524 - مطالبی در باره سحر - جادو- فال و احضار ارواح و.غیره (1).
27 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 احکام سحر - جادوگری- فال و احضار ارواح و.و.

 سوره فلق

 بسمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند رحمتگر مهربان

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ بگو پناه می برم به پروردگار سپیده دم (۱)

مِنْ شَرِّ مَا خَلَقَ از شر آنچه آفریده (۲)

وَمِنْ شَرِّ غَاسِقٍ إِذَا وَقَبَ و از شر تاریکی چون فراگیرد (۳)

وَمِنْ شَرِّ النَّفَّاثَاتِ فِی الْعُقَدِ از شر دمندگان افسون در گره ها (۴)

وَمِنْ شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَدَ از شر [هر] حسود آنگاه که حسد ورزد (۵)

به نظر شما چرا خدا وند از بین شرور که به صورت کلی بیان می کند، فقط این سه تا شر را انتخاب می کند؟ تاریکی، سحر و حسود؟ مگه اینها چه خصوصیت مشترکی دارند؟

شاید پاسخ این باشد که هر سه این شرور از دید ما مخفی هستند و در حالت غفلت، به سراغ ما می آیند.

تو تاریکی که از خطرهای احتمالی غافلیم، چه راهی برای حفظ خویش داریم؟ اگر حیوان درنده ای یا انسان شروری بخواهد به ما آسیبی برساند، بی آنکه ما از وجود آن آگاه باشیم چکار می کنیم.

 سوال -- می خوام بدونم آیا طلسم وجود داره و افراد میتونن کسی رو طلسم کنن؟

بلی، مسخر کردن افراد از طریق سحر وجادو امکان دارد وبرخی از اذکار واوراد و ادعیه در باره تسخیر افراد از طریق سحر و جادو و...وجود دارد وبرخی از کتاب ها نیز در این باره تالیف شده است که البته ما نمی توانیم آنها را تایید یا تکذیب کنیم.

توضیح بیشتر:

در این که سحر از چه تاریخی به وجود آمده، بحث فراوان است. این قدر می توان گفت که سحر از زمان های خیلی قدیم در میان مردم رواج داشته است، ولی تاریخ دقیقی برای آن در دست نیست و نیز نمی توان گفت چه کسی برای نخستین بار جادوگری را به وجود آورد (تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازی، ج ۱، ص ۲۷۷).

آنچه که از آیات قرآن بر می آید این است که سحر در شهرهای کهن همانند کلدان و مصر در زمان حضرت موسی و فرعون و پیش از آن در زمان حضرت نوح (ذاریات، ۵۲) رواج داشته است (تفسیر تسنیم، آیت الله جوادی آملی، ج ۵، ص ۶۸۸).

سحر و جادو از نظر قرآن کریم و احادیث واقعیت دارد. به این امر در آیه ۱۰۲ سوره بقره و ۴ سوره فلق اشاره شده است. از این آیات و برخی روایات استفاده می شود که برخی از سحرها واقعا اثر گذارند. همچنان که آیه ۱۰۲ سوره بقره می فرماید: مردم سحرهایی را فرا می گرفتند که میان مرد و همسرش جدایی می افکند.

علامه طباطبایی در وجود داشتن چنین اموری می فرمایند: «... در این میان افعال خارق العاده دیگری است که مستند به هیچ کدام از سبب از اسباب طبیعی و عادی نیست، مانند خبر دادن از پنهانی ها و مانند ایجاد محبت یا دشمنی و گشودن گره ها و گره زدن ها و خواب کردن و احضار و حرکت دادن اشیاء با اراده و از این قبیل کارهایی که مرتاض ها انجام می دهند که به هیچ وجه قابل انکار نیست، یا خودمان بعضی از آنها را دیده ایم و یا برایمان آن قدر نقل کرده اند که دیگر قابل انکار نیست».

