488 - شفاعت
35 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 شفاعت

شفاعت واسطه شدن یک مخلوق میان خدا و دیگر مخلوقات برای رساندن خیر یا دفع شر در دنیا و آخرت است.

شفاعت، اقسامی دارد که برخی نادرست و ظالمانه و برخی صحیح و عادلانه است. شفاعت غلط، برهم زنندۀقانون و ضد آن است ولی شفاعت صحیح حافظ و تأئید کننده قانون است.

آیات و روایات زیادی از طریق شیعه و سنی وجود آن را اثبات می کند که خود بردو گونه است:

1- شفاعت "رهبری" یا شفاعت "عمل" که شامل نجات از عذاب و نیل به حسنات و حتی بالا رفتن درجات می شود.

2- شفاعت "مغفرت" یا شفاعت "فضل" که تأثیر آن در از بین بردن عذاب ها و مغفرت گناهان است و حداکثر ممکن است سبب وصول به حسنات و ثواب ها هم بشود، ولی بالا برندۀدرجه شخص نیست.

 شفاعت مفهومی دینی است که عموم مسلمانان به آن باور دارند. بر اساس عقاید شیعه، شفاعت به طور کامل از آن خداوند است و هیچ کس بی اذن او نمی تواند شفاعت نماید. بر این اساس اگر خداوند از ایمان بنده ای راضی باشد به شفیعان اذن می دهد در حق او شفاعت کنند. باور به شفاعت در میان شیعیان جایگاه ویژه ای دارد.

شفاعت در قیامت، با شرائط و خصوصیاتی که در باره آن ذکر شده است، از ضروریات تمامی مذاهب اسلامی و مورد اجماع تمامی علمای مسلمان است.

اهل سنت نیز اصل شفاعت را پذیرفته اند و در منابع آنها به ویژه به شفاعت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) از مؤمنان تصریح شده است. ، ولی وهابیان معتقدند تنها می توان از خدا طلب شفاعت کرد و اگر کسی از غیرخدا طلب شفاعت کند، مشرک است.

بیست ودو آیه در قرآن مربوط به شفاعت است:

 ۱-الأنبیاء۲۸ ۲-الأعراف ۵۳ ۳-النساء۸۵ ۴-مریم۸۷ ۵-طه۱۰۹ ۶-الزخرف۸۶ ۷-بقره۲۵۵ ۸-یونس۳ ۹-یونس۱۸ ۱۰-السجدة۴ ۱۱-بقره۴۸ ۱۲-سبأ۲۳ ۱۳-غافر۱۸ ۱۴-یس ۲۳ ۱۵-الأنعام۷۰ ۱۶-النجم۲۶ ۱۷-الزمر۴۳ ۱۸-الزمر۴۴ ۱۹-هود۷۴ ۲۰-لمدثر۴۸ ۲۱-الشعراء۱۰۰ ۲۲-بقره۲۵۴

بعضی - تعداد آیات را بیست وچهار- و بعضی سی- آیه گفته اند.

بررسی مجموع آیات شفاعت نشان می دهد که قرآن کریم نوعی از شفاعت را تایید می کند و نوع دیگری از شفاعت را باطل دانسته و نفی می کند. منظور از آیات

 نفی کنندۀ شفاعت این است که کسی مستقل از خدا چنین حقی را ندارد و منظور از آیات اثبات کنندۀ شفاعت این است که اساساً و ذاتاً شفاعت برای خداست و برای غیرخدا با اذن اوست: « وَ لاتَنْفَعُ الشَّفاعَةُ عَنْدَهُ إِلاّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ»[سبأ: ۲۳«شفاعت کسی سودی نمی بخشد مگر شفاعت آن کس که خدا به او اذن دهد».

