(533 - ورود حضرت فاطمه زهراءعلیها السلام به محشر(1)
23 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

حضرت زهراء علیها السلام یکی از اول ما خلق الله و بانوی ممتاز عالم بشریت است عقلها متحیر وفکرها عاجز از درک اوست  - در یاد داشتهای قبل چندیاد داشت نوشتم و فعلا هم بخاطر نزدیک شدن ایام فاطمیه چند یاد داشت دیگر می نویسم که مخصوصا عزیزان منبری ها استفاده نموده و ه استماع شنوندگان عزیز بر سانند و فرزند جوانمرگ من حجت الاسلام دکتر حاج حسن امینی گلستانی را از صلوات فاموش نفرمایند.

                                                            ورود حضرت فاطمه به محشر

خداوند متعال دارای تقدس اصیل و ذاتی است و برخی از اشخاص و اشیاء به میزان انتساب خاص به خداوند متعال و تجلی خداوند در آنها و تجلی خدایی آنها از قداست نسبی برخوردارند. از میان مردان، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و از میان زنان، فاطمه زهرا علیهاالسلام دارای بالاترین تقدس بعد از خداوند متعال می باشند. رفتار و گفتار رمزآلود پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله نسبت به فاطمه زهرا علیهاالسلام و آیات قرآنی که به کنایه از آن حضرت یاد کرده و یا در شأن ایشان نازل شده و کلمات معصومین علیهم السلام به روشنی تقدس بانوی اسلام را بیان می کند.

علی(ع) می فرمایند: روزی پیامبر خدا(ص) برای دیدار فاطمه(س) به خانه ی ما آمد، ولی دخترش را بسیار محزون دید. از او پرسید چرا این گونه غمگینی؟ در جواب گفت: پدر جان! به یاد عالم محشر افتادم که مردم در آن حال عریان خواهند بود.(ذکرت المحشر و وقوف الناس عراه...)

رسول گرامی(ص) فرمودند: نگران مباش، پس از آنکه من، علی(ع) و ابراهیم خلیل(ع) سر از قبر برمی داریم آنگاه خداوند، جبرئیل را با هفتاد هزار ملائکه به سراغ تو می فرستد، سپس اسرافیل در حالی که با سه پارچه زیبا از نور در اختیار دارد، کنار تو می آید و تو را از قبر بیرون می نماید، در حالی که بدنت پوشیده است...

آنگاه با عزت و احترام بی نظیر هفتاد هزار ملائکه تسبیح گویان تو را وارد محشر می کنند و به همین تعداد حوریان بهشتی به استقبالت می آیند. در این هنگام مریم(دختر عمران)، خدیجه(دختر خویلد)، حوا(زن آدم)، آسیه،(دختر مزاحم) هر کدام با صفوف ملائکه اطراف تو را می گیرند و تو را بر روی منبری از نور می نشانند در این هنگام جبرئیل به حضور تو می رسد و می گوید: هر حاجتی داری بگو و تو می گویی: خدایا! حسن و حسینم را می خواهم.

در آن ساعت حسینت را می بینی که با بدن خون آلون به محشر می آید و از خدا می خواهد که قاتلان وی را به کیفر رساند، بلافاصله خداوند به خشم آمده و از خشم او ملائکه نیز به خشم آیند و شعله های جهنم زبانه می کشد و قاتلان حسین و دشمنان او بر درون آتش افکنده می شوند.

   ورود حضرت فاطمه به محشر

در احادیث معتبر از طریق عامه و خاصه آمده است که در روز رستاخیر حضرت فاطمه(س) را به ناقه ای از ناقه های بهشتی سوار می کنند و ملائکه اطراف او را می گیرند، جبرئیل از طرف راست، میکائیل از طرف چپ، امیرالمؤمنین(ع) پیشاپیش، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) نیز از پشت سر، او را همراهی می کنند، و با تمام عظمت و جلالت وی را به محشر می آورند، تا جایی که خلایق از دیدن او سرهای خود را پایین بیندازید و چشمهایتان را ببندید، تا فاطمه(س) دختر رسول خدا(ص) عبور کند». مردم محشر با شنیدن این پیام که از سوی عرش خدا صادر می گردد، همگی سرهای خود را پایین می اندازند و چشمهایشان را می بندند و فاطمه(س) از روی پل صراط عبور می کند و در کنار بهشت قرار می گیرد...(یا معشر الخلائق! نکسوا رئوسکم و غضوا ابصارکم حتی تمر فاطمه(س) بنت محمد علی الصراط، فتمر مع سبعین الف جاریه من الحور العین...)

آری در روز قیامت نیز همه ی چشمها لیاقت دیدن فاطمه(س) را نخواهند داشت، فقط آنان که در این دنیا امتحان پس داده و لیاقت شیعه بودن را کسب کرده اند، مدال افتخار آن روز را از دست فاطمه(س) دریافت می دارند...

پاسخ به سؤال سلمان

طبری در کتاب بشارة المصطفی از کتاب کنز نقل می کند که ابوذر گفت: سلمان و بلال حبشی را دیدم نزد پیامبر(ص) آمدند، ناگهان سلمان به روی قدم رسول خدا(ص) افتاد و بوسید، پیامبر(ص) او را از این کار کنار زد و به او فرمود: «ای سلمان، آن کاری را که عجم ها برای شاهان خود انجام می دهند، نسبت به من انجام مده، من بنده ای از بندگان خدا هستم، مانند بندگان می خورم و می نشینم.»

سلمان عرض کرد: ای مولای من از تو می خواهم از فضائل فاطمه(س) در قیامت، به من خبر بدهی!

پیامبر(ص) با چهره ای خندان به او نگریست و فرمود: «سوگند به خدائی که جانم در دست قدرت او است، فاطمه(س) همان بانوئی است که در عرصه ی محشر، سوار بر شتر عبور می کند که سرش(نمودی) از خشیت خدا است، و چشمانش از نور خدا می باشد، تا اینکه فرمود: جبرئیل در سمت راست آن شتر، و میکائیل در سمت چپ آن، و علی(ع) در پیشاپیش آن، و حسن و حسین(ع) در پشت سر آن حرکت می کنند، خداوند حافظ و نگهبان او است، تا از صحنه ی محشر عبور کند در این هنگام ناگهان از جانب خدا ندا می رسد:

«ای همه ی خلایق! چشمهای خود را فروخوابانید، و سرهای خود را پائین آورید، این فاطمه دختر پیامبر شما، همسر علی(ع) امام شما، مادر حسن و حسین(ع) است، پس از پل صراط عبور می کند در حالی که دو چادر شفّاف و سفید بر سر دارد.

