542 - قبر و سوالالت آن یکی از مراحل سخت سفر آخرت
31 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

قبر و سوالات آن

عذاب قبر سختی ها و فشارهایی است که انسان پس از مرگ و وارد شدن به عالم بَرزخ با آن ها مواجه می شود. کیفیت و چگونگی فشار قبر تا حد زیادی بر ما پوشیده است؛ برخی آن را فشار بر جسم دفن شده در خاک می دانند و برخی بر روح و بدن برزخی. عذاب قبر اقسام مختلفی دارد که یکی از آن ها فشار قبر است. آیات قرآن و روایات اهل بیت بخشی از این حقایق را بازگو کرده اند، بر اساس روایتی از امام صادق(ع) افراد کمی عذاب قبر ندارند.

به محض ورود میت به قبر، شب اول قبر آغاز می شودکه ممکن است تحمل همان سختی های اولیه، جهت آشنایی با جهان آخرت، پذیرفتن حقایق هولناکی چون حساب و کتاب، نکیر و منکر، برزخ و قیامت و... باشد. لذا سخت ترین شبی است که میت تجربه می کند و گریزی از آن نیست اما چون به شدت متاثر از اعمال و نیات افراد است، می توان کیفیت آن را به دست خود تغییر داد و از وحشت و فشار آن کاست و بزرگانی چون ائمه معصومین را به فریادرسی طلبید. لذا هر چند شب اول قبر حتی برای مومن هم سخت است اما با وجود فرشته های الهی و اعمال نیک خود مومن و حضرات معصومین، می تواند برای مومن بسیار آسانتر و بلکه غیر قابل مقایسه با شب اول قبر کافر و فاسق باشد. نکیر و منکر سوالات نکیر و منکر از مهمترین حوادث شب اول قبرند. بنابر روایاتی که در حد تواترند، این دو فرشته( که هیبت زیادی داشته و موجب رعب میت می شوند) ماموران خداوند برای بررسی اعتقادات شخص تازه در گذشته هستند.

آیات

باید توجه کنیم که منظور از قبر، مکان فیزیکی ای نیست که میت را در آن قرار می دهیم. بلکه عالم قبر، همان عالم برزخ است که آیات متعددی در قرآن اصل وجود آن را قطعی می کند.

دلیل بر وجود چنین جهانی که گاهی از آن تعبیر به" عالم قبر" و یا" عالم ارواح" می شود از طریق ادله نقلیه است آیات متعددی از قرآن مجید داریم که بعضی ظهور و بعضی صراحت در این معنی دارد.

«وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ؛[مومنون/۱۰۰] پیش روی آنها (عالم) برزخ است تا روزی که برانگیخته شوند.»

ظاهر در وجود چنین عالمی است،. .. تعبیر به" إِلی یَوْمِ یُبْعَثُونَ" (تا روز رستاخیز) دلیل بر این است که این برزخ در میان دنیا و آخرت قرار گرفته. از آیاتی که" صریحا" وجود چنین جهانی را اثبات می کند آیات مربوط به حیات شهیدان است مانند:

«وَ لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْواتاً بَلْ أَحْیاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ؛[آل عمران/۱۶۹] هرگز گمان نکن کسانی که در راه خدا کشته شدند مردگانند آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند»

... نه تنها در مورد مؤمنان عالی مقامی همچون شهیدان جهان برزخ وجود دارد بلکه درباره کفار طغیانگری همچون فرعون و یارانش نیز وجود برزخ صریحا در آیه ۴۶ سوره مؤمن آمده است:

«النَّارُ یُعْرَضُونَ عَلَیْها غُدُوًّا وَ عَشِیًّا وَ یَوْمَ تَقُومُ السَّاعَةُ أَدْخِلُوا آلَ فِرْعَوْنَ أَشَدَّ الْعَذابِ؛[مومن/۴۶] " آنها (فرعون و یارانش) هر صبح و شام در برابر آتش قرار می گیرند و به هنگامی که روز قیامت بر پا می گردد فرمان داده می شود آل فرعون را در شدیدترین کیفرها وارد کنید.»[۱]

اما درباره احوال کسانی که وارد عالم قبر می شوند، به چند آیه می توان اشاره کرد:

«الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکةُ طَیِّبینَ یَقُولُونَ سَلامٌ عَلَیْکمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کنْتُمْ تَعْمَلُونَ؛[نحل/۳۲] همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می گیرند در حالی که پاک و پاکیزه اند به آنها می گویند: «سلام بر شما! وارد بهشت شوید به خاطر اعمالی که انجام می دادید!»

«الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکةُ ظالِمی أَنْفُسِهِمْ فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ما کنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ بَلی إِنَّ اللَّهَ عَلیمٌ بِما کنْتُمْ تَعْمَلُونَ * فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ خالِدینَ فیها فَلَبِئْسَ مَثْوَی الْمُتَکبِّرینَ؛[نحل، آیات ۲۸-۲۹] همانها که فرشتگان (مرگ) روحشان را می گیرند در حالی که به خود ظلم کرده بودند! در این موقع آنها تسلیم می شوند (و بدروغ می گویند:) ما کار بدی انجام نمی دادیم! آری، خداوند به آنچه انجام می دادید عالم است. (به آنها گفته می شود:) اکنون از درهای جهنم وارد شوید در حالی که جاودانه در آن خواهید بود! چه جای بدی است جایگاه مستکبران!»

