473 - حضرت الیاس علیه السلام
16 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

                                                      حضرت  الیاس النبی علیه السلام

در باره حضرت  الیاس علیه السلام  در تار یخ گفته ها و نوشته ها زیاد است که ما به گوشه هایی از آن اشاره می کنیم و تفصیل را به عهده محققین و پزوهشکران قرار می دهیم.
علامه شعرانی پیرامون نام وی می گوید:
«الیاس به زبان عِبْری، ایلیاء می باشد و سین آن تصرف زبان یونانی است كه به اصطلاح آنان در زبان عربی مشهور گشته؛ چنان كه یونس هم یوناء است و سین آن یونانی است و در بعضی اخبار به همان لهجه عبری ایلیاء نیز مذكور است.»   ( نشر طوبی، ابوالحسن شعرانی، ج 1، ص 33.
در نقلی آمده: 3، ص 469.
در تورات نیز نام وی ایلیاء ثبت شده است. ( قاموس كتاب مقدس، هاكس، ص 144؛ تفسیر الوسیط للقرآن الكریم، طنطاوی، ج 5، ص 120.

دودمان الیاس علیه السلام
پیرامون پدر و اجداد حضرت الیاس علیه السلام نظرات گوناگونی مطرح شده است كه به نظر مشهور اشاره می شود:
وی از ذریه حضرت ابراهیم علیه السلام می باشد؛ چنان كه آیه قرآن این مطلب را تأیید می كند: «وَ تِلْكَ حُجَّتُنَا ءاتَینَاها اِبْراهِیمَ عَلَی قَوْمِهِ... وَ مِنْ ذِرِیتِهِ... وَ زَكَرِیا وَ یحْیی وَ عِیسَی و اِلْیاسَ.» (اانعام / 83 - 85. ر. ك: تفسیر موضوعی قرآن كریم، آیة الله جوادی آملی، ج 7، ص 274.علامه مجلسی می گوید: «ابن عباس و اكثر مفسرین بر این باورند كه الیاس از انبیاء بنی اسرائیل و از اولاد هارون بن عمران می باشد.» ( مرآة العقول، ج 3، ص 28.

ویژگیهای الیاس علیه السلام
وی دارای ویژگیهای برجسته ای بوده است؛ از جمله وی بسیار فصیح و بلیغ بوده ( اصول كافی، ج 1، ص 228.
و توانایی هفتاد پیامبر را داشته و در شدت و قوت همانند موسی علیه السلام بوده  و همانند بعضی از انبیاء در دست راست خویش انگشتر به دست می كرده است. (

                                                                            سیمای الیاس علیه السلام در قرآن
نام او فقط دو مرتبه در قرآن كریم در آیه 85 سوره انعام و آیات 123 تا 132 سوره صافات ذكر شده است.
«وَ زَكَرِیا وَ یحْیی وَ عِیسَی وَ اِلْیاسَ كُلٌ مِنَ الصَّالِحِینَ»؛ ( انعام / 85.
«وَ اِنَّ اِلْیاسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ اِذْ قَالَ لِقَومِهِ اَلَا تَتَّقُونَ اَتَدْعُونَ بَعْلاً وَ تَذَرُونَ اَحْسَنَ الْخَالِقِینَ اللَّهَ رَبَّكُمْ وَ رَبَّ آبَائِكُمُ الْاَوَّلِینَ فَكَذَّبُوهُ فَاِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ اِلَّا عِبَادَ اللَّهِ الْمُخْلَصِینَ وَ تَرَكْنَا عَلَیهِ فِی الْآخِرِینَ سَلَامٌ عَلَی أِلْ یاسِینَ اِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ اِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِینَ»؛ ( صافات / 123 - 132. «و زكریا و یحیی و عیسی و الیاس، همه از صالحان بودند.»
 «و الیاس از رسولان [ما] بود. [به خاطر بیاور] هنگامی كه به قومش گفت: آیا تقوا پیشه نمی كنید؟ آیا بتِ بعل را می خوانید و بهترین آفریدگارها را رها می سازید؟ خدایی كه پروردگار شما و پروردگار نیاكان شماست. اما آنها او را تكذیب كردند؛ ولی به یقین همگی [در دادگاه عدل الهی] احضار می شوند، مگر بندگان مخلص خدا. ما نام نیك او را در میان امتهای بعد باقی گذاشتیم. سلام بر الیاسین! ما این گونه نیكوكاران را پاداش می دهیم. او از بندگان مؤمن ماست.»
ویژگیهای الیاس علیه السلام در قرآن به ترتیب ذیل می باشد:
1. از ذریه حضرت ابراهیم علیه السلام بوده؛
2. از هدایت ویژه خداوند برخوردار شده؛
3. علاوه بر مقام نبوت و رسالت، در زهد و بی اعتنایی نسبت به دنیا نمونه بوده؛ () تفسیر نمونه، ج 5، ص 330؛ تفسیر الكبیر، ج 13، ص 65..
4. دارای كتاب بوده؛
5. دارای منصب قضاوت بوده؛
6. دارای مقام نبوت بوده؛
7. یكی از عبادت كنندگان بوده؛
8. سلام خداوند و ملائكه و انس و جن بر الیاس علیه السلام تعلق گرفته است. (تفسیر المنیر، وهبة الزحیلی، ج 23، ص 135

