571 - مطالبی را در باره شیطان بدانیم بهتراست. و عبرت انگیز.
10 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

مطالبی را در باره شیطان بدانیم بهتراست.

1 - آشنایی با شیطان

ویژگی مهم ابلیس پنهان بودن وی از چشم انسان است. وجود جنی او که ریشه در آتش دارد، این امکان را برایش فراهم کرده است تا انسان را ببیند؛ در حالی که دیده نشود. (. اعراف: 27. از این روی قرآن به اشکال مختلف و در آیات متعددی به آن پرداخته است.

2 - گفتنی است؛ در قرآن کریم ۶۳ آیه نام شیطان، در ۱۱ آیه نام ابلیس و در ۱۷ آیه از نام شیاطین یادشده است. قرآن شناسنامه شیطان و ماهیت او را این طور بیان می کند: از آیات متعدد قرآن استفاده می شود که ماده اولیه شیطان (. التحقیق فی کلمات القرآن الکریم،ج6،ص68

) «آتش» بوده است؛ مثلاً، در آیه ای می فرماید: «و اذقلنا للملائکة اسجدوا لادم فسجدوا الاّ ابلیس کانَ من الجنّ ففسق عن امر ربّه.» ( سوره کهف/آیه 5) چنان که ملاحظه می شود، این آیه شریفه، ابلیس را از جن می داند. ابلیس اسم خاص همان شیطانی است که اغواگر حضرت آدم بود و خدای تعالی در قرآن گاهی با عنوان «ابلیس» و گاهی با عنوان «شیطان» از او تعبیر می کند.

(. آیاتی که در آن ها از او با عنوان ابلیس یادکرده است: مانند: «و اذقلنا للملائکةِ اسجدوا لادم فسجدوا الاّ ابلیس ابی و استکبر و کان من الکافرین» (بقره:34) و نیز ر. ک: حجر: 3132 / اسرا: 61/ کهف: 50 / طه: 116/ ص: 7475. در بعضی موارد نیز با عنوان شیطان از او نام می برد: مانند: «یا بنی آدم لایفتننّکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنّة.» (اعراف: 27) و نیز ر.ک: بقره: 26 / طه: 120. ضمنا از جمله آیاتی که به خوبی دلالت می کنند بر این که این شیطان همان ابلیس است آیات 61-65 اسراء می باشند.)

خود شیطان هم خلقت خود را از آتش می داند، آن جا که خداوند از او سؤال می کند: چه چیزی مانع سجده کردن تو بر آدم شد، گفت: «انا خیرٌ منه خلقتنی من نارٍ و خلقته من طینٍ.» در جای دیگر می گوید: «ءَاسجدُ لمن خلقت طینا» (. اسراء: (61)

.کهف: (50)) به تصریح قرآن، شیطان از فرمان خدا سرپیچی کرد: «ابی واستبکر و کان من الکافرین»(6. بقره: (34))؛ «کان من الجنّ استکبرو کان من الکافرین؛ ( ص: (74) «انّ الشیطان کان للرّحمن عصّیا.» (. مریم: (44)) و قرآن شیطان را دارای ذریّه می داند، آن جا که می فرماید: «واذ قلنا للملائکة اسجدوا لآدم فسجدوا الاّ ابلیس کان من الجن ففسق عن امر ربّه افتتخذونه و ذرّیّته اولیاء من دونی و هم لکم عدوٌ بئس للظالمین بدلاً.»

 قرآن در آیات متعددی، شیطان را دشمن آشکار انسان می داند و انسان را از پی روی او برحذر می دارد: «و انّ الشیطان للانسان عدوٌ مبینٌ» (. (یوسف: 5)

