532 -توصیفی از سکرات مرگ
63 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

امیر المؤمنین(علیه السلام)به «حارث بن اعور همدانی» فرمودند:

یا حَارِ هَمْدَان مَنْ یمُتْ یرَنِی مِنْ مُؤْمِنٍ اَوْ مُنَافِقٍ قُبُلاً «ای حارث همدانی! بدان هر کس از مؤمنان و منافقان که بمیرد، مرا می بیند

امام علی (علیه السلام) فرموده است: «هَلْ تُحِسُّ بِهِ إِذَا دَخَلَ مَنْزِلًا أَمْ هَلْ تَرَاهُ إِذَا تَوَفَّی أَحَداً بَلْ کَیفَ یتَوَفَّی الْجَنِینَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ أَ یلِجُ عَلَیهِ مِنْ بَعْضِ جَوَارِحِهَا أَمِ الرُّوحُ أَجَابَتْهُ بِإِذْنِ رَبِّهَا أَمْ هُوَ سَاکِنٌ مَعَهُ فِی أَحْشَائِهَا»؛ آیا موقعی که فرشته مرگ در منزلی وارد می شود، احساس می کنی؟ آیا وقتی به قبض روح کسی اشتغال دارد، او را می بینی؟ فرشته مرگ، روح جنین را چگونه می گیرد؟ آیا از بعضی از جوارح مادر وارد می شود؟ یا آنکه روح جنین، به اذن خدا فرشته مرگ را اجابت می کند؟ یا او با جنین در رحم مادر سکونت دارد؟.

آدمی چطور جان می دهد و در آن زمان چه می بیند؟ / دیدنی های در حال احتضار

.6 بهشت و جهنم --7 - شیطان --

توصیفی از حالات سکرات مرگ

در یکی از خطبه های نهج البلاغه، «سکرات مرگ»، این گونه توصیف شده است: «در سکرات مرگ، سستی و ضعف سراپای انسان را می گیرد و رنگ رخسار او تغییر می کند. در ابتدا زبانش از گفتار باز می ماند، ولی چشم و گوش و اندیشه او هنوز از کار نیفتاده اند. او درباره دنیا و اموالش با حسرت می اندیشد و پشیمان می شود. سپس مرگ بر او چیره تر می شود و گوش او نیز از کار می افتد؛ نه سخن می گوید و نه صدایی می شنود، چشمانش در حدقه چرخ می زند و چهره اطرافیان و حرکت لب های آنان را می بیند ولی صدایشان را نمی شنود. پس از مدتی، سایه مرگ چشمان او را نیز فرا می گیرد و جان از بدنش خارج می گردد.»

در روایتی داریم از نبی اکرم (ص) می فرماید: «هر کس که علی را دوست داشته باشد خداوند بر او سکرات موت را آسان می کند.»( پس هر چقدر این محبت عمیق ­تر باشد، صمیمیت بیشتر باشد، آسانی جان دادن هم بیشتر خواهد شد.

خداوند تبارک و تعالی وقتی ملک الموت را برای قبض روح مؤمن می فرستد، ملک الموت با تشریفات و ادب خاصی به سراغ مؤمن می رود. امام صادق (ع) می فرماید: «پنج تن (ع) در موقع احتضار بالای سر مُحتضر می آیند و مؤمن محتضر آنها را می بیند و با دیدن آنها و بهشت به آسانی جان می دهد».

وقتی انسان در حال احتضار قرار می گیرد، شیطان با فرزندان و یاران خود بر بالین او حاضر می شوند و تلاش می کنند تا با حیله های مختلف «ایمان» او را گرفته و آن را از چنگش بیرون آورند و این سخت ترین حالت برای هر محتضری است.

