493 - فضایل امیر مومنان علیه السلام
26 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

فضایل امیر مومنان علیه السلام

 آیات قرآن در باره امیر مومنان علیه السلام

 در مدح تو ای مظهر اضداد چه گوییم***بالاست مقام تو و گفتار قصیر است

 با این که تویی پادشه عالم هستی***کرباس تو را جامه و فرش تو حصیر است

 عالم و آدم کند گریه برای علی***حیف که در خاک رفت قد رسای علی

 دامن محراب خون گشته بر او قتلگاه***مسجد کوفه شده کرب و بلای علی

بمناسبت فرا رسیدن روز های شهادت آن حضرت در سال 1440 چند شماره یادداشت بصورت خلاصه و فشرده از نظر عزیزان می گذرد.

 درباره عظمت و فضائل و مقامات امیرمؤمنان علی(علیه السلام ) سخن گفتن هرچند در ابتدا سهل می نماید ولی با مقداری فرورفتن در بحر فضائل بی شمار او انسان متوجه می شود که بیان فضائل سخت مشکل و دشوار است - «که عشق اول نمود آسان ***ولی فتاد مشکلها)

 با گفته خلیل بن احمد وقتی از او درباره فضائل حضرت پرسش شد:گفت

«کیف اصف رجلاً کتم اعادیه محاسنه و حسداً و احبّائه خوفاً و ما بین الکلمتین ملأالخائفین؛ چگونه می توانم مردی را توصیف کنم که دشمنانش از روی حسادت و دوستانش از ترس(دشمنان)محاسن او را پنهان نمودند، در بین این دو رفتار شرق و غرب عالم محامدش را فراگرفته است.

آنچه پیش رو دارید نگاهی است گذرا به فضائل و اوصاف امیرمؤمنان علی(علیه السلام ) از قرآن و زبان پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله)چرا که:

خوشتر آن باشد که وصف دلبران

 گفته آید در کتاب دیگران

علی را جز خدا و نبی(صلی الله علیه و آله) نشناختند

راستی این اعجوبه کون کیست که همه در شناخت او در مانده اند، عدّه ای او را تا سر حدّ خدایی بالا برده اند، و عدّه ای حتی در بندگی او شک دارند که:

  در مسجد کوفه شهیدش کردند

گفتند مگر اهل نماز است علی؟!

و آن که او را حقیقتاً شناخت خدای او و رسول خدایش بود.

پیامبر اعظم(صلی الله علیه و آله) خطاب به علی(علیه السلام ) فرمود: «یا علی ما عرف اللّه حق معرفته غیری و غیرک و ما عرفک حق معرفتک غیر اللّه و غیری؛ ای علی! خداوند متعال را نشناخت به حقیقت شناختش جز من و تو، و تو را نشناخت آن گونه که حق شناخت توست، جز خدا و من

و در جای دیگر فرمود: «یا علی لایعرف اللّه تعالی الّا انا و انت و لایعرفنی الّا اللّه و انت و لا یعرفک الّا اللّه و انا؛ ای علی! خدا را نشناخت جز من و تو، و مرا نشناخت جز خدا و تو و تو را نشناخت مگر خدا و من

فضائل بی شمار

 کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست

که تر کنم سرانگشت و صفحه بشمارم

فضایل حضرت علی (علیه السلام ) در قرآن زیاد است به چند آیه اشاره می شود.

1- إِنِّی جَاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّیَّتِی قَالَ لاَ یَنَالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ

(من ترا امام و رهبر مردم قرار دادم) سوره بقره، آیه 124

شافعی ابن مغازلی در کتاب المناقب، ص 276 به سند خود از عبدالله بن مسعود روایت کرده که گفت: رسول خدا فرمود: "من از دعای پدرم ابراهیم هستم.”

گفتیم: ای رسول خدا چگونه از دعای پدرت ابراهیم هستی؟

امیرالمومنین علی (علیه السلام) فرمود: خداوند به ابراهیم (علیه السلام ) وحی کرد که: "انی جاعلک للناس اماما” ابراهیم خوشحال شد و گفت: "پروردگارا از دودمان من نیز امامانی مثل من قرار بده.”