 آیا سحر و جادو اساسا حقیقت دارد؟

با توجه به اینکه در برخی از آیات قرآن کریم به موضوع سحر ساحران اشاره شده، بنابراین می توان گفت که از نظر اسلام، سحر و جادو یک خرافه نیست و می تواند رخ دهد. البته آنچه این روز ها بین مردم به عنوان سحر و جادو رواج پیدا کرده، بیشتر خرافات است. اما به هر حال با وجود همه این خرافات، سحر چیزی نیست که بتوان وجود آن را انکار کرد و همه صورت های آن را به خرافات نسبت داد. بعضی از صورت های آن هم اکنون رواج دارد و هنوز واقعیت آن شناخته نشده است. از نظر اسلام در بسیاری از موارد، سحر باعث گمراه کردن مردم و تحریف حقایق و متزلزل ساختن پایه های اعتقادات افراد ساده ذهن می شود. در یک تعریف کلی می توان گفت که سحر عملی خارق العاده است که آثاری از خود در وجود انسان ها به جا می گذارد و گاهی نوعی چشم بندی و تردستی است یا تنها جنبه روانی و خیالی و تلقینی دارد و گاه با استفاده از خواص ناشناخته فیزیکی و شیمیایی بعضی از اجسام و عناصر یا از طریق کمک گرفتن از شیاطین انجام می گیرد.

برای این که کاری در زندگی ما با موفقیت انجام بشود یا نه عوامل بسیاری وجود دارند که شمارش آن ها زمان زیادی را می طلبد. از ایجاد عوامل برکت زا در زندگی گرفته تا انجام آنچه که برکت و رحمت را از زندگی دور می کند. برای آشنایی بیشتر با این امور کتاب هایی تاکنون تألیف شده اند که کمک شایانی را به بالا بردن کیفیت زندگی اسلامی مسلمانان داشته و دارند. کتاب هایی مانند مفاتیح الحیات، نهج الرسول و حلیه المتقین که هرکدام معدنی از معارف هستند که کاربرد زیادی را در زندگی امروز انسان دارند، اما در اینجا قرار است به یکی از عوامل جدی گرفتاری انسان ها بپردازیم؛ یعنی سِحر و جادو.

این روزها افراد زیادی هستند که تا به این کلمه می رسند درجا می گویند: خرافات است! پس ابتدا باید ببینیم که شرع مقدس اسلام آیا معتقد به خرافه بودن آن است و یا اصل وجود آن را در عالم قبول دارد؟

اول؛ در قرآن کریم سوره شعرا آیه 41 که پیرامون مواجهه حضرت موسی (علیه السلام) با ساحران است، قرآن به وجود جادوگران تصریح می کند که برای مقابله با حضرت موسی به دربار فرعون آمده اند.

در قرآن کریم سوره شعرا آیه 41 که پیرامون مواجهه حضرت موسی (علیه السلام) با ساحران است، قرآن به وجود جادوگران تصریح می کند

آنچه که مٌسَلَم است این است که قرآن کتابی عاری از هرگونه خطا و اشتباه است پس اگر از لفظ "ساحر" در این آیه استفاده کرده است یعنی اصل وجود داشتن سِحر و جادو را قبول داشته و به تبع آن، کسانی را که با استفاده از آن شیوه به مقابله با حضرت موسی آمده اند را ساحر یعنی جادو کننده نامیده است.

دوم؛ از رسول خدا (ص) درباره جادوگر سؤال شد حضرت فرمودند: «وقتی دو مرد عادل بیایند و علیه او (جادوگر) شهادت دهند، خونش مباح است». (. تهذیب الاحکام جلد 6 صفحه 283

این یعنی پیامبر اسلام اصل وجود جادو و سِحر را قبول داشته اند پس حکم به مجازات جادوگر داده اند و اِلا اگر اصل وجود آن را منکر بودند پس دلیلی هم نداشت که به مجازات برای شخص خاطی حکم کنند.

عده ای قائل اند از زمان امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) تمامی جادو و جادوگرها برای همیشه سفره شان جمع شده و دیگر اثری از آن ها پیدا نیست. اما برای اینکه این مسئله روشن شود به حدیث ذیل توجه کنید:

سوم؛ محمد بن عیسی می گوید: «از امام رضا (علیه السلام) درباره سِحر سؤال کردم. فرمودند: سِحر واقعیت دارد».(.مکارم الاخلاق صفحه 413، نهج الرضا صفحه 244 اینکه امام رضا (علیه السلام) پس از گذشت سالیان زیادی از زمان حیات مبارک حضرت علی (علیه السلام) همچنان معتقدند جادو و سحر وجود دارد، باعث می شود کسانی که قائل اند پس از حضرت علی (علیه السلام) دیگر جادویی در کار نیست حرفشان از اعتبار ساقط شود.

