561 - احکام وقف و احکام نذر و عهد‏ واحکام قسم خوردن (5
9 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                         ((احکام وقف))

‏‏ ‏‏‏         مسأله 2685- اگر کسی چیزی را وقف کند،از ملک او خارج می‌شود و خود او و ‏‎ ‎‏دیگران نمی‌توانند آن را ببخشند،یا بفروشند و کسی هم از آن ملک ارث نمی‌برد ولی ‏‎ ‎‏در بعضی از موارد که در مسأله 2102 و 2103 گفته شد،فروختن آن اشکال ندارد.‏
‏‏         مسأله 2686- لازم نیست صیغۀ وقف را به عربی بخوانند،بلکه اگر مثلاً بگوید خانۀ ‏‎ ‎‏خود را وقف کردم ‏‎[1]‎‏و خودش یا کسی که خانه را برای او وقف کرده،یا وکیل،یا ولی ‏‎ ‎‏آن کس بگوید قبول کردم وقف صحیح است.ولی اگر برای افراد مخصوصی وقف ‏‎ ‎‏نکند،بلکه مثل مسجد و مدرسه برای عموم وقف کند،یا مثلاً بر فقرا یا سادات وقف ‏‎ ‎‏نماید،قبول کردن کسی لازم نیست.‏
‏‏         مسأله 2687- اگر ملکی را برای وقف معیّن کند و پیش از خواندن صیغۀ وقف پشیمان ‏‎ ‎‏شود،یا بمیرد،وقف درست نیست.‏
‏‏         مسأله 2688- کسی که مالی را وقف می‌کند،باید قصد قربت داشته باشد ‏‎[2]‎‏و از موقع ‏‎ ‎‏خواندن صیغه،مال را برای همیشه وقف کند و اگر مثلاً بگوید این مال بعد از مردن من ‏
‎‏وقف باشد،چون از موقع خواندن صیغه تا مردنش وقف نبوده صحیح نیست ‏‎[3]‎‏و نیز ‏‎ ‎‏اگر بگوید تا ده سال وقف باشد و بعد از آن نباشد،یا بگوید تا ده سال وقف باشد،بعد ‏‎ ‎‏پنج سال وقف نباشد و دوباره وقف باشد،وقف صحیح نمی‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2689- وقف در صورتی صحیح است که مال وقف را به تصرف کسی که برای ‏‎ ‎‏او وقف شده یا وکیل،یا ولیّ او بدهند،ولی اگر چیزی را بر اولاد صغیر خود وقف ‏‎ ‎‏کند و به قصد این که آن چیز ملک آنان شود،از طرف آنان نگهداری نماید وقف ‏‎ ‎‏صحیح است.‏
‏‏         مسأله 2690- اگر مسجدی را وقف کنند،بعد از آن که یک نفر در آن مسجد نماز ‏‎ ‎‏خواند ‏‎[4]‎‏،وقف درست می‌شود.‏
‏‏         مسأله 2691- وقف کننده باید مکلف و عاقل و با قصد و اختیار باشد و شرعاً بتواند در ‏‎ ‎‏مال خود تصرف کند بنابراین سفیهی ‏‎[5]‎‏که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف ‏‎ ‎‏می‌کند،چون حق ندارد در مال خود تصرف نماید اگر چیزی را وقف کند صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2692- اگر مالی را برای کسانی که به دنیا نیامده‌اند ‏‎[6]‎‏وقف کند،درست نیست ‏‎ ‎‏ولی اگر برای زندگان و بعد از آنها برای کسانی که بعداً به دنیا می‌آیند وقف نمایند مثلاً ‏‎ ‎‏چیزی را بر اولاد خود وقف کند که بعد از آنان وقف نوه‌های او باشد و هر دسته‌ای بعد ‏‎ ‎‏از دستۀ دیگر از وقف استفاده کنند صحیح است. ‏
‎‏         مسأله 2693- اگر چیزی را بر خودش وقف کند مثل آن که دکانی را وقف کند که ‏‎ ‎‏عایدی آن را بعد از مرگ او خرج مقبره‌اش نمایند صحیح نیست.ولی اگر مثلاً مالی را ‏‎ ‎‏بر فقرا وقف کند و خودش فقیر شود،می‌تواند از منافع وقف استفاده نماید.‏
