مباهات علی(ع) به همسری فاطمه(س)
5 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

علی(ع) پیوسته به همسری با حضرت فاطمه(س) افتخار می نمود؛ چنان که در دیوان منسوب به آن حضرت، در ضمن اشعاری به وجود همسری با فاطمه(س) و قرابت با رسول خدا(ص) مباهات نموده است که ترجمه چند بیت از آن اشعار چنین است: «من به نعمتی که فرازنده هفت آسمان برای من فرستاد و مرا به آن اختصاص داد، افتخار می کنم.

در اطراف میدان جنگ کسی را همانند من نمی یابی. من در اسلام آوردن از دیگران سبقت گرفتم؛ آن گاه که طفلی زیبا بوم، به اسلام گرویدم. من به محمد(ص) نزدیکتر از دیگران هستم. اگر کسی هست بیاید و بررسی کند. مرا از علم آن قدر سرشار ساخت تا فقیه گردیدم.

افتخار من نسبت به تمام مردم به واسطه خویشاوندی با رسول خدا(ص) بیشتر است؛ زیرا آن حضرت پدر زن من و پدر فرزندانش می باشد. پس افتخار می کنم که رسول خدا(ص) مرا داماد کرد و فاطمه(س) را به ازدواج من درآورد. »

و نیز فرمود: «زهرا(س) محبوبی است که حبیب دیگری نمی تواند جای او را بگیرد و برای غیر او در قلب من جایی نیست. »

حضرت علی(ع) در موارد گوناگونی برای اثبات حقانیت خود به داشتن همسری چون فاطمه(س) استناد می کرد؛ از جمله:

1- در جریان سقیفه علی(ع) ضمن برشمردن فضایل و کمالات خویش و این که او باید بعد از پیامبر(ص) رهبری و هدایت جامعه اسلامی را عهده دار شود، به ابوبکر فرمود: تو را به خدا سوگند می دهم! آیا آن کسی که رسول خدا او را برای همسری دخترش «فاطمه» برگزید و فرمود: «خداوند او را به همسری تو (علی) درآورد، من هستم یا تو؟! ابوبکر پاسخ داد: تو هستی. »

2- در جریان شورای شش نفره که به توصیه خلیفه دوم برای انتخاب جانشین وی تشکیل شده بود و حضرت علی(ع) یکی از آنان محسوب می شد، حضرت خطاب به سایر اعضا فرمود: شما را به خدا سوگند می دهم! آیا در بین شما به جز من کسی هست که همسرش بانوی زنان جهان باشد؟ همگی پاسخ دادند: نه.

3- معاویه در دوران حکومت غاصبانه اش به علی(ع) نامه ای می نویسد و برای خود افتخارها و امتیازهای علی(ع) را مدعی می شود. علی(ع) در پاسخ، ضمن رد امتیازهای بی اساس معاویه، به فضیلتها و امتیازهای خود اشاره کرده، می فرماید: نمی بینی مردمی از مهاجران را در راه خدا شهید نمودند که همگان از فضیلتی برخوردار بودند، تا آن که شهید ما حمزه شربت شهادت نوشید و به «سیدالشهداء» ملقب گردید، و چون رسول خدا(ص) بر او نماز خواند، به گفتن هفتاد تکبیر او را مخصوص گرداند؟! نمی بینی مردمانی در راه خدا دست خود را دادند و ذخیره ای از فضیلت برای خود نهادند، و چون یکی از ما را ضربتی رسید و دست وی جدا گردید (جعفر بن ابی طالب)، «طیارش» خواندند که در بهشت به سر برد و «ذوالجناحین» که با دو بال پرد؟! و اگر نبود که خدا خود ستودن را نهی کرد، گوینده (علی) فضیلتهای فراوانی برمی شمرد که دلهای مؤمنان با آن آشناست و در گوش شنوندگان خوش آواست. . . آن گاه فرمود: پیامبر(ص) از میان برخاست و دروغگو ابوجهل از شماست. اسدالله از ماست و «اسدالاحلاف» از شماست. دو سید جوانان اهل بهشت از ماست و «صبیة النار» از شماست، کودکانی که نصیب آنان آتش گردید.

