498 - تاکنون چند بار در جهان هستی قیامت برپا شده ؟
13 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

تاکنون چند بار در جهان هستی قیامت شده ؟

پرسش:

آیا تاکنون قیامتی بر پا شده درصورت مثبت چند بار در جهان هستی قیامت شده

و آیا با قدیم دانستن عالم آفرینش، لازم نمی آید که به دوره های انسانی بی شماری قبل از دوره خودمان که از حضرت آدم(ع) و حوا شروع می شود، قائل شویم و آیا به این نکته در آیات قرآن و احادیث اشاره شده لطفا ذکر فرمایید.؟

در این مورد در کتابهای مربوطه بحث های زیادی وجود دارد که آوردن آنها به یک کتاب ضخیم منجر می شود ولی به صورت خیلی کوتاه و مختصرمطالبی به عرض می رسد.; که عزیزان می توانند به منابع و مدارک مربوطه مراجعه نمایند.

اکثریّت عرفا و فلاسفه اسلامی بر این اعتقادند که عالم خلقت قدیم زمانی ولی حادث ذاتی است. یعنی با این که عالم، همواره ممکن الوجود و محتاج علّت می باشد ولی در عین حال زمانی نبوده که عالم نبوده باشد. و به نظر فلاسفه و عرفای اسلامی، عالم خلقت دارای سه مرتبه ی وجودی است که عبارتند از:-

1- عالم مادّه، که بارزترین خصوصیّت آن حرکت و زمان است.

 2 - عالم مثال که عالمی است غیر مادّی ولی دارای شکل و رنگ و مقدار. این عالم که منزّه از حرکت و تغییر و زمان است، علّت عالم مادّه بوده و احاطه ی وجودی بر آن دارد.

3 - مافوق آن، عالم غیر مادّی دیگری است به نام عالم عقول، که منزّه از تمام آثار عالم مادّه بوده و علّت عالم مثال و عالم مادّه می باشد. عالم عقل و عالم مثال، از آن جهت که عوالمی مجرّد(غیر زمانی) هستند، آغاز زمانی برای آنها معنی ندارد؛ لذا این دو عالم فقط آغاز علّی دارند. یعنی از حیث وجودی بعد از علّت خود قرار دارند؛ ولی این بعدیّت، بعدیّت رتبی است نه بعدیّت زمانی. یعنی رتبه وجودی این دو عالم، بعد از رتبه ی وجودی خداوند متعال است. لذا خدا قدیم ذاتی است و این دو عالم حادث ذاتی ولی قدیم زمانی؛ یعنی خدا تقدّم وجودی بر این دو عالم دارد و این دو عالم نیز تقدّم وجودی بر زمان و عالم زمانی دارند؛ و مراد از واژه ی « قدیم » نیز تقدّم وجودی داشتن است نه عمر طولانی داشتن.

در بین متکلمین نیز کسانی که وجود عالم عقل و عالم مثال را پذیرفته اند، آن دو را قدیم زمانی دانسته اند؛ ولی متکلمینی که وجود عوالم مجرّد را منکر شده و فرشتگان و امثال آنها را موجوداتی مادّی پنداشته اند، عالم را منحصر در عالم مادّه دانسته و آن را حادث زمانی شمرده اند. یعنی معتقد شده اند که عالم دارای آغاز زمانی است.امّا اکثر فلاسفه و عرفای اسلامی، کلّ عالم مادّه را هم، قدیم زمانی دانسته اند. چرا که از دیدگاه اینان، زمان در کنار سه بعد فضایی، بعد چهارم عالم محسوب شده و جدای از عالم مادّه نیست؛ و آغاز زمانی داشتن زمان بی معنی است، پس آغاز زمانی داشتن خود عالم زمانی نیز معنای درستی ندارد.

جناب ارسطو گفته است: « مَن قالَ بِحدوثِ الزّمانِ فَقَد قالَ بِقدمِهِ مِن حَیثُ لا یشعُر ـــ هر کس به حدوث زمانی زمان قائل شود بدون آنکه متوجّه شود اعتراف به قِدم زمانی آن نموده است.» (اسفار،ج ۳،ص۲۴۵) چون قول به حدوث زمانی زمان یعنی این که زمانی بود که زمان نبود.

از نظر این گروه از اندیشمندان اسلامی، قیامت نیز به معنی به هم ریختن صورت عالم مادّه است نه به معنی عدم شدن آن؛ لذا بعد از قیامت نیز دوباره عالمی نو از مادّه ی این عالم به پا می شود. بعد از آن عالم نیز عالمی دیگر و این سلسله تا بی نهایت ادامه خواهد یافت. همچنین، قبل از این عالم نیز عالمی دیگر بوده است؛ و قبل از آن نیز عالمی دیگر تا بی نهایت. بنا بر این، از دیدگاه اکثر فلاسفه و عرفای اسلامی، تک تک موجودات مادّی و زمانی، آغاز زمانی دارند؛ همچنین عالم فعلی ما آغاز زمانی دارد؛ ولی اصل عالم مادّه همواره بوده و همواره هم خواهد بود. چرا که خداوند متعال دائم الفیض است و خدای بدون فیض و منقطع الفیض معنی ندارد. فرض خدایی که زمانی خالق نبوده است، فرض کمال محضی است که کمال محض نیست.

در بین متکلمین نیز کسانی که وجود عالم عقل و عالم مثال را پذیرفته اند، آن دو را قدیم زمانی دانسته اند؛ ولی متکلمینی که وجود عوالم مجرّد را نپذیرفته اند، عالم را منحصر در عالم مادّه دانسته و آن را حادث زمانی شمرده اند. یعنی معتقد شده اند که عالم دارای آغاز زمانی است.امّا اکثر فلاسفه و عرفای اسلامی، کلّ عالم مادّه را هم، قدیم زمانی دانسته اند. از نظر این گروه از اندیشمندان اسلامی، قیامت به معنی به هم ریختن صورت عالم مادّه است نه به معنی عدم شدن آن؛ لذا بعد از قیامت نیز دوباره عالمی نو به پا می شود. بعد از آن عالم نیز عالمی دیگر و این سلسله تا بی نهایت ادامه خواهد یافت. همچنین، قبل از این عالم نیز عالمی دیگر بوده است؛ و قبل از آن نیز عالمی دیگر تا بی نهایت. بنا بر این، از دیدگاه اکثر فلاسفه و عرفای اسلامی، تک تک موجودات زمانی، آغاز زمانی دارند؛ همچنین عالم فعلی ما آغاز زمانی دارد؛ ولی اصل عالم مادّه همواره بوده و خواهد بود. چرا که خداوند متعال دائم الفیض است و خدای بدون فیض معنی ندارد..

    نمونه ای ازآیات و روایات

1 -  در قرآن کریم می فرمایدأَوَلَمْ یرَ الَّذِینَ کفَرُوا أَنَّ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ کانَتَا رَتْقًا فَفَتَقْنَاهُمَا وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کلَّ شَیءٍ حَی أَفَلَا یؤْمِنُونَ ﴿۳۰آنبیا﴾آیا کسانی که کفر ورزیدند ندانستند که آسمانها و زمین هر دو به هم پیوسته بودند و ما آن دو را از هم جدا ساختیم و هر چیز زنده ای را از آب پدید آوردیم آیا [باز هم] ایمان نمی آورند (۳۰)

2 -یوْمَ نَطْوِی السَّمَاءَ کطَی السِّجِلِّ لِلْکتُبِ ۚ کمَا بَدَأْنَا أَوَّلَ خَلْقٍ نُّعِیدُهُ ۚ وَعْدًا عَلَینَا ۚ إِنَّا کنَّا فَاعِلِینَ (104)انبیا- عنی: هذا کائن لا محالة یوم یعید الله الخلائق خلقاً جدیداً، کما بدأهم هو القادر علی إعادتهم. وذلک واجب الوقوع لأنه من جملة وعد الله الذی لا یخلف ولا یبدل، وهو القادر علی ذلک، ولهذا قال: إِنَّا کنَّا فَاعِلِینَ..این گونه آیات نشان می دهد رتق و فتق و دوباره پیچیدن و جمع کردن خواهد بود

3 - يَوْمَ تُبَدَّلُ الْأَرْضُ غَيْرَ الْأَرْضِ وَالسَّمَاوَاتُ وَبَرَزُوا لِلَّهِ الْوَاحِدِ الْقَهَّارِ  س ابراهیم 48
روزى كه زمين به غير اين زمين و آسمانها [به غير اين آسمانها] مبدل گردد و [مردم] در برابر خداى يگانه قهار ظاهر شوند (۴۸)

و آیات مشابه دیگر

البته این حقیقت در روایات معصومین (علیهم السلام ) نیز مورد ذکر واقع شده که به یک نمونه اشاره می شود. « عَنْ جَابِرِ بْنِ یزِیدَ قَالَ سَأَلْتُ أَبَا جَعْفَرٍ ع عَنْ قَوْلِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ:« أَ فَعَیینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ.» فَقَالَ یا جَابِرُ تَأْوِیلُ ذَلِکَ أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِذَا أَفْنَی هَذَا الْخَلْقَ وَ هَذَا الْعَالَمَ وَ أَسْکَنَ أَهْلَ الْجَنَّهِ الْجَنَّهَ وَ أَهْلَ النَّارِ النَّارَ جَدَّدَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَالَماً غَیرَ هَذَا الْعَالَمِ وَ جَدَّدَ عَالَماً مِنْ غَیرِ فُحُولَهٍ وَ لَا إِنَاثٍ یعْبُدُونَهُ وَ یوَحِّدُونَهُ وَ خَلَقَ لَهُمْ أَرْضاً غَیرَ هَذِهِ الْأَرْضِ تَحْمِلُهُمْ وَ سَمَاءً غَیرَ هَذِهِ السَّمَاءِ تُظِلُّهُمْ لَعَلَّکَ تَرَی أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّمَا خَلَقَ هَذَا الْعَالَمَ الْوَاحِدَ وَ تَرَی أَنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ یخْلُقْ بَشَراً غَیرَکُمْ بَلْ وَ اللَّهِ لَقَدْ خَلَقَ اللَّهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی أَلْفَ أَلْفِ عَالَمٍ وَ أَلْفَ أَلْفِ آدَمٍ أَنْتَ فِی آخِرِ تِلْکَ الْعَوَالِمِ وَ أُولَئِکَ الْآدَمِیین. ـــــــ جابر بن یزید گوید: از امام باقر (ع) پرسیدم درباره ی آیه ۱۵ ق که می فرماید: «آیا ما از آفرینش نخست ناتوان شدیم؟ بلکه آنان در آفرینش جدیدی هستند.»؛ حضرت فرمود: ای جابر! تأویل آیه، این است که خداوند متعال آنگاه که این آفریدگان و این جهان را فانی ساخته و بهشتیان را در بهشت و دوزخیان را در دوزخ جای دهد، جهان دیگری غیر از این جهان را از نو پدید می آورد، بدون نر و ماده، تا او را پرستیده و یگانه دانند و برای آنان زمینی غیر از این زمین می آفریند که در آن استقرار یافته و آسمان دیگری که بر آنان سایه افکند. شاید تو بر این پنداری که خداوند تنها این جهان را آفریده و به جز شما بشری را نیافریده است؟ آری به خدا سوگند! به طور حتم خداوند متعال هزار هزار جهان و هزار هزار آدم آفریده که تو در پایان این جهان ها و آن آدمیان هستی. »(الخصال؛ ج ۲؛ ص۶۵۲ )

در این روایات احتمالاً تعبیر الف الف(هزار هزار) به عنوان یک عدد مشخص نیست بلکه کنایه از کثرت است، کما اینکه در زبان فارسی نیز هزاران هزار به معنی خیلی خیلی زیاد به کار می رود. همچنین از ظاهر این روایات چنین به نظر می رسد که این عوالم در عرض هم نبوده بلکه یکی بعد از قیامت دیگری خلق شده اند. به عبارتی هر عالمی از مادّه ی عالم قبل از خود پدید آمده است؛ البته روایات دیگری نیز وجود دارند که در آنها از وجود عوالم دیگری در عرض عالم ما و موجودات باشعور دیگری غیر از موجودات زمینی نیز خبر داده شده است. همچنین در برخی روایات گزارش شده که در همین زمین فعلی و قبل از خلقت آدم (ع) هفت نسل باشعور و مکلّف مثل بنی آدم وجود داشته اند که همگی به طور مستقلّ از خاک آفریده شده بوده اند

     پرسش

پس از روز قیامت آیا در جهان حیات جدیدی به وجود خواهد آمد و یا به کلی از بین خواهد رفت؟

    پاسخ اجمالی

از مجموع نشانه ها و شواهدی که در آیات قرآن برای قیامت بیان شده است، می توان چنین نتیجه گرفت که قیامت ادامه دنیا نیست؛ بلکه این جهان به کلی در هم کوبیده می شود؛ زیرا انفجارهای عظیم و زلزله های هولناک همه چیز را در هم می ریزد و سپس طرح تازه ای ریخته می شود و جهان نوینی بر ویرانه های این جهان برپا می شود و رستاخیز انسان ها در آن عالم جدید است.

با این حال آنچه در برخی روایات آمده است، این است که پس از برچیده شدن این جهان و برپایی قیامت و استقرار بهشتیان در بهشت و جهنمیان در جهنم، خداوند دست به خلقت جدیدی در جهانی جدید می زند که با انسان های موجود و جهان کنونی متفاوت است.

    پاسخ تفصیلی

جواب به این سؤال متوقف بر فهم درست از قیامت و نشانه های آن است. بنابراین، طی نکاتی ابتدا به برخی از نشانه های قیامت اشاره خواهیم کرد و سپس به پاسخ به این سؤال خواهیم پرداخت:

اول. آنچه از بیانات قرآن استفاده می شود این است که جهان با رسیدن قیامت پایان می یابد و عالمی جدید پس از رستاخیز برپا می شود. [ مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج 6، ص 21، انتشارات مدرسه امیرالمؤمنین، 1374ش.). قرآن علامت هایی را برای قیامت بیان کرده است که می توان آنها را در سه گروه تقسیم بندی کرد:

1 -. حوادثی که قبل از پایان جهان محقق می شود: یکی از حوادث قبل از قیامت، بعثت آخرین پیامبر است.

از دیگر نشانه های پایان یافتن این عصر دودی است که در آسمان ظاهر می شود. قرآن می فرماید: منتظر روزی باش که آسمان دود آشکاری پدید آورد. [ دخان، 10.

یکی از اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و آله) از معنای دخان (دود) سؤال کرد، حضرت فرمود: "دودی است که بین مشرق و مغرب را پر می کند و چهل شبانه روز باقی می ماند، اما مؤمن حالتی شبیه به زکام به او دست می دهد و کافر همچون مستان خواهد بود و دود از بینی و گوش ها و پشت او بیرون می آید". [ پیامبر قرآن، ج 6، ص 27.)

2 -. حوادثی که در آستانه پایان جهان پدیدار می شود:

1. کوه ها بعد از مقدماتی متلاشی می شود. کوه ها در ابتدا به لرزه در می آیند. [مزمل، 14.] بعد از جا کنده می شوند.( حاقه، 14.] سپس به حرکت درمی آیند. [طور، 10.) و در هم کوبیده می شوند. [ حاقه، 14.)آن گاه به صورت توده ای از شن های متراکم درمی آیند. [مزمل، 14.] بعد به صورت گرد و غبار پراکنده می شوند. [ واقعه، 6 و 5.]

2. دریاها برافروخته و منفجر می شوند: "آن زمان که دریاها منفجر گردد." [انفطار، 3.] "در آن هنگام که دریاها برافروخته شود". [ تکویر، 6.]

3. زلزله های عظیم و ویران گر: زلزله های بی سابقه و عظیمی تمام کره خاکی را به لرزه درمی آورد، همه چیز در هم ریخته و از بین می رود و تمام انسان ها در لحظه ای کوتاه مدفون می شوند: "ای مردم! از پروردگارتان بترسید و پرهیزگاری پیشه کنید که زلزله رستاخیر مسئله مهمی است". [ حج، 1.]

4. تاریک شدن خورشید و ماه و ستارگان: "در آن هنگام که خورشید در هم پیچیده شود و در آن هنگام که ستارگان بی فروغ شوند". [تکویر، 2 و 1.]

5. شکافته شدن آسمان و کرات: "در آن هنگام که آسمان شکافته شود". [انشقاق، 1.]

3 -. حوادثی که در آغاز رستاخیر و بازگشت به حیات مجدد ایجاد می شود:

مرحله آخر در قیامت، حوادثی است که بعد از اتمام دو مرحله قبل پدید می آید: "وعده الاهی در آن روز تحقق می یابد که این زمین به زمین دیگر و آسمان ها (به آسمان های دیگر) مبدّل می شود و انسان ها در پیشگاه خدا ظاهر می گردند". [ابراهیم، 48.]، از مجموع این موارد می توان چنین نتیجه گرفت که قیامت ادامه دنیا نیست، بلکه این جهان به کلی در هم کوبیده می شود؛ زیرا انفجارهای عظیم و زلزله های هولناک همه چیز را در هم می ریزد و در هم می پیچد. سپس طرح تازه ای ریخته می شود و جهان نوینی بر ویرانه های این جهان برپا می شود و رستاخیز انسان ها در آن عالم جدید است. [مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج 6، ص 40.]