وقتی که فاطمه(س) وارد بهشت می شود و به نعمتها و مواهبی که خداوند برای او آماده ساخته می نگرد، می گوید: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ- اَلْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی اَذْهَبَ عَنّا الْحُزْنَ اِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَکورٌ اَحَلَّنا دارَ الْمَقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ، لایَمَسُّنا فِیها لُغُوبٌ.

«بنام خداوند مهربان، حمد و سپاس خداوند را که: حزن و اندوه را از ما دور ساخت، البته خدای ما بخشنده و شکر پذیر است، آن خدائی که ما را در مقام عالی از عطای خود قرار داد که در آن هیچگونه رنج و ناگواری به ما نمی رسد».

رسول خدا(ص) فرمود: پس از آن خداوند به فاطمه(س) وحی می کند: «ای فاطمه! آنچه می خواهی از من مسئلت کن که به تو عطا می کنم و تو را خشنود سازم»

فاطمه(س) عرض می کند: خدایا تو امید منی، بلکه بالاتر از امید منی، از درگاه تو مسئلت می کنم که دوستان من و دوستان دودمان مرا در آتش دوزخ، عذاب نکنی.

خداوند به او وحی می کند: ای فاطمه! به عزّت و جلالم سوگند، دو هزار سال قبل از خلقت آسمانها و زمین، به خود سوگند یاد نموده ام که دوستان تو، و دوستان عترت تو را به آتش عذاب نکنم.

عیون أخبار الرضا (ع) بالأسانید الثلاثة عن الرضا عن آبائه (ع) قال رسول الله (ص) تحشر ابنتی فاطمة یوم القیامة و معها ثیاب مصبوغة بالدم فتتعلق بقائمة من قوائم العرش فتقول یا عدل احکم بینی و بین قاتل ولدی قال رسول الله (ص) فیحکم لابنتی و رب الکعبة و إن الله عز و جل یغضب لغضب فاطمة و یرضی لرضاها؛

"عیون اخبارالرضا (علیه السلام) - بحار الانوار، ج ۴۳، ص0 22

 شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت نموده است هنگامی که روز قیامت فرا رسد دخترم فاطمه در حالی محشور می شود که لباس های خون آلودی با وی خواهد بود. آنگاه یکی از پایه های عرش را می گیرد و می گوید: "ای خدای عادل! بین من و قاتل فرزندانم حکم کن! "

سپس پیامبر اکرم فرمود: "به خدای کعبه سوگند که خداوند برای دخترم [به حق] قضاوت می کند، زیرا خداوند برای غضب فاطمه غضب می نماید و با رضایت وی راضی خواهد شد.

الامالی للصدوق: الطالقانی، عن محمد بن جریر الطبری، عن الحسن بن عبدالواحد عن اسماعیل بن علی السدی، عن منیع بن الحجاج، عن عیسی بن موسی، عن جعفر الاحمر، عن اءبی جعفر محمد بن علی الباقر علیه السلام قال: سمعت جابر بن عبدالله الانصاری یقول: قال رسول الله صلی الله علیه و آله اذا کان یوم القیامة تقبل ابنتی فاطمة علی ناقة من نوق الجنة مدبجة الجنین، خطامها من لؤ لؤ رطب، قوائمها من الزمرد الاخضر ذنبها من المسک الاذفر، عیناها یاقوتتان حمراوان.

علیها قبة من نور، یری ظاهرها من باطنها، و باطنها من ظاهرها، داخلها عفوالله، و خارجها رحمة الله، علی راءسها تاج من نور، للتاج سبعون رکنا کل رکن مرصع بالدر و الیاقوت، یضی ء الکوکب الدری فی افق السماء و عن یمینها سبعون اءلف ملک، و عن شمالها سبعون اءلف ملک و جبرئیل آخذ بخطام الناقة ینادی باءعلا صوته:

غضوا اءبصارکم حتی تجوز فاطمة بنت محمد، فلا یبقی یومئذ نبی و لا رسول و لا صدیق و لا شهید الا غضوا اءبصارهم حتی تجوز فاطمة، فتسیر حتی تحاذی عرش ربها جل جلاله، فتنزخ بنفسها عن ناقتها، و تقول: الهی و سیدی احکم بینی و بین من ظلمنی! اللهم احکم بینی و بین من قتل ولدی! فاذا النداء من قبل الله جل جلاله: حبیبتی و ابنة حبیبی سلینی تعطی، و اشفعی تشفعی، فوعزتی و جلالی لا جازنی ظلم ظالم. فتقول: الهی و سیدی ذریتی و شیعتی و شیعة ذریتی و محبی و محبی ذریتی.

فاذا النداء من قبل الله جل جلاله: اءین ذریة فاطمة و شیعتها و محبوها و محبوا ذریتها؟ فیقبلون و قد اءحاط بهم ملائکة الرحمة فتقدمهم فاطمة علیهاالسلام حتی تدخلهم الجنة.

شیخ صدوق در کتاب امالی از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت نموده است:

هنگامی که روز قیامت فرا می رسد دخترم فاطمه در حالی می آید که بر یکی از ناقه های بهشتی سوار است و از دو پهلوی آن ناقه حریرهای بهشتی آویزان، مهار آن از مروارید تازه، پاهایش از زمرد سبز، دم آن از مشگ ناب، دیدگانش از در و یاقوت سرخ خواهد بود.

قبه ای از نور بر پشت آن ناقه نصب شده که اندرون آن از بیرون آشکار، میان آن حاوی عفو پروردگار و بیرون آن رحمت خداوند رحیم است.

فاطمه تاجی از نور بر سر دارد که دارای هفتاد پایه باشد، هر پایه ای از آن به وسیله مرواریدی مرصع و نظیر ستاره ای درخشان خواهد بود.

در طرف راست و چپ فاطمه هر کدام هفت هزار ملک خواهد بود.....

