521 - ولادت امام رضا علیه السلام به همه عاشقانش مبارک باد
35 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

ولادت امام رضا علیه السلام به همه عاشقانش مبارک باد

مژده ای اهل وِلا نور خدا گشته پدید

هشتمینِ حجتِ حق آن شهِ فرزانه رسید

هم نبی صورت و حیدر صفت است این مهِ ناب

هر که دیدش دل از این خانه و کاشانه برید

بهرِ مولایِ جهان بابِ حوائج زِ وفا

پسری همچو رضا داده خداوندِ حمید

خنده بر لب بزند موسیِ جعفر همه دم

تا که با یک نظرش آن مهِ دُردانه بِدید

مهِ ذیقعده شد و ماهِ خدا گشته عیان

همه تبریک بگویید که عید آمده عید

امام رضا (علیه السلام)11 ذی القعده 148 هجری قمری در مدینه به دنیا آمد.مطابق تولد امام رضا (علیه السلام) در سال 98 برابر با یکشنبه 23 تیر ماه است.

.برای مادر حضرت رضا علیه السلام چند نام ذکر شده است که عبارتند از: نجمه - تکتم - سکن - خیزران - شقراء - اروی - سکینه -ام البنین - سمان - صقر وقتی حضرت رضا علیه السلام متولد شدند آن بانو را طاهره نامیدند. (دانشنامه رشد به نقل از بحار الانوارو عیون اخبار الرضا )

در مطالب السؤول گفته شده است که: مادر آن حضرت کنیزی بودکه خیزران مرسی نام داشت. برخی نام وی را شقراء نوبیه، ذکر کرده اند که آروی، اسم او و شقراء لقب وی بوده است. طبرسی در اعلام الوری گوید: مادرش کنیزی بود به نام نجمه که به وی ام البنین می گفتند.

پیشگویی ولادت امام رضا علیه السلام توسط ائمه علیهم السلام

تولد امام رضا علیه السلام را برخی از معصومان پیش از وی، پیش گویی کرده و به آن بشارت داده بودند. از امام صادق علیه السلام در این باره احادیث چندی وارد شده است. از جمله عبدالله بن فضل هاشمی روایت کرد: مردی از اهالی طوس در محضر امام جعفرصادق علیه السلام نشسته بود و آن حضرت به وی فرمود: بزودی از صلب فرزندم موسی، مردی به دنیا می آید که مورد خشنودی خداوند سبحان در آسمان و خرسندی بندگانش در زمین خواهد بود. در سرزمین شما از روی ستم و دشمنی مسموم و کشته می گردد و در همان جا غریبانه به خاک سپرده می شود.

آگاه باش! هر کسی وی را در غربتش زیارت کند و بداند که او امام و پیشوای شیعیان پس از پدرش بوده و از جانب خداوند متعال مفترض الطاعه می باشد، همانند کسی است که رسول خدا صلی الله علیه و آله را زیارت کرده باشد.[ اثبات الهداة، ج 3، ص 233.)

مادر امام رضا علیه السلام

مادر آن حضرت نجمه خاتون می باشد. هشام بن احمد یکی از اصحاب حضرت ابوالحسن موسی بن جعفر علیه السلام گوید: روزی حضرت به من فرمود: آیا کسی از طرف مغرب زمین آمده که بنده و کنیزی آورده باشد؟ گفتم: نه

حضرت فرمود: چرا، یک نفر آمده، بیا نزد او برویم، پس سوار شدیم و رفتیم دیدیم مردی از اهل مغرب تعدادی بَرده و کنیز آورده.

حضرت به آن مرد فرمود: کنیزان خود را به ما نشان بده و او 9 کنیز نشان داد ولی حضرت هیچ کدام آنها را قبول نکرد و فرمود: به اینها حاجتی نیست، کنیز دیگری به ما عرضه کن. آن مرد گفت: دیگر ندارم. حضرت فرمود: چرا، کنیز دیگری هم نزد تو هست.آن مرد گفت: به خدا قسم فقط یک کنیز دیگر دارم که او مریض است. ولی هر چه کردند، او را نشان نداد.

