511- (حبل الله) در قرآن یعنی چه ؟!
65 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

معناشناسی حبل الله

در اسلام حفظ اتحاد و هماهنگی از مطالب اساسی و کلیدی است که در این مورد آیات و اخبار زیاد و مهمی وجود دارد که اهمیت آن را بیان می کند حال بگوشه ای از آن توجه نمایید

قرآن اتحاد را به ریسمان قوی و محکم تشبیه می نماید که همه به آن دست زده و محکم نگهدارد.

وَ اعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعاً وَ لَا تَفَرَّقُواْ وَ اذْکرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیکمْ إِذْ کنتُمْ أَعْدَآءً فَأَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوناً وَ کنتُمْ عَلَی شَفَا حُفْرَةٍ مِّنَ النَّارِ فَأَنقَذَکم مِّنْهَا کذلِک یبَینُ اللَّهُ لَکمْ ءَایتِهِ لَعَلَّکمْ تَهْتَدُونَ

و همگی به ریسمان خدا، تمسّک جویید، و پراکنده نشوید؛ و نعمتِ خدا را بر خودتان، به یاد آرید، آنگاه که دشمنان (یکدیگر) بودید، و [او] میان دل های شما، الفت انداخت، پس به (برکتِ) نعمت او، برادران (همدیگر) شدید. و شما بر کنار حفره ای از آتش بودید، و شما را از آن نجات داد؛ اینگونه، خدا نشانه هایش را برای شما روشن بیان می کند؛ تا شاید شما راهنمایی شوید.

«حَبْل» در لغت، به معنای ریسمانی طولانی و محکم است که با آن چیزی را می بندند. راغب اصفهانی می گوید: «حبل به معنای ریسمان است که معروف می باشد، ولی به صورت استعاره، برای هر ارتباطی مورد استفاده قرار می گیرد».

آیه شریفه «وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللهِ جَمِیعاً وَ لاَ تَفَرَّقُوا»؛[103آل عمران ) بیانگر اصلی اساسی است؛ و آن این که مسلمانان همگی باید حول یک محور جمع شوند و حرکت نمایند تا وحدتشان حفظ شده و از هرگونه تفرقه جلوگیری شود. پروردگار با تعبیر«حبل الله» و یا «ریسمان خدا» در صدد بیان این محور برآمده است.

خداوند متعال در آیه شریفه، محور وحدت مسلمانان را به ریسمان تشبیه نموده؛ زیرا انسان در شرایط عادی و بدون داشتن راهنما در قعر چاه ظلمت و نادانی است و برای نجات از این چاه ترسناک نیاز به ریسمان محکمی دارد که همان ریسمان الهی است.

مصادیق حبل الله

با توجه به اضافه شدن «حبل» به «الله» در آیه شریفه، قرآن ریسمانی را معرفی می کند که متعلق به پروردگار بوده و حلقه وصل بین او و بنده اش را ایجاد می کند و طبیعتاً این ریسمان باید مصداقی خارجی داشته باشد.

اندیشمندان شیعی برای «حبل الله» مصادیق گوناگونی ذکر کرده اند؛ مانند: 1. دین اسلام که ملاکش ولایت است؛ 2. توحید و ولایت - 3. اهل بیت؛ -4. قرآن؛ 5. قرآن و اهل بیت باهم.البته می توان گفت که بازگشت تمام موارد فوق، به قرآن و عترت(ع) است و روایات فراوانی نیز بر این موضوع تأکید دارد که «قرآن»، «عترت» و یا هردوی آنها مصداق «حبل الله» می باشند.

با بررسی واژه «حبل الله» در آیات و روایات، به این نکته دست می یابیم که هنگامی پیوند با «حبل الله» و یا همان ریسمان الهی حاصل می شود که افراد هم به «قرآن» و هم به «عترت» پیوند خورده باشند؛ زیرا آن دو از هم جدایی ناپذیرند و به همین دلیل، تحقق وحدت و عدم تفرقه در امت تنها زمانی تحقق می پذیرد که تمام مسلمانان خود را به ریسمان ثقلین متصل کنند

.با بررسی واژه «حبل الله» در آیات و روایات، به این نکته دست می یابیم که هنگامی پیوند با «حبل الله» و یا همان ریسمان الهی حاصل می شود که افراد هم به «قرآن» و هم به «عترت» پیوند خورده باشند؛ زیرا آن دو از هم جدایی ناپذیرند و به همین دلیل، تحقق وحدت و عدم تفرقه در امت تنها زمانی تحقق می پذیرد که تمام مسلمانان خود را به ریسمان ثقلین متصل کنند.

.قرآن به وحدت توجه فراوانی داشته است و وحدت میان دل های مؤمنان را ضروری دانسته و راه کارهای گوناگونی را برای این کار پیش بینی کرده است.

محور وحدت در دیدگاه قرآنی «توحید» و دین اسلام است. قرآن کریم می فرماید: «ای پیامبر! به اهل کتاب بگو، بیایید بر اساس کلمه ای که بین ما و شما مشترک است، غیر از خدا را نپرستیم و یک دیگر را در برابر خداوند به عنوان رب و پروردگار نگیریم پس اگر روی برگرداندند بگویید، شاهد باشید که ما اهل تسلیم در برابر حق هستیم».(آل عمران، 64)

در تفسیر «عیاشی» از امام باقر علیه السلام نقل شده است: «ریسمان الهی که مردم مأمور به چنگ زدن به آن هستند، «آل محمد صلی الله علیه و آله» است.در آیه ۱۰۳ سوره آل عمران مسئله «اتحاد و مبارزه با هر گونه تفرقه» مطرح شده است: «وَاعْتَصِمُواْ بِحَبْلِ اللّهِ جَمِیعًا وَلاَ تَفَرَّقُواْ»؛ همگی به ریسمان الهی چنگ زنید و از هم پراکنده نشوید.

مفسران درباره منظور از «حبل الله» (ریسمان الهی) چند احتمال ذکر کرده اند: قرآن؛ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله؛ خاندان پیامبر و امامان معصوم علیهم السلام.

در روایات پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام نیز تعبیرهای گوناگونی دیده می شود. در تفسیر «الدّرّ المنثور» از پیغمبر صلی الله علیه و آله و در کتاب «معانی الاخبار» از امام سجاد علیه السلام نقل شده است که فرمودند: «حبل الله» قرآن است.

در تفسیر «عیاشی» از امام باقر علیه السلام نقل شده است: «ریسمان الهی که مردم مأمور به چنگ زدن به آن هستند، «آل محمد صلی الله علیه و آله» است. همچنین در «التفسیر الکبیر» فخررازی، «مجمع البیان» و «المیزان» همه این احتمالات بیان شده اند.

این تعبیرها - همان گونه که بیشتر مفسران گفته اند - هیچ اختلافی با یکدیگر ندارند؛ زیرا منظور از ریسمان الهی هر گونه وسیله ارتباط با ذات پاک خداوندی است؛ حال این وسیله اسلام باشد یا قرآن یا پیامبر و اهل بیت او، فرقی نمی کند؛ به عبارت دیگر «حبل الله» یعنی «وسیله ارتباط با خدا» و این مفهوم مصادیق متعددی می تواند داشته باشد که همه موارد مذکور از مصادیق این مفهوم وسیع هستند.

قرآن را «حبل الله» می خوانند؛ چون هر کس به آن تمسک جوید، از غرق شدن در گمراهی نجات یافته، هدایت می شود.

    اهل بیت(علیهم السلام)، حبل الله

4. عبدالله بن عباس می گوید: نزد پیامبر بودیم که فردی اعرابی وارد شد و گفت: شنیدم که فرموده اید: «اعتصموا بحبل الله»؛ منظورتان از ریسمان خدا چیست؟! پیامبر(ص) دستشان را به دست امام علی(علیه السلام) زده و فرمود: «به این مرد بپیوندید که او ریسمان محکم است».[. بحرانی، سید هاشم، البرهان فی تفسیر القرآن، ج 1، ص 672، تهران، بنیاد بعثت، چاپ اول، 1416ق.

 امام باقر (علیه السلام): «منظور از حبل الله که خدا به چنگ زدن به آن توصیه کرده، آل محمد هستند».[. ابن طاووس، علی بن موسی، طرف من الأنباء و المناقب، ص 409، مشهد، تاسوعا، چاپ اول، 1420ق.

6. امام باقر(ع): «خداوند متعال می دانست که امت پیامبر(ص) بعد از رحلت حضرتشان، گروه گروه می شوند؛ لذا آنان را از این پراکنده شدن نهی کرد و فرمود که: همگی باید بر ولایت آل محمد جمع شوید و متفرق نشوید».[. تفسیر القمی، ج 1، ص 108.

7. یکی از محکم ترین روایاتی که مراد از «حبل الله» را مشخص می کند؛ «حدیث ثقلین» است که به صورت متواتر در میان شیعه و اهل سنت نقل شده است.[

(. ر. ک: «الفاظ حدیث ثقلین در منابع اهل سنت و شیعه»، سؤال 17344؛ «چرایی اهمیت حدیث ثقلین»، سؤال 34175.

قرائن محکمی وجود دارد که ارتباط این روایت را با آیه مورد نظر تأیید می کن

   تبیین ارتباط میان امامت و حبل الله

1. در دو آیه قبل از آیه «و اعتصموا بحبل الله. ..»، آیه دیگری وجود دارد:

«وَ کَیْفَ تَکْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلی عَلَیْکُمْ آیاتُ اللهِ وَ فیکُمْ رَسُولُهُ وَ مَنْ یَعْتَصِمْ باللهِ فَقَدْ هُدِیَ إِلی صِراطٍ مُسْتَقیم »

«و چگونه کافر می شوید، با آن که آیات خدا بر شما خوانده می شود، و پیامبرش نیز در میان شما است؟! و هر کس به خدا چنگ زند، به راهی راست، هدایت شده است».[ آل عمران، 101.

 مراجعه به سنت پیامبر(ص): افزون بر آن که قرآن، وجود پیامبر (ص) را محوری برای

همبستگی و یگانگی مسلمانان می شناسد (آل عمران/ ۱۵۹)، مراجعه به سنت حضرت را نیز

راه کارهایی برای ایجاد و حفظ یگانگی معرفی کرده است:«فان

تنازعتم فی شیء فردوه الی الله و الرسول». بازگرداندن به رسول در روایت

حضرت امیر (ع) به مراجعه به سنت پیامبر تفسیر شده است. پیامبر (ص) با توجه به عهده

دار بودن سمت شرح و تبیین قرآن در کنار مقام رسالت (نحل/۴۴)،

مراجعه به اهل بیت(علیهم السلام): قرآن از امامان اهل بیت (علیهم السلام) با عنوان «اولی الامر» یاد کرده

و اطاعت آنان را در جهت اطاعت خدا و رسول و سخن آنان را حجت دانسته است: «اطیعوا

الله و اطیعوا الرسول و اولی الأمر منکم» بدین سبب از مسلمانان خواسته

است تا در موارد اختلاف میان خود یا فهم دین، به آنان مراجعه کنند: «ولو ردوه الی الرسول و الی اولی الأمر منهم لعلمه الذین یستنیطونه منهم» و یکی از عوامل معرفی اهل بیت در جایگاه ثقل اصغر در روایت ثقلین از سوی پیامبر(صلی الله علیه و آله؛)نقش مؤثر آنان در ایجاد و حفظ یگانگی بوده است؛ چنان که هشام بن حکم در حضور امام

صادق(علیه السلام) در مناظره ای با مرد شامی، ضرورت وجود امام را براساس ناکافی بودن قرآن و سنت در رفع اختلافات ثابت کرد. در برخی از روایات، مقصود از ریسمان مردمی در آیه «...

الا بحبل من الله و حبل من الناس» علی(علیه السلام) یا امامان(علیهم السلام) معرفی شده است.

الف ـ پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمودند: «المؤمنون کالنفس الواحده:[. تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1373، ج3، ص33. مؤمنان همچون یک روحند».

ب ـ و نیز فرمودند: افراد با ایمان نسبت به یکدیگر همانند اجزای یک ساختمانند که هر جزئی از آن جزء دیگر را محکم نگه می دارد»[. تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1373، ج3، ص33.

ج ـ آن حضرت همچنین فرمودند: «مَثَل افراد با ایمان در دوستی و نیکی به یکدیگر همچون اعضای یک پیکر است که چون بعضی از آن رنجور شود و به درد آید، اعضای دیگر را قرار و آرامش نخواهد بود».[. تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1373، ج3، ص33.

د ـ امیر المؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: همیشه همراه جمعیتهای بزرگ باشید که دست خدا با جماعت است و از پراکندگی بپرهیزید که انسان تک و تنها بهرة شیطان است، چونانکه گوسفند تنها طعمة گرگ(نهج البلاغه، خطبه 127.]

هـ.. همچنین آن حضرت فرمودند: «آنچه را که پیوند جمعیت با آن گره خورده است رها مکنید».[ نهج البلاغه، خطبه 151.

پیامبر اکرم همچنین فرمودند: «کسیکه یک وجب از جماعت خارج شود، قلاده اسلام را از گردن خود باز کرده، مگر آن که دوباره به جماعت برگردد، و کسیکه از دنیا برود در حالیکه در تحت رهبری کسیکه جامعه را رهبری می کند نباشد، به مرگ جاهلیت مرده است».[طباطبایی، محمدحسین، المیزان، تهران، دارالکتب الاسلامیه، 1397ق، ج3، ص406.

وحدت، برکت و رحمت الهی پیامبراکرم(ص)فرمودند:«الجماعهُ رحمهٌ والفُرقهُ عذابٌ».(نهج الفصاحه،کلمه ی قصار3)جماعت و وحدت مایه رحمت الهی و تفرقه باعث عذاب الهی است.

و در حدیث دیگر می فرمایند:«یَدالله عَلی الجَماعَه» (زادالطالبین، ص12، به نقل از ترمذی) دست خدا همراه جماعت است.

و نیز:«دو تن، از یکی بهتر و سه تن، از دو تن برتر و چهارتن، از سه تن نیکوتراست، پس همیشه با جماعت باشید.»

ابوالدرداء می گوید: اسلام نیست مگر به فرمانبرداری،و خیری نیست مگر در جماعت.(تاریخ مدینه عشق، 25/24).

در خطبه 127 نهج البلاغه از حضرت علی (علیه السلام) نقل شده است: «وَ اَلزِموا السَّوادَ الاَعظَم» یعنی با سواد اعظم اجتماع و جمعیت) همراه شوید.(رسالت انقلاب اسلامی ایران در توحید کلمه، ج2، ص39)

    2 -. ارزش های مشترک

    محبت اهل بیت-علیهم السلام-

محبت و ولایت اهل بیت پیامبر اسلام-ع- به عنوان یکی از مبانی ارزشی وحدت جامعه اسلامی، گامی مؤثر در مسیر تفاهم شیعه و سنی است. واژه «ولایت» لفظ مشترکی است که هم به فتح واو و هم به کسر آن آمده است. اگر به فتح باشد، مصدر و به معنای محبت و یاری دادن است و اگر به کسر باشد، اسم و به معنای رهبری و سرپرستی می باشد(ابن منظور، 1405، ج15، ص 407 ). وِلایت به معنای رهبری، از اعتقادات ضروری و خاص مذهب شیعه است؛ اما وَلایت به معنای دوستی خاندان رسول خدا-ص- مختص مذهب خاصی نیست، بلکه مورد اتفاق تمامی فرق اسلامی است(زمخشری، 1366، ج4، ص 22؛ قرطبی، 1422، ج16، ص 16).

پرداختن به این موضوع در کتاب­های اهل سنت، گویای محبت آنها به خاندان رسول خدا-صلی الله علیه و آله؛- در میان فرق اسلامی است؛ از جمله کتاب های مطرح در این زمینه عبارتند از: ینابیع المودّه از سلیمان بن ابراهیم قندوزی حنفی، خصائص از نسائی، العبره فی فضائل العتره از علامه عبدالله حمصی، موده القربی از سید علی حسینی همدانی، نزول القرآن فی مناقب اهل البیت از ابونعیم اصفهانی، فضائل علی از جلال الدین سیوطی، محسن الاظهار فی تفصیل مناقب الائمه الاطهار از حمید الدین بن احمد شهید یمانی، مناقب علی از احمد بن حنبل، مناقب علی بن ابی طالب از ابن غزالی شافعی و. .. (قفاری، 1418، ص 108؛ قربانی، 1380، ص 64؛ حسینی فیروزآبادی، 1379، ص73).

در برخی تفاسیر اهل سنت، احادیثی نقل شده است که حکایت از محبت آنان به اهل بیت پیامبر اسلام-ع- دارد. برای نمونه زمخشری در تفسیر الکشاف، از رسول الله -ص- روایاتی نقل کرده است که با مضامین مختلف چنین آمده است: «هر کس با محبت خاندان محمد-صلی الله علیه و آله؛- بمیرد: شهید مرده است... بخشیده شده مرده است... توبه کار مرده است... با ایمان کامل مرده است... بر سنت و جماعت مرده است... فرشته مرگ و سپس نکیر و منکر او را به بهشت بشارت می دهند... با نوای شادی به بهشت می رود، همان گونه که عروس با هلهله به خانه شویش می رود...دو در از قبرش به بهشت گشوده می شود... خدا قبر او را زیارتگاه فرشتگان رحمتش قرار می دهد. آگاه باشید که هر کس با کینه خاندان محمد بمیرد روز قیامت در حالی می­آید که بین دو چشم او نوشته شده: از رحمت خدا ناامید است و این شخص کافر مرده است و هرگز بوی بهشت را نخواهد شنید».(فخر رازی، 1421، ج27، ص 166).

همچنین نقل شده در حدیثی به نام «سفینه» پیامبر–ص- فرمودند:«مَثَلُ اَهلَ بَیتی مَثَلُ سَفینهِ نوحٍ مَن رَکَبَها نَجی وَ مَن تَخَلَّف عَنها غَرَق(ابن حنبل، 1430، ج 2، ص 785، ح1402؛ حاکم نیشابوری، 1406، ج2، ص 343، ح 3312؛ طبرانی حنبلی، 1420، ج4، ص 4، ح 3478؛ متقی هندی، بی تا، ج1، ص 172)»، اهل بیت-ع- همانند کشتی نوح هستند که نجات و هلاکت انسان، بسته به راه یابی و یا عدم راه یابی به آن کشتی است(هیثمی، 1417، ص 184). حدیث «ثقلین» نیز در این زمینه، مقبول ترین روایت در فرهنگ حدیثی فریقین است که از سوی سی و چهار صحابی نقل شده و توسط حدود دویست نفر از بزرگان و محدثان اهل سنت نیز گزارش شده که پیامبر اکرم-ص- فرمود:«إِنّی تارِکٌ فیکُمُ الثَّقَلَین: کِتابَ الله وَ عِترَتی اَهلَ بَیتی، اَوَّلُهُما کِتابُ الله فیهِ الهُدی و النّور»(ترمذی، بی تا، ج2، ص 308؛ نسایی، 1407،ج5، ص 45؛ ابن لبی شیبه، 1409، ج7، ص 176؛ هیثمی، 1408، ج1، ص 170)، بر پایه دلالت و پیام روشن این حدیث، راه نجا مسلمانان از گمراهی و اختلاف های فکری و حتی سیاسی، و محور و مبنای فهم درست شریعت بعد از پیامبر –ص-، تمسک به دو اصل خطاناپذیرِ قرآن و عترت (ثقلین) است. این دو، تا قیام قیامت از یکدیگر جدا نخواهند شد(هیثمی، 1417، ص 230). همان گونه که قرآن از تحریف و تغییر مصون است، اهل بیت عترت-ع- نیز، از لغزش به دور خواهند بود. شاید به همین دلیل است که امام شافعی از امامان بزرگ اهل سنت، معتقد بود که محبت خاندان رسالت –ص- حکم واجبی است که خداوند در قرآن دستور داده و برای نشان بزرگی و فضیلت ایشان همین کافی است که اگر کسی بر آنها در نماز سلام و صلوات نفرستد نمازش ادا نخواهد شد:

