543 - توسل آسانترین راه رسیدن به مقصد
9 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

توسل یعنی چه؟!

توسّل از آموزه های اعتقادی شیعه و اکثریت مسلمانان، به معنای واسطه قرار دادن شخص یا چیزی نزد خداوند، برای تقرب به او و برآورده شدن حاجت ها. توسل با آموزه شفاعت پیوند نزدیکی دارد و این دو آموزه معمولاً همراه یکدیگر ذکر می شوند.

به اعتقاد شیعیان، اهمیت توسل برخاسته از امر الاهی در قرآن و نیز احادیث پرشماری از اهل بیت(ع) است. در دعاها و زیارات ائمه(ع) نیز مضامین توسل بسیار به چشم می خورد که معروف ترین آنها دعای توسل است.

در دوره معاصر، وهابی ها به پیروی از ابن تیمیه اشکالاتی را دربارهٔ توسل مطرح کرده اند که علمای شیعه و غالب اهل سنت این اشکالات را نپذیرفته اند.

 توسل عبارت است از خواستن و تقاضا کردن از شخصی در دنیا برای وساطت در حصول نعمت و سعادت و یا رفع نقمت و شقاوت دنیوی یا اخروی که جامع این دو، همان معنای خیر است و خیر امری است که هماهنگ با نظام احسن الهی باشد. از همین رو شرور نمی توانند متعلق نذر و امثال آن و نیز موضوع توسل باشند،چون در قلمرو اراده الهی و خواست وسائط قرار نمی گیرند.

نکته قابل تذکر آن که توسل هرگز به معنای طلب وساطت تکوینی نیست، یعنی در توسل، شخص واسطه، خود در سلسله علل تکوینی مطلوب واقع نمی شود و آن را به وجود نمی آورد، بلکه تنها به این معناست که او نیز دعا می کند و از خدا می خواهد که حاجت و نیاز شخص متوسل برآورده شود، به بیان دیگر از خداوند می خواهد که دعا های شخص متوسل، مستجاب شوند.

حاجت باید مشروع یعنی موافق با نظام اسباب و مسببات باشد تا در راستای اراده متوسلٌ به مثل نفوس انبیاء اولیاء الهی و متوسل الیه یعنی خداوند قرار گیرد. سرّ این که برخی توسلات و دعا های ما اجابت نمی شوند همین است که با نظام کلی هستی که نظام احسن است، سازگار نیستند.

شکی نیست که شرط مؤثر بودن توسلات این است که افرادی که برای وساطت مورد توسل قرار می گیرند، افرادی شایسته و برگزیدگانی وارسته باشند که درخواستشان در پیشگاه الهی مقبول افتد و به اصطلاح «مستجاب الدعوه» باشند. اینان کسانی هستند که اراده و مشیت آن ها فانی و مندک در اراده الهی و مطابق نظام الهی است.

هر موجودی که در مقایسه با شخص متوسل، قرب بیشتری نسبت به خداوند داشته باشد، نبوتاً می تواند مورد توسل قرار گیرد. اما اثباتاً مصداق روشن و متیقن متوسلٌ به، معصومین علیهم السلام هستند که از طریق روایات به ما معرفی شده اند.

 اگر شخصی روحیه استکباری داشته و عجب و غرور و خود بزرگ بینی در جان او رسوخ کرده باشد، حاضر به توسل نمی شود.

کسانی که در برابر خداوند گردن فرازی می کنند، به طریق اولی در برابر انبیاء و معصومین (ع) نیز سر تعظیم فرود نخواهند آورد و اهل توسل نیستند. کسی که در برابر معصومین و انسان های کامل که عبد خدایند حاضر به خضوع نیست، دیر یا زود در برابر خداوند نیز گردن فرازی خواهد کرد.

قرآن کریم در آیه پنجم سوره منافقون به وضوح بدین لطیفه اشاره فرموده است:

و اذا قیل لهم تعالوا یستغفر لکم رسول الله لووا رؤسهم و رأیتهم یصدون و هم مستکبرون.

آن هنگام که به آنان (منافقان) گفته می شود نزد رسول خدا آیید تا وی از درگاه الهی برای شما آمرزش طلب کند، سر می پیچند و تو خود (ای رسول) می بینی که از روی استکبار و نخوت روی برمی تابند.

