هفت آسمان را آفريد، و از زمين نيز همانند آنها را ، ‌فرمان او در ميان آنها پيوسته فرود مي‌آيد. »
در آيات ( سوره بقره/29 ـ اسراء/44 ـ مؤمنون/86 ـ فصلت/12 ـ ملك/3 ـ نوح/15) نيز سخن از آسمانهاي هفتگانه است.
و در مؤمنون/ 17 نيز ظاهرا سخن از آسمانهاي هفتگانه آمده است «و لقد خلقنافوقكم سبع طرائق» اما تصريح نشده است. همچنانكه در آيه 13 سوره عم «و بنينافوقكم سبعا‌ً شداداُ» به كنايه آمده است.
و در آيه 12 سوره طلاق كه گذشت ظاهر سخن از زمين هاي هفتگانه « و من الارض مثلهن » شده است ولي تصريح نشده است.

                                                        کمی توجه فرمایید .

ما در روی کره زمین زندگی میکنیم ،که به همراه کرات مریخ ،مشتری ،عطارد ،زهره و خورشید و ماه هزاران هزار سیارک و سیاه چاله در منظومه شمسی قرار داریم، حال میلیونها میلیون مثل منظومه شمسی را  در کنار هم بگذار کهکشان راه شیری تشکیل میشود  و بعد میلیاردها میلیارد از این کهکشان راه شیری که هر یک اسم خاصی نیز دارند که البته تا به امروز تعداد کمی از آنها دیده و کشف شده اند در کنا ریکدیگر وقتی قرار میگیرند آسمان اول خدا نام پیدا میکند .
بعد از آن آسمان دوم شروع میشود که روایتی از امیر مومنان علی علیه السلام هست که فرموده:: وسعت و عظمت و بزرگی آسمان اول در مقابل آسمون دوم مثل یه انگشتر تو ی بیابان میماند همین طور آسمون دوم به سوم و سوم به چهارم الی آخر .
بعد از تمام شدن هفت آسمون که به آن عالم ماده یا ملک میگویند عالم ملکوت شروع میشود و صد ها عالم دیگر تا میرسد به عرش الهی.
حالا ببین من و شما در کجای خلقت خداوندیم -- .الله اکبر --  همین تشکیلات اعمال و رفتار و کردار وگفتار مارا ضبط می کنند تا روزی به حساب آن حاضر شویم.. و  تا به اندازه یک ذره -  خوب و بد رسیدگی شود .(فمن یعمل مثقال ذرء خیرا یره .....)


                                                          زمین‌های هفت‌گانه

برخلاف واژه «سَماء» (آسمان) که در قرآن به صورت جمع و همراه با عدد هفت هم به کار رفته است، واژه «ارض» (زمین) تنها به صورت مفرد آمده است و به تعداد آن تصریح نشده است. برخی گفته‌اند آیه «اللَّـهُ الَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ وَمِنَ الْأَرْ‌ضِ مِثْلَهُنَّ»(خدا همان كسى است كه هفت آسمان و همانند آنها زمين آفريد)،[سوره طلاق، آیه ۱۲، ترجمه فولادوند.] دلالت می‌کند که از منظر قرآن زمین‌ها نیز هفت تا هستند.[نک مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۴، ص۲۶۰.) در روایات تصریح شده که شمار زمین‌ها هفت است.[نگاه کنید به عروسی هویزی، تفسیر نور الثقلین، ۱۴۱۵ق، ج۱، ص۷۳۴.) . ازجمله در ذکری که طبق کتاب‌های توضیح المسائل خواندن آن در قنوت، مستحب است، عبارت «الاَرَضینَ السَّبع» (زمین‌های هفت‌گانه) آمده است.(توضیح المسائل مراجع، ۱۳۹۲ش، ج۱، ص۷۷۱.]
البته چگونگى هفت آسمان، بر کسى معلوم نیست؛ همان گونه که مجهولات دیگرى در مورد آسمان ها و فضاى بى کران هستى وجود دارد در فضایى که ابر اخترها (سوپر نواها) در فاصله هیجده میلیارد سال نورى کشف مى شود، پى بردن به چگونگى تلفیق آسمان ها و پیوند آنها با یکدیگر، کارى ساده و در دسترس نیست.
برخی مفسران مراد از هفت آسمان را هفت لایه فلکی[ شریف لاهیجی، محمد بن علی، تفسیر شریف لاهیجی، تهران، دفتر نشر داد، ۱۳۷۳، ج‏۱، ص: ۲۸] یا  هفت کره منظومه شمسی[ ابن عاشور،محمد بن طاهر، التحریر و التنویر، بی جا، بی نا، بی تا، ج‏۱، ص: ۳۷۹-۳۸۱] دانسته اند. اما این سخن صحیح به نظر نمی رسد چرا که این تطبیق ها نوعی تحمیل به قرآن است. زیرا علم بشر به مرور زمان تغییر می کند و نمی توان به استناد آن قرآن را که حقیقتی ثابت و جاودانه است تفسیر نمود.
 اما احتمال دیگری که برخی مفسران مطرح کرده اند این است که مراد از هفت آسمان، کثرت تعداد آسمان ها باشد. چرا که عرب کلمه "سبع" به معنی هفت را در برخی موارد به معنای کثرت بکار می برد و منظورش از آن تعداد دقیقی نیست. مانند آیه ای از قرآن که خطاب به پیامبر (ص) می فرماید: اگر برای ایشان هفتاد بار هم استغفار کنی خداوند آنها را نمی بخشد.«إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِینَ مَرَّةً فَلَنْ یَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ‏[ اگر هفتاد بار برایشان آمرزش طلب کنى هرگز خدا آنان را نخواهد آمرزید. توبه، ۸۰]».[ طنطاوی جوهری، الجواهر فی تفسیر القران، بیروت: موسسه التاریخ العربی،داراحیاءالتراث العربی، ۱۴۱۲ق، ج۱، صص۴۶-۵۱؛ مغنیه، محمد جواد، تفسیر الکاشف،تهران: دار الکتب الإسلامیة، ۱۴۲۴ق، ج‏۱، ص: ۷۸؛ مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏۲۰، ص: ۲۳۰]