«فَکیْفَ إِذا تَوَفَّتْهُمُ الْمَلائِکةُ یَضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ؛[محمد/۲۷] حال آنها چگونه خواهد بود هنگامی که فرشتگان (مرگ) بر صورت و پشت آنان می زنند و جانشان را می گیرند؟»

آیات دیگری نیز می تواند بیانگر شب اول قبر باشد، که علم ما به آن احاطه ندارد. مثلا در حدیثی آیه ذیل مربوط به عالم قبر دانسته شده است:

«وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً؛[طه/۱۲۴] و هر کس از یاد من روی گردان شود، زندگی (سخت و) تنگی خواهد داشت.»

متن حدیث به این شرح است: حضرت علی (ع) می فرمایند: و همانا آن زندگی سخت و دشواری که خداوند دشمن خود را از آن بیم داده عذاب قبر است، که خداوند بر کافر نودونه اژدها مسلّط کند که گوشت بدنش را بدندان گزند، و استخوانش را بشکنند، و پیوسته بر سر او در آمد و شدند (او را پایمال کنند) تا روزی که از قبر برانگیخته شود، که اگر یکی از آن اژدهاها در زمین بدمد هرگز زمین زراعتی نرویاند.[ علامه مجلسی، بحار الأنوار، مؤسسة الوفاء بیروت - لبنان، ۱۴۰۴ هجری قمری، ج ۵، ص ۲۶۵ و ج ۶، ص ۲۲۲ و ۲۴۰ و ۲۴۵

روایات

 مقصود از قبر همان جایگاه برزخی شخص است که یا حفره ای است از حفره های جهنّم یا باغی است از باغهای بهشت؛ لذا فرمودند: « الْقَبْرُ رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النِّیرَان. ـــ قبر یا باغی از باغهای بهشت است یا حفره ای حفره های آتش جهنّم.» (بحار الأنوار، ج ۵۸، ص۷) روشن است که مدفن، این اوصاف را ندارد بلکه جایگاه برزخی شخص، این اوصاف را دارد. پس مراد از قبر در این روایت، مدفن نیست. مدفن را مجازاً قبر می گویند.

همچنین فرمودند: « الْبَرْزَخُ الْقَبْرُ وَ هُوَ الثَّوَابُ وَ الْعِقَابُ بَیْنَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة ـــــــ برزخ همان قبر است؛ و آن ثواب و عقاب بین دنیا و آخرت می باشد.» (بحارالأنوار، ج۶، ص۲۱۸)

« عَنْ عَمْرِو بْنِ یَزِیدَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع إِنِّی سَمِعْتُکَ وَ أَنْتَ تَقُولُ کُلُّ شِیعَتِنَا فِی الْجَنَّةِ عَلَی مَا کَانَ فِیهِمْ قَالَ صَدَقْتُکَ کُلُّهُمْ وَ اللَّهِ فِی الْجَنَّةِ قَالَ قُلْتُ جُعِلْتُ فِدَاکَ إِنَّ الذُّنُوبَ کَثِیرَةٌ کِبَارٌ فَقَالَ أَمَّا فِی الْقِیَامَةِ فَکُلُّکُمْ فِی الْجَنَّةِ بِشَفَاعَةِ النَّبِیِّ الْمُطَاعِ أَوْ وَصِیِّ النَّبِیِّ وَ لَکِنِّی وَ اللَّهِ أَتَخَوَّفُ عَلَیْکُمْ فِی الْبَرْزَخِ قُلْتُ وَ مَا الْبَرْزَخُ قَالَ الْقَبْرُ مُنْذُ حِینِ مَوْتِهِ إِلَی یَوْمِ الْقِیَامَةِ ـــــــ عمرو بن یزید گوید: به امام صادق (ع) گفتم: من از شما شنیدم که می فرمودید: همه ی شیعیان ما به خاطر آنچه دارند ( عقیده به ولایت) در بهشت هستند. امام فرمودند: راست گفتی؛ به خدا سوگند همگی در بهشت می باشند. عمرو گوید: گفتم: فدایت شوم! گناهان، زیادند و بزرگ. امام فرمودند: امّا در قیامت، همه ی آنها در بهشت می باشند؛ به سبب شفاعت پیامبر مطاع یا شفاعت وصّی پیامبر؛ ولی به خدا سوگند من بر شما درباره ی برزخ می ترسم. گفتم: برزخ چیست؟ فرمود: برزخ همان قبر است از زمان مرگ شخص تا روز قیامت.» (الکافی، ج۳، ص۲۴۲)

ملاحظه می فرمایید که در اصطلاح اهل بیت(ع)، مراد از قبر، همان جایگاه برزخی شخص است نه مدفن شخص.

در برخی روایات از این دو فرشته به «دو نگهبان قبر» تعبیر شده است. نکیر و منکر در شب اول قبر وارد می شوند. یکی در جانب راست و دیگری در جانب چپ متوفی قرار می گیرد و شروع به پرسیدن سوالاتی از او می کنند.

این سوالات راجع به اعتقادات مهم، همچون خدایت کیست. پیامبر و امامت کیست. و جوانیت را در چه راهی صرف کردی می باشد.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ یَأْتِیهِ مَلَکَانِ: اَحَدُهُمَا مُنْکَرٌ وَ الْآخَرُ نَکِیرٌ، فَأَوَّلُ مَا یَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ وَ عَنْ وَلِیِّهِ، فَإِنْ أَجَابَ نَجَا، وَ إِنْ تَحَیَّرَ عَذَّبَاه؛ رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: همانا بنده هنگامی که داخل قبر خود شود دو ملک نزد او حاضر شوند (یکی منکر و دیگری نکیر است) و اول چیزی که از وی سؤال کنند (از پروردگار، و پیغمبر، و امام او سؤال نمایند) پس اگر جواب دهد نجات یافته است، و اگر متحیر بماند و جواب نگوید عذابش نمایند.»، ( کشف المحجة لثمرة المهجة، ص: ۲۷۳).