‏‏         مسأله 2694- اگر برای چیزی که وقف کرده متولّی معیّن کند باید مطابق قرارداد او ‏‎ ‎‏رفتار نمایند.و اگر معیّن نکند،چنانچه بر افراد مخصوصی مثلاً بر اولاد خود وقف ‏‎ ‎‏کرده باشد و آنها بالغ باشند،اختیار با خود آنان است ‏‎[7]‎‏و اگر بالغ نباشند،اختیار با ولیّ ‏‎ ‎‏ایشان است و برای استفادۀ از وقف اجازۀ حاکم شرع لازم نیست.‏
‏‏         مسأله 2695- اگر ملکی را مثلاً بر فقرا یا سادات وقف کند یا وقف کند که منافع آن به ‏‎ ‎‏مصرف خیرات برسد،در صورتی که برای آن ملک متولّی معیّن نکرده باشد اختیار آن ‏‎ ‎‏با حاکم شرع است.‏
‏‏         مسأله 2696- اگر ملکی را بر افراد مخصوصی مثلاً بر اولاد خود وقف کند که هر ‏‎ ‎‏طبقه‌ای بعد از طبقۀ دیگر از آن استفاده کنند،چنانچه متولی ملک آن را اجاره دهد و ‏‎ ‎‏بمیرد اجاره باطل نمی‌شود ‏‎[8]‎‏.ولی اگر متولی نداشته باشد و یک طبقه از کسانی که ‏‎ ‎‏ملک بر آنها وقف شده آن را اجاره دهند و در بین مدت اجاره بمیرند،اجاره باطل ‏‎ ‎‏می‌شود ‏‎[9]‎‏و در صورتی که مستأجر،مال الاجارۀ تمام مدت را داده باشد مال الاجارۀ از ‏‎ ‎‏زمان مردنشان تا آخر مدت اجاره را از مال آنان می‌گیرد.‏
‏‏         مسأله 2697- اگر ملک وقف خراب شود،از وقف بودن بیرون نمی‌رود. ‏
‎‏         مسأله 2698- ملکی که مقداری از آن وقف است و مقداری از آن وقف نیست اگر ‏‎ ‎‏تقسیم نشده باشد،حاکم شرع یا متولی وقف می‌تواند با نظر خبره سهم وقف را ‏‎ ‎‏جدا کند.‏
‏‏         مسأله 2699- اگر متولی وقف خیانت کند و عایدات آن را به مصرفی که معیّن شده ‏‎ ‎‏نرساند حاکم شرع می‌تواند به جای ‏‎[10]‎‏او متولی امینی معیّن نماید.‏
‏‏         مسأله 2700- فرشی را که برای حسینیه وقف کرده‌اند،نمی‌شود برای نماز به مسجد ‏‎ ‎‏ببرند،اگرچه آن مسجد نزدیک حسینیه باشد.‏
‏‏         مسأله 2701- اگر ملکی را برای تعمیر مسجدی وقف نمایند،چنانچه آن مسجد ‏‎ ‎‏احتیاج به تعمیر ندارد و انتظار هم نمی‌رود که تا مدتی ‏‎[11]‎‏احتیاج به تعمیر پیدا کند، ‏‎ ‎‏می‌توانند عایدات آن ملک را به مصرف مسجدی که احتیاج به تعمیر دارد برسانند.‏
‏‏         مسأله 2702- اگر ملکی را وقف کند که عایدی آن را خرج تعمیر مسجد نمایند و به ‏‎ ‎‏امام جماعت و به کسی که در آن مسجد اذان می‌گوید بدهند در صورتی که بدانند یا ‏‎ ‎‏گمان داشته باشند که برای هر یک چه مقدار معیّن کرده،باید همان طور مصرف کنند، ‏‎ ‎‏و اگر یقین یا گمان نداشته باشند،باید اول مسجد را تعمیر کنند و اگر چیزی زیاد آمد ‏‎ ‎‏بین امام جماعت و کسی که اذان می‌گوید به طور مساوی قسمت نمایند و بهتر آن ‏‎ ‎‏است که این دو نفر در تقسیم با یکدیگر صلح کنند ‏‎[12]‎‏. ‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
حاشیه ها       1    -در صحیح بودن هیچ وقفی قبول شرط نیست.
2 شرط نیست.