آیات قرآنی درباره شفاعت را می توان به چند دسته تقسیم کرد؛ برخی از آنها شفاعت در قیامت را مطلقاً نفی می کنند، [بقره: ۲۵۴[(بقره: ۴۸برخی دیگر شفاعت را تنها مختص به خداوند می دانند: قُلْ لِلَّهِ الشَّفاعَةُ جَمیعاً لَهُ مُلْک السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ إِلَیهِ تُرْجَعُونَ[بقره: ۴۸][سجده: ۴ برخی دیگر شفاعت مشروط برخی مخلوقات را تأیید می کند: ما مِنْ شَفیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذلِکمُ اللَّهُ رَبُّکمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا تَذَکرُونَ[یونس: ۳ِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِی لَهُ قَوْلاً[ طه: ۱۰۹یعْلَمُ ما بَینَ أَیدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیتِهِ مُشْفِقُون[انبیاء: ۲۸ وَ کمْ مِنْ مَلَک فِی السَّماواتِ لا تُغْنی شَفاعَتُهُمْ شَیئاً إِلاَّ مِنْ بَعْدِ أَنْ یأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ یشاءُ وَ یرْضی[نجم: ۲۶] بقره: ۲۵۵][سباء: ۲۳ و برخی شفاعت را در برخی افراد منتفی می دانند.

 بسیاری از کاربردهای اصطلاح شفاعت در قرآن به نفی واسطه گری بتان و خدایانی اختصاص دارد که مشرکان مکه آنها را شفیع می پنداشته اند: وَ یعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ ما لا یضُرُّهُمْ وَ لا ینْفَعُهُمْ وَ یقُولُونَ هؤُلاءِ شُفَعاؤُنا عِنْدَ اللَّهِ قُلْ أَ تُنَبِّئُونَ اللَّهَ بِما لا یعْلَمُ فِی السَّماواتِ وَ لا فِی الْأَرْضِ سُبْحانَهُ وَ تَعالی عَمَّا یشْرِکون[یونس: ۱۸[ انعام: ۹۴.

قرآن کریم در کنار نفی شفاعت بتان، شفاعت اشخاص یا اشیای محترم را با شروطی پذیرفته است. از جمله، شفاعت پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در قرآن کریم به صراحت تایید شده است و بدین رو مسلمانان دربارۀ اصل وجود شفاعت اختلافی ندارند و تنها در احکام و جایگاهش با یکدیگر اختلاف دارند. به عنوان مثال در آیه: « وَ مِنَ اللَّیلِ فَتَهَجَّدْ بِهِ نَافِلَةً لَکَ عَسَی أَنْ یبْعَثَکَ رَبُّک مَقَاماً مَحْمُوداً»[ الإسراء: ۷۹ ) مفسران شیعه و سنی اتفاق نظر دارند که منظور از مقام محمود در این آیه، همان مقام شفاعت است که خداوند آن را به پیامبرش وعده داده است. [تفسیر الرازی، ج ۳، ص۵۵]

 منکر شفاعت، منکر صریح آیات است

منکر شفاعت، در حقیقت منکر برخی آیات می باشد؛ چرا که صریح آیات قرآن کریم شفاعت را امضاء می کنند. در آیات متعدّدی همراه با نفی شفاعت به معنای غلط آن (شفاعت بتهای مرده و زنده و شفاعت بی ضابطه و هر کی هر کی)، شفاعت به معنی درست آن از طرف برخی از بندگان خاصّ خدا مورد اثبات قرار گرفته است.

خداوند متعال می فرماید:

۱ « لا یمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْدا  آنان هرگز مالک شفاعت نیستند؛ مگر کسی که نزد خداوند رحمان، عهد و پیمانی دارد» (مریم: ۸۷)

شک نیست که نبوّت و امامت عهد خداست.

« وَ إِذِ ابْتَلی إِبْراهیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیتی قالَ لا ینالُ عَهْدِی الظَّالِمینَ  (به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود، و او به خوبی از عهده این آزمایشها برآمد، خداوند به او فرمود: « من تو را امام مردم قرار دادم!» ابراهیم عرض کرد: « از دودمان من(نیز امامانی قرار بده!)» خداوند فرمود: « عهد من، به ستمکاران نمی رسد » (البقره: ۱۲۴)

در این آیه، به وضوح تمام، از امامت با عنوان عهدالله یاد شده است. و آیۀسابق الذّکر فرمود که صاحبان عهد در نزد خدا، حقّ شفاعت دارند.