از امام صادق(علیه السلام) نقل است که: چون در قبر خود داخل شود دو فرشته قبر (نکیر و منکر) نزد او آیند در حالی که موهای خود را به زمین می کشند و با پاهای خود زمین را می شکافند، صدای ایشان مانند صدای سخت رعد و چشم هایشان مانند برق خیره کننده چشم است و به او می گویند: کیست پروردگار تو و چیست دین تو و کیست پیغمبر تو؟ می گوید: خدا پروردگار من و اسلام دین من و محمد (ص) پیغمبر من است، پس به او می گویند خداوند تو را در آنچه که دوست می داری و به آن راضی و خشنودی، ثابت و استوار گرداند، (طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، ترجمه ج۲ص۱۵۲).

نیز در خبرست آن شب که مرده را در گور نهاده باشند منکر و نکیر علیهما السّلام می آیند بر روی سیاه و چشمهای أزرق، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد، اگر مرده مؤمن و طاعتکار بود عقل و هوشش بجای بماند و به جواب و حجّت، ایشان را دفع کند و قبر وی باغی گردد از باغ های بهشت، و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و قبرش گودالی گردد از گودالهای های دوزخ، (شهاب الأخبار با ترجمه، متن،۸۰، الباب الاول).

در روایتی از امام سجاد علیه السلام موارد سئوال به شرح زیر است: « ۱. چه کسی را پرستش کردی؟ ۲. پیامبرت کیست؟ ۳. دینت چیست؟ ۴. کتابت

چیست؟ و آیا تلاوت کردی؟ ۵. امامت کیست؟ آیا ولایت او را داشتی؟ ۶. عمرت را در چه صرف کردی؟ ۷. مالت را از کجا بدست آوردی و در چه صرف کردی؟ » (بحارالانوار. ج۶ ص ۲۲۳)

البته در برخی روایات نقل است که سوال قبر مخصوص همه نیست بلکه فقط از کسانی که دارای ایمان محض یا کفر محض هستند سوال می شود و حساب و کتاب بقیه موکول به روز قیامت است.

« لَا یُسْأَلُ فِی الْقَبْرِ إِلَّا مَنْ مَحَضَ الْإِیمَانَ مَحْضاً أَوْ مَحَضَ الْکُفْرَ مَحْضاً وَ الْآخَرُونَ یُلْهَوْنَ عَنْهُم؛ در قبر سوال نمی شود مگر از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند و از افراد دیگر صرف نظر می شود، ( الکافی، ج ۳، ۲۳۵).

این روایت به صورتهای دیگر نیز از ائمه معصومین نقل شده است. ابوبکر حضرمی می گوید از امام صادق(علیه السلام) پرسیدم: من المسئولون فی قبورهم: از چه کسانی در قبرهایشان سوال می شود؟ فرمود: از کسانی که ایمان خالص یا کفر خالص دارند، (فروع کافی، ج۲،ص ۲۳۷).

به دلیل تناقضی که این روایات با دسته ای دیگر از روایات مربوط به عمومیت سوال نکیر و منکر دارند، بعضی از علما معتقدند که سوالهای خاص ( بررسی دقیق اعمال) مربوط به مومن محض و کافر محض است و از دیگران فقط راجع به کلیات سوال می شود و از جزئیات در قبر پرسیده نمی شوند، ( عالم برزخ در چند قدمی ما: محمد محمدی اشتهاردی، ص۱۰۹).

شاید به دلیل همین حساب و کتاب است که برخی روز قیامت بی حساب و معطلی وارد بهشت یا جهنم می شوند اما بقیه باید اعمالشان به دقت مورد محاسبه قرار گیرد.

تعابیری همچون « شرّ نکیر و منکر » یا « هول نکیر و منکر » که در روایات آمده است، به دلیل ترس و اضطرابی است که با دیدن این دو فرشته، به سراغ میت می آید؛ از این رو خواندن سوره ملک، برای خلاصی از ترس و وحشت پس از مرگ سفارش شده است؛ در برخی دعاها نیز خلاصی از این مرحله دشوار طلب شده است. همچنین به نزدیکان میت سفارش شده است که پس از خاکسپاری، میت را تنها نگذارند و با تلقین به او، در پاسخ دادن به سئوالات نکیر و منکر یاری اش کنند، ( اصول کافی، باب المسأله فی القبر ۲/ ۶۳۴ و ۳/۲۰۱ ).

در روایت دیگری از امام صادق علیه السلام موارد سئوال این گونه است: «۱. نماز ۲. زکات ۳. حج ۴. روزه ۵. ولایت اهل البیت» (فروع کافی ج ۳ ص۲۴۱)

- انسان مومن خداباوری که اعتقادی صحیح و عمیق و اعمالی شایسته و نیکو دارد از این پرسش ها خوشحال می شود و به راحتی به انها پاسخ می دهد ولی کافر و مشرک و منافق و مانند اینها که اعتقادی باطل و اعمالی ناشایست دارند از این پرسش ها ناراحت می شوند و از عهده جواب بر نمی آیند.

این موضوع شبیه آن است که شاگردی که خوب درس خوانده است از اینکه معلم و استاد از او درس بپرسد خوشحال می شود و لذت می برد و با افتخار جواب می دهد و بر عکس شاگرد تنبلی که درس نخوانده از پرسش معلم و استادش وحشت دارد و نمی تواند جواب دهد.