3    -بنابر احتیاط واجب در همه اقسام.
4    -با اذن واقف و به عنوان تسلیم و تصرف دادن.
5    -اگر سفیه بالغ شود،و اگر در حال بالغ بودن سفیه شود اگر حاکم او را منع از تصرف کردوقف نمودنش باطل است.
6    -اگر هیچ‌یک به دنیا نیامده‌اند صحیح نیست ولی اگر وقف کند بر اولادش مثلاً و بعضی‌از آنها به دنیا آمده باشند و بعضی بعد به دنیا بیایند صحیح است و آنهایی که بعد به دنیا می‌آیند پس از آمدن شریک می‌شوند به آنهایی که موجودند.
 7   -در چیزهایی که مربوط به نفع بردن از موقوفه است در طبقه موجود.و اما چیزهایی که‌مربوط به مصلحت وقف است که در انتفاع و مصالح طبقات بعد نیز دخالت دارد امرش راجع به حاکم شرع است.
8    -یعنی نسبت به طبقه بعد در صورتی که مراعات مصلحت وقف را یا مصلحت طبقه بعدرا کرده باشد.
9    -مگر آن که طبقه بعد اجازه کنند اجاره را.
10    -بلکه در اوقاف عامه لازم است معیّن بکند در صورت امکان.
11    -در صورتی می‌توانند صرف مسجد دیگر کنند که این مسجد به هیچ‌وجه به تعمیراحتیاج نداشته باشد و احتمال احتیاج هم ندهند به طوری که نگهداری عایدات لغو و بیهوده باشد،و یا در معرض تلف باشد بلکه ظاهراً سایر احتیاجات این مسجد اگر از قبیل تعمیر هم نباشد مقدم است بر تعمیر مساجد دیگر.
12    -در صورت گمان نیز احتیاط آن است که صلح کنند یا تقسیم به طور مساوات.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((‏‏احکام نذر و عهد‏))

‏‏         مسأله 2649- نذر آن است که انسان بر خود واجب کند که کار خیری را برای خدا ‏‎ ‎‏به‌جا آورد،یا کاری را که نکردن آن بهتر است برای خدا ترک نماید.‏
‏‏         مسأله 2650- در نذر باید صیغه خوانده شود و لازم نیست آن را به عربی بخوانند پس ‏‎ ‎‏اگر بگوید چنانچه مریض من خوب شود،برای خدا بر من است که ده تومان به فقیر ‏‎ ‎‏بدهم نذر او صحیح است.‏
‏‏         مسأله 2651- نذر کننده باید مکلف و عاقل باشد و به اختیار و قصد خود نذر کند، ‏‎ ‎‏بنابراین نذر کردن کسی که او را مجبور کرده‌اند،یا به واسطۀ عصبانی شدن بی‌اختیار ‏‎ ‎‏نذر کرده صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2652- آدم سفیهی ‏‎[1]‎‏که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می‌کند،اگر مثلاً ‏‎ ‎‏نذر کند چیزی به فقیر بدهد صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2653- اگر شوهر از نذر کردن زن جلوگیری نماید،زن نمی‌تواند نذر کند و ‏‎ ‎
‎‏اگر با جلوگیری شوهر نذر کند نذر او باطل است ‏‎[2]‎‏.‏
‏‏         مسأله 2654- اگر زن با اجازه شوهر نذر کند شوهرش نمی‌تواند نذر او را به‌هم بزند،یا ‏‎ ‎‏او را از عمل کردن به نذر جلوگیری نماید.‏
‏‏         مسأله 2655- اگر فرزند با اجازۀ پدر نذر کند،باید به آن نذر عمل نماید.بلکه اگر بدون ‏‎ ‎‏اجازۀ او نذر کند،بنابر احتیاط ‏‎[3]‎‏عمل کردن به آن نذر واجب است.‏