۲ « وَ لا یمْلِکُ الَّذینَ یدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفاعَهَ إِلاَّ مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَ هُمْ یعْلَمُونَ  کسانی را که غیر از او می خوانند قادر بر شفاعت نیستند؛ مگر آنها که شهادت به حق داده اند در حالی که می دانند» (الزخرف: ۸۶)

طبق این آیه آنها که از روی علم شهادت به حقّ ( توحید) می دهند، حقّ شفاعت دارند. شکّ نیست که تمام انبیاء مصادق این آیه اند. چون همگی با علم یقینی شهادت به توحید داده اند.

همینطور شک نیست که انبیاء شاهد اعمال امّت خویش می باشند؛ و به حقّ شهادت خواهند داد؛ و رسول الله(ص) در قیامت شهادت خواهد داد بر اعمال جمیع امّتها.

« فَکَیفَ إِذا جِئْنا مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ بِشَهیدٍ وَ جِئْنا بِکَ عَلی هؤُلاءِ شَهیدا  حال آنها چگونه است آن روزی که از هر امتی، شاهد و گواهی(بر اعمالشان) می آوریم، و تو را نیز بر آنان گواه خواهیم آورد؟ » (النساء: ۴۱)

« ما قُلْتُ لَهُمْ إِلاَّ ما أَمَرْتَنی بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ رَبِّی وَ رَبَّکُمْ وَ کُنْتُ عَلَیهِمْ شَهیداً ما دُمْتُ فیهِمْ فَلَمَّا تَوَفَّیتَنی کُنْتَ أَنْتَ الرَّقیبَ عَلَیهِمْ وَ أَنْتَ عَلی کُلِّ شَی ءٍ شَهیدٌ  من (عیسی)، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم؛ (به آنها گفتم: ) خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، گواهشان بودم؛ ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی؛ و تو بر هر چیز، گواهی» (المائده: ۱۱۷)

« وَ یقُولُ الَّذینَ کَفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کَفی بِاللَّهِ شَهیداً بَینی وَ بَینَکُمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکِتاب  آنها که کافر شدند می گویند: «تو پیامبر نیستی!» بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب نزد اوست، میان من و شما گواه باشند!» (الرعد: ۴۳)

« وَ یوْمَ نَبْعَثُ مِنْ کُلِّ أُمَّهٍ شَهیداً ثُمَّ لا یؤْذَنُ لِلَّذینَ کَفَرُوا وَ لا هُمْ یسْتَعْتَبُون  (به خاطر بیاورید) روزی را که از هر امّتی گواهی بر آنان برمی انگیزیم؛ سپس به آنان که کفر ورزیدند، اجازه(سخن گفتن) داده نمی شود؛ و(نیز) اجازۀعذرخواهی و تقاضای عفو به آنان نمی دهند» (النحل: ۸۴)

« وَ یوْمَ نَبْعَثُ فی کُلِّ أُمَّهٍ شَهیداً عَلَیهِمْ مِنْ أَنْفُسِهِمْ وَ جِئْنا بِکَ شَهیداً عَلی هؤُلاءِ وَ نَزَّلْنا عَلَیکَ الْکِتابَ تِبْیاناً لِکُلِّ شَی ءٍ وَ هُدی وَ رَحْمَهً وَ بُشْری لِلْمُسْلِمینَ  (به یاد آورید) روزی را که از هر امتی، گواهی از خودشان بر آنها برمی انگیزیم؛ و تو را گواه بر آنان قرار می دهیم! و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز، و مایه هدایت و رحمت و بشارت برای مسلمانان است» (النحل: ۸۹)

این آیات به وضوح تمام دلالت دارند بر اینکه انبیاء و در رأس آنها رسول الله (ص) شاهد حقّ هستند بر مردمان؛ و در قیامت بر اعمال مردمان شهادت خواهند داد. و آیه مورد بحث بیان نمود که کسی حقّ شفاعت ندارد مگر آن کسانی که شهادت به حقّ می دهند. پس با کنار هم نهادن این آیات برای تمام انبیاء، حقّ شفاعت اثبات می شود.