این سه دلیل ذکرشده برای اثبات اینکه این مسئله یعنی سحر و جادو هنوز هم وجود داشته و دارد کافی می باشد هرچند احادیث بسیارِ دیگری هم هستند که اصل وجود این حرام شرعی را پذیرفته اند و در مواردی هم راهکارهایی را برای دفع آن بیان نموده اند.

جادو یکی از بزرگ ترین گناهان کبیره در دین اسلام است. این گناه پشتوانه رذیلانه ای را در عاملانش دارد. جادو به گفته شرع مقدس به شِرک نزدیک است. و بزرگی گناه آن قدر زیاد است که همان طور که از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل کردیم اگر ثابت شود که کسی جادوگر باشد حکم او اعدام است.

پیامبر اسلام (ص) پیرامون حسادت می فرمایند: حسد نورزید؛ زیرا حسد ایمان را می خورد همان گونه که آتش هیزم را می خورد.(قرب الاسناد صفحه 29 حدیث 94) در این که کس دیگری را خودش و یا با کمک نفر سومی جادو کند در حرمت آن هیچ شکی وجود ندارد چراکه جادو یکی از بزرگ ترین گناهان کبیره در دین اسلام است. این گناه پشتوانه رذیلانه ای را در عاملانش دارد. جادو به گفته شرع مقدس به شِرک نزدیک است. (.الکافی جلد 7 صفحه 260)

همین طور نبی مکرم (صلی الله علیه و آله) می فرمایند: «سه نفرند که وارد بهشت نمی شوند: شراب خوار، جادوگر و قطع کننده پیوند خویشاوندی». (نهج الرسول صفحه 160

حالا سؤالی که مطرح می شود این است که چه باید کرد؟

در روایات مختلفی از معصومین علیهم السلام بعضاً راهکارهایی ارائه شده است. ازجمله آن که امام رضا (ع) درباره رفع سحر می فرمایند: هرگاه تو را سحر کردند، دست خود را تا برابر چهره ات بالا بیاور و بگو: «بسم الله العظیم، بسم الله العظیم، رب العرش العظیم»(.بحارالانوار جلد 92 صفحه)

 قرآن چه اشاره ای به سحر و جادو کرده است؟

همانطور که گفتیم - حتما ماجرای مقابله حضرت موسی (علیه السلام) با جادوگران را خوانده یا شنیده اید. این ماجرا بار ها در قرآن مورد اشاره قرار گرفته است. در حقیقت یکی از انواع سحر و جادو که همان تردستی و شعبده و چشم بندی محسوب می شود، مورد اشاره این آیات است. در آیه ۶۶ سوره طه آمده که ریسمان ها و عصاهای جادوگران زمان موسی در اثر سحر، خیال می شد که حرکت می کنند. در آیه ۱۱۶ سوره اعراف هم آمده است؛ هنگامی که ریسمان ها را انداختند، چشم های مردم را سحر و آن ها را ارعاب کردند. از این آیات روشن می شود که سحر دارای حقیقتی نیست که بتوان در اشیا تصرفی کند و اثری بگذارد بلکه این تردستی و چشم بندی ساحران است که آنچنان جلوه می دهد. اما نوع دومی از سحر هم وجود دارد که در آیات قرآن به آن اشاره شده است. در آیه ۱۰۲ سوره بقره در ماجرای هاروت و ماروت اشاره شده که آن ها سحرهایی را فرا می گرفتند که میان مرد و همسرش جدایی می افکند. به هر حال برخی از علما فقط قائل به نوع اول سحر هستند و برخی دیگر معتقد به هر دو نوع. دسته اول در توجیه اثر سحر می گویند که توهم مسحورشدن باعث می شود؛ چیزی که اثر سحر در افراد ظاهر شود؛ چیزی مثل تلقین به مریض.

