523 - اسم اعظم در روایات (2 )
38 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

اسم اعظم در روایات

روایات فریقین (شیعه و اهل تسنن) که در آنها اسمای لفظی گوناگون به عنوان اسم اعظم ذکر شده است، وحدت اسم اعظم لفظی مستفاد است و یا تعدد آن؟ و به این نتیجه دست یافته است که اسمای الهی که در احادیث به عنوان اسم اعظم خدا به شمار آمده است، همه در یک ردیف نیستند، بلکه اسم اعظم های موجود در احادیث خود دارای مراتب متعدد هستند و در نتیجه، اسم های اعظم لفظی معبر از آنها نیز چند گانه است و در این میان، اسمی که از میان اسم های اعظم از عالی ترین مرحله برخورداراست، «اسم اعظم اعظم» است.

«اسم اعظم خداوند تبارک و تعالی، آنهائی است که در اولش، لفظ جلاله «الله» و در آخرش لفظ «هو» باشد و همچنین بدون نقطه باشد و در قرآن شریف، در پنج مورد چنین آمده است.»

نقل شده است که هر کس پنج آیه ای که اسم اعظم خداوند (الله لا اله الا هو) در آن آمده است را ورد زبانش کند و روزی ۱۱بار بخواند به نیت خودش خواهد رسید:

۱. اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَی الْقَیُّومُ لا تَاءْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لانوْمٌ لَهُ ما فی السَّمواتِ وَ ما فی الاَرْضِ مَنْ ذَاالَّذی یَشْفَعُ عِنْدَهُ اِلاّ بِاِذْنِهِ یَعْلَمُ ما بَیْنَ اَیْدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لایُحیطُونَ بِشَئی مِنْ عِلْمِهِ اِلاّ بِماشاءَ وَسِعَ کُرْسیُّهُ السَّمواتِ وَ الاَرْضَ وَ لایَؤُدُهُ حِفْظِهُما وَ هُوَ الْعَلِی الْعَظیمِ. (آیه ۲۵۵سوره بقره)

۲. اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ الْحَی الْقَیُّومُ نَزَّلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَیْنَ یَدَیْهِ وَ اَنْزَلَ التَّوریةَ وَ الاِنْجیلَ مِنْ قَبْلُ هُدی لِلنّاسِ وَ اَنْزَلَ الْفُرْقانَ. (آِات ۲تا ۴سوره آل عمران)

۳. اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ لَیَجْمَعَنَّکُمْ اِلی یَوْمِ الْقیامَةِ لارَیْبَ فیهِ وَ مَنْ اَصْدَقُ مِنَ اللّهِ حَدیثاً. (آیه ۸۷سوره نساء)

۴. اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ لَهُ الاَسْماءُ الْحُسنی. (آیه ۸سوره طه)

۵. اَللّهُ لااِلهَ اِلاّ هُوَ وَ عَلَی اللّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ. (آیه ۱۳سوره تغابن)

مصباح الشریعة ـ در حدیثی که به امام صادق علیه السلام نسبت داده است ـ: سُئِلَ رَسولُ اللّه صلی الله علیه و آله عَنِ اسمِ اللّه الأَعظَمِ قالَ: کلُّ اسمٍ مِن أسماءِ اللّه، فَفَرِّغ قَلبَک عَن کلِّ ما سِواهُ، وَادعُهُ بِأَیِّ اسمٍ شِئتَ، فَلَیسَ فِی الحَقیقَةِ للّه اسمٌ دونَ اسمٍ بَل هُوَ الواحِدُ القَهّارُ؛( مصباح الشریعة: ص 129.

از پیامبر خدا صلی الله علیه و آله درباره اسم اعظم خدا سؤال شد. فرمود: «هر نامی از نام های خدا [اسم اعظم است]. پس، قلبت را از هر آنچه جز اوست، خالی گردان و به هر نامی که خواستی، او را بخوان؛ چرا که در حقیقت، خداوند، نام خاصّی ندارد؛ بلکه اوست یگانه چیره».