از امام صادق(علیه السلام)نقل شده است: «مَا مِنْ أَحَدٍ یحْضُرُهُ الْمَوْتُ إِلَّا وَکلَ بِهِ إِبْلِیسُ مِنْ شَیاطِینِهِ مَنْ یأْمُرُهُ بِالْکفْرِ، وَ یشَککهُ فِی دِینِهِ حَتّی تَخْرُجَ نَفْسُهُ، فَمَنْ کانَ مُؤْمِناً لَمْ یقْدِرْ عَلَیهِ، فَإِذَا حَضَرْتُمْ مَوْتَاکمْ، فَلَقِّنُوهُمْ شَهَادَةَ أَنْ لَاإِلهَ إِلَّا اللَّهُ، وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله حَتّی یمُوتَ»؛[ هیچ انسانی نیست، مگر اینکه در هنگام مرگ شیطان، یکی از مأمورین خود را نزد او حاضر می کند تا وی را وسوسه کند و در دینش به شک اندازد و او را به کفر بکشاند. این وسوسه ادامه دارد تا اینکه روح از بدن او خارج شود؛ اگر محتضر از مؤمنان حقیقی باشد، شیطان نمی تواند بر او غالب شود و دین و ایمانش را بگیرد. پس هرگاه یکی از شما بر بالین شخصی از کسان خود رفتید که مرگش فرا رسیده است، شهادتش را به او تلقین کنید تا شیطان به او دست نیابد.

8 - مال، فرزندان و اعمال-- از دیگر اموری که برای محتضر به صورت مثالیه خود مجسم می گردد و او آنها را می بیند و دست نیاز به سویشان دراز می کند، مال و اولاد و اعمال فرد است.

در این مورد أمیر المؤمنین(علیه السلام) می فرماید: همانا فرزند آدم در آخرین روز از روزهای دنیای خود و اولین روز از روزهای آخرت (در حال احتضار) قرار گیرد، (در عالم مثال به صورت مثالی) مال و اولاد و عملش برای او ممثّل شود، پس متوجه مال خود شود و گوید: (ای مال)! به خدا سوگند من بر (جمع) تو حریص و (بر انفاق تو) بخیل بودم (شب و روز خود را برای تحصیل و به دست آوردن تو صرف کردم و چیزی از تو را از خود جدا نمی کردم)، پس چه سود و بهره ای از تو برای من است؟ مال (در جواب) می گوید: کفن خود را از من برگیر (یعنی استفاده تو از من در این حال فقط کفنی بیش نیست).

سپس حضرت فرمود: پس متوجه فرزندان خود شود و گوید: به خدا سوگند! من برای شما پدری مهربان و حامی و نگهدرانده شما بودم، پس (در این حال) چه نفع و فایده ای از شما برای من هست؟ می گویند ما تو را به قبر و گودالی که آرامگاه تو است، می رسانیم و در آن پنهان می سازیم.

 پس از آن متوجه عمل خود می شود و می گوید: به خدا سوگند! من نسبت به (انجام) تو میل و رغبت نداشتم و تو بر من گران و سنگین بودی، پس چه نفع و فایده ای از تو برای من هست؟ می گوید: من قرین و همنشین تو هستم در قبر و روز رستاخیزت، تا زمانی که من و تو بر پروردگارت عرضه شویم. پس اگر آن شخص، ولی و دوست خدا باشد، نزد او کسی آید که از جهت خوشبویی و خوبی منظره و زیبایی و در برداشتن لباس های فاخر و قیمتی، نیکوترین مردم است، پس به وی گوید: بشارت و مژده باد تو را به راحتی و آسایش و زندگی دایم و روزی پاک و پاکیزه و بهشت پر نعمت و ورود تو بهترین ورودها باشد، پس محتضر می گوید: تو کیستی؟ می گوید: من عمل صالح تو هستم. از دنیا به سوی بهشت کوچ کن.[وسائل الشیعه، شیخ حرّ عاملی، ج 16، ص 105.]

اثر ذکر "بسم الله الرحمن الرحیم" در آسان جان دادن

روایت است که عزرائیل (ع) وقتی برای گرفتن جان مؤمن می­ آید، مؤمن احساس عدم آمادگی و حالت غافلگیری برایش دست می دهد، نه اینکه بدش بیاید. یک ذره تأنی، تأمل معطلی و احساس سنگینی دارد. خداوند تبارک و تعالی به عزرائیل (ع) می فرماید: «کف دستت بنویس "بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم" و نشانش بده.»

تا او «بِسمِ الله» را می بیند یک دفعه متوجه می شود که در بهشت است. یعنی اصلاً مسیر را متوجه نشده که تا بهشت آمده، انتقال را نفهمیده. همین که «بِسمِ الله» را دیده، روح از بدن بیرون آمده و بدن را رها کرده است. خوش به حال کسانی که با «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» انس دارند.