از این آیه به دست می آید که نقش و تأثیر توسل در اخلاق آدمی چگونه است. فرد و جامعه اهل توسل، هرگز اهل نفاق و استکبار نیستند. در تجربه های عینی نیز بخوبی می بینیم افرادی که اهل دعا و توسل اند بیش از سایرین از روحیه تواضع و فروتنی برخوردارند و به عکس، کسانی که در برابر خالق هستی زانو نزده اند، هرگز حاضر نیستند در برابر مخلوقات و بندگان صالح خداوندی تواضع و فروتنی به خرج دهند.

برخی از آیات در بارة حضرت ابراهیم«ع» است که برای اهل مکه از خداوند درخواست نعمت می کند. روشن است که وقتی دعای حضرت ابراهیم«ع» در حق اهل مکه است و نه در حق خود، مفهوم توسل و وساطت در دعا و طلب، بخوبی صادق است، گرچه دعا برای خود، مصداق توسل مصطلح نیست، دعای حضرت ابراهیم«ع» چنین است: به آیات ذیل توجه نمایید.

1ـ و إذا قال إبراهیم رب اجعل هذا بلداً امناً وارزق أهله من الثمرات من امن منهم بالله و الیوم الاخر...

و آن هنگام که ابراهیم به درگاه الهی عرضه داشت: ای پروردگار من، تو خود این سرزمین را در امنیت و آسایش گیر و اهل آن را از ثمرات و نعمت های خویش بهره مند ساز، آنها که به خدا و روز رستاخیز ایمان آورده اند....

2ـ ربنا وابعث فیهم رسولاً منهم یتلوا علیهم ایاتک و یعلمهم الکتاب و الحکمة و یزکیهم.

پروردگارا، در بین این قوم فرستاده ای از میان خودشان برگزین که آیات تو را بر آنها تلاوت نماید و آنان را کتاب و حکمت آموزد و از پلیدی ها پاکشان سازد

در بعضی از آیات، حضرت ابراهیم«ع» برای خود، پدر و مادر خویش و دیگر مؤمنین از خداوند طلب آمرزش و مغفرت می نماید:

ربنا اغفرلی و لوالدی و للمؤمنین یوم یقوم الحساب.(ـ سورة ابراهیم(14): 41.

پروردگارا، رحمت و مغفرت خویش را در روز حسابرسی اعمال، نصیب من و والدینم و دیگر اهل ایمان بفرما.

حضرت موسی«ع» نیز به پیشگاه خدا عرضه می دارد:

رب اغفرلی و لأخی و أدخلنا فی رحمتک و أنت ارحم الراحمین.(12ـ سورة اعراف(7): 151.)

ای پروردگار من، من و برادرم (هارون) را مورد مغفرت و آمرزش خویش قرار ده و ما را در رحمت خویش داخل گردان، همانا تو مهربانترین مهربانانی.

بنابراین دعای حضرت ابراهیم و حضرت موسی علیهما السلام برای دیگران ـ چنان که گفتیم ـ مصداق توسل است.

شبهه ای در باب توسل

با توجه به اینکه خداوند نسبت به همه بندگان خویش با بیانی عام و همگانی فرموده است که همه می توانند دست نیاز به درگاه او دراز کنند و خود مستقیماً از او چیزی بخواهند، آیا توسل به شخص دیگر برای واسطه شدن در درگاه الهی با توحید در استعانت و با توحید در دعا ـ به این معنا که تنها از خدا چیزی بخواهیم ـ منافات ندارد؟

پاسخ: بطورکلی می گوییم به هیچ وجه اشکال و با توحید در دعا نیز هیچ گونه منافاتی ندارد زیرا:

اولاً: این یک امر عرفی است که وقتی کسی بخواهد از شخص دیگری تقاضای امر مهم و با ارزشی را بکند، در پی آن برمی آید که شخص سومی را که رابطه نزدیک تری با فرد مورد نظر دارد، بیابد و او را واسطه قرار دهد، شاید که مطلوب حاصل شود. لذا با توجه به این که انسان ها از نظر درجات و مراتب قرب الهی با یکدیگر اختلاف دارند، افراد معمولی می توانند انسان های والاتر و شایسته تر را در پیشگاه خداوند واسطه قرار دهند و از طریق آنان حاجت خود را از خداوند طلب کنند. منظور از عرفیت این امر آن است که اتخاذ وسیله و واسطه، ریشه در فطرت انسان دارد و لذا توسل به بزرگان و برگزیدگان الهی هماهنگ با فطرت انسان است.