و آنگاه از طرف خداوند رئوف ندا می رسد: ای حبیبه و فرزند رسول من از من بخواه تا عطانمایم، شفاعت کن تا من بپذیرم، به عزت و جلال خودم که امروز ظلم و ستم هیچ ستمگری از نظر من محو نخواهد شد.

در همین زمان است که می گوید: بار خدایا! فرزندان، شیعیان، دوستان، و دوستان دوستان فرزندان مرا به من ببخش!

آنگاه از طرف پروردگار جهان منادی ندا می کند: فرزندان، شیعیان، دوستان، و دوست دوستان ذریه فاطمه کجایند؟ ایشان عموما در حالی که ملائکه رحمت پروردگار آنان را احاطه کرده باشند می آیند. سپس فاطمه جلو می رود تا ایشان را داخل بهشت می نماید.

حدیثی از پیامبر اکرم(ص) در شان آن حضرت(س): «عن جابر بن عبداللَّه مرفوعالا اذا کان یوم القیامة تقبل ابنتی فاطمة علی ناقة من نوق الجنة...، خطامها من لولو رطب، قوائمها من الزمرد الاخضر، ذنبها من المسک الاذفر، عیناها یاقوتتان حمراوان، علیها قبة من نور، یری ظاهرها من باطنها، و باطنها من ظاهرها، داخلها عفو اللَّه، خارجها رحمةاللَّه، علی راسها تاج من نور، للتاج سبعون رکنا، کل رکن مرصع بالدر و الیاقوت. یضی ء کما یضی ء الکوکب الدری فی افق السماء علی یمینها سبعون الف ملک، و عن شمالها سبعون الف ملک، و جبرئیل آخذ بخطام الناقة، ینادی باعلی صوته: غضوا ابصارکم حتی تجوز فاطمه بنت محمد؛ فلا یبقی یومئذ نبی و لا رسول و لا صدیق و لا شهید الا غضوا ابصارهم حتی تجوز فاطمة فتسیر حتی تحاذی عرش ربها جل جلاله...، فاذا النداء من قبل اللَّه جل جلاله: یا حبیبتی و ابنة حبیبی، سلینی تعطی، واشفعی تشفعی.... فتقول: الهی و سیدی ذریتی و شیعتی، و شیعة ذریتی و محبی، و محبی ذریتی. فاذا النداء من قبل اللَّه جل جلاله: این ذریة فاطمة و شیعتها و محبوها و محبو ذریتها، فیقبلون و قد احاط بهم ملائکة الرحمة، فتقدمهم فاطمة، حتی تدخلهم الجنة».(4) جابر بن عبداللَّه از رسول خدا روایت می کند که فرمود:

«هنگامی که روز قیامت فرا رسد، دخترم فاطمه سوار بر ناقه ای از ناقه های بهشتی وارد عرصه محشر می شود، که مهار آن ناقه از مروارید درخشان و چهارپای آن از زمرد سبز، دنباله اش از مشک بهشتی، چشمانش از یاقوت سرخ، و بر فراز آن، قبه ای(خیمه ای) از نور، که بیرون آن از درونش و درون آن از بیرونش نمایان است. فضای داخل آن قبه، انوار عفو الهی و خارج آن خیمه، پرتو رحمت خدایی است. و بر فرازش تاجی از نور که دارای هفتاد پایه است از در و یاقوت که همانند ستارگان درخشان در افق آسمان نورافشانند. از جانب راست آن مرکب هفتاد هزار ملک، و از طرف چپ آن هفتاد هزار فرشته است- و جبرئیل در حالی که مهار ناقه را گرفته است- با صدای بلندی ندا می کند: نگاه خود را فراسوی خویش گیرید، و نظرها به پایین افکنید، این فاطمه دختر محمد است که عبور می کند. در آن هنگام، حتی انبیا و صدیقین و شهدا همگی از ادب، دیده فرومی گیرند؛ تا اینکه فاطمه عبور می کند و در مقابل عرش پروردگارش قرار می گیرد، آنگاه از جانب خدا جل جلاله ندا می شود: ای محبوبه ی من، و ای دختر حبیب من، بخواه از من آنچه می خواهی؛ تا عطایت کنم و شفاعت کن هر که را مایلی تا قبول فرمایم. در جواب عرضه می دارد: ای خدای من، و ای مولای من، دریاب ذریه ی مرا، شیعیان مرا، پیروان مرا، و دوستان ذریه ی مرا. بار دیگر از جانب حق خطاب می رسد: کجا هستند ذریه فاطمه و پیروان او؟ کجایند دوستدارانش، و دوستداران ذریه ی او؟ در آن هنگام جماعتی به پیش می آیند و فرشتگان رحمت آنان را از هر سوی در میان می گیرند. و فاطمه(س) در حالی که پیشگام آنهاست همگی را همراه خود به بهشت وارد می فرماید».

حضرت صدیقه(س) در روز قیامت سوار بر مرکبهای متفاوت به تناسب مواقف متعدد است؛ و اینکه در احادیث وارده، مرکبهای آن حضرت، متفاوت ذکر شده است، و به نظر بعضی ها نوع مرکب مورد اختلاف بوده است صحیح نیست. زیرا هر مرکبی که بیان شده است با مشخصات معین در موقف معین بوده و همه اش درست است و جای اختلاف نیست؛ علت اختلاف در مشخصات مرکب، از این جهت است که هنگامی که فاطمه(س) به سوی عرش الهی سیر می کند مرکب خاصی دارد، وقتی که از مقابل عرش به جانب بهشت روان است یک مرکب مخصوص دیگر؛ و همچنین هنگام ورود به بهشت و جولان و طیران در فضای رحمت الهی- همانند جعفر طیار- دارای مرکبهای خاص و گوناگون می باشد.

اما فلسفه دوستی شدید پیامبر(ص) با فاطمه زهرا(س) و علی(ع) چه بود که رسول خدا(ص) به عنوان نقطه اوج این دوستی خطاب به آنان فرمود: «انا حرب لمن حاربکم و سلم لمن سالمکم» (ابن المغازلی، 1427ق: ص127؛ جزری، 1409ق: ج6، ص225؛ ترمذی، 1408ق: ج5، ص656؛ حاکم نیشابوری، 1422ق: ج3، ص359). جز این است که فاطمه(س) و علی(ع) به جهت شخصیت ایمانی و اعتقادی خود مورد توجه پیامبر(ص) قرار گرفتند و در واقع اشتراک فکری آنان با پیامبر(ص) سبب اتصال روحی و معنوی ویژه ای گردید و گرنه شأن پیامبر(ص) بالاتر از آن است که به صرف احساس پدر، فرزندی رابطه ای عاطفی با دختر خود برقرار کرده و همگان را نیز به چنین دوستی و محبت فرا بخواند.