‏‏         مسأله 2656- انسان کاری را می‌تواند نذر کند که انجام آن برایش ممکن باشد بنابراین ‏‎ ‎‏کسی که نمی‌تواند پیاده کربلا برود،اگر نذر کند که پیاده برود،نذر او صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2657- اگر نذر کند که کار حرام یا مکروهی را انجام دهد،یا کار واجب یا ‏‎ ‎‏مستحبی را ترک کند،نذر او صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2658- اگر نذر کند که کار مباحی را انجام دهد یا ترک نماید.چنانچه به‌جا ‏‎ ‎‏آوردن آن و ترکش از هر جهت مساوی باشد،نذر او صحیح نیست و اگر انجام آن از ‏‎ ‎‏جهتی بهتر باشد و انسان به قصد همان جهت نذر کند،مثلاً نذر کند غذایی را بخورد ‏‎ ‎‏که برای عبادت قوّت بگیرد نذر او صحیح است.و نیز اگر ترک آن از جهتی بهتر باشد ‏‎ ‎‏و انسان برای همان جهت نذر کند که آن را ترک نماید مثلاً برای این که دود مضر است ‏‎ ‎‏نذر کند که آن را استعمال نکند نذر او صحیح می‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2659- اگر نذر کند نماز واجب خود را در جایی بخواند که به خودی خود ‏‎ ‎‏ثواب نماز در آن‌جا زیاد نیست مثلاً نذر کند نماز را در اتاق بخواند،چنانچه نماز ‏‎ ‎‏خواندن در آن‌جا از جهتی بهتر باشد مثلاً به واسطۀ این که خلوت است انسان حضور ‏‎ ‎‏قلب پیدا می‌کند،نذر صحیح است.‏
‏‏         مسأله 2660- اگر نذر کند عملی را انجام دهد،باید همان طور که نذر کرده به‌جا آورد ‏
‎‏پس اگر نذر کند که روز اول ماه صدقه بدهد،یا روزه بگیرد،یا نماز اول ماه بخواند ‏‎ ‎‏چنانچه قبل از آن روز یا بعد از آن به‌جا آورد کفایت نمی‌کند.و نیز اگر نذر کند که وقتی ‏‎ ‎‏مریض او خوب شد صدقه بدهد،چنانچه پیش از آن که خوب شود صدقه را بدهد ‏‎ ‎‏کافی نیست.‏
‏‏         مسأله 2661- اگر نذر کند روزه بگیرد ولی وقت و مقدار آن را معیّن نکند چنانچه ‏‎ ‎‏یک روز روزه بگیرد کافی است.و اگر نذر کند نماز بخواند و مقدار و خصوصیات ‏‎ ‎‏آن را معیّن نکند،اگر یک نماز دو رکعتی بخواند کفایت می‌کند و اگر نذر کند ‏‎ ‎‏صدقه بدهد و جنس و مقدار آن را معیّن نکند اگر چیزی بدهد که بگویند صدقه ‏‎ ‎‏داده،به نذر عمل کرده است و اگر نذر کند کاری برای خدا به‌جا آورد،در صورتی ‏‎ ‎‏که یک نماز بخواند یا یک روز روزه بگیرد یا چیزی صدقه بدهد نذر خود را انجام ‏‎ ‎‏داده است.‏
‏‏         مسأله 2662- اگر نذر کند روز معیّنی را روزه بگیرد،باید همان روز را روزه بگیرد و ‏‎ ‎‏نمی‌تواند ‏‎[4]‎‏در آن روز مسافرت کند و اگر به واسطۀ مسافرت روزه نگیرد،باید گذشته ‏‎ ‎‏از قضای آن روز کفاره هم بدهد؛یعنی یک بنده آزاد کند یا به شصت فقیر طعام دهد یا ‏‎ ‎‏دو ماه پی در پی روزه بگیرد،ولی اگر ناچار شود که مسافرت کند یا عذر دیگری مثل ‏‎ ‎‏مرض یا حیض برای او پیش آید،قضای تنها کافی است.‏
‏‏         مسأله 2663- اگر انسان از روی اختیار به نذر خود عمل نکند،باید به مقداری که در ‏‎ ‎‏مسألۀ پیش گفته شد کفاره بدهد.‏
‏‏         مسأله 2664- اگر نذر کند که تا وقت معیّنی عملی را ترک کند،بعد از گذشتن آن وقت ‏‎ ‎‏می‌تواند آن عمل را به‌جا آورد و اگر پیش از گذشتن وقت از روی فراموشی یا ناچاری ‏‎ ‎‏انجام دهد،چیزی بر او واجب نیست ولی باز هم لازم است که تا آن وقت آن عمل را ‏‎ ‎
