560 - صید ملخ و ا حکام خوردنی ها و آشامیدنی ها ( 4 )
7 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                                ((‏‏صید ملخ‏))

‏‏         مسأله 2631- اگر ملخ را با دست یا به وسیلۀ دیگری زنده بگیرند،بعد از جان دادن ‏‎ ‎‏خوردن آن حلال است.و لازم نیست کسی که آن را می‌گیرد مسلمان باشد و در موقع ‏‎ ‎‏گرفتن،نام خدا را ببرد ولی اگر ملخ مرده‌ای در دست کافر باشد و معلوم نباشد که آن را ‏‎ ‎‏زنده گرفته یا نه،اگرچه بگوید زنده گرفته‌ام حلال نیست.‏
‏‏         مسأله 2632- خوردن ملخی که بال در نیاورده و نمی‌تواند پرواز کند حرام است. ‏

((احکام خوردنی ها و آشامیدنی ها))

‏‏         مسأله 2633- خوردن گوشت مرغی که مثل شاهین چنگال دارد حرام است و پرستو ‏‎ ‎‏حلال می‌باشد،و احتیاط واجب ‏‎[1]‎‏آن است که از خوردن گوشت هُدهُد خودداری ‏‎ ‎‏نمایند.‏
‏‏         مسأله 2634- اگر چیزی را که روح دارد از حیوان زنده جدا نمایند،مثلاً دنبه یا ‏‎ ‎‏مقداری گوشت از گوسفند زنده ببرند،نجس و حرام می‌باشد.‏
‏‏مسأله 2635- پانزده چیز از حیوانات حلال گوشت،حرام است:‏
1-خون.2-فضله.3-نری.4-فرج.5-بچه‌دان.6-غدد،که آن را دشول ‏‎ ‎‏می‌گویند.7-تخم،که آن را دنبلان می‌گویند.8-چیزی که در مغز کله است و به شکل ‏‎ ‎‏نخود می‌باشد.9-مغز حرام که در میان تیرۀ پشت است.10-پی که در دو طرف تیرۀ ‏‎ ‎‏پشت است.11-زهره‌دان.12-سپرز(طحال).13-بول‌دان(مثانه).14-حدقۀ ‏‎ ‎‏چشم.15-چیزی که در میان سُم است و به آن ذات‌الاشاجع می‌گویند.‏
‏‏         مسأله 2636- خوردن سرگین و بول حیوان و آب دماغ و چیزهای خبیث دیگر که ‏‎ ‎
‎‏طبیعت انسان از آن متنفر است حرام می‌باشد ‏‎[2]‎‏،ولی اگر پاک باشد و مقداری از آن به ‏‎ ‎‏طوری با چیز حلال مخلوط شود که در نظر مردم نابود حساب شود،خوردن آن ‏‎ ‎‏اشکال ندارد.‏
‏‏         مسأله 2637- خوردن خاک حرام است ‏‎[3]‎‏ولی خوردن کمی از تربت حضرت ‏‎ ‎‏سیدالشهداء علیه السلام برای شفا،و خوردن گِل داغستان و گِل ارمنی برای معالجه اشکال ‏‎ ‎‏ندارد ‏‎[4]‎
‏‏         مسأله 2638- فرو بردن آب بینی و خلط سینه که در دهن آمده،حرام نیست.و نیز فرو ‏‎ ‎‏بردن غذایی که موقع خلال کردن،از لای دندان بیرون می‌آید اگر طبیعت انسان از آن ‏‎ ‎‏متنفر نباشد اشکال ندارد.‏
‏‏مسأله 2639- خوردن چیزی که برای انسان ضرر دارد حرام است.‏
