554 - احکام غصب‏ و شکار و سر بریدن حیوانات وغیره (3)
7 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                        ((‏‏احکام غصب و شکار و سر بریدن حیوانات‏))
                 رساله توضیح المسائل آیة الله العظمی بروجردی با حواشی امام خمینی (س)
‏‏غصب آن است که انسان از روی ظلم،بر مال یا حق کسی مسلط شود و این یکی ‏‎ ‎‏از گناهان بزرگ است،که اگر کسی انجام دهد،در قیامت به عذاب سخت گرفتار ‏‎ ‎‏می‌شود.از حضرت پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم روایت شده است که هر کس یک وجب زمین ‏‎ ‎‏از دیگری غصب کند در قیامت آن زمین را از هفت طبقۀ آن مثل طوق به گردن او ‏‎ ‎‏می‌اندازند.‏
‏‏         مسأله 2554- اگر انسان نگذارد مردم از مسجد و مدرسه و پل و جاهای دیگری که ‏‎ ‎‏برای عموم ساخته شده استفاده کنند،حق آنان را غصب نموده،و همچنین است اگر ‏‎ ‎‏کسی در مسجد جایی برای خود بگیرد و دیگری نگذارد که از آن‌جا استفاده نماید.‏
‏‏         مسأله 2555- چیزی را که انسان پیش طلبکار گرو می‌گذارد،باید پیش او بماند که اگر ‏‎ ‎‏طلب او را ندهد طلب خود را از آن به دست آورد،پس اگر پیش از آن که طلب او را ‏‎ ‎‏بدهد آن چیز را از او بگیرد،حق او را غصب کرده است.‏
‏‏         مسأله 2556- مالی را که نزد کسی گرو گذاشته‌اند،اگر دیگری غصب کند صاحب مال ‏‎ ‎‏و طلبکار می‌توانند چیزی را که غصب کرده از او مطالبه نمایند و چنانچه آن چیز را از ‏‎ ‎‏او بگیرند،باز هم در گرو است،و اگر آن چیز از بین برود و عوض آن را بگیرند،آن ‏
‎‏عوض هم مثل خود آن چیز گرو می‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2557- اگر انسان چیزی را غصب کند،باید به صاحبش برگرداند،و اگر آن چیز ‏‎ ‎‏از بین برود باید عوض آن را به او بدهد.‏
‏‏         مسأله 2558- اگر از چیزی که غصب کرده منفعتی به دست آید مثلاً از گوسفندی که ‏‎ ‎‏غصب کرده،بره‌ای پیدا شود،مال صاحب مال است و نیز کسی که مثلاً خانه‌ای را ‏‎ ‎‏غصب کرده،اگرچه در آن ننشیند باید اجارۀ آن را بدهد.‏
‏‏         مسأله 2559- اگر از بچه یا دیوانه چیزی را غصب کند،باید آن را به ولیّ او بدهد و اگر ‏‎ ‎‏از بین رفته،باید عوض آن را بدهد.‏
‏‏         مسأله 2560- هرگاه دو نفر با هم چیزی را غصب کنند،اگرچه هر یک به تنهایی ‏‎ ‎‏می‌توانسته‌اند آن را غصب نمایند،هر کدام آنان ضامن نصف آن است.‏
‏‏         مسأله 2561- اگر چیزی را که غصب کرده با چیز دیگری مخلوط کند مثلاً گندمی را که ‏‎ ‎‏غصب کرده با جو مخلوط نماید،چنانچه جدا کردن آنها ممکن است اگرچه زحمت ‏‎ ‎‏داشته باشد،باید جدا کند و به صاحبش برگرداند.‏
‏‏         مسأله 2562- اگر ظرف طلا و نقره ‏‎[1]‎‏یا چیز دیگری را که ساختنش حرام است غصب ‏‎ ‎‏کند و خراب نماید،لازم نیست مزد ساختن آن را به صاحبش بدهد ولی اگر مثلاً ‏‎ ‎‏گوشواره‌ای را که غصب کرده خراب نماید،باید آن را با مزد ساختنش به صاحب آن ‏‎ ‎‏بدهد و چنانچه برای این که مزد ندهد،بگوید آن را مثل اولش می‌سازم مالک مجبور ‏‎ ‎‏نیست قبول نماید و نیز مالک نمی‌تواند او را مجبور کند که آن را مثل اولش بسازد.‏
‏‏         مسأله 2563- اگر چیزی را که غصب کرده به طوری تغییر دهد که از اولش بهتر شود ‏‎ ‎‏مثلاً طلایی را که غصب کرده گوشواره بسازد،چنانچه صاحب مال بگوید مال را ‏‎ ‎
‎‏به همین صورت بده،باید به او بدهد و نمی‌تواند برای زحمتی که کشیده مزد بگیرد ‏‎ ‎‏بلکه بدون اجازه مالک حق ندارد آن را به صورت اولش درآورد.و اگر بدون اجازۀ ‏‎ ‎‏او آن چیز را مثل اولش کند،باید مزد ساختن آن را هم ‏‎[2]‎‏به صاحبش بدهد.‏
‏‏         مسأله 2564- اگر چیزی را که غصب کرده به طوری تغییر دهد که از اولش بهتر شود،و ‏‎ ‎‏صاحب مال بگوید باید آن را به صورت اول درآوری واجب است آن را به صورت ‏‎ ‎‏اولش درآورد،و چنانچه قیمت آن به واسطۀ تغییر دادن از اولش کمتر شود،باید ‏‎ ‎‏تفاوت آن را به صاحبش بدهد،پس طلایی را که غصب کرده اگر گوشواره بسازد و ‏‎ ‎‏صاحب آن بگوید باید به صورت اولش درآوری،در صورتی که بعد از آب کردن ‏‎ ‎‏قیمت آن از پیش از گوشواره ساختن کمتر شود،باید تفاوت آن را بدهد.‏