خداوند در همان گفتگوی آغازین، جایگاه نهایی ابلیس و پیروانش را فرو افتادن در دوزخ خشم خود اعلام کرد(.«قَالَ فَالحقُّ وَالحَقَّ أَقولُ لاَملأنَّ جَهنّمَ مِنکَ و مِمَّن تَبِعَکَ مِنهُم أَجمعین» ص،۸۴و ۸۵)) و جهنم را سزای آنان دانست.(قالَ اذهَبْ فمَن تَبِعکَ مِنهُم فَإِنَّ جَهنَّم جَزاؤُکُم جَزاءً مَوفوراً.» اسراء،۶۳) براساس آیات قرآن، در روز حشر، پس از داوری خداوند، ابلیس(. مجمع البیان، ج ۶، ص ۴۷۸.) در سخنانی درس آموز با اعلام بی زاری از پیروان خویش، مسؤولیت انحراف آنان را بر عهده خود ایشان دانسته، می گوید: خداوند به شما وعده داد، وعده ای راست؛ ولی من به شما وعده دادم و تخلّف کردم. مرا بر شما تسلّطی نبود، جز آن که شما را خواندم و شما اجابت کردی(. «و قالَ الشَّیطَنُ لَمّا قُضِی الأَمرُ إِنَّ اللّهَ وَعَدکُم وَعدَالحَقِّ و وَعدتُّکُم فَأَخلَفتُکُم و مَا کَانَ لِی عَلیکُم مِن سُلطن إلاَّ أَن دَعوتُکُم فَاستَجبتُم لِی فَلاَتَلومونِی و لوموا أَنفسَکُم مَا أَنَا بِمُصرِخِکُم و مَا أَنتُم بِمُصرِخِی إِنِّی کَفرتُ بِمَا أَشرکتُمونِ مِن قَبلُ إِنَّ الظَّلِمینَ لَهُم عَذابٌ أَلیمٌ». خداوند به شما وعده داد، وعده ای راست؛ ولی من به شما وعده دادم و تخلّف کردم. مرا بر شما تسلّطی نبود، جز آن که شما را خواندم و شما اجابت کردید؛ پس مرا سرزنش نکنید و به ملامت خویشتن بپردازید. اکنون من فریادرس شما نیستم و شما نیز نمی توانید فریادرس من باشید. من کفر می ورزم به این که شما مرا پیش از این شریک (پروردگار) کردید. ابراهیم، ۲۲.

3 - پایان مهلت شیطان چه وقت است

در قرآن کریم آمده است وقتی شیطان به علّت سجده نکردن بر انسان از پیشگاه الهی رانده شد به خداوند عرض کرد: پروردگارا! تا روزی که انسان ها برانگیخته می شوند به مهلت بده. خداوند فرمود: «فَإِنَّکَ مِنَ الْمُنظَرِینَ * إِلی یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم؛ تو از مهلت یافتگانی، تا زمانی معین و معلوم » (سوره ص، آیات 79-81) امّا "در اینکه منظور از «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُوم»، چه روزی است، مفسران احتمالات متعددی داده اند

بعضی گفته اند منظور پایان این جهان و بر چیده شدن دوران تکلیف است، چرا که بعد از آن، طبق ظاهر آیات قرآن، همه جهانیان از بین میروند و تنها ذات پاک خداوند باقی می ماند، بنابر این تنها به مقداری از درخواست ابلیس موافقت شد.

بعضی دیگر احتمال داده اند که منظور از وقت معلوم زمان معینی است که تنها خدا می داند، و جز او هیچکس از آن آگاه نیست، چرا که اگر آنوقت را آشکار می ساخت ابلیس تشویق به گناه و سرکشی بیشتر شده بود.

4 - مرگ شیطان، چه زمانی و چگونه خواهد بود؟

بعضی نیز احتمال داده اند منظور روز قیامت است چرا که او می خواست تا آن روز زنده بماند تا از حیات جاویدان برخوردار گردد و با نظر او موافقت گردید، به خصوص اینکه تعبیر به یوم الوقت المعلوم در آیه 50 سوره واقعه درباره روز قیامت نیز آمده است. ولی این احتمال بسیار بعید است، چرا که اگر چنین می بود باید خداوند به طور کامل با درخواست او موافقت کرده باشد، در حالی که ظاهر آیات فوق این است که بطور کامل با درخواست او موافقت نشده و تنها تا یوم الوقت المعلوم موافقت شده است. و به هر حال تفسیر اول با روح و ظاهر آیه از همه موافقتر است، و در بعضی از روایات که از امام صادق علیه السلام نقل شده نیز به این معنی تصریح گردیده است." (تفسیر نمونه، ج11، ص71)

5 - مرگ شیطان، در زمان ظهور یا پس از نفخه اول صور

در روایتی نقل شده است که شخصی در مورد جمله «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» که در آیه مذکور آمده، از امام صادق علیه السلام سوال کرد، حضرت فرمود: «وقتی که قائم ما ظهور کند و به حجر کوفه بیاید، در این حجر شیطان به حضور آن حضرت می آید و زانو به زمین می زند و می گوید: «یا ویل من هذا الیوم؛ ای وای از این روز.» آنگاه امام قائم موی پیشانی شیطان را می گیرد و گردنش را می زند و او را به هلاکت می رساند.(اثبات الهداة، ج7، ص101)

 این احتمال وجود دارد کشته شدن شیطان همان قطع نفوذ او است و مرگ حکومت و تزویز او. یعنی منظور از کشته شدن شیطان این است که ریشه های فساد و عوامل انحراف و ظلم و جو در عصر درخشان حکومت امام مهدی علیه السلام نابود می گردد و به جای آن عقل و ایمان حکومت می کند.