ثانیاً: در خود قرآن کریم آیاتی وجود دارند که در آنها به گروهی امر شده است که باید نزد پیغمبر«ص» بیایند و از ایشان بخواهند که برایشان طلب آمرزش و مغفرت نمایند و چون چنین نکردند، مورد توبیخ قرار گرفتند. این توبیخ حاکی از مقبولیت، مشروعیت و مطلوبیت توسل در نزد خداوند است:

ولو أنهم إذ ظلموا أنفسهم جاءوک فاستغفروا الله و استغفر لهم الرسول لوجدوا الله تواباً رحیماً.

و اگر آن هنگام که گروه منافقان با نفاق و گناه بر خویش ستم کردند، از کردار خود توبه می کردند و نزد تو می آمدند که برای آنها استغفار و از خدا طلب آمرزش کنی، البته خداوند را توبه پذیر و مهربان می یافتند.

چنانکه در مورد برادران حضرت یوسف«ع» در قرآن کریم آمده است که پس از انجام خطاها و اشتباه کاری ها در حق حضرت یوسف«ع»، نزد پدر خویش حضرت یعقوب«ع» آمدند و از او خواستند برای آنان از درگاه خداوند طلب مغفرت کند. آن حضرت نیز درخواست آنان را رد نکرد و این خود دلیل توسل از سوی آن حضرت است:

قالوا یا أبانا استغفرلنا ذنوبنا إنّا کنّا خاطئین * قال سوف أستغفر لکم ربی إنه هو الغفور الرحیمُ.

گفتند: ای پدر، برای ما از خداوند آمرزش بخواه، زیرا ما خطا کرده ایم. گفت: بزودی از پیشگاه پروردگارم برایتان طلب مغفرت خواهم کرد، خدایی که آمرزنده و مهربان است.

ثالثاً: باید دانست که توسل جستن و واسطه قرار دادن انسان های برگزیده و شایسته ای همچون انبیا و ائمه و... وقتی با توحید در دعا منافات پیدا می کند که بخواهیم

آنان را در عرض خداوند قرار دهیم و مستقلاً از آنان چیزی بخواهیم که در این صورت توسل به معنای شرک ورزیدن به خدا و رقیب تراشیدن برای اوست، اما توسل جستن به ائمه علیهم السلام هرگز به این معنا نیست که آنها نیز در کنار خداوند، ربوبیت و تدبیر امور و اجابت حوائج مردم را مستقلاً به عهده داشته باشند، بلکه توسل، تنها به معنای واسطه قرار دادن انسان های والاتری است که در پیشگاه خداوند، مقام و منزلت بالاتری دارند و از قرب بیشتری برخوردارند. در عین حال می دانیم که اینان خود از مصادیق بارز و کامل بنده و عبد الهی هستند و بالاترین افتخارشان نیز رسیدن به مقام عبودیت خالص و محض برای ذات پروردگار است. ما نیز از همین حیث عبودیت و بندگی است که برای آنان مقام و مرتبتی والا قائلیم.

از این روست که در مقام یاری جستن از پیشگاه حضرت بقیة الله الاعظم امام عصر«عج» خطاب به آن بزرگوار می گوییم: لقد توجهت الیک بحاجتی لعلمی ان لک عندالله شفاعة مقبولة و مقاماً محموداً.

(ای پیشوا و سرور من) تنها به تو چشم امید دوخته ام و تنها از تو طلب حاجت کردم، زیرا می دانم شفاعت تو در نزد پروردگار مقبول است و در بارگاه کبریایی او از مقام و ارجی عظیم و شایسته برخورداری.