  انس گرفتن در دنیا با ذکر "بسم الله الرحمن الرحیم"

یکی از ذکرهای مهمی که اولیای خدا، بزرگان و عرفا به شاگردانشان توصیه می کنند ذکر «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» است. بخصوص صبح ها بعد از نماز مستحب است، انسان 19 بار این ذکر را بگوید. انسان با «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» در دنیا محشور و مأنوس باشد. نه اینکه «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» را فقط موقع کارها بگوید. هر چند این هم خیلی ارزش دارد که انسان در شروع هر کاری چه مادی و چه معنوی با «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» شروع کند، این خیلی ارزش دارد. بلکه انس با «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» یک مقام سلوکی است که انسان باید طی بکند تا به حقیقت «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» نائل و با آن محشور شود. حال آنهایی که از «بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم» لذت می بَرند، چه مژده خوبی برای آنهاست.

محبت و ولایت اهل بیت(ع)

ولایت اهل بیت(ع) جدای از توحید نیست. ولایت اهل بیت یک دستگاهی جدای از ولایت و سرپرستی خداوند عالم نیست. لطف اهل بیت(ع) در همه جا به محبین آنها می رسد. هم در دنیا، هم در مرگ و هم بعد از آن در برزخ و قیامت و در همه ی عوالم. در هیچ عالمی از عوالم نیست که ما بی نیاز از اهل بیت باشیم. در هیچ عالمی از عوالم نیست که دست اهل بیت کوتاه و بسته باشد.

در زیارت جامعه ی کبیره می خوانیم که اهل بیت، رحمت موصوله ی خدا هستند. رحمت موصوله یعنی قطع نمی شود و دائم متصل است. ممکن است سوال کنید که ما روایاتی داریم که می فرماید شفاعت ما اهل بیت (ع) در برزخ به شما نمی رسد. آن روایات باید در جای خود معنا شود. یا مقصود این روایات این است که قیامت مراحل بسیار سختی دارد که شفاعت اصلی ما آنجا بروز می کند. اینجا شفاعت ما است اما شفاعت اصلی نیست. لذا شفاعت و دستگیری در برزخ هم است که در آخر زیارت عاشورا می گوییم: الهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود. یعنی از همان لحظه ی ورود به عالم آخرت شفاعت می خواهد. پس شفاعت وجود دارد اما آن شفاعت اصلی مربوط به قیامت است. یا به این دلیل است که اسم لطف هایی که اهل بیت (ع) در برزخ می کنند شفاعت نیست.

بنابراین ولایت اهل بیت (ع)، سکرات را آسان می کند، خصوصاً محبت امیرالمومنین علی(ع). اینکه می گوییم خصوصاً چون امیرالمومنین (ع) مرز و ملاک حق و باطل است. شیعه و سنی از پیامبر(ص) نقل کرده اند که فرمود: یا علی حب تو داشتن ایمان است و بغض نسبت به تو داشتن کفر است. پیامبر اکرم(ص) فرمود: اگر کسی علی(ع) را دوست داشته باشد سکرات و سختی های مرگ برای او آسان می شود.

صله رحم بخصوص نسبت به والدین

در روایت است که خداوند متعال فرمود: من از صد جزء محبت و رحمت خود، یک جزء آن را در عالم دنیا فرستاده ام که این محبت ها بین پدر و مادر و فرزند و برادر و خواهر و فامیل درست شده است. بقیه ی آن را آن طرف می بینید. اگر رحم، یک خاندان و یک خانواده که بین آنها محبت است، این محبت را نسبت به هم قطع کنند، یعنی در واقع رحمت خدا را قطع کرده اند. به این جهت است که خیلی با آن برخورد شده که قطع رحم نکنید. وقتی رحمت خدا را قطع کردید طبیعتاً در مرگ سختی می بینید. اما اگر کسی صله ی رحم کرد در حال جذب رحمت خدا است. بنابراین چون شما قدر رحمت خدا را خصوصاً نسبت به والدین دانسته اید مرگ را آسان می کند. آن فردی که به مادر خود جفا کرده بود حتی نتوانست تلقین پیامبر را جواب دهد تا زمانی که مادر او راضی شد و او را بخشید.