اما آن حضرت در حدیث دیگری می فرمایند: «شیطان بین نفخه اول و دوم صور اسرافیل می میرد.» (بحارالانوار، ج 60، ص 244)

 در این میان برخی به اشتباه دچار خلط شده اند و گفته اند که "متن این دو روایت با یکدیگر معارض است، و جمع کردن آنها با یکدیگر ممکن نیست. زیرا هنگام ظهور حضرت ولی عصرعلیه السلام تا نفخه صور بسیار فاصله است، و طبق اعتقاد شیعه بین زمان ظهور و نفخه صور، رجعت نیز وجود دارد؛ و چون دومین روایت بیشتر نقل شده است و در سند آن مؤیّداتی وجود دارد، موجب می شود تا آن بر نخستین روایت ترجیح داده شود؛ پس کشته شدن شیطان توسط امام زمان علیه السلام دلیل محکمی ندارد."

6 - بیشتر بخوانید: جهنم ابلیس به چه صورتی خواهد بود؟

 اما می توان گفت این دو روایت تعارض ندارند و سبب خلط به خاطر آن است که برای مرگ ابلیس نتوانسته اند دو مرگ را قائل شوند. همانطور که انسانها از دنیا رحلت می کنند -یعنی یک زمان مشخص برای مرگ دارند، و پس از آنکه در برزخ حاضر شدند تا زمان دمیده شدن صور و بر پایی قیامت در آنجا مستقر اند- پس از دمیده شدن صور همین افراد نیز خواهند مرد -البته باید توجه کرد که مرگ، در دو نشئه مختلف است- حال می توان برای شیطان دو مرگ متصور شد در این صورت نه تنها روایات متعارض نیستند بلکه دو مطلب جداگانه را می خواهند اثبات نمایند.

 اگر شیطان نباشد پس امتحان بندگان چه می شود

عده ای هم ادعا کرده اند که " «یَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ» پس از اتمام زندگی انسانها خواهد بود، چون انسان باید بین خوبی ها و بدی ها وسوسه ای داشته باشد تا انتخاب کند و دارای اجر و یا عذاب شود و اگر شیطان در عصر ظهور کشته شود با تکلیف انسانی در تعارض است."

 در پاسخ باید گفت در آن زمان، آزادی و اختیار از انسانها گرفته نمی شود؛ چنانکه مرحوم علامه طباطبایی می فرماید: «ملازمه ای بین تکلیف انسان و وجود شیطان برای اغواگری او وجود ندارد؛ پس چنین نیست که تا انسان مکلّف است در پی گمراه کردن او باشد؛ زیرا ممکن است خداوند، جامعه انسانی را صالح گرداند و فساد را ریشه کن کند، و مردم جز پروردگار کسی را نپرستند، در این صورت شیطان نمی تواند کسی را گمراه کند.»(المیزان، ج ۱٢، ص 128) به عبارت دیگر هر چند وجود شیطان سبب افزایش وسوسه خواهد بود اما تمام وسوسه با شیطان نیست بلکه نفس اماره هم اگر شیطان نباشد، انسان را به امور ناپسند وسوسه می کند پس این قول هم بسیار ضعیف هست و نمی توان بدان توجه کرد.

7 - روایتی دیگر از مرگ شیطان

برخی می گویند که "کشته شدن و نابودی شیطان همانند کشته شدن و نابودی انسان نیست؛ شیطان مانند ما جسم ندارد تا کشته شود" در صورتی که باید توجه نمود علاوه بر اینکه طبق قولی شیطان چون از جن است، مثل آنها می توان برای او مرگ و کشته شدن نیز تصور کرد.