‏‏         مسأله 2565- اگر در زمینی که غصب کرده زراعت کند،یا درخت بنشاند،زراعت و ‏‎ ‎‏درخت و میوه آن مال خود او است و چنانچه صاحب زمین راضی نباشد که زراعت و ‏‎ ‎‏درخت در زمین بماند،کسی که غصب کرده باید فوراً زراعت یا درخت خود را اگر ‏‎ ‎‏چه ضرر نماید از زمین بکند،و نیز باید اجارۀ زمین را در مدتی که زراعت و درخت ‏‎ ‎‏در آن بوده به صاحب زمین بدهد و خرابی‌هایی را که در زمین پیدا شده،درست کند ‏‎ ‎‏مثلاً جای درخت‌ها را پُر نماید.و اگر به واسطۀ اینها قیمت زمین از اولش کمتر شود، ‏‎ ‎‏باید تفاوت آن را هم بدهد و نمی‌تواند صاحب زمین را مجبور کند که زمین را به او ‏‎ ‎‏بفروشد،یا اجاره دهد.و نیز صاحب زمین نمی‌تواند او را مجبور کند که درخت یا ‏‎ ‎‏زراعت را به او بفروشد.‏
‏‏         مسأله 2566- اگر صاحب زمین راضی شود که زراعت و درخت در زمین او بماند، ‏‎ ‎‏کسی که آن را غصب کرده،لازم نیست درخت و زراعت را بکند ولی باید اجارۀ آن ‏‎ ‎‏زمین را از وقتی که غصب کرده تا وقتی که صاحب زمین راضی شده بدهد. ‏
‎‏         مسأله 2567- اگر چیزی را که غصب کرده از بین برود،در صورتی که مثل گاو و ‏‎ ‎‏گوسفند باشد که قیمت اجزای آن با هم فرق دارد مثلاً گوشت آن یک قیمت و پوست ‏‎ ‎‏آن قیمت دیگر دارد،باید قیمت آن را بدهد و چنانچه قیمت بازار آن فرق کرده باشد، ‏‎ ‎‏باید قیمت وقتی را که غصب کرده بدهد ‏‎[3]‎‏و احتیاط مستحب آن است که بالاترین ‏‎ ‎‏قیمتی را که از زمان غصب تا زمان تلف داشته بدهد.‏
‏‏         مسأله 2568- اگر چیزی را که غصب کرده و از بین رفته مانند گندم و جو باشد که ‏‎ ‎‏قیمت اجزایش با هم فرق ندارد،باید مثل همان چیزی را که غصب کرده بدهد،ولی ‏‎ ‎‏چیزی را که می‌دهد باید خصوصیاتش مثل چیزی باشد که آن را غصب کرده و از بین ‏‎ ‎‏رفته است.‏
‏‏         مسأله 2569- اگر چیزی را که مثل گوسفند قیمت اجزای آن با هم فرق دارد غصب ‏‎ ‎‏نماید و از بین برود،چنانچه قیمت بازار آن فرق نکرده باشد ولی در مدتی که پیش او ‏‎ ‎‏بوده مثلاً چاق شده باشد،باید قیمت وقتی را که چاق بوده ‏‎[4]‎‏بدهد.‏
‏‏         مسأله 2570- اگر چیزی را که غصب کرده دیگری از او غصب نماید و از بین برود، ‏‎ ‎‏صاحب مال می‌تواند عوض آن را از هر یک از آنان بگیرد،یا از هر کدام آنان مقداری ‏‎ ‎‏از عوض آن را مطالبه نماید و چنانچه عوض مال را از اولی بگیرد،اولی می‌تواند آنچه ‏‎ ‎‏را داده از دومی بگیرد ‏‎[5]‎‏،ولی اگر از دومی بگیرد،او نمی‌تواند آنچه را داده از اولی ‏‎ ‎‏مطالبه نماید. ‏
         مسأله 2571- اگر چیزی را که می‌فروشند یکی از شرطهای معامله در آن نباشد مثلاً ‏‎ ‎‏چیزی را که باید با وزن خرید و فروش کنند،بدون وزن معامله نمایند،معامله باطل ‏‎ ‎‏است،و چنانچه فروشنده و خریدار با قطع نظر از معامله،راضی باشند که در مال ‏‎ ‎‏یکدیگر تصرف کنند اشکال ندارد وگرنه چیزی را که از یکدیگر گرفته‌اند مثل مال ‏‎ ‎‏غصبی است و باید آن را به‌هم برگردانند.و در صورتی که مال هر یک در دست ‏‎ ‎‏دیگری تلف شود،چه بداند معامله باطل است چه نداند،باید عوض آن را بدهد.‏
‏‏         مسأله 2572- هرگاه مالی را از فروشنده بگیرد که آن را ببیند یا مدتی نزد خود ‏‎ ‎‏نگهدارد تا اگر پسندید بخرد،در صورتی که آن مال تلف شود،باید عوض آن را به ‏‎ ‎‏صاحبش بدهد.‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
1    -در این مثال باید مزد ساختن را بدهد و این در صورتی است که مزد ساختن و تفاوت‌مابین نساخته و ساخته یکی باشد و الّا باید تفاوت قیمت را هم بدهد.
2    -بلکه باید تفاوت را به طوری که در مسأله پیش گفته شد بدهد.
3    -بعید نیست که لازم باشد قیمت روزی را که ادا می‌کند بدهد لکن ترک نکند احتیاط را به‌این که بالاترین قیمت روز تلف شدن و روز ادا کردن را بدهد.
4    -یعنی قیمت چاقی که از بین رفته باید بدهد.
5    -اگر پیش دومی از بین برود و اگر برگرداند به اولی و پیش او از بین برود نمی‌تواند ازدومی بگیرد.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