‏‏         مسأله 2640- خوردن گوشت اسب و قاطر و الاغ مکروه است و اگر کسی با آنها وطی ‏‎ ‎‏کند؛یعنی نزدیکی نماید،حرام می‌شوند و باید آنها را از شهر بیرون ببرند و در جای ‏‎ ‎‏دیگر بفروشند.‏
‏‏         مسأله 2641- اگر با حیوان حلال ‏‎[5]‎‏گوشتی مانند گاو و گوسفند نزدیکی کنند،بول و ‏‎ ‎‏سرگین آنها نجس می‌شود و آشامیدن شیر آنها هم حرام است و باید فوری ‏‎[6]‎‏آن ‏
‏حیوان را بکشند و بسوزانند و کسی که با آن وطی کرده پول آن را به صاحبش بدهد.‏
‏‏         مسأله 2642- آشامیدن شراب،حرام و در بعضی از اخبار بزرگ‌ترین گناه شمرده ‏‎ ‎‏شده است و اگر کسی آن را حلال بداند کافر است ‏‎[7]‎‏.از حضرت امام جعفر صادق علیه السلام ‏‎ ‎‏روایت شده است که فرمودند:شراب ریشۀ بدی‌ها و منشأ گناهان است و کسی که ‏‎ ‎‏شراب می‌خورد،عقل خود را از دست می‌دهد و در آن موقع خدا را نمی‌شناسد و از ‏‎ ‎‏هیچ گناهی باک ندارد و احترام هیچ کس را نگه نمی‌دارد و حق خویشان نزدیک را ‏‎ ‎‏رعایت نمی‌کند و از زشتی‌های آشکار رو نمی‌گرداند و روح ایمان و خداشناسی از ‏‎ ‎‏بدن او بیرون می‌رود و روح ناقص خبیثی که از رحمت خدا دور است در او می‌ماند و ‏‎ ‎‏خدا و فرشتگان و پیغمبران و مؤمنین،او را لعنت می‌کنند و تا چهل روز نماز او قبول ‏‎ ‎‏نمی‌شود و روز قیامت روی او سیاه است و زبان از دهانش بیرون می‌آید و آب دهان ‏‎ ‎‏او به سینه‌اش می‌ریزد و فریاد تشنگی او بلند است.‏
‏‏         مسأله 2643- نشستن ‏‎[8]‎‏سر سفره‌ای که در آن شراب می‌خورند،اگر انسان یکی از ‏‎ ‎‏آنان حساب شود حرام و چیز خوردن از آن سفره نیز حرام است.‏
‏‏         مسأله 2644- بر هر مسلمان واجب است مسلمان دیگری را که نزدیک است از ‏‎ ‎‏گرسنگی یا تشنگی بمیرد،نان و آب داده و او را از مرگ نجات دهد.‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
حاشیه ها--   1-واجب نیست لکن گوشت آن مکروه است.
2 -   -بول اگر از حلال گوشت باشد حرام نیست و چیزهای دیگری که از خبائث است به‌احتیاط واجب باید نخورند.
3 -   -حرام نیست مگر آن که ضرر داشته باشد ولی خوردن گل اگرچه خشک شده یعنی کلوخ‌حرام است.
4    -اگر علاج منحصر به خوردن آن باشد.
5    -حکم سوزاندن و ضامن بودن مخصوص است به مثل گاو و گوسفند و شتر که گوشت‌آنها مطلوب است،و حرمت شیر مخصوص است به همه بهائم نه دیگر حیوانات.
6 -   -فوری بودن معلوم نیست لکن نباید خیلی تأخیر بیفتد.
    7-اگر ملتفت باشد که لازمه‌اش تکذیب خدا و پیغمبر است.
