570 - یک روایت خواندنی ( تنها مومن آل ابلیس )
27 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                        یک روایت خواندنی  (   تنها مومن آل ابلیس).

در مورد هام بن هیثم بن قیس بن ابلیس(نبیره ابلیس) روایت جالبی داریم که ذکر آن خالی از لطف نیست:

روزی پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در بین کوه های مکه قدم می زد، چشمش به مردی بلند قامت افتاد، به او فرمود: تو از جنّیان هستی، اینجا چه می کنی؟

گفت: من "هام" فرزند "هیثم" فرزند "قیس" فرزند "ابلیس" هستم.

حضرت فرمود: بین تو و ابلیس دو پدر فاصله است؟

گفت: آری. فرمود: چند سال عمر کرده ای؟

پاسخ داد: به مقدار عمر دنیا، آن روزی که قابیل، هابیل را کشت، من نوجوان بودم و می شنیدم که آن دو چه می گویند؛ و کار من این بود که بین افراد تفرقه و دشمنی ایجاد می کردم، و بر بام خانه ها و سر دیوارها می رفتم و شور و شیون به راه می انداختم، و سعی داشتم که افراد صله رحم نکنند، نیز خوراک و طعام انسان ها را فاسد می گرداندم.

حضرت رسول اکرم(صلوات الله علیه) فرمود: کارهای بسیار زشت و خطرناکی را انجام داده ای.

"هام" گفت: مدت ها است توبه کرده ام و توسط حضرت نوح(علیه السلام) هدایت گشتم و سوار کشتی او شدم، من همراه حضرت هود(علیه السلام)، در مسجد هنگام عبادت با دیگر مؤمنین حضور داشتم، و با حضرت إلیاس(علیه السلام) در جریان ریگ های بیابان بودم؛ و آن هنگامی که خواستند حضرت ابراهیم (علیه السلام) را در آتش بیندازند حضور داشتم؛ و چون خواستند حضرت یوسف(علیه السلام) را به چاه افکنند کنارش بودم، او را در بغل گرفته و آهسته در چاه نهادم، همچنین در زندان، مونس و همدم او بودم.

و نیز مدتی با حضرت موسی(علیه السلام) بودم و مقداری از تورات را به من تعلیم نمود و فرمود: چنانچه حضرت عیسی را ملاقات کردی، سلام مرا به او برسان، و حضرت عیسی(علیه السلام) مقداری از انجیل را به من تعلیم داد و سپس فرمود: سلام مرا به حضرت محمد(صلّی الله علیه و آله) برسان.

پس یا رسول الله! سلام حضرت عیسی بر تو باد.

رسول خدا(صلوات الله علیه) فرمود: سلام خدا بر او باد و نیز سلام بر تو که سلام رسان هستی، ای هام! چنانچه خواسته ای داری، بگو؟

هام گفت: آرزوی من آن است که خداوند تو را برای هدایت و نجات امّت نگه دارد و این که امّت، صادقانه مطیع وصی و خلیفه ات باشند، چون که امّت های گذشته به جهت مخالفت و دشمنی با اوصیای پیغمبرانشان هلاک شدند، و تقاضای دیگر من آن است که مقداری از قرآن را به من بیاموزی تا در نماز بخوانم.

پیامبر اکرم به امام علی(علیهماالسلام) فرمود: یا علی! "هام" را تعلیم ده و با او مدارا کن.

هام اظهار داشت: یا رسول الله! این شخص کیست؟ تا همدم او باشم، چون جنّیان فقط تابع پیغمبر و یا خلیفه او هستند.

حضرت فرمود: ای هام! خلیفه دیگر انبیاء چه کسانی بودند؟

گفت: خلیفه آدم فرزندش "شیث" بود، خلیفه نوح، "سام"، خلیفه هود، "یوحنّا" پسر عموی هود بود و خلیفه ابراهیم،" اسماعیل"، خلیفه اسماعیل، "اسحاق"، خلیفه موسی، "یوشع"، خلیفه عیسی، "شمعون"، و اینها خلیفه پیغمبران خود گشتند، چون زاهدترین افراد نسبت به دنیا و راغب ترین آنها در آخرت بودند.

پیامبر خدا فرمود: در کتاب های آسمانی چه کسی خلیفه من معرفی شده است؟ گفت: در تورات، شخصی به نام «ایلْیا» ذکر شده؛ پس حضرت فرمود: این شخص، همان «ایلیا» است؛ و یکی از نام های دیگر او، حیدر است. سپس "هام" بر حضرت علی (علیه السلام) سلام کرد.پس از آن حضرت علی(علیه السلام) بعضی از سوره های قرآن را به "هام" نبیره شیطان تعلیم نمود.