در پایان زیارت جامعه نیز بر این نکته تأکید می شود که اگر ائمه و پیشوایان دین، واسطه قرار داده می شوند و به آنان توسل می جوئیم، صرفاً به این خاطر است

که بندگانی شایسته و مقرب درگاه الهی هستند و لذا می توانند در رفع گرفتاری ها و برآوردن نیازها شفیع باشند.

در زیارت جامعه می خوانیم:

اللهم انی لو وجدت شفعاء اقرب الیک من محمدٍ«ص» و اهل بیته الاخیار الائمة الابرار لجعلتهم شفعائی.( مفاتیح الجنان، حاج شیخ عباس قمی(ره)، زیارت جامعه.)

خدایا براستی اگر شفیعانی نزدیک تر به تو از محمد«ص» و خاندان نیک او که پیشوایان راستین و وارسته اند، می یافتم، هر آینه آنها را به عنوان شفیع در آستان تو انتخاب می کردم.

اراده معصومین«ع» فانی و مندک در اراده و خواست خداوند است و به همین جهت به مقام والای عبودیت نائل شده اند و می توانند واسطه و وسیلة قرب دیگران باشند.

بنابراین توسل نه از نظر عرف و فطرت مورد خدشه است و نه از جهت قرآن و عقل، زیرا در خود آیات قرآن بر ضرورت توسل به بزرگان و شایستگانی چون پیامبر«ص» تأکید شده است و از نظر عقلی نیز واسطه قرار دادن آنان هیچ گونه منافاتی با توحید و ابعاد مختلف آن ندارد.

ازاین راه توسل خیلی ها به حاجتشان رسیدند

مؤلف گوید: شیخ کفعمی در کتاب بَلَدُ الأَمین دعای مفصلی موسوم به دعای فَرَج نقل کرده که این دعای تَوَسُّل در ضمن آن آمده است و کفعمی آن را در بخشهای آخر کتاب «مِصْباح» ذکر کرده است.- خواجه نصیر الدین طوسی همین دعای توسّل است که آن را با صلوات بر حجّتهای پاک الهی ترکیب کرده اند و مجموعه آن در یک خطبه بلیغ و رسا جا گرفته است،

  در ادامه دعای توسل به همراه ترجمه آن را می خوانیم:

اَللَّهُمَّ إِنّی أَسْئَلُک وَاَتَوَجَّهُ اِلَیک بِنَبِیک نَبِی الرَّحْمَةِ مُحَمَّدٍ صَلَّی اللّهُ عَلَیهِ وَآلِهِ، یا اَبَاالْقاسِمِ، یا رَسُولَ اللّهِ، یا اِمامَ الرَّحْمَةِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، إِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَهِ.

خدایا از تو درخواست دارم و به سویت روی آوردم به وسیله پیامبرت، پیامبر رحمت محمّد (درود خدا بر او و خاندانش) ای ابا القاسم، ای فرستاده خدا، ای پیشوای رحمت، ای آقا و مولای ما، به تو رو آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا تو را وسیله ساختیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا اَبَا الْحَسَنِ، یا اَمیرَ الْمُؤْمِنینَ، یا عَلِی بْنَ أَبیطالِبٍ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللَهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللَهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَهِ.

ای ابا الحسن، ای امیر المؤمنین، ای علی بن ابیطالب، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم، و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا فاطِمَةُ الزَّهْراَّءُ، یا بِنْتَ مُحَمَّدٍ، یا قُرَّةَ عَینِ الرَّسُولِ، یا سَیدَتَنا وَمَوْلاتَنا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهَةً عِنْدَ اللَهِ، اِشْفَعی لَنا عِنْدَ اللَهِ.

ای فاطمه زهرا، ای دختر دلبند محمّد، ای نور چشم رسول خدا، ای سرور و بانوی ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا اَبا مُحَمَّدٍ، یا حَسَنَ بْنَ عَلِی، اَیهَا الْمُجْتَبی، یا بْنَ رَسُولِ اللَهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللَهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللَهِ، إِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللَهِ.