                                                                                                       الیسع علیه السلام دستیار الیاس علیه السلام

نقل شده كه در مدت پیامبری الیاس علیه السلام، الیسع علیه السلام دستیار وی بوده ( تاریخ الامم و الملوك، ج 1، ص 274؛ المنتظم، ج 1، ص 261؛ كنز الدُرَر و جامع الغُرر، دواداری، ج 2، ص 239.
 و همو بوده كه از طرف الیاس علیه السلام نزد «آخاب» رفته و او را به پرستش خداوند دعوت كرده است. ( مختصر تاریخ دمشق، ابن منظور، ج 5، ص 26 و 27. همان گونه كه الیاس علیه السلام «آخاب» را از شرك و بت پرستی بر حذر می داشت، همواره مردم را نیز به این مهم دعوت می كرد؛ ولی قوم الیاس علیه السلام با وی مخالفت كرده، او را تكذیب می كردند؛ چنان كه قرآن كریم در این باره می فرماید: «فَكَذَّبُوهُ فَاِنَّهُمْ لَمُحْضَرُونَ»؛ ( صافات / 127. «اما آنها او را تكذیب كردند، پس همگی احضار می شوند.»

نقل شده است: وقتی الیاس علیه السلام بر قوم خود به خاطر عدم پرستش خداوند غضب كرد، از خداوند طلب كرد كه هفت سال بر قوم او باران نفرستد. پس دعای الیاس علیه السلام مستجاب شد و قحطی و گرسنگی و مرگ و میر میان آنان بسیار شد، قوم الیاس علیه السلام به خود آمده و به نشانه ندامت و پشیمانی نزد الیاس علیه السلام رفته و طلب بخشش كرده، از او خواستند كه از خداوند درخواست باران كند.
چون شب شد، الیاس علیه السلام به مناجات ایستاد و دعا كرد و به الیسع علیه السلام گفت: به اطراف آسمان بنگر! الیسع علیه السلام گفت: ابری می بینم كه بلند می شود. الیاس علیه السلام گفت: بشارت باد تو را كه باران می آید. ( حیوة القلوب، علامه مجلسی، ج 2، ص 841. در نقل دیگری آمده است: سه سال بر قوم الیاس علیه السلام باران نبارید (تاریخ دمشق، ج 9، ص 209 - 210)

پایان پیامبری
زمانی كه مبارزات الیاس علیه السلام با شرك و ظلم شدت گرفت، «ایزابل» همسر «آخاب» الیاس علیه السلام را به خروج از حكومت «آخاب» متهم كرد و او را نزد پادشاه، مخالف و شورشی جلوه داد و بدین ترتیب، دستور دستگیری و قتل وی از طرف «آخاب» صادر شد. وی نیز به دستور خداوند روانه كوهها و بیابانها شد. ( بحارالانوار، ج 16، ص 337.
 طبق نقلی، الیاس علیه السلام به غاری در كوه «قاسیون» واقع در دمشق پناه برد و 10 سال در آنجا پنهان بود. ( تاریخ دمشق، ج 9، ص 205؛ كنز العمال، ج 14، ص 150. برخی دیگر مدت پنهان شدن را هفت سال ذكر می كنند. ر. ك: مستدرك سفینة البحار، علامه نمازی، ج 1، ص 130.