 - امام صادق علیه السلام فرمود: چگونه مردم، فرمایش امیرالمومنین علیه السلام را انکار می کنند که فرمود: « من اگر بخواهم با همین پایم به سینه معاویه که در شام است می زنم و او را از تختش سر نگون می نمایم» در حالی که عمل آصف بن برخیا را که تخت بلقیس را برای حضرت سلیمان علیه السلام آورد، انکار نمی کنند؟! آیا پیامبر ما افضل تمام پیامبران نیست؟ آیا وصی او بر ترین اوصیاء نیست؟

پس چرا لااقل امیرالمؤمنین را به قدر آصف نیز باور ندارند؟ خداوند بین ما و بین آنان که حق ما را انکار می کنند و برتری ما را قبول ندارند، قضاوت فرماید. [ بحار الانوار، ج 50، ص 176، شماره 55. دانشنامه رشد ، ذیل اسم اعظم] در این که کدام یک از اسماء خداوند اسم اعظم است بحث های زیادی بین علمای اسلام مطرح شده و روایات فراوانی در این زمینه از ناحیه معصومین (ع) وارد شده است که در آن ها تعبیرات مختلفی از اسم اعظم دیده می شود و هر کدام اسم اعظم را در چیزی خلاصه می کند

    که به بعضی از آن ها اشاره می شود:

1 - «بسم الله» به اسم اعظم الهی از سیاهی چشم به سفیدی آن نزدیک تر است. - 2 - گفتن صد مرتبه: «بسم الله الرحمن الرحیم لاحول و لا قوه الا بالله العلی -- العظیم» بعد از نماز صبح.

- 3 - در بعضی از روایات سوره «حمد»، «توحید»، «آیه الکرسی» و «انّا انزلناه» اسم اعظم شمرده شده ا. ست. - 4 - شش آیه آخر سوره مبارکه حشر.

- 5 - آیات بیست و شش و بیست و هفتم سوره مبارکه آل عمران «قل اللهم مالک الملک.» -6 - ذکر «یا حی یا قیوم». - 7 - ذکر «یاهو یا هو یا من لا یعلم ما هو الا هو».

علامه طباطبائی بعد از اشاره به اسم اعظم می فرماید: «نام های خداوند عموماً و اسم اعظم او خصوصاً هر چند درعالم هستی و وسائط فیض و اسباب نزول فیض در این جهان مؤثّر است، ولی تاثیر آن مربوط به حقایق این اسما است نه خود الفاظی که دلالت برآن می کند و نه به معنای متصوره در ذهن» آگاهی اهل بیت (ع) براسم اعظم نیز به همان معنایی که ذکر شد می باشد، یعنی آن ها در اثر بندگی و اطاعت به چنان تکاملی از نظر اخلاق، تقوی و ایمان دست پیدا کرده اند که خود مظهری از آن اسم اعظم گشتند. تفاوت هایی که در روایات و سخنان بزرگان دین در مورد مصداق اسم اعظم دیده می شود ممکن است به خاطر تعدّد اسم اعظم یا تفاوت خواسته ها باشد، ولی در عین حال آن چه مهم است پاکی دل، خلوص نیّت، توجه به خدا، قطع امید از غیر او و تخلّق به این اوصاف است که روح اسم اعظم را تشکیل می دهد.

1- از ابی امامة رضی الله عنه روایت است که رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: «اسْمُ اللَّهِ الأَعظَمُ فِی سُوَرٍ مِنَ القُرآنِ ثَلَاثٍ: فِی ” البَقَرَةِ ” وَ ” آلِ عِمرَانَ ” وَ ” طَهَ». ابن ماجه (3856).

یعنی: اسم اعظم خداوند در سه سوره ی قرآن یعنی در بقره و آل عمران و طه است. -- علامه البانی رحمه الله این روایت را در ” صحیح ابن ماجه ” حسن دانسته است، و در کتاب “السلسلة الصحیحة” (746) گفته: «قاسم ابوعبدالرحمن گفته: اسم اعظم را در سوره بقره در آیة الکرسی ” الله لا إله إلا هو الحی القیوم ” و در آل عمران در آغاز آن یعنی در ” الله لا إله إلا هو الحی القیوم ” و در سوره طه در ” وعنت الوجوه للحی القیوم ” یافتم.

 نکته: این قول قاسم که ابوعبدالرحمن گفته اسم اعظم در سوره طه در ” وعنت الوجوه للحی القیوم ” است، دلیلی در احادیث مرفوع برای تایید آن نیافتم، و اقرب نزد من آنست که در ابتدای سوره طه یعنی در “ إنی أنا الله لا إله إلا أنا. . ” است، چرا که این آیه موافق با بعضی از احادیث صحیح است، نگاه کنید به: الفتح 225 / 11 وصحیح أبی داود 1341 ».