سؤالاتی که نکیر و منکر می پرسند:

رُوِی عَن رسولِ الله(ص): أَلَا وَ إِنَّ أَوَّلَ مَا یسْأَلَانِک عَنْ رَبِّک الَّذِی کنْتَ تَعْبُدُهُ وَ عَنْ نَبِیک الَّذِی أُرْسِلَ إِلَیک و عَنْ دِینِک الَّذِی کنْتَ تَدِینُ بِهِ وَ عَنْ کتَابِک الَّذِی کنْتَ تَتْلُوهُ وَ عَنْ إِمَامِک الَّذِی کنْتَ تَتَوَلَّاهُ ثُمَّ عَنْ عُمُرِک فِیمَا کنْتَ أَفْنَیتَهُ وَ مَالِک مِنْ أَینَ اکتَسَبْتَهُ وَ فِیمَا أَنْتَ أَنْفَقْتَهُ فَخُذْ حِذْرَک وَ انْظُرْ لِنَفْسِک وَ أَعِدَّ الْجَوَابَ قَبْلَ الِامْتِحَانِ وَ الْمُسَائَلَةِ وَ الِاخْتِبَارِ فَإِنْ تَک مُؤْمِناً عَارِفاً بِدِینِک مُتَّبِعاً لِلصَّادِقِینَ مُوَالِیاً لِأَوْلِیاءِ اللَّهِ لَقَّاک اللَّهُ حُجَّتَک وَ أَنْطَقَ لِسَانَک بِالصَّوَابِ وَ أَحْسَنْتَ الْجَوَابَ وَ بُشِّرْتَ بِالرِّضْوَانِ وَ الْجَنَّةِ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ اسْتَقْبَلَتْک الْمَلَائِکةُ بِالرَّوْحِ وَ الرَّیحَانِ وَ إِنْ لَمْ تَکنْ کذَلِک تَلَجْلَجَ لِسَانُک وَ دُحِضَتْ حُجَّتُک وَ عَییتَ عَنِ الْجَوَابِ وَ بُشِّرْتَ بِالنَّارِ وَ اسْتَقْبَلَتْک مَلَائِکةُ».

از رسول خدا نقل شده است که: «بدان نخستین چیزی که آن دو فرشته از تو سؤال می کنند از پروردگاری است که می پرستیدی، و از پیامبر که به سوی تو فرستاده شده و از دینی که به آن پایبند بودی، و از کتاب آسمانی که آن را می خواندی، و از امامی که ولایتش را پذ یرفته بودی، سپس از عمرت سؤال می کنند که در کدام راه صرف کردی، و از اموالت که از کجا آوردی و درکجا مصرف کردی؟جانب احتیاط را نگه دار و درباره خود بیندیش و قبل از آزمایش و سؤال و امتحان، پاسخ را آماده کن، که اگر با ایمان و متقی و آگاه به دین و پیرو صادقین و تابع أولیاء خدا باشی، خداوند پاسخ لازم را به تو تلقین می کند و زبانت را به حق می گشاید، و جواب خواهی داد، و دراین هنگام از سوی خدا بشارت جنّت و رضوان و خیرات فراوان به تو داده می شود، و فرشتگان الهی با روح و ریحان از تو استقبال می کنند، و اگر چنین نباشد زبانت به لکنت می افتد و دلیلت باطل می شود واز دادن پاسخ فرو میمانی، بشارت به آتش داده میشوی، و فرشتگان عذاب به استقبال تو می آیند».

عَنِ النَّبِیِّ صلی الله علیه و آله أَنَّ لِلَّهِ تَعَالَی مَلَکَیْنِ یُقَالُ لَهُمَا نَاکِرٌ وَ نَکِیرٌ یَنْزِلَانِ عَلَی الْمَیِّتِ فَیَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ نَبِیِّهِ وَ دِینِهِ وَ إِمَامِهِ. ..؛ از رسول خدا –ص- نقل شده است که خداوند متعال دو فرشته به نام ناکر و نکیر دارد که بر میت نازل شده و از پروردگار و پیامبر و دین و امامش از او می پرسند. ..، ( بحارالأنوار ج ۶ د ۲۴۵ باب ۸ ).

توضیح بیشتر:

«اللَّهُمَّ إِنِّی أَعُوذُ بِکَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضِیقِ الْقَبْرِ وَ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْر؛ خداوندا از عذاب قبر و تنگی و فشار قبر بتو پناه میبرم»، (مکارم الأخلاق، قسمتی از دعای هر صبح وشام از امام صادق ص ۲۷۹).

در برخی روایات از این دو فرشته به «دو نگهبان قبر» تعبیر شده است. نکیر و منکر در شب اول قبر وارد می شوند. یکی در جانب راست و دیگری در جانب چپ متوفی قرار می گیرد و شروع به پرسیدن سوالاتی از او می کنند.

این سوالات راجع به اعتقادات مهم، همچون خدایت کیست. پیامبر و امامت کیست. و جوانیت را در چه راهی صرف کردی می باشد.

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ: «إِنَّ الْعَبْدَ إِذَا دَخَلَ حُفْرَتَهُ یَأْتِیهِ مَلَکَانِ: اَحَدُهُمَا مُنْکَرٌ وَ الْآخَرُ نَکِیرٌ، فَأَوَّلُ مَا یَسْأَلَانِهِ عَنْ رَبِّهِ وَ عَنْ نَبِیِّهِ وَ عَنْ وَلِیِّهِ، فَإِنْ أَجَابَ نَجَا، وَ إِنْ تَحَیَّرَ عَذَّبَاه؛ رسول خدا صلی اللَّه علیه و آله و سلّم فرموده است: همانا بنده هنگامی که داخل قبر خود شود دو ملک نزد او حاضر شوند (یکی منکر و دیگری نکیر است) و اول چیزی که از وی سؤال کنند (از پروردگار، و پیغمبر، و امام او سؤال نمایند) پس اگر جواب دهد نجات یافته است، و اگر متحیر بماند و جواب نگوید عذابش نمایند.»، ( کشف المحجة لثمرة المهجة، ص: ۲۷۳).