علامه مجلسی می نویسد: «زمانی كه پیامبری الیاس علیه السلام به پایان رسید، خداوند به الیاس علیه السلام بال داد و لباس نور بر او پوشانید و او را به آسمان برد و الیاس علیه السلام عبای خود را از آسمان برای الیسع علیه السلام به زیر انداخت و حق تعالی الیسع علیه السلام را به پیامبری برگزید () برخی می گویند: حضرت یونس علیه السلام پس از الیاس علیه السلام به پیامبری رسید (المنتظم، ج 1، ص 261؛ مستدرك سفینة البحار، ج 1، ص 130؛ اما مشهور این است كه الیسع علیه السلام پس از الیاس علیه السلام به پیامبری رسید.
 و وحی به سوی او فرستاد و او را تقویت كرد.» ( حیوة القلوب، ج 2، ص 842؛ قصص الانبیاء، قطب راوندی، ص 251؛ مجمع البیان، ج 8، ص 457. ر. ك: بحارالانوار، ج 13، ص 393؛ الكامل فی التاریخ، ابن اثیر، ج 1، ص 14؛ تاریخ الامم و الملوك، ج 1، ص 274؛ المنتظم، ج 1، ص 261؛ مختصر تاریخ دمشق، ابن منظور، ج 5، ص 27.
ثعالبی می گوید: «عبایی كه الیاس علیه السلام از آسمان برای الیسع علیه السلام فرو فرستاد، علامت و نشانه ای بر پیامبری الیسع علیه السلام می باشد.» ( عرائس المجالس، ثعالبی، ص 230.
 و بدین ترتیب، الیسع علیه السلام بعد از وی به پیامبری رسید. ( تفسیر سمرقندی، مشهور به بحر العلوم، ج 1، ص 499.

نقل شده كه پس از بالا رفتن الیاس علیه السلام به آسمان و شروع پیامبری الیسع علیه السلام، اوضاع حكومت «آخاب» دگرگون شد و پادشاه دیگری با وی جنگ و ستیز كرد و او و همسرش را كشت و بر اوضاع مسلط گردید. (  مجمع البیان ج 8، ص 457.
   برخی دیگر كیفیت غیبت الیاس علیه السلام را این گونه بیان كرده اند: «روزی الیاس علیه السلام همراه دستیارش الیسع علیه السلام، رودخانه اردن را شكافت و به آن وارد شد و سپس سوار بر ابر گردید و غایب شد.» ( تاریخ مختصر الدُوَل، ص 35.

كتاب الیاس علیه السلام
از ظاهر آیه شریفه «وَ ءاتَینَاهُمُ الْكِتَابَ وَ الْحُكْمَ وَ النُّبُوَّةَ» ( انعام / 89. چنین برداشت می شود كه الیاس علیه السلام دارای كتاب بوده است؛ اما در كتب تاریخی چنین آمده: انبیاء بنی اسرائیل كه همانند الیاس علیه السلام بعد از حضرت موسی علیه السلام مبعوث شده اند، برای زنده كردن تورات آمده بودند و كتاب جدیدی بر آنها نازل نشد و فقط نقش آنها زنده كردن احكامی كه از تورات تعطیل شده بود، می باشد. ( تاریخ دمشق، ج 9، ص 206؛ الكامل فی التاریخ، ج 1، ص 148؛ المنتظم، ج 1، ص 259.
همچنین گفته شده: الیاس نبی علیه السلام صاحب كتاب نبود؛ زیرا به هیچ وجه خبری از نویسندگی او، به جز نامه ای كه به «یهورام» پادشاه یهودا نوشت، نیست. ( قاموس كتاب مقدس، ص 145.
اما با توجه به ظاهر آیه یاد شده، الیاس نبی علیه السلام دارای كتاب بوده و اصل كتاب داشتن وی قابل انكار نیست. آنچه كه مورد بحث است، محتوای كتاب می باشد كه آیا این كتاب سَمبُل و نشانه شریعت جدید است و یا یك سری احكامی كه در راستای زنده كردن تورات بوده، می باشد؛ چنان كه این معنا را ظاهر آیه 87 سوره بقره تأیید می كند: «وَ لَقَدْ آتَینَا مُوسَی الْكِتَابَ وَ قَفَّینا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ»؛ «ما به موسی كتاب دادیم و بعد از او، پیامبرانی پشت سر هم فرستادیم.» مثلاً صحیفه هایی از آسمان برای وی نازل می شده، همانند حضرت ادریس علیه السلام و شیث علیه السلام و... و به تناسب موقعیت، احكام تورات را تبلیغ می كردند و به این نحو تورات را زنده می كردند. ( ر. ك: تفسیر تسنیم، ج 5، ص 443. با این بیانات، ظاهراً گزینه دوم صحیح به نظر می رسد.
بنابراین، اختلافی بین ظاهر آیه و كلام مورخین وجود نخواهد داشت.