‏‏((احکام مالی که انسان آن را پیدا می‌کند‏))

‏‏         مسأله 2573- مالی که انسان پیدا می‌کند اگر نشانه‌ای نداشته باشد که به واسطۀ آن، ‏‎ ‎‏صاحبش معلوم شود،می‌تواند به قصد این که ملک خودش شود آن را بردارد.ولی ‏‎ ‎‏احتیاط مستحب ‏‎[1]‎‏آن است که از طرف صاحبش صدقه بدهد.‏
‏‏         مسأله 2574- اگر مالی پیدا کند که نشانه دارد و قیمت آن از 12/6 نخود نقرۀ سکه‌دار ‏‎ ‎‏کمتر است،چنانچه صاحب آن معلوم باشد و انسان نداند راضی است یا نه،نمی‌تواند ‏‎ ‎‏بدون اجازۀ او بردارد،و اگر صاحب آن معلوم نباشد،می‌تواند به قصد این که ملک ‏‎ ‎‏خودش شود بردارد و احتیاط واجب ‏‎[2]‎‏آن است که هر وقت صاحبش پیدا شد،عوض ‏‎ ‎‏آن را به او بدهد.‏
‏‏         مسأله 2575- هرگاه چیزی که پیدا کرده نشانه‌ای دارد که به واسطۀ آن می‌تواند ‏‎ ‎‏صاحبش را پیدا کند،اگرچه بداند صاحب آن سنّی یا کافری است که در امان مسلمانان ‏‎ ‎‏است،در صورتی که قیمت آن چیز به 12/6 نخود نقرۀ سکه‌دار برسد باید از روزی که ‏
کتابرساله توضیح المسائل آیة الله العظمی بروجردی با حواشی امام خمینی (س)
‏آن را پیدا کرده تا یک هفته ‏‎[3]‎‏روزی دو مرتبه و بعد تا یک ماه هفته‌ای یک مرتبه و بعد ‏‎ ‎‏تا یک سال ماهی یک مرتبه در محل اجتماع مردم اعلان کند.‏
‏‏         مسأله 2576- اگر انسان خودش نخواهد اعلان کند می‌تواند به کسی که اطمینان دارد ‏‎ ‎‏بگوید که از طرف او اعلان نماید.‏
‏‏         مسأله 2577- اگر تا یک سال اعلان کند و صاحب مال پیدا نشود می‌تواند آن را برای ‏‎ ‎‏خود بردارد به قصد این که هر وقت صاحبش پیدا شد عوض آن را به او بدهد،یا برای ‏‎ ‎‏او نگهداری کند که هر وقت پیدا شد به او بدهد،ولی احتیاط مستحب آن است که از ‏‎ ‎‏طرف صاحبش صدقه بدهد.‏
‏‏         مسأله 2578- اگر بعد از آن که یک سال اعلان کرد و صاحب مال پیدا نشد مال را برای ‏‎ ‎‏صاحبش نگهداری کند و از بین برود،چنانچه در نگهداری آن کوتاهی نکرده و تعدی ‏‎ ‎‏یعنی زیاده‌روی هم ننموده ضامن نیست ولی اگر از طرف صاحبش صدقه داده باشد، ‏‎ ‎‏یا برای خود برداشته باشد،در هر صورت ضامن است.‏
‏‏         مسأله 2579- کسی که مالی را پیدا کرده،اگر عمداً به دستوری که گفته شد اعلان نکند، ‏‎ ‎‏گذشته از این که معصیت کرده،باز هم واجب است اعلان کند.‏
‏‏مسأله 2580- اگر بچۀ نابالغ چیزی پیدا کند،ولیّ او باید اعلان نماید.‏