در این آیه منظور تعداد دقیق هفتاد نیست، بلکه منظور این است که هر چقدر هم برایشان استغفار کنی خدا آنها را نمی بخشاید.
بنا براین دو دیدگاه در این مورد قابل تأمل است: یا هفت آسمان، شامل یک آسمان دنیاست که به زینت ستارگان آراسته شده و برای بشر قابل رویت است و شش آسمان دیگر که برای انسان قابل مشاهده نمی باشد. و یا منظور کثرت تعداد آسمان هاست که هر دو پاسخ می تواند صحیح باشد.
بر اساس آیات قرآن، عالم طبیعت، هفت طبقه است که این طبقه ها بر روی یکدیگر قرار گرفته اند.نزدیک ترین آنها به ما، آسمانی است که ستارگان و کواکب در آنجا قرار دارند....

با بیان دیگر - هفت آسمان و زمین جیست؟!

با توجه به ظاهر آیات قرآن، آسمان های هفت گانه که در آیات گوناگون به آن اشاره شده است، جزو خلقت جسمانی و جهان ماده هستند..
در کتاب مقدس نیز بارها از آسمان سخن گفته شده است؛ گاهی آسمان مادی و گاهی آسمان روحانی که خارج از این دنیاست و در آنجا قداست و سعادت برقرار می‌باشد و محل مخصوص حضرت اقدس الهی است. و حضرت مسیح یا پسر انسان از آنجا نزول می‌کند.
و بر اساس آیات قرآن، عالم طبیعت، هفت طبقه است که این طبقه ها بر روی یکدیگر قرار گرفته اند(. «أَ لَمْ تَرَوْا کَیْفَ خَلَقَ اللّهُ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقًا؛ آیا نمى بینید چگونه هفت آسمان را روى هم آفریدیم». نوح: 15 نزدیک ترین آنها به ما، آسمانی است که ستارگان و کواکب در آنجا قرار دارند و آن، همان آسمان دنیاست، ولی در آیات قرآن، درباره شش آسمان دیگر سخن به میان نیامده، جز اینکه آمده است این آسمان ها روی هم قرار گرفته اند.(. نک: تفسیر المیزان، ترجمه: سید محمدباقر موسوى، ج 17، صص 560 و 561.

درباره هفت زمین چند احتمال وجود دارد:

1. منظور، هفت عدد از کرات آسمانی است که ساختمانش از نوع ساختمان زمینی است که ما در آن زندگی می کنیم.
2. منظور از آن همین زمین است که هفت طبقه دارد و طبقه های آن (مانند طبقه های پیاز) روی هم قرار دارند و به تمام کره احاطه دارند و ساده ترین طبقه اش همین طبقه اول است که ما روی آن زندگی می کنیم.
3. منظور، زمین های هفت گانه روی زمین است. جغرافی دانان قدیم، بسیط زمین را به هفت قسمت یا قاره تقسیم کرده اند. این احتمال ها هر یک موافقانی دارد.(      محمدباقر موسوى، ج 19، 546 و 547.)
از امام رضا علیه السلامدرباره هفت آسمان و زمین پرسیدند. امام کف دست چپ خود را باز کرد و دست راست خود را در آن قرار داد و فرمود:
این زمینِ دنیاست و آسمانِ دنیا بر بالای زمین، قُبه ای است و زمینِ دوم، بالای آسمانِ دنیا و آسمان دوم، قُبه ای است بر بالای آن و زمینِ سوم بالای آسمان دوم قرار گرفته و آسمانِ سوم، قبه ای است بالای آن و زمین چهارم، بالای آسمان سوم است و آسمانِ چهارم، بر بالای آن قبه است و زمین پنجم بالای آسمان چهارم و آسمان پنجم به بالای آن قبه ای است و آسمانِ ششم، قبه ای است روی آن و زمینِ هفتم، بالای آسمان ششم واقع شده است و آسمانِ هفتم، قبه ای است بالای آن و عرش رحمان تبارک و تعالی بر بالای آسمان هفتم قرار دارد (. على بن ابراهیم بن هاشم قمى، تفسیر قمى، قم، مؤسسه دارالکتاب، 1404 هـ . ق، ج 2، صص328 و 329.
     و این کلام خدای تعالی است که می فرماید: «الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمواتٍ وَ مِنَ الْأَرْضِ مِثْلَهُنَّ یَتَنَزّلُ الأَمْرُ بَیْنَهُنَّ؛ خداوند، همان کسی است که هفت آسمان را آفرید و از زمین نیز همانند آنها را. فرمان او در میان آنها پیوسته فرود می آید». (طلاق: 12)