2- از انس رضی الله عنه روایت شده که او همراه رسول خدا صلی الله علیه وسلم نشسته بود و مردی نماز خواند سپس دعا کرد: « اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ بِأَنَّ لَکَ الْحَمْدُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْمَنَّانُ بَدِیعُ السَّمَوَاتِ وَالْأَرْضِ یَا ذَا الْجَلَالِ وَالْإِکْرَامِ یَا حَیُّ یَا قَیُّومُ » یعنی: بار الها! من فقط از تو می خواهم چرا که حمد فقط از آنِ توست، هیچ معبود بحقی بجز تو وجود ندارد، یا منّان! ای بوجود آورنده ی آسمان ها و زمین! ای صاحب عظمت و بزرگی! ای زنده ی پایدار. پیامبر صلی الله علیه وسلم نیز فرمودند: «لَقَدْ دَعَا اللَّهَ بِاسْمِهِ الْعَظِیمِ الَّذِی إِذَا دُعِیَ بِهِ أَجَابَ وَإِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَی » براستی خدا را با اسم بزرگی خواند که اگر بوسیله آن اسم خوانده شود دعا اجابت شده و اگر از او چیزی خواسته شود عطا گردد. ترمذی (3544) وأبو داود (1495) والنسائی (1300) وابن ماجه (3858)، و ألبانی در ” صحیح أبی داود ” آنرا صحیح دانسته است.

3- از بُرَیده بن حُصَیْب روایت است که رسول الله صلی الله علیه وسلم دعای مردی را شنید که می گفت: «اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ أَنِّی أَشْهَدُ أَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ الْأَحَدُ الصَّمَدُ الَّذِی لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ وَلَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُوًا أَحَدٌ » یعنی: بار الها! بار الها! من فقط از تو می خواهم، چرا که شهادت می دهم که تو الله هستی، و هیچ معبودی بحقی بجز تو وجود ندارد، تو آن یکتا و بی نیازی هستی که نه زاده است، و نه زائیده شده است، و هیچ همتایی ندارد. پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «لَقَدْ سَأَلْتَ اللَّهَ بِالِاسْمِ الَّذِی إِذَا سُئِلَ بِهِ أَعْطَی وَإِذَا دُعِیَ بِهِ أَجَابَ» براستی که خدا را با اسمی خواندی که اگر با آن از او چیزی خواسته شود عطا کند و اگر خوانده شود اجابت می کند. ( ترمذی (3475) وأبو داود (1493) وابن ماجه (3857)، و ألبانی در” صحیح أبی داود ” آنرا صحیح دانسته است، و حافظ ابن حجر در ” فتح الباری ” ( 11 / 225 )در مورد آن گفته: «این حدیث از لحاظ سند از تمامی روایاتی که در این باره آمده ارجح تر است».

4- از اسماء دختر یزید روایت است که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمودند: «إسْمُ اللَّهِ الْأَعْظَمُ فِی هَاتَیْنِ الْآیَتَیْنِ: (وَإِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ)، وَفَاتِحَةِ سُورَةِ آلِ عِمْرَانَ (الم. اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ». رواه الترمذی (3478) وأبو داود (1496) وابن ماجه (3855).

یعنی: اسم اعظم خداوند در این دو آیه است: « وَإِلَهُکُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الرَّحْمَنُ الرَّحِیمُ » بقره 163، و آغاز سوره آل عمران یعنی در « الم * اللَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ ».

این حدیث ضعیف است، چرا که در سند آن شخصی بنام عبید الله بن أبی زیاد وشهر بن حوشب است که هر دوی آنها ضعیف الحدیث هستند. و قول چهارم از چهارده قول، همین روایت است که حافظ ابن حجر در فتح الباری آنرا ذکر کرده و بر این حدیث بخاطر وجود “شهر بن حوشب” معترض شده است.

5- طبرانی در معجم از ابن عباس بصورت مرفوع روایت کرده که پیامبر صلی الله علیه وسلم فرموده باشند: «اسم الله الأعظم الذی إذا دعی به أجاب فی هذه الآیة من آل عمران: ( قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء ) إلی آخره ». رواه الطبرانی ( 3/177/1).

یعنی: اسم اعظم خداوند که هرگاه بوسیله آن خوانده شود دعا اجابت می گردد، در این آیه از سوره آل عمران است که می فرماید: (قل اللهم مالک الملک تؤتی الملک من تشاء..) آل عمران 26.

علامه البانی در “السلسلة الضعیفة” (2772) می گوید: این حدیث دروغ و ساختگی است، که شخصی بنام “غلابی” آنرا وضع کرده که امام دارقطنی در مورد او می گوید: ” کان یضع الحدیث ” یعنی: او حدیث وضع می کرد. همچنین دو شخص بنام جعفر بن جسر و پدرش در سند حدیث هستند که هر دو ضعیف می باشند که پدرش از جعفر ضعیف تر است.