‏‏         مسأله 2581- اگر انسان در بین سالی که اعلان می‌کند از پیدا شدن صاحب مال نا امید ‏‎ ‎‏شود و بخواهد آن را صدقه بدهد اشکال دارد ‏‎[4]‎
‏‏         مسأله 2582- اگر در بین سالی که اعلان می‌کند مال از بین برود،چنانچه در نگهداری ‏
‏آن کوتاهی کرده،یا تعدی یعنی زیاده‌روی کرده باشد باید عوض آن را به صاحبش ‏‎ ‎‏بدهد،و اگر کوتاهی نکرده و زیاده‌روی هم ننموده چیزی بر او واجب نیست.‏
‏‏         مسأله 2583- اگر مالی را که نشانه دارد و قیمت آن به 12/6 نخود نقرۀ سکه‌دار ‏‎ ‎‏می‌رسد در جایی پیدا کند که معلوم است به واسطۀ اعلان صاحب آن پیدا نمی‌شود ‏‎ ‎‏می‌تواند در روز اول آن را از طرف صاحبش صدقه بدهد و چنانچه صاحبش پیدا شود ‏‎ ‎‏و به صدقه دادن راضی نشود باید عوض آن را به او بدهد و ثواب صدقه‌ای که داده مالِ ‏‎ ‎‏خود او است.‏
‏‏         مسأله 2584- اگر چیزی را پیدا کند و به خیال این که مالِ خود او است بردارد بعد ‏‎ ‎‏بفهمد مال خودش نبوده،باید تا یک سال اعلان نماید و همچنین است اگر مثلاً پای ‏‎ ‎‏خود را به گمشده‌ای بزند و آن را از جای خودش حرکت دهد.‏
‏‏         مسأله 2585- لازم نیست موقع اعلان،جنس چیزی را که پیدا کرده بگوید بلکه همین ‏‎ ‎‏قدر که بگوید چیزی پیدا کرده‌ام کافی است.‏
‏‏         مسأله 2586- اگر کسی چیزی را پیدا کند و دیگری بگوید مالِ من است،در صورتی ‏‎ ‎‏باید به او بدهد که نشانه‌های آن را بگوید ولی لازم نیست نشانه‌هایی را که بیشتر ‏‎ ‎‏اوقات صاحب مال هم ملتفت آنها نیست بگوید.‏
‏‏         مسأله 2587- اگر قیمت چیزی که پیدا کرده به 12/6 نخود نقرۀ سکه‌دار برسد چنانچه ‏‎ ‎‏اعلان نکند و در مسجد،یا جای دیگری که محل اجتماع مردم است بگذارد و آن چیز ‏‎ ‎‏از بین برود،یا دیگری آن را بردارد کسی که آن را پیدا کرده ضامن است.‏
‏‏         مسأله 2588- هرگاه چیزی پیدا کند که اگر بماند فاسد می‌شود باید با اجازۀ ‏‎[5]‎‏حاکم ‏‎ ‎
‏‎‏شرع یا وکیل او قیمت آن را معیّن کند و بفروشد و پولش را نگهدارد و اگر صاحب آن ‏‎ ‎‏پیدا نشد از طرف او صدقه بدهد.‏
‏‏         مسأله 2589- اگر چیزی را که پیدا کرده موقع وضو گرفتن و نماز خواندن همراه او ‏‎ ‎‏باشد،در صورتی که قصدش این باشد که صاحب آن را پیدا کند اشکال ندارد.‏
‏‏         مسأله 2590- اگر کفش او را ببرند و کفش دیگری به جای آن بگذارند چنانچه بداند ‏‎ ‎‏کفشی که مانده مالِ کسی است که کفش او را برده می‌تواند به جای کفش خودش ‏‎[6]‎‎ ‎‏بردارد،ولی اگر قیمت آن از کفش خودش بیشتر باشد باید هر وقت صاحب آن پیدا ‏‎ ‎‏شد زیادی قیمت را به او بدهد و چنانچه از پیدا شدن او نا امید شود باید با اجازۀ حاکم ‏‎ ‎‏شرع زیادی قیمت را از طرف صاحبش صدقه بدهد.و اگر احتمال دهد کفشی که ‏‎ ‎‏مانده مالِ کسی نیست که کفش او را برده در صورتی که قیمت آن از 12/6 نخود نقرۀ ‏‎ ‎‏سکه‌دار کمتر باشد،می‌تواند برای خود بردارد و اگر بیشتر باشد،باید تا یک سال ‏‎ ‎‏اعلان کند و بعد از یک سال احتیاطاً از طرف صاحبش صدقه بدهد.‏
‏‏         مسأله 2591- اگر مالی را که کمتر از 12/6 نخود نقرۀ سکه‌دار ارزش دارد پیدا کند و از ‏‎ ‎‏آن صرف نظر نماید و در مسجد یا جای دیگر بگذارد چنانچه کسی آن را بردارد،برای ‏‎ ‎‏او حلال است. ‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
حاشیه ها - 1 -اگر ملک خودش کرده باشد و تلف شده باشد واجب نیست عوض بدهد و اگر ملک‌خودش نکرده و بدون تقصیر او تلف شده نیز عوض نباید بدهد
2 -   -باید در تمام سال به قدری تعریف کند که نگویند مسامحه کرده و اگر در هفته اول هرروز و بعد تا آخر سال هفته یک مرتبه تعریف کند کافی است و اما ماهی یک مرتبه مشکل است.
3 -    -اشکال ندارد و باید صدقه بدهد و ملک خود نکند به احتیاط واجب.
    -اجازه حاکم لازم نیست خودش می‌تواند قیمت کند و بردارد یا بفروشد و پولش رانگهدارد و احتیاط واجب آن است که آن چیز را تا هر مقدار می‌شود نگه‌داشت 4نگهدارد بلکه خالی از قوّت نیست.
5    -اگر مأیوس باشد از پیدا شدن صاحبش یا زحمت و مشقّت زیاد داشته باشد.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((احکام سربریدن و شکار کردن حیوانات))

‏‏         مسأله 2592- اگر حیوان حلال گوشت را به دستوری که بعداً گفته می‌شود سر ببرند؛ ‏‎ ‎‏وحشی باشد یا اهلی،بعد از جان دادن،گوشت آن حلال و بدن آن پاک است،ولی ‏‎ ‎‏حیوانی که انسان با آن وطی و نزدیکی ‏‎  ( -این حکم در وطی مخصوص به بهایم است.)
ده و حیوانی که نجاست‌خوار شده،اگر به ‏‎ ‎‏دستوری که در شرع معیّن نموده‌اند آن را استبراء نکرده باشند،بعد از سر بریدن ‏‎ ‎‏گوشت آن حلال نیست.‏
‏‏         مسأله 2593- حیوان حلال گوشت وحشی مانند آهو و کبک و بز کوهی و حیوان ‏‎ ‎‏حلال گوشتی که اهلی بوده و بعداً وحشی شده مثل گاو و شتر اهلی که فرار کرده و ‏‎ ‎‏وحشی شده است،اگر به دستوری که بعداً گفته می‌شود آنها را شکار کنند پاک و حلال ‏‎ ‎‏است،ولی حیوان حلال گوشت اهلی مانند گوسفند و مرغ خانگی و حیوان حلال ‏‎ ‎‏گوشت وحشی که به واسطۀ تربیت کردن اهلی شده است،با شکار کردن پاک و حلال ‏‎ ‎‏نمی‌شود.‏
‏‏         مسأله 2594- حیوان حلال گوشت وحشی در صورتی با شکار کردن پاک و حلال ‏‎ ‎‏می‌شود که بتواند فرار کند یا پرواز نماید بنابراین بچۀ آهو که نمی‌تواند فرار کند و بچۀ ‏‎ ‎
‎‏کبک که نمی‌تواند پرواز نماید،با شکار کردن پاک و حلال نمی‌شود و اگر آهو ‏‎ ‎‏و بچه‌اش را که نمی‌تواند فرار کند،با یک تیر شکار نمایند آهو حلال و بچه‌اش ‏‎ ‎‏حرام است.‏
‏‏         مسأله 2595- حیوان حلال گوشتی که مانند ماهی خون جهنده ندارد،اگر به خودی ‏‎ ‎‏خود بمیرد پاک است،ولی گوشت آن را نمی‌شود خورد.‏
‏‏         مسأله 2596- حیوان حرام گوشتی که خون جهنده ندارد،مانند مار،با سر بریدن حلال ‏‎ ‎‏نمی‌شود،ولی مردۀ آن پاک است.‏
‏‏         مسأله 2597- سگ و خوک به واسطۀ سر بریدن و شکار کردن پاک نمی‌شوند و ‏‎ ‎‏خوردن گوشت آنها هم حرام است.و حیوان حرام گوشتی را که درنده و گوشت‌خوار ‏‎ ‎‏است مانند گرگ و پلنگ اگر به دستوری که گفته می‌شود سر ببرند،یا با تیر و مانند آن ‏‎ ‎‏شکار کنند پاک است،ولی گوشت آن حلال نمی‌شود،و اگر با سگ شکاری آن را ‏‎ ‎‏شکار کنند،پاک شدن بدنش هم اشکال دارد.‏
‏‏         مسأله 2598- فیل و خرس و بوزینه و موش و حیواناتی که مانند مار و سوسمار در ‏‎ ‎‏داخل زمین زندگی می‌کنند،اگر خون جهنده داشته باشند و به خودی خود بمیرند ‏‎ ‎‏نجسند،بلکه اگر سر آنها را هم ببرند،یا آنها را شکار نمایند،پاک شدن بدنشان ‏‎ ‎‏اشکال دارد.‏
‏‏         مسأله 2599- اگر از شکم حیوان زنده بچۀ مرده‌ای بیرون آید یا آن را بیرون آورند، ‏‎ ‎‏خوردن گوشت آن حرام است.‏