8 -   -به احتیاط واجب.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((چیزهایی که موقع غذا خوردن مستحب است))

‏‏ ‏‏‏         مسأله 2645- چند چیز در غذا خوردن مستحب است: اول: هر دو دست را پیش از غذا ‏‎ ‎‏بشوید. دوم: بعد از غذا دست خود را بشوید و با دستمال خشک کند. سوم: میزبان ‏‎ ‎‏پیش از همه شروع به غذا خوردن کند و بعد از همه دست بکشد و پیش از غذا اول میزبان دست خود را بشوید،بعد کسی که طرف راست او نشسته و همین‌طور تا برسد ‏
‏‏به کسی که طرف چپ او نشسته و بعد از غذا اول کسی که طرف چپ میزبان نشسته ‏‎ ‎‏دست خود را بشوید و همین‌طور تا به طرف راست میزبان برسد. چهارم: در اول غذا ‏‎ ‎‏بسم‌اللّٰه بگوید ولی اگر سر یک سفره چند جور غذا باشد،در وقت خوردن هر کدام ‏‎ ‎‏آنها گفتن بسم‌اللّٰه مستحب است. پنجم: با دست راست غذا بخورد. ششم: با سه ‏‎ ‎‏انگشت یا بیشتر غذا بخورد و با دو انگشت نخورد. هفتم: اگر چند نفر سر یک سفره ‏‎ ‎‏نشسته‌اند هر کسی از غذای جلو خودش بخورد. هشتم: لقمه را کوچک بردارد. نهم: ‏
‏‏سر سفره زیاد بنشیند و غذا خوردن را طول بدهد. دهم: غذا را خوب بجود. یازدهم: ‏
‏‏بعد از غذا خداوند عالم را حمد کند. دوازدهم: انگشت‌ها را بلیسد. سیزدهم: بعد از غذا ‏‎ ‎‏خلال نماید ولی با چوب انار و چوب ریحان و نی و برگ درخت خرما خلال نکند. ‏
‏‏چهاردهم: آنچه بیرون سفره می‌ریزد جمع کند و بخورد ولی اگر در بیابان غذا بخورد، ‏‎ ‎‏مستحب است آنچه می‌ریزد،برای پرندگان و حیوانات بگذارد. پانزدهم: در اول روز و ‏‎ ‎‏اول شب غذا بخورد و در بین روز و در بین شب غذا نخورد. شانزدهم: بعد از خوردن ‏‎ ‎‏غذا به پشت بخوابد و پای راست را روی پای چپ بیندازد. هفدهم: در اول غذا و آخر ‏‎ ‎‏آن نمک بخورد. هجدهم: میوه را پیش از خوردن با آب بشوید.‏
‏‏چیزهایی که در غذا خوردن مکروه است‏
‏‏         مسأله 2646- چند چیز در غذا خوردن مکروه است: اول: در حال سیری غذا خوردن. ‏
‏‏دوم: پرخوردن و در خبر است که خداوند عالم بیشتر از هر چیز از شکم پر بدش ‏‎ ‎‏می‌آید. سوم: نگاه کردن به صورت دیگران در موقع غذا خوردن. چهارم: خوردن ‏‎ ‎‏غذای گرم ‏‎[1]‎‏. پنجم: فوت کردن چیزی که می‌خورد یا می‌آشامد. ششم: بعد از گذاشتن ‏‎ ‎‏نان در سفره،منتظر چیز دیگر شدن. هفتم: پاره کردن نان با کارد. هشتم: گذاشتن نان ‏‎ ‎‏زیر ظرف غذا. نهم: پاک کردن گوشتی که به استخوان چسبیده به طوری که چیزی ‏‎ ‎
‎‏در آن نماند. دهم: پوست کندن میوه. یازدهم: دور انداختن میوه پیش از آن که کاملاً ‏‎ ‎‏آن را بخورد.‏
                                      ((‏‏مستحبات آب آشامیدن‏))

‏‏         مسأله 2647- در آشامیدن آب چند چیز مستحب است: اول: آب را به طور مکیدن ‏‎ ‎‏بیاشامد. دوم: در روز ایستاده آب بخورد. سوم: پیش از آشامیدن آب بسم‌اللّٰه و بعد از ‏‎ ‎‏آن الحمد للّٰه‌بگوید. چهارم: به سه نفس آب بیاشامد. پنجم: از روی میل آب بیاشامد. ‏
‏‏ششم: بعد از آشامیدن آب حضرت اباعبداللّٰه علیه السلام و اهل بیت ایشان را یاد کند و قاتلان ‏‎ ‎‏آن حضرت را لعنت نماید.‏