۳ « یوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ إِلاَّ مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِی لَهُ قَوْلاً  در آن روز، شفاعت هیچ کس سودی نمی بخشد، جز کسی که خداوند رحمان به او اجازه داده، و به گفتار او راضی است » (طه: ۱۰۹)

شکّ نیست که خداوند متعال به گفتار انبیاء و اولیای خودش راضی است. پس آنها حقّ شفاعت دارند. در سوره جنّ آیه ۲۶ و ۲۷ تصریح نمود که خدا از رسولان خویش راضی است و رضایت داده که آنها علم به غیب داشته باشند. همچنین در سوره فجر آیات ۲۷ و ۲۸ تصریح نمود که از صاحبان نفس مطمئنّه رضایت دارد.

آیه مصادیق آیه تطهیر  که خداوند متعال خودش آن را پاک نموده  مورد رضایت خدا نیستند؟ یقیناً مورد رضایت خدا می باشند؛ و شکّ نیست حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) و امام حسن و امام حسین(ع) مصداق آیه تطهیر می باشند.

همچنین در آیه ۵۵ مائده از آنها که در حال رکوع زکات داده اند با عنوان ولی یاد شده و ولایت آنها در ردیف ولایت خدا و رسول قرار گرفته است. و شیعه و سنّی اتّفاق نظر دارند که آیه در حقّ علی(ع) نازل گشته است. آیا کسی می تواند مدّعی شود که خدا از چنین کسی رضایت ندارد؟! مگر می شود خدا کسی را ولی ما قرار دهد که خودش از او راضی نیست؟ حال ولی را به هر معنا که می خواهید بگیرید.

پس طبق این ادلّه، خمسۀمطهره نیز حقّ شفاعت دارند.

۴ « وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ عِنْدَهُ إِلاَّ لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّی إِذا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قالُوا ما ذا قالَ رَبُّکُمْ قالُوا الْحَقَّ وَ هُوَ الْعَلِی الْکَبیرُ ت هیچ شفاعتی نزد او، جز برای کسانی که اذن داده، سودی ندارد! تا زمانی که اضطراب از دلهای آنان زایل گردد. می گویند: «پروردگارتان چه دستوری داده؟» می گویند: «حقّ را و اوست بلندمقام و بزرگ مرتبه. » (سبأ: ۲۳)

۵ « وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّماواتِ لا تُغْنی شَفاعَتُهُمْ شَیئاً إِلاَّ مِنْ بَعْدِ أَنْ یأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ یشاءُ وَ یرْضی  و چه بسیار فرشتگان آسمانها که شفاعت آنها سودی نمی بخشد مگر پس از آنکه خدا برای هر کس بخواهد و راضی باشد اجازه دهد» (النجم: ۲۶)

۶ « إِنَّ رَبَّکُمُ اللَّهُ الَّذی خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ فی سِتَّهِ أَیامٍ ثُمَّ اسْتَوی عَلَی الْعَرْشِ یدَبِّرُ الْأَمْرَ ما مِنْ شَفیعٍ إِلاَّ مِنْ بَعْدِ إِذْنِهِ ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ فَاعْبُدُوهُ أَ فَلا تَذَکَّرُون  پروردگار شما، خداوندی است که آسمانها و زمین را در شش روز آفرید؛ سپس بر عرش تسلّط یافت، و به تدبیر امر پرداخت؛ هیچ شفاعت کننده ای نیست مگر با اذن او؛ این است خداوند، پروردگار شما! پس او را پرستش کنید! آیا متذکّر نمی شوید؟! » (یونس: ۳)