‏‏دستور سربریدن حیوانات‏

‏‏         مسأله 2600- دستور سر بریدن حیوان آن است که چهار رگ بزرگ گردن آن را از ‏‎ ‎‏پایین برآمدگی زیر گلو به طور کامل ببرند،و اگر آنها را بشکافند کافی نیست.‏
‏‏         مسأله 2601- اگر بعضی از چهار رگ را ببرند و صبر کنند تا حیوان بمیرد بعد بقیه را ‏‏ببرند فایده ندارد،بلکه اگر به این مقدار هم صبر نکنند ولی به طور معمول چهار رگ را ‏‎ ‎‏پشت سر هم نبرند،اگرچه پیش از جان دادن حیوان بقیه رگ‌ها را ببرند اشکال دارد.‏
‏‏         مسأله 2602- اگر گرگ گلوی گوسفند را به طوری بکند که از چهار رگی که در گردن ‏‎ ‎‏است و باید بریده شود،چیزی نماند،آن حیوان حرام می‌شود،ولی اگر مقداری از ‏‎ ‎‏گردن را بکند و چهار رگ باقی باشد،یا جای دیگر بدن را بکند،در صورتی که ‏‎ ‎‏گوسفند زنده باشد و به دستوری که گفته می‌شود سر آن را ببرند حلال و پاک می‌باشد.‏

((‏‏شرایط سر بریدن حیوان‏))

‏‏مسأله 2603- سر بریدن حیوان پنج شرط دارد:‏
‏‏         اول: کسی که سر حیوان را می‌برد چه مرد باشد چه زن،باید مسلمان باشد و اظهار ‏‎ ‎‏دشمنی با اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نکند.و بچه مسلمان هم اگر ممیز باشد؛یعنی خوب و ‏‎ ‎‏بد را بفهمد،می‌تواند سر حیوان را ببرد.‏
‏‏         دوم: سر حیوان را با چیزی ببرند که از آهن باشد ولی چنانچه آهن پیدا نشود و ‏‎ ‎‏طوری باشد که اگر سر حیوان را نبرند می‌میرد،با چیز تیزی که چهار رگ آن را جدا کند ‏‎ ‎‏مانند شیشه و سنگ تیز،می‌شود سر آن را برید.‏
‏‏         سوم: در موقع سر بریدن،صورت و دست و پا ‏‎[1]‎‏و شکم حیوان رو به قبله باشد و ‏‎ ‎‏کسی که می‌داند باید رو به قبله سر ببرد،اگر عمداً حیوان را رو به قبله نکند حیوان ‏‎ ‎‏حرام می‌شود ولی اگر فراموش کند،یا مسأله را نداند،یا قبله را اشتباه کند،یا نداند قبله ‏‎ ‎‏کدام طرف است،یا نتواند حیوان را رو به قبله کند اشکال ندارد.‏
‏‏         چهارم: وقتی می‌خواهد سر حیوان را ببرد یا کارد به گلویش بگذارد به نیت سر ‏‎ ‎‏بریدن،نام خدا را ببرد و همین قدر که بگوید بسم‌اللّٰه کافی است و اگر بدون قصد سر ‏‎ ‎‏بریدن نام خدا را ببرد،آن حیوان پاک نمی‌شود و گوشت آن هم حرام است،ولی اگر از ‏‎ ‎
‎‏روی فراموشی نام خدا را نبرد اشکال ندارد.‏
‏‏         پنجم: حیوان بعد از سر بریدن حرکتی بکند ‏‎[2]‎‏.اگرچه مثلاً چشم یا دم خود را ‏‎ ‎‏حرکت دهد،یا پای خود را به زمین زند و نیز احتیاط واجب آن است که به اندازۀ ‏‎ ‎‏معمول خون از بدن حیوان بیرون آید.‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
حاشیه ها       1 -   -لازم نیست دست و پا رو به قبله باشد همین قدر که جلو بدن باشد کافی است.
2 -   -همین قدر که حرکتی بکند که معلوم شود زنده بوده کافی است،و احتیاطی که گفته شده‌واجب نیست.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((‏‏دستور کشتن شتر‏))