                                                                                قدمگاه الیاس علیه السلام
علی بن عاصم كوفی می گوید:
«بر امام حسن عسكری علیه السلام وارد شدم. ایشان فرمود: به زیر پایت بنگر و به آنچه كه بر آن پا نهادی دقت كن؛ زیرا آن فرشی است كه بسیاری از پیامبران و مرسلین و ائمه بر روی آن نشسته اند. سپس فرمود: نزدیك تر بیا! عاصم می گوید: وقتی كه نزدیك امام شدم، دست شریفشان را بر صورتم نهاد و قدرت بینایی عالَم دیگر را یافتم و دیدم بر آن فرش اثری از جای پا و نقشهایی است. فرمود: این اثر پای حضرت آدم علیه السلام است و این مكان نشستن ایشان می باشد. اینجا جای اثر هابیل علیه السلام و اینجا اثر شیث علیه السلام و اینجا جای اثر دانیال و الیسع و الیاس علیهم السلام و... می باشد.» () بحارالانوار، ج 11، ص 33 و 34؛ ج 50، ص 304 و 305.
ابن بطوطه نیز در سفرهای خود مكانها و قدمگاههایی كه به خضر و الیاس علیهما السلام نسبت داده شده است را به تفصیل ذكر می كند. (3) رحلة ابن بطوطة، ص 206 و 286 و 331 و 341 و 563.