خداوند به ابراهیم وحی فرستاد: "ای ابراهیم من عهدی به تو نمی دهم که به آن وفا نکنم” عرض کرد: "خدایا آن چه عهدی است که اگر به من عطا کنی وفا نکنی؟

فرمود: "من پیمان امامت را به ستمکاران از دودمان تو نمی بخشم.”

ابراهیم عرض کرد: "ستمکارانی که این پیمان به آنها می رسد، کیانند؟

به او فرمود: "کسی که برای بتی سجده و عبادت کند.”

ابراهیم عرض کرد: "پروردگارا من و فرزندانم را از پرستش بتان دور بدار.”

پیامبر (ص) فرمود: "دعای ابراهیم به من و علی منتهی شد و هیچ یک از ما در مقابل بتی هرگز سجده نکردیم پس خداوند مرا برای خود پیامبر و علی را وصی اخذ کرد.”

2- إِنَّمَا أَنتَ مُنذِرٌ وَلِکُلِّ قَوْمٍ هَادٍ

(تو تنها بیم دهنده ای و برای هر گروهی هدایت کننده) سوره رعد، آیه 7

ابن عباس روایت کرده: - چون این آیه نازل شد، پیامبر دستش را بر سینه خود زد و فرمود: "منهم منذر” (انذار یعنی هدایت با دعوت) و سپس به شانه علی اشاره کرد و فرمود: "انت الهادی یا علی بک یهتدی المهتدون من بعدی” (یا علی تویی هادی و به وسیله تو بعد از من هدایت یافتگان هدایت می شوند).

3- عَمَّ یَتَسَاءلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظِیمِ

(از چه چیز سئوال کنند از داستان بزرگ) سوره نبا، آیات 1و2

رسول خدا فرمود: "منظور ولایت علی بن ابیطالب است که از آنها درباره آن در قبر سؤال می شود و هیچکس در شرق و غرب عالم، در بر و بحر از دنیا نمی رود مگر این که فرشتگان از او دربارة ولایت امیرمؤمنان سؤال می کنند و به میت می گویند: کیست پروردگارت؟ چیست دینت؟ و کیست پیامبرت؟ و کیست امام تو؟

4- اهدِنَــــا الصِّرَاطَ المُستَقِیمَ

(ما را به راه راست هدایت کن) سوره حمد آیه 6

حضرت پیامبر فرمود: "صراط مستقیم، صراط محمد و آل محمد است.

از ابن عباس رسیده که پیامبر (ص) به علی (علیه السلام ) فرمود: "ای علی تو راه روشن و همان راه راست و پشتوانه و پناه مؤمنان (یعسوب المؤمنین) هستی.”4

5- وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ

(از میان مردم کسی است که جان خود را برای طلب خشنودی خدا می فروشد و خدا نسبت به بندگان مهربان است.) سوره بقره، آیه 207 (آیه لیلة المبیت)

ابوسعید خدری می گوید: همان شبی که پیامبر (صلی الله علیه و آله) مهاجرت کردند به غار رفتند علی در بستر پیامبر خوابید. خداوند به جبرئیل و میکائیل فرمود: "بین شما برادری برقرار کردم عمر یکی از شما از دیگری طولانی تر است کدامیک از شما حاضر است برای دیگری فداکاری کند و از مقداری از عمرش درگذرد؟” هیچکدام حاضر نشدند. خداوند متعال فرمود: "شما مانند علی بن ابیطالب نیستید من بین او و پیامبر برادری قرار دادم و علی در بستر پیامبر خوابید و ایثار نمود و جانش را فدای پیامبر کرد. بسوی زمین بروید و او را از شر دشمنان محافظت نمایید.” وقتی جبرئیل کنارسر و میکائیل پایین پای علی قرار گرفتند، جبرئیل گفت: "بَخٍّ بَخٍّ مَن مِثلُکَ یابن ابیطالب” (به به خوشا به حال تو ای پسر ابوطالب، خداوند به واسطه تو بر ملائکه مباهات می کند) و در این هنگام آیه فوق نازل شد و به همین دلیل این شب تاریخی را لیلة المبیت نامیده اند.

6- الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلاَنِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلاَ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ

(آنانکه اموال خود را شب و روز و نهان و آشکار، انفاق می کنند، پاداش آنان نزد پروردگارشان برای آنان خواهد بود و نه بیمی برای آنان است و نه اندوهگین می شدند.) سوره بقره، آیه 274

از ابن عباس نقل شده است که این آیه در شأن علی نازل شده است.