حضرت برگشتند و فردا دوباره مرا نزد او فرستادند و فرمودند: برو و به هر قیمتی که آن کنیز را می فروشد، از او بخر!

هشام میگوید: من آمدم و صاحب کنیز، قیمتی برای آن کنیز تعیین کرد و گفت کمتر نمیگیرم. من هم پول را دادم و آن کنیز را خریدم.

آن مرد پرسید: شخصی که دیروز همراه شما بود، کیست؟ گفتم: مردی از بنی هاشم. گفت از کدام دسته؟ گفتم: از بزرگان بنی هاشم. گفت: بیشتر بگو. گفتم: بیشتر نمیدانم. گفت: پس بشنو تا برایت بگویم، من این جاریه را از سرزمینهای دور مغرب زمین خریدم، زنی از اهل کتاب پرسید: این جاریه کیست که با تو میبینم؟

گفتم: او را برای خودم خریده ام. آن زن گفت: این کنیز هرگز سزاوار همچون تویی نیست بلکه او باید در نزد بهترین فرد روی زمین باشد و به زودی از او پسری متولّد خواهد شد که شرق و غرب عالم به او میگروند.

هشام میگوید: من آن جاریه را نزد حضرت موسی بن جعفر علیه السلام آوردم و چندی نگذشت که از آن جاریه حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام متولد شد.

از بعضی از روایات ظاهر میشود که این جاریه را مادر حضرت موسی بن جعفر، حمیده خاتون خریداری نمود و بعد به آن حضرت بخشیده است.

حمیده خاتون، مادر حضرت امام موسی کاظم علیه السلام، شبی رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم را در خواب دید که به او فرمود: «ای حمیده، این نجمه متعلق به پسرت موسی است و به زودی بهترین فرد زمین را به دنیا خواهد آورد.»

روایت شده است که حمیده خاتون به فرزند گرامی خود، حضرت موسی بن جعفر، عرض کرد: «فرزندم! تکتم ( نجمه ) زنی است که من بهتر از او ندیده ام و شک ندارم که نسل او پاک و طاهر خواهد بود. توصیه می کنم با او خوبی کنی.»

از قول مادر امام نقل شده است که: «هنگامیکه به حضرتش حامله شدم به هیچ وجه ثقل حمل را در خود حس نمی کردم و وقتی به خواب می رفتم, صدای تسبیح و تمجید حق تعالی وذکر «لااله الاالله» را از شکم خود می شنیدم, اما چون بیدار می شدم دیگر صدایی بگوش نمی رسید؛ هنگامی که وضع حمل انجام شد، نوزاد دو دستش را به زمین نهاد و سرش را به سوی آسمان بلند کرد و لبانش را تکان می داد؛ گویی چیزی می گفت».

نظیر این واقعه, هنگام تولد دیگر ائمه و بعضی از پیامبران الهی نیز نقل شده است, از جمله حضرت عیسی (علیه السلام ) که به اراده الهی, در گهواره لب به سخن گشود و با مردم سخن گفتند که شرح این ماجرا در قرآن کریم آمده است (بحارالانوار و عیون اخبار الرضا. )

نجمه خاتون، در حدیثی گوید: هنگامی فرزندم رضا را به دنیا آوردم، پدرش امام موسی کاظم علیه السلام به من فرمود: او را بگیر و خوب نگهدار زیرا او بقیه الله در زمین است.[ اثبات الهداة، ج 3، ص 233؛ وقایع الایام (شیخ عباس قمی)، ص 90.]

لقب های شریفش عبارتند از: رضا، صابر، رضی، وفی، فاضل و صدیق. اما لقب "رضا" شهرت بیشتری دارد و آن حضرت را از این جهت "رضا" نامیدند که پسندیده خدا در آسمان و مورد خرسندی رسول خدا صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در زمین بود و دوستان و دشمنان به اتفاق از وی خشنود و راضی بودند. [زندگانی چهارده معصوم (ترجمه اعلام الوری)، ص 423.)