‎‏به‌جا نیاورد و چنانچه دوباره پیش از رسیدن آن وقت بدون عذر آن عمل را انجام دهد، ‏‎ ‎‏باید به مقداری که در دو مسأله پیش گفته شد کفاره بدهد.‏
‏‏         مسأله 2665- کسی که نذر کرده عملی را ترک کند و وقتی برای آن معیّن نکرده است. ‏
‏‏اگر از روی فراموشی،یا ناچاری،یا ندانستن،آن عمل را انجام دهد کفاره بر او واجب ‏‎ ‎‏نیست.ولی بعداً هر وقت ‏‎[5]‎‏از روی اختیار آن را به‌جا آورد،باید به مقداری که در سه ‏‎ ‎‏مسألۀ پیش گفته شد کفاره بدهد.‏
‏‏         مسأله 2666- اگر نذر کند که در هر هفته روز معیّنی مثلاً روز جمعه را روزه بگیرد ‏‎ ‎‏چنانچه یکی از جمعه‌ها عید فطر یا قربان باشد یا در روز جمعه عذر دیگری مانند ‏‎ ‎‏حیض برای او پیدا شود،باید آن روز را روزه نگیرد و قضای آن را به‌جا آورد.‏
‏‏         مسأله 2667- اگر نذر کند که مقدار معیّنی صدقه بدهد چنانچه پیش از دادن صدقه ‏‎ ‎‏بمیرد،باید آن مقدار را از مال او صدقه بدهند.‏
‏‏         مسأله 2668- اگر نذر کند که به فقیر معیّنی صدقه بدهد نمی‌تواند آن را به فقیر دیگر ‏‎ ‎‏بدهد و اگر آن فقیر بمیرد،بنابر احتیاط باید به ورثۀ او بدهد.‏
‏‏         مسأله 2669- اگر نذر کند که به زیارت یکی از امامان مثلاً به زیارت حضرت ‏‎ ‎‏اباعبداللّٰه علیه السلام مشرف شود،چنانچه به زیارت امام دیگر برود کافی نیست و اگر ‏‎ ‎‏به واسطۀ عذری نتواند آن امام را زیارت کند چیزی بر او واجب نیست.‏
‏‏         مسأله 2670- کسی که نذر کرده زیارت برود و غسل زیارت و نماز آن را نذر نکرده، ‏‎ ‎‏لازم نیست آنها را به‌جا آورد.‏
‏‏         مسأله 2671- اگر برای حرم یکی از امامان یا امامزادگان چیزی نذر کند باید آن را ‏‎ ‎
‎‏در تعمیر و روشنایی و فرش حرم و مانند اینها مصرف کند،یا به زوّار ‏‎[6]‎‏و خدّام ‏‎ ‎‏آنان بدهد.‏
‏         مسأله 2672- اگر برای خود امام علیه السلام چیزی نذر کند،چنانچه مصرف معیّنی را قصد ‏‎ ‎‏کرده باید به همان مصرف برساند و اگر مصرف معیّنی را قصد نکرده،باید به فقرا و ‏‎ ‎‏زوار بدهد،یا مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را هدیۀ آن امام نماید و همچنین ‏‎ ‎‏است اگر چیزی را برای امامزاده‌ای نذر کند.‏
‏‏         مسأله 2673- گوسفندی را که برای صدقه،یا برای یکی از امامان نذر کرده‌اند اگر پیش ‏‎ ‎‏از آن که به مصرف نذر برسد شیر بدهد،یا بچه بیاورد،مال کسی است که آن را نذر ‏‎ ‎‏کرده ‏‎[7]‎‏ولی پشم گوسفند و مقداری که چاق می‌شود جزء نذر است.‏
‏‏         مسأله 2674- هرگاه نذر کند که اگر مریض او خوب شود،یا مسافر او بیاید عملی را ‏‎ ‎‏انجام دهد،چنانچه معلوم شود که پیش از نذر کردن مریض خوب شده،یا مسافر آمده ‏‎ ‎‏است،عمل کردن به نذر لازم نیست.‏
‏‏         مسأله 2675- اگر پدر یا مادر نذر کند که دختر خود را به سید شوهر دهد بعد از آن که ‏‎ ‎‏دختر به تکلیف رسید،اختیار با خود اوست و نذر آنان اعتبار ندارد ‏‎[8]‎
