553- ((‏‏ارث زن و شوهر‏ و مسایل مربوط به ارث و دیه و مسایل مربوط به آن ( 7 )
27 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                                  ((‏‏ارث زن و شوهر‏))

‏‏         مسأله 2779- اگر زنی بمیرد و اولاد نداشته باشد،نصف همۀ مال را شوهر او و بقیه ‏‎ ‎‏را ورثۀ دیگر می‌برند و اگر از آن شوهر یا از شوهر دیگر اولاد داشته باشد،چهار یک ‏
‎‏همۀ مال را شوهر و بقیه را ورثۀ دیگر می‌برند.‏
‏‏         مسأله 2780- اگر مردی بمیرد و اولاد نداشته باشد،چهار یک مال او را زن و بقیه را ‏‎ ‎‏ورثه دیگر می‌برند و اگر از آن زن یا از زن دیگر اولاد داشته باشد،هشت یک مال را ‏‎ ‎‏زن و بقیه را ورثۀ دیگر می‌برند،و زن از زمین خانۀ مسکونی،نه از خود زمین و نه از ‏‎ ‎‏قیمت آن ارث نمی‌برد و احتیاط واجب آن است که در زمین باغ ‏‎[1]‎‏و زراعت و ‏‎ ‎‏زمین‌های دیگر هم با ورثۀ میت صلح کند و نیز از خود هوایی خانه مانند بنا و درخت ‏‎ ‎‏ارث نمی‌برد ولی از قیمت آنها ارث می‌برد و از درخت و زراعت و ساختمانی که در ‏‎ ‎‏زمین باغ و زراعت و زمین‌های دیگر است اگر چه ارث می‌برد،اما چون ارث بردن او ‏‎ ‎‏از خود اینها یا از قیمت اینها محل اشکال است،احتیاط واجب آن است که در اینها هم ‏‎ ‎‏با ورثۀ دیگر صلح نماید.‏
‏‏         مسأله 2781- اگر زن بخواهد در چیزهایی که از آنها ارث نمی‌برد،مانند زمین خانه ‏‎ ‎‏مسکونی،تصرف کند،باید از ورثۀ دیگر اجازه بگیرد.و نیز احتیاط واجب آن است ‏‎[2]‎‎ ‎‏که ورثه تا سهم زن را نداده‌اند،در چیزهایی که زن از قیمت آنها ارث می‌برد،مانند بنا و ‏‎ ‎‏درخت بدون اجازۀ او تصرف نکنند و چنانچه پیش از دادن سهم زن اینها را بفروشند ‏‎ ‎‏در صورتی که زن معامله را اجازه دهد،صحیح وگرنه باطل است.‏
‏‏         مسأله 2782- اگر بخواهند بنا و درخت و مانند آن را قیمت نمایند باید حساب کنند که ‏‎ ‎‏اگر آنها بدون اجاره در زمین بمانند تا از بین بروند چقدر ارزش دارند و سهم زن را از ‏‎ ‎‏آن قیمت بدهند.‏
‏‏         مسأله 2783- مجرای آب قنات و مانند آن حکم زمین را دارد و آجر و چیزهایی ‏
‎‏که در آن به کار رفته،در حکم ساختمان است.‏
‏‏         مسأله 2784- اگر میت بیش از یک زن داشته باشد،چنانچه اولاد نداشته باشد،چهار ‏‎ ‎‏یک مال،و اگر اولاد داشته باشد،هشت یک مال به شرحی که گفته شد،به طور مساوی ‏‎ ‎‏بین زن‌های او ‏‎[3]‎‏قسمت می‌شود،اگرچه شوهر با هیچ‌یک از آنان یا بعض آنان نزدیکی ‏‎ ‎‏نکرده باشد،ولی اگر در مرضی که به آن مرض از دنیا رفته زنی را عقد کرده و با او ‏‎ ‎‏نزدیکی نکرده است،آن زن از او ارث نمی‌برد و حق مهر هم ندارد.‏
‏‏         مسأله 2785- اگر زن در حال مرض،شوهر کند و به همان مرض بمیرد شوهرش ‏‎ ‎‏اگرچه با او نزدیکی نکرده باشد،از او ارث می‌برد.‏