ای ابا محمّد، ای حسن بن علی، ای برگزیده، ای فرزند فرستاده خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا أَبا عَبْدِاللَه، یا حُسَینَ بْنَ عَلِی، أَیهَا الْشَّهیدُ، یا بْنَ رَسُولِ اللَه، یا حُجَّةَ اللَه عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللَهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای ابا عبد الله، ای حسین بن علی، ای شهید، ای فرزند فرستاده خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا اَبَا الْحَسَنِ، یا عَلِی بْنَ الْحُسَینِ، یا زَینَ الْعابِدینَ، یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای ابا الحسن، ای علی بن الحسین ای زین العابدین، ای فرزند فرستاده خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا اَبا جَعْفَرٍ، یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی، اَیهَا الْباقِرُ، یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای ابا جعفر، ای محمّد بن علی، ای باقر، ای فرزند فرستاده خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا أَبا عَبْدِ اللّهِ، یا جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ، أَیهَا الصّادِقُ، یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای ابا عبد الله، ای جعفر بن محمّد، ای صادق، ای فرزند رسول خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا أَبَا الْحَسَنِ، یا مُوسَی بْنَ جَعْفَرٍ، أَیهَا الْکاظِمُ، یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای ابا الحسن، ای موسی بن جعفر، ای کاظم، ای فرزند فرستاده خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا أَبَا الْحَسَنِ، یا عَلِی بْنَ مُوسی، أَیهَا الرِّضا، یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای ابا الحسن، ای علی بن موسی، ای رضا، ای فرزند فرستاده خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا اَبا جَعْفَرٍ، یا مُحَمَّدَ بْنَ عَلِی، اَیهَا التَّقِی الْجَوادُ، یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای ابا جعفر، ای محمّد بن علی، ای تقی جواد، ای فرزند فرستاده خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا أَبَا الْحَسَنِ، یا عَلِی بْنَ مُحَمَّدٍ، أَیهَا الْهادِی النَّقِی، یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای ابا الحسن، ای علی بن محمّد، ای هادی نقی، ای فرزند فرستاده خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا أَبا مُحَمَّدٍ، یا حَسَنَ بْنَ عَلِی، أَیهَا الزَّکی الْعَسْکرِی، یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، إِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای ابا محمّد، ای حسن بن علی، ای پاکنهاد عسکری، ای فرزند فرستاده خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

یا وَصِی الْحَسَنِ، وَالْخَلَفَ الْحُجَّةَ، اَیهَا الْقاَّئِمُ الْمُنْتَظَرُ الْمَهْدِی، یا بْنَ رَسُولِ اللّهِ، یا حُجَّةَ اللّهِ عَلی خَلْقِهِ، یا سَیدَنا وَمَوْلینا، اِنّا تَوَجَّهْنا وَاسْتَشْفَعْنا وَتَوَسَّلْنا بِک اِلَی اللّهِ، وَقَدَّمْناک بَینَ یدَی حاجاتِنا، یا وَجیهاً عِنْدَ اللّهِ، اِشْفَعْ لَنا عِنْدَ اللّهِ.

ای جانشین حسن، ای یادگار شایسته، ای پایدار مورد امید، ای مهدی، ای فرزند فرستاده خدا، ای حجّت خدا بر بندگان، ای آقا و مولای ما، به تو روی آوردیم و تو را واسطه قرار دادیم و به سوی خدا به تو توسّل جستیم و تو را پیش روی حاجاتمان نهادیم، ای آبرومند نزد خدا، برای ما نزد خدا شفاعت کن.

پس از خواندن دعا، حاجات خود را بخواهد که به خواست خدا برآورده می شود.