تسبیحات حضرت زهرا(سلام الله علیها)

همچنین یکی دیگر از چیزهایی که خیلی توصیه شده است، تسبیحات حضرت زهرا(س) بعد از نمازهای واجب است. من تقاضا می کنم که این گنج است و آن را از دست ندهید. امام باقر(ع) فرمود: اگر هدیه ای بالاتر از تسبیحات زهرا(س) بود پیامبر آن هدیه را به حضرت زهرا می داد. امام صادق(ع) فرمود: ما به بچه های خود همانطور که نماز را توصیه می کنیم این تسبیحات را هم توصیه می کنیم. و بعد فرمود اگر کسی مداومت داشته باشد به خواندن تسبیحات حضرت زهرا(س) بعد ازهر نماز سختی های مرگ بر او آسان می شود.

انگشتر به دست کردن

خصوصا انگشتر عقیق که از علائم مومن است.

خواندن هفت بار «بِسمِ اللهِ اَلرحمنِ الرَحیم، لا حَولَ و لاقُوةَ اِلا بِالله العَلیُ العَظیمم در تعقیبات نماز صبح

مرحوم محدث قمی این مطلب را در مفاتیح آورده است.

خواندن دعای عدیله

مومنین حداقل یک بار در عمر خود این دعای عدیله را بخوانند، اعتقادات خود را صادقانه، نزد خدا به امانت بسپارند. چون در آخر دعای عدیله داریم که خدایا تو بهترین امانت دار هستی. این اعتقادات خود را پیش تو امانت می گذارم تا هنگام مرگ که زمانی است که انسان خیلی چیزها را از یاد می برد به من باز گردان.

خواندن قرآن بعد از هر نماز

پیامبر اکرم(ص) فرمود: اگر هر کسی بعد از هر نماز قرآن بخواند، سکرات موت بر او آسان می شود و خود ملک الموت شهادتین را بر او تلقین می کند.

وظایف ما در کنار شخص محتضر

گاهی اوقات انسان با فردی مواجه می شود که در لحظات بسیار سخت و حساس احتضار است و نیاز دارد که کسی به او کمک بدهد، معمولا اطرافیان محتضر، که در کنار او هستند، اصلاً نمی دانند که چکاری بکنند. برای یک مسلمان زشت است که در آن هنگام نداند چکار باید بکند. در باره ی شخص محتضر یک وظیفه ی واجب و تعدادی نیز وظیفه ی مستحب داریم.

وظیفه واجب

وظیفه ی واجب این است او را رو به قبله کنیم. این کار بر هر مسلمانی واجب است البته اگر کسی او را رو به قبله کرد از دیگران ساقط است یعنی واجب کفایی است. باید طوری او را به پشت بخوابانیم که کف پاهای او به سمت قبله باشد. البته اگر در جایی بود که این کار امکان پذیرنبود، مثلاً بر روی تخت بیمارستان که به فرد سرم و دستگاه های مختلفی وصل است و این امکان وجود ندارد، باید حتی الامکان و تا جایی که به این شکل شبیه تر است او را قرار داد. اگر هم نشد که ساقط است.

در روایتی از پیامبر اکرم(ص) فلسفه ی این کار گفته شده است. ایشان فرمود اگر کسی را اینگونه رو به قبله کنید، دائم تا زمان قبض روحش، خداوند و ملائکه، با رحمت خود به او رو می کنند.

   * آداب و مستحبات

تلقین شهادتین

شخصی که در سکرات موت قرار دارد، به قدری در سرگردانی و تحیر است که چه بسا اسم خود را نیز به یا نمی آورد. او در یک حالت گیجی و تحیر تام است. لذا در روایات متعدد گفته شده که به او کمک بدهید. شهادتین را به این صورت به او تلقین کنید، در کنار او نشسته و آرام آرام نه با داد و بیداد و دعوا و اینطور چیزها که بیشتر او را اذیت کند به لو تلقین کنید که بگوید: «لااله الا الله، محمدا رسول الله، علیا ولی الله» پیامبر اکرم(ص) فرمود: این کار را بکنید و حرف های پراکنده دیگر نزنید و سپس فرمود: اگر به این صورت تلقین کنید آن کسی که بر زبان او این کلمات باشد و با اینها از دنیا برود داخل بهشت می شود. البته معلوم است که از روی اعتقاد این کلمات را می گوید و طوطی وار بیان نمی کند.

