544 - تابلوی دوری از نافرمانیها و معصیتها
27 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 

تابلوی دوری از نافرمانیها و معصیتها

خیلی ها در جلسات مذهبی و نماز جماعت مساجد مطرح می کنند که ما چگونه خود را از گناه دورسازیم ؟!

در مورد این سوال در فرمایش امیر مومنان علیه السلام پاسخ خیلی روشن وسا ده داده شده که اگر کسی تصمیم به اجرای آن بگیرد برای همیشه خود را راحت کرده و این مشکل را حل می کند فرمود:

 اتقوا معاصی الله فی الخلوات . فان الشاهد هو الحاکم

از نافرمانی خدا درمخفیگاهها بپرهیزی چون شاهد خود حاکم است. البته عبارت خبلی کوچک است اما یک دنیا معنا دارد

اگر انسان برای اثبات ادعایش در پیش قاضی- باید شاهد بیاورد اما اگر خود قاضی شاهدباشد دگر مسئله حل است.

مامعتقدیم که برای ثبت اعمال ما

1 - دوشاهدخدایی بنام رقیب و عتید مآمور است

2 - هرجا که گناه می کنیم در و دیوار باغ و باغات و هرچه در اطراف هست شاهد هستند

3 - غیر از مآمورها اعضا و جوارح خود شهادت خواهند دا شت(یوم تشهد آیدیهم و ارجلهم بما کانو یکسبون.) روزی دستها و پاها خود شهادت خواهند داد در قر آن کریم آیات متعد د در این مضمون هست صاحبان عمل به دست و پای خود میگویند ( لم شهدتم علینا -چرا برعلیه ما شهادت دادید جواب می دهند -انطقنا الله الذی آنطق کل شیئ آنی که مارا آفریده ما را به سخن در آورد-

5 - مآمورین هر روز صبح و شام عوض می شوند -

6 - خود آفریننده شاهد اعمال ماست

و در سوره نساء. سوره 4, آیه 108

یسْتَخْفُونَ مِنَ النَّاسِ وَلَا یسْتَخْفُونَ مِنَ اللَّهِ وَهُوَ مَعَهُمْ إِذْ یبَیتُونَ مَا لَا یرْضَی مِنَ الْقَوْلِ وَکانَ اللَّهُ بِمَا یعْمَلُونَ مُحِیطًا.

از مردم خود را پنهان می کنند ولی از خداییکه با آنهاست مخفی نمی شوند که حرفهای راضی نشو می زنند در حالی که خدا به تمام اعمالشان احاطه دارد.

این آیه مبارکه در واقع یک گلایه مهم از بندگانش است که اگر بچه ای کنار شان باشد حیا می کنند یا می ترسند به بیرون درج شود می ترسند اما ازخدایی که با آنهاست خجالت نمی کشند.

در تاریخ آمده که در بنی اسرائیل یک نفر مغازه دار عاشق زن بیوه ای شد که دارای چند بچه خرد سال بود واز او دست بر نمی داشت تا اینکه دریکی از سالها قحطی آمد و این زن بیچاره هم درخرج بچه هایش وا ماند در نهایت سه روز به آن شخص اظها گرسنگی کرد یک جواب شنید که اگر تو بامن باشی من ترا غنی می کنم این زن در آخر گفت من حاضرم اما بشرط اینکه مرا بجائی ببری که کسی مارا نبیند مردگفت نگران نباش:

زن را آورد به خانه ای که در حیاط را بست و وارد راهرو شد و در را بست وارد اطاق شد در را محکم بست دید زن مثل بید می لرزد پرسید چه شد؟ گفت آخر من با تو شرط کردم مرا جائی ببری کسی ما را نبیند گفت دیدی که چند قفل زدم زن گفت مگر نمیدانی خدائی که مارا آفریده ما را می بیند مرد بلا فاصله به لرزه افتاد درها را باز کرد و گفت خانم زود از اینجا برو من نمی گزارم قحطی به شما فشار بیاورد. زن دودست خود را به سوی آسمان بلند کرد و گفت خدایا این جوان که آتش نفس خود را خاموش کرد تو هم آتش دنیا و آخرت را از او خاموش کن.

این جوان آهنگر بود آمد جلو آتش که مشغول کارش شود دید همیشه از گرمای آتش کنار می ایستاد به او اثر ندارد آتش را با دست خالی بر داشت دید اثر ندارد فهمید دعای زن مورد اجابت قرار گرفته است - یکی از عارفان و درویشان آن زمان که درپی یافتن یک بنده وافعی خدا می گشت چند مدتی گشت موفق نشد اتفاقا از جلو مغازه این شخص عبور می کرد. اورا دید خدارا شکر به آرزویم رسیدم آمد و افتاد به پای جوان گفت پیر مرد این چکارست میکنی جریان را گفت. جوان جریان دعای آن زن را گفت و خدا را شکر کرد خدای آن زن آتش دنیا را براو خاموش کرد انشاء الله آتش جهنم هم خاموش می شود

عزیزان امثال این جریان و مشابه آن خیلی مهارت و معرفت می خواهد

پس آن دو جمله حضرت را یک تابلو کرده همیشه در جلوی چشمانمان نگهداریم تا آدم شویم

خداوندا به احترام این بنگان عزیزش ما را به رضای خودش هدایت نماید انشاأ الله آمین.

.امینی گلستانی