7- وَمَا یَعْلَمُ تَأْوِیلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَالرَّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ

(تأویل قرآن را جز خدا و راسخین در دانش نمی داند.) سوره آل عمران، آیه 7

انس از پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله) نقل کرده که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمود: بعد از من، علی عالم ترین مردم است برای تعلیم و تأویل قرآن.

8- فَمَنْ حَآجَّکَ فِیهِ مِن بَعْدِ مَا جَاءکَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعَالَوْاْ نَدْعُ أَبْنَاءنَا وَأَبْنَاءکُمْ وَنِسَاءنَا وَنِسَاءکُمْ وَأَنفُسَنَا وأَنفُسَکُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَل لَّعْنَةُ اللّهِ عَلَی الْکَاذِبِینَ سوره آل عمران، آیه 61 (آیه مباهله) 8

(پس هر که با تو پس از دانشی که تو را آمده باشد محاجّه کند. بگو بیایید پسرانمان و پسرانتان و زنانمان و زنانتان خودمان و خودتان را فرا خوانیم و سپس مباهله کنیم و لعنت خدا را بر دروغگویان قرار دهیم.)

9- أَمْ یَحْسُدُونَ النَّاسَ عَلَی مَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ فَقَدْ آتَیْنَآ آلَ إِبْرَاهِیمَ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَآتَیْنَاهُم مُّلْکًا عَظِیمًا سوره نساء، آیه 54 

(مردم بر آنچه خدا از فضل خویش به آنان عطا کرده رشک می ورزند در حقیقت ما به خاندان ابراهیم کتاب و حکمت دادیم و به آنان ملکی بزرگ بخشیدیم.)

از ابن عباس نقل شده: این آیه در مورد پیامبر و علی نازل شده است فضل در پیامبر همان نبوت است و در علی همان امامت.

جعفربن محمد (ع) درباره «واتیناهم ملکاً عظیما» فرمود: «در میان امت امامانی هستند که اطاعت از آنها اطاعت از خداست و نافرمانی از آنها نافرمانی خدا»

10- یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُواْ أَطِیعُواْ اللّهَ وَأَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِی الأَمْرِ مِنکُمْ فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَی اللّهِ وَالرَّسُولِ إِن کُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ ذَلِکَ خَیْرٌ وَأَحْسَنُ تَأْوِیلاً سوره نساء، آیه

(ای کسانیکه ایمان آورده اید خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولی الامر که از شما هستند را اطاعت کنید.)

11- إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُواْ الَّذِینَ یُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَهُمْ رَاکِعُونَ سوره مائده، آیه 55

(ولیّ شما تنها خدا و پیامبر اوست و کسانیکه ایمان آورده اند همان کسانیکه نماز بر پا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند.)

12- الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی وَرَضِیتُ لَکُمُ الإِسْلاَمَ دِینًا سوره مائده، آیه 3

(امروز دین شما را به کمال رسانیدم و نعمت خود بر شما تمام کردم و اسلام را دین شما برگزیدم)

13 - یَا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَیْکَ مِن رَّبِّکَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ یَهْدِی الْقَوْمَ الْکَافِرِینَ سوره مائده، آیه 67

(ای پیامبر آنچه را از پروردگارت بر تو نازل شده است به مردم برسان اگر چنین نکنی امر رسالت را ادا نکرده ای.)

آیات فوق درباره ولایت و جانشینی حضرت علی (علیه السلام ) می باشد و به صفحه 50 رجوع شود.

14 - الَّذِینَ آمَنُواْ وَلَمْ یَلْبِسُواْ إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلَـئِکَ لَهُمُ الأَمْنُ وَهُم مُّهْتَدُونَ سوره انعام، آیه 82

(کسانیکه ایمان آورده و ایمان خود را به شرک نیالوده اند آنان در امن هستند و آنان راه یافتگانند.)

از ابن عباس نقل است که:

"الذین آمنوا یعنی کسانیکه تصدیق به توحید کردند یعنی علی بن ابی طالب (علیه السلام ) و "لم یلبسوا” یعنی آلوده و مخلوط نشد (مانند "لم تلبسون الحق بالباطل” یعنی حق و باطل با هم مخلوط نمی شوند.) "ایمانهم بظلم” یعنی ایمانشان به ظلم یعنی شرک آلوده نشد.

سپس این عباس می گوید: به خدا قسم هیچ کس به خدا ایمان نیاورد مگر بعد از شرک، غیر از علی که او ایمان بخدا آورد بدون اینکه به اندازه چشم زدنی به خدا شرک بورزد.

"اولئک لهم الامن” یعنی از عذاب و در آتش در امان هستند.

"و هم مهتدون” یعنی آنها به بهشت هدایت می شوند و علی اول کسی است که به خدا ایمان آورد.”

15- قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ فَلَوْ شَاء لَهَدَاکُمْ أَجْمَعِینَ سوره انعام، آیه 149

(بگو برای خدا حجت بالغه است.)

انس نقل می کند که پبیامبر فرمود: من و علی حجت بر امت هستیم در روز قیامت.12

16- یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ حَسْبُکَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَکَ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ سوره انفال، آیه 64

(ای پیامبر بس است ترا خدا و آنکه پیرویت کردند از مؤمنان)

جابربن عبدالله انصاری نقل کرده که: "و من اتّبعک من المؤمنین.” علی بن ابی طالب است و او در رأس مؤمنین است.13

17- وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَی النَّاسِ یَوْمَ الْحَجِّ الأَکْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِیءٌ مِّنَ الْمُشْرِکِینَ وَرَسُولُهُ (سوره توبه، آیه 2 (آیه برائت)

(و این اعلامی است از جانب خدا و رسولش به مردم در روز حج اکبر که خدا و رسولش از مشرکان بیزار است.)

 قستی برگرفته شده از دو کتاب: امام علی (علیه السلام ) در قرآن از دیدگاه اهل سنت، ابوالفضل یغمائی، انتشارات احسن الحدیث، چاپ اول، 1378 و سیمای علی به روایت اهل سنت، ترجمه علی والسنة، تألیف سید هاشم بحرانی، ترجمه محمد امینی، انتشارات قدر، 1364 ش، که بطور خلاصه ذکر شده است. علاقمندان می توانند علاوه بر دو کتب فوق به کتب زیر مراجعه نمایند:

احقاق الحق شوشتری، امام علی (علیه السلام ) در قرآن آیه الله شیرازی، امام علی (علیه السلام ) ر قرآن نجفی شاکری، الغدیر علامه امینی، تفسیر المیزان، تفسیر مجمع البیان.

پیامبری هم که علی را شناخته اعتراف دارد که فضائل او قابل شماره و احصی نیست.

ابن عباس می گوید پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «لو انّ الفیاض اقلام و البحر مدادٌ و الجنّ حسّابٌ و الانس کتابٌ مااحصوا فضائل علیّ بن ابی طالبٍ؛ اگر انبوه درختان (و باغها) قلم، و دریا مرکب، و تمام جنّیان حسابگر، و تمام انسان ها نویسنده باشند قادر به شمارش فضائل علی بن ابی طالب نخواهند بود»

و در جای دیگر پیامبر اعظم فرمود: «انّ اللّه تعالی جعل لاخی علیٍّ فضائل لاتحصی کثرة فمن ذکر فضیلةً من فضائله مقرّابها غفر اللّه له ما تقدّم من ذنبه و ماتأخّر؛ براستی خداوند برای برادرم علی(علیه السلام ) فضائل بی شماری قرار داده است که اگر کسی یکی از آن فضایل را از روی اعتقاد و اعتراف بیان نماید، خداوند گناهان گذشته و آینده او را می بخشد. و من کتب فضیلةً من فضائله لم تزل الملائکة تستغفرله ما بقی لتلک الکتابه رسم، و من استمع فضیلةً من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتی اکتسبها بالاستماع و من نظر الی کتابٍ من فضائله کفّر اللّه له الذّنوب الّتی اکتسبها بالنّظر،اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت را بنویسد، تا هنگامی که آن نوشته باقی است، ملائکه برای او استغفار می کنند و اگر کسی یکی از فضائل آن حضرت را بشنود، خداوند همه گناهانی را که از راه گوش انجام داده است می بخشد، و اگر کسی به نوشته ای درباره فضائل علی(علیه السلام ) نگاه کند، خداوند تمام گناهانی که از راه چشم کرده است می پوشاند و از آن در می گذرد

   آنچه خوبان دارند تو تنها داری

علی نه تنها اوصاف خوبان عالم را داراست و «آنچه خوبان همه دارند او تنها دارد» بلکه اوصاف تمامی پیامبران اولواالعزم را که عصاره هستی هستند بجز پیامبر خاتم در او جمع آمده است.

بیهقی یکی از دانشمندان نامی اهل سنّت چنین روایت نموده که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود:

«من احبّ ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوحٍ(علیه السلام ) فی تقواه و ابراهیم فی حلمه و الی موسی فی عبادته فلینظر الی علی بن طالب علیه الصّلوة و السّلام؛ هر کسی دوست دارد به علم و دانش آدم بنگرد و مقام تقوا و خودنگهداری نوح را(مشاهده نماید) و بردباری ابراهیم(نظاره کند) و به عبادت موسی(علیه السلام ) (پی ببرد) باید به علی بن ابی طالب(علیه السلام ) نظر بیندازد

مناقب، روایت فوق را در دو مورد به این صورت نقل نموده است. پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: «من اراد ان ینظر الی آدم فی علمه و الی نوح فی مهمه و الی یحیی بن زکریّا فی زهده، و الی موسی بن عمران فی بطشه، فلینظر الی علی بن ابی طالب علیه السلام؛ هر کس می خواهد دانش آدم را، فهم (ژرف) نوح را، و زهد یحیی را و قاطعیّت موسی بن عمران را بنگرد، به علی بن ابی طالب نظر کند

  محبت و علاقه پیامبر(صلی الله علیه و آله) به علی(علیه السلام )

هر کس جامع کمالات باشد محبوب دلها نیز هست، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) که خود محبوب عالمیان و خوبان و پاکان است، عاشق شیدای علی است، چرا که به تصریح آیه مباهله، علی جان پیامبر است «انفسنا» و جان هر کس شیرین و دوست داشتنی است.

به همین جهت بارها پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) می فرمود: «من احبّ علیّاً فقد احبّنی...؛ هر کس علی را دوست بدارد به من محبّت ورزیده است.» و فرمود: «محبّک محبّی و مبغضک مبغضی؛ دوستدار تو دوست من است، و دشمن تو دشمن من

شخصی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) پرسید: «یا رسول اللّه انّک تحبّ علیّاً؟ قال: او ماعلمت انّ علیّاً منّی و انا منه؛ ای رسول خدا علی(علیه السلام ) را دوست می داری؟ فرمود: مگر نمی دانی که علی از من و من از اویم

آیا کسی جان شیرین و پاره تنش را دوست نمی دارد؟

مناقب با اسنادش از رسول خدا نقل می کند که آن حضرت فرمود: «انّ اللّه عزّ و جلّ امرنی بحبّ اربعةٌ من اصحابی و اخبرنی انّه یحبّهم. قلنا: یا رسول اللّه من هم؟ فلکنّا یحبّ ان یکون منهم، فقال: الا انّ علیّاً منهم ثم سکت، ثمّ قال: الا انّ علیّاً منهم ثمّ سکت؛ براستی خدای عزیز و جلیل مرا امر کرده است به دوستی چهارنفر از اصحاب، و خبر داد مرا که خداوند(نیز) آنها را دوست می دارد، گفتم: ای رسول خدا آنها کیستند؟ پس هر یکی از ماها دوست داریم جزو آنان باشیم. پس فرمود: آگاه باشید علی از آنهاست، سپس سکوت کرد، دوباره فرمود: به راستی علی از آنهاست و سکوت کرد

عایشه می گوید: هنگامی که رسول خدا(صلی الله علیه و آله) به حالت احتضار درآمد فرمود: ادعوا الیّ حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید، من به سراغ ابی بکر رفتم و او را احضار نمودم. وقتی ابابکر بر پیغمبر داخل شد حضرت نظری به سوی او افکند سپس از او روی گردانید و (برای مرتبه دوم) فرمود: «ادعوا الیّ حبیبی؛ محبوب مرا بخوانید. آنگاه حفصه عمر را احضار کرد پیغمبر همان گونه که از ابی بکر روی گردانید از عمر نیز روی گرداند. عایشه گوید: من گفتم وای بر شما پیغمبر علی بن ابی طالب(علیه السلام ) را می خواند، سوگند به پروردگار جز علی را نمی خواهد. پس رفتند سراغ علی (علیه السلام )، وقتی که پیغمبر علی را دید، او را محکم به سینه چسبانید آنگاه در گوش آن حضرت هزار حدیث بیان فرمود که هر حدیثی راهگشای هزار حدیث بود

