490 - محبت اهل بیت نجات بخش در آخرت.
55 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 نتیجه محبت به اهل بیت (علیهمالسلام)

یکی از عواملی که انسان را از مهالک و خطرات آخرت و روز جزا نجات می دهد و رهایی می بخشد - محبت به اهل بیت یعنی مزد رسالت است.که در آیه شریفه آمده است..

آیا بهتر از اهل بیت دوستی را سراغ دارید که در دنیا و آخرت - به فریاد انسان برسد و او را لحظه ای فراموش ننماید؟

عشق به اهل بیت علیهم السلام زمینه ساز عشق به خداوند است و دوست داشتن اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله مهر ورزیدن به ارزش های والای الهی می باشد.

رسیدن به قله رفیع کمالات معنوی و انسانی بدون دوستی اولیاء الهی ممکن نیست و پذیرش اعمال و زحمات یک مسلمان در گرو محبت و ولایت اهل بیت علیهم السلام می باشد.

‌در قرآن و روایات اسلامی اعم از شیعی و سنّی بر مودّت و محبّت اهل‌ بیت پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) تأکید فراوان شده است؛ و این تنها بدان جهت نیست که آنان ذریه‌ی پیامبر (صلّی‌الله‌علیه‌و‌آله‌وسلم) و از نسل اویند، بلکه از آن جهت است که آنان دارای فضایل و کمالات، و به عبارت دیگر جامع همه صفات کمال و جمالند؛ به تعبیر دقیق‌تر، مظهر صفات جمال و جلال الهی اند. لذا در حقیقت، دوست داشتن آنان با آن جامعیت، محبت به خوبی‌هایی است که در آنان به نحو کامل تجلّی نموده، و منبع همه این خوبی‌ها خداوند متعال است. پس در حقیقت محبت و اظهار عشق و ارادات قلبی به اهل بیت (علیهم‌السّلام) محبت و اظهار ارادات به خداوند متعال است و از آنجا که محبّت، نیرویی است که انسان را به سوی محبوب سوق می‌دهد، پس از جنبه تربیتی، محبت به خوبان، انسان را به خوبی‌ها سوق می دهد.

امام علی علیه السلام از رسول اکرم صلی الله علیه و آله نقل می کنند:

« لا تزول قدما عبد یوم القیامة حتی یسال عن اربع. . . و عن حبنا اهل البیت ؛ در روز قیامت هیچ بنده ای قدم برنمی دارد مگر اینکه از چهار چیز سؤال می شود. . .

 [که چهارمین سؤال ]از دوستی ما اهل بیت خواهد بود. »(امالی مفید، ص 353-

براین اساس = تقرب به خداوند و رسیدن به سعادت دنیا و آخرت - با عشق و دوستی آل پیامبر صلی الله علیه و آله عجین شده است.

عیاشی در کتاب "تفسیر" خود از "برید بن معاویه عجلی" نقل کرده است که گفت:

نزد امام باقر (علیهالسلام) حاضر بودم که ناگاه شخصی که از خراسان پیاده برای ملاقات آن حضرت سفر کرده بود وارد شد، دو پای خود را که ترکیدگی و شکاف برداشته بود برای نشان دادن بیرون آورد و عرض کرد: به خدا قسم چیزی جز محبت شما اهل بیت مرا به این کار وانداشت، و دوستی شما باعث شد که این راه طولانی را پیاده بپیمایم.

امام باقر(علیهالسلام) فرمود: "به خدا قسم اگر سنگی ما را دوست بدارد خداوند تبارک و تعالی او را با ما محشور گرداند، و آیا دین چیزی جز محبت است؟"

همانا خداوند میفرماید: "قُل إنْ کنْتُم تُحِبُّونَ الله فَاتَّبِعُونی یُحْبِبْکمُ الله"( - آل عمران /31 )

 "بگو اگر شما خدا را دوست دارید از من پیروی کنید تا خدا شما را دوست داشته باشد. "

و فرموده است: " یُحِبُّونَ مَن هاجَرَ إلَیْهِم"( 2- حشر/ 9 ) "مهاجرین را که به سوی ایشان آمدند دوست میدارند. "

(و دو مرتبه تکرار فرمود) آیا دین چیزی جز محبت و دوستی است؟

کلینی در کتاب "کافی" از حکم بن عتبه نقل میکند: (این روایت غیر از اولیست).

در خدمت امام باقر(علیهالسلام) بودم و خانه پر از جمعیت بود که ناگاه پیرمردی که بر عصای خود تکیه میکرد آمد تا آن که کنار در اتاق ایستاد و به امام باقر(علیهالسلام) گفت: "السلام علیک یابن رسول الله و رحمة الله و برکاته"، سپس ساکت شد و منتظر جواب ماند.