ولادت امام رضا (علیه السلام)

حضرت امام رضا (علیه السلام) امام هشتم شیعیان می باشد. او یکی از محبوب ترین معصومین در میان ایرانیان است. ولادت امام رضا (علیه السلام) را برخی از معصومان پیش از وی، پیش گویی کرده و به آن بشارت داده بودند. از امام صادق (علیه السلام) در این باره احادیثی نقل شده است. از جمله عبدالله بن فضل هاشمی روایت کرده است که: مردی از اهالی طوس در محضر امام جعفرصادق (علیه السلام نشسته بود و آن حضرت به وی فرمود: “بزودی از صلب فرزندم موسی، مردی به دنیا می آید که مورد خشنودی خداوند سبحان در آسمان و خرسندی بندگانش در زمین خواهد بود. در سرزمین شما از روی ستم و دشمنی مسموم و کشته می گردد و در همان جا غریبانه به خاک سپرده می شود. آگاه باش! هر کسی وی را در غربتش زیارت کند و بداند که او امام و پیشوای شیعیان پس از پدرش بوده و از جانب خداوند متعال مفترض الطاعه (کسی که اطاعت او واجب شده است) می باشد، همانند کسی است که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) را زیارت کرده باشد.”

بعد از شهادت امام کاظم (علیه السلام) , آن حضرت در ۳۵ سالگی عهده دار مسئولیت امامت و حفظ مبانی اسلامی و رهبری شیعیان گردید.

مدت امامت امام رضا در حدود ۲۰سال بود که می توان آن را به سه بخش جداگانه تقسیم کرد:

 ده سال اول امامت آن حضرت که همزمان با دوره ی زما مداری هارون بود.

 پنج سال بعد از آن که مقارن با خلافت امین ,فرزند هارون بود.

 پنج سال آخر امامت آن بزرگوار که مصادف با خلافت مأمون بود.

حضرت رضا (علیه السلام) دارای القاب بسیاری بودند که تعدادی از آنها را در بالا آوردیم از جمله: لقب رضا: مشهور ترین لقب امام (علیه السلام), رضا می باشد که بنابر روایتی در عیون اخبار الرضا علت ملقب بودن حضرت(علیه السلام) به رضا این بوده که « رَضیَ بِهِ المُخاِلفُونَ وَ مِن اعدائِه کَما رَضیَ بِهِ المُوافِقُونَ مِن اُولیائِهِ وَ لَم یَکُن ذلِکَ لا حَدَّ مِن آبائِه عَلَیهُمُ السَّلامَ فَلذلِکَ سَمَّی مِن بَینَهُم بِاالرِّضا» یعنی هم دشمنان مخالف و هم دوستان موافق به ولایت عهدی, به ولایت عهدی او رضایت دادند و چنین چیزی برای هیچ یک از پدران او دست نداده بود از این رو در میان ایشان,تنها به او رضا نامیده شد.

همچنین سلیمان بن جعفر روایت می کند که حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام) در هنگام ولادت این لقب را به ایشان داده و فرمودند: که رضا بخوانید و بعضی نسبت می دهند که حضرت رضا (علیه السلام) ولایت عهدی را پذیرفتند و رضا لقب گرفتند. ولی غفاری می گوید: این لقب از آنجا به حضرت داده شده که دوست و دشمن از حضرت راضی بودند. شیخ صدوق در عیون اخبار الرضا روایت کرده که خدمت حضرت جواد (علیه السلام) عرض شد جمعی از مخالفین این اعتقاد را دارند که پدر بزرگوارت چون به ولایت عهدی راضی شد مامون ایشان را به رضا ملقب گردانید. حضرت جواد (علیه السلام) در پاسخ فرمودند: پدرم ملقب به رضا شد چون خداوند و پیغمبر و ائمه از او راضی بودند.