و من (البانی) می گویم: در حدیث ثابت شده که اسم اعظم خدا در آغاز سوره آل عمران است».

6- واحدی در کتاب تفسیرش و دیلمی نیز از ابن عباس بصورت مرفوع آورده اند: «اسم الله الأعظم فی ست آیات فی آخر سورة الحشر».( الواحدی (4/138/2)، والدیلمی (1/1/173).

یعنی: اسم اعظم خدا در شش آیه آخر سوره حشر هستند.

علامه البانی در ” السلسلة الضعیفة ” (2773) گفته: اسناد این حدیث ضعیف است، و در آن شخصی بنام ” یحیی بن ثعلبة ” وجود دارد که دارقطنی وی را تضعیف کرده است.

7- حاکم در مستدرک از سعد ابن مالک رضی الله عنه آورده که گفت: شنیدم که رسول خدا صلی الله علیه وسلم می فرمود: «هل أدلکم علی اسم الله الأعظم، الذی إذا دعی به أجاب؛ وإذا سئل به أعطی؛ الدعوة التی دعا بها یونس حیث ناداه فی الظلمات الثلاث: (لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنت من الظالمین) فقال رجل: یا رسول الله! هل کانت لیونس خاصة أم للمؤمنین عامة؟ فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم: ألا تسمع قول الله عز وجل ( ونجیناه من الغم وکذلک ننجی المؤمنین)، وقال رسول الله علیه وسلم: أیما مسلم دعا بها فی مرضه أربعین مرة فمات فی مرضه ذلک؛ أعطی أجر شهید، وإن برأ وقد غفر له جمیع ذنوبه ». أخرجه الحاکم ( 1/505-506 ).

یعنی: آیا بر اسم اعظم خدا آگاه هستید که هرگاه خدا بوسیله آن خوانده شود دعا اجابت گشته، و اگر بوسیله آن چیزی خواسته شود عطا می گردد؛ آن همان دعایی است که یونس علیه السلام هنگامی که در تاریکی های سه گانه (در شکم نهنگ) بود خدا را بوسیله آن خواند: «لا إله إلا أنت سبحانک إنی کنت من الظالمین» مردی گفت: ای رسول خدا! آیا این دعا فقط مخصوص یونس علیه السلام است یا برای عامه ی مومنان نیز هست؟ فرمود: آیا این فرموده خداوند عزوجل را نشنیدی: « ما دعای یونس را به اجابت رساندیم؛ و از آن اندوه نجاتش بخشیدیم؛ و مؤمنان را این چنین نجات می دهیم « و رسول خدا صلی الله علیه وسلم فرمود: هر مسلمانی که در وقت بیماریش بوسیله آن چهل بار دعا کند و بخاطر آن بیماری بمیرد، خدای متعال اجر یک شهید را برایش می نویسد و تمامی گناهانش را می بخشد».

علامه ناصرالدین البانی رحمه الله در “السلسلة الضعیفة” (2775) می گوید: این حدیث ضعیف است، و حاکم در مورد وضعیت حدیث سکوت کرده، همچنین ذهبی در کتاب “المیزان آن روایت را از عمرو بن بکر السکسکی آورده و گفته: “حدیث واهی است، احادیث او (عمرو بن بکر) شبه دروغ هستند”. و مؤلف کتاب “الضعفاء” گفته: “ابن حبان وی را متهم (به کذب) کرده است”.

مام صادق(ع) فرموده است: به عیسی بن مریم (ع) دوحرف آن عطا شده بود، موسی (ع) چهار حرف، ابراهیم(ع) هشت حرف، نوح (ع)پانزده حرف، آدم (ع) بیست و پنج حرف و محمد (ص) هفتاد و دو حرف را می دانست، و یک حرف، از آن حضرت هم مخفی بود ( نفس الرحمن، ص 310; بصائر الدرجات، ص 9 – 22 8.

مرحوم کلینی در «اصول کافی» به استناد خودش از وجود مبارک امام پنجم باقر علوم اولین و آخرین علیه م السلام نقل می کند که: «... عَن اَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قالَ: اِنَّ اِسْمَ اللّه الاَعْظَمَ عَلی ثَلاثَةٍ وَ سَبْعِینَ حَرْفا وَ اِنَّما کانَ عِنْدَ آصَفَ مِنها حَرْفٌ واحِدٌ فَتَکَلَّمَ بِهِ فَخُسِفَ بِالاَرضِ مابَیْنَهُ وَ بَیْنَ سَرِیرِ بِلْقِیسَ حَتّی تَناوَلَ السَّرِیرَ بِیَدِهِ ثُمَّ عادَتِ الاَرضُ کَما کانَتْ اَسْرَعَ مِنْ طَرْفَةِ عَیْنٍ وَ نَحْنُ عِنْدَنا مِنَ الاِسْمِ الاَعْظَمِ اثنانِ وَسَبْعُونَ حَرْفا وَ حَرْفٌ واحِدٌ عِنْدَ اللّه تَعَالی اسْتَأثَرَ بِهِ فی عِلْمِ الغَیْبِ عِنْدَهُ وَلاحَوْلَ وَلاقُوَّةَ اِلاّ بِاللّه العَلِّی العَظیِمِ.»