دوم. شواهد دیگری نیز در قرآن وجود دارد که موقت بودن عمر این جهان را اثبات می کند. برای مثال در قرآن کریم چنین آمده است: "ما آسمان ها و زمین را نیافریدیم؛ مگر بر اساس حق، آن هم برای مدتی معین". این مدت معین همان روز قیامت است. در آن روز بساط آسمان و زمین در هم پیچیده می شود و در زمین تغییرات اساسی داده می شود. نه تنها زمین، بلکه خورشید، ماه و سایر کرات هم برای همیشه در این نظام نیستند و حرکت و نظام آنها موقت و تا مدت معین است که بعد از پایان مدت معین بساط آنها نیز برچیده می شود. ( قرائتی، محسن، معاد، ص 200، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، چاپ سوم،

پیش بینی های علمی نیز که برای آینده جهان و نظام موجود شده است، تا مقدار زیادی در شعاع نظریه وحی حرکت می کند. گرچه هرگاه نظریه ای خلاف وحی باشد، از نظر ما بیش از حدسی نیست که دیر یا زود توسط دیگر دانشمندان تکمیل و به حقایق قرآن نزدیک می شود. [ همان، ص 201.

سوم. البته این که آیا پس از برپایی قیامت و استقرار بهشتیان در بهشت و جهنمیان در جهنم آیا خداوند باز هم خلقتی جدید با خصوصیاتی جدید خواهد داشت یا نه، سؤالی است که در برخی از روایات به آن اشاره شده است. چنانگه در بالا آوردیم.

امام باقر (علیه السلام) در تفسیر آیه: "أَ فَعَیِینا بِالْخَلْقِ الْأَوَّلِ بَلْ هُمْ فِی لَبْسٍ مِنْ خَلْقٍ جَدِیدٍ" ق، 15. مگر از آفرینش نخستین [خود] به تنگ آمدیم؟ [نه!] بلکه آنها از خلق جدید در شبهه اند.] به جابر بن یزید (یکی از اصحاب) چنین می گویند: "تأویل این آیه چنین است که وقتی این عالم و این خلقت فانی شود و اهل بهشت در بهشت و اهل آتش در آتش جای گیرند، خدای تعالی دست به خلقت عالمی غیر این عالم می زند و خلقتی جدید می آفریند، بدون این که مرد و زنی داشته باشند و تنها کارشان عبادت و توحید خدا است و برایشان سرزمینی خلق می کند، غیر از این زمین تا آن خلایق را بر دوش خود بکشد و آسمانی برایشان خلق می کند، غیر از این آسمان تا بر آنان سایه بگستراند. شاید تو خیال می کردی خدا تنها همین یک عالم را خلق کرده، و یا می پنداشتی که غیر از شما دیگر هیچ بشری نیافریده. به خدا سوگند هزار هزار عالم، و هزار هزار آدم آفریده که تو فعلاً در آخرین آن عوالم هستی و در دودمان آخرین آن آدم ها قرار داری". [ فیض کاشانی، تفسیر الصافی، ج 5، ص 60، تهران، صدر، 1415ق.]

البته علامه طباطبائی (ره) پس از آن که این مطلب را نقل می کند این معنا را یکی از معانی ممکن برای این آیه عنوان می کند، نه این که تنها معنای آیه این باشد. طباطبائی، محمد حسین، ترجمه، محمد باقر موسوی همدانی، ج 18، ص 534، انتشارات جامعه مدرسین، قم، 1374.]

بنابراین، این جهان با تمام آسمان و زمینش پس از قیامت برچیده می شود و اگر جهانی نیز دوباره آفریده شود، خصوصیات دیگری خواهد داشت که تصور آن برای ما غیر ممکن است.

نتیجه-

پس تقریبا روشن شد که قبامتهایی بوده و خواهد بود چون خداوند د ایم الفیض است از بینهایت تابی نهایت با این عقبده که عالم حادث است نه قدیم . .