                                                ((‏‏مکروهات آب آشامیدن‏))

‏‏         مسأله 2648- زیاد آشامیدن آب و آشامیدن آن بعد از غذای چرب و در شب به حال ‏‎ ‎‏ایستاده مکروه است ونیز آشامیدن آب با دست چپ و همچنین از جای شکستۀ کوزه ‏‎ ‎‏و جایی که دستۀ آن است مکروه می‌باشد.‏

((‏‏احکام نذر و عهد‏))

‏‏         مسأله 2649- نذر آن است که انسان بر خود واجب کند که کار خیری را برای خدا ‏‎ ‎‏به‌جا آورد،یا کاری را که نکردن آن بهتر است برای خدا ترک نماید.‏
‏‏         مسأله 2650- در نذر باید صیغه خوانده شود و لازم نیست آن را به عربی بخوانند پس ‏‎ ‎‏اگر بگوید چنانچه مریض من خوب شود،برای خدا بر من است که ده تومان به فقیر ‏‎ ‎‏بدهم نذر او صحیح است.‏
‏‏         مسأله 2651- نذر کننده باید مکلف و عاقل باشد و به اختیار و قصد خود نذر کند، ‏‎ ‎‏بنابراین نذر کردن کسی که او را مجبور کرده‌اند،یا به واسطۀ عصبانی شدن بی‌اختیار ‏‎ ‎‏نذر کرده صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2652- آدم سفیهی ‏‎[1]‎‏که مال خود را در کارهای بیهوده مصرف می‌کند،اگر مثلاً ‏‎ ‎‏نذر کند چیزی به فقیر بدهد صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2653- اگر شوهر از نذر کردن زن جلوگیری نماید،زن نمی‌تواند نذر کند و ‏‎ ‎
‎‏اگر با جلوگیری شوهر نذر کند نذر او باطل است ‏‎[2]‎‏.‏
‏‏         مسأله 2654- اگر زن با اجازه شوهر نذر کند شوهرش نمی‌تواند نذر او را به‌هم بزند،یا ‏‎ ‎‏او را از عمل کردن به نذر جلوگیری نماید.‏
‏‏         مسأله 2655- اگر فرزند با اجازۀ پدر نذر کند،باید به آن نذر عمل نماید.بلکه اگر بدون ‏‎ ‎‏اجازۀ او نذر کند،بنابر احتیاط ‏‎[3]‎‏عمل کردن به آن نذر واجب است.‏
‏‏         مسأله 2656- انسان کاری را می‌تواند نذر کند که انجام آن برایش ممکن باشد بنابراین ‏‎ ‎‏کسی که نمی‌تواند پیاده کربلا برود،اگر نذر کند که پیاده برود،نذر او صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2657- اگر نذر کند که کار حرام یا مکروهی را انجام دهد،یا کار واجب یا ‏‎ ‎‏مستحبی را ترک کند،نذر او صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2658- اگر نذر کند که کار مباحی را انجام دهد یا ترک نماید.چنانچه به‌جا ‏‎ ‎‏آوردن آن و ترکش از هر جهت مساوی باشد،نذر او صحیح نیست و اگر انجام آن از ‏‎ ‎‏جهتی بهتر باشد و انسان به قصد همان جهت نذر کند،مثلاً نذر کند غذایی را بخورد ‏‎ ‎‏که برای عبادت قوّت بگیرد نذر او صحیح است.و نیز اگر ترک آن از جهتی بهتر باشد ‏‎ ‎‏و انسان برای همان جهت نذر کند که آن را ترک نماید مثلاً برای این که دود مضر است ‏‎ ‎‏نذر کند که آن را استعمال نکند نذر او صحیح می‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2659- اگر نذر کند نماز واجب خود را در جایی بخواند که به خودی خود ‏‎ ‎‏ثواب نماز در آن‌جا زیاد نیست مثلاً نذر کند نماز را در اتاق بخواند،چنانچه نماز ‏‎ ‎‏خواندن در آن‌جا از جهتی بهتر باشد مثلاً به واسطۀ این که خلوت است انسان حضور ‏‎ ‎‏قلب پیدا می‌کند،نذر صحیح است.‏