 تربیت حضرت زهرا در دامان پیامبر(ص)

قبلاً اشاره گردید که پس از تولد حضرت مریم خداوند زکریا را به عنوان کفیل او معیّن کرده و مسئول تربیت وی قرار داد. از آن جهت که تقدیر خداوند آن بود که حضرت مریم مادر عیسی گردد، حال باید گفت که بنابر همان تقدیر الهی مقدر بود که حضرت فاطمه(س) کوثر رسول خدا(ص)، همسر ولی خدا و مادر دوازده نسل پاک از حجت های خدا گردد، لذا در پرورش چنین وجود شریفی نظارت و مراقبت ویژه ای حتی از قبل از تولد آن حضرت معمول گشت. حاکم از سعدبن مالک روایت می کند که وی گفت: رسول خدا(ص) فرمود: «در شب معراج جبرئیل سیبی از بهشت به من تعارف کرد که آن را خوردم و پس از آن خدیجه به فاطمه(س) باردار شد. لذا هرگاه مشتاق بهشت می شوم بوی آن را از فاطمه(س) اسـتشمام می کنم» (حاکم نیشابوری، 1422ق: ج3، ص366؛ هاشمی، 1376ق: صص49-39).

فضایل و مناقب حضرت فاطمه سلام الله علیها

 اشتراک حضرت فاطمه علیهاالسلام با پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین و حسنین علیهم السلام در مقام عصمت و طهارت (بلکه طبق روایات آن حضرت عصمت کبرای الهی است).

 اشتراک حضرت صدیقه سلام الله علیها با پدر و همسر و فرزندانش در مجاز بودن به ورود و توقف در مسجد پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در جمیع حالاتشان.

 مادر ائمه اطهار علیهم السلام است.

 هنگام ولادت فاطمه علیهاالسلام نور او تمام خانه های مکه را فراگرفت.

 نام گذاری زهرا علیهاالسلام از طرف خداوند متعال می باشد.

 نام فاطمه بر ساق عرش و درهای بهشت درج شده است.

 جنگ و یا صلح با آن حضرت مانند جنگ و صلح با پیامبر و علی و حسنین است.

 سیده ی زنان عالم است.

 دوستی و دشمنی با او مانند دوستی و دشمنی با پیامبر است.

 آن حضرت محدثه است یعنی فرشتگان با او سخن می گفتند.

 شیعیان آن حضرت به بهشت بشارت داده شده اند.

 مخالفان حضرتش به هلاکت می افتند.

 در روز قیامت همانند پدر و همسر و فرزندانش سواره محشور می شود.

 شفیعه کبرای روز قیامت است.

 حب فاطمه علیهاالسلام همانند حب همسر و فرزندان معصومش (که اجر رسالت خاتم الانبیاء است)، بر همگان واجب است.

 با پدر و همسر و فرزندانش در قبه الوسیله یا درجةالوسیله ی بهشت جای دارند.

 با پدر و همسر و فرزندانش علیهم السلام در قبه ای از نور که زیر عرش برپا می شود و جز پنج تن علیهم السلام کسی را به آن رتبه ی والا راه نیست جای دارد.

 حضرت فاطمه علیهاالسلام یکی از افرادی است که آیه ی مباهله در شان آن ها نازل شده است و آن وجود مقدس، بین چهار معصوم قرار گرفته است یعنی بین: محمد و انفسنا (علی) و ابنائنا (حسن و حسین) علیهم السلام.

 در صفات و ارزش های معنوی هم کفو علی علیه السلام است.

 بشر از آدم تا خاتم مامور به توسل به حضرت صدیقه زهرا علیهاالسلام بوده است.

 سوره انسان در فضیلت او و همسر و دو فرزندش نازل گردیده.

 هنگام ورود فاطمه علیهالسلام به صحنه ی محشر از جانب حضرت حق تبارک و تعالی ندا می شود: «ای اهل محشر نگاهتان را فروافکنید تا فاطمه عبور نماید»

 منبع این بخش کتاب فاطمه زهرا سلام الله علیها نوشته علامه عبدالحسین امینی می باشد.

چهل حدیث گهربار از خود حضرت فاطمه زهرا( علیها السلام )

1 قالَتْ فاطِمَةُ الزَّهْراء سلام اللّه علیها: نَحْنُ وَسیلَتُهُ فی خَلْقِهِ، وَ نَحْنُ خاصَّتُهُ وَ مَحَلُّ قُدْسِهِ، وَ نَحْنُ حُجَّتُهُ فی غَیْبِهِ، وَ نَحْنُ وَرَثَةُ اءنْبیائِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج 16، ص 211.)

ما اهل بیت پیامبر وسیله ارتباط خداوند با خلق او هستیم، ما برگزیدگان پاک و مقدّس پروردگار می باشیم، ما حجّت و راهنما خواهیم بود؛ و ما وارثان پیامبران الهی هستیم.

2 قالَتْ علیها السلام: وَ هُوَ الا مامُ الرَبّانی، وَ الْهَیْکلُ النُّورانی، قُطْبُ الا قْطابِ، وَسُلالَةُ الاْ طْیابِ، النّاطِقُ بِالصَّوابِ، نُقْطَةُ دائِرَةِ الا مامَةِ.(ریاحین الشّریعة: ج 1، ص 93.)

در تعریف امام علی علیه السلام فرمود: او پیشوائی الهی و ربّانی است، تجسّم نور و روشنائی است، مرکز توجّه تمامی موجودات و عارفان است، فرزندی پاک از خانواده پاکان می باشد، گوینده ای حقّگو و هدایتگر است، او مرکز و محور امامت و رهبریّت است.

3 قالَتْ علیها السلام: ابَوا هِذِهِ الاْ مَّةِ مُحَمَّدٌ وَ عَلی، یُقْیمانِ اءَودَّهُمْ، وَ یُنْقِذانِ مِنَ الْعَذابِ الدّائِمِ إ نْ اطاعُوهُما، وَ یُبیحانِهِمُ النَّعیمَ الدّائم إنْ واقَفُوهُما.(بحارالا نوار: ج 23، ص 259، ح 8.)

