489 - تبدیل سیآت به حسنات
28 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان


                                                تبدیل سیآت به حسنات

حضرت حق جلّ جلاله در قرآن سوره فرقان آیه ۷۰ فرموده : الا مَنْ تابَ وَامَنَ وَعَمِلَ عَمَلا صالِحا فَاُولئِکَ یُبَدِّلُ اللّهُ سَیَّئاتِهِمْ حَسَناتٍ وَ کانَ اللّهُ غَفُورا رحیما مگر آن کسانیکه (از گناه ) توبه کنند و ایمان (بخدا) آورند و عمل صالح بجا آورند پس خدا گناهان آنها (گنه کارانى را که توبه کرده اند) را مبدل به حسنات گرداند زیرا خداوند در حق بندگانش بسیار آمرزنده و مهربان است .
پرسش پراهمیتی که در مورد تبدیل گناهان به حسنات وجود دارد، کیفیت و چگونگی آن است؟ آیا در دنیا است یا آخرت؟ تغییر در خود اعمال است یا عقاب آن؟
و در مورد چگونگی این مساله، احتمالاتی گفته شده است که همه آنها میتواند قابل قبول باشد. زیرا زوایای متفاوتی که در هر یک از این نظرات وجود دارد، دیدگاههای گوناگونی را ساخته است.
مرحوم علامه  طباطبایی در توضیح این مطلب در   المیزان ج15 ص 243
  می‌فرمایند: و آنچه به نظر ما مى رسد این است که باید ببینیم گناه چیست؟
آیا نفس و متن عمل ناشایست گناه است و در مقابل نفس فعلى دیگر حسنه است و یا آنکه نفس فعل و حرکات و سکناتى که فعل از آن تشکیل شده در گناه و ثواب یکى است و اگر یکى است - که همینطور هم هست - پس گناه شدن گناه از کجا و ثواب شدن عمل ثواب از کجا است ؟
مثلا عمل زنا و نکاح چه فرقى با هم دارند که یکى گناه شده و دیگرى ثواب، با اینکه حرکات و سکناتى که عمل، از آن تشکیل یافته در هر دو یکى است ؟ و همچنین خوردن که در حلال و حرام یکى است ؟ اگر دقتى کنیم خواهیم دید تفاوت این دو در-  موافقت و مخالفت خدا است،- مخالفت و موافقتى که در انسان اثر گذاشته و در نامه اعمالش نوشته مى شود، نه خود نفس فعل، چون نفس و حرکات و سکنات که یا آن را زنا مى گوییم و یا نکاح، به هر حال فانى شده از بین مى رود و تا یک جزئش فانى نشود نوبت به جزء بعدى اش نمى رسد و پر واضح است که وقتى خود فعل از بین رفت عنوانى هم که ما به آن بدهیم چه خوب و چه بد فانى مى شود.
و حال آنکه ما مى گوییم : عمل انسان چون سایه دنبالش هست،پس مقصود آثار عمل است که یا مستتبع عقاب است و یا ثواب و همواره با آدمى هست تا در روز (تبلى السرائر) خود را نمایان کند.
امام رضا علیه السلام فرمود: به پیامبر صلّی الله علیه و آله گفته شد: فلانى انسان بدبختى است. زیرا بسیارى از گناهانرا مرتكب شده است. پیامبر فرمود: هرگز چنین نیست كه شما مى‏گویید. بلكه او نجات یافت و به حسن عاقبت رسید و گناهانش از بین رفت و «به حسنات تبدیل شد». زیرا او روزى از راهى مى‏گذشت، مؤمنى را دید كه عورتش پیدا بود و خود متوجّه نبود. (گویا خواب بوده است) این شخص بدن او را پوشاند و براى آن كه خجالت نكشد او را با خبر نكرد.
وقتى آن مؤمن متوجّه شد، در حقّ او چنین دعا كرد: خداوند به تو پاداش بسیار عطا كند. آخرت تو را با خیر همراه سازد و در حساب با تو مناقشه و سختگیرى نكند. خداوند دعاى آن مؤمن را در حقّ آن شخص، مستجاب فرمود و او خوش عاقبت شد.