از امام صادق(علیه السلام) نقل است که: چون در قبر خود داخل شود دو فرشته قبر (نکیر و منکر) نزد او آیند در حالی که موهای خود را به زمین می کشند و با پاهای خود زمین را می شکافند، صدای ایشان مانند صدای سخت رعد و چشم هایشان مانند برق خیره کننده چشم است و به او می گویند: کیست پروردگار تو و چیست دین تو و کیست پیغمبر تو؟ می گوید: خدا پروردگار من و اسلام دین من و محمد (ص) پیغمبر من است، پس به او می گویند خداوند تو را در آنچه که دوست می داری و به آن راضی و خشنودی، ثابت و استوار گرداند، (طرائف الحکم یا اندرزهای ممتاز، ترجمه ج۲ص۱۵۲).

نیز در خبرست آن شب که مرده را در گور نهاده باشند منکر و نکیر علیهما السّلام می آیند بر روی سیاه و چشمهای أزرق، و به دندان پیشین زمین می درند، و همچون رعد می غرّند، و از هر دو چشمانشان آتش می جهد، اگر مرده مؤمن و طاعتکار بود عقل و هوشش بجای بماند و به جواب و حجّت، ایشان را دفع کند و قبر وی باغی گردد از باغ های بهشت، و اگر کافر و فاسق باشد در ماند و قبرش گودالی گردد از گودالهای های دوزخ، (شهاب الأخبار با ترجمه، متن،۸۰، الباب الاول).

برای نجات از عذاب نکیر و منکر و آسان شدن پاسخ گویی - برخی از اعمال معرفی شده اند اعمالی که بیشتر مورد تاکید قرار گرفته اند عبارتند از: نماز ضمرة بن حبیب گوید راجع به نماز از پیغمبر- صلّی اللّه علیه و آله و سلّم- سؤال کردند، فرمود: نماز از واجبات دین است. ..شفیع نزد ملک الموت، و مونس قبر و فرش زیر پهلو است. جواب نکیر و منکر است.(نصایح، ۳۶۹، نماز بیست و نه خاصیت دارد ) نماز شب و امام صادق علیه السّلام از پدرانش از پیامبر صلّی اللَّه علیه و آله و سلم نقل کردند که: نماز شب باعث خشنودی خدا و دوستی فرشتگان می گردد و... جواب منکر و نکیر و مونس و زائر او در قبر می گردد. روزه ماه شعبان هر کس نُه روز از ماه شعبان را روزه بگیرد منکر و نکیر به هنگام سؤال، با وی مهربان و با عطوفت خواهند بود.( ثواب الاعمال وعقاب الاعمال، شیخ صدوق، ص۸۲) دوستی وپیروی از حضرت علی علیه السلام هر کس علی را دوست بدارد خداوند. .. ترس منکر و نکیر را از او دور می گرداند و قبرش را روشن می سازد و چهره اش را نورانی می نماید. (الإیمان و الکفر، بحار الانوار،ج۱، ۲۵۴).

تعابیری همچون « شرّ نکیر و منکر » یا « هول نکیر و منکر » که در روایات آمده است، به دلیل ترس و اضطرابی است که با دیدن این دو فرشته، به سراغ میت می آید؛ از این رو خواندن سوره ملک، برای خلاصی از ترس و وحشت پس از مرگ سفارش شده است؛ در برخی دعاها نیز خلاصی از این مرحله دشوار طلب شده است. همچنین به نزدیکان میت سفارش شده است که پس از خاکسپاری، میت را تنها نگذارند و با تلقین به او، در پاسخ دادن به سئوالات نکیر و منکر یاری اش کنند، ( اصول کافی، باب المسأله فی القبر ۲/ ۶۳۴ و ۳/۲۰۱ ).

 امام حسن مجتبی(ع) در روایتی علت ناخوشایند دانستن مرگ را چنین بیان می کنند:

«لانّکم أخرَبتُم آخِرَتَکم و عمّرتُم دنیاکم، و أنتم تکرهون النّفلة من العُمرانِ الی الخَراب؛ زیرا شما آخرت خود را ویران و دنیایتان را آباد کرده اید و دوست ندارید از آبادانی به ویرانه منتقل شوید» (معانی الاخبار، ص ۳۹۰.)

، مقصود از قبر همان جایگاه برزخی شخص است که یا حفره ای است از حفره های جهنّم یا باغی است از باغهای بهشت؛ لذا فرمودند: « الْقَبْرُ رَوْضَةٌ مِنْ رِیَاضِ الْجَنَّةِ أَوْ حُفْرَةٌ مِنْ حُفَرِ النِّیرَان. ـــ قبر یا باغی از باغهای بهشت است یا حفره ای حفره های آتش جهنّم.» (بحار الأنوار، ج ۵۸، ص۷)