‏‏         مسأله 2660- اگر نذر کند عملی را انجام دهد،باید همان طور که نذر کرده به‌جا آورد ‏
‎‏پس اگر نذر کند که روز اول ماه صدقه بدهد،یا روزه بگیرد،یا نماز اول ماه بخواند ‏‎ ‎‏چنانچه قبل از آن روز یا بعد از آن به‌جا آورد کفایت نمی‌کند.و نیز اگر نذر کند که وقتی ‏‎ ‎‏مریض او خوب شد صدقه بدهد،چنانچه پیش از آن که خوب شود صدقه را بدهد ‏‎ ‎‏کافی نیست.‏
‏‏         مسأله 2661- اگر نذر کند روزه بگیرد ولی وقت و مقدار آن را معیّن نکند چنانچه ‏‎ ‎‏یک روز روزه بگیرد کافی است.و اگر نذر کند نماز بخواند و مقدار و خصوصیات ‏‎ ‎‏آن را معیّن نکند،اگر یک نماز دو رکعتی بخواند کفایت می‌کند و اگر نذر کند ‏‎ ‎‏صدقه بدهد و جنس و مقدار آن را معیّن نکند اگر چیزی بدهد که بگویند صدقه ‏‎ ‎‏داده،به نذر عمل کرده است و اگر نذر کند کاری برای خدا به‌جا آورد،در صورتی ‏‎ ‎‏که یک نماز بخواند یا یک روز روزه بگیرد یا چیزی صدقه بدهد نذر خود را انجام ‏‎ ‎‏داده است.‏
‏‏         مسأله 2662- اگر نذر کند روز معیّنی را روزه بگیرد،باید همان روز را روزه بگیرد و ‏‎ ‎‏نمی‌تواند ‏‎[4]‎‏در آن روز مسافرت کند و اگر به واسطۀ مسافرت روزه نگیرد،باید گذشته ‏‎ ‎‏از قضای آن روز کفاره هم بدهد؛یعنی یک بنده آزاد کند یا به شصت فقیر طعام دهد یا ‏‎ ‎‏دو ماه پی در پی روزه بگیرد،ولی اگر ناچار شود که مسافرت کند یا عذر دیگری مثل ‏‎ ‎‏مرض یا حیض برای او پیش آید،قضای تنها کافی است.‏
‏‏         مسأله 2663- اگر انسان از روی اختیار به نذر خود عمل نکند،باید به مقداری که در ‏‎ ‎‏مسألۀ پیش گفته شد کفاره بدهد.‏
‏‏         مسأله 2664- اگر نذر کند که تا وقت معیّنی عملی را ترک کند،بعد از گذشتن آن وقت ‏‎ ‎‏می‌تواند آن عمل را به‌جا آورد و اگر پیش از گذشتن وقت از روی فراموشی یا ناچاری ‏‎ ‎‏انجام دهد،چیزی بر او واجب نیست ولی باز هم لازم است که تا آن وقت آن عمل را ‏‎ ‎
‎‏به‌جا نیاورد و چنانچه دوباره پیش از رسیدن آن وقت بدون عذر آن عمل را انجام دهد، ‏‎ ‎‏باید به مقداری که در دو مسأله پیش گفته شد کفاره بدهد.‏
‏‏         مسأله 2665- کسی که نذر کرده عملی را ترک کند و وقتی برای آن معیّن نکرده است. ‏
‏‏اگر از روی فراموشی،یا ناچاری،یا ندانستن،آن عمل را انجام دهد کفاره بر او واجب ‏‎ ‎‏نیست.ولی بعداً هر وقت ‏‎[5]‎‏از روی اختیار آن را به‌جا آورد،باید به مقداری که در سه ‏‎ ‎‏مسألۀ پیش گفته شد کفاره بدهد.‏
‏‏         مسأله 2666- اگر نذر کند که در هر هفته روز معیّنی مثلاً روز جمعه را روزه بگیرد ‏‎ ‎‏چنانچه یکی از جمعه‌ها عید فطر یا قربان باشد یا در روز جمعه عذر دیگری مانند ‏‎ ‎‏حیض برای او پیدا شود،باید آن روز را روزه نگیرد و قضای آن را به‌جا آورد.‏
‏‏         مسأله 2667- اگر نذر کند که مقدار معیّنی صدقه بدهد چنانچه پیش از دادن صدقه ‏‎ ‎‏بمیرد،باید آن مقدار را از مال او صدقه بدهند.‏