‏‏         مسأله 2604- اگر بخواهند شتر را بکشند که بعد از جان دادن پاک و حلال باشد،باید با ‏‎ ‎‏پنج شرطی که برای سر بریدن حیوانات گفته شد،کارد یا چیز دیگری را که از آهن و ‏‎ ‎‏برنده باشد،در گودی بین گردن و سینه‌اش فرو کنند.‏
‏‏         مسأله 2605- وقتی می‌خواهند کارد را به گردن شتر فرو ببرند،بهتر است که شتر ‏‎ ‎‏ایستاده باشد ولی اگر در حالی که زانوها را به زمین زده،یا به پهلو خوابیده و دست و ‏‎ ‎‏پا ‏‎[1]‎‏و سینه‌اش،رو به قبله است،کارد را در گودی گردنش فرو کنند اشکال ندارد.‏
‏‏         مسأله 2606- اگر به جای این که کارد در گودی گردن شتر فرو کنند سر آن را ببرند،یا ‏‎ ‎‏گوسفند و گاو و مانند اینها را مثل شتر،کارد در گودی گردنشان فرو کنند،گوشت آنها ‏‎ ‎‏حرام و بدن آنها نجس است.ولی اگر چهار رگ شتر را ببرند و تا زنده است به ‏‎ ‎‏دستوری که گفته شد کارد در گودی گردنش فرو کنند گوشت آن حلال و بدن آن پاک ‏‎ ‎‏است،و نیز اگر کارد در گودی گردن گاو یا گوسفند یا مانند اینها فرو کنند و تا زنده ‏‎ ‎‏است سر آن را ببرند حلال و پاک می‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2607- اگر حیوانی سرکش شود و نتوانند آن را به دستوری که در شرع معیّن ‏‎ ‎‏شده بکشند،یا مثلاً در چاه بیفتد و احتمال بدهند که در آن‌جا بمیرد و کشتن آن به ‏
‎‏دستور شرع ممکن نباشد،هر جای بدنش را که زخم بزنند ‏‎[2]‎‏و در اثر زخم جان بدهد ‏‎ ‎‏حلال می‌شود و رو به قبله بودن آن لازم نیست،ولی باید شرطهای دیگری را که برای ‏‎ ‎‏سر بریدن حیوانات گفته شد دارا باشد.‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
حاشیه ها   1    -همین قدر که جلو بدنش رو به قبله باشد کافی است.
2  -  -با مثل شمشیر و خنجر و نیزه و چیزهایی که به تیزی آنها زخم می‌شود.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((‏‏چیزهایی که موقع سر بریدن حیوانات مستحب است‏))

‏‏مسأله 2608- چند چیز در سر بریدن حیوانات مستحب است:‏
‏‏         اول: موقع سر بریدن گوسفند دو دست و یک پای آن را ببندند و پای دیگرش را باز ‏‎ ‎‏بگذارند و موقع سر بریدن گاو چهار دست و پایش را ببندند و دم آن را باز بگذارند ‏‎ ‎‏و موقع کشتن شتر دو دست آن را از پایین تا زانو،یا تا زیر بغل به یکدیگر ببندند ‏‎ ‎‏و پاهایش را باز بگذارند و مستحب است مرغ را بعد از سر بریدن رها کنند تا پر و ‏‎ ‎‏بال بزند.‏
‏‏دوم: کسی که حیوان را می‌کشد رو به قبله باشد.‏
‏‏سوم: پیش از کشتن حیوان آب جلوی آن بگذارند.‏
‏‏         چهارم: کاری کنند که حیوان کمتر اذیت شود،مثلاً کارد را خوب تیز کنند و با عجله ‏‎ ‎‏سر حیوان را ببرند.‏
‏‏چیزهایی که در کشتن حیوانات مکروه است‏
‏‏         مسأله 2609- چند چیز در کشتن حیوان مکروه است: اول: آن که کارد را پشت حلقوم ‏‎ ‎‏فرو کنند و به طرف جلو بیاورند که حلقوم از پشت آن بریده شود. دوم: پیش از ‏‎ ‎‏بیرون آمدن روح،سر حیوان را از بدنش جدا کنند ‏‎[1]‎‏ولی اگر از روی غفلت یا به ‏‎ ‎‏واسطۀ تیز بودن کارد بی‌اختیار سر حیوان جدا شود مکروه نیست. سوم: پیش از ‏
‎‏بیرون آمدن روح،پوست حیوان را بکنند ‏‎[2]‎‏. چهارم: پیش از آن که روح از بدن حیوان ‏‎ ‎‏بیرون رود،مغز حرام را که در تیرۀ پشت است ببرند ‏‎[3]‎‏. پنجم: در جایی حیوان را ‏‎ ‎‏بکشند که حیوان دیگر آن را ببیند. ششم: در شب یا پیش از ظهر جمعه سر حیوان را ‏‎ ‎‏ببرند ولی در صورت احتیاج عیبی ندارد. هفتم: خود انسان چهارپایی را که پرورش ‏‎ ‎‏داده است بکشد.‏

÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
حاشیه ها   1    -احتیاط واجب آن است که سر را پیش از مردن جدا نکنند بلکه حرام بودن آن خالی ازقوّت نیست لکن با این کار حیوان حرام نمی‌شود.
2    -احتیاط آن است که این کار را نکنند.
3    -احتیاط واجب در ترک است.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((‏‏احکام شکار کردن با اسلحه‏))