امامت از دیدگاه امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام در مسجد جامع مَرو، امامت، جایگاه امام و ابعاد وجودی حجّت خدا را به تفصیل شرح داد که به جملاتی از آن اشاره می کنیم: «امام، امین خداوند در زمین، حجت او بر بندگان، جانشین او در سرزمین ها، دعوت کننده به خدا و پاسدار حریم خداست. امام، از گناهان پاک و از عیب ها مبرّاست. او به علم، مخصوص، و به بردباری شناخته شده است. امام، مایه نظام دین، بزرگی مسلمانان، خشم منافقان و تباهی کافران است. او، یگانه دوران خویش است. کسی با او برابری نکند و دانشمندی هم سنگ او نباشد. نظیری برایش یافت نمی شود. هر فضیلتی بدون آنکه به دست آورد یا طلب کند، از طرف خداوند به او بخشیده شده است».

حدیث سلسه الذهب و برخی از سخنان امام رضا (علیه السلام)

در طول سفر امام به مرو، هرکجا توقف می فرمودند, برکات زیادی شامل حال مردم آن منطقه می شد. از جمله هنگامی که امام در مسیر حرکت خود وارد نیشابور شدند و در حالی که در محملی قرار داشتند از وسط شهر نیشابور عبور کردند. مردم زیادی که خبر ورود امام به نیشابور را شنیده بودند, همگی به استقبال حضرت آمدند. در این هنگام دو تن از علما و حافظان حدیث نبوی, به همراه گروه های بیشماری از طالبان علم و اهل حدیث و درایت، مهار مرکب را گرفته وعرضه داشتند: «ای امام بزرگ و ای فرزند امامان بزرگوار، تو را به حق پدران پاک و اجداد بزرگوارت سوگند می دهیم که رخسار فرخنده خویش را به ما نشان دهی و حدیثی از پدران و جد بزرگوارتان پیامبر خدا برای ما بیان فرمایی تا یادگاری نزد ما باشد». امام دستور توقف مرکب را دادند و دیدگان مردم به مشاهده طلعت مبارک امام روشن گردید. مردم از مشاهده جمال حضرت بسیار شاد شدند به طوری که بعضی از شدت شوق می گریستند و آنهایی که نزدیک ایشان بودند، بر مرکب امام بوسه می زدند. ولوله عظیمی در شهر طنین افکنده بود به طوری که بزرگان شهر با صدای بلند از مردم می خواستند که سکوت نمایند تا حدیثی از آن حضرت بشنوند.

ایشان فرمودند: «شنیدم از پدرم موسی بن جعفر (علیه السلام) که فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد (علیهما السلام) که فرمود شنیدم از پدرم محمّد بن علی (علیهما السلام) که فرمود شنیدم از پدرم علی بن الحسین (علیهما السّلام) که فرمود شنیدم از پدرم حسین بن علی (علیهما السلام) فرمود شنیدم از پدرم امیرالمؤمنین علی بن أبی طالب (علیهما السلام) که فرمود شنیدم از رسول خدا (صلی الله علیه وآله) که فرمود شنیدم از جبرئیل که گفت شنیدم از پروردگار عزّ و جلّ فرمود: «کَلِمَةُ لا إلهَ إلّا اللّهُ حِصنی فَمَن دَخَلَ حِصنی اَمِنَ مِن عَذابی بِشُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها»، «کلمه «لا إِلهَ إِلَّا اللَّهُ » دژ و حصار من است. پس هر کس داخل دژ و حصار من شود، از عذاب من ایمن خواهد بود.» پس هنگامی که مَرکب حضرت حرکت کرد با آواز بلند فرمود با شروط آن و من یکی از آن شروط هستم.

1 - امام رضا (علیه السلام ): دوست هرکس عقل او، و دشمنش جهل اوست.