‏‏         مسأله 2668- اگر نذر کند که به فقیر معیّنی صدقه بدهد نمی‌تواند آن را به فقیر دیگر ‏‎ ‎‏بدهد و اگر آن فقیر بمیرد،بنابر احتیاط باید به ورثۀ او بدهد.‏
‏‏         مسأله 2669- اگر نذر کند که به زیارت یکی از امامان مثلاً به زیارت حضرت ‏‎ ‎‏اباعبداللّٰه علیه السلام مشرف شود،چنانچه به زیارت امام دیگر برود کافی نیست و اگر ‏‎ ‎‏به واسطۀ عذری نتواند آن امام را زیارت کند چیزی بر او واجب نیست.‏
‏‏         مسأله 2670- کسی که نذر کرده زیارت برود و غسل زیارت و نماز آن را نذر نکرده، ‏‎ ‎‏لازم نیست آنها را به‌جا آورد.‏
‏‏         مسأله 2671- اگر برای حرم یکی از امامان یا امامزادگان چیزی نذر کند باید آن را ‏‎ ‎
‎‏در تعمیر و روشنایی و فرش حرم و مانند اینها مصرف کند،یا به زوّار ‏‎[6]‎‏و خدّام ‏‎ ‎‏آنان بدهد.‏
‏         مسأله 2672- اگر برای خود امام علیه السلام چیزی نذر کند،چنانچه مصرف معیّنی را قصد ‏‎ ‎‏کرده باید به همان مصرف برساند و اگر مصرف معیّنی را قصد نکرده،باید به فقرا و ‏‎ ‎‏زوار بدهد،یا مسجد و مانند آن بسازد و ثواب آن را هدیۀ آن امام نماید و همچنین ‏‎ ‎‏است اگر چیزی را برای امامزاده‌ای نذر کند.‏
‏‏         مسأله 2673- گوسفندی را که برای صدقه،یا برای یکی از امامان نذر کرده‌اند اگر پیش ‏‎ ‎‏از آن که به مصرف نذر برسد شیر بدهد،یا بچه بیاورد،مال کسی است که آن را نذر ‏‎ ‎‏کرده ‏‎[7]‎‏ولی پشم گوسفند و مقداری که چاق می‌شود جزء نذر است.‏
‏‏         مسأله 2674- هرگاه نذر کند که اگر مریض او خوب شود،یا مسافر او بیاید عملی را ‏‎ ‎‏انجام دهد،چنانچه معلوم شود که پیش از نذر کردن مریض خوب شده،یا مسافر آمده ‏‎ ‎‏است،عمل کردن به نذر لازم نیست.‏
‏‏         مسأله 2675- اگر پدر یا مادر نذر کند که دختر خود را به سید شوهر دهد بعد از آن که ‏‎ ‎‏دختر به تکلیف رسید،اختیار با خود اوست و نذر آنان اعتبار ندارد ‏‎[8]‎
‏‏         مسأله 2676- هرگاه با خدا عهد کند که اگر به حاجت شرعی خود برسد کار خیری را ‏‎ ‎‏انجام دهد،بعد از آن که حاجتش برآورده شد باید آن کار را انجام دهد و نیز اگر ‏‎ ‎‏بدون آن که حاجتی داشته باشد،عهد کند که عمل خیری را انجام دهد،آن عمل بر او ‏‎ ‎‏واجب می‌شود. ‏
‎‏         مسأله 2677- در عهد هم مثل نذر باید صیغه خوانده شود،و نیز کاری را که عهد ‏‎ ‎‏می‌کند انجام دهد،باید یا عبادت باشد ‏‎[9]‎‏مثل نماز واجب و مستحب یا کاری باشد که ‏‎ ‎‏انجام آن بهتر از ترکش باشد.‏
‏‏         مسأله 2678- اگر به عهد خود عمل نکند باید کفاره بدهد؛یعنی شصت فقیر را سیر ‏‎ ‎‏کند،یا دو ماه روزه بگیرد،یا یک بنده آزاد کند. ‏
    -اگر حاکم او را منع کرده باشد از تصرف در اموال خود نذرهای مربوط به مالش صحیح‌نیست،و همچنین است کسی که به واسطه مفلس بودن از تصرف در اموال خود ممنوع شده است.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
حاشیه ها     1    -بلکه نذر او بی‌اجازه شوهر باطل است.