 همچنین این احتمال وجود دارد کشته شدن شیطان همان قطع نفوذ او است و مرگ حکومت و تزویز او. یعنی منظور از کشته شدن شیطان این است که ریشه های فساد و عوامل انحراف و ظلم و جو در عصر درخشان حکومت امام مهدی علیه السلام نابود می گردد و به جای آن عقل و ایمان حکومت می کند. چنانچه در در صحف ادریس پیامبر آمده است:

"تو ای شیطان تا زمانی که مقدر کرده ام که زمین را در آن زمان از کفر و شرک و گناه پاک سازم، مهلت داده خواهی شد؛ ولی در این زمان به جای تو بندگان خالص و پاک دل و با ایمان روی کار می آیند. آنها را خلیفه می کنم و حاکم زمین می کنم و دینشان را استوار سازد که آنها تنها مرا می پرستند و هیچ چیز را شریک من قرار نمی دهند در آن روز است که تو و همه لشکریانت از پیاده و سواره را نابود می نماییم."

 یعنی در آن زمان حنای شیطان و فرزندان او رنگی دیگر ندارد و در حکومت صالحان حکومت شیطان از بین رفتنی است.

توجه به آیات قرآن نظیر آیه 50 سوره کهف یا آیه 31 سوره حجر به این نتیجه می رسیم که شیطان (ابلیس) از طایفه جن بوده و به خاطر کثرت عبادت در زمره ملائکه محسوب می شده است. داستان استکبار شیطان -که آزمون او بود- حدود هفت مورد در قرآن آمده و بسیار آموزنده است. این داستان چند بخش مشخص دارد:

1- امر الهی به سجده برای آدم (ع).

2- امتیازات ویژه آدم که بر اساس آنها، خداوند فرمان سجده برای او را صادر کرد.

3- مقابله ابلیس و آباء او از سجده.

4- پاسخ وی در بیان علت این استکبار:

«من کسی نیستم که برای بشری که او را از گِل خشکیده ای که از گل بدبویی گرفته شده است آفریده ای سجده کنم!».[ حجر، 33.

و یا در تعبیری دیگر که می گوید: «من از او بهترم. مرا از آتش و او را از خاک آفریده ای».[. اعراف، 12.

این آزمون بزرگی بود و او با آن همه عبادت که به تعبیر امام علی(ع): شش هزار سال عبادت کرد که معلوم نیست به شمار سال های دنیایی است یا اخروی (که هر روز آن خود هزار سال است).[. نهج البلاغه، محقق: صبحی صالح، خطبه قاصعه، ص 287.

پس از این آزمایش چنان پست و مطرود شد که به او خطاب شد: «برو بیرون، تو رانده شده ای»،[. حجر، 34.

 5 - تا روز رستاخیز بر تو لعنت باد».)

 از این جاست که ما باید مراقب خویشتن باشیم. پنداریم اگر خداوند توفیقی عطا فرموده و ما چند روزی در راه درستی گام برداشتیم. تا پایان چنان خواهیم ماند. جهان عرصه دگرگونی هاست. آدمی تا زنده است. و بر راستای باریک روزگار می گذرد. احتمال سقوط دارد. و لذا همواره باید از درگاه ربوبی عاقبت خیر را درخواست نماییم. قسمت دیگر عکس العمل شیطان پس از راندگی است. هنگامی که دریافت مسئله جدی است و از آن مقام والایی که داشته به خاطر سجده نکردن به حضرت آدم ساقط گشته است. دشمنی شگرفی نسبت به آدم پیدا کرد و گفت: «[خدایا] اگر مرا تا رستاخیز واگذاری. فرزندان او [آدم] را زیر فرمان خواهم آورد مگر تعداد کمی را [که نتوانم]».[. اسراء، 62.

و در سوره ص، آیه 82 این چنین آمده است: «و سوگند به قدرت تو که همگی را گمراه خواهم کرد».[. مصباح یزدی، محمد تقی، معارف قرآن، بخش دوم، ص 299، مؤسسه در راه حق.

حال با بیان این مقدمه روشن می شود که اولاً: شیطان از طایفه جن است. و آنها نیز همچون انسان ها مکلف اند: «پس سجده کردند جز ابلیس که از جن بود».[کهف، 50.) «ما جن و انس را نیافریدیم مگر برای آن که [خدا را] عبادت کنند».[. ذاریات، 56.