‏‏         مسأله 2786- اگر زن را به ترتیبی که در احکام طلاق گفته شد طلاق رجعی بدهند و در ‏‎ ‎‏بین عدّه بمیرد،شوهر از او ارث می‌برد.و نیز اگر شوهر در بین عدّۀ زن بمیرد،زن از او ‏‎ ‎‏ارث می‌برد ولی اگر بعد از گذشتن عدّه رجعی یا در عدّۀ طلاق بائن یکی از آنان بمیرد، ‏‎ ‎‏دیگری از او ارث نمی‌برد.‏
‏‏         مسأله 2787- اگر شوهر در حال مرض عیالش را طلاق دهد و پیش از گذشتن دوازده ‏‎ ‎‏ماه هلالی بمیرد،زن با سه شرط از او ارث می‌برد. اول: آن که در این مدت شوهر دیگر ‏‎ ‎‏نکرده باشد. دوم: به واسطۀ بی‌میلی به شوهر مالی به او نداده باشد که به طلاق دادن ‏‎ ‎‏راضی شود.بلکه اگر چیزی هم به شوهر ندهد ولی طلاق به تقاضای زن باشد،باز هم ‏‎ ‎‏ارث بردنش اشکال دارد. سوم: شوهر در مرضی که در آن مرض زن را طلاق داده،به ‏‎ ‎‏واسطۀ آن مرض یا به جهت دیگری بمیرد،پس اگر از آن مرض خوب شود و به جهت ‏‎ ‎‏دیگری از دنیا برود،زن از او ارث نمی‌برد.‏
‏‏         مسأله 2788- لباسی که مرد برای پوشیدن زن خود گرفته اگرچه زن آن را پوشیده ‏‎ ‎‏باشد،بعد از مردن شوهر،جزء مال شوهر است. ‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
1    -زن از هیچ زمینی ارث نمی‌برد نه از خود آن و نه از قیمت آن،و اما از هوایی همه چیزارث می‌برد لکن از عین آنها نمی‌برد و از قیمت می‌برد و دو احتیاطی که در مسأله است هیچ‌یک واجب نیست.
    2-بلکه جائز نبودن خالی از قوّت نیست.
3    -اگر همه عقدی باشند.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((مسائل متفرقۀ ارث))

‏‏ ‏‏‏         مسأله 2789- قرآن و انگشتری و شمشیر میت و لباسی را که پوشیده ‏‎[1]‎‏مال پسر ‏‎ ‎‏بزرگ‌تر است و اگر میت از این چهار چیز بیشتر از یکی دارد،مثلاً دو قرآن یا دو ‏‎ ‎‏انگشتری دارد،احتیاط واجب آن است که پسر بزرگ در آنها با ورثۀ دیگر صلح کند.‏
‏‏         مسأله 2790- اگر پسر بزرگ میت بیش از یکی باشد مثلاً از دو زن او در یک وقت دو ‏‎ ‎‏پسر به دنیا آمده باشد،باید لباس و قرآن و انگشتری و شمشیر میت را به طور مساوی ‏‎ ‎‏بین خودشان قسمت کنند.‏
‏‏         مسأله 2791- اگر میت قرض داشته باشد،چنانچه قرضش به اندازۀ مال او یا زیادتر ‏‎ ‎‏باشد،باید چهار چیزی هم که مال پسر بزرگ‌تر است و در مسأله پیش گفته شد،به ‏‎ ‎‏قرض او بدهند و اگر قرضش کمتر از مال او باشد باید از آن چهار چیزی ‏‎[2]‎‏هم که به ‏‎ ‎‏پسر بزرگ‌تر می‌رسد به نسبت به قرض او بدهند مثلاً اگر همۀ دارایی او شصت تومان ‏‎ ‎‏است و به مقدار بیست تومان آن از چیزهایی است که مال پسر بزرگ‌تر است و سی ‏‎ ‎‏تومان هم قرض دارد پسر بزرگ باید به مقدار ده تومان از آن چهار چیز را بابت قرض ‏‎ ‎‏میت بدهد.‏
‏‏         مسأله 2792- مسلمان از کافر ارث می‌برد ولی کافر اگرچه پدر یا پسر میت باشد از او ‏‎ ‎‏ارث نمی‌برد.‏