وقتى كه این مژده‏ پیامبر اكرم به آن گناهكار رسید، او از همه گناهانش توبه كرد و اهل طاعت خدا شد. پس از یک هفته كه گروهى از دشمنان اسلام به مدینه حمله كردند، پیامبر دستور دفاع داد. آن مرد نیز همراه با دیگر مسلمانان براى دفاع آماده شد و در درگیرى با دشمنان به شهادت رسید و عاقبتش به خیر و سعادت ختم گردید.( بحارالانوار، ج 5، ص 155)
اما تبدیل سیئات به حسنات چنان که از آیة یاد شده بر می‎آید شروطی دارد که باید شخص آن‎ها را انجام دهد و گرنه اینگونه نخواهد بود.
شرط اول این است که شخص توبة واقعی کند و عزم بر ترک گناهان گذشته نماید   
چون هنگامي كه توبه محقق شد آثار و بركات بسيار مهمي بر آن مترتب مي شود، از جمله:
1- گناهان را محو و نابود مي كند، 2- توبه كار را محبوب خدا مي كند،  3- موجب مي شود بركات زمين و آسمان بر توبه كننده نازل شود،  4- باعث مي شود سيئات مبدّل به حسنه شوند.[مرتضي مطهري، گفتارهاي معنوي، ص 108 و 110 و 112 و 150 و 156.]
چنان که امام علی-علیه السلام- در این باره می‎فرماید: توبه دارای شش شرط است، ۱. پشیمانی از آنچه گذشت ۲. تصمیم به عدم بازگشت ۳. پرداختن حقوق مردم ۴. بجای آوردن تمام واجبات ضایع شده ۵. گوشتی که بر بدن روئیده با اندوه فراوان آب شود... ۶. رنج طاعت به تن چشانده شود چنان که شرینی گناه را چشانده.
شرط دوم ایمان است که باعث طهارت نفس از آلودگی شرک است.
شرط سوم انجام اعمال صالح است. اگر کسی به این شرایط عمل کند خداوند هم وعده داده که گناهان او را بپوشاند. چنان که امام صادق (ع) می فرماید: «گناهان را از یاد فرشته‎هایی که گناهانش را می‎نویسند می‎برد و به اعضا و جوارحش و قطعه‎های زمین وحی می‎کند که گناهان او را بپوشانند. در نتیجه روزی که او به دیدار پروردگارش می‎رسد هیچ شاهدی نیست که بر ضد او به گناهی از گناهانش شهادت دهد.»

چهار خصلتی که سیئات را به حسنات تبدیل می کند
قال الباقر علیه السلام: أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ وَ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ ذُنُوباً بَدَّلَهَا اللَّهُ حَسَنَاتٍ الصِّدْقُ وَ الْحَيَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الشُّكْر.
امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر كسى داراى چهار خصلت باشد هر چند از سر تا قدمش را گناه فرا گرفته باشد خداوند آن گناهان را به نيكى تبديل مى‌كند: راستگويى، شرم و حيا، نيك خلقى، روحيه شكرگزارى.
 کافی ج 2 ، ص 107
دربارۀ مختفي‌ شدن‌ اعمال‌ سيّئه‌، و يا از بين‌ رفتن‌ آنها، و يا تبديل‌ به‌ اعمال‌ حسنه‌ شدن‌، و دربارۀ تكثير اعمال‌ خير؛ در قرآن‌ كريم‌ مطالبي‌ مطرح شده است.
1- مختفي‌ شدن‌ گناه‌ به واسطه روپوشي‌ كه‌ خداوند بر روي‌ آن‌ در عالم‌ معني‌ و حقيقت‌ مي‌كشد. و اين‌ در چند مورد منصوص‌ است‌: يكي‌ در مورد توبه‌:
«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا تُوبُوا إِلَي اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحاً عَسي‏ رَبُّکُمْ أَنْ يُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَيِّئاتِکُمْ» «ای کسانی که ایمان آورده‌اید بسوی خدا توبه کنید، توبه‌ای خالص امید است (با این کار) پروردگارتان گناهانتان را ببخشد» (تحریم- 8)
و ديگري‌ دربارۀ اجتناب‌ از معاصي‌ كبيره‌ است‌، كه‌ در اين صورت‌ خداوند از معاصي‌ صغيره‌ در مي‌گذرد؛ اگر چه‌ از آنها توبه‌ بعمل‌ نيامده‌ باشد. يعني‌ نفسِ اجتناب‌ از كبائر، خود بخود موجب‌ غفران‌ و كفّاره‌ از صغائر است‌:
«إِن‌ تَجْتَنِبُوا كَبَآئِرَ مَا تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنکُمْ سَيّـِئـَاتِكُمْ» «اگر شما از كارهاي‌ بزرگي‌ كه‌ از آنها نهي‌ شده‌ايد اجتناب‌ ورزيد، ما از سيّئات‌ و بدي‌هاي‌ شما كه‌ كوچك‌ است‌ مي‌گذريم‌ و ناديده‌ مي‌گيريم.‌» (النّساء- 31)
و ديگري‌ ايمان‌ به‌ خدا و عمل‌ صالح‌ است‌، كه‌ خود بخود موجب‌ غفران‌ بدي‌هاي‌ گذشته‌ مي‌شود:
«مَن‌ يُؤمِن‌ بِاللَهِ وَ يَعْمَلْ صَـلِحًا يُكَفّـِرْ عَنْهُ سَيِّـَاتِهِ» «و كسي كه‌ ايمان‌ به‌ خدا آورد و عمل‌ نيكو انجام‌ دهد، خداوند تمام‌ بدي‌هاي‌ او را مي‌پوشاند.» (التّغابن- 9)‌
و ديگري‌ تقوی‌ است‌: «وَ مَنْ يَتَّقِ اللَهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّـَاتِهِ وَ يُعْظِمْ لَهُو أَجْرًا» «و كسي كه‌ تقواي‌ خدا را پيشه‌ سازد، خداوند بدي‌هاي‌ او را مي‌پوشاند و پاداش‌ او را بزرگ‌ قرار مي‌دهد.» (الطلاق- 5)
و بطور كلّي‌ هر كردار خوبي‌ كه‌ انسان‌ براي‌ خدا انجام‌ دهد، خداوند اگر بخواهد گناهان‌ انسان‌ را مي‌آمرزد:
إِنَّ اللَهَ لَا يَغْفِرُ أَن‌ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغفِرُ مَا دُونَ ذَالِكَ لِمَن‌ يَشَآءُ» «حقّاً خداوند شرك‌ به‌ خود را نمي‌آمرزد، و غير از شرك‌ را هر چه‌ باشد براي‌ كساني‌ كه‌ بخواهد مي‌آمرزد» ‌ (النّساء- 48 و 116)
2- آنكه‌ اعمال‌ صالحه‌ موجب‌ از بين‌ رفتن‌ و نابود شدن‌ اعمال‌ سيّئه‌ مي‌گردد؛ يعني‌ سيّئه‌ موجود را خداوند معدوم‌ مي‌كند. «إِنَّ الْحَسَنَـتِ يُذْهِبْنَ السَّيّـِـَات» (هود- 114)
و نيز در نابود گردانيدن‌ خداوند ثواب‌ و حسنه‌ موجود را، آيات‌ وارده‌ در موارد حبط‌ و ماشابَهَها اين‌ معني‌ را مي‌رساند.
«وَ قَدِمْنَآ إِلَی‌ مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَـهُ و هَبَآءً مَّنْثُورًا» «(نسبت‌ به‌ كساني كه‌ اميد لقاء ما را ندارند و استكبار مي‌ورزند) ما چنين‌ قصد و اراده‌ داريم‌ كه‌ تمام‌ اعمالي‌ را كه‌ بجاي‌ آورده‌اند، چون‌ گرد و غبار پراكنده‌، نابود و خراب‌ سازيم‌» (الفرقان- 23)‌
«ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَرِهُوا مَآ أَنْزَلَ اللَهُ فَأَحْبَطَ أعْمَـلَهُمْ» «اين‌ به علّت‌ آنست كه‌ كافران‌ ناپسند دارند آنچه‌ را كه‌ خداوند فرو فرستاده‌ است‌ از آيات‌ خود، پس‌ بنابراين‌ خداوند اعمال‌ آنها را حبط‌ و نيست‌ مي‌نمايد.» (محمّد- 9)
و از همين‌ قبيل‌ است‌ تعبير به‌ «ضَلال‌» كردن‌، چون‌ ضلال‌ به‌ معناي‌ گم‌ شدن‌ است‌. «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا فَتَعْسًا لَّهُمْ وَ أَضَلَّ أَعْمَلَهُمْ» «و كساني كه‌ كافر شده‌اند، پس‌ مرگ‌ و هلاكت‌ باد برايشان‌؛ و خداوند اعمال‌ آنان‌ را نابود و گم‌ مي‌سازد.» (محمّد- 8)
3- آنكه‌ اعمال‌ نيكو موجب‌ تبديل‌ سيّـئات‌ گذشته‌ به‌ حسنات‌ ميشود؛ يعني‌ تمام‌ بدي‌ها و گناهان‌ تبديل‌ به‌ خوبي‌ها و طاعت‌ها مي‌گردد.
«إِلَّا مَن‌ تَابَ وَ ءَامَنَ وَ عَمِلَ عَمَلاً صَـلِحًا فَأُولَـئكَ يُبَدِّلُ اللَهُ سَيّـِـَاتِهِمْ حَسَنـتٍ وَ كَانَ اللَهُ غَفُورًا رَّحِميًا» «مگر كساني كه‌ از آن‌ قبائح‌ و زشتي‌ها برگردند و ايمان‌ بياورند و اعمال‌ صالحه‌ انجام‌ دهند؛ خداوند سيّئات‌ آنان‌ را مبدّل‌ به‌ حسنات‌ مي‌كند و خداوند غفور و مهربان است» (الفرقان‌-70)
4ـ آنكه‌ خداوند عمل‌ قليل‌ را تكثير مي‌كند: «أُولَـئكَ يُؤْتَوْنَ أَجْرَهُمْ مَرَّتَيْنِ بِمَا صَبَرُوا» «اجر و پاداش‌ ايشان‌ در اثر صبر و تحمّلي‌ كه‌ نموده‌اند، دو چندان‌ داده‌ مي‌شود.» (القصص-54)
«مَن‌ جَآءَ بِالْحَسَنَةَ فَلَهُو عَشْرُ أَمْثَالِهَا» «هر كس‌ كار نيكي‌ بياورد، پس‌ براي‌ او، ده‌ چندان‌ آن‌ عمل‌ خواهد بود.» (الانعام‌- 161)
5ـ آنكه‌ خداوند عمل‌ معدوم‌ را موجود مي‌كند: «وَ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَاتَّبَعْتَهُمْ ذُرِّيَّتُهُم‌ بِإِيمَانٍ أَلْحَقَنْابِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ وَ مَآ أَلْتَنَـهمْ مِنْ عَمَلِهِمْ مَن‌ شَيْءٍ كُلُّ أمْرِي‌ءِ بِمَا كَسَبَ رَهِينٌ» «آن‌ كساني كه‌ ايمان‌ آورده‌اند و ذرّيّه‌ و فرزندان‌ آنها در ايمان‌ از آنها پيروي‌ نموده‌اند، ما آن‌ ذرّيّه‌ و فرزندان‌ را به‌ پدرانشان‌ مي‌رسانيم‌ و ملحق‌ مي‌سازيم‌، بدون‌ آنكه‌ از اعمال‌ پدران‌ آنها چيزي‌ كم‌ و كاست‌ كنيم‌؛ و هر كس‌ مرهون‌ اعمال‌ مكتسبه‌ خود اوست.‌» (الطّور- 21)
در اينجا ملاحظه‌ مي‌شود كه‌ ذرّيّه‌اي‌ كه‌ فقط‌ پيروي‌ كنند از پدرانشان‌، در عمل‌ و پاداش‌ ملحق‌ به‌ آنها مي‌شوند؛ بدون‌ آنكه‌ خداوند عمل‌ پدران‌ را تقسيم‌ كند: نيمي‌ براي‌ آنها و نيمي‌ براي‌ ذرّيّه‌ بگذارد. بلكه‌ بدون‌ كاهش‌ از عمل‌ پدران‌، بواسطه‌ پيروي‌ فرزندان‌ از پدران‌ و لحوق‌ به‌ ايشان‌، تمام‌ اعمال‌ حسنه‌ و خيراتي‌ كه‌ براي‌ پدران‌ است‌، براي‌ ذريّه‌ هم‌ خواهد بود.
خدایا به احترام محمد  صلی الله علیه و آله ما را از رحمت و غفران خود محروم نفرما - آمین.