امام باقر(علیهالسلام) فرمود: "به خدا قسم اگر سنگی ما را دوست بدارد خداوند تبارک و تعالی او را با ما محشور گرداند، و آیا دین چیزی جز محبت است؟"

بهترین نوع ارتباط با پیشوایان معصوم علیهم السلام همان محبت و مودتی می باشد که یک رابطه قلبی و درونی است و خداوند متعال هم در قرآن کریم به چنین ارتباطی دعوت کرده و می فرماید: « قل لا اسئلکم علیه اجرا الا المودة فی القربی؛ بگو من بر انجام امر رسالت، از شما مزدی نمی خواهم، مگر دوستی و محبت درباره نزدیکانم. »(- شوری، 23 ).

آن بزرگوار فرمود: « ان اهل الجنة ینظرون الی منازل شیعتنا کما ینظر الانسان الی الکواکب؛ اهل بهشت به منازل شیعیان ما (در بالاترین درجات آن) نگاه می کنند همانطوری که انسان به ستارگان می نگرد. »( امالی مفید، ص 353 ).

علی علیه السلام فرمود: « من احبنا کان معنا یوم القیامة و لو ان رجلا احب حجرا لحشره الله معه؛ هر که ما را دوست بدارد، در روز قیامت با ما خواهد بود و اگر کسی سنگی را دوست داشته باشد، خداوند او را با آن محشور خواهد کرد. »

امام(علیهالسلام) سلام او را به همان گونه پاسخ داد، آنگاه پیرمرد روی خود را به اهل مجلس کرد و به آنها سلام نمود و ساکت ماند تا آن که جمعیت همگی سلام او را پاسخ گفتند.

سپس به امام باقر(علیهالسلام) عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! مرا نزدیک در نزدیک خود بنشان، خدا مرا فدایت گرداند. به خدا قسم! به راستی من شما را دوست دارم و هر کس شما را دوست داشته باشد دوست دارم، و به خدا قسم این دوستیام به خاطر طمع دنیوی نیست، و من به راستی با دشمنان شما دشمنم، و از آنها بیزارم و نفرت دارم، و به خدا قسم این دشمنی و نفرت به خاطر انتقامجویی یا کدورت شخصی که بین من و او باشد نیست، و به خدا سوگند حلال شما را حلال میدانم و حرام شما را حرام میدانم، و منتظر امر شما و دولت کریمه شما هستم، آیا امیدوار باشم و شما نسبت به من امیدی دارید؟ خداوند مرا فدای شما گرداند.

امام باقر(علیهالسلام) فرمود:

به سوی من بیا، به سوی من بیا، پس او را کنار خود نشانید سپس فرمود:

ای پیرمرد! شخصی خدمت پدرم علی بن الحسین(علیهماالسلام) رسید و از آن حضرت همین سئوال تو را پرسش نمود، پدرم به او فرمود:

اگر با این حال از دنیا رفتی بر رسول خدا، امیرالمؤمنین، امام مجتبی، امام حسین و علی بن الحسین(علیه),ارد میشوی و دلت آرام می     السلام گیرد، قلبت خشنود و چشمانت روشن میگردد و هنگامی که جان به حلقومت میرسد فرشتگان با آغوش باز و با دستههای گل به استقبال توآیند. و اگر زنده ماندی آنچه باعث روشنی چشمان تو است، خواهی دید و در مقامات عالی بهشت با ما خواهی بود.

پیرمرد به امام باقر(علیهالسلام) عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! مرا در نزدیک خود بنشان، خدا مرا فدایت گرداند. به خدا قسم! به راستی من شما را دوست دارم و هر کس شما را دوست داشته باشد دوست دارم، و به خدا قسم این دوستیام به خاطر طمع دنیوی نیست، و من به راستی با دشمنان شما دشمنم، و از آنها بیزارم و نفرت دارم، و به خدا قسم این دشمنی و نفرت به خاطر انتقامجویی یا کدورت شخصی که بین من و او باشد نیست، و به خدا سوگند حلال شما را حلال میدانم و حرام شما را حرام میدانم، و منتظر امر شما و دولت کریمه شما هستم، آیا امیدوار باشم و شما نسبت به من امیدی دارید؟ خداوند مرا فدای شما گرداند.

پیرمرد که گویا از شنیدن گفتار امام باقر(علیهالسلام) شوق زده شده بود عرض کرد: ای ابوجعفر! چه فرمودید؟

امام بار دیگر مطالبی را که فرموده بود تکرار کرد.

