517 - اسرار آفرینش
12 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                               اسرار آفرینش

                                         بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

«إِنَّ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ لَآیَاتٍ لِّأُولِی الْأَلْبَابِ * الَّذِینَ یَذْکُرُونَ اللَّهَ قِیَامًا وَقُعُودًا وَعَلَىٰ جُنُوبِهِمْ وَیَتَفَکَّرُونَ فِی خَلْقِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ رَبَّنَا مَا خَلَقْتَ هَٰذَا بَاطِلًا سُبْحَانَکَ فَقِنَا عَذَابَ النَّارِ؛ به یقین در آفرینش آسمان‌ها و زمین، و آمد و شد شب و روز، نشانه‌هاى (روشنى) براى خردمندان است. (همان) کسانى که خدا را ایستاده و نشسته، و در حالى که بر پهلو خوابیده‌اند، یاد مى‌کنند و در اسرار آفرینش آسمان‌ها و زمین مى‌اندیشند (و مى‌گویند:) پروردگارا! اینها را بیهوده نیافریده‌اى منزّهى تو! ما را از عذاب دوزخ، نگاهدار». (آل‌عمران/190 و 191
نقشه دلربا و شگفت‌انگیزى که، در گوشه و کنار این جهان و در پهنه هستى به چشم مى‌خورد، آن چنان قلوب صاحبان خرد را به خود جذب مى‌کند، که در جمیع حالات خود، چه ایستاده و چه نشسته و چه در حالى که در بستر آرمیده، و به پهلو خوابیده‌اند، به یاد پدید آورنده این نظام و اسرار شگرف آن است، لذا در آیه بعد مى‌فرماید: «خردمندان آنها هستند که در حال قیام و قعود و آن گاه که بر پهلو خوابیده‌اند، خدا را یاد مى‌کنند و در اسرار خلقت آسمان‌ها و زمین مى‌اندیشند» (الَّذینَ ÷یَذْکُرُونَ اللّهَ قِیاماً وَ قُعُوداً وَ عَلى جُنُوبِهِمْ وَ یَتَفَکَّرُونَ فی خَلْقِ السَّماواتِ وَ الأَرْضِ).
یعنى همیشه و در همه حال، غرق این تفکر حیات بخشند. در این آیه، نخست اشاره به «ذکر» و سپس اشاره به «فکر» شده است، یعنى تنها یادآورى خدا کافى نیست، آن گاه این یادآورى ثمرات ارزنده‌اى خواهد داشت که آمیخته با تفکر باشد، همان طور که تفکر در خلقت آسمان و زمین اگر آمیخته، با یاد خدا نباشد، نیز به جایى نمى‌رسد.

کمتر اندیشمندى درجهان است که حضرت على(علیه السلام) را نشناسد. سخن گفتن درباب امام على(علیه السلام) کارى بس مشکل است. اما هر کسى میتواند به اندزه ى درک و فهم خود او را بستاید. این شخصیت بزرگ تربیت شده ى مکتب اسلام است. سخنان او نیز برگرفته از منبع وحى است بنا براین شکى در درستى سخنان او نیست. معانى و مفاهیم قرآن در عمق جان او رسوخ داشته و تمام علوم دنیا و آخرت را مى دانسته است. براى همین خود گفته است اگر پرده ها از دیدگان کنار رود هیچ به علم من افزوده نگردد.
نهج البلاغه کتابى است که سخنان ارزشمند آن حضرت در قالب خطبه ها، نامه ها و سخنان قصار توسط مرحوم سید رضی، گرداورى شده است.در این کتاب حضرت على (علیه السلام) در زمینه هاى مختلف، از جمله در قسمتى از خطبه اول، در باره چگونگى خلقت جهان سخن گفته است. 