 اسم اعظم الهی هفتاد و سه حرف دارد و نزد آصف یک حرف از آن بود و او به آن حرف تکلم کرد و در نتیجه، زمین میان او و تخت بلقیس شکافته شد تا این که تخت را به دست خود گرفت، سپس زمین در زمانی سریع تر از یک چشم برهم زدن به حالت قبلی بازگشت. و نزد ما هفتاد و دو حرف از اسم اعظم موجود است و یک حرف نزد خدای متعال است که آن را در علم غیبش به خود اختصاص داده است.

شیخ مفید فرموده است: اسم اعظم در سوره فاتحه است و بر اساس فرمایشِ امام صادق علیه السّلام اگر این سوره را 70 بار، بر مرده بخوانند و روح بر بدن میت برگردد، شگفت آور نیست. *

نتیجه

حاصل آن که: حقیقت دعا به اسم اعظم، انقطاع از هر سببی غیر از خداوند، و اتصال به پروردگار است.

و تعلیم اسم اعظم، یعنی گشودن راه انقطاع به سوی خداوند.

و لفظ اسم اعظم در حدّ معدّ تأثیر دارد، و در روایات به لفظ «دعا به اسم اعظم» و « تکلم به اسم اعظم » تعبیر آورده شده است

۱، بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۱۷، صفار القمی، ابوجعفر محمد بن الحسن، منشورات مکتبة آیة اللّه العظمی المرعشی النجفی، قم المقدسة.

( ح۳، بصائر الدرجات، ج۱، ص۲۱۹، صفار القمی، ابوجعفر محمد بن الحسن، منشورات مکتبة آیة اللّه العظمی المرعشی النجفی، قم المقدسة.

منابع

البته خییلی فشرده به عرض می رسد وبیشتر ذیل مطالب درج گردید- تفسیر صافی، ج 1 / 88

اسم مستأثر، محمد گیلانی، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی،.

• الاصول من الکافی، کلینی، دار الکتب الاسلامیة، تهران.

• بصائر الدرجات، صفار القمی، ابوجعفر محمد بن الحسن، منشورات مکتبة آیة اللّه العظمی المرعشی النجفی، قم المقدسة.

• تحریر تمهید القواعد، جوادی، عبداللّه، انتشارات الزهراء،، زمستان ۱۳۷۲.

• تفسیر الصافی، فیض الکاشانی، محسن، منشورات مؤسسة ا.لاعلمی للمطبوعات، بیروت لبنان.

• دمع السجوم ترجمه کتاب نفس المهموم، شعرانی، ابوالحسن، مؤسسه انتشارات هجرت،، زمستان ۱۳۸۱.

• شرح اسماء اللّه الحسنی، قشیری، ابوالقاسم عبد الکریم، دارالحرم للتراث، سور الازبکیة القاهرة.

• گوهر مراد، فیاض لاهیجی، عبدالرزاق، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

• لوامع البیّنات فی شرح اسماء اللّه والصفات، رازی، فخر الدین، محمد بن عمر، منشورات مکتبة الکلیات الازهریة القاهرة.

• مجمع البیان، طبرسی، ابوعلی الفضل بن الحسن، دار المعرفة للطباعة والنشر، ۱۴۰۸هـق.

• المیزان، فی تفسیر القرآن، طباطبائی، محمدحسین، مؤسسه مطبوعاتی اسماعیلیان، قم ایران.

• هزار و یک نکته، حسن زاده، حسن، مرکز نشر فرهنگی رجاء؛

منبع: جلوه هائی از نور قرآن در قصه ها و مناظره ها و نکته ها، عبدالکریم پاک نیا----پایگاه اطلاع رسانی وا اسلاماه.----کلام اسلامی -------پایگاه اطلاع رسانی حوزه---پارسینه به نقل از پایگاه عرفان---ویکی یشیعه---دانشنامه حوزوی ویکی فقه --ویکی پدیا -دانشنامه آزاد و بعضی دیگراز اینها.

.امینی گلستانی.