۷ « اللَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ هُوَ الْحَی الْقَیومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لا نَوْمٌ لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذی یشْفَعُ عِنْدَهُ إِلاَّ بِإِذْنِهِ یعْلَمُ ما بَینَ أَیدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یحیطُونَ بِشَی ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلاَّ بِما شاءَ وَسِعَ کُرْسِیهُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ لا یؤُدُهُ حِفْظُهُما وَ هُوَ الْعَلِی الْعَظیمُ  هیچ معبودی نیست جز خداوند یگانه زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند؛ هیچگاه خواب سبک و سنگینی او را فرانمی گیرد؛ آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست؛ کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟! آنچه را در پیش روی آنها و پشت سرشان است می داند؛ و کسی از علم او آگاه نمی گردد؛ جز به مقداری که او بخواهد. تخت(حکومت) او، آسمانها و زمین را دربرگرفته؛ و نگاهداری آن دو ( آسمان و زمین )، او را خسته نمی کند. بلندی مقام و عظمت، مخصوص اوست. » (البقره: ۲۵۵)

۸ « یعْلَمُ ما بَینَ أَیدیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا یشْفَعُونَ إِلاَّ لِمَنِ ارْتَضی وَ هُمْ مِنْ خَشْیتِهِ مُشْفِقُونَ  او اعمال امروز و آینده و اعمال گذشته آنها را می داند؛ و آنها شفاعت نمی کنند جز برای کسی که خدا راضی(به شفاعت برای او) است؛ و از ترس او بیمناکند. » (الأنبیاء: ۲۸)

طبق این آیات بعد از آنکه خدا به برخی بندگان و فرشتگان اذن داد، آنها می توانند شفاعت کنند.

 روایات

 شفاعت از منظر روایات

 ۱ شفاعت پیامبر اسلام

 ۰. ۲ شفاعت قرآن

 3 - شفاعت اهل بیت پیامبر اسلام

 ۰۴ شفاعت ایمان و عمل صالح

 5 - شفاعت توبه

 ۶ - شفاعت پیامبران الهی

 7 - شفاعت فرشتگان و ملائکه الهی

 ۸ - شفاعت شهیدان راه حق

 ۹شفاعت دانشمندان و علمای دین

 ۱۰ شفاعت مؤمنین

 ۱1شفاعت خویشاوندان

 ۱2شفاعت عابدین و کسانی که عمر خود را در اسلام و برای خدمت به خلق خدا صرف کردن

در باره هرکدام از این اقسام - روایات زیاد آمده که به خاطر طولانی بودن نیاوردیم

 پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمودند - ادخرت شفاعتی لاهل الکبایر من امتی

 پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمودند: اُعطیتُ خمساً. . . و اعطیت الشفاعة فادّخرتها لامّتی فهی لِمَنْ لا یشرک بالله شیئاً. [شیبانی، أحمد بن حنبل، مسند احمد، ج۴، ص۴۷۱.

 نسائی، أحمد بن شعیب، سنن نسائی، ج۱، ص۲۰۹، باب: الطواف علی النساء فی غسل واحد.

 دارمی، أبومحمد، سنن دارمی، ج۲، ص۸۷۳، باب: الارض کلها طهور.

خداوند بزرگ به من پنج امتیاز داده است. . . که یکی از آنها شفاعت است و آن را برای امت خود نگه داشته ام. شفاعت برای کسانی است که شرک نورزند.

_ در روایت دیگر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) فرمود: «انا اول شافع و اول مشفَّع؛ [ ترمذی، محمد بن عیسی، سنن ترمذی، ج۵، ص۲۴۸، باب ما جاء فی فضل النبی، باب ۲۲، حدیث رقم: ۳۶۹۵.

دارمی، أبومحمد، سنن دارمی، ج۱، ص۱۹۴، باب ما اعطی النبی (صلی الله علیه و آله وسلّم) الفضل.

من نخستین کسی هستم که شفاعت می کند و نخستین کسی هستم که شفاعت او پذیرفته می شود. »

نتیجه

با ملاحظه آیات و اخبار فراوان - شفاعت وجود دارد واز صفات خاص و مخصوص خدای متعال است ولی با اذن و اجازه او نیز دیگران شفاعت خواهند نمود

از منابع زیاد که آوردنش بطول می انجامد.