530 - وقت جان دادن بالای سر ماکه می آید(1)
43 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 

   وقت جان دادن بالای سر ماکه می آید

همه ما مطالبی را از سختی و ترسناک بودن زمان جان دادن شنیده ایم و اینکه هر فردی توان مقابله با آن را ندارد و شاید دلیل اصلی ترس از مرگ در بین ما انسان ها نیز ترس از رسیدن آن لحظه و رویارویی با اتفاقاتی باشد که قرار است در آن زمان رخ دهد.

از آمدن فرشته مرگ گرفته تا چیز هایی که قرار است به ما نشان دهند هر کدام یک خوف خاصی در وجود افراد ایجاد می کند که حتی فکر کردن به آن نیز ترسناک است.

اما واقعا ما انسان ها چطور جان به جان آفرین تسلیم می کنیم و در آن لحظه چه چیز هایی را قرار است ببینیم؟!

شخص محتضر ظرف چند لحظه که انتقال روح او انجام می شود، پرده از جلوی دیدگانش کنار رفته، از عالم دیگر شاهد مناظر مطبوع و یا رنج آور این دنیا می شود.

به عبارت دقیق تر می توان گفت برخی از واقعیت ها در زمان حیات، بر انسان پوشیده است و لحظه مرگ، بر او آشکار می شود؛ زیرا در آن زمان که آدمی از مرز دنیا می گذرد، فرشته مرگ را می بیند و در آستانه جهان غیب قرار می گیرد. در چنین حالتی است که رابطه او با اطرافیان و اطرافیانش با وی قطع می شود؛ نه محتضر می تواند مشاهدات خود را برای آنان بگوید و آنچه بر وی می گذرد، توضیح دهد و نه اطرافیان قادرند به اطلاعات و مشاهدات محتضر پی ببرند و از چگونگی حالش آگاهی یابند.

اوضاع و احوال کسی که فرشته مرگ را دیده و به جهان غیب راه یافته است، از بعضی جهات شبیه انسانی است که به خواب عمیق فرو رفته و از دنیای بیداری جدا شده است. قلب و مغز او فعّال است؛ امّا از اطرافش بی خبر است. نه بیدارانی که اطرافش هستند از مشهودات وی باخبرند و نه او می تواند در آن حال آنچه را می بیند، برای آنان توضیح دهد.

«در ادوار حیات بشر، سه روز است که از نظر دینی بسیار مهم تلقّی شده و بزرگ ترین تحّول در آنها به وقوع می پیوندد؛ یکی روز ولادت است، سپس روز مرگ و سوم روز قیامت. در این سه روز، انسان از عالمی به عالمی دیگر انتقال می یابد و تمام شرایط زندگی و قوانین حیاتی اش دگرگون می شود.»

به همین خاطر «وقت احتضار و مرگ را «معاینه» گویند؛ برای آنکه آثار آن عالم را بالعیان مشاهده می کند، و چشم غیبی ملکوتی گشوده می شود و شمّه ای از احوال ملکوت بر او کشف گشته و بعض آثار و اعمال و احوال خویش را مشاهده می کند.»

در آیات قرآنی جان کندن عموم مردم سخت و شدید توصیف شده است. در اینجا به برخی از این حالات سختی جان کندن اشاره می شود:

1. ناتوانی اطرافیان: خداوند در آیاتی از جمله 83 تا 87 سوره واقعه و نیز آیات 26 تا 30 سوره قیامت از ناتوانی اطرافیان محتضر از بازگرداندن روح محتضر سخن به میان آورده تا نشانه مقهور بودن انسان در برابر مرگ را بیان کند. در آن هنگام اطرافیان محتضر درک می کنند که اگر هر قدرت و توانایی داشتند در برابر مرگ عزیزان خود ناتوان هستند و قهر الهی و عجز خود را به عیان می بینند.

2. پیچش ساق های محتضر: درهم پیچیده شدن ساق های محتضر در حال جان دادن، از دیگر نشانه های سختی جان کندن است. مرگ، چنان به محتضر فشار می آورد که از درد، ساق های پایش درهم پیچیده می شود. (قیامت، آیات 26 تا 29)

3. جانکاهی مرگ: جانکاهی و دهشت آوری حالت احتضار، از دیگر اموری است که در آیات قرآنی از جمله 19 سوره احزاب و 20 سوره محمد(ص) و آیه 19 سوره ق به آن اشاره شده است.

4. گردش چشم: در هنگام احتضار، فشار مرگ و علل و عوامل دیگر مرتبط با آن چون دیدن حقایق و امور غیبی موجب دهشت و وحشت شخص محتضر می شود و چشمانش به گردش می افتد و دور می زند. (احزاب، آیه 19)

5. مدهوشی و بیهوشی: فشار مرگ همچنین موجب مدهوشی (صعق) و بیهوشی (مغشی علیه) می شود. (محمد، آیه 20)

6. حضور فرشتگان مرگ: هنگام مرگ، حضور فرشتگان مرگ برای مومنان موجب شادی و شادمانی می شود، اما برای کافران و گناهکاران موجب وحشت است. (انعام، آیات 61 و 93)

7. مستوارگی: هنگام مرگ، فشار و سختی جان کندن به گونه ای است که به محتضر، حالت سکر و مستی دست می دهد و رفتار و گفتار و کارهایی انجام می دهد که در هنگام مستی و خماری پدید می آید؛ زیرا در این زمان عقل پوشیده می شود و دیگر قدرت ادراکی و رفتاری ندارد و همانند مستان رفتار می کند از همین رو این حالت را سکرات مرگ گفته اند. (ق آیه19)

8- بیرون آوردن جان: عملیات بیرون آوردن جان توسط فرشتگان نسبت به کافران بسیار سخت است. از این رو گرفتار غمرات می شوند و هستی جلوی چشمانشان تیره و تار می شود. (انعام، آیه 93)

9. کشاندن به سوی مرگ: در حالت احتضار، کافران و گناهکاران را به سوی مرگ می کشانند محتضر، گریزان است ولی راه فرار ندارد و می بیند که فرشتگان مرگ می آیند و او را برای مرگ و جان دادن آماده می کنند و به زور جانش را می ستانند (همان و نیز انفال، آیه 6)

10. احاطه مرگ: مرگ از هر سو به سوی محتضر می آید و او را در بر می گیرد، به طوری که راه گریزی نمی یابد و پرده از چشمانش کنار می رود و حقایق و آینده ای که برای خود ساخته را می بیند. از این رو بسیاری از مردم وحشت می کنند و نالان می شوند و غمرات و سکرات موت به آنان دست می دهد، بی آن که راه گریزی داشته باشند. (ق، آیات 19 تا 22؛ ابراهیم، آیه 17؛ احزاب، آیه 16؛ جمعه، آیه 8)

11. حضور ملک الموت: برای برخی از افراد خود ملک الموت و عزرائیل(ع) به عنوان فرشته مقرب الهی حضور می یابد. البته حضور ملک الموت تنها برای مومنان و نیکوکاران نیست، بلکه بدکاران بزرگ نیز با ایشان مواجه خواهند شد در حالی که در هیبتی بسیار وحشتناک ظهور و حضور می یابد. از این رو آنان وحشت بیشتر را تحمل می کنند و غمرات بر آنان چیره می شود. (سجده، آیه 11؛ انعام، آیه 93؛؛ دخان، آیه 56؛ فجر آیات 27 تا 30؛ المیزان، ذیل آیات، روایات تفسیری، نور الثقلین)

12. خواری: ابتلای ستمگران به عذاب خوارکننده در لحظه جان دادن، مطلبی است که در آیه 93 سوره انعام و روایات تفسیری بیان شده است.

13. اظهار ایمان و بی اثری آن: دیدن حقایق و کشف آینده ای که ساخته اند کافران را به وحشت می اندازد ولی با آن که اظهار ایمان می کنند ولی سودی ندارد؛ زیرا پس از کشف الغطا و کنار رفتن پرده های غیب، ایمان سودی ندارد؛ چرا که در این زمان از دنیا بیرون رفته و در ورودی آخرت هستند و زمان عمل گذشته و زمان حساب رسیده است. (یونس، آیات 90 و 91)

14. اظهار توبه و بی اثر بودن آن: همچنین از آیات و آیات دیگر به دست می آید که آنان اظهار توبه می کنند ولی توبه شان پذیرفته نمی شود.

15. بی تابی: از دیگر آثار حضور مرگ و احتضار آن است که کافران، بی تابی می کنند و ترس شدیدی به جان آنان می افتد. (سبا، آیات 51 و 52؛ روایات تفسیری)

16. غصه و اندوه: بسیاری از محتضران، گرفتار غصه و اندوه می شوند؛ زیرا می بینند که به آرزوهای طول و دراز خود نرسیده اند. (سبا، آیات 51 تا 54)

17- تازیانه های فرشتگان: ضربه های تازیانه فرشتگان قبض روح، بر کافران مرتد، به هنگام احتضار آنان در آیاتی از جمله 25 تا 27 محمد(ص) بیان شده است.

18- فزع: در هنگام احتضار بسیاری از مردم گرفتار فزع می شوند و هراسان و نالان شده و جزع می کنند. (محمد، آیات 25 تا 27)

19- گلوگیری: در هنگام احتضار، گویی لقمه ای در گلو گیر کرده باشد، شخص با چنین حالتی مواجه می شود و همین موجب سختی نفس کشیدن و دگرگونی رنگ و روی محتضر می شود. (واقعه، آیات 83 تا 87؛ قیامت، آیات 25 و 26)

البته در آیات قرآنی و روایات، حالات دیگری نیز بیان شده که به همین میزان بسنده می شود، اما برای تکمیل بحث تنها یک روایت از روایاتی که امیر مومنان علی(علیه السلام) در توصیف حالت احتضار بیان کرده آورده می شود.

غمرات و سکرات مرگ از زبان امیرمومنان(علیه السلام)

حضرت امیر در نهج البلاغه می فرمایند: آنچه بر انسان در لحظه مرگ می گذرد قابل وصف نیست. از طرفی سکرات موت و جان دادن و از طرفی غم و اندوه فرصت هایی که از دست داده وجودش را می گیرد. در آن لحظات سخت اعضای بدن سست می گردد و رنگش تغییر می کند با لحظه لحظه زیاد شدن آثار مرگ زبان از کار می افتد و قدرت سخن گفتن سلب می شود، ولی همچنان دربین اعضای خانواده خود آنها را با چشم نگاه می کند و با گوش هایش می شنود، عقلش نیز سالم و فکرش باقی است. فکر می کند عمرش را در چه راهی تباه کرده و روزگارش را با چه روزهایی به پایان رسانده است. به یاد اموالی می افتد که با خون دل آنها را جمع کرده و کاری به حلال و حرام آن نداشته و حال باید برود و جوابگوی آنها باشد. لذت استفاده اش برای دیگران و حساب پس دادن و بدبختی اش برای او مانده است.

مرگ همچنان بر اعضای بدنش چیره می گردد تا آنجا که گوشش هم مثل زبانش از کار می افتد و فقط به خانواده اش نگاه می کند و حرکات زبانشان را می بیند ولی دیگر صدایی نمی شنود. پس از مدتی چشم او هم از کار می افتد و روح از بدنش خارج می شود و مانند مرداری در بین خانواده اش می افتد به طوری که از نشستن در نزد او وحشت می کنند و از نزدیک شدن به او دوری می نمایند. دراین حال نه گریه کننده ای او را یاری می کند، نه کسی جوابش را می دهد. سپس او را برداشته و به سوی قبر می برند و او را در آنجا تنها می گذارند و به دست عملش می سپارند و از دیدارش برای همیشه چشم می پوشند.