‏‏         مسأله 2676- هرگاه با خدا عهد کند که اگر به حاجت شرعی خود برسد کار خیری را ‏‎ ‎‏انجام دهد،بعد از آن که حاجتش برآورده شد باید آن کار را انجام دهد و نیز اگر ‏‎ ‎‏بدون آن که حاجتی داشته باشد،عهد کند که عمل خیری را انجام دهد،آن عمل بر او ‏‎ ‎‏واجب می‌شود. ‏
‎‏         مسأله 2677- در عهد هم مثل نذر باید صیغه خوانده شود،و نیز کاری را که عهد ‏‎ ‎‏می‌کند انجام دهد،باید یا عبادت باشد ‏‎[9]‎‏مثل نماز واجب و مستحب یا کاری باشد که ‏‎ ‎‏انجام آن بهتر از ترکش باشد.‏
‏‏         مسأله 2678- اگر به عهد خود عمل نکند باید کفاره بدهد؛یعنی شصت فقیر را سیر ‏‎ ‎‏کند،یا دو ماه روزه بگیرد،یا یک بنده آزاد کند. ‏
    -اگر حاکم او را منع کرده باشد از تصرف در اموال خود نذرهای مربوط به مالش صحیح‌نیست،و همچنین است کسی که به واسطه مفلس بودن از تصرف در اموال خود ممنوع شده است.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
حاشیه ها     1    -بلکه نذر او بی‌اجازه شوهر باطل است.
2    -بلکه بنابر اقوا.
3    -می‌تواند بدون ناچاری سفر کند و فقط باید روزه آن روز را قضا کند.
4    -اگر یک مرتبه از روی اختیار به‌جا آورد کفاره دارد و بعد از آن،دیگر کفاره ندارد و نذرش‌تمام می‌شود.
5    -اشکال دارد بلکه در فرض مسأله احتیاط آن است که به مصارف حرم برساند اگرچه‌جواز صرف آن در خدامی که اشتغال به خدمت دارند بعید نیست.
6    -احتیاط واجب آن است که به مصرف نذر برساند.
7    -احتیاط آن است که اگر بتوانند او را راضی کنند که به سید شوهر کند.
8    -اگر مباح هم باشد عهد صحیح است و لازم نیست کاری باشد که انجامش بهتر باشد،ولی اگر کاری باشد که نکردنش بهتر است عهد بر انجام آن صحیح نیست.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((احکام قسم خوردن))

‏‏         مسأله 2679- اگر قسم بخورد که کاری را انجام دهد یا ترک کند مثلاً قسم بخورد که ‏‎ ‎‏روزه بگیرد،یا دود استعمال نکند،چنانچه عمداً مخالفت کند،باید کفاره بدهد؛یعنی ‏‎ ‎‏یک بنده آزاد کند،یا ده فقیر را سیر کند،یا آنان را بپوشاند،و اگر اینها را نتواند باید سه ‏‎ ‎‏روز،روزه بگیرد.‏
‏‏مسأله 2680- قسم چند شرط دارد:‏
‏‏         اول: کسی که قسم می‌خورد باید بالغ و عاقل ‏‎[1]‎‏باشد و از روی قصد و اختیار قسم ‏‎ ‎‏بخورد،پس قسم خوردن بچه و دیوانه و مست و کسی که مجبورش کرده‌اند،درست ‏‎ ‎‏نیست،و همچنین است اگر در حال عصبانی بودن،بی‌قصد قسم بخورد.‏
‏‏         دوم: کاری را که قسم می‌خورد انجام دهد،باید حرام و مکروه نباشد و کاری را که ‏‎ ‎‏قسم می‌خورد ترک کند،باید واجب و مستحب نباشد و اگر قسم بخورد که کار مباحی ‏‎ ‎‏را به‌جا آورد باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد و نیز اگر قسم بخورد کار ‏‎ ‎
‎‏مباحی را ترک کند باید انجام آن در نظر مردم بهتر از ترکش نباشد.‏