2 - امام رضا (علیه السلام ): پیوند خویشاوندی را برقرار کنید گرچه با جرعه آبی باشد، و بهترین پیوند خویشاوندی، خودداری از آزار خویشاوندان است.

3 - امام رضا (علیه السلام ): بخیل را آسایشی نیست، و حسود را خوشی و لذتی نیست، و زمامدار را وفایی نیست، و دروغگو را مروت و مردانگی نیست.

4 - امام رضا (علیه السلام ): بعد از انجام واجبات، کاری بهتر از ایجاد خوشحالی برای مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.

5 - امام رضا (علیه السلام ): به راستی کسی که در پی افزایش رزق و روزی است تا با آن خانواده خود را اداره کند، پاداشش از مجاهد در راه خدا بیشتر است.

6 - امام رضا (علیه السلام ): کمک تو به ناتوان بهتر از صدقه دادن است.

7 - امام رضا (علیه السلام ): اگر بهشت و جهنمی هم در کار نبود باز لازم بود به خاطر لطف و احسان خداوند مردم مطیع او باشند و نافرمانی نکنند.

8 - امام رضا (علیه السلام ): توبه کار به منزله کسی است که گناهی نکرده است.

9 - امام رضا (علیه السلام ): بهترین مال آن است که صرف حفظ آبرو شود.

10 - امام رضا (علیه السلام ): تواضع این است که به مردم دهی آنچه را می خواهی به تو دهند.

شیخ صدوق از معول سجستانی آورده: «زمانی که برای بردن امام رضا (علیه السّلام) به خراسان پیکی به مدینه آمد، من در آنجا بودم. امام به منظور وداع از رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله و سلم) وارد حرم شد، او را دیدم که چندین بار از حرم بیرون می آمد و دوباره به سوی مدفن پیغمبر بازمی گشت و با صدای بلند گریه می کرد. من به امام نزدیک شده و سلام کردم و علّت این موضوع را از آن حضرت جویا شدم. در جواب فرمودند: «من از جوار جدّم بیرون رفته و در غربت از دنیا خواهم رفت.»

امام پیش از رفتن به خراسان به داخل مسجد پیامبر (صلّی اللّه علیه و آله و سلم) وارد شد و دستش را بر لبه قبر شریف نهاد و فرزندش را به قبر چسباند و نزد جدّش رسول خدا (صلّی اللّه علیه و آله) طلب حفاظت برای او کرد و سپس به فرزندش گفت: «به تمام وکلا و خدمتکارانم گفته ام که از تو شنوایی داشته باشند و پیرویت کنند»، و به اصحابش او را معرفی کرد که جانشین وی خواهد بود.

 مأمون پس از آوردن امام رضا(علیه السلام) به مرو، جلسات علمی متعددی با حضور علمای گوناگون تشکیل داد. در این جلسات، مذکرات زیادی میان امام و دیگران صورت می گرفت که به طور عمده درباره مسائل اعتقادی و فقهی بود. بخشی از این مذاکرات را طبرسی در کتاب احتجاج فراهم آورده است. مأمون می خواست با کشاندن امام به بحث، تصوری را که عامه مردم درباره ائمه اهل بیت (علیهم السلام) داشتند و آنان را صاحب علم خاص مثلاً « علم لدنّی » می دانستند، از بین ببرد. صدوق در این باره می گوید: «مأمون اندیشمندان سطح بالای هر فرقه را در مقابل امام قرار می داد تا حجت آن حضرت را به وسیله آنان از اعتبار بیندازد و این به جهت حسد او نسبت به امام و منزلت علمی و اجتماعی او بود.»، اما هیچ کس با آن حضرت روبه رو نمی شد جز آن که به فضل او اقرار کرده و به حجتی که از طرف امام علیه او اقامه می شود، ملتزم می گردید.