از ابن عباس نقل شده است که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علیّ منّی مثل رأسی من بدنی؛ علی نسبت به من مانند سر است نسبت به بدن

 سلمان با سندش به فاطمه زهرا(علیهاالسلام ) نقل می کند که پیامبر اکرم(ص) فرمود: «علیکم بعلیّ بن ابی طالب علیه السّلام فانّه مولاکم فاحبّوه، و کبیرکم فاتّبعوه، و عالمکم فاکرموه، و قائدکم الی الجنّة(فعزّزوه) و اذا دعاکم فاجیبوه و اذا امرکم فاطیعوه، احبّوه بحبّی و اکرموه بکرامتی، ماقلت لکم فی علیٍّ الّا ما امرنی به ربّی جلّت عظمته؛ بر شما باد به (همراهی) علی بن ابی طالب علیه السلام، براستی او مولا و سرپرست شماست پس او را دوست بدارید، و بزرگ شماست پس از او پیروی کنید و دانشمند شماست پس از او اکرام کنید و پیشوای شما به سوی بهشت است پس او را عزیز دارید، هرگاه شما را (به کاری) دعوت کند اجابت کنید، و اگر دستور داد اطاعت کنید، بخاطر دوستی من او را دوست بدارید و به خاطر بزرگی من او را بزرگ شمارید.(بدانید) من چیزی درباره علی به شما نگفتم جز آنچه خدای بزرگ عظمت به آن امر کرده است

حدیث آن قدر گویا و روشن است که نیازی به هیچ توضیحی ندارد، و بالصراحة می گوید آنچه درباره علی(علیه السلام ) سفارش شده، تماماً اوامری است که از سوی خداوند متعال صادر شده است راستی اگر جامعه اسلامی فقط به همین حدیث عمل می کردند، این همه دچار انحراف و اختلاف و انشعاب نمی شدند.

 پیامبراکرم(صلی الله علیه و آله) به عمّار فرمود: «یا عمّار! ان رأیت علیّاً قدسلک وادیّاً و سلک النّاس وادیاً غیره فاسلک مع علیّ ودع النّاس انّه لن بدلک علی ردی و لن یخرجک من الهدی؛ ای عمّار! اگر دیدی علی به راهی می رود، و مردم به راهی غیر از او، تو با علی حرکت کن، و مردم (دیگر) را رها کن، زیرا علی (فقط بر حق هدایت می کند و) بر بدی و پستی راهنمایی نمی کند و از هدایت خارج نمی سازد

 ای نخل های کوفه! امام شما چه شد؟***آن اشک و شور و گریه و حال و دعا چه شد؟

 محراب کوفه! سرخی دامان تو ز چیست؟***سجادۀ علی! علی مرتضی چه شد؟

 هم صحبت غریب تو ای چاه کوفه کو؟***فریادهای آن دل درد آشنا چه شد؟

 ای صحنه های بدر و احد کو امیرتان؟***ای ذوالفقار، بازوی شیرخدا چه شد؟

 ای کوچه های شهر مدینه خبر دهید***صاحب عزای حضرت خیرالنسا چه شد؟

 ای کودک یتیم که خالی است سفره ات***آورد آنکه بهر تو هر شب غذا چه شد؟

 ای بام کوفه بانگ اذان علی کجاست؟***آن صوت دلنشین و صدای رسا چه شد؟

 پیر مریض! یار غریبی که نیمه شب***می ریخت در دهان تو هر شب دوا چه شد؟

 ای کوفه آن امیر غریبی که سال ها***دیده است از رعیتش آزارها چه شد؟

«میثم» بخوان ز سوز جگر روضۀ علی***با ما بگو به آن شه ارض و سما چه شد؟

شاعر: حاج غلامرضا سازگار (میثم)

یادداشت ارسالی ازآیت الله امینی گلستانی