‏‏         مسأله 2610- اگر حیوان حلال گوشت وحشی را با اسلحه شکار کنند با پنج شرط ‏‎ ‎‏حلال و بدنش پاک است:‏
‏‏         اول: آن که اسلحۀ شکار مثل کارد و شمشیر برنده باشد،یا مثل نیزه و تیر،تیز باشد ‏‎ ‎‏که به واسطۀ تیز بودن،بدن حیوان را پاره کند و اگر به وسیلۀ دام یا چوب و سنگ و ‏‎ ‎‏مانند اینها حیوانی را شکار کنند پاک نمی‌شود و خوردن آن هم حرام است و اگر ‏‎ ‎‏حیوانی را با تفنگ شکار کنند چنانچه گلوله آن تیز باشد که در بدن حیوان فرو رود و ‏‎ ‎‏آن را پاره کند پاک و حلال است.و اگر گلوله تیز نباشد بلکه با فشار در بدن حیوان فرو ‏‎ ‎‏رود و حیوان را بکشد،یا به واسطۀ حرارتش بدن حیوان را بسوزاند و در اثر سوزاندن، ‏‎ ‎‏حیوان بمیرد پاک و حلال بودنش اشکال دارد.‏
‏‏         دوم: کسی که شکار می‌کند باید مسلمان باشد یا بچۀ مسلمان باشد که خوب و بد را ‏‎ ‎‏بفهمد،و اگر کافر یا کسی که اظهار دشمنی با اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌کند،حیوانی را ‏‎ ‎‏شکار نماید،آن شکار حلال نیست.‏
‏‏         سوم: اسلحه را برای شکار کردن حیوان به کار برد و اگر مثلاً جایی را نشان کند و ‏‎ ‎‏اتفاقاً حیوانی را بکشد،آن حیوان پاک نیست و خوردن آن هم حرام است. ‏
‎‏         چهارم: در وقت به کار بردن اسلحه نام خدا را ببرد و چنانچه عمداً نام خدا را نبرد ‏‎ ‎‏شکار حلال نمی‌شود،ولی اگر فراموش کند اشکال ندارد.‏
‏‏         پنجم: وقتی به حیوان برسد که مرده باشد،یا اگر زنده است به اندازۀ سر بریدن ‏‎ ‎‏آن وقت نباشد و چنانچه به اندازۀ سر بریدن وقت باشد و سر حیوان را نبرد تا بمیرد ‏‎ ‎‏حرام است.‏
‏‏         مسأله 2611- اگر دو نفر حیوانی را شکار کنند،و یکی از آنان مسلمان و دیگری ‏‎ ‎‏کافر باشد یا یکی از آن دو نام خدا را ببرد و دیگری عمداً نام خدا را نبرد آن ‏‎ ‎‏حیوان حلال نیست.‏
‏‏         مسأله 2612- اگر بعد از آن که حیوانی را تیر زدند مثلاً در آب بیفتد،و انسان بداند که ‏‎ ‎‏حیوان به واسطۀ تیر و افتادن در آب جان داده،حلال نیست.بلکه اگر شک کند که فقط ‏‎ ‎‏برای تیر بوده یا نه،حلال نمی‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2613- اگر با سگ غصبی یا اسلحۀ غصبی حیوانی را شکار کند،شکار حلال ‏‎ ‎‏است و مال خود او می‌شود ولی گذشته از این که گناه کرده باید اجرت اسلحه یا سگ ‏‎ ‎‏را به صاحبش بدهد.‏
‏‏         مسأله 2614- اگر با شمشیر یا چیز دیگری که شکار کردن با آن صحیح است با ‏‎ ‎‏شرطهایی که در بالا گفته شد،حیوانی را دو قسمت کنند،و سر و گردن در یک قسمت ‏‎ ‎‏بماند و انسان وقتی برسد که حیوان جان داده باشد،هر دو قسمت حلال است.و ‏‎ ‎‏همچنین است اگر حیوان زنده باشد ولی به اندازۀ سر بریدن وقت نباشد ‏‎[1]‎‏اما اگر به ‏‎ ‎‏اندازه سر بریدن وقت باشد و ممکن باشد که مقداری زنده ‏‎[2]‎‏بماند،قسمتی که سر و ‏
‎‏گردن ندارد حرام،و قسمتی که سر و گردن دارد اگر سر آن را به دستوری که در شرع ‏‎ ‎‏معیّن شده ببرند حلال وگرنه آن هم حرام می‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2615- اگر با چوب یا سنگ یا چیز دیگری که شکار کردن با آن صحیح نیست ‏‎ ‎‏حیوانی را دو قسمت کنند،قسمتی که سر و گردن ندارد حرام است و قسمتی که سر و ‏‎ ‎‏گردن دارد،اگر زنده باشد و ممکن باشد که مقداری زنده بماند،و سر آن را به دستوری ‏‎ ‎‏که در شرع معیّن شده ببرند حلال وگرنه آن قسمت هم حرام می‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2616- اگر حیوانی را شکار کنند،یا سر ببرند و بچه زنده‌ای از آن بیرون آید ‏‎ ‎‏چنانچه آن بچه را به دستوری که در شرع معیّن شده سر ببرند حلال و گرنه حرام ‏‎ ‎‏می‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2617- اگر حیوانی را شکار کنند یا سر ببرند و بچه مرده‌ای از شکمش بیرون ‏‎ ‎‏آورند،چنانچه خلقت آن بچه کامل باشد و مو یا پشم در بدنش روییده باشد پاک و ‏‎ ‎‏حلال است.‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
حاشیه ها1 -   -اگر زنده باشد و به اندازه سر بریدن وقت نباشد آن قسمتی که در آن سر و گردن نیست‌حرام است و قسمت دیگر حلال است.
2    -به احتیاط واجب در این مسأله و مسأله بعد.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((‏‏شکار کردن با سگ شکاری‏))

‏‏         مسأله 2618- اگر سگ شکاری حیوان وحشی حلال گوشتی را شکار کند پاک بودن و ‏‎ ‎‏حلال بودن آن حیوان شش شرط دارد:‏