-------------------------------------------------------------------------------------------

خرایج راوندی، ج 2، ص 856- 858، ح 72/ بصائر الدّرجات، ص 121، ح 13.

منبع: پایگاه رهروان ولایت

   این روایت به صورت دیگر و کمی متفاوت

محمد بن حسن بن فروخ صفار ((صفار در دورانی زندگی می کرد که ظلم و جنایت و خفقان بنی عباس به نهایت خود رسیده بود. بسیاری از شیعیان و یاران ائمه (علیهم السلام) در زندان ها و شکنجه گاه ها به سر می بردند وحتی امامان معصوم نیز در خانه های خود تحت مراقبت ونظر به سر می بردند)) صفار یکی از چهره های درخشان آن روزگاراست که با استفاده های فراوان از شخصیت های علمی آن زمان و نوشتن نامه های خصوصی ومخفیانه خدمت امام حسن عسکری (علیه السلام) خود را به آن حضرت مرتبط می کرد و شیعیان را از نور وجود ایشان بهره مند می ساخت.

 از روات حدیث و از یاران نزدیک امام عسگری (علیه السلام) در کتاب مشهور بصائر الدرجات (حدیث ۳۹۵ ج ۱) از امام صادق (ع) به نقل از رسول خدا (ص) آورده است:

حضرت فرمود: بر تو چه رفته است؟

گفت: روزگارم را به بیهودگی گذراندم مگر اندکی را. من روزی که قابیل، هابیل را کشت نوجوانی بودم که می توانستم سخن بگویم. اعتصام به حبل الهی نداشتم، در بیشه می گشتم و از تپّه ها بالا می رفتم و مردم را به قطع رحم با خویشاوندان و مال حرام دعوت می نمودم.

پیامبر (ص) فرمود: چه بد سیره ای است روش پیری که در سنین کهنسالی به اندیشه می نشیند و جوانی که در سنین جوانیش در آرزوها و خیال پردازی، روزگار می گذراند.

آن جن گفت: من توبه کرده ام.

فرمود: به دست چه کسی؟

به دست نوح (علیه السلام وقتی همراه نوح (علیه السلام) در کشتی بودم و او را به دلیل دعایی که برای قوم خویش می نمود، سرزنش کردم. چندانکه گریست و مرا به گریه افکند. پس از آن با هود (علیه السلام)، و پیروانش، در مسجد بودم و او را نیز به جهت دعایی که برای قومش نمود، ملامت کردم. و همینطور با الیاس در شن زارها. و با ابراهیم علیه السلام) آنگاه که قومش با او نیرنگ کردند و حضرتش را در آتش افکندند. من در میانه منجنیق و آتش بودم که خداوند آتش را بر آن حضرت سرد و سلامت ساخت.

با یوسف (ع) بودم آنگاه که برادرانش به وی حسادت ورزیدند و او را در چاهی افکندند. من او را به ژرفای چاه بردم و بدو غذا می دادم و بسان یک رفیق با او رفتار می نمودم. بعد از آن، در زندان نیز یار و انیس وی بودم تا این که خداوند وی را از آنجا رهایی بخشید. من، همراه با موسی (علیه السلام) بودم. آن حضرت بخشی از تورات را به من آموخت و فرمود: اگر در زمان حضرت عیسی زنده بودی، سلام مرا بدو برسان. من نیز عیسی (علیه السلام) را ملاقات کردم و سلام موسی (علیه السلام) را به ایشان رساندم. و همراه آن حضرت بودم و او بخشی از انجیل را به من آموخت و فرمود: اگر در دوران محمّد (ص) بودی سلام مرا به ایشان ابلاغ کن. پس ای رسول خدا! عیسی بر تو سلام می رساند.

رسول خدا (ص) فرمود: درود خدا بر عیسی، روح خدا و کلمه او و همه پیامبران الهی تا زمانی که آسمان ها و زمین پا برجایند. و بر تو نیز سلام ای هام! که سلام آنان را به من رساندی. چنانچه حاجتی داری، بگو!

هام گفت: خواسته ام این است که خداوند تو را برای امّتت حفظ کند و آنان را برای تو صالح گرداند و بدان ها در حق وصی بعد از تو، استقامت بخشد چرا که امت های پیشین به خاطر سرپیچی از اوصیای الهی به هلاکت رسیدند. ای رسول خدا! می خواهم که سوره هایی از قرآن به من تعلیم دهی تا در نمازم بخوانم.

حضرتش به علی (علیه السلام) فرمود: به او یاد بده و با وی مدارا کن!