هنگام جان دادن چه چیز هایی را میبیند

«عَنْ اَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه السلام)قَالَ: مَا یمُوتُ مُوَالٍ لَنَا وَ مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِنَا إِلَّا وَ یحْضُرُهُ رَسُولُ اللَّهِ -وَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ (علیهم السلام)فَیرَوْنَهُ وَ یبَشِّرُونَهُ وَ إِنْ کانَ غَیرَ مُوَالٍ لَنَا یرَاهُمْ بِحَیثُ یسُوؤُهُمْ..... » بحار الانوار، ج 6، ص 181.

درموقع جان دادن خیلی چیز هایی را میبیند 1 - فرشته ها خدای متعال می فرماید: «الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکةُ طَیبینَ یقُولُونَ سَلامٌ عَلَیکمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کنْتُمْ تَعْمَلُونَ»؛[. نحل/32.

] «[متقین] کسانی هستند که وقتی فرشتگان [رحمت]، آنان را که عمرشان به پاکدلی [و درستکاری] طی شده است، قبض روح می کنند به آنها می گویند: سلام بر شما! داخل بهشت شوید که این، پاداش اعمال خوب شما است

 2 - فرشته مرگ --امام علی(علیه السلام) فرموده است: «هَلْ تُحِسُّ بِهِ إِذَا دَخَلَ مَنْزِلًا أَمْ هَلْ تَرَاهُ إِذَا تَوَفَّی أَحَداً بَلْ کیفَ یتَوَفَّی الْجَنِینَ فِی بَطْنِ أُمِّهِ أَ یلِجُ عَلَیهِ مِنْ بَعْضِ جَوَارِحِهَا أَمِ الرُّوحُ أَجَابَتْهُ بِإِذْنِ رَبِّهَا أَمْ هُوَ سَاکنٌ مَعَهُ فِی أَحْشَائِهَا»؛[. بحار الانوار، علامه مجلسی،مؤسسة الوفاء، بیروت، 1404 ق، ج 6، ص 143.

] آیا موقعی که فرشته مرگ در منزلی وارد می شود، احساس می کنی؟ آیا وقتی به قبض روح کسی اشتغال دارد، او را می بینی؟ فرشته مرگ، روح جنین را چگونه می گیرد؟ آیا از بعضی از جوارح مادر وارد می شود؟ یا آنکه روح جنین، به اذن خدا فرشته مرگ را اجابت می کند؟ یا او با جنین در رحم مادر سکونت دارد؟.

امّا اینکه انسان در هنگام مرگ، فرشتگان قبض روح را در چه شکل و شمایلی مشاهده می کند؟ باید گفت: این حالت نیز به عمل و شخصیت فرد بستگی دارد. انسان نیکوکار آنها را به شکل خوب و همراه با بشارت، سلام و تحیت مشاهده می کند؛ چنانچه قرآن کریم به آن اشاره کرده و می فرماید: «الَّذینَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکةُ طَیبینَ یقُولُونَ سَلامٌ عَلَیکمْ ادْخُلُوا الْجَنَّةَ بِما کنْتُمْ تَعْمَلُونَ»[[ نحل/32.

اگر کافر، ظالم و ستمکار باشد، فرشتگان را بیم دهنده و با چهره های ترسناک می بیند: «یوْمَ یرَوْنَ الْمَلائِکةَ لا بُشْری یوْمَئِذٍ لِلْمُجْرِمینَ وَ یقُولُونَ حِجْراً مَحْجُوراً»؛[. فرقان/22.

 روزی که فرشتگان (مرگ یا عالم برزخ یا صحنه قیامت) را می بینند. در آن روز گناهکاران را بشارتی نیست و (به فرشتگان) می گویند: ما را ایمنی کامل دهید! و فرشتگان می گویند: سخت ممنوع است (بر شما رحمت و بهشت خدا).[ انفال/50.]