پیرمرد شگفتزده گفت: الله اکبر، ای ابوجعفر! اگر بمیرم بر رسول خدا، امیرالمؤمنین، امام حسن، امام حسین و علی بن الحسین(علیهم‎‎السلام) وارد میشوم. . . و همان مطالبی را که امام(علیهالسلام) فرموده بود تکرار کرد. سپس پیرمرد صدا را به گریه بلند کرد و گریه راه گلویش را گرفته هق هق میکرد تا نقش زمین گردید، اهل مجلس از مشاهده حال این پیرمرد و گریههای او همه ناله کردند.

امام باقر(علیهالسلام) با انگشتان مبارک اشک از چشمان پیرمرد پاک کرد.

پیرمرد سر بلند کرد و به امام باقر(علیهالسلام) عرض کرد: ای فرزند رسول خدا! دست مبارک خود را بده تا ببوسم خداوند مرا فدای شما گرداند.

آنگاه دست امام(علیهالسلام) بوسید و بر چشمان و صورت خود نهاد، سپس پیراهن خود را بالا زد و دست امام را بر آن گذاشت و بعد از آن از جا برخاست و خداحافظی کرد.

امام باقر(علیهالسلام) از پشت سرش به او نگاه میکرد و  میرفت، سپس رو به اهل مجلس کرد و فرمود: هر کس دوست دارد یکی از اهالی بهشت را ببیند به این شخص نگاه کند.

این روایت که در کتاب ینابیع الموده می باشد، در بالای ایوان طلای حضرت امیر  علیه السّلام  از زمان های بسیار دور نوشته شده است که:

«قالَ رَسوُلُ اللّه  صلّی اللّه علیه وآله وسلّم  لَوِ اجْتَمَعَ النّاسُ عَلی حُبِّ عَلِی ابْنِ أَبی طالِبٍ، لَما خَلَقَ اللّه النّارَ؛ رسول خدا  صلّی اللّه علیه وآله وسلّم  فرمود: اگر همۀمردم بر محبّت علی بن ابی طالب گرد می آمدند، هرگز خداوند آتش جهنّم را نمی آفرید. »( بحارالانوار، ج 8، ص 148 ).

علی علیه السلام در حدیثی به حارث فرمود: « لینفعک حبنا عند ثلاث: عند نزول ملک الموت و عند مسالتک فی قبرک و عند موقفک بین یدی الله؛ دوستی و محبت ما اهل بیت در سه جای مهم و سرنوشت ساز برای تو سود خواهد داد:

هنگام نازل شدن فرشته مرگ و موقعی که در قبر مورد سؤال و بازخواست قرار می گیری و زمانی که در روز قیامت در مقابل پروردگار ایستاده باشی. »بحارالانوار، ج 8، ص 461

امیرمؤمنان علیه السلام فرمود: «هر کس ما اهل بیت را دوست داشته باشد، ایمان او مفید بوده و اعمالش مورد پذیرش قرار خواهد گرفت، اما اگر کسی محبت ما اهل بیت را در دل نداشته باشد از ایمان خویش بی بهره بوده و کارهای نیک و اعمال دینی او مقبول نخواهد بود، گرچه روزها روزه گرفته و شب ها به عبادت بپردازد. »(بصائر الدرجات، ص 364

رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرموده اند: «حُبّی و حبُّ اهلِ بیتی نافعٌ فی سَبْعَهِ مَواطِن أَهوالُهُنَّ عظیمهٌ»؛ محبت من و خاندانم در هفت جا، که هول و هراس آن ها عظیم است سود می بخشد.

«عِند الوفاه و فی القبرِ و عندَ النُشورِ و عند الکتابِ و عند الحسابِ و عند المیزانِ و عند الصِّراطِ» [امالی شیخ طوسی، ج ۱، ص ۴۷٫ )؛ هنگام مرگ، در قبر، هنگام رستاخیز، هنگام گرفتن نامه اعمال، وقت حساب، کنار میزان و سنجش اعمال و هنگام عبور از صراط.