‏‏         مسأله 2793- اگر کسی یکی از خویشان خود را عمداً و به ناحق بکشد،از او ارث ‏‎ ‎‏نمی‌برد ولی اگر از روی خطا باشد مثل آن که سنگ را به هوا بیندازد و اتفاقاً به یکی از ‏
‎‏خویشان او بخورد و او را بکشد از او ارث می‌برد ولی ارث بردن او از دیۀ قتل که بعداً ‏‎ ‎‏گفته می‌شود،محل اشکال است ‏‎[3]‎
‏‏         مسأله 2794- هرگاه بخواهند ارث را تقسیم کنند،برای بچه‌ای که در شکم است که اگر ‏‎ ‎‏زنده به دنیا بیاید ارث می‌برد،سهم دو پسر را کنار می‌گذارند ‏‎[4]‎‏.ولی اگر احتمال بدهند ‏‎ ‎‏بیشتر است مثلاً احتمال بدهند که زن سه بچه حامله باشد،سهم سه پسر را کنار ‏‎ ‎‏می‌گذارند،و چنانچه مثلاً یک پسر یا یک دختر به دنیا آمد،زیادی را ورثه بین ‏‎ ‎‏خودشان تقسیم می‌کنند.‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
1    -و لباسی را که برای پوشیدن دوخته است مال پسر بزرگ‌تر است اگرچه نپوشیده باشد واگر از آنچه ذکر شده بیشتر از یکی داشته باشد آنچه استعمال یا مهیا شده برای استعمال مال پسر بزرگ است.
2    -به احتیاط واجب.
 3   -از دیه ارث نمی‌برد
4    -فرض مسأله در جایی است که در طبقه بچه‌ای که در شکم است وارث دیگر مثل اولاد  و پدر و مادر باشند.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((‏‏احکام حدّی که برای بعضی از گناهان معیّن شده است‏))

‏‏         مسأله 2795- اگر کسی با یکی از محرم‌های خود که مثل مادر و خواهر با او نسبت ‏‎ ‎‏دارند زنا کند،به حکم حاکم شرع باید او را بکشند و همچنین است اگر مرد کافر با زن ‏‎ ‎‏مسلمان زنا کند.و در اخبار بسیار وارد شده است که انجام دادن یکی از حدها باعث ‏‎ ‎‏می‌شود که مردم کار نامشروع نکنند و دنیا و آخرت آنان را حفظ می‌کند و منفعتش ‏‎ ‎‏برای آنان بیشتر است از این که چهل روز باران ببارد.‏
‏‏         مسأله 2796- اگر مرد آزادی زنا کند،باید او را صد تازیانه بزنند و چنانچه سه مرتبه زنا ‏‎ ‎‏کند و در هر دفعه صد تازیانه‌اش بزنند.در دفعۀ چهارم باید او را بکشند.ولی کسی که ‏‎ ‎‏زن عقدی دائمی دارد،و در حالی که بالغ و عاقل و آزاد بوده با او نزدیکی کرده و هر ‏‎ ‎‏وقت هم بخواهد می‌تواند با او نزدیکی کند،اگر با زنی که بالغه و عاقله است زنا کند، ‏‎ ‎‏باید او را سنگسار نمایند.‏
‏‏         مسأله 2797- اگر مردی ببیند که کسی با زن او زنا می‌کند،چنانچه نترسد که به او ‏‎ ‎‏ضرری بزنند،می‌تواند هر دو را بکشد.و اگر آنان را نکشد،آن زن بر او حرام نمی‌شود.‏
‏‏         مسأله 2798- اگر مرد مکلف عاقلی با مکلف عاقل دیگر لواط کند،باید هر دوی آنان ‏
‎‏را بکشند و حاکم شرع می‌تواند لواط کننده را با شمشیر بکشد.یا سنگسار کند،یا زنده ‏‎ ‎‏با آتش بسوزاند،یا دست و پای او را ببندد و از جای بلندی به زیر اندازد و یا دیواری ‏‎ ‎‏را روی او خراب کند.‏