حضرت محمّد صلّی اللّه علیه و آله و علی علیه السلام، والِدَین این امّت هستند، چنانچه از آن دو پیروی کنند آن ها را از انحرافات دنیوی و عذاب همیشگی آخرت نجات می دهند؛ و از نعمت های متنوّع و وافر بهشتی بهره مندشان می سازند.

4 قالَتْ علیها السلام: مَنْ اصْعَدَ إ لی اللّهِ خالِصَ عِبادَتِهِ، اهْبَطَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ لَهُ افْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.(بحار: ج 67، ص 249، ح 25)

هر کس عبادات و کارهای خود را خالصانه برای خدا انجام دهد، خداوند بهترین مصلحت ها و برکات خود را برای او تقدیر می نماید.

5 قالَتْ علیها السلام: إنَّ السَّعیدَ کلَّ السَّعیدِ، حَقَّ السَّعیدِ مَنْ احَبَّ عَلیّا فی حَیاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ.(شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید: ج 2، ص 449 )

همانا حقیقت و واقعیّت تمام سعادت ها و رستگاری ها در دوستی علی علیه السلام در زمان حیات و پس از رحلتش خواهدبود.

6 قالَتْ علیها السلام: إلهی وَ سَیِّدی، اءسْئَلُک بِالَّذینَ اصْطَفَیْتَهُمْ، وَ بِبُکاءِ وَلَدَیَّ فی مُفارِقَتی اَنْ تَغْفِرَ لِعُصاةِ شیعَتی، وَشیعَةِ ذُرّیتَی. (کوکب الدّری: ج 1، ص 254.)

خداوندا، به حقّ اولیاء و مقرّبانی که آنها را برگزیده ای، و به گریه فرزندانم پس از مرگ و جدائی من با ایشان، از تو می خواهم گناه خطاکاران شیعیان و پیروان ما را ببخشی.

7 قالَتْ علیها السلام: شیعَتُنا مِنْ خِیارِ اءهْلِ الْجَنَّةِ وَکلُّ مُحِبّینا وَ مَوالی اَوْلیائِنا وَ مُعادی اعْدائِنا وَ الْمُسْلِمُ بِقَلْبِهِ وَ لِسانِهِ لَنا.(بحارالا نوار: ج 68، ص 155، س 20، ضمن ح 11.)

شیعیان و پیروان ما، و همچنین دوستداران اولیاء ما و آنان که دشمن دشمنان ما باشند، نیز آنهایی که با قلب و زبان تسلیم ما هستند بهترین افراد بهشتیان خواهند بود.

8 قالَتْ علیها السلام: وَاللّهِ یَابْنَ الْخَطّابِ لَوْلا إ نّی اکرَهُ انْ یُصیبَ الْبَلاءُ مَنْ لاذَنْبَ لَهُ، لَعَلِمْتَ انّی سَاءُقْسِمُ عَلَی اللّهِ ثُمَّ اجِدُهُ سَریعَ الاْ جابَةِ. 1

حضرت به عمر بن خطّاب فرمود: سوگند به خداوند، اگر نمی ترسیدم که عذاب الهی بر بی گناهی، نازل گردد؛ متوجّه می شدی که خدا را قسم می دادم و نفرین می کردم. و می دیدی چگونه دعایم سریع مستجاب می گردید.

9 قالَتْ علیها السلام: وَاللّهِ، لاکلَّمْتُک ابَدا، وَاللّهِ لاَ دْعُوَنَّ اللّهَ عَلَیْک فی کلِّ صَلوةٍ. 2

پس از ماجرای هجوم به خانه حضرت، خطاب به ابوبکر کرد و فرمود: به خدا سوگند، دیگر با تو سخن نخواهم گفت، سوگند به خدا، در هر نمازی تو را نفرین خواهم کرد.

10 قالَتْ علیها السلام: إنّی اُشْهِدُاللّهَ وَ مَلائِکتَهُ، انَّکما اَسْخَطْتُمانی، وَ ما رَضیتُمانی، وَ لَئِنْ لَقیتُ النَبِیَّ لا شْکوَنَّکما إلَیْهِ. 3

هنگامی که ابوبکر و عمر به ملاقات حضرت آمدند فرمود: خدا و ملائکه را گواه می گیرم که شما مرا خشمناک کرده و آزرده اید، و مرا راضی نکردید، و چنانچه رسول خدا را ملاقات کنم شکایت شما دو نفر را خواهم کرد.

11 قالَتْ علیها السلام: لاتُصَلّی عَلَیَّ اُمَّةٌ نَقَضَتْ عَهْدَاللّهِ وَ عَهْدَ ابی رَسُولِ اللّهِ فی امیرالْمُؤ منینَ عَلیّ، وَ ظَلَمُوا لی حَقی، وَاءخَذُوا إ رْثی، وَخَرقُوا صَحیفَتی اللّتی کتَبها لی ابی بِمُلْک فَدَک. 4

افرادی که عهد خدا و پیامبر خدا را درباره امیرالمؤمنین علی علیه السلام شکستند، و در حقّ من ظلم کرده و ارثیّه ام را گرفتند و نامه پدرم را نسبت به فدک پاره کردند، نباید بر جنازه من نماز بگذارند.

12 قالَتْ علیها السلام: إلَیْکمْ عَنّی، فَلا عُذْرَ بَعْدَ غَدیرِکمْ، وَالاَْمْرُ بعد تقْصیرکمْ، هَلْ تَرَک ابی یَوْمَ غَدیرِ خُمّ لاِ حَدٍ عُذْوٌ. 5

خطاب به مهاجرین و انصار کرد و فرمود: از من دور شوید و مرا به حال خود رها کنید، با آن همه بی تفاوتی و سهل انگاری هایتان، عذری برای شما باقی نمانده است. آیا پدرم در روز غدیر خم برای کسی جای عذری باقی گذاشت؟

13 قالَتْ علیها السلام: جَعَلَ اللّهُ الاْیمانَ تَطْهیرا لَکمْ مِنَ الشِّرْک، وَ الصَّلاةَ تَنْزیها لَکمْ مِنَ الْکبْرِ، وَالزَّکاةَ تَزْکیَةً لِلنَّفْسِ، وَ نِماءً فِی الرِّزقِ، وَالصِّیامَ تَثْبیتا لِلاْ خْلاصِ، وَالْحَّجَ تَشْییدا لِلدّینِ 6

خداوند سبحان، ایمان و اعتقاد را برای طهارت از شرک و نجات از گمراهی ها و شقاوت ها قرار داد. و نماز را برای خضوع و فروتنی و پاکی از هر نوع تکبر، مقرّر نمود. و زکات (و خمس ) را برای تزکیه نفس و توسعه روزی تعیین نمود. و روزه را برای استقامت و اخلاص در اراده، لازم دانست. و حجّ را برای استحکام اءساس شریعت و بناء دین اسلام واجب نمود.