« عَنْ مُوسَی بْنِ جَعْفَرٍ عَنْ أَبِیهِ الصَّادِقِ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ ع أَنَّهُ قَالَ إِذَا مَاتَ الْمُؤْمِنُ شَیَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفَ مَلَکٍ إِلَی قَبْرِهِ فَإِذَا أُدْخِلَ قَبْرَهُ أَتَاهُ مُنْکَرٌ وَ نَکِیرٌ فَیُقْعِدَانِهِ وَ یَقُولَانِ لَهُ مَنْ رَبُّکَ وَ مَا دِینُکَ وَ مَنْ نَبِیُّکَ فَیَقُولُ رَبِّیَ اللَّهُ وَ مُحَمَّدٌ نَبِیِّی وَ الْإِسْلَامُ دِینِی فَیَفْسَحَانِ لَهُ فِی قَبْرِهِ مَدَّ بَصَرِهِ وَ یَأْتِیَانِهِ بِالطَّعَامِ مِنَ الْجَنَّةِ وَ یُدْخِلَانِ عَلَیْهِ الرَّوْحَ وَ الرَّیْحَانَ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ عَزَّ وَ جَلَّ- فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ یَعْنِی فِی قَبْرِهِ وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ یَعْنِی فِی الْآخِرَةِ ثُمَّ قَالَ ع إِذَا مَاتَ الْکَافِرُ شَیَّعَهُ سَبْعُونَ أَلْفاً مِنَ الزَّبَانِیَةِ إِلَی قَبْرِهِ وَ إِنَّهُ لَیُنَاشِدُ حَامِلِیهِ بِصَوْتٍ یَسْمَعُهُ کُلُّ شَیْ ءٍ إِلَّا الثَّقَلَانِ وَ یَقُولُ لَوْ أَنَّ لِی کَرَّةً فَأَکُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ وَ یَقُولُ ارْجِعُونِ لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فِیما تَرَکْتُ فَتُجِیبُهُ الزَّبَانِیَةُ کَلَّا إِنَّها کَلِمَةٌ أَنْتَ قَائِلُهَا وَ یُنَادِیهِمْ مَلَکٌ لَوْ رُدَّ لَعَادَ لِمَا نُهِیَ عَنْهُ فَإِذَا أُدْخِلَ قَبْرَهُ وَ فَارَقَهُ النَّاسُ أَتَاهُ مُنْکَرٌ وَ نَکِیرٌ فِی أَهْوَلِ صُورَةٍ فَیُقِیمَانِهِ ثُمَّ یَقُولَانِ لَهُ مَنْ رَبُّکَ وَ مَا دِینُکَ وَ مَنْ نَبِیُّکَ فَیَتَلَجْلَجُ لِسَانُهُ وَ لَا یَقْدِرُ عَلَی الْجَوَابِ فَیَضْرِبَانِهِ ضَرْبَةً مِنْ عَذَابِ اللَّهِ یُذْعَرُ لَهَا کُلُّ شَیْ ءٍ ثُمَّ یَقُولَانِ لَهُ مَنْ رَبُّکَ وَ مَا دِینُکَ وَ مَنْ نَبِیُّکَ فَیَقُولُ لَا أَدْرِی فَیَقُولَانِ لَهُ لَا دَرَیْتَ وَ لَا هُدِیتَ وَ لَا أَفْلَحْتَ ثُمَّ یَفْتَحَانِ لَهُ بَاباً إِلَی النَّارِ وَ یُنْزِلَانِ إِلَیْهِ الْحَمِیمَ مِنْ جَهَنَّمَ وَ ذَلِکَ قَوْلُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- وَ أَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضَّالِّینَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ یَعْنِی فِی الْقَبْرِ وَ تَصْلِیَةُ جَحِیمٍ یَعْنِی فِی الْآخِرَة» (أمالی الصدوق، ص۲۹۱)

« امام موسی کاظم(ع) نقل نمودند از پدرشان امام صادق (ع) که فرمودند: چون مؤمنی بمیرد هفتاد هزار فرشته تا قبرش او را تشییع کنند و چون به قبرش درآمد منکر و نکیر بیایند و او را بنشانند و به او گویند: پروردگارت کیست؟ دینت کدام است؟ پیغمبرت کیست؟ گوید: پروردگارم الله است و پیغمبرم محمّد است و دینم اسلام می باشد. پس قبرش را تا جایی که چشم کار می کند گشاد کنند و طعام بهشت برایش آورند و داخل کنند بر او روح و ریحان را؛ و این است تفسیر گفته خدای عز و جل (در سوره واقعه) که: « فَأَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُقَرَّبِینَ فَرَوْحٌ وَ رَیْحانٌ ـــ و امّا هر که از مقربان است پس روح و ریحان است.» یعنی در قبرش ( این مقام را می یابد). « وَ جَنَّةُ نَعِیمٍ ـ بهشت نعیم است» یعنی در آخرت ( جنّت نعیم است). سپس فرمود چون کافر بمیرد هفتاد هزار زبانیه (کارگزار جهنّم) او را تا قبرش همراه باشند و او فریاد کشد که همه چیز جز جن و انس فریادش را بشنوند و گوید: کاش برمی گشتم و مؤمن می شدم و به حاملان خود قسم دهد و گوید مرا بر گردانید تا شاید آنچه ترک کردم عمل کنم! زبانیه (کارگزاران جهنّم) به او پاسخ دهند که: نه، هرگز، این کلمه ای است به زبان می گویی. و فرشته ای ندا کند به آنها که اگر برگردد بدان چه نهی شده باز گردد. و چون در قبرش در آید و مردم از او جدا شوند، و منکر و نکیر در هراسناکتر شکلی به او وارد شوند و او را به پا دارند و گویند: کیست پروردگارت؟ چیست دینت؟ کیست پیغمبرت؟ زبانش بتپیدن افتد و قادر به جواب نیست. او را ضربتی زنند از عذاب خدا که هر چیز از آن ترسد و لرزد. باز به او گویند: خدایت کیست؟ دینت چیست؟ پیغمبرت کیست؟ گوید نمی دانم. به او گویند: ندانستی و ره نیافتی و رستگار نباشی. سپس دری به سوی آتش به روی او باز کنند و حمیم دوزخ برایش آورند و این است تفسیر گفته ی خدای عز و جل که: « وَ أَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضَّالِّینَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ ـ و امّا اگر از مکذبان گمراه باشد پذیرایی از حمیم شود» یعنی در قبر، « وَ تَصْلِیَةُ جَحِیمٍ ـ و آتش دوزخ در او گیرد» یعنی در آخرت.»