خدای متعال در آیاتی به گفتگوی فرشتگان و ستمکاران در هنگام مرگ تصریح کرده و این گفتگو را چنین بیان می فرماید: «إِنَّ الَّذینَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِکةُ ظالِمی أَنْفُسِهِمْ قالُوا فیمَ کنْتُمْ قالُوا کنَّا مُسْتَضْعَفینَ فِی الْأَرْضِ قالُوا أَ لَمْ تَکنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فیها فَأُولئِک مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصیراً»؛[. نساء/97.

] کسانی که فرشتگان (قبض روح) روح آنها را گرفتند، در حالی که به خویش ستم کرده بودند، به آنها گفتند: شما در چه بودید؟ (و چرا با اینکه مسلمان بودید، در صف کفّار جای داشتید؟!) گفتند: ما در سرزمین خود، [تحت فشار و] مستضعف بودیم. آنها (فرشتگان) گفتند: مگر سرزمین خداوند، پهناور نبود که مهاجرت کنید!؟ آنها (عذری نداشتند و) جایگاهشان دوزخ است و سرانجام بدی است.

همچنین می فرماید: «وَ لَوْ تَری إِذْ یتَوَفَّی الَّذینَ کفَرُوا الْمَلائِکةُ یضْرِبُونَ وُجُوهَهُمْ وَ أَدْبارَهُمْ وَ ذُوقُوا عَذابَ الْحَریقِ»؛[ [ نساء/97.

 پیامبر)! اگر ببینی کفار را هنگامی که فرشتگان (مرگ) جانشان را می گیرند و بر صورت و پشت آنها می زنند و (می گویند: بچشید عذاب سوزنده را! (به حال آنها تأسف خواهی خورد!).

3- فرشتگان ثبت اعمال--بر این اساس هر انسانی پس از مرگ، بلافاصله از وضع خود آگاه می شود و می فهمد آیا بهشتی و اهل سعادت است یا جهنمی و اهل عذاب می باشد. از این رو، هر یک از کفّار و گناهکاران که عمر خود را با جهل و غفلت گذرانده اند، در همان لحظات احتضار، خطر را احساس نموده، از گذشته پشیمان می شوند و می گویند: «قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکتُ کلاَّ إِنَّها کلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یوْمِ یبْعَثُونَ(فرشتگان ثبت اعمال

در روایت زیبایی است که حضرت عزرائیل علیه السلام ) بر ابراهیم خلیل الله وارد شد. حضرت ابراهیم(ل علیه السلام ) وقتی او را دید پرسید: آیا تو الان من را دعوت می کنی که به اختیار آن طرف بیایم، یا زمان اختیار گذشته و خواهی نخواهی باید بروم؟ حضرت عزرائیل(ل علیه السلام ) گفتند نه به اختیار خود شما است که بیایید یا نیایید. حضرت ابراهیم چیزی گفت که حضرت عزرائیل را به فکر وادار کرد: خدا دوست و خلیل من است، آیا دیده ای که یک دوستی مرگ را به دوست خود هدیه بدهد؟ حضرت عزرائیل درمانده شد. از خداوند متعال خطاب به حضرت عزرائیل رسید که به او بگو آیا دیده ای که دوستی از دیدار دوست خود بدش بیاید. تو به طرف دوست خود می آیی و دوست مشتاق دیدن دوست است..«یک انسان مکلّف در طول ده ها سال عمر خود، هزاران عمل خوب و بد انجام می دهد و «رقیب» و «عتید» تمام آنها را ثبت می نمایند. هنگام مرگ، خلاصه تمام آنها به محتضر ارائه می شود؛ یعنی هر انسانی در پایان عمر و خاتمه یافتن دوران معامله و داد و ستد بازار دنیایش، بیلان کارهای خود را می بیند، از اوضاع و احوال خوب یا بد خویش آگاه می گردد و به سود یا زیان معاملاتی که در زندگی با نقد عمر انجام داده، واقف می شود. خلاصه، خیلی زود می فهمد اهل ثواب است یا اهل عقاب.»[ معاد از نظر روح و جسم، ص 190.)