14 قالَتْ علیها السلام: یا ابَاالْحَسَنِ، إنَّ رَسُولَ اللّهِ صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَآلِهِ عَهِدَ إلَی وَ حَدَّثَنی أنّی اَوَّلُ اهْلِهِ لُحُوقا بِهِ وَلا بُدَّ مِنْهُ، فَاصْبِرْ لاِ مْرِاللّهِ تَعالی وَارْضَ بِقَض ائِهِ. 7

ای ابا الحسن! همسرم، همانا رسول خدا با من عهد بست واظهار نمود: من اوّل کسی هستم از اهل بیتش که به او ملحق می شوم و چاره ای از آن نیست، پس تو صبر نما و به قضا و مقدّرات الهی خوشنود باش.

15 قالَتْ علیها السلام: مَنْ سَلَّمَ عَلَیْهِ اَوْ عَلَیَّ ثَلاثَةَ اءیّامٍ اءوْجَبَ اللّهُ لَهُ الجَنَّةَ، قُلْتُ لَها: فی حَیاتِهِ وَ حَیاتِک؟

قالَتْ: نعَمْ وَ بَعْدَ مَوْتِنا. 8

هر که بر پدرم رسول خدا و بر من به مدّت سه روز سلام کند خداوند بهشت را برای او واجب می گرداند، چه در زمان حیات و یا پس از مرگ ما باشد.

16 قالَتْ علیها السلام: ما صَنَعَ ابُوالْحَسَنِ إلاّ ما کانَ یَنْبَغی لَهُ، وَلَقَدْ صَنَعُوا ما اللّهُ حَسیبُهُمْ وَ طالِبُهُمْ. 9

آنچه را امام علی علیه السلام نسبت به دفن رسول خدا و جریان بیعت انجام داد، وظیفه الهی او بوده است، و آنچه را دیگران انجام دادند خداوند آنها را محاسبه و مجازات می نماید.

17 قالَتْ علیه السلام: خَیْرٌ لِلِنّساءِ انْ لایَرَیْنَ الرِّجالَ وَلایَراهُنَّ الرِّجالُ. 10

بهترین چیز برای حفظ شخصیت زن آن است که مردی را نبیند و نیز مورد مشاهده مردان قرار نگیرد.

18 قالَتْ علیها السلام: اوُصیک یا ابَاالْحَسنِ انْ لاتَنْسانی، وَ تَزُورَنی بَعْدَ مَماتی. 11

ضمن وصیّتی به همسرش اظهار داشت: مرا پس از مرگم فراموش نکنی. و به زیارت و دیدار من بر سر قبرم بیایی.

19 قالَتْ علیها السلام: إنّی قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما یُصْنَعُ بِالنِّساءِ، إنّهُ یُطْرَحُ عَلی الْمَرْئَةِ الثَّوبَ فَیَصِفُها لِمَنْ رَاءی، فَلا تَحْمِلینی عَلی سَریرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرینی، سَتَرَک اللّهُ مِنَ النّارِ. 12

در آخرین روزهای عمر پر برکتش ضمن وصیّتی به اسماء فرمود: من بسیار زشت و زننده می دانم که جنازه زنان را پس از مرگ با انداختن پارچه ای روی بدنش تشییع می کنند. و افرادی اندام و حجم بدن او را مشاهده کرده و برای دیگران تعریف می نمایند. مرا بر تخت که اطرافش پوشیده نیست و مانع مشاهده دیگران نباشد قرار مده بلکه مرا با پوشش کامل تشییع کن، خداوند تو را از آتش جهنّم مستور و محفوظ نماید.

20 قالَتْ علیها السلام: . ... إنْ لَمْ یَکنْ یَرانی فَإنّی اراهُ، وَ هُوَ یَشُمُّ الریح. 13

مرد نابینائی وارد منزل شد و حضرت زهراء علیها السلام پنهان گشت، وقتی رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله علّت آن را جویا شد؟ در پاسخ پدر اظهار داشت: اگر آن نابینا مرا نمی بیند، من او را می بینم، دیگر آن که مرد، حسّاس است و بوی زن را استشمام می کند.

21 قالَتْ علیها السلام: أصْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْیاکمْ، قالِیَةً لِرِجالِکمْ. 14

بعد از جریان غصب فدک و احتجاج حضرت، بعضی از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وی را جویا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنیا را آزاد کردم و هیچ علاقه ای به آن ندارم، همچنین دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.

22 قالَتْ علیها السلام: إنْ کنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناک وَ تَنْتَهی عَمّا زَجَرْناک عَنْهُ، قَانْتَ مِنْ شیعَتِنا، وَ إلاّ فَلا. 15

اگر آنچه را که ما اهل بیت دستور داده ایم عمل کنی و از آنچه نهی کرده ایم خودداری نمائی، تو از شیعیان ما هستی وگرنه، خیر.

23 قالَتْ علیها السلام: حُبِّبَ إ لَیَّ مِنْ دُنْیاکمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ کتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فی وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْنْفاقُ فی سَبیلِ اللّهِ.

سه چیز از دنیا برای من دوست داشتنی است: تلاوت قرآن، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و کمک به نیازمندان در راه خدا.

24 قالَتْ علیها السلام: اُوصیک اَوّلاً انْ تَتَزَوَّجَ بَعْدی بِإبْنَةِ اُخْتی اءمامَةَ، فَإ نَّها تَکونُ لِوُلْدی مِثْلی، فَإنَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.16

در آخرین لحظات عمرش به همسر خود چنین سفارش نمود: پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون که او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متدیّن است. همانا مردان در هر حال، نیازمند به زن می باشند.