« عَنْ یُونُسَ قَالَ سَأَلْتُهُ عَنِ الْمَصْلُوبِ یُعَذَّبُ عَذَابَ الْقَبْرِ قَالَ فَقَالَ نَعَمْ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَأْمُرُ الْهَوَاءَ أَنْ یَضْغَطَه فَیَضْغَطُهُ ضَغْطَةً أَشَدَّ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْر یونس گوید: از امام(ع) سوال کردم که: آیا شخص به دار کشیده شد، عذاب قبر دارد؟ فرمودند: بلی، همانا خدای عزّ و جلّ به هوا امر می کند که او را بفشارد.» (الکافی، ج ۳، ص۲۴۱)

سپس دری به سوی آتش به روی او باز کنند و حمیم دوزخ برایش آورند و این است تفسیر گفته ی خدای عز و جل که: « وَ أَمَّا إِنْ کانَ مِنَ الْمُکَذِّبِینَ الضَّالِّینَ فَنُزُلٌ مِنْ حَمِیمٍ ـ و امّا اگر از مکذبان گمراه باشد پذیرایی از حمیم شود» یعنی در قبر، « وَ تَصْلِیَةُ جَحِیمٍ ـ و آتش دوزخ در او گیرد» یعنی در آخرت.»

« سُئِلَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع عَنِ الْمَصْلُوبِ یُصِیبُهُ عَذَابُ الْقَبْرِ فَقَالَ إِنَّ رَبَّ الْأَرْضِ هُوَ رَبُّ الْهَوَاءِ فَیُوحِی اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ إِلَی الْهَوَاءِ فَیَضْغَطُهُ ضَغْطَةً أَشَدَّ مِنْ ضَغْطَةِ الْقَبْر ــــ از امام صادیق(ع) سوال شد در مورد فرد به دار کشیده شده، که آیا دچار عذاب قبر می شود. فرمودند: همانا پروردگار زمین، پروردگار هوا هم هست؛ پس خدای عزّ و وجلّ به هوا وحی می کند؛ و هوا او را فشار می دهد؛ فشاری که شدیدتر از فشار قبر است.»

    توضیح:

اگر در این احادیث خوب توجّه فرمایید، متوجّه می شوید که مراد از قبر، همان عالم برزخ است. فشار قبر و سوال قبر و عذاب قبر هم در همین عالم قبر (عالم برزخ) است نه در مدفن خاکی یا مدفن آبی یا مدفن هوایی. لذا چه بدن مادّی شخص دفن بشود و چه نشود، چه در دریا باشد و چه در زمین باشد و چه در هوا، فشار قبر و سوال قبر و. .. را خواهد داشت. اگر کسی در زمین دفن شد، باطن برزخی همان زمین، او را فشار می دهد، و اگر دفن نشد و در هوا ماند، باطن برزخی هوا، او را فشار می دهد؛ و اگر در دریا فرور رفت، باطن برزخی دریا، او را فشار می دهد. هر چه در دنیاست، باطن و ملکوت دارد. لذا جسد را در هر جا بگذارند، باطن برزخی همان جا، او را فشار می دهد. البته مؤمنین خالص، از فشار قبر در امان هستند.

نماز میّت را هم که هر چه زودتر بخوانند بهتر است. بعید نیست که با استفاده از روایات بتوان استنباط کرد که تلقین میّت هم اختصاص به زمان دفن ندارد؛ بلکه به محض مردن شخص هم می توان به او تلقین کرد. بلکه حتّی به محتضر هم تلقین عقائد می کنند.

ضمناً توجّه شود که شب اوّل قبر، یک روز نیست بلکه بسته به افراد، فرق می کند؛ برای برخی ها، صفر روز است و برای برخی ها هزاران سال. سوال نکیر و منکر هم لحظه ای نیست، بلکه برای برخی ها چند لحظه است ولی برای برخی ها، سالیان درازی طول می کشد.

شب اول قبر از کدام 13 مسئله سؤال می کنند؟

از خدا، از پیامبر، از دین، از کتاب، از امام، از عُمر، از اموال، از دوستان، از قبله، از نماز، از زکات، از حج، از روزه.

پاسخ این سؤالات چیست؟ -- خدا -- پاسخ: سؤال سختی هست! خدای من همان خدایی است که خدایی جز او نیست. همان خدای رحمان و رحیم. همان خدایی که من را خلق کرد و به من روزی داد و مرا تنها نگذاشت.

 پیامبر-- پاسخ: حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله - - دین-- پاسخ: دین مبین اسلام--- کتاب -- پاسخ: قرآن کریم-- امام--پاسخ: -- امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام؛ به همراه یازده تن از فرزندان پاک ایشان علیهم السلام.-- عُمر (عُمرمان را در چه راهی فانی کرده ایم؟)--پاسخ: حدود 18 سال درس خواندم. مدرک گرفتم. رفتم سرکار برای کسب روزی حلال. عبادت خدا هم انجام دادم. به مردم خدمت کردم. با اهل خانواده خوش اخلاق بودم. جای شما خالی به زیارت معصومین علیهم السلام رفتم. به فقیران تا جایی که توان داشتم کمک کردم. -- اموال (اموالمان را در چه راهی خرج کرده ایم؟) --پاسخ: هزینه های زندگی را پرداخت کردم تا خانواده ام راحت تر زندگی کنند. پول مدرسه بچه ام را دادم. برایش عروسی گرفتم. (به صورت مجاز) بخشی از پولم رو صرف تهیه مسکن کردم و یک عمر به صاحب خانه اجاره دادم! -- دوستان (با چه کسانی دوست بوده ایم؟) پاسخ: با آدم های خوبی دوست بودم. اهل نماز و روزه و خمس --کردند. قبله-- پاسخ: کعبه-- نمازپاسخ: از همان اول سن تکلیف، نمازهایم را خوانده ام. گاهی قضا شدند و گاهی یادم رفت. اما این اواخر سعی کردم قضای آن ها را بخوانم.-- زکات-- پاسخ: پرداخت کرده ام-- از حج--پاسخ: مستطیع بودم و رفتم. (یا مستطیع نبودم و نرفتم با اینکه خیلی دوست داشتم بروم)