بر این اساس هر انسانی پس از مرگ، بلافاصله از وضع خود آگاه می شود و می فهمد آیا بهشتی و اهل سعادت است یا جهنمی و اهل عذاب می باشد. از این رو، هر یک از کفّار و گناهکاران که عمر خود را با جهل و غفلت گذرانده اند، در همان لحظات احتضار، خطر را احساس نموده، از گذشته پشیمان می شوند و می گویند: «قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّی أَعْمَلُ صالِحاً فیما تَرَکتُ کلاَّ إِنَّها کلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَ مِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلی یوْمِ یبْعَثُونَ»؛[مؤمنون/ 99 ـ 100.) پروردگارا! مرا به دنیا باز گردان تا مگر گذشته را جبران کنم و عمل صالحی انجام دهم؛ ولی پاسخ منفی می شنوند و به او گفته می شود: این سخن بی اثر، هرگز جامه تحقّق نمی پوشد و از پی مرگشان عالم برزخ است تا قیامت بر پا گردد و از قبرها برانگیخته شوند.

4 - فرشتگان موکل رزق، آشامیدنی ها و نَفَس ها - 5 - پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین (ع)

پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «لَا یزَالُ الْمُؤْمِنُ خَائِفاً مِنْ سُوءِ الْعَاقِبَةِ وَ لَا یتَیقَّنُ الْوُصُولَ إِلَی رِضْوَانِ اللَّهِ حَتَّی یکونَ وَقْتُ نَزْعِ رُوحِهِ وَ ظُهُورِ مَلَک الْمَوْتِ لَه . ...  ثُمَّ یقُولُ لَهُ انْظُرْ فَینْظُرُ فَیرَی مُحَمَّداً وَ عَلِیاً وَ الطَّیبِینَ مِنْ آلِهِمَا فِی أَعْلَی عِلِّیینَ فَیقُولُ لَهُ أَ وَ لَا تَرَاهُمْ هَؤُلَاءِ سَادَاتُک وَ أَئِمَّتُک هُمْ هُنَاک جُلَّاسُک وَ آنَاسُک أَ فَمَا تَرْضَی بِهِمْ بَدَلًا مِمَّا تُفَارِقُ هَاهُنَا فَیقُولُ بَلَی»؛ ( بحار الانوار، ج 24، ص 27 ـ 26.

 مؤمن پیوسته از قیامت بیمناک است و یقین ندارد که آیا مقام خشنودی و رضای خدا را دریافت خواهد کرد یا نه، تا هنگام مرگ و آمدن ملک الموت؛. .. فرشته مرگ به او می گوید: اینک تماشا کن! محتضر نگاه می کند. محمد و علی و پیشوایان معصوم(علیهم السلام)را در اعلا علیین مشاهده می کند. فرشته به او می گوید: آنها پیشوایان و رهبران تو هستند و در آنجا با تو همنشین و مأنوس خواهند بود. اکنون حاضری به جای کسانی که اکنون در دنیا از آنها مفارقت می کنی، این همنشین ها را انتخاب نمایی؟ می گوید: آری.... »

ظاهر شدن ایشان برای عموم مردم در حال احتضار و در قبر، امری ممکن و واقع شدنی است؛ زیرا در آن حال و در آنجا حجاب های عالم ماده برای مؤمن و کافر از دیده ها برداشته می شود، پس انسان مؤمن ایشان را می بیند، به صورتی که دوست می دارد و کافر می بیند، به نحوی که آنها را دوست نمی دارد.[. «عَنْ اَبِی عَبْدِ اللهِ (علیه السلام)قَالَ: مَا یمُوتُ مُوَالٍ لَنَا وَ مُبْغِضٌ لِأَعْدَائِنَا إِلَّا وَ یحْضُرُهُ رَسُولُ اللَّهِ -وَ أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ وَ الْحَسَنُ وَ الْحُسَینُ (علیهم السلام)فَیرَوْنَهُ وَ یبَشِّرُونَهُ وَ إِنْ کانَ غَیرَ مُوَالٍ لَنَا یرَاهُمْ بِحَیثُ یسُوؤُهُمْ..... » بحار الانوار، ج 6، ص 181.