‏‏         مسأله 2799- اگر یک نفر کس دیگر را امر کند که به نا حق کسی را بکشد در صورتی ‏‎ ‎‏که قاتل و کسی که به او دستور داده،هر دو مکلف و عاقل باشند،قاتل را باید کشت و ‏‎ ‎‏کسی که او را امر کرده باید حبس کرد تا بمیرد.‏
‏‏         مسأله 2800- اگر فرزند،پدر یا مادر را عمداً بکشد،باید او را بکشند.ولی اگر پدری ‏‎ ‎‏فرزند خو را عمداً بشکد،باید به دستوری که در احکام دیه گفته می‌شود دیه بدهد و ‏‎ ‎‏هر قدر حاکم شرع صلاح می‌داند او را بزنند.‏
‏‏         مسأله 2801- هر گاه کسی پسری را از روی شهوت ببوسد،حاکم شرع از سی تا نود ‏‎ ‎‏هر قدر صلاح می‌داند،تازیانه به او می‌زند.و روایت شده است که خداوند عالم ‏‎ ‎‏دهانه‌ای از آتش به دهان او می‌زند و ملائکه آسمان و زمین و ملائکه رحمت و ‏‎ ‎‏غضب بر او لعنت می‌کنند و جهنم برای او مهیّا خواهد بود.ولی اگر توبه کند توبۀ او ‏‎ ‎‏قبول می‌شود.‏
‏‏         مسأله 2802- اگر کسی مرد و زن را برای زنا یا مرد و پسر را برای لواط به هم برساند، ‏‎ ‎‏چنانچه آن کس زن باشد،باید هفتاد و پنج تازیانه به او بزنند و اگر مرد باشد،بعد از ‏‎ ‎‏هفتاد و پنج تازیانه باید سر او را بتراشند و در کوچه و بازار بگردانند و از محلی که در ‏‎ ‎‏آن محل این کار را کرده بیرونش کنند.‏
‏         مسأله 2803- اگر کسی بخواهد با زنی زنا کند،یا با پسری لواط نماید و بدون آن که او ‏‎ ‎‏را بکشند جلوگیری از او ممکن نباشد،کشتن او جایز است.‏
‏‏         مسأله 2804- اگر کسی به مرد یا زن مسلمانی که بالغ و عاقل و آزاد است نسبت زنا یا ‏‎ ‎‏لواط بدهد،یا ولدالزنا بگوید،باید هشتاد تازیانه از روی لباس به او بزنند.‏
‎‏         مسأله 2805- کسی که مکلف و عاقل است اگر از روی اختیار شراب بخورد،در دفعه ‏‎ ‎‏اول و دوم باید تمام بدنش را غیر از عورت برهنه کنند و هشتاد تازیانه به او بزنند و در ‏‎ ‎‏دفعه سوم یا چهارم باید او را بکشند.‏
‏‏         مسأله 2806- کسی که مکلف و عاقل است اگر چهار نخود و نیم طلای سکّه‌دار یا چیز ‏‎ ‎‏دیگری را که به این مقدار ارزش دارد بدزدد.چنانچه شرطهایی را که در شرع برای ‏‎ ‎‏آن معیّن شده دارا باشد،در دفعۀ اول باید چهار انگشت دست راست او از بیخ ببرند و ‏‎ ‎‏کف دست و شست او را بگذارند و در دفعۀ دوم بنابر احتیاط باید پای چپ او را از ‏‎ ‎‏وسط قدم ببرند و در دفعۀ سوم باید او را حبس کنند تا بمیرد و چنانچه مال دارد خرج ‏‎ ‎‏او را از مال خودش و اگر ندارد از بیت‌المال بدهند و در صورتی که در زندان دزدی ‏‎ ‎‏کند،باید او را بکشند.‏

((‏‏احکام دیه‏))

‏‏         مسأله 2807- اگر کسی عمداً و به نا حق دیگری را بکشد،ولیّ کشته می‌تواند قاتل را ‏‎ ‎‏عفو کند یا بکشد،یا مقداری که در مسأله بعد گفته می‌شود از او دیه بگیرد،اما اگر از ‏‎ ‎‏روی خطا بکشد مثلاً برای حیوانی تیر بیندازد و اشتباهاً کسی را بکشد،ولیّ کشته حق ‏‎ ‎‏ندارد او را بکشد،اما می‌تواند دیه بگیرد.‏