  یا آلَ بَیتِ رَسُولِ اللّهِ حُبـکمُ  فَرضٌ مِنَ اللّه فی القرآنِ أَنزَلَهُ   یکفِیکمُ مِن عَظِیمِ الفَخرِ أَنّکمُ  مَن لَم یصَلّ عَلیکم لا صَلاةَ لَهُ

ترجمه: ای آل محمد محبت شما واجبی است که خدا آن را در قرآن نازل کرده و همین یک دلیل بر عظمت قدر شما کافی است که هر کس نماز بخواند و بر شما درود نفرستد نمازش نماز نیست. (المصطاوی، 1430، ص 62).

بدون شک یکی از علل این احترام از سوی مذهب مخالف به اهل بیت -ع- این است که ایشان همواره در راستای تحقق وحدت امت اسلامی تلاش نموده و در گفتار و رفتار خود، با محور قرار دادن قرآن و سیره رسول اکرم-صلی الله علیه و آله؛- در جهت تعلیم معارف دین و حفظ آن در میان امت اسلامی حرکت می کردند. اخلاق حسنه و نوع تعامل ایشان با علمای اهل سنت موجب شد که بسیاری از ایشان از محضر ائمه-علیه السلام- استفاده علمی کنند. چنانچه چهار فقیه بزرگ اهل سنت، به طور مستقیم یا غیر مستقیم در محضر اهل بیت-,ۀِ]علیهم السلام- شاگردی کرده و به عظمت علمی ایشان اعتراف داشتند. چنانچه ابوحنیفه در بیان عظمت امام صادق-علیه السلام- گفته است: «لَولاَ السِنَتان لَهَلَکَ النُّعمان»: اگر آن دو سالی که نزد امام صادق-علیه السلام- شاگردی کردم نبود، هلاک می شدم.(ابن اثیر،1403، ج 1، ص186). مالک بن انس نیز در مورد امام صادق-علیه السلام- می گوید: «در علم و عبادت و پرهیزگاری، برتر از جعفر بن محمد هیچ چشمی ندیده و هیچ گوشی نشنیده و به قلب هیچ بشری خطور نکرده است»(ابن حنبل،بی تا، ج 2، ص 114؛ حاکم نیشابوری،1406، ج 3، ص 109).

حاکم نیشابوری درباره نقش اهل بیت پیامبر-علیهم السلام- در وحدت جامعه اسلامی، از ابن عباس روایتی این چنین نقل کرده است:«النُّجومُ أَمانٌ لِأَهلِ الأَرضِ مِنَ الغَرقِ وَ أَهلُ بَیتی أَمانٌ لِأُمَّتی من الاختلاف. فإذا خالَفَتهُم قَبیلهٌ مِن العَرَبِ اختَلَفوا فَصاروا حِزبَ إبلیس؛ستارگان باعث مصونیت زمینیان از غرق شدند و خاندان من باعث در امان ماندن امتم از تفرقه و پراکندگی اند. هرگاه گروهی از عرب با اهل بیت من مخالفت کنند، به تفرقه و چند دستگی مبتلا می گردند و از حزب شیطان محسوب خواهند شد»(حاکم نیشابوری، 1406، ج3، ص 149؛ متقی هندی، بی تا،ج12، ص 102).

امروزه نیز می توان با تمسک به سیره اهل بیت –ع-، میان علمای شیعه و سنی رابطه و تعامل برقرار کرد و با پیروی از ایشان، کرسی های علمی را همراه با رعایت اصول اخلاقی و با معیار حق و انصاف و لحاظ مصالح همه مسلمین دائر کرده، به تبادل علمی بپردازند و در نتیجه ی این روابط، انسجام اسلامی میان پیروان دین حضرت محمد-ص- آن چنان استوار گردد که دسیسه های کفار نتواند آن را متزلزل سازد.

    موفق باشید التماس دعا