هام گفت: ای رسول خدا! این کیست که مرا بدو می سپاری؟ به ما جنّیان امر شده که جز با پیامبر یا جانشین پیامبر، هم سخن نشویم.

رسول خدا (ص) فرمود: ای هام! در کتاب، چه کسی را وصی «آدم» یافتید؟

- «شیث» فرزند آدم را.

- جانشین «نوح» که بود؟

- «سام بن نوح».

- جانشین «هود» که بود؟

- «یوحنا بن حنان» پسر عموی هود.

- وصی و جانشین «ابراهیم» که بود؟

- «اسماعیل و جانشین اسماعیل، اسحاق».

- جانشین «موسی» که بود؟

- «یوشع بن نون».

جانشین «عیسی» که بود؟

- «شمعون بن حمون صفا» پسر عموی مریم.

- از چه رو اینان جانشینان پیامبران هستند.

- چون در دنیا زاهدترین مردم بودند و راغب ترین آنان به آخرت.

- در کتاب، جانشین «محمّد» را چه کسی یافتی؟

- در تورات، نامش «إلیاست.»

آنگاه حضرت فرمود: این «إلیاست» او علی جانشین و برادر من است، او زاهدترین مردم نسبت به دنیا و راغب ترینشان نسبت به خداوند در آخرت است.

امام بر علی (ع) سلام کرد و گفت: ای رسول خدا! آیا نام دیگری هم دارد؟

فرمود: آری، «حیدر».

آنگاه، پس علی (علیه السلام) سوره هایی از قرآن را بدو آموخت.

هام گفت: ای علی! ای جانشین پیامبر (ص)! آیا آنچه از قرآن به من آموختی برای نمازم کافی است؟

فرمود: آری. اندک قرآن، بسیار است.

(این گذشت تا اینکه) یک بار دیگر هام آمد و بر رسول خدا (ص) سلام داد و خداحافظی کرد و برگشت. و دیگر پیامبر (ص) را ندید تا اینکه حضرتش درگذشت. () محمد بن حسن، صفار، بصائر الدرجات الکبری فی فضائل آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین (طبع جدی(، صص ۲۰۸-۲۱۰.

در پاره ای منابع دیگر، جزئیات دیگری از سرنوشت هام گزارش شده از جمله اینکه او پس از پیامبر (ص)، در لیلةالهریر ( نمونه را بنگرید به: الروضة فی فضائل أمیر المومنین علی بن أبی طالب (علیه السلام)، ص ۲۲۳. بار دیگر خدمت امیرمومنان (علیه السلام) شرف یاب شد و در بالاخره در همان جنگ صفین، در حالیکه در رکاب وصی پیامبر (ص) می جنگید، به فیض شهادت نائل آمد. ( هریر به معنای زوزه سگ، و کنایه از همهمه و ناله و غوغاست. سخت ترین شب حمله جنگ صفین از نظر تلفات گسترده دو سپاه و فراوانی ناله و فریاد زخمیان و مجروحان، «لیلة الهریر» (شب غوغا و ناله) نام دارد.).

برخی از این نمونه ها:

آنچه نقل کردیم، کامل ترین سند روایی حکایت مزبور است. که کری از منابع متقدم و متأخر شیعی و سنی، با اختلاف هایی در نقل، اصل این جریان را تأیید و نقل کرده اند که کاربران اهل تدقیق در تحقیق را بدان ها ارجاع می دهیم.

جعفریات (اشعثیات)، ابوعلی محمد بن اشعث کوفی (۳۰۳ه.ق).

تفسیر قمی، علی بن ابراهیم.

مستدرک الوسایل، محدث نوری، ج ۸، ص ۳۶۹.

تفسیر شریف، شریف لاهیجی

تفسیر صافی، ملأ محسن فیض کاشانی، ج ۴.

الوافی، ج ۱۵، ص ۲۳۷.

الفتوحات المکیه، محی الدین، ابن عربی، ج ۲، ص ۲۸۸.

اسدالغابه فی معرفه الصحابه، ابن کثیر، ج ۴، ص ۶۰۴.

دلایل النبوه (اصفهانی)، ابونعیم، ابوعبدالله، ج ۲، ص ۳۷۱.

شهادت فرزند شیطان در رکاب امیرالمومنین(علیه السلام)

هام، پس از پیامبر (ص)، در "لیلةالهریر" بار دیگر خدمت امیرمومنان (علیه السلام) شرف یاب شد و در بالاخره در همان جنگ صفین، در حالیکه در رکاب وصی پیامبر (صلی الله علیه و آله) می جنگید، به فیض شهادت نائل آمد.

امینی گلستانی