‏‏         مسأله 2808- دیه‌ای که قاتل باید بدهد یکی از شش چیز است: اول: صد شتر که ‏‎ ‎‏داخل سال ششم شده باشند. دوم: دویست گاو. سوم: هزار گوسفند. چهارم: دویست ‏‎ ‎‏حله و هر حله دو پارچه‌ای است که در یمن می‌بافند. پنجم: هزار مثقال شرعی طلا ‏‎ ‎‏که هر مثقال آن 18 نخود است. ششم: ده هزار درهم که هر درهمی 12/6 نخود نقرۀ ‏‎ ‎‏سکه‌دار است.‏
‏‏         مسأله 2809- دیۀ چند چیز مثل دیه کشتن است که مقدار آن در مسألۀ پیش گفته شد. ‏
‏‏اول: آن که دو چشم کسی را کور کند،یا چهار پلک چشم او را از بین برد و اگر یک ‏‎ ‎‏چشم او را کور کند،باید نصف دیه کشتن را بدهد. دوم: دو گوش کسی را ببرد،یا ‏‎ ‎‏کاری کند که هر دو گوش او کر شود و اگر یک گوش او را ببرد یا کر کند.باید نصف ‏‎ ‎‏دیۀ کشتن را بدهد و اگر نرمۀ گوش او را ببرد،باید ثلث دیۀ کشتن را بدهد. سوم: تمام ‏‎ ‎‏بینی یا نرمه بینی کسی را ببرد. چهارم: زبان کسی را از بیخ ببرد و اگر مقداری از آن را ‏
‎‏ببرد باید به نسبت،دیه بدهد مثلاً اگر نصف زبان را ببرد،باید نصف دیۀ کشتن را ‏‎ ‎‏بدهد. پنجم: تمام دندان‌های کسی را از بین ببرد و دیۀ هر کدام از دوازده دندان جلوی ‏‎ ‎‏دهان که شش عدد بالا و شش عدد پایین می‌باشد،پنجاه مثقال شرعی طلا است و هر ‏‎ ‎‏مثقال شرعی 18 نخود است و اگر یکی از شانزده دندان عقب را که هشت عدد آنها بالا ‏‎ ‎‏و هشت عدد پایین است از بین ببرد،باید بیست و پنج مثقال شرعی طلا بدهد. ششم: ‏
‏هر دو دست کسی را از بند جدا کند و اگر یک دست را از بند جدا کند،باید نصف دیۀ ‏‎ ‎‏کشتن را بدهد. هفتم: ده انگشت کسی را ببرد و دیه هر انگشت،ده یک دیۀ کشتن ‏‎ ‎‏است. هشتم: پشت کسی را طوری بشکند که دیگر درست نشود. نهم: هر دو پستان ‏‎ ‎‏زنی را ببرد و اگر یکی از آنها را ببرد،باید نصف دیۀ کشتن را بدهد. دهم: هر دو پای ‏‎ ‎‏کسی را تا مفصل،یا همۀ ده انگشت پا را ببرد و دیۀ هر انگشت،ده یک دیۀ کشتن ‏‎ ‎‏است. یازدهم: تخم‌های مردی را از بین ببرد. دوازدهم: طوری به کسی آسیب برساند که ‏‎ ‎‏عقل او از بین برود. سیزدهم: به کسی صدمه‌ای بزند که دیگر بوی خوب و بد را ‏‎ ‎‏نفهمد،یا منی از او خارج نشود.‏
‏‏         مسأله 2810- اگر اشتباهاً کسی را بکشد باید دیه او را بدهد و یک بنده آزاد کند و اگر ‏‎ ‎‏نتواند بنده آزاد کند.دو ماه روزه بگیرد و اگر این را هم نتواند شصت فقیر را سیر کند و ‏‎ ‎‏اگر عمداً و به ناحق بکشد.در صورت عفو یا گرفتن دیه باید دو ماه روزه بگیرد و ‏‎ ‎‏شصت فقیر را سیر کند و یک بنده آزاد نماید.‏
‏‏         مسأله 2811- کسی که سوار حیوان است،اگر کاری کند که آن حیوان به کسی آسیب ‏‎ ‎‏برساند،ضامن است.و نیز اگر دیگری کاری کند که حیوان به سوار خود،یا به کس ‏‎ ‎‏دیگر صدمه بزند،ضامن می‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2812- اگر انسان کاری کند که زن حامله سقط کند چنانچه چیزی که سقط شده ‏‎ ‎‏نطفه باشد دیه‌اش بیست مثقال شرعی طلا است که هر مثقال آن 18 نخود می‌باشد.و ‏‎ ‎‏اگر علقه؛یعنی خون بسته باشد،چهل مثقال و اگر مضغه؛یعنی پارۀ گوشت باشد، ‏
‎‏شصت مثقال و اگر استخوان شده باشد هشتاد مثقال و اگر گوشت آورده ولی هنوز ‏‎ ‎‏روح در او دمیده نشده،صد مثقال.و اگر روح در او دمیده شده،چنانچه پسر باشد،دیۀ ‏‎ ‎‏او هزار مثقال و اگر دختر باشد،دیۀ او پانصد مثقال شرعی طلا است.‏
‏‏         مسأله 2813- اگر زن حامله کاری کند که بچه‌اش سقط شود،باید دیۀ آن را به تفصیلی ‏‎ ‎‏که در مسأله پیش گفته شد،به وارث بچه بدهد و به خود زن چیزی از آن نمی‌رسد.‏
‏‏مسأله 2814- اگر کسی زن حامله را بکشد،باید دیۀ زن و بچه را بدهد.‏
‏‏         مسأله 2815- اگر پوست سر،یا صورت مردی را پاره کند،باید یک شتر به او بدهد.و ‏‎ ‎‏اگر به گوشت برسد و قدری از آن را هم ببرد،باید دو شتر بدهد.و اگر خیلی از گوشت ‏‎ ‎‏را پاره کند،باید سه شتر بدهد.و اگر به پردۀ نازک استخوان برسد،چهار شتر و اگر ‏‎ ‎‏استخوان نمایان شود،پنج شتر.و اگر استخوان بشکند،ده شتر و اگر بعضی از ریزه‌های ‏‎ ‎‏استخوان از جای خود بیرون آید،پانزده شتر.و اگر به پردۀ مغز سر برسد،باید سی و ‏‎ ‎‏سه شتر بدهد.‏
‏‏         مسأله 2816- اگر به صورت کسی سیلی یا چیز دیگر بزند به طوری که صورت او ‏‎ ‎‏سرخ شود باید یک مثقال و نیم شرعی طلا که هر مثقالی 18 نخود است بدهد.و اگر ‏‎ ‎‏کبود شود،سه مثقال،و اگر سیاه شود،باید شش مثقال شرعی طلا بدهد ولی اگر جای ‏‎ ‎‏دیگر بدن کسی را به واسطۀ زدن،سرخ یا کبود یا سیاه کند،باید نصف آنچه را که گفته ‏‎ ‎‏شد بدهد.‏
‏‏         مسأله 2817- اگر به حیوان حلال گوشت کسی زخم بزند،یا چیزی از بدن آن را ببرد ‏‎ ‎‏باید تفاوت قیمت سالم و معیوب آن را به صاحبش بدهد.‏
‏‏         مسأله 2818- اگر انسان سگ شکاری کسی را بکشد،باید بیست و یک مثقال معمولی ‏‎ ‎‏نقرۀ سکه‌دار به او بدهد.و اگر سگی که نگهداری خانه را می‌کند،یا سگ گلۀ کسی را ‏‎ ‎‏تلف نماید،باید ده مثقال و نیم نقرۀ سکه‌دار بدهد.و اگر سگی که پاسبانی زراعت را ‏
‎‏می‌کند بکشد باید نه من و نیم و سه سیر و چهارده مثقال و نیم گندم که تقریباً 29 کیلو و ‏‎ ‎‏75 گرم می‌شود بدهد.‏
‏‏         مسأله 2819- اگر حیوان،زراعت یا مال کسی را از بین ببرد،چنانچه صاحب حیوان در ‏‎ ‎‏نگهداری آن کوتاهی کرده باشد،باید مقداری را که ضرر زده به صاحب مال،یا ‏‎ ‎‏زراعت بدهد.‏
‏‏         مسأله 2820- اگر بچه یکی از گناهان کبیره را انجام بدهد،ولی یا معلم او می‌تواند به ‏‎ ‎‏قدری که ادب شود و دیه واجب نشود او را بزند.‏
‏‏         مسأله 2821- اگر کسی بچه‌ای را طوری بزند که دیه واجب شود،دیه مال طفل است و ‏‎ ‎‏اگر مرده باید به ورثۀ او بدهد و چنانچه مثلاً پدر بچه به قدری او را بزند که بمیرد،دیۀ ‏‎ ‎‏او را ورثۀ دیگرش می‌برند و به خود پدر از دیه چیزی نمی‌رسد.‏