2    -بلکه بنابر اقوا.
3    -می‌تواند بدون ناچاری سفر کند و فقط باید روزه آن روز را قضا کند.
4    -اگر یک مرتبه از روی اختیار به‌جا آورد کفاره دارد و بعد از آن،دیگر کفاره ندارد و نذرش‌تمام می‌شود.
5    -اشکال دارد بلکه در فرض مسأله احتیاط آن است که به مصارف حرم برساند اگرچه‌جواز صرف آن در خدامی که اشتغال به خدمت دارند بعید نیست.
6    -احتیاط واجب آن است که به مصرف نذر برساند.
7    -احتیاط آن است که اگر بتوانند او را راضی کنند که به سید شوهر کند.
8    -اگر مباح هم باشد عهد صحیح است و لازم نیست کاری باشد که انجامش بهتر باشد،ولی اگر کاری باشد که نکردنش بهتر است عهد بر انجام آن صحیح نیست.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((احکام قسم خوردن))

‏‏         مسأله 2679- اگر قسم بخورد که کاری را انجام دهد یا ترک کند مثلاً قسم بخورد که ‏‎ ‎‏روزه بگیرد،یا دود استعمال نکند،چنانچه عمداً مخالفت کند،باید کفاره بدهد؛یعنی ‏‎ ‎‏یک بنده آزاد کند،یا ده فقیر را سیر کند،یا آنان را بپوشاند،و اگر اینها را نتواند باید سه ‏‎ ‎‏روز،روزه بگیرد.‏

‏‏مسأله 2680- قسم چند شرط دارد:‏

‏‏         اول: کسی که قسم می‌خورد باید بالغ و عاقل ‏‎[1]‎‏باشد و از روی قصد و اختیار قسم ‏‎ ‎‏بخورد،پس قسم خوردن بچه و دیوانه و مست و کسی که مجبورش کرده‌اند،درست ‏‎ ‎‏نیست،و همچنین است اگر در حال عصبانی بودن،بی‌قصد قسم بخورد.‏
‏‏         دوم: کاری را که قسم می‌خورد انجام دهد،باید حرام و مکروه نباشد و کاری را که ‏‎ ‎‏قسم می‌خورد ترک کند،باید واجب و مستحب نباشد و اگر قسم بخورد که کار مباحی ‏‎ ‎‏را به‌جا آورد باید ترک آن در نظر مردم بهتر از انجامش نباشد و نیز اگر قسم بخورد کار ‏‎ ‎
‎‏مباحی را ترک کند باید انجام آن در نظر مردم بهتر از ترکش نباشد.‏
‏‏         سوم: به یکی از اسامی خداوند عالم قسم بخورد که به غیر ذات مقدس او گفته ‏‎ ‎‏نمی‌شود مانند خدا و اللّٰه و نیز اگر به اسمی قسم بخورد که به غیر خدا هم می‌گویند ‏‎ ‎‏ولی به قدری به خدا گفته می‌شود که هر وقت کسی آن اسم را بگوید،ذات مقدس ‏‎ ‎‏حق در نظر می‌آید،مثل آن که به خالق و رازق قسم ‏‎[2]‎‏بخورد صحیح است.‏
‏‏         چهارم: قسم را به زبان بیاورد و اگر بنویسد یا در قلبش آن را قصد کند صحیح ‏‎ ‎‏نیست ولی آدم لال اگر با اشاره قسم بخورد صحیح است.‏