جن و از جمله شیطان موجودی است مختار و انتخاب گر و بر سر دو راهی قرار می گیرد و باید یکی را انتخاب کند. اگر حق را پذیرفت به پاداش نیک می رسد و اگر باطل را انتخاب نمود عقاب می گردد. و آیه 56 سوره ذاریات که ذکر شد دلالت دارد که جن و انس در تکلیف به عبادت شریک هستند. و نیز قرآن کریم از قول خود جن نقل می فرماید که آنان دو دسته اند و خوب و بد دارند: «و این که از ما [گروهی] شایستگانند و گروهی جز آن، ما دسته های گوناگونیم».[. جن، 11.

ثانیاً: بزرگ ترین لطف و عنایت در باب ابلیس این بود که در درجه اول توفیق عبادت حضرت حق را یافته بود و در درجه بعد به علت کثرت عبادت در زمره فرشتگان به حساب می آمد و آن قدر این قرب به ساحت عالم ملایک زیاد بود که قرآن کریم ابلیس را در ماجرای سجده به آدم از مجموعه فرشتگان (مستثنی منه) استثناء می نماید: «همه فرشتگان جمیعاً سجده کردند به جز ابلیس».[ حجر، 31.] و بزرگ ترین استحقاق یاری درباره شیطان (ابلیس) همان همنشینی با فرشتگان و درک صفا و پاکی و طهارت آنها بود. و یکی از قوانین نظام هستی این است که هر چه معرفت بیشتر و درجه مکلف راقی تر باشد. در صورت بروز خطا و اشتباه شدت عقاب افزون تر است!

از این رو؛ بعد از اتمام حجت (بندگی و همنشینی با ملایک) درباره شیطان و استکبار وی در مورد سجده به آدم خطاب های شدید حضرت حق نشان از شدت عقوبت و سقوط درجه شیطان دارد.

8 - نام وی

نام اصلی وی حارث (حرث) بوده که به خاطر عبادتهای طولانی مدتش، او را عزازیل یعنی عزیز خدا، می گفتند. اما پس از تکبر و خودبینی اش، ابلیس نامیده شد، یعنی کسی که از رحمت خدا مایوس گردید و پس از خودداری از سجده بر آدم و رانده شدنش از درگاه الهی، الشیطان یعنی دور شده از رحمت و خیر نام گرفت.

نصیحت گوی فرشتگان

اما در مورد پیشینه او چنین گفته اند که خداوند متعال قبل از آفرینش آدم، موجودات دیگری خلق نموده بود که حارث یکی از آنها بوده و در زمین حکومت می کرد که این مخلوقات به سرکشی، فساد، قتل و خونریزی پرداختند خداوند ملائکه را مامور قتل و از بین بردن آنها نمود. ملائکه چنین کردند و ابلیس را اسیر کرده و با خود به آسمان بردند.

اما برخی چنین بیان کردند که حارث (ابلیس) در حالی که خردسال بود به اسارت ملائکه در آمد و به همراه آنها به عبادت خدای تعالی مشغول شد. او در آسمان اول، مدتی بین ملائکه، خدا را عبادت کرد. بعد به آسمان دوم و سوم تا بالاخره به آسمان هفتم راه یافت. او در کنار عرش الهی منبری داشت، بالای آن رفته و ملائکه را اندرز می داد؛ چون به این رتبه و مقام رسید، با خود گفت: اگر روزی این امر تبلیغ به دیگری واگذار شود، من از او اطاعت نمی کنم چون خود را در علم و عمل یگانه روزگار و از همه برتر می دانست.

9 - نتیجه غرور

روزی ملائکه در لوح دیدند که به زودی یکی از مقربان درگاه الهی به نفرین ابدی گرفتار خواهد شد پس از حارث با اصرار خواستند که آنها را دعا کند که هیچ یک از ایشان به این بلا مبتلا نشود. او نیز دعا کرد و گفت: خدایا! ایشان را ایمن گردان، ولی خودش را به سبب غروری که داشت، فراموش کرد.

روزی وی دید بر در بهشت نوشته اند: نزد ما بنده ای است که او را به انواع نعمتها، گرامی می داشتیم. اما اگر او را به کاری واداریم، سرپیچی می کند و به لعنت ابدی گرفتار خواهد شد. حارث سالها او را لعن می کرد ولی نمی دانست که در حقیقت دارد خود را لعن می کند!

10 - نمک خورد و نمکدان شکست.