ساکنان هفت‌آسمان

بنابر روایات، در هریک از آسمان‌های هفت‌گانه موجوداتی همچون فرشتگان و برخی از پیامبران زندگی می‌کنند. برای مثال طبق حدیثی که در تفسیر قمی درباره معراج پیامبر آمده است، حضرت آدم و برخی از فرشتگان از جمله ملک الموت در آسمان اول، حضرت یحیی و حضرت عیسی در آسمان دوم، یوسف در آسمان سوم، حضرت ادریس در آسمان چهارم، هارون بن عمران در آسمان پنجم و موسی بن عمران در آسمان ششم زندگی می‌کنند.[ساکنان هفت‌آسمان

نوشتار اصلی: معراج

کتاب‌های حدیثی شیعه و سنی، به صورت متواتر نقل کرده‌اند که پیامبر در واقعه‌ای به نام معراج به آسمان‌ها صعود کرده و تا آسمان هفتم بالا رفته است.[طبرسی، مجمع البیان، ۱۳۷۲ش، ج۶، ص۶۰۹.) قرآن نیز در دو سوره اسراء و نجم، به آن اشاره کرده است.[ک: سوره اسراء، آیه ۱؛ نجم، آیه ۸-۱۸.] در معراج میان پیامبر و خداوند گفتگویی درگرفته است که به حدیث معراج شهرت دارد و در کتاب ارشاد القلوب آمده است.[نک دیلمی، ارشاد القلوب، ۱۴۱۲ق، ج۱، ص۱۹۹تا۲۰۶؛ مصباح یزدی، راهیان کوی دوست، ۱۳۷۹ش.]

منابع
البته منابع زیاد است که از طولانی شدن آوردن همه آنها   معذرت می خواهم
    قرآن کریم، ترجمه محمدمهدی فولادوند.
    توضیح المسائل مراجع، قم، ‌دفتر انتشارات اسلامى، چاپ اول، ۱۳۹۲ش.‌
    دیلمی، حسن بن محمد،ارشاد القلوب، قم، الشریف الرضی، چاپ اول، ۱۴۱۲ق.
    رضايی اصفهانی، محمدعلی، پژوهشی در اعجاز علمی قرآن، رشت، کتاب مبین، چاپ پنجم، ۱۳۸۸ش.
    عروسى حويزى، عبدعلی بن جمعه، تفسیر نور الثقلين، تحقیق و تصحیح سیدهاشم رسولى محلاتى، قم، اسماعیلیان، چاپ چهارم، ۱۴۱۵.‏
    طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران، انتشارات ناصر خسرو، ۱۳۷۲ش.
    فيض كاشانى، محمدمحسن بن شاه‌مرتضى، تفسیر الصافی، تحقیق و تصحیح حسین اعلمی، تهران، مكتبه الصدر، چاپ دوم، ۱۴۱۵ق.
    فيض كاشانى، محمد محسن بن شاه مرتضى‏، نوادر الأخبار فيما يتعلق بأصول الدين، تحقیق و تصحیح مهدی انصاری قمی، تهران، مؤسسه مطالعات و تحقيقات فرهنگى‏، چاپ اول، ۱۳۷۱ش‏.
    كبير، مدنی شیرازی، سيدعلى‌خان بن احمد، ریاض السالكین فی شرح صحیفة سید الساجدين، تحقیق محسن حسینی امینی، قم، دفتر انتشارات اسلامی، چاپ اول، ۱۴۰۹ق.
    مصباح یزدی، محمدتقی، راهیان کوی دوست؛ شرح حدیث معراج، قم، انتشارات مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی، ۱۳۷۹ش.
    مصباح يزدى، محمدتقى، معارف قرآن، قم، انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمينى، ۱۳۷۸ش.
    مكارم شيرازى، ناصر، تفسیر نمونه، تهران، دار الكتب الإسلامية، چاپ اول، ۱۳۷۴ش.
    طباطبایی، سیدمحمدحسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، قم، انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق.
ومنابع دیگر--
و از سایتها --  جواب --  رهروان ولایت --  راسخون -- خبر گزاری بین المللی قرآن -- ویکی شیعه --   و غیره