در باره اسرار آفرینش- کتابها وگفتارها وتحقیقات زیا د  نوشته و گفته شده  که عقل ها عاجز است  - من فقط قسمتی از خطبه اول نهج البلاغه  را می آورم که عزیزان برای اطلاعات بیشتر در این مورد به منابعش مراجعه نمایند.
در قسمتى از خطبه اول، در باره چگونگى خلقت جهان سخن گفته است. البته در خطبه‏ نود و دویست و دو نیز اشاره کوتاه به جریان خلقت نموده است. اما خطبه اول مشروح تر بیان شده است.
تا کنون از خطبه ى اول در مورد آفرینش جهان تفاسیر زیادى صورت گرفته است. اما این تفاسیر نتوانسته اند که واقعیت سخنان على(علیه السلام) را بخوبى نشان دهند.چون چگونگى خلقت آسمان ها و زمین ارتباط تنگاتنگى با علم نجوم و فیزیک دارد. اما پیشرفت علم نجوم و ارائه نظریه هاى جدید و موفقیت نسبى آن ها قدرت ما را در درک سخنان آن حضرت زیادتر کرده است.
بشر در طول تاریخ همیشه تلاش کرده است تا بفهمد که جهان چگونه بوجود آمده است .تا بدینوسیله بتواند در جهانى که در آن زندگى مى کند به آن معنى و مفهوم ببخشد. براى همین نظریه هاى زیادى تا کنون عنوان شده است این نظریه ها تلاش کرده اند، تا توضیح دهند که جهان از چه وچگونه بوجود آمده است ؟ و چگونه در حال تداوم است؟ و چه قوانینى بر آن حاکم است؟ و بالاخره سرنوشت این جهان چیست؟
در این رابطه از نظریه هاى مهمى که امروز بر جهان علم حکمفرمایى مى کنند، نظریه ى متعارف ا نفجار بزرگ است. و نظریه ى دیگر موسم به جهان تورّمى است. این دو نظریه گرچه بسیارى از حوادث جهان را بادقت توضیح و تبیین مى کنند. اما از جهاتى دچار تناقضات و کاستى هایى هستند. که هنوز براى آن ها پاسخى پیدا نشده است. سخنان حضرت على(علیه السلام) در باره ى خلقت جهان در نهج البلاغه گر چه منحصراً با نظریه انفجار بزرگ و مدل تورّمى جهان انطباق کامل ندارد، اما هر دو را در بر دارد. گویا این دو نظریه گوشه اى از حقیقت را، نه همه آن را بیان داشته اند.
دقت و تأمل در سخنان حضرت على(علیه السلام) نشان میدهد که جهان دو انفجار گونه ى متفاوت را تجربه کرده است. انفجار نخست فضا و زمان و ماده را بوجود آورده است (
ماده از واحدهایى بنام مولکول تشکیل یافته است. مولکول هم از اتم تشکیل یافته است. کوچکتربن مولکول ها از دو اتم شکل گرفته است. اگر اتم هاى تشکیل دهنده مولکول ها یکسان باشند عنصر و اگر مختلف باشند ترکیب مى گویند.).

و انفجار دوم در ظرف فضا صورت گرفته و ماده را تحریک نموده است. سپس حباب ها بر خواسته و هفت آسمان را بوجود آورده اند.

                                            جهان چگونه خلق شد

جهان از یک نقطه ى که حجمى برابر صفر داشت, و بى نهایت داغ و بى نهایت چگال بود شکل کرفته است . بدین صورت که این نقطه با یک انفجار بزرگ شروع به ا نبساط نموده فضا ، زمان وماده را بوجود آورد .
با آغاز انفجار انبوهى از ذرات وضد ذرات از فوتون هاى پر انرژى بوجود آمدند وقتى دما به قدر کافى سقوط کرد برخى ازذرات مثل کوارک ها والکترون ها توانستند موجودیت حفظ کنند سپس پروتون هاونوترون ها از کوارک ها شکل گرفتند چون دما به هزار میلیون درجه کلوین نزول کرد بسیارى از پروتون ها ونوترون ها باهم گداختند و هسته هاى هلیوم را بوجود آوردندوقتى بیشتر نوترون ها مصرف شدند پروتون هاى باقى مانده هسته هاى ئیدروژن را بوجود آوردند پس از گذشت ۷۰۰هزار از آغاز انفجار دما به ۵۰هزار درجه کلوین رسید این فرصتى بود که الکترون ها بتوانند دور هسته هاى هلیوم و ئیدروژن به پرواز در بیایند تا اتم هاى هلیوم و ئیدروژن را بوجود بیاورند .اما بنا بر دلایلى در شرایط اولیه جهان بجز اتم هاى هلیم و ئیدروژن اتم هاى دیگر نمى توانستند بوجود بیایند فقط مقدار نا چیزى از اتم هاى لیتیم ،برلیم و بور بوجود آمدند عناصر سنگین تر به مرور زمان در دل ستارگان غول پیکر شکل گرفتند و بعد از انفجار این ستارگان عناصر سنگین تر در فضا پراکنده شدند تا مقدمه تشکیل ستارگان و سیارات دیگر را فراهم آورند. بدین صورت حیاتى مثل حیات کره زمین شکل بگیرد.
جهان اولیه توانست ۷۵ درصد ئیدروژن و ۲۵ درصد هلیم را بصورت ابرهاى از گاز بوجود آورد که این ابر ها در گستره فضا انبساط پیدا کرده و جهان را پر کرده بودند اما پس از گذشت هزار میلیون سال از آغاز انفجار نیروى گرانش این ابرها را در انبوهه هایى گرد هم میآورده تا باعث شکل گیرى ستارگان و کهکشان ها شود این نظریه گرچه مى تواند بسیارى از مسائل مربوط به کیهان را بخوبى توضیح دهد، اما خود با مشکلات عدیده اى روبرو شده است

حضرت على (علیه السلام) در خطبه اول                                     

حضرت على (علیه السلام) در خطبه اول بعد از اینکه به اجمال در مورد شناخت و نحوه خلقت خداوند سخن گفته است، در ادامه بطور تفصیل به خلقت جهان هستى توسط خداوند پرداخته و فرموده است:

                                      بسم الله الرحمن الرحیم

……ثم انشا سبحانه، فتق الاجواء ، و شقّ الارجاء ، و سکائک الهواء ، فاجرى فیها ماءا متلاطما تیّاره ، متراکما زخّاره ، حمله على متن الرّیح العاصفه ، و الزعزع الغاصفه ، فامرها بردّه ، و سلّطها على شدّه ، و قرنها الى حدّه ، الهواء من تحتها فتیق ، والماء من فوقها دفیق ، ثمّ انشا سبحانه ریحا اعتقم مهبّها ، و ادام مربّها ، واعصف مجریها ، و ابعد منشاها ، فامرها بتصفیق الماء الزّخّار و اثاره موج البحار ، فمخضته مخض السّقاء ، و اعصفت به عصفها بالفضاء ، تردّ اوّله الى آخره و ساجیه الى مائره ، حتى عبّ عبابه و رمى بالزّبد رکامه ، فرفعه فى هواء منفتق و جوّ منفهق ، فسوّى منه سبع سموات ، جعل سفلاهنّ موجا مکفو فا ، و علیاهنّ سقفا محفوظا و سمکا مرفوعا ، بغیر عمد یدعمها ، ولا دسار ینظمها ، ثم زیّنها بزینه الکواکب ، و ضیاء الثواقب ، واجرى فیها سراجا مستطیرا ، و قمرا منیرا ، فى فلک دائر، و سقف سائر، و رقیم مائر.
…..پس خداوند شکافت جوهاى لایتناهى را ، اطراف و گوشه هاى آنرا باز نموده بالاى فضا هوا و جاى خالى را بیافرید ، پس در آن ،
 که موجهایش متلاطم و پى در پى بود و از بسیارى روى هم مى غلطید جارى کرد.آن آب را بر پشت باد تندى که قوى و با صداى بلند بود برنشاند. پس به باد فرمان داد تا آن آب را باز گرداند و محکم نگاهش دارد .و باد را تا سر حد آب نگاه داشت و در جایگاه آن آب قرا داد . هوا در زیر آن باد بازو گشاده و از بالایش آب ریخه شد. آنگاه باد دیگرى را آفرید و جاى وزیدن آنرا عقیم گردانید. و قرار داد آنرا که همیشه ملازم تحریک آب باشد. و وزیدن آنرا تند کرد و مبدا تکوینش را دور دست گردانید. پس آنرا به حرکت دادن و بر هم زدن آن آب فراوان و برانگیختن و بلند کردن موج دریاها فرمان داد . پس آن باد، آن آب را، مانند مشک جنبانید و به هم زد به آن تند وزید، مانند وزیدنش در جاى خالى و وسیع. اول آنرا به آخرش باز میگرداند و ساکنش را به متحرک آن . تا آن انبوهى از آب بالا آمد و آن قسمتى که متراکم و بر روى هم جمع شده بود کف کرد.خداوند آن کف ها را در جاى خالى و وسیع فضاى گشاده بالا برد.هفت آسمان را از آن کفها پدید آورد ، زیر آن آسمان ها موجى را قرار داد از سیلان و ریزش ممنوع باشد. و بالاى آنها سقفى را که محفوظ است و بلند ، بدون ستون هایى که نگه دارد و بى میخ و یا ریسمانى که آنها را منظم داشته باشد.آنگاه آن آسمان ها را به زینت ستاره ها و روشنى نور افکن ها آرایش داد و در آنها چراغ نور افشان خورشید و ماه درخشان را به جریان انداخت. در حالیکه هر یک در فلکى است دور زننده، و سقفى سیر کننده، و لوحى متحرک
‹‹ترجمه از حاج سید على نقى فیض الاسلام››

                                      1ـ شکافت فضاها

قبل از پرداختن به اصل موضوع باید گفت که جهان مادى مجموعه ى کلیه موجوداتى است که در ظرف فضا وجود دارد. البته فضا هم جزیى از جهان هستى است که خلق شده است. تصور این مسئله که قبل از خلقت هیچ چیزى حتى فضا هم وجود نداشته است ، براى ما مشکل است. براى همین حضرت على (علیه السلام) به شکافت فضا اشاره نموده و فرموده است:
ثم انشا سبحانه فتق الاجوا ، وشق الارجا ، و سکائک الهوا ، «پس ( از اینکه به اجمال خدا را شنا ختى و به نحوه خلقت خداوند برخورد نمودى در ادامه بدان که) خداوند شکافت فضاها را ، اطراف ونواحى آنرا باز نمود، و در بالاى فضا هوا را خلق نمود.»
فتق: یعنى شکافتن ، گشودن و باز کردن است.
مرحوم علامه طباطبائى مفسر بزرگ اسلامى مى فرماید: فتق یعنى انشقاق جزها از کل ها، جدا کردن موجودات و نشر و زیاد کردن آن ها ، گسترش جهان به سبب خلقت جدید.
معناى «فتق الاجواء» نشان مى دهد که جهان یکپارچه ودر یک جا جمع شده بود چون در این صورت است که شکافتن و گسترش دادن معنى پیدا مى کند. تا چیزى در یک جا جمع نباشد نیازى به سخن گفتن ، از شکافتن وگشودن نیست.
علاوه بر آن طبق نظر بعضى از مفسران آیه ى ۳۰ سوره ى انبیاء (
أَوَلَمْ يَرَ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ كَانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَيْءٍ حَيٍّ أَفَلَا يُؤْمِنُونَ ) ایاآنایی که کافرند نمیبیند .:ه آسمان ها وزمین  بهم فشرده بودند ما آنها را باز کردیم و از آب همه چیز را زنده نمودیم آیا نمی فهمند؟!  .به یکپارچگى آسمان وزمین اشاره نموده است. این یکپارچگى به معنى این است که جهان در یک جا جمع شده بود و خداوند آن ها را از هم گشوده است.
در حدیثى از امام صادق(علیه السلام) وارد شده است که خداوند قبل از خلقت جهان جرثومه اى را خلق نمود که این جرثومه سر آغاز جهان هستى شد. از آنجایى که اصل وریشه ى هر چیزى را جرثومه مى گویند پس باید اصل و ریشه جهان هستى یک چیز و در یک جا جمع بوده باشد. سپس خداوند به شکافتن آن پرداخته است.
سخن حضرت على(علیه السلام) که مى فرماید : شق الارجاء،وسکائک الهواء، نشان میدهد زمانیکه فضاها شکافته مى شود جهان بسرعت از هر طرف به انبساط مى پردازد تا جاى خالى براى خلقت فراهم آید. اما جاى خالى به معنى این نیست که چیزى در آن نبوده است، بلکه این فضاى خالى باید پراز ذراتى بوده باشد که در حال ایجاد و گریختن از مرکز خلقت بوده باشد. شاید براى همین باشد که حضرت در ادامه مى فرماید، خداوند آب را بر پشت باد سخت وزنده قرار داد.
همچنین شکافتن فضاها به طور ضمنى به ما مى گوید، که جهان براى گسترش از یک نقطه خیز برداشته است و این خیز باعث بادى سهمگین شده که حضرت در ادامه به آن اشاره نموده است. اما آیا حضرت على(علیه السلام) هم در اینجا از یک انفجارگونه آغازین سخن گفته است؟ ( همانند نظریه انفجار بزرگ) براى پاسخ باید سخنان حضرت على(علیه السلام) را بدقت بررسى کنیم.
                                                  2ـ جارى شدن آب در فضا

فاجرى فیها ماءا متلاطما تیاره ، مترا کما زخاره ، حمله على متن الریح العاصفه، والزعزع القاصفه « پس جارى ساخت خداوند آبى پر جنب وجوش و موّاج را که بسیار متراکم و روى هم انباشته بود بر پشت بادى سخت وزنده و در هم کوبنده قرار داد.»
فعل اجرى ، نشان مى دهد که این آب به سرعت در فضا در حال رفتن و انبساط بوده است و میل داشته که پراکنده شود. وهر چیزى باید قبل از پراکنده شدن در یک جا جمع باشد تا انبساط و پراکندگى معنا پیدا کند. از طرف دیگر این آب بر پشت باد سخت وزنده و پر سر وصدا قرار داشته است. یعنى باد وآب هردو در حال انبساط بوده اند واین انبساط نشان مى دهد که آب وباد هر دو حرکتشان را از یک نقطه شروع کرده اند. بیش از یک نقطه هم در جهان اولیه نباید وجود داشته باشد چون هیچ مکانى قبل از جارى شدن آب و باد که با شکافت فضا آغاز شد وجود نداشته است بلکه تصور مى رود وزیدن باد و جارى شدن آب بعد از مدت زمانى خیلى کم از شکافت فضا صورت گرفته باشد این مدت زمان احتمالا کسرى از ثانیه باید بوده باشد.یعنى زمانى که فضاها شکافته شد بى درنگ باد وزید وهمزمان آب را حمل نمود.

وجود این باد پر سر صدا وسریع که آب را حمل مى کرد به ما تلقین مى کند که انفجار ناگهانى در میان بوده است که ازیک نقطه شروع شده و در حال دور شدن از مبدا تکوینش بوده است. فلذا بررسى دقیق سخنان حضرت نشان میدهد، که گریزى از قبول یک حالت انفجار گونه در جهان آغازین نیست و همچنین گریزى از قبول آغاز جهان از یک نقطه نیست، زیرا هیچ چیزى حتى فضا قبل از آغازجهان وجود نداشته است. حالا فرض کنید اگر جهان بخواهد بصورت تدریجى شکل بگیرد لاجرم باید از یک نقطه شروع شده و گسترش پیدا کند.چنین سخنانى نشان مى دهد که در جهان اولیه یک نقطه بسیار پر انرژى بسرعت براى انبساط وگسترش خیز بر داشته است وپس از اندکى از آغاز جهان باد حاصل از انفجار ،انبوه آب در حال خلق شدن را حمل نموده است.
اما چنین برداشتى از سخنان حضرت على(علیه السلام) با نظریه انفجار بزرگ تفاوت هایى وجود دارد، و آن این است که در نظریه انفجار بزرگ جهان و تحولات آن باید تنها از یک انفجار ناشى شده باشد و این انفجار به تنهایى جهان را بوجود آورده و مسئول تمام پیامدهاى تکاملى آن است.
اگر از سخنان امام على(علیه السلام) یک حالت انفجار گونه را استنباط کنیم، آن وقت باید بگوئیم که حضرت على(علیه السلام) یک انفجار را براى گسترش و ایجاد خلقت کافى نمى دانسته است. براى همین بعد از اینکه در باره ى انفجار گونه اولیه و حوادث بعد از آن سخن گفته، انفجار گونه ى دومى را مطرح نموده است و اختلاف ایندو را نیز از جملات آن حضرت بخوبى مى توانیم درک کنیم که بزودى شرح آن خواهد آمد.
در اینکه جهان هستى از آب (مایع ) بوجود آمده است و یا در جهان آغازین دریا وجود داشته است، در منابع اسلامى بسیار آمده است. که به عنوان مثال دو نمونه آورده میشود.
در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) آمده است که فرمود : نخستین چیزى که خداوند آفرید و همان منشأ همه موجودات شد آب بود .(التوحید ۶۷/۲۰)
پیامبر اسلام در جواب معنى آیه ، وجعلنا من الماء کل شیئ حى ، فرمود : یعنى خداوند هر چیزى را از آب آفرید.(بحار . ج ۵۴ . ص ۲۰۸)

                                             ۳ـ وزش باد نخست.


در اینکه جهان هستى از آب (مایع ) بوجود آمده است و یا در جهان آغازین دریا وجود داشته است، در منابع اسلامى بسیار آمده است. که به عنوان مثال دو نمونه آورده میشود.
در حدیثى از امام باقر(علیه السلام) آمده است که فرمود : نخستین چیزى که خداوند آفرید و همان منشأ همه موجودات شد آب بود .(التوحید ۶۷/۲۰)
پیامبر اسلام در جواب معنى آیه ، وجعلنا من الماء کل شیئ حى ، فرمود : یعنى خداوند هر چیزى را از آب آفرید.(بحار . ج ۵۴ . ص ۲۰۸)
سخن حضرت على(علیه السلام) که فرمود : پس جارى ساخت آبى را ….
نشان مى دهد که این آب بر پشت بادى تند در حال حرکت و گریز بود است .چنین استنباط میشود که همزمان با گشودن فضاها ،باد و آب موجودیت یافته و به سرعت از مرکز خلقت به جلو مى تاختند و مى خواستند منبسط شده و در فضاى گشاده متفرق شوند .اما ماهیت این باد چه بوده است؟
بدون شک این باد مثل بادى نبوده است که ما به تجربه در کره زمین آنرا مى شناسیم.

                                         ۴ـ برگشت آب.


فامر بردّه ، و سلّطها على شدّه ، و قرنـها الى حدّه. « پس امر کرد به باد که آب را باز گرداند و باد را محکم بر آن آب مسلط گردانید و به مرز و سطح آب نزدیک کرد»
از زیاد شدن میزان ماده خلق شده که بصورت دریاى آتشین عظیم، درحال حرکت بود ، نیروى گرانش بتدریج بر نیروى گریز و فرار فزونى مى یابد و بالاخره بر آن غلبه کرده ، حرکت دریا جوشان را متوقف مى سازد و آنرا از هر سو با قدرت بر مى گرداند .تا در یک نقطه گرد آورد . بدین صورت آب دریاى جوشان که ذرات تشکیل دهنده آن از کوارک ها بود به سوى خاستگاه خود بر میگردد.

جمله ى ، سلّطها على شدّه ، تسلط و فزونى یافتن نیروى گرانش بر نیروى حرکت آب بوده است که با سرعت در حال حرکت و انبساط بوده است. و جمله ، قرنها الى حدّه ، به ما مى گوید که این نیرو از سطح آن دریا در حال اعمال به سوى مرکز بوده است یا ممکن است خمیدگى امواج گرانشى جهت بازگرداندن آب دریا باشد. از سخنان حضرت على (علیه السلام)چنین بر مى آید همان بادى که آب را به جلو مى برده است مسئول برگرداندن آب بوده است.چنین عبارتى نشان دهنده ى این است که علت به وجود آمدن نیروى گرانش امواج اصلى وبزرگ مى باشند همان امواجى که نه تنها بنیان فضا را ایجاد کردند بلکه ماده را در سطح خود خلق نمودند.
الهوا من تحتها فتیق،والماء من فوقها دفیق. (( هوا از زیر آن باد گشاده و آب از بالاى آن ریخته شد))                               

                                      سخن حضرت که مى فرماید:
فاجرى فیها ماء … پس جارى ساخت در آن آبى …
ماهیت این آب چه بوده است؟ این آب چند خصوصیت داشته است:
۱ـ بسیار پر جنب وجوش بود .این نشان میدهد که انرژى جنبشى این آب بسیار بالا بوده است . دلیل حتمى آن هم باید این باشد که این آب بسیار داغ بوده و دماى آن به میلیاردها درجه مى رسیده است.
۲ـ این آب بسیار متراکم بوده است. این تراکم فشردگى ذرات آب را نشان میدهد. یعنى در واحد حجم چگالى این آب بسیار بالا بوده است.شاید این آب نسبت به آب آشامیدنى ما میلیاردها بار فشرده تر بوده است.(چون در همه ى این موارد صیغه ى مبالغه بکار رفته است.)
۳ـ از این آب جهان هستى شکل گرفته است. این خصوصیات نشان میدهد ، آبى که حضرت على(علیه السلام) از آن سخن گفته است ،آبى با خصوصیات عجیب بوده است، که ما در روى زمین آن را هرگز تجربه نکرده ایم و بسیار ساده لوحانه خواهد بود که ما فکر کنیم این آب همانند آبى بوده است که ما آن را میاشامیم ویا به تجربه در زمین آن را دیده ایم .
این سخن حضرت على(علیه السلام) مارا متوجه سخن امام صادق(علیه السلام) میکند، که به یکى از منکران خداوند در حالیکه به سنگى اشاره کرده بود ، فرمود ، این سنگ از آب ساخته شده است .اما آن شخص این سخن را نپذیرفته بود و سخن حضرت را به مسخره گرفته و گفته بود ، چگونه ممکن است آبى که من میاشامم روزى چنین سنگى را بوجود آورده باشد.حضرت درجواب فرموده بود منظور ما این آب نیست.
خداوند با دانش بی‌کران خود، نظام‌هایی آفریده که انسان‌ها قادر به درک آن نیستند. زیرا هنوز به جزئیات آن پی نبرده‌اند اما وظیفه ما انسان‌هاست که به‌خاطر نعمت‌های بی‌چون و چرای خداوند سپاسگزار او باشیم.خداوند متعال در کلام خود، قرآن کریم بارها و بارها از ما خواسته است که در آفرینش جهان اندیشه کنیم. بی‌شک این اندیشه راهگشای ما برای درک هدف از خلقت آفرینش و شناخت بهتر آفریدگار بی‌همتای آن است.يكي از رهنمودهاي قرآن كريم دعوت بشر به دقت و مطالعه در جهان هستي و اسرار آفرينش است اگر در صفحات كتاب خلقت دقت كنيم متوجه مي شويم
كه هر پديده و موجودي در اين جهان خود دنيايي از شگفتي است و به ما درسهايي بزرك از خداشناسي را مي آموزد توصيه به مطالعه در پديده هاي آفرينش در رهنمودهاي پيشوايان اسلام نيز به چشم مي خورد و اين از جايگاه رفيع علم و دانش در تعاليم اسلام حكايت مي كند سري به دنياي مورچه ها مي زنيم مورچه ها اين حشرات كوچكي كه در سطح پهناور زمين در جنب و جوشند و گاهي نيز جثه هاي كوچك آنها در زير قدمهاي سنگين ما درهم شكسته مي شود - داراي خلقتي اسرار آميز هستند.
از سخنان حضرت على(علیه السلام) درمورد خلقت جهان نتیجه گرفته مى شود که ،دو انفجارگونه ى آغازین باعث شکل گیرى جهان شده است:
۱ـ انفجارگونه ى اوّل: که فضا، زمان وماده بوجود آورد. سپس ماده خلق شده به صورت آب انبساط پیدا کرد. امّا نیروى گرانش پس از مدتى آن آب را از هر سو گرد آورده و به صورت دریاى جوشان در یک جا جمع کرد.
۲ـ انفجار گونه ى دوم: که بعداز گذشت زمان زیادى از انفجارگونه ى اوّل در ظرف فضا رخ داد باعث تولید باد شدیدى شد که به دریاى جوشان وزید و ماده ى آن دریا را تحریک کرده و متحول ساخت. این تحول باعث پرتاب حباب ها از این دریا شد. این حباب ها ضمن حرکت به جلو در فضا به انبساط پرداختند. وبعد از گذشت میلیون ها سال باعث بوجود آمدن هفت آسمان شدند.
امروزه ما میدانیم که چگونه در درون زمین ماگما وجود دارد و از دهانه آتشفشان ها بیرون مى آید سپس سرد شده و به سنگ تبدیل میشود .این ماگما که بصورت مایع گداخته با دماى بالاست،بصورت آب، روان است .
در شرح و توضیح این خطبه  مطالب زیاد نوشته شده فقط گوشه ای از آن آورده شد.
مولای بزرگوار، امیرالمؤمنین علیه السّلام فرموده اند:  (شناخت و مطالعه نفس سودمندترین شناخت هاست).
 مولای بزرگوار، امیرالمؤمنین علیه السّلام در روایتی، اهمیت آن را اینگونه بیان فرموده اند:   (به دنبال علم باشید اگرچه در چین باشد). و آن معرفت النّفس است که در آن شناخت خدای عزّوجلّ است.
و باز آن بزرگوار فرموده اند:
کسی که خودش را بشناسد، خدایش را خواهد شناخت.
از مولای بزرگوار، امیرالمؤمنین علیه السّلام از موضوع قدر سؤال کردند؛ آن بزرگوار فرمودند:
راهی است تاریک، آن را مپیمائید؛ و دریایی است ژرف، وارد آن نشوید؛ و رازی است خدایی، خود را به زحمت نیندازید.
مردی از ، امیرالمؤمنین علیه السّلام از جبر و اختیار سؤال کرد حضرت دو سه بار دست خود را تکان دادند و سپس فرمودند:
اگر پاسخت را بگویم، همانا کافر می شوی!
از  امام صادق علیه السّلام در زمینه جبر و تفویض سؤال شد؛ فرمودند:
نه جبر است و نه تفویض؛ بلکه منزلی است میان آن دو که حق آنجاست و آن منزل را نداند جز عالم و یا کسی که عالم به وی آموخته باشد.
امیرالمؤمنین علیه السّلام می فرمایند:
بر امور واقع نشده به آنچه واقع شده است، استدلال نما و با مطالعه قضای تحقق یافته، حوادث تحقق نیافته را پیش بینی کن؛ زیرا که امور جهان همانند یکدیگرند....
                   (آفرینش نفس انسان از نظر ابن سینا و ملاصدرا)
به نظر ابن سینا اصل خلقت روح از عالم تجرد بوده و بدن از عالم ماده، و خداوند روح را از عالم بالا پائین آورده و در قالب بدن مسکن داده، و روح آلات و اعضاء بدن را بعنوان ابزار کار استخدام کرده است و در موقع مرگ مانند صنعتگری است که آلات و ابزار کار خود را ترک می کند، کما آنکه شیخ الرئیس أبوعلی سینا در «قصیده عینیه» خود بر این مبنا معتقد است.
خلقت در نظام اسلام
در دين اسلام تمامي مسائلي كه مطرح ميشود در پايان به خداوند ختم شده اينگونه بيان ميشود كه اول و اخر شئ يا ان مسئله در نظر خدا است البته رسيدن به اين بينش در هر فردي ممكن نيست مگر اينكه مردم با قدرت واقعي خدا و عظمت او به خوبي اشنا شده و آن را احساس كرده باشند.اصلي ترين منبعي كه حتي مردم عادي هم در ان مي توانند به گشت و گذار پرداخته و با اسرار آفرينش هستي اشنا شوند قرآن كريم است و بعد از ان اخبار و احاديثي كه از پيامبر(ص) و امامان (ع) نقل شده است.لبته همانگونه كه ذكر شد هر چيزي در عين ظاهر باطني نيز دارد  اين امر براي قران نيز صادق است .چنانكه براي قران هفت باطن و بيشتر ذكر شده است كه شما ايه اي را مي خوانيد در ظاهر به چيزي مي رسيد و اما در باطن ان ايه جيزي هست عظيم تر و باشكوه تر و همين گونه تا چندين مرتبه.
                                                     فلسفه آفرینش انسان
کتاب  «اسرار آفرینش» نوشته هارون یحیی با ترجمه علیرضا عیاری ما را با شگفتی‌های خلقت آشنا می‌کند و با خالقی که تمامی انسان‌ها را از عدم آفریده و نعمت‌هایی را در اختیارشان گذاشته که آدم‌ها یا از وجود آن آگاه هستند یا در ناآگاهی به سر می‌برند.
 کتاب «اسرار آفرینش»، در صدد یادآوری این حقیقت مهم است که خداوند در قرآن به آن اشاره کرده و آن این‌که:«آنچه در آسمان‌ها و زمین است، خداوند را تسبیح می‌گوید... او راست فرمانروایی آسمان‌ها و زمین که زنده می‌دارد و می‌میراند و او برهر کاری توانست...»
پیامبر بزرگوار صلّی اللّه علیه و آله و سلّم می فرمایند:
یک ساعت تفکر از یکسال عبادت برتر است و کسی به این منزلت نائل نمی گردد مگر اینکه حضرت حق او را به نور معرفت و توحید برگزیده باشد.

از سخنان حضرت على(علیه السلام) درمورد خلقت جهان نتیجه گرفته مى شود که ،دو انفجارگونه ى آغازین باعث شکل گیرى جهان شده است:
۱ـ انفجارگونه ى اوّل: که فضا، زمان وماده بوجود آورد. سپس ماده خلق شده به صورت آب انبساط پیدا کرد. امّا نیروى گرانش پس از مدتى آن آب را از هر سو گرد آورده و به صورت دریاى جوشان در یک جا جمع کرد.
۲ـ انفجار گونه ى دوم: که بعداز گذشت زمان زیادى از انفجارگونه ى اوّل در ظرف فضا رخ داد باعث تولید باد شدیدى شد که به دریاى جوشان وزید و ماده ى آن دریا را تحریک کرده و متحول ساخت. این تحول باعث پرتاب حباب ها از این دریا شد. این حباب ها ضمن حرکت به جلو در فضا به انبساط پرداختند. وبعد از گذشت میلیون ها سال باعث بوجود آمدن هفت آسمان شدند.

مولای بزرگوار، امام صادق علیه السّلام می فرمایند:
...مردی از بنی اسرائیل در جزیره ای از جزایر دریا، خدا را عبادت می کرد که سبز و خرم و پر درخت و خوش آب و هوا بود. یکی از فرشتگان به او گذر کرد و عرض کرد خدایا ثواب این بنده ات را به من نشان بده!
خدای عزوجل عمل او را به فرشته نشان داد و فرشته آن عمل او را کم شمرد. خدای عزوجل به آن فرشته وحی فرمود همراه او باش. فرشته بصورت انسانی نزد او رفت. عابد گفت: تو کیستی؟ فرشته گفت من مردی عابدم. آوازه تو و عبادتت را شنیده ام، به اینجا آمده ام همراه تو عبادت خدا بکنم. آن روز را با او گذراند، صبحگاهان به عابد گفت: جای سبز و خرّمی داری؟
عابد گفت: کاش پرودگار ما حیوانی داشت! اگر او الاغی داشت در این جا برایش می چراندم، این همه علف تباه می شود
فرشته گفت: پروردگار تو الاغ ندارد! عابد گفت: اگر داشت این علفها ضایع نمی ماند.
خدای عزوجل به فرشته فرمود: همانا من او را به اندازه عقلش ثواب دهم...

                                                                منابع:
۱ـ ترجمه و شرح نهج البلا غه ، حاج سید على نقى فیض الاسلام، مؤ سسه انتشارات فقیه، ۱۳۷۸٫
۲ـ ترجمه نهج البلاغه ، محمد على انصارى قمی، انتشارات نوین ۱۳۴۵٫
۳ـ ترجمه نهج البلاغه ، دکترسید جعفر شهیدی، سازمان انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی، ۱۳۶۸٫
۴ـ ترجمه نهج البلاغه ، عبد المحمدآیتى ، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، بنیاد نهج البلاغه ،۱۳۷۷٫
۵ـ ترجمه و شرح نهج البلاغه ، مولى فتح اله کاشانی، انتشارات میقات،۱۳۴۰٫
۶ـ تفسیر عمومى نهج البلاغه ،استاد محمد تقى جعفرى ، دفتر نشر و فرهنگ اسلامی،۱۳۵۷٫
۷ـ کتاب آئینه حریم درتفسیرخطبه اول نهج البلاغه، آیت الله عباس ایزدی، مؤسسه فرهنگى هنرى ضریح،۱۳۷۳
۸ـ شرح نهج البلاغه ، کمال الدین میثم بن على بن میثم، نشر مؤسسه النصر ، ۱۳۷۸٫
۹ـ شرح نهج البلاغه، ابن ابى الحدید، دار الکتب العلمیه ، بیروت ۱۴۱۸٫ هـ ق
۱۰ـ شرح نهج البلاغه، آیه الله سید محمد شیرازی، مؤسسه الفکر الاسلامى ،۱۴۱۰٫هـ ق.
۱۱ـ مفتاح االسعاده فى شرح نهج البلاغه ، محمد تقى التقوى قا ئنى خراسانی، مکتبه المصطفی.
۱۲ـ میزان الحکمه، محمد محمدى رى شهری، نشر دار الحدیث،۱۳۷۷،هـ ش
۱۳ـ بحارالانوار، محمد باقر مجلسی، جاویدان، ۱۳۶۲٫ج ۵۴ ،
پایگاه علمی  فرهنگی  اعتقادی الشیعه
و کتابهای زیاد و چند سایت های  دیگرکه آوردن آنها  طولانی نشود.