وی روزی دید در لوح نوشته است: "اعوذ بالله من الشیطان الرجیم" پرسید: خدایا! این ملعون رانده شده کیست؟ خدای تعالی فرمود: بنده ای است که او را به انواع نعمتها مخصوص می گرداندم ولی نافرمانی ام خواهد کرد و خوار و بدبخت خواهد شد. گفت: او را به من معرفی نما تا هلاکش کنم. فرمود: زود است او را بشناسی. هنوز او تمرد و سرکشی نکرده است، تا مستوجب مجازات باشد وقتی مامور شد به آدم سجده کند، قبول نکرد. گفت: خدایا! مرا از سجده بر آدم معاف دار تا تو را عبادتی کنم که کسی تا کنون چنین عبادتی نکرده است! خطاب شد: باید آنچه را به تو امر می کنم انجام دهی و من جز آن نمی خواهم و اینچنین بود که در اثر غرورش از بهشت رانده شده و مورد لعنت الهی قرار گرفت.

11 - گفتگوی شیطان با پیامبر

روایت شده است که صبح آن شبی که پیامبر صلی الله علیه و آله به معراج تشریف بردند و همه جا را دیدند، شیطان خدمت پیامبر آمد و گفت: یا رسول الله! شب گذشته که به معراج تشریف بردید، در آسمان چهارم، طرف چپ "بیت المعمور" منبری بود، شکسته و سوخته و به رو افتاده، آیا آن منبر را شناختی؟ آیا می دانی آن منبر متعلق به کیست؟

حضرت فرمودند: خیر، آن منبر متعلق به کیست؟

شیطان عرض کرد: آن منبر من بود، بالای آن می نشستم و ملائکه پای منبرم نشسته و من آنها را موعظه می کردم، ملائکه از عبادت و بندگی من تعجب می کردند. وقتی که تسبیح از دستم می افتاد، چندین هزار ملک برخواسته تسبیح را می بوسیدند و به دست من می دادند. اعتقاد من این بود که خداوند مخلوقی برتر از من خلق نفرموده است. اما امر بر عکس شد و رانده درگاه الهی شدم و الان از من بدتر و ملعون تر در درگاه احدیت کسی نیست.

12 ـ معنای تهدید پنهان شیطان

در تعریف مفهوم تهدید پنهان شیطان می توان گفت: مجموعة اقدام هایی است که شیطان به منظور تغییر در اعتقادات، ارزش های اخلاقی و الگوهای رفتاری انسان و در نهایت، نافرمانی او از دستورهای خداوند، از طریق فریب، وسوسه، تزیین و مانند آن انجام می دهد.

13 ـ ابلیس و شیطان

واژة «شیطان» از مادّة «شطن» به معنای «بُعد یا دوری از خیر» است. همچنین به معنای «ریسمان طویل و مضطرب» نیز گفته شده است (ر.ک؛ طریحی، 1375، ج 6: 271ـ272). برخی معتقدند کلمة «شیطان» به موجود سرکش و متمرّد، اعمّ از انسان، جن و یا جنبندگان دیگر اطلاق می شود و به معنی روح شریر و دور از حق نیز آمده است. اینکه به ابلیس هم شیطان اطلاق شده، به خاطر فساد و شرارتی است که در او وجود دارد. همچنین واژة «إبلیس» از مادّة «بلس» به معنای «یأس و رانده از قرب و رحمت» آمده است (ر.ک؛ مکارم شیرازی و دیگران، 1374، ج1: 191ـ193 و طیب، 1378، ج 8: 32).

14 ـ تفاوت شیطان و ابلیس

ابلیس، اسم شیطان خاصّی است که به واسطة نافرمانی، از درگاه خداوند رانده شد و شیطان یک مفهوم کلّی است به معنای موجود متمرّد و طغیانگر که ابلیس و دیگر شیاطین را از جنّ و انس و یا حتّی حیوانات شامل می گردد.

15 ـ اهداف تهدید پنهان شیطان

هدف اصلی شیطان، فریب دادن انسان برای نافرمانی از خداوند و گرایش به طاغوت است. این همان گمراهی آشکار است که برای آن قسم یاد کرده است

برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به - رزائل اخلاقی  -- غرور-- خود برتر بینی.

     منابع

 مرکز فرهنگ و معارف قرآن، دائرة المعارف قرآن کریم، به نقل از بحارالانوار. فخرالدین طریحی، مجمع البحرین. و منابع دیگر.

   امینی گلستانی