«. . . منا خیر نساء العالمین، و منکم حمالة الحطب، و فی کثیر مما لنا و علیکم؛ بهترین زنان جهان افتخار ما و آن هیزم کش ننگ شماست. و بسیاری از این قبیل افتخارها و ننگها که مرز میان هاشمیان و امویان است. این فضیلتها از ماست و آن فضیلتها از شماست. . . ».

در این فراز از سخنان علوی دو شخص از دو حزب رودر روی هم معرفی شده است، که هردو از نظر جنسیت در شمار بانوان هستند. از حزب الله، حضرت «فاطمه(س)» و از حزب شیطان، «ام جمیل» عمه معاویه و همسر ابولهب.

اگر از نظر خصوصیت های فردی به موضوع بنگریم، کفر ام جمیل و ایمان حضرت فاطمه(س) بر ما بسی روشن می شود. اگر در جنبه های اجتماعی آن تعمق کنیم، آنها در در دو جبهه مخالف، یکی برای نابودی اسلام و رسول اکرم(ص) می کوشد و دیگری برای سرافرازی اسلام آیین احمدی تلاش می کند. از این رو، درباره یکی سوره «تبت» فرود می آید و در شأن و عظمت دیگری سوره «کوثر» نازل می شود.

فاطمه(س) در نگاه امام حسن(ع)

امام حسن(ع) در موارد متعددی درباره مادر گرامیش، سخن گفته است، از جمله نقل شده است: مادرم را در شب جمعه ای دیدم که پیوسته در حال رکوع و سجود بود تا این که صبح دمید و شنیدم که مردان و زنان با ایمان را نام می برد و بسیار برای آنان دعا می کرد؛ اما ندیدم حتّی یک بار برای خود دعا کند. از روی تعجّب گفتم: مادر! چرا برای خودت دعا نمی کنی و از خدا چیزی نمی خواهی؛ همان گونه که برای دیگران دعا می کنی؟ مادرم در پاسخ فرمود: «یا بُنیَّ! اَلْجار ثُمّ الدّار؛ فرزندم! اوّل همسایه، سپس اهل خانه. »

فاطمه(س) از نگاه امام حسین(ع)

امام حسین(ع) در موارد متعددی از مادرش فاطمه(س) به عظمت یاد کرده و از این که مادری، چون فاطمه دارد، مباهات می کند و آن را از امتیازات و برتری خود بر دیگران می شمارد. چنان که در جریان عاشورا این موضوع به روشنی مشاهده می شود.

فاطمه(س) از نگاه امام سجاد(ع)

چهارمین پیشوای شیعیان، امام سجاد (ع)، نیز در مواردی در شأن و عظمت و مرتبت فاطمه(س) سخن گفته است؛ از جمله:

فراگیری دعای فاطمه(س)

امام سجاد(ع) می فرماید: در روز عاشورا، پدرم مرا در حالی که خون از بدنش می جوشید، به سینه چسبانید و فرمود: پسرم! دعایی را که مادرم فاطمه زهرا(س) به من آموخته است و او خود از رسول خدا فرا گرفته و پیامبر آن را از جبرییل فرا گرفته که به هنگام گرفتاری و نیاز شدید و مشکلی که برای وی پیش می آمد بخواند، از من فرا گیر و بخوان:

«بحق یس و القرآن الحکیم و بحق طه و القرآن العظیم یا من یقدر علی حوائج السائلین، یا من یعلم ما فی الضمیر، یا منفس عن المکروبین یا مفرج عن المغمومین، یا راحم الشیخ الکبیر، یا رازق الطفل الصغیر، یا من لا یحتاج الی التفسیر صلی علی محمد و آل محمد. »

امینی گلستانی