روایتی است از حضرت امام صادق(ع) که می فرماید: روزی گذر سلمان در کوفه به بازار آهنگرها افتاد. یک مرتبه دید جوانی بیهوش شده و مردم اطراف او را گرفته اند. سلمان که از آن نزدیکی عبور می کرد، یکی از آن افراد دوید و به او گفت یا اباعبدالله این جوان مریض و بیهوش است بیا یک دعایی بالای سر او بخوان که بهوش بیاید. حضرت سلمان وقتی نزدیک شد و به بالین جوان رسید او چشم باز کرد. تا سلمان را دید سر خود را بلند کرد و گفت یا اباعبدالله اینطور نیست که مردم گمان می کنند من بیمار هستم. وقتی گذر من به بازار آهنگرها افتاد و دیدم که با چکش های آهنی به میله های سرخ می کوبیدند، یاد این آیه افتادم: نگهبانان جهنم با چکش های آهنین بر دوزخیان می زنند. در این حالت دیگر نفهمیدم و از هوش رفتم. سلمان دید این فرد با معرفت است با او دوست شد. بعد از یک مدتی این جوان مریض شد، سلمان به عیادت او رفت و دید که موقع مرگ او است. سلمان به حضرت عزرائیل(ع) خطاب کرد که یا ملک الموت این جوان برادر و دوست من است، لطفاً مراعات او را بکن. حضرت عزرائیل فرمود: یا اباعبدالله من مراعات این جوان و تمام مومنین را خواهم کرد و با آنها دوست هستم.

و امّا حاضر شدن ایشان موقع جان دادن به این سبب است که بر کارهای او شهادت دهند و او را به فرشته مرگ معرفی کنند. اگر محتضر از اولیاء الله و دوستان و شیعیان امیرالمؤمنین (علیه السلام) باشد، سفارش او را به ملک الموت می کنند و می گویند: ای گیرنده جان ها! ملاحظه حال این محتضر را بکن؛ زیرا او از دوستان و شیعیان ما می باشد. ملک الموت نیز با کمال مهر و محبّت و به آسانی جان او را از بدنش بیرون می آورد. بعد از مرگ در پیشانی آن مؤمن نوشته می شود: این شخص از دوستان و شیعیان علی و اولادش(علیهم السلام) می باشد.

اگر محتضر از منافقان و دشمنان خدا و اهل بیت(علیهم السلام) باشد به ملک الموت می گویند: این شخص از دشمنان ما خانواده بود و در دنیا با ما ارتباطی نداشت. هر گونه که صلاح می دانی با او رفتار نما! فرشته مرگ نیز با شدت و سختی جان او را از بدنش بیرون می کشد، و بعد از مرگ هم در پیشانی او نوشته می شود: این شخص منافق یا کافر است.

امام صادق(علیه السلام) در وصف افراد محتضر این گونه می فرماید: «مَا مِنْ مُؤْمِنٍ یحْضُرُهُ الْمَوْتُ إِلَّا رَأَی مُحَمَّداً وَ عَلِیاً حَیثُ تَقَرُّ عَینُهُ، وَ لَا مُشْرِک یمُوتُ إِلَّا رَآهُمَا حَیثُ یسُوؤُهُ»؛(. بحار الانوار، ج 79، ص 174.) یچ کس نیست که مرگش فرا رسد، مگر آنکه پیامبر اسلام(صلی الله علیه و آله)و ائمه معصومین(علیهم السلام)همگی (با بدنی مثالی) نزد او مجسم و حاضر می شوند، به طوری که آنان را می بیند. اگر محتضر از مؤمنان باشد، وقت مشاهده به آنان علاقه پیدا می کند و عشق می ورزد، و اگر از مؤمنان نباشد، هنگام مشاهده ایشان، آنان را دشمن می دارد و به دیدار آنان علاقه ای ندارد.»

امینی گلستانی