روزی حارث همدانی به حضور امیرالمومنین (علیه السلام) آمد، امام از علت آمدن او جویا شد او گفت: علاقه به شما مرا به اینجا کشانیده، حضرت فرمود: ای حارث تو مرا دوست داری؟ گفت: بلی والله یا امیرالمؤمنین، حضرت فرمود: بدان که هیچ بنده ای از دوستان ما نمی می رد مگر این که در هنگام مردن مرا آن طوری که دوست دارد می بیند چون ببینی مرا که دشمنان خود را از حوض کوثر دور می کنم خوشحال خواهی شد، و چون ببینی که بر صراط می گذرم و (عَلَم محمد  صلی الله علیه و آله ) به دست من است و پیش حضرت رسول (صلی الله علیه و آله) می روم چنان مرا خواهی دید که مشعوف و مسرور می شوی. [ امالی صدوق، ص ۲۰۹، مجلس۳۷٫

اصبغ نباته، می گوید: در مسجد کوفه و در محضر امیرمؤمنان علی علیه السلام بودم که غلام سیاهی را به اتهام سرقت به محضر آن حضرت آوردند. بعد از سه بار اقرار وی به دزدی و اثبات آن در نزد علی علیه السلام، امام دستور داد تا دست راست او را قطع کنند. آن غلام با دست چپ، دست بریده خویش را در حالی که خون از آن می ریخت، برداشته و از محضر امام بیرون رفت. در این موقع یکی از خوارج و دشمنان حضرت به نام «ابن کوا» خواست از فرصت استفاده کند و آن غلام را که از دوستداران اهل بیت علیهم السلام بود به بدگویی بر علیه امام علی علیه السلام تحریک نماید، لذا به او گفت: «ای غلام دست تو را چه کسی قطع کرد؟!

او در جواب ابن کوا چنین گفت:

«قطع یمینی امام التقی، و ابن عم المصطفی شقیق النبی المجتبی، لیث الثری، غیث الوری، حتف العدی و مفتاح الندی و مصباح الدجی. قطع یمینی امام بدری احدی مکی مدنی ابطحی هاشمی قرشی؛ دست راستم را کسی برید که پیشوای متقیان و پسر عمو، برادر پیامبر صلی الله علیه و آله، شیر روی زمین، باران بیابان ها، کوبنده دشمنان و چراغ فروزان در تاریکی هاست. دست راستم را پیشوایی قطع کرد که قهرمان نبردهای بدر و احد بود. او سرور مکه و مدینه و ابطح است و از دودمان هاشم و قریش است. »

بعد از این مدح و ثنای زیبا، بلیغ و طولانی، راه خودش را گرفت و رفت. ابن کوا با شگفتی تمام خود را به محضر علی علیه السلام رسانده و گفت: یا اباالحسنین! تو دست آن غلام سیاه را قطع کردی و او در کوچه و بازار با زیباترین عبارات و بهترین کلمات تو را مدح و ثنا می گوید. امام دستور داد غلام را حاضر کنند. سپس از او پرسید: «ای غلام! من دست تو را بریدم و تو مرا مدح و ثنا می گویی؟!» او پاسخ داد: «یا امیرالمؤمنین! تو دست مرا به حکم خداوند و رسول او بریدی و به حق بریده ای و به واجب خدا و رسول عمل کرده ای! چگونه تو را نستایم؟»

امیرمؤمنان علیه السلام دست بریده او را گرفته و با عبای خود پوشانید و دو رکعت نماز خوانده و دعا کرد و بعد آن را بر جای خود قرار داد. آنگاه عبا را برداشت، دست غلام را به اذن الهی سالم یافتند.

آنگاه به عبدالله بن کوا روی کرده و فرمود: «ایاابن الکوا، ان لنا محبین لو قطعنا الواحد منهم اربا اربا ما ازدادوا الا حبا و لنا مبغضین لو العقناهم العسل ما ازدادوا الا بغضا؛ ( بحار الانوار، ج 34، ص 267؛ التحصین ابن طاووس، ص 613-

ای ابن کوا! ما دوستانی داریم که اگر ایشان را قطعه قطعه کنیم جز بر دوستی و محبت آنان نسبت به ما نیفزاید و دشمنانی داریم که اگر عسل خالص در گلوی آن ها بریزیم جز بر دشمنی نسبت به ما نخواهد افزود. »

در کتاب شریف خصال نقل شده است که نبی اکرم(ص) فرموده اند: «مَنْ رَزَقَهُ اللَّهُ حُبَ الْأَئِمَّةِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِی فَقَدْ أَصَابَ خَیْرَ الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ فَلَا یَشُکَّنَّ أَحَدٌ أَنَّهُ فِی الْجَنَّةِ»( الخصال، ج 2، ص: 515 اگر خدای متعال کسی را به این رزق برساند که محبت ائمه از اهل بیت مرا در سفره او قرار دهد، به تمام خیر دنیا و آخرت راه پیدا کرده است بنابراین کسی تردید نکنه که چنین کسی در بهشت است.