25 قالَتْ علیها السلام: الْزَمْ رِجْلَها، فَإنَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ. 17

 همیشه در خدمت مادر و پای بند او باش، چون بهشت زیر پای مادران است؛ و نتیجه آن نعمت های بهشتی خواهد بود.

26 قالَتْ علیها السلام: ما یَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِیامِهِ إذا لَمْ یَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ. 18

روزه داری که زبان و گوش و چشم و دیگر اعضاء و جوارح خود را کنترل ننماید هیچ سودی از روزه خود نمی برد.

27 قالَتْ علیها السلام: اَلْبُشْری فی وَجْهِ الْمُؤْمِنِ یُوجِبُ لِصاحِبهِ الْجَنَّةَ، وَ بُشْری فی وَجْهِ الْمُعانِدِ یَقی صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ. 19

تبسّم و شادمانی در برابر مؤ من موجب دخول در بهشت خواهد گشت، و نتیجه تبسّم در مقابل دشمنان و مخالفان سبب ایمنی ازعذاب خواهد بود.

28 قالَتْ علیها السلام: لایَلُومَنَّ امْرُءٌ إلاّ نَفْسَهُ، یَبیتُ وَ فی یَدِهِ ریحُ غَمَرٍ. 20

کسی که بعد از خوردن غذا، دست های خود را نشوید دستهایش آلوده باشد، چنانچه ناراحتی برایش بوجود آید کسی جز خودش را سرزنش نکند.

29 قالَتْ علیها السلام: اصْعَدْ عَلَی السَّطْحِ، فَإ نْ رَأیْتَ نِصْفَ عَیْنِ الشَّمْسِ قَدْ تَدَلّی لِلْغُرُوبِ فَأ عْلِمْنی حَتّی أدْعُو. 21

روز جمعه نزدیک غروب آفتاب به غلام خود می فرمود: بالای پشت بام برو، هر موقع نصف خورشید غروب کرد مرا خبر کن تا برای خود و دیگران دعا کنم.

 30 قالَتْ علیها السلام: إنَّ اللّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعا وَلایُبالی. 22

 همانا خداوند متعال تمامی گناهان بندگانش را می آمرزد و از کسی باکی نخواهد داشت.

31 قالَتْ علیها السلام: الْجارُ ثُمَّ الدّارُ. 23

اوّل باید در فکر مشکلات و آسایش همسایه و نزدیکان و سپس در فکر خویشتن بود.

32 قالَتْ علیها السلام: الرَّجُلُ اُحَقُّ بِصَدْرِ دابَّتِهِ، وَ صَدْرِ فِراشِهِ، وَالصَّلاةِ فی مَنْزِلِهِ إلا الاْمامَ یَجْتَمِعُ النّاسُ عَلَیْهِ. 24

هر شخصی نسبت به مرکب سواری، و فرش منزل خود و برگزاری نماز در آن از دیگری در اولویّت است مگر آن که دیگری امام جماعت باشد و بخواهد نماز جماعت را اقامه نماید، نباشد.

33 قالَتْ علیها السلام: یا ابَة، ذَکرْتُ الْمَحْشَرَ وَ وُقُوفَ النّاسِ عُراةً یَوْمَ الْقیامَةِ، واسَوْاء تاهُ یَوْمَئِذٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ. 25

ای پدر، من به یاد روز قیامت افتادم که مردم چگونه در پیشگاه خداوند با حالت برهنه خواهند ایستاد و فریاد رسی ندارد، جز اعمال و علاقه نسبت به اهل بیت علیهم السلام.

34 قالَتْ علیها السلام: إذا حُشِرْتُ یَوْمَ الْقِیامَةِ، اشْفَعُ عُصاةَ اءُمَّةِ النَّبی صَلَّی اللّهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَسَلَّمَ. 26

هنگامی که در روز قیامت برانگیخته و محشور شوم، خطاکاران امّت پیامبر صلّی اللّه علیه و آله، را شفاعت می نمایم.

35 قالَتْ علیها السلام: فَاکثِرْ مِنْ تِلاوَةِ الْقُرآنِ، وَالدُّعاءِ، فَإنَّها ساعَةٌ یَحْتاجُ الْمَیِّتُ فیها إلی اُنْسِ الاْحْیاءِ.27

ضمن وصیّتی به امام علی علیه السلام اظهار نمود: پس از آن که مرا دفن کردی، برایم قرآن را بسیار تلاوت نما، و برایم دعا کن، چون که میّت در چنان موقعیّتی بیش از هر چیز نیازمند به اُنس با زندگان می باشد.

36 قالَتْ علیها السلام: یا ابَا الحَسَن، إنّی لا سْتَحی مِنْ إلهی انْ اکلِّفَ نَفْسَک مالاتَقْدِرُ عَلَیْهِ. 28

خطاب به همسرش امیرالمؤ منین علی علیه السلام کرد: من از خدای خود شرم دارم که از تو چیزی را در خواست نمایم و تو توان تهیه آن را نداشته باشی.

37 قالَتْ علیها السلام: خابَتْ اُمَّةٌ قَتَلَتْ ابْنَ بِنْتِ نَبِیِّها.(مدینة المعاجز: ج 3، ص 430.)

رستگار و سعادتمند نخواهند شد آن گروهی که فرزند پیامبر خود را به قتل رسانند.

38 قالَتْ علیها السلام: . .. وَ النَّهْی عَنْ شُرْبِ الْخَمْرِ تَنْزیها عَنِ الرِّجْسِ، وَاجْتِنابَ الْقَذْفِ حِجابا عَنِ اللَّعْنَةِ، وَ تَرْک السِّرْقَةِ ایجابا لِلْعِّفَةِ.(ریاحین الشّریعة: ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام: ص 360، قطعه ای از خطبه طولانی و معروف آن مظلومه. )

خداوند متعال منع و نهی از شرابخواری را جهت پاکی جامعه از زشتی ها و جنایت ها؛ و دوری از تهمت ها و نسبت های ناروا را مانع از غضب و نفرین قرار داد؛ و دزدی نکردن، موجب پاکی جامعه و پاکدامنی افراد می گردد.