‏‏         پنجم: عمل کردن به قسم برای او ممکن باشد ‏‎[3]‎‏و اگر موقعی که قسم می‌خورد ‏‎ ‎‏ممکن باشد و بعداً از عمل به آن عاجز شود،از وقتی که عاجز می‌شود،قسم او به‌هم ‏‎ ‎‏می‌خورد و همچنین است اگر عمل کردن به نذر به قدری مشقت پیدا کند که نشود آن ‏‎ ‎‏را تحمل کرد.‏
‏‏         مسأله 2681- اگر پدر از قسم خوردن فرزند جلوگیری کند،یا شوهر از قسم خوردن ‏‎ ‎‏زن جلوگیری نماید،قسم آنان صحیح نیست.‏
‏‏         مسأله 2682- اگر فرزند بدون اجازۀ ‏‎[4]‎‏پدر و زن بدون اجازۀ شوهر قسم بخورد،پدر و ‏‎ ‎‏شوهر می‌توانند قسم آنان را به‌هم بزنند.‏
‏‏         مسأله 2683- اگر انسان از روی فراموشی،یا ناچاری به قسم عمل نکند،کفاره بر او ‏‎ ‎‏واجب نیست.و همچنین است اگر مجبورش کنند که به قسم عمل ننماید.و قسمی که ‏
‎‏آدم وسواسی می‌خورد،مثل این که می‌گوید و اللّٰه الآن مشغول نماز می‌شوم و به واسطۀ ‏‎ ‎‏وسواس مشغول نمی‌شود،اگر وسواس او طوری باشد که بی‌اختیار به قسم عمل نکند ‏‎ ‎‏کفاره ندارد.‏
‏‏         مسأله 2684- کسی که قسم می‌خورد ‏‎[5]‎‏،اگر حرف او راست باشد قسم خوردن او ‏‎ ‎‏مکروه است و اگر دروغ باشد حرام و از گناهان بزرگ می‌باشد،ولی اگر برای این که ‏‎ ‎‏خودش یا مسلمان دیگری را از شر ظالمی نجات دهد،قسم دروغ بخورد اشکال ‏‎ ‎‏ندارد بلکه گاهی واجب می‌شود،اما اگر بتواند توریه کند؛یعنی موقع قسم خوردن ‏‎ ‎‏طوری نیت کند که دروغ نشود،بنابر احتیاط واجب ‏‎[6]‎‏باید توریه نماید،مثلاً اگر ظالمی ‏‎ ‎‏بخواهد کسی را اذیت کند و از انسان بپرسد که او را ندیده‌ای و انسان یک ساعت قبل ‏‎ ‎‏او را دیده باشد،احتیاط آن است که بگوید او را ندیده‌ام و قصد کند که از پنج دقیقه ‏‎ ‎‏پیش ندیده‌ام. ‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
1    -و اگر راجع به تصرف در مال خودش است باید از طرف حاکم ممنوع نباشد به سفاهت‌یا چیز دیگر،یا آن که سفیه بالغ نشده باشد که تصرف در مالش نمی‌تواند بکند اگرچه حکم حاکم نباشد.
2    -و اگر قسم بخورد به اسمایی که مشترک است و به غیر خدا هم گفته می‌شود و اگر بی‌قرینه گفته شود خداوند به نظر نمی‌آید اگر قصد خدا را بکند احتیاط آن است که عمل کند به آن.
4 -اگر اول ممکن باشد و بعد تا آخر وقتی که برای قسم تعیین شده عاجز شود یا برای اومشقّت و حرج باشد قسم به‌هم می‌خورد و الّا نمی‌خورد.
5    -بعید نیست که بی‌اجازه قسم صحیح نباشد لکن احتیاط ترک نشود.
    6-این قسم که در این مسأله ذکر شده غیر از قسمی است که در مسأله‌های پیش است.
7    -واجب نیست.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