بیشتر بخوانید: متن کامل دعای جوشن کبیر به همراه صوت و ترجمه

در روایت دیگری وارد شده است که بعد از خواندن دعا چنین گوید:

یا سادَتی وَمَوالِی، اِنّی تَوَجَّهْتُ بِکمْ أَئِمَّتی، وَعُدَّتی لِیوْمِ فَقْری وَحاجَتی اِلَی اللّهِ، وَتَوَسَّلْتُ بِکمْ اِلَی اللّهِ، وَاسْتَشْفَعْتُ بِکمْ إِلَی اللّهِ، فَاشْفَعُوا لی عِنْدَ اللّهِ، وَاسْتَنْقِذُونی مِنْ ذُنُوبی عِنْدَ اللّهِ، فَاِنَّکمْ وَسیلَتی اِلَی اللّهِ، وَبِحُبِّکمْ وَبِقُرْبِکمْ أَرْجُو نَجاةً مِنَ اللّهِ، فَکونُوا عِنْدَ اللّهِ رَجائی، یا سادَتی یا أَوْلِیاءَ اللّهِ، صَلَّی اللّهُ عَلَیهِمْ اَجْمَعینَ، وَلَعَنَ اللّهُ أَعْداءَ اللّهِ ظالِمیهِمْ مِنَ الْأَوَّلینَ وَالْاخِرینَ، امینَ رَبَّ الْعالَمینَ.

ای آقایان و سرورانم، من به شما پیشوایان و توشه هایم برای روز تنگدستی روی آوردم، و نیازم به سوی خداست، و توسّل جستم به سوی خدا، پس در نزد خدا واسطه من شوید، و مرا پیش خدا از گناهانم رهایی بخشید، که تنها شما وسیله من به جانب خدا هستید، من با دوستی با شما و نزدیک شدن به شما امیدوار نجات از جانب خدا هستم، پس نزد خدا امید من باشید، ای آقایان من و دوستداران خدا، خدا بر همه آنان درود فرست و لعنت خدا بر دشمنان خدا، آن ستمگران به محمّد و خاندان محمّد، از پیشینیان و پسینیان، دعایم را اجابت کن ای پروردگار