39 قالَتْ علیها السلام: حرم [الله] الشِّرْک إخْلاصا لَهُ بِالرُّبُوبِیَّةِ، فَاتَّقُوا اللّه حَقَّ تُقاتِهِ، وَ لا تَمُوتُّنَ إ لاّ وَ اءنْتُمْ مُسْلِمُونَ، وَ اءطیعُوا اللّه فیما اءمَرَکمْ بِهِ، وَ نَهاکمْ عَنْهُ، فَاِنّهُ، إ نَّما یَخْشَی اللّهَ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَماءِ.(ریاحین الشّریعة: ج 1، ص 312، فاطمة الزهراء علیها السلام: ص 360، قطعه ای از خطبه طولانی و معروف آن مظلومه

و خداوند سبحان شرک را (در امور مختلف ) حرام گرداند تا آن که همگان تن به ربوبیّت او در دهند و به سعادت نائل آیند؛ پس آن طوری که شایسته است باید تقوای الهی داشته باشید و کاری کنید تا با اعتقاد به دین اسلام از دنیا بروید.

بنابر این باید اطاعت و پیروی کنید از خداوند متعال در آنچه شما را به آن دستور داده یا از آن نهی کرده است، زیرا که تنها علماء و دانشمندان (اهل معرفت ) از خدای سبحان خوف و وحشت خواهند داشت.

40 قالَتْ علیها السلام: امّا وَاللّهِ، لَوْتَرَکوا الْحَقَّ عَلی اهْلِهِ وَاتَّبَعُوا عِتْرَةَ نَبیّه، لَمّا اخْتَلَفَ فِی اللّهِ اثْنانِ، وَلَوَرِثَها سَلَفٌ عَنْ سَلَفٍ، وَخَلْفٌ بَعْدَ خَلَفٍ حَتّی یَقُومَ قائِمُنا، التّاسِعُ مِنْ وُلْدِ الْحُسَیْنِ عَلَیْهِالسَّلام. (الا مامة والتبصرة: ص 1، بحارالا نوار: ج 36، ص 352، ح 224.)

ه خدا سوگند، اگر حقّ یعنی خلافت و امامت را به اهلش سپرده بودند؛ و از عترت و اهل بیت پیامبر صلوات اللّه علیهم پیروی ومتابعت کرده بودند حتّی دو نفر هم با یکدیگر درباره خدا و دین اختلاف نمی کردند.

و مقام خلافت و امامت توسط افراد شایسته یکی پس از دیگری منتقل می گردید و در نهایت تحویل قائم آل محمّد عجّل اللّه فرجه الشّریف، و صلوات اللّه علیهم اجمعین می گردید که او نهمین فرزند از حسین علیه السلام می باشد.

1-اصول کافی: ج 1، ص 460، بیت الا حزان: ص 104، بحارالا نوار: ج 28، ص 250، ح 30.

2-صحیح مسلم: ج 2، ص 72، صحیح بخاری: ج 6، ص 176.

3-بحارالا نوار: ج 28، ص 303، صحیح مسلم: ج 2، ص 72، بخاری: ج 5، ص 5.

4-بیت الا حزان: ص 113، کشف الغمّة: ج 2، ص 494.

5-خصال: ج 1، ص 173، احتجاج: ج 1، ص 146.

6-ریاحین الشّریعة: ج 1، ص 312، فاطمة الزّهراء علیها السلام: ص 360، قطعه ای از خطبه طولانی و معروف آن مظلومه در جمع مهاجرین و انصار.

7-بحارالا نوار: ج 43، ص 200، ح 30.

8-بحارالا نوار: ج 43، ص 185، ح 17.

9-الا مامة والسّیاسة: ص 30، بحارالا نوار: ج 28، ص 355، ح 69.

10-بحارالا نوار: ج 43، ص 54، ح 48.

11-زهرة الرّیاض کوکب الدّری: ج 1، ص 253.

12-تهذیب الا حکام: ج 1، ص 429، کشف الغمّه: ج 2، ص 67، بحار:ج 43، ص 189،ح 19.

13-بحارالا نوار: ج 43، ص 91، ح 16، إ حقاق الحقّ: ج 10، ص 258.

14-دلائل الا مامة: ص 128، ح 38، معانی الا خبار: ص 355، ح 2.

15-تفسیر الا مام العسکری علیه السلام: ص 320، ح 191.

16-بحارالا نوار: ج 43، ص 192، ح 20، اءعیان الشّیعة: ج 1، ص 321.

17-کنزل العمّال: ج 16، ص 462، ح 45443.

18-مستدرک الوسائل: ج 7، ص 336، ح 2، بحارالا نوار: ج 93، ص 294، ح 25.

19-تفسیر الا مام العسکری علیه السلام: ص 354، ح 243، مستدرک الوسائل: ج 12، ص 262، بحارالا نوار: ج 72، ص 401، ح 43.

20-کنزل العمّال: ج 15، ص 242، ح 40759.

21-دلائل الا مامة: ص 71، س 16، معانی الا خبار: ص 399، ضمن ح 9.

22-تفسیر التّبیان: ج 9، ص 37، س 16.

23-علل الشّرایع: ج 1، ص 183، بحارالا نوار: ج 43، ص 82، ح 4.

24-مجمع الزّوائد: ج 8، ص 108، مسند فاطمه: ص 33 و 52.

25-کشف الغمّة: ج 2، ص 57، بحار الا نوار: ج 8، ص 53، ح 62.

26-إ حقاق الحقّ: ج 19، ص 129.

27- بحارالا نوار: ج 79، ص 27، ضمن ح 13.

28-اءمالی شیخ طوسی: ج 2، ص 228.

چند روز بعد از از این واقعه، به شهادت رسیدند. درباره روز شهادت حضرت زهرا(س) در میان کتاب های تاریخی چند نظر وجود دارد. بعضی از مورخین این زمان را چهل روز و کسانی این مدت را شش ماه بعد از وفات پیامبر (ص) ذکر کرده اند. همچنین در روایاتی که از ائمه (ع) به ما رسیده است دو تاریخ ذکر شده است که بسیاری از علماء شیعه تاریخ 95 روز بعد از رحلت پیامبر را معتبر تر می دانند. مطابق با این نقل شهادت آن حضرت در 3 جمادی الاخر سال 11 هجری رخ داد.