 روزه-- پاسخ: از همان روز اول، همه ی روزه هایم را گرفتم

   سوالات شب اول قبر از چیست؟

سوالات شب اول قبر سوالاتی هستند که از اعتقادات و اعمال و رفتار افراد پرسیده می شوند. این سوالات را فرشتگانی به اسم های نکیر و منکر از انسان می پرسند. خدا، پیامبر، امام، کتاب و... از مواردی هستند که مورد پرسش هستند.

    و امّا پرسش نهایی

که مربوط به تأثیر دعا و یا خیرات بر آن میت است باید در جواب بگوئیم آنچه که از روایات استفاده می شود این است که هر آنچه برای اموات صورت می پذیرد به گونه ای به آنها می رسد.

از امام صادق منقول است:که بسا باشد که میّت در تنگی و شدّتی بوده باشد و حق تعالی به او وسعت دهد و تنگی را از او بردارد پس به او گویند که این فرح که تو را روی داد به سبب نمازی است که فلان برادر مؤمن برای تو کرد

در روایت دیگری است که حضرت فرمود:

نماز و روزة و حجّ و تصدّق و سایر اعمال خیر و دعا و ثواب آن اعمال برای کسی که آن اعمال را انجام داده و برای مرده هر دو نوشته می شود و وارد قبر او می شود

آیا دعا و خیرات از طرف زنده ها موجب کاهش عذاب قبر شخص مرده می شود؟ و اصولاً چه چیزهای موجب افزایش یا کاهش عذاب قبر می شود؟

نچه به درجة اول مایة نجات و رهایی از عذاب قبر می شود، کارهای نیک و گفتار پسندیده ای است که انسان در طول حیات خود انجام داده است، اما پاسخ پرسش نخست این است که در مواردی شرع مقدس سرنوشت اموات را بوسیله ی کارهای نیک یابد دیگران قابل تغییر معرفی کرده است.

در یک قانون کلی حدیث می فرماید:هر کسی سنت و روش نیکی بنیاد گذارد برای او ثواب هر کسی که به آن عمل کند می رسد و هر کسی سنت و روش بدی بنیاد نهد برای او گناه و عقابی هر کسی که به آن عمل کند می رسد.

پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:روزی حضرت عیسی ـ علیه السّلام ـ از کنار قبری گذشت که صاحب آن در عذاب بود، سال بعد نیز گذر کرد ولی از عذاب صاحب قبر خبری نبود، سبب را از خداوند پرسید، وحی آمد که از این میّت فرزندی صالحی به بلوغ رسید و برای مردم راهی درست کرد و یتمی را پناه داد به برکت آن از پدر گذشتیم

 نیز درباره بهبودی سرنوشت اموات می گوید:هرگاه کسی به نیّت وجه الله نذری کند تا ثوابش برای میتی باشد چنین نذری مفید و وفاء به آن لازم است

بنابر احادیث صحیح و مشهور صدقه دادن بازماندگان برای اموات سودمند است.

در روایتی صحیحة سعد از پیامبرـ صلّی الله علیه و آله ـ می پرسد، آیا صدقه دادنِ من برای روح مادرم سودی دارد؟ پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود:بلی

زیارت اهل قبور مستحب و سفارش شده است همچنین دعا و قرآن خواندن برای میّت مفید است. زیارت اهل قبور در روزهای جمعه موجب می شود امواتی که در تنگی و تنگناه باشند در فراخی قرار گیرند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود:هرگاه شخصی به نیّت میتی صدقه دهد، خداوند جبرئیل را فرمان می دهد که این هدیه را به قبر او برساند و نیز فرمود:بواسطة نمازی که برای میت خوانده می شود تنگی قبر او به فراخی تبدیل می شود.

ابن عباس در روایتی از رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ نقل می کند:خواندن سورة«تبارک الملک» بر سر قبر میت مایة نجات از عذاب قبر است.

از کتاب دعوات قطب راوندی نقل شده است که؛ هرگاه میتی دفن شد، بر قبر او سه بار این جمله را بخوانند، خداوند عذاب را از او تا روز دمیده شدن صور برمی دارد، اللهم انی اسئلک بحق محمد و آل محمد ان لا تغذب هذا المیت.

رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ و پس از خاکسپاری دختر گرامی خود(رقیه) با چشم گریان فرمود:از خدای سبحان خواستم عذاب قبر را از او بردارد و خداوند او را بخشید. پس دعا مؤثر است.

برای مطالعه بیشتر در این زمینه مراجعه کنید به:

معاد در قران؛ تفسیر موضوعی قرآن کریم. آیت الله جوادی آملی

معاد؛ محسن قرائتی

برزخ؛ علی محمد قاسمی

معاد؛ شهید دستغیب شیرازی

معاد شناسی، علامه طهرانی

    منابع

اسناد روایات در زیر هر روایت درج شده و از سایتهای

 پرسمان --- (بهترین کتاب در باب مسائل برزخ برای مطالعه: استاد شجاعی , محمد, عروج روح , مقدمه و تدوین محمدرضا کاشفی , کانون اندیشه ئ جوان , تهران , چاپ اول , ۱۳۷۹). --عقیق---پارسینه ---استفاده شده است.

امینی گلستانی