‏‏         سوم: به یکی از اسامی خداوند عالم قسم بخورد که به غیر ذات مقدس او گفته ‏‎ ‎‏نمی‌شود مانند خدا و اللّٰه و نیز اگر به اسمی قسم بخورد که به غیر خدا هم می‌گویند ‏‎ ‎‏ولی به قدری به خدا گفته می‌شود که هر وقت کسی آن اسم را بگوید،ذات مقدس ‏‎ ‎‏حق در نظر می‌آید،مثل آن که به خالق و رازق قسم ‏‎[2]‎‏بخورد صحیح است.‏
‏‏         چهارم: قسم را به زبان بیاورد و اگر بنویسد یا در قلبش آن را قصد کند صحیح ‏‎ ‎‏نیست ولی آدم لال اگر با اشاره قسم بخورد صحیح است.‏
‏‏         پنجم: عمل کردن به قسم برای او ممکن باشد ‏‎[3]‎‏و اگر موقعی که قسم می‌خورد ‏‎ ‎‏ممکن باشد و بعداً از عمل به آن عاجز شود،از وقتی که عاجز می‌شود،قسم او به‌هم ‏‎ ‎‏می‌خورد و همچنین است اگر عمل کردن به نذر به قدری مشقت پیدا کند که نشود آن ‏‎ ‎‏را تحمل کرد.‏
‏‏         مسأله 2681- اگر پدر از قسم خوردن فرزند جلوگیری کند،یا شوهر از قسم خوردن ‏‎ ‎‏زن جلوگیری نماید،قسم آنان صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2682- اگر فرزند بدون اجازۀ ‏‎[4]‎‏پدر و زن بدون اجازۀ شوهر قسم بخورد،پدر و ‏‎ ‎‏شوهر می‌توانند قسم آنان را به‌هم بزنند.‏
‏‏         مسأله 2683- اگر انسان از روی فراموشی،یا ناچاری به قسم عمل نکند،کفاره بر او ‏‎ ‎‏واجب نیست.و همچنین است اگر مجبورش کنند که به قسم عمل ننماید.و قسمی که ‏
‎‏آدم وسواسی می‌خورد،مثل این که می‌گوید و اللّٰه الآن مشغول نماز می‌شوم و به واسطۀ ‏‎ ‎‏وسواس مشغول نمی‌شود،اگر وسواس او طوری باشد که بی‌اختیار به قسم عمل نکند ‏‎ ‎‏کفاره ندارد.‏
‏‏         مسأله 2684- کسی که قسم می‌خورد ‏‎[5]‎‏،اگر حرف او راست باشد قسم خوردن او ‏‎ ‎‏مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ می‌باشد،ولی اگر برای این که ‏‎ ‎‏خودش یا مسلمان دیگری را از شر ظالمی نجات دهد،قسم دروغ بخورد اشکال ‏‎ ‎‏ندارد بلکه گاهی واجب می‌شود،اما اگر بتواند توریه کند؛یعنی موقع قسم خوردن ‏‎ ‎‏طوری نیت کند که دروغ نشود،بنابر احتیاط واجب ‏‎[6]‎‏باید توریه نماید،مثلاً اگر ظالمی ‏‎ ‎‏بخواهد کسی را اذیت کند و از انسان بپرسد که او را ندیده‌ای و انسان یک ساعت قبل ‏‎ ‎‏او را دیده باشد،احتیاط آن است که بگوید او را ندیده‌ام و قصد کند که از پنج دقیقه ‏‎ ‎‏پیش ندیده‌ام. ‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
1    -و اگر راجع به تصرف در مال خودش است باید از طرف حاکم ممنوع نباشد به سفاهت‌یا چیز دیگر،یا آن که سفیه بالغ نشده باشد که تصرف در مالش نمی‌تواند بکند اگرچه حکم حاکم نباشد.
2    -و اگر قسم بخورد به اسمایی که مشترک است و به غیر خدا هم گفته می‌شود و اگر بی‌قرینه گفته شود خداوند به نظر نمی‌آید اگر قصد خدا را بکند احتیاط آن است که عمل کند به آن.
4 -اگر اول ممکن باشد و بعد تا آخر وقتی که برای قسم تعیین شده عاجز شود یا برای اومشقّت و حرج باشد قسم به‌هم می‌خورد و الّا نمی‌خورد.
5    -بعید نیست که بی‌اجازه قسم صحیح نباشد لکن احتیاط ترک نشود.
    6-این قسم که در این مسأله ذکر شده غیر از قسمی است که در مسأله‌های پیش است.
7    -واجب نیست.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷نیست