513 - حدیث ثقلین
9 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                       دو میراث گرانبهاحدیث ثقلین و عصمت

                                        حدیث ثقلین چیست و چه می‌گوید؟

                           حدیث ثَقَلین (دو گرانسنگ) است و یکی از حدیث‌های متواتر پیامبر اسلام است.
حدیث ثقلین باعبارات مختلف آمده ولی متواتراست که شکی در آن نیست.
(    انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی- و - ان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما ).
«من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می‌گذارم یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترتم اهل بیت را. تا وقتی که از این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ‌گاه از هم جدا نمی‌شوند. تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند.»
همچنین ام سلمه از پیامبر اسلام حدیثی با همان مضمون حدیث ثقلین نقل می‌کند که وی گفت: «علی با قرآن است و قرآن با علی است، آن‌ها از هم جدا نمی‌شوند تا اینکه در حوض بر من وارد شوند[.مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۲۴  -  صو اعق المحرقه، ابن حجر، فصل ۹، بخش ۲، ص ۱۹۱، ۱۹۴ -- وتریخ الخلفا، جلال الدین سیوطی، ص ۱۷۳).
میر حامد حسین نام این اشخاص را آورده‌است. همچنین صحّت حدیث ثقلین توسط رساله‌ای که «دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه» در مصر در چند سال پیش در مورد این حدیث چاپ کرد به اثبات رسیده‌است.[۱۷۳).

                                               وحدت و انسجام اسلامی از دیدگاه آیت‌الله بروجردی

  طبق روایات تشیع و منابع دست اول اهل سنت، پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) امت را بعد از خویش به دو چیز گران بها یعنی کتاب خدا و اهل بیت و عترت خویش سفارش کردند و راه هدایت را در تبعیت از این دو ثقل دانستند. البته برخی از نقل‌های اهل سنت واژه سنت را نقل کرده اند که با بررسی سندی، راویانی در سلسله سند آن روایات وجود دارد که خود اهل سنت این راویان را ضعیف برشمرده و احادیث آنها را بی‌اعتبار خوانده اند.
 نام حدیث را به دلیل وجود کلمه “ثقلین” در متن روایت، حدیث ثقلین می‌گویند و ثقلین به معنای دو شیء سنگین وزن و  گران بها است.
البته حدیث ثقلین یکی از احادیث مشهور پیامبر اکرم (صلى الله علیه و آله) است.
این حدیث با اختلافات اندکی در متن، بارها توسط علمای تشیع و تسنن نقل شده است تاجایی که آن را از احادیث متواتر دانسته‌اند. این حدیث را به نقلی ۲۵[- الصواعق المحرقه على أهل الرفض والضلال والزندقه، ابن حجر الهیتمی، أحمد بن محمد بن علی، ناشر: مؤسسه الرساله، لبنان، سال چاپ: ۱۴۱۴، ج۱، ص۱۵۰. و به نقلی ۳۵ ).
[- سبیل النجاه فی تتمه المراجعات، حسین راضی، ناشر: حسین راضی، بیروت، سال چاپ: ۱۹۸۲، ج۱، ص۱۷۱۹.
وبه نقل دیگر 35 نفراز اصحاب رسول خدا (صلى الله علیه و آله) نقل کرده اند و طی سیزده قرن تعداد ۱۵۰ نفر از علمای اهل سنت آن را در آثار خود بیان کرده‌اند.
 
                                                     حدبث باعبارات گوناگون

این حدیث از رسول خدا صلی الله علیه و آله  با عبارات گوناپون آمده
1 -  در کتاب کافی که از کتب اریعه تشیع است؛ این حدیث اینچنین آمده است: «…إِنِّی تَارِک فِیکمْ أَمْرَینِ إِنْ أَخَذْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا- کتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ أَهْلَ بَیتِی عِتْرَتِی أَیهَا النَّاسُ اسْمَعُوا وَ قَدْ بَلَّغْتُ إِنَّکمْ سَتَرِدُونَ عَلَی الْحَوْضَ فَأَسْأَلُکمْ عَمَّا فَعَلْتُمْ فِی الثَّقَلَینِ وَ الثَّقَلَانِ کتَابُ اللَّهِ جَلَّ ذِکرُهُ وَ أَهْلُ بَیتِی… [ - الکافی، کلینی، محمد بن یعقوب، ناشر: دارالکتب الاسلامیه، تهران، سال چاپ: ۱۳۶۳، ج۱، ص۲۹۴.
      … من در میان شما دو چیز باقی می‌گذارم که اگر آنها را دستاویز قرار دهید، هرگز گمراه نخواهید شد: کتاب خدا و عترتم که اهل بیتم هستند. ای مردم بشنوید! من به شما رساندم که شما در کنار حوض بر من وارد می‌شوید، پس من از شما درباره رفتارتان با این دو یادگار ارزشمند سؤال خواهم کرد، یعنی کتاب خدا و اهل بیتم…»
2 - نقل سنن نسائی
حدیث مبارک ثقلین در یکی دیگر از صحاح سته اهل سنت به نام سنن نسائی اینگونه آمده است: «کَأَنِّی قَدْ دُعِیتُ فَأَجَبْتُ، إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ، أَحَدُهُمَا أَکْبَرُ مِنَ الْآخَرِ: کِتَابُ اللَّهِ تَعَالَى، وَعِتْرَتِی، فَانْظُرُوا کَیْفَ تَخْلُفُونِی فِیهِمَا، فَإِنَّهُمَا لَنْ یَتَفَرَّقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض     [  السنن الکبرى، احمد بن على نسائی، ناشر: دار الفکر، بیروت، ح ۸۱۴۸. گویا من (به ارتحال از دنیا) دعوت‎ شده و اجابت نموده‎ام، همانا من دو چیز گرانبها در میان شما باقی‎گذاشتم که یکی بزرگتر از دیگری است: کتاب خداوند متعال و عترتم، پس بنگرید که چگونه پس از من با آنها برخورد می‎کنید، بدرستی که آنها از هم جدا نمی‎شوند تا اینکه در کنار حوض(در بهشت) بر من وارد شوند.»
3 -   نقل صحیح مسلم و دیگران
صحیح مسلم که از صحاح ششگانه اهل سنت است این حدیث را اینچنین نقل کرده است: « زَیدُ بنُ أرقَمَ: قامَ رَسولُ اللّهِ صلى‏ الله‏ علیه‏ وآله یَومًا فینا خَطیبًا بِماءٍ یُدعى «خُمًّا» بَینَ مَکَّهَ والمَدینَهِ، فَحَمِدَ اللّهَ وأثنى عَلَیهِ ووَعَظَ وذَکَّرَ، ثُمَّ قالَ: أمّا بَعدُ، ألا أیُّهَا النّاسُ، فَإِنَّما أنَا بَشَرٌ یوشِکُ أن یَأتِیَ رَسولُ رَبّی فَاجیبَ، وأنَا تارِکٌ فیکُم ثَقَلَینِ: أوَّلُهُما کتابُ اللّهِ فیهِ الهُدى والنّورُ، فَخُذوا بِکتابِ اللّهِ واستَمسِکوا بِهِ. فَحَثَّ عَلی کِتابِ اللّهِ ورَغَّبَ فیهِ، ثُمَّ قالَ: وأهلُ بَیتی، اذَکِّرُکُمُ اللّهَ فی أهلِ بَیتی، اذَکِّرُکُمُ اللّهَ فی أهلِ بَیتی، اذَکِّرُکُمُ اللّهَ فی أهلِ بَیتی[ [ صحیح مسلم، مسلم بن الحجاج نیسابوری، ناشر: دار الفکر، بیروت، سال چاپ:۱۴۱۲، ج۴، ص۱۸۷۳، ح۲۴۰۸.
زید بن ارقم: پیامبر خدا (صلى الله علیه و آله) روزى در میان ما در آبگیرى که «خُمّ» نامیده می ‏شود و میان مکّه و مدینه قرار دارد به خطبه برخاست و پروردگار را ستود و پند داد و موعظه کرد و سپس فرمود: امّا بعد، هان، اى مردم! من هم انسانى هستم که به زودى پیک پروردگارم نزد من نیز بیاید و من هم پاسخش گویم. من در میان شما دو «ثقل» به یادگار مى‏ نهم: نخستین آن دو، کتاب خداست که در آن هدایت و نور نهفته است، پس کتاب خدا را فرا ستانید و بدان چنگ در زنید. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر کتاب خدا ترغیب کرد و تشویق نمود و سپس فرمود: و اهل بیت من، خدا را در حقّ اهل بیتم به یاد شما مى ‏آورم. (سه بار فراز پایانی را تکرار کردند).»
این حدیث به همبن صورت در منابع دیگری نیز از جمله سنن دارمی و مسند احمد بن حنبل و سنن الکبری و… نقل شده است. [- سنن الدارمی، عبدالله بن عبدالرحمن الدارمی، ناشر: دارالفکر، ج۲، ص۸۸۹، ح۳۱۹۸؛ مسند أحمد، احمد بن حنبل، ناشر: دار صادر، بیروت، ج۷، ص۷۵، ح۱۹۲۸۵؛ سنن الکبرى، احمد بن الحسین البیهقی، ناشر: دارالفکر، بیروت، ج۱۰، ص۱۹۴، ح۲۰۳۳۵؛ تهذیب تاریخ دمشق، ابن عساکر، ناشر: دار الفکر، بیروت، سال چاپ: ۱۴۱۵، ج۵، ص۴۳۹.
 از کل احادیث بر می‌آ‌ید که  به این شکل است:

«انّی تارکٌ فیکم الثِّقلَین کتاب اللهِ و عترتی ما ان تمسّکتم بهما لن تضلّوا ابداً لن یفترقا حتّی یردا علیّ الحوض»
این حدیث در کتابهای صحاح سته یافت می شود، در تاریخ‌ها، تفسیرها و لغت به مناسبات مختلف نقل و روایت شده.
ثقلان در قرآن به معنی جنس و انس به کار گرفته شده ولی در این روایت از قرآن به ثقل اکبر و از اهل بیت به ثقل اصغر تعبیر شده‌است. در بعضی از احادیث سؤال شده که ثقلان چیست؟ حضرت فرموده‌اند: کتاب خدا و اهل بیت. مطلب بسیار مهم دیگر این است که پیغمبر فرمود این دو از هم جدا نمی شوند.
و چنگ زدن به هر دوی این‌ها اجتناب ناپذیر است و نمی‌توان گفت «حسبنا کتاب‌الله» یا «حسبنا ما روی لنا من اهل البیت»
و دیگر اینکه رسول اکرم می‌گوید اگر به این دو چنگ بزنید هرگز گمراه و بدبخت نمی‌شوید. و انحراف مسلمین از آن وقتی شروع شد که خواستند بین کتاب خدا و اهل بیت فاصله و جدایی بیندازند.
و در واقع دین در تمام مراتب احتیاج به کسی دارد که آن را نسبت به زمان تفسیر کند. و این فهم دقیق از قرآن فقط از طریق یک علم خاص صورت می‌پذیرد و هر فرقه‌ای که هر کدام از این دو را کنار گذاشته به انحراف کشیده شده‌اند.
                                                                به یک مطلب توجه کنید

در برخی از نقل‌های شاذ و البته به نقل از راویان ضعیف به جای لفظ عترتی یا اهل بیتی، واژه سنتی را می‌بینیم. ولی به دلیل نادر بودن این نقل‌ها و وجود راویان ضعیف در سلسله سند این روایات، این نقل‌ها توسط خود اهل سنت مردود دانسته شده است. مثلاً یکی از نقل‌ها اینچنین است که حاکم حسکانی نقل کرده از ابن ابى اویس از پدرش اویس، از ثور بن زید دیلى از عکرمه از ابن عباس نقل مى کند که پیامبر(صلى الله علیه و آله) فرمود: «من در میان شما دو چیز مى گذارم. اگر به آن چنگ بزنید گمراه نمى شوید: کتاب خداو سنّت پیامبر (صلى الله علیه و آله) »[ المستدرک علی الصحیحین، محمد بن عبدالله أبو عبدالله الحاکم نیسابور، ناشر : دار الکتب العلمیه، بیروت، ج۱، ص ۹۳. متن چنین است: إِسْمَاعِیل بْن أَبِی أُوَیْسٍ، حَدَّثَنِی أَبِی، عَنْ ثَوْرِ بْنِ زَیْدٍ الدِّیلِیِّ، عَنْ عِکْرِمَهَ، عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ، أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ خَطَبَ النَّاسَ فِی حَجَّهِ الْوَدَاعِ، فَقَالَ: ( … إِنِّی قَدْ تَرَکْتُ فِیکُمْ مَا إِنِ اعْتَصَمْتُمْ بِهِ فَلَنْ تَضِلُّوا أَبَدًا کِتَابَ اللَّهِ ، وَسُنَّهَ نَبِیِّهِ صَلَّى اللهُ عَلَیْهِ وَسَلَّمَ
 اولا ابن ابی اویس و پدرش هردو طبق نظر اهل سنت، راویانی ضعیف به شمار می‌روند که حدیث آنها اعتبار ندارد. [  تهذیب الکمال فی اسماء الرجال، یوسف المزی، با تحقیق دکترعواد معروف، ناشر: مؤسسه الرساله، بیروت، ۱۴۰۶، ج۳، ص ۱۲۷:).
«ابواویس و فرزندش ضعیف اند و آنان حدیث را سرقت مى کردند و راست و دروغ را به هم مى آمیختند و دورغ مى گفتند. اعتبارى به گفتار آنان نیست.» دوم اینکه خود حاکم حسکانی پس از ذکر این حدیث اینچنین گفته است: « وَذِکْرُ الِاعْتِصَامِ بِالسُّنَّهِ فِی هَذِهِ الْخُطْبَهِ غَرِیبٌ[- المستدرک، همان، ج۱، ص ۹۳.   بیان چنگ زدن به سنت در این خطبه چیز غریبی است.»
در نقل‌های دیگر نیز که واژه سنت وارد شده، مشکل ضعف راوی را مشاهده می‌کنیم. از این روست که در منابع دست اول اهل سنت، حدیث ثقلین با واژه عترت و اهل بیت تنها دیده می‌شود.
                                           حدیث ثقلین و عصمت

مسئله در باب توانایی معنوی امام بعد از پیغمبر است که عقلاً باید معصوم از خطا و لغزش باشد و ما حدیث ثقلین را دلیلی بر این امر می‌دانیم این حدیث توسط شیعه و سنی بسیار نقل شده است. وقتی که پیامبر صلی‌الله علیه و آله کتاب‌الله و عترتی را کنار هم می‌آورد یعنی نوع هدایت آن دو از یک سنخ است. و تمسک به هر دوی آن ها باید از یک سنخ باشد.
و تأکید حضرت بر این است که باید مردم آیین خود را از این دو منبع بگیرند و مرجع آن ها کتاب‌ خدا و عترت باشد. و وقتی که حضرت با این قاطعیت می‌فرمایند که از این دو منبع دین خود را بگیرید تا هرگز گمراه نشوید یعنی این دو منبع اشتباه ناپذیرند و پیروی و چنگ زدن به آن دو شما را از ضلالت و گمراهی بر حذر می‌دارد.
کثرت با وحدت است و اضمحلال قطرات در دریا است، یا چیز دیگر که به عقل و‏‎ ‎‏عرفان بشر راهی ندارد.
 باید گفت آن ستمی که از طاغوتیان بر این دو ودیعۀ‏‎ ‎‏رسول اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ گذشته، بر امت مسلمان بلکه بر بشریت‏‎ ‎‏گذشته است که قلم از آن عاجز است.‏
‏‏     و ذکر این نکته لازم است که حدیث «ثقلین» متواتر بین جمیع مسلمین است‏‎ ‎‏و ‏‏[‏‏در‏‏] ‏‏کتب اهل سنت از «صحاح ششگانه» تا کتب دیگر آنان، با الفاظ مختلفه و‏‎ ‎‏موارد مکرره از پیغمبر اکرم ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ به طور متواتر نقل شده‏‎ ‎‏است. و این حدیث شریف حجت قاطع است بر جمیع بشر بویژه مسلمانان‏‎ ‎‏مذاهب مختلف؛ و باید همۀ مسلمانان که حجت بر آنان تمام است جوابگوی آن‏‎ ‎‏باشند؛ و اگر عذری برای جاهلان بیخبر باشد برای علمای مذاهب نیست.
                                                   ‏‏منابع حدیث ثقلین

در بسیاری از کتاب‌های شیعی و سنی به این حدیث اشاره شده‌است. برخی از منابع اهل تسنن که حدیث ثقلین در آن آورده شده عبارتند از:
1 -  صحیح ترمذی، ج ۵، ص ۶۶۳–۶۶۲، ۳۲۸ به نقل از بیش از ۳۰ نفر از اصحاب
  2 -   مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج ۳، ص ۱۰۹، ۱۱۰، ۱۴۸، ۵۳۳، حاکم نوشته که این حدیث صحیح می‌باشد بر اساس نظر شیخین (بخاری و مسلم)
3 -    سنن ابن ماجه، ج ۲، ص ۴۳۲
 4 -   مسند احمد بن حنبل، ج ۳، ص ۱۴، ۱۷، ۲۶، ۵۹، ج ۴، ص ۳۶۶، ۳۷۲–۳۷۰
 5 -   فضایل صحابه، احمد بن حنبل، ج ۲، ص ۵۸۵، حدیث ۹۹۰
6 -    خصایص نسایی، ص ۲۱، ۳۰
7 -    الصواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، فصل ۱۱، بخش ۱، ص ۲۳۰
 8 -   کبیر طبرانی، ج ۳، ص ۶۳–۶۲، ۱۳۷
 9 -   کنزالعمال، متقی هندی، فصل اعتصام به حبل ا…ه ج ۱، ص ۴۴
  10 -     تفسیر ابن کثیر، ج ۴، ص ۱۱۳، زیر تفسیر آیه ۴۲:۲۳
   11 -  طبقات الکبری، ابن سعد، ج ۲، ص ۱۹۴، چاپ لبنان
 12 -     الجمیع الصغیر، سیوطی، ج ۱، ص ۳۵۳ و نیز در جلد ۲
13 -    مجمع الزوائد، هیثمی، ج ۹، ص ۱۶۳
14 -     فاتح الکبیر، بنهانی، ج ۱، ص ۴۵۱.
15 -     جامع الاصول، ابن اثیر، ج ۱، ص ۱۸۷
16 -     تاریخ ابن عساکر، ج ۵، ص ۴۳۶
17 -     درالمنثور، حافظ سیوطی، ج ۲، ص ۶۰
18 -    ینایع الموده، قندوزی حنفی، ص ۳۸، ۱۸۳
و موارد دیگر که آوردنش بطول می انجامدو گفتارها و بحث ها هم  در باره این حدیث شریف زیادست.
حدیث ثقلین از موارد اختلافی اهل تسنن و تشیع است. شیعیان اهل تسنن را به این موضوع متهم می‌کنند که پیشوای ایشان، خلیفه دوم  با قول معروف خویش _ «حسبنا کتاب الله»  رهنمودهای این حدیث نبوی را زیر پا گذاشته‌است. [. صحیح بخاری، باب کتابه العلم من کتاب العلم، ۱/ ۲۲ و مسند احمد حنبل، تحقیق احمد محمد شاکر، حدیث ۲۹۹۲ و طبقات ابن سعد، ۲/ ۲۴۴، چاپ بیروت _

منبع:  روایات و سایت های مختلف وسیری در نهج البلاغه؛ مرتضی مطهری