تلقین دعای فرج

دعای فرج آن چیزی است که در قنوت ها در رساله ها گفته شده است. افراد می توانند در رساله ها در قسمت قنوت مراجعه کنند. «لا اله الا الله الحلیم و الکریم، لااله الا الله العلی العظیم، سبحان الله رب السماوات السبع و...» این دعای فرج، مرور اعتقادات توحیدی است. امیرالمومنین(ع) بر بالین هر محتضری که می رفتند، این دعا را می خواندند و می فرمودند که دیگر ترسی نیست.

خواندن قرآن، بخصوص آیت الکرسی و سوره های یس و صافات

این ها را بخوانیم و لازم نیست تلقین کنیم. درروایات داریم سوره یس را که می خوانید ملائک رحمت نازل می شوند و سوره صافات را که می خوانید، وسوسه های شیطان دفع می شود.

القاء امید به رحمت خدا

خوف و رجاء و بیم و امید یک مومن تا وقتی که زنده است باید مساوی باشد. باید در مورد اعمال خود و آخرت هم از عذاب خدا بترسد و هم به رحمت خدا امیداور باشد. اما در روایات متعدد داریم که هنگام مرگ باید فقط امید باشد. لذا به آن شخصی که هنگام احتضار است رحمت خدا را القا کنید. اهل بیت به تو کمک می دهند و جایی می روی که به استقبال تو می آیند. ما در روایت داریم که رحمت خدا در آخرت به گونه ای است که حتی ابلیس به آن طمع می کند. ابلیسی که گناه اولین و آخرین به عهده ی او است وقتی رحمت خدا را می بیند، می گوید شاید ما را هم ببخشند. باید این رحمت را با خواندن همین روایات به فرد القاء کرد و اگر هم بلد نیستیم بگوییم که لطف خداوند متعال بی نهایت است، گناه ما محدود است اما رحمت او نامحدود است. لطف خدا بیشتر از جرم ماست.

حضرت امیرالمومنین علی (ع) در بخشی از خطبه ۱۰۹کتاب شریف نهج البلاغه در مورد کیفیت جان دادن انسان سخن به میان می آورد و می فرماید:

سختی جان کندن و حسرت از دست دادن دنیا، به دنیا پرستان هجوم آورد. بدن ها در سختی جان کندن، سست شده و زنگ باختند. مرگ آرام آرام همه اندامشان را فرا گرفته، زبان را از سخن گفتن باز می دارد و او در میان خانواده اش افتاده با چشم خود می بیند و با گوش می شنود و با عقل درست می اندیشد که عمرش را در پی چه کار هایی تباه کرد و روزگارش را چگونه سپری کرده است. به یاد ثروت هایی که جمع کرده می افتد؛ همان ثروت هایی که در جمع کردن آن ها چشم بر هم گذاشته و از حلال و حرام و شبهه ناک گرد آورده و اکنون گناه جمع آوری آن همه بر دوش اوست که هنگام جدایی از آن ها فرا رسیده و برای وارثان باقی مانده است تا از آن بهره مند گردند و روزگار خود گذرانند.

از امام باقر(ع) روایتی است که ایشان فرموده است: وقتی خدای سبحان اهل بهشت را در بهشت و اهل دوزخ را در آتش جهنم قرار داد، مرگ به صورت یک گوسفند املح ظهور می کند. آن وقت منادی مرگ را معرفی می کند که این مرگ است. «ثم یذبح کما تذبح الشاه»؛ سپس مرگ را ذبح می کنند، همان طوری که گوسفند ذبح می شود. (بحارالانوار، ج 8، ص 345)

بر این اساس، می توان گفت که مرگ که مخلوق و آفریده الهی است، در هنگام احتضار حاضر می شود و مسئولیت و ماموریت خود را برای انتقال انجام می دهد. البته براساس آیاتی از جمله 11 سوره غافر که می فرماید: قالوا ربنا أمتنا اثنتین و أحییتنا اثنتین فاعترفنا بذنوبنا فهل الی خروج من سبیل؛ دوزخیان گفتند: پروردگار ما! دوباره ما را میراندی و دوباره زنده کردی پس به گناهان خود اعتراف کردیم، آیا راهی برای خروج از دوزخ هست؟

منابع

البته عزیزانی برای این مراحل زحمت کشیده اند می دانند سخن و گفتنیها در این موارد فراوان است که به این اندازه قناعت می کنیم.

و از سایتها هم ازجمله اینها استفاده شده است. خبر گذاری رسمی حوزه --باشگاه خبر نگاران جوان---تبیان--و غیر ه.