 حضرت فرمودند در محبت اهل بیت من بیست خصوصیت و خصلت می باشد -که این خصوصیات آثارِ این محبت است- که ده خصلت در دنیا و ده خصلت در آخرت است. (الخصال، ج 2، ص: 515).

روضة الواعظین ، جلد 2 ، صفحه 271

عنوان باب: > الجزء الثانی > مجلس فی مناقب آل محمد علیهم السّلام

وَ قَالَ رَسُولُ اَللَّهِ صَلَّی اَللَّهُ عَلَیهِ وَ آلِهِ: مَنْ رَزَقَهُ اَللَّهُ تَعَالَی حُبَّ اَلْأَئِمَّةِ مِنْ أَهْلِ بَیتِی فَقَدْ أَصَابَ خَیرَ اَلدُّنْیا وَ اَلْآخِرَةِ فَلاَ یشُکنَّ أَحَدٌ أَنَّهُ فِی اَلْجَنَّةِ فَإِنَّ فِی حُبِّ أَهْلِ بَیتِی عِشْرِینَ خَصْلَةً عَشْرٌ مِنْهَا فِی اَلدُّنْیا وَ عَشْرٌ فِی اَلْآخِرَةِ أَمَّا فِی اَلدُّنْیا فَالزُّهْدُ وَ اَلْحِرْصُ عَلَی اَلْعِلْمِ وَ اَلْوَرَعُ فِی اَلدِّینِ وَ اَلرَّغْبَةُ فِی اَلْعِبَادَةِ وَ اَلتَّوْبَةُ قَبْلَ اَلْمَوْتِ وَ اَلنَّشَاطُ فِی قِیامِ اَللَّیلِ وَ اَلْیأْسُ مِمَّا فِی أَیدِی اَلنَّاسِ وَ اَلْحِفْظُ لِأَمْرِ اَللَّهِ وَ نَهْیهِ وَ اَلتَّاسِعَةُ بُغْضُ اَلدُّنْیا وَ اَلْعَاشِرَةُ اَلسَّخَاءُ وَ أَمَّا فِی اَلْآخِرَةِ فَلاَ ینْشَرُ لَهُ دِیوَانٌ وَ لاَ ینْصَبُ لَهُ مِیزَانٌ وَ یعْطَی کتابَهُ بِیمِینِهِ وَ یکتَبُ لَهُ بَرَاءَةٌ مِنَ اَلنَّارِ وَ یبْیضُّ وَجْهُهُ وَ یکسَی مِنْ حُلَلِ اَلْجَنَّةِ وَ یشَفَّعُ فِی مِائَةٍ مِنْ أَهْلِ بَیتِهِ وَ ینْظُرُ اَللَّهُ إِلَیهِ بِالرَّحْمَةِ وَ یتَوَّجُ مِنْ تِیجَانِ اَلْجَنَّةِ وَ اَلْعَاشِرَةُ یدْخُلُ اَلْجَنَّةَ بِغَیرِ حِسَابٍ فَطُوبَی لِمُحِبِّی أَهْلِ بَیتِی.

پیامبر(صلّی الله علیه و آله)فرموده اند: هر کس را که خداوند محبت ائمه از خاندان مرا به او ارزانی فرماید به خیر دنیا و آخرت دست یافته است و کسی که نسبت به آنان محبت داشته باشد هیچ کس نباید در این شک کند که او در بهشت است و همانا در محبت اهل بیت من بیست خصلت است، ده خصلت آن در دنیا و ده خصلت آن در آخرت. آن ده خصلت که در دنیاست پارسایی و آزمندی در طلب دانش و پارسایی همراه با دین و رغبت به عبادت و توبه کردن پیش از مرگ و نشاط‍ برای نماز شب و ناامیدی (بی نیازی)از آنچه در دست مردم است و حفظ‍ در انجام فرمانهای خدا و پرهیز از آنچه نهی فرموده است، نهم بغض و دوست نداشتن دنیا، دهم سخاوت. در آخرت دیوانی برای او نشر نمی شود، میزانی برای او نصب نمی شود، نامۀ عملش به دست راستش داده می شود، برائت از آتش برای او ثبت می شود، چهره اش سپید و رخشان می شود، از جامه های بهشت بر او پوشیده می شود، در بارۀ صد تن از خاندانش شفاعت او را می پذیرند، خداوند به چشم مهر و محبت بدو می نگرد، از تاجهای بهشتی بر سرش می نهند و بدون حساب وارد بهشت می شود.

برای این حدیث شریف شرحها و توضیحات زیاد نوشته شده است که آوردنش بطول می انجامد.