 این مجالس به تدریج مشکلاتی را برای مأمون درست کرد. زمانی که وی متوجه شد، تشکیل چنین جلساتی برای وی خطرناک است، اقدام به محدود کردن امام کرد. از عبدالسلام هروی نقل شده که به مأمون اطلاع دادند: امام رضا (علیه السلام) مجالس کلامی تشکیل داده و بدین وسیله مردم شیفته وی می شوند. مأمون به محمد بن عمرو طوسی مأموریت داد تا مردم را از مجلس آن حضرت طرد نماید. پس از آن امام در حق مأمون نفرین کرد.

مظلومانه چشم از دنیا بریدن امام رضا (علیه السلام)

 حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) در یازدهم ذی القعده سال 148 هجری در مدینه متولد شدند و در پایان ماه صفر سال 203 قمری، به دست مأمون به شهادت رسیدند

در نحوه به شهادت رسیدن امام نقل شده است که مأمون به یکی از خدمتکاران خویش دستور داده بود تا ناخن های دستش را بلند نگه دارد و بعد به او دستور داد تا دست خود را به زهر مخصوصی آلوده کند و در بین ناخن هایش زهر قرار دهد و اناری را با دستان زهر آلودش دانه کند و او دستور مأمون را اجابت کرد. مأمون نیز انار زهرآلوده را خدمت حضرت گذارد و اصرار کرد که امام ازآن انار تناول کنند. اما حضرت از خوردن امتناع فرمودند و مأمون اصرار کرد تا جایی که حضرت را تهدید به مرگ نمود و حضرت به جبر, قدری از آن انار مسموم تناول فرمودند. بعد از گذشت چند ساعت، زهر اثر کرد و حال حضرت دگرگون گردید و صبح روز بعد در سحرگاه روز 29 صفر سال 203 هجری قمری امام رضا (علیه السلام) به شهادت رسیدند

باز در عرش خدا ولوله برپاشده است

دری از عرش به سمت دل ما واشده است

ازدحام است درِبیت امام هفتم

جن و انس و ملک آنجاست چه غوغا شده است

همگی با دلتان راهی آنجابشوید

همه تبریک بگویید که بابا شده است

آنکه عالم همگی محو جمالش هستند

به رخ گل پسرش محو تماشا شده است

آمده آنکه نوشتند شبیه زهرا

پاره جان و تن حضرت طاها شده است

پسر حضرت موسی به جهان آمده و

پارکابش همه جا حضرت عیسی شده است

السلام ای همه جا حضرت خورشید شده

روز میلاد تو در هر دو جهان عید شده

با تو هر روز خراسان به خودش می بالد

نه خراسان همه ایران به خودش می بالد

نه خراسان و نه ایران به خداوند قسم

همه عالم امکان به خودش می بالد

چونکه روی لب تو لحظه به لحظه جاریست

ثانیه ثانیه قرآن به خودش می بالد

منتسب بر تو شده گنبد و ایوان طلا

این شده گنبد تابان به خودش می بالد

من قسم می خورم این واژه برازنده توست

با شما واژه سلطان به خودش می بالد

چونکه درگوشه ایوان تو جا خوش کرده

برسرخوان تو مهمان به خودش می بالد

یوسفان در دو سرا محو رخ ماه تو اند

پادشاهان جهان بنده درگاه تو اند

سجده در گوشه ایوان طلایی عشق است

نوکری بر سرکوی تو خدایی عشق است

هر کسی عاشق پابوسی لیلای خود است

در دم مرگ کنارم تو بیایی عشق است

امن آهوی صحرا شدنت جای خودش

اینکه در روز جزا ضامن مایی عشق است

تا ابد قبله نمای دل من سمت شماست

اینکه در کشور ما قبله نمایی عشق است

از عاشقانت و دوستدارانت التماس دعای عاجزانه دارم مخصوصا برای شادی رو ح فرزند جوان مرگم حجت الا سلام آقای دکتر حسن امینی گلستانی حمد و سوره ای تلاوت نموده. و از خدا برایش طلب مغفرت نمایند - متشکرم. محمد امینی گلستانی نویسنده.