((‏‏مسائل متفرقه‏))

‏‏مسائل متفرقه‌ای که به صورت سؤال و جواب در آخر رساله‌های دیگر حضرت ‏‎ ‎‏مستطاب آیة اللّٰه العظمی یادداشت شده در این رساله هر کدام در محل مناسب خود ‏‎ ‎‏نوشته شد و قسمتی از آنها که مناسب با مسائل گذشته نبود در این‌جا بیان می‌شود.‏
‏‏         مسأله 2822- اگر ریشه درخت همسایه در ملک انسان بیاید،می‌تواند از آن جلوگیری ‏‎ ‎‏کند و چنانچه ضرری هم از ریشه درخت به او برسد،می‌تواند از صاحب درخت ‏‎ ‎‏بگیرد.‏
‏‏         مسأله 2823- جهیزیه‌ای که پدر به دختر می‌دهد،اگر مثلاً به واسطه صلح یا بخشش ‏‎ ‎‏ملک او کرده باشد،نمی‌تواند از او پس بگیرد و اگر ملک او نکرده باشد،پس گرفتن آن ‏‎ ‎‏اشکال ندارد.‏
‏‏         مسأله 2824- اگر کسی بمیرد،ورثه بالغ او می‌توانند از سهم خودشان خرج عزاداری ‏‎ ‎‏میت نمایند ولی از سهم صغیر نمی‌شود چیزی برداشت.‏
‏‏         مسأله 2825- اگر انسان غیبت مسلمانی را کند،احتیاط واجب آن است که اگر ‏‎ ‎‏مفسده‌ای پیدا نشود،از آن مسلمان خواهش کند که او را حلال نماید.و چنانچه ‏‎ ‎‏ممکن نباشد باید برای او از خدا طلب آمرزش کند و اگر به واسطه غیبتی که ‏
‏کرده توهینی به آن مسلمان شده در صورتی که ممکن است،باید آن توهین را ‏‎ ‎‏برطرف نمایند.‏
‏‏         مسأله 2826- انسان نمی‌تواند بدون اذن حاکم شرع از مال کسی که می‌داند خمس ‏‎ ‎‏نمی‌دهد،خمس را بردارد و به حاکم شرع برساند.‏
‏‏         مسأله 2827- آوازی که مخصوص مجالس لهو و بازیگری است.غنا و حرام می‌باشد. ‏
‏‏و اگر نوحه یا روضه یا قرآن را هم با غنا بخوانند حرام است.ولی اگر آن را با صدای ‏‎ ‎‏خوب بخوانند که غنا نباشد اشکال ندارد.‏
‏‏مسأله 2828- کشتن حیوانی که اذیت می‌رساند و مال کسی نیست،اشکال ندارد.‏
‏‏         مسأله 2829- جایزه‌ای را که بانک به بعضی از کسانی که در صندوق پس‌انداز حساب ‏‎ ‎‏دارند می‌دهد،چون برای تشویق مردم از خودش می‌دهد و ضرر آن به کسی نمی‌رسد ‏‎ ‎‏حلال است.‏
‏‏         مسأله 2830- اگر چیزی را به صنعتگری بدهند که درست کند و صاحب آن نیاید آن را ‏‎ ‎‏ببرد،چنانچه صنعتگر جست‌وجو کند و از پیدا کردن صاحب آن نا امید شود،باید آن ‏‎ ‎‏را به نیت صاحبش صدقه بدهد.‏
‏‏         مسأله 2831- سینه زدن در کوچه و بازار با این که زن‌ها عبور می‌کنند در صورتی که ‏‎ ‎‏سینه‌زن پیراهن پوشیده باشد.اشکال ندارد و نیز اگر جلوی جمعیت عزادار بیرق و ‏‎ ‎‏مانند آن ببرند،مانعی ندارد ولی باید استعمال آلات لهو نشود.‏
‏‏         مسأله 2832- گذاشتن دندان طلا و دندانی که روکش طلا دارد،برای زن مانعی ندارد. ‏
‏‏ولی اگر زینت حساب شود،برای مرد جایز نیست.‏
‏‏         مسأله 2833- حرام است انسان استمناء کند؛یعنی با خود کاری کند که منی از او ‏‎ ‎‏بیرون آید.‏

باکمال معذرت بیش ازین وقتم اجازه تلخیص نمی داد موفق باشید .