‏‏         اول: سگ به طوری تربیت شده باشد که هر وقت آن را برای گرفتن شکار بفرستند ‏‎ ‎‏برود و هر وقت از رفتن جلوگیری کنند بایستد ‏‎[1]‎‏و نیز باید عادتش‏‎[2]‎‏ این باشد که تا ‏‎ ‎‏صاحبش نرسد از شکار نخورد،ولی اگر اتفاقاً شکار را بخورد اشکال ندارد. ‏
‏‏         دوم: صاحبش آن را بفرستد و اگر پیش خود دنبال شکار رود و حیوانی را شکار ‏
‏‏کند خوردن آن حیوان حرام است.بلکه اگر پیش خود دنبال شکار رود و بعداً ‏‎ ‎‏صاحبش بانگ بزند که زودتر آن را به شکار برساند اگر چه به واسطۀ صدای صاحبش ‏‎ ‎‏شتاب کند،بنابر احتیاط واجب باید از خوردن آن شکار خودداری نمایند.‏
‏‏         سوم: کسی که سگ را می‌فرستد باید مسلمان باشد یا بچۀ مسلمان باشد که خوب ‏‎ ‎‏و بد را بفهمد و اگر کافر یا کسی که اظهار دشمنی با اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می‌کند سگ ‏‎ ‎‏را بفرستد،شکار آن سگ حرام است.‏
‏‏         چهارم: وقت فرستادن سگ نام خدا را ببرد ‏‎[3]‎‏و اگر عمداً نام خدا را نبرد،آن شکار ‏‎ ‎‏حرام است،ولی اگر فراموش کند اشکال ندارد.‏
‏‏         پنجم: شکار به واسطۀ زخمی که از دندان سگ پیدا کرده بمیرد پس اگر سگ، ‏‎ ‎‏شکار را خفه کند،یا شکار از دویدن یا ترس بمیرد حلال نیست.‏
‏‏         ششم: کسی که سگ را فرستاده،وقتی برسد که حیوان مرده باشد،یا اگر زنده است ‏‎ ‎‏به اندازۀ سر بریدن آن وقت نباشد و چنانچه وقتی برسد که به اندازۀ سر بریدن وقت ‏‎ ‎‏باشد مثلاً حیوان چشم یا دم خود را حرکت دهد،یا پای خود را به زمین بزند،چنانچه ‏‎ ‎‏سر حیوان را نبرد تا بمیرد حلال نیست.‏
‏‏         مسأله 2619- کسی که سگ را فرستاده اگر وقتی برسد که بتواند سر حیوان را ببرد، ‏‎ ‎‏چنانچه مثلاً به واسطۀ بیرون آوردن ‏‎[4]‎‏کارد و مانند آن وقت بگذرد و آن حیوان بمیرد ‏‎ ‎‏حلال است،ولی اگر چیزی همراه او نباشد که با آن سر حیوان را ببرد و حیوان بمیرد، ‏‎ ‎‏احتیاط واجب آن است که از خوردن آن خودداری کنند.‏
‏‏         مسأله 2620- اگر چند سگ را بفرستد و با هم حیوانی را شکار کنند،چنانچه همۀ آنها ‏
‎‏دارای شرطهایی که در بالا گفته شد بوده‌اند،شکار حلال است و اگر یکی از آنها ‏‎ ‎‏دارای آن شرطها نبوده،شکار حرام است.‏
‏‏         مسأله 2621- اگر سگ را برای شکار حیوانی بفرستد و آن سگ حیوان دیگری را ‏‎ ‎‏شکار کند،آن شکار حلال و پاک است و نیز اگر آن حیوان را با حیوان دیگری شکار ‏‎ ‎‏کند،هر دوی آنها حلال و پاک می‌باشند.‏
‏‏         مسأله 2622- اگر چند نفر با هم سگ را بفرستند و یکی از آنها کافر باشد،یا عمداً نام ‏‎ ‎‏خدا را نبرد،آن شکار حرام است.و نیز اگر یکی از سگ‌هایی را که فرستاده‌اند به ‏‎ ‎‏طوری که در صفحۀ گذشته گفته شد تربیت شده نباشد،آن شکار حرام می‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2623- اگر باز یا حیوان دیگری غیر سگ شکاری حیوانی را شکار کند،آن ‏‎ ‎‏شکار حلال نیست ولی اگر وقتی برسند که حیوان زنده باشد و به دستوری که در شرع ‏‎ ‎‏معیّن شده سر آن را ببرند حلال است.‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
1    -لازم نیست همیشه این‌طور باشد بلکه اگر در وقت دیدن شکار و نزدیک شدن به آن باجلوگیری نایستد،مانع ندارد.
2    بنابراین احتیاط واجب.
3    -بلکه اگر بعد از فرستادن سگ و قبل از آن که سگ به شکار برسد نام خدا را ببرد آن‌شکار حرام است بنابر احتیاط واجب.
4    -اگر به طور عادی و با شتاب باشد،و اما اگر به واسطه زیاد تنگ بودن غلاف کارد،یاچسبیدگی آن به غلاف یا مسامحه کردن وقت بگذرد حلال نمی‌شود.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷

((صید ماهی))

‏‏         مسأله 2624- اگر ماهی فلس‌دار را زنده از آب بگیرند و بیرون آب جان دهد،پاک و ‏‎ ‎‏خوردن آن حلال است،و چنانچه در آب بمیرد پاک است ولی خوردن آن حرام می‌باشد ‏‎ ‎‏و ماهی بی‌فلس را اگرچه زنده از آب بگیرند و بیرون آب جان دهد حرام است.‏

‏‏         مسأله 2625- اگر ماهی از آب بیرون بیفتد،یا موج آن را بیرون بیندازد،یا آب فرو رود ‏‎ ‎‏و ماهی در خشکی بماند،چنانچه پیش از آن که بمیرد،با دست یا به وسیلۀ دیگر کسی ‏‎ ‎‏آن را بگیرد،بعد از جان دادن حلال است.‏

‏‏         مسأله 2626- کسی که ماهی را صید می‌کند،لازم نیست مسلمان باشد و در موقع ‏‎ ‎‏گرفتن،نام خدا را ببرد ولی مسلمان باید گرفتن آن را دیده باشد ‏‎[1]‎‏. ‏
‎‏         مسأله 2627- ماهی مرده‌ای که معلوم نیست آن را زنده از آب گرفته‌اند یا مرده، ‏‎ ‎‏چنانچه در دست مسلمان باشد،حلال است و اگر در دست کافر باشد،اگرچه بگوید ‏‎ ‎‏آن را زنده گرفته‌ام حرام می‌باشد.‏
‏‏         مسأله 2628- بنابر احتیاط واجب ‏‎[2]‎‏باید از خوردن ماهی زنده خودداری کرد‏
‏‏         مسأله 2629- اگر ماهی زنده را بریان کنند،یا در بیرون آب پیش از جان دادن بکشند، ‏‎ ‎‏احتیاط واجب ‏‎[3]‎‏آن است که از خوردن آن خودداری نمایند.‏
‏‏         مسأله 2630- اگر ماهی را بیرون آب دو قسمت کنند و یک قسمت آن در حالی که ‏‎ ‎‏زنده است در آب بیفتد،بنابر احتیاط واجب ‏‎[4]‎‏قسمتی را که بیرون آب مانده ‏‎ ‎‏نباید خورد.‏
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
حاشیه ها  1 -    -یا بداند که آن را زنده گرفته و در خارج آب مرده.
2 -    -واجب نیست.
3 -    -این احتیاط واجب نیست.
4 -    -این احتیاط واجب نیست.
÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷÷
ادادمه دارد