می دانیم که آگاهی به غیب- در مرحله اول- اختصاص به خداوند عالم دارد و در مرحله دوم، از آن انبیا و ائمه و اولیای اوست که آن ها از خودشان ستقلالا چیزی ندارند، بلکه خداوند عالم طبق مصالح، به اندازه ای که صلاح می داند، آگاهی از غیب را در اختیار آن ها قرار می دهد. لذا فالگیری و کف بینی و طالع شماری که نوعاً کار افراد شیاد است، هیچ مستند شرعی ندارد و اعتقاد به آن صحیح نیست. این گونه کارها علم شمرده نمی شود.

البته این نکته را نباید فراموش کرد که سحر و ارتباط با اجنه علمی است که از گذشته تاکنون بوده والان هم کسانی دارای این علم هستند، ولی شرعاً یاد گرفتن سحر و استعمال آن حرام است. البته یاد گرفتن این علوم برای کسانی که هدفشان ابطال سحر و یا مبارزه با مدعیان دروغین نبوت است، اشکال ندارد.

 فال بینی

در حدیثی از پیامبر(صلی الله علیه وآله ) نقل شده: «تفألوا بالخیر تجدوه ; کارها را به فال نیک بگیرید که آن را می یابید». اما فال بد که به آن (طیره ) یا(تطیر) می گویند, به شدت مذمت شده است. پیامبر(صلی الله علیه وآله ) فرمود:«الطیره شرک ; فال بد زدن در حد شرک به خدا و مذموم است ».

امام صادق (علیه السلام ) فرمود: «فال بد اثرش به همان اندازه است. که آن را می پذیری. اگر آن را سبک بشماری , کم اثر خواهد بود و اگر آن را محکم بگیری , پر اثر (اثر روانی )خواهد بود و اگر به آن بی اعتنا باشی , هیچ اثری نخواهد داشت».

در روایات دیگر آمده که راه مبارزه با فال بد بی اعتنایی به آن است. ( تفسیر نمونه , ج 6 ص 317به بعد, با تلخیص)

 پیشینه ی دعا نویسی و غیب گویی

در مورد دعا نویسی برخی از مدعیان آن افراد حرفه ای هستند که چندان اعتمادی به گفته هایشان نیست. اگر کسی خواهان دعاست باید با زبان خویش و با کمال توجه به مفاهیم و مضامین آن به درگاه خداوند دعا کند و از او حوائج خویش را طلب نماید یا از اهل دانش و بصیرت در دین دعاها و اذکاری را بپرسد.

 آیا می توان سحر و جادو را یاد گرفت؟

در این زمینه روایات متعددی از ائمه (علیهم السلام) وجود دارد؛ مثلا در باب بیست وپنجم وسائل الشیعه از قول امام علی (ع) آمده است: «کسی که سحر بیاموزد، کم یا زیاد، کافر شده است و رابطه او با خداوند به کلی قطع می شود...». فقها و علمای دین ما متفق القول معتقدند که یادگرفتن و انجام اعمال سحر و جادوگری حرام است. اما چنانچه برای ابطال سحری نیاز به یادگیری آن باشد یادگیری و آموزش آن اشکالی ندارد بلکه گاهی به عنوان واجب کفایی باید عده ای سحر را بیاموزند تا اگر مدعی دروغگویی خواست از این طریق مردم را اغفال یا گمراه کند سحر و جادوی او را ابطال و دروغ مدعی را فاش کنند. از امام صادق (ع) نقل شده است که یکی از ساحران و جادوگران که در برابر انجام عمل سحر مزد می گرفت، خدمت ایشان رسید و گفت: حرفه من سحر بوده است و در برابر آن مزد می گرفتم، خرج زندگی من نیز از همین راه تأمین می شد و با همان درآمد، حج خانه خدا را انجام داده ام، ولی اکنون آن را ترک و توبه کرده ام، آیا برای من راه نجاتی هست؟ امام صادق (علیه السلام) در پاسخ فرمود:: «عقده سحر را بگشا ولی گره جادوگری مزن».

از این روایت استفاده می شود که برای گشودن سحر ساحران آموختن سحر و عمل آن بی اشکال است. به شماره بعدی توجه نمایید.

امینی گلستانی