  حواله امیرمومنان علیه السلام پس از گریه و زاری من روسیاه

 حواله امیرمومنان علیه السلام پس از گریه و گلایه من برای من رو سیاه ( این را خرج کنید و از امیرالمؤنین گلایه نکنید) بعد از انقلاب «عبدالکریم قاسم» که در زمان تحصیلات من در نجف اشرف اتفاق افتاد ارتباط با ایران قطع کامل شد و هر روز عربها به دَرِ مدرسه ما آمده و عربده می کشیدند که ایرانی ها همه شما را قتل عام خواهیم کرد، چون پادشاه شما و ایرانی ها آمریکائی و نوکر آنها هستید!!. حالا دقت کامل لازم است، با این شرایط و با آن تنگدستی، من که در مدت نزدیک شش سال که در نجف بودم فقط ششصد تومان از پدر رسید و چون من شهریه که از سهم امام علیه السلام است پرهیز داشتم از کتابفروشها کتاب آورده آماده می کردم و از دستمز د آن امرار معاش کرده درس می خواندم ) چگونه زندگی می کردم، حتی کار به جائی رسید که من نزدیک سه روز یک لقمه نان و یا چیزی جز آب، خوردنی دیگر پیدا نکردم، که سدّ جوع کرده و شکمم را سیر نمایم؛ یک کتاب کهنه جلد چرمی قدیمی به نام «حیوه القلوب» مرحوم مجلسی را داشتم، برای اینکه خودم را سرگرم کنم، آن را باز کردم مطالعه نمایم، اتفاقاً دیدم یک چهارم، یک مهر نان که مراجع به طلاب می دادند، لای کتاب هست، من بناچار آن را برداشته و در جلوی خانه آیت الله حکیم قدس سره نانوائی بود به نام شاطر عبّود برده و به او دادم که برایم یک قرص نان بدهد ( که فعلا از خانه و نانوائی و اساساً از محله و مدارس دینی، نشانی وجود ندارد چون صدام دیکتاتور، همه را ویران و مسافرخانه و هتل ساخته اند، من از سال 1383 ببعد هرسال سفرهائی به زیارت عتبات عالیات داشتم و دارم، خواستم از آن محل که هتل ما هم در آنجا ساخته شده بود، نشانی بیابم، پیدانکردم ولی خاطرات جوانی من در آنجا زنده شده بود و مانند فیلم سینمایی از جلوی چشمم رد می شد!!). او با تعجب به من خیره شد چون تا آن روز ندیده بود که من از مهر نان استفاده نمایم؛ نان را داد من با عجله آمدم از سبزی فروش جلوی مدرسه، یک آنه تقریباً یک ریال ایران سبزی قرض خریدم و شسته و خود را به حجره رساندم، نان را روی میز مطالعه ام گذاشتم و با شتاب تمام یک لقمه برداشتم و سبزی لای آن گذاشته خواستم به دهنم ببرم، دیدم دَرِ حجره را زدند، گفتم: تفضّل، (بفرمایید)، ناگهان عرب سیاه چهره و لاغر اندام و لوچ چشم (هنوز هم آن قیافه جلوی چشمم است) در را باز کرد و گفت (یاشیخ أنا جوعان و اللّهی أموت من الجوع) ای شیخ من گرسنه ام و به خدا از گرسنگی میمیرم!!. ببین من به چه حالی میمانم، آن یک لقمه را هم گذاشتم روی میز و گفتم: (واللّه ماعندی غیر هذا تفضّل و کل) به خدا پیش من جز این، چیزی نیست بفرمایید بخورید.و عرب هم باکمال آرامش، آن یک قرص نان را با سبزی، چند لقمه کرد و خورد و رفت!!؛ من بیحال افتادم که خدایا این چه امتحان و گوشمالی است که به من می دهی، چیزی که به نظرم رسید بلند شده به حرم رفته از حلاّل مشکلات راه حلّی بخواهم؛ به حرم که رسیدم دوحالت داشتم، یکی قهر و دیگری التماس، با کمال پر روئی و با سوز دل ملتمسانه و باصدای ضعیف و جسورانه که از یک لاعلاج و بیچاره سر می زند عرض کردم «یا امیرمؤمنان آیا مرا با آن مقدمات اعجازآمیز به اینجا آوردی که ازگرسنگی بمیرانی» این را گفتم، و باسوز و گداز، زدم زیر گریه و دلم را خالی کرده و افتان و خیزان خود را به منزل رساندم؛ به جان آن مولا قسم، بیش از نیم ساعت از برگشتنم نگذشته بود، باز دیدم در را زدند، گفتم «تفضّل، بفرمایید» من به خیالم گدای دیگریست، یک وقت دیدم یک روحانی باوقار وارد شد و بدون اینکه بنشیند، پولی را روی میز گذاشت و این پیغام را داد،« آقای شیخ نصراللّه خلخالی فرمود: این پول را خرج کن و دیگر نرو از امیر مؤمنان علیه السلام گلایه کنی » این را گفت و از در بیرون رفت، من بی حال افتادم وقتی که به خود آمدم دیدم عرق شرم از سر و صورت من می ریزد!!؛ پول را شمردم دیدم چهارصد تومان آن زمان است و پول زیادی بود. حال ای عزیز با دقت کامل در زوایای این جریان تفکر نما؛ 1 - آیا این جریان از ابتدا تا انتها برای آزمایش و امتحان من بود؟!. 2 - آیا آن مرد خدا چه رابطه ای با امیر والائیان علی علیه السلام داشت که با آن سرعت حواله را دریافت داشت و هرچه زودتر به روسیاهی مثل من رسانید که به اصطلاح صدایم در نیاید!!. 3 - این اهل بیت علیهم السلام به گناهکار و بی گناه توجه کامل دارند و نیاز نیازمندان را بر طرف می کنند و هیچ کس را از دَرِ خود مأیوس و محروم بر نمی گردانند!!. 4 - اگر کسی دامن اینها را صادقانه بگیرد، بلا شک دیر یازود به نتیجه می رسد، حال به کیفیت گفتن و خواستن و در چه حالی باشد، بستگی دارد. 5 - انسان در مواقع استثنائی و پیشامدهای ناگوار تحمل نموده و صبر خود را از دست ندهد وو... در این باره گفتنیها زیاد ونوشتنی ها فراوان...

پس ای عزیزان توسل به معنای صحیح یکی ا ز نعمتهای بزرگ. و از الطاف. بزرگواران الهی است که با قلب سوزان وعلاق فراوان. دست به دامن آنها زد.

   منابع

از آیات و روایات فراوان و از

پایگاه اطلاع رسانی حوزه --- باشگاه خبرنگاران جوان ---استفاده کرده ام.