                                                          مناجات الیاس علیه السلام از زبان امام صادق علیه السلام

مفضل بن عمر می گوید: «همراه عده ای به خانه امام صادق علیه السلام رفتیم و خواستیم اجازه ورود بگیریم كه صدایی از داخل خانه امام شنیدیم كه عربی نبود. گمان كردیم به زبان سریانی می باشد و بعد صدای گریه امام را شنیدیم و ما نیز به گریه امام، گریستیم. سپس خادم امام آمد و اجازه ورود داد. نزد امام رفتیم و آنچه را كه شنیدیم، بازگو كردیم. امام فرمود: درست است، یاد الیاس نبی علیه السلام كردم. وی از عُبّاد انبیاء بنی اسرائیل می باشد و آنچه را كه الیاس علیه السلام در سجده هایش با خدا زمزمه می كرد، گفتم كه به زبان سریانی بود. به خدا قسم! تا به حال هیچ قسّی و جاثلیقی () قس یعنی رئیس نصاری در علم مانند قسیس. جاثلیق برتر و بالاتر از قس می باشد (الوافی، فیض كاشانی، ج 3، ص 558) . به فصاحت زبان الیاس علیه السلام نبوده است. سپس امام مناجات الیاس علیه السلام را به زبان عربی برای ما بازگو كرد و فرمود: الیاس علیه السلام در سجده هایش با خدای خود چنین مناجات می كرد: «اَ تُرَاكَ مُعَذِّبِی وَ قَدْ اَظْمَأْتُ لَكَ هَوَاجِرِی أَ تُرَاكَ مُعَذِّبِی وَ قَدْ عَفَّرْتُ لَكَ فِی التُّرَابِ وَجْهِی أَ تُرَاكَ مُعَذِّبِی وَ قَدِ اجْتَنَبْتُ لَكَ الْمَعَاصِی أَ تُرَاكَ مُعَذِّبِی وَ قَدْ أَسْهَرْتُ لَكَ لَیلِی؛ () اصول كافی، ج 1، ص 227 و 228؛ بحارالانوار، ج 13، ص 392؛ سفینة البحار، ج 1، ص 113؛ مستدرك سفینة البحار، ج 1، ص 131؛ محجة البیضاء، ج 4، ص 257، تفسیر البرهان، ج 4، ص 33؛ موسوعة الامام الصادق، سید كاظم قزوینی، ج 5، ص 443. البته علامه مجلسی این حدیث را ضعیف می شمارد مرآة العقول، ج 3، ص 30) .
 آیا مرا عذاب می كنی، در حالی كه ممتازترین چیزهای خود را تشنه [و شیفته] تو ساخته ام! آیا مرا عذاب می كنی، در حالی كه صورتم را برای تو در خاك نهاده ام! آیا مرا عذاب می كنی، در حالی كه برای تو از گناهان دوری كرده ام! آیا مرا عذاب می كنی، در حالی كه شبم را برای تو بیدار بوده ام!»
سپس به الیاس علیه السلام وحی شد كه سرت را بردار! من تو را عذاب نمی كنم. الیاس علیه السلام به خداوند گفت: اگر مرا عذاب كردی چه؟ مگر من عبد و تو رب نیستی؟ خداوند به وی وحی فرستاد كه سرت را بردار! من تو را عذاب نمی كنم و خلف وعده نیز نخواهم كرد.»

                                                                               معجزات الیاس علیه السلام
نقل شده كه كوهها و درندگان، و سایر موجودات در اختیار و تحت فرمان وی بوده است و خداوند، توانایی هفتاد پیغمبر را به وی عطا كرده بود و در ثابت قدم بودن در عقیده و در پایداری از حق و ایستادگی در برابر باطل همانند موسی علیه السلام بود. () حاشیة الصاوی علی تفسیر الجلالین، ج 3، ص 323.
یكی از معجزات الیاس نبی علیه السلام راه رفتن روی آب می باشد و این معجزه را نیز حضرت مهدی علیه السلام برای اثبات امامت خویش به مردم و منكرین نشان خواهد داد؛ چنان كه نقل شده است:
«زمان ظهور امام زمان علیه السلام شخصی از ماوراء النهر می آید و از آن حضرت معجزه الیاس علیه السلام را طلب می كند. امام آیه «وَ مَنْ یتَوَكَّلْ عَلَی اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ» () طلاق/ 3. را تلاوت كرده و بر روی آب دجله رفته، هیچ جای بدن ایشان خیس نمی شود.» ( حدیقة الشیعة، ج 2، ص 1002

شبکه تلویزیونی صدای آمریکا، در برنامه دیشب خود،(  کد خبر 363114  تاریخ انتشار: ۲۵ آبان ۱۳۹۳ - ۱۸:۳۳
   به تمسخر آیات و روایاتی پرداخت که درباره زنده بودن چهار پیامبر الهی، یعنی حضرات خضر، الیاس، ادریس و عیسی(علیهم السلام) است.
 در این برنامه، مجری (م.ف) که شهرت اصلی وی در میان همکارانش به خاطر زن‌بارگی اوست، با پوزخند و تمسخر، اقدام به پخش بخشی از گفتگوی استاد مرتضی خوانساری با یکی از برنامه‌های دینی سیمای جمهوری اسلامی کرد که طی آن، وی درباره زنده بودن برخی از پیامبران الهی از جمله حضرت خضر، حضرت الیاس و حضرت ادریس علیهم السلام، بر اساس آیات قرآن و روایات اهل بیت علیهم السلام، توضیحاتی ارائه می‌دهد.
مطلب زیر، توضیحاتی است ( که ما فشرده و مختصری از آن می آوریم )  در پاسخ به این اقدام شبکه تلویزیونی صدای آمریکا که پیش از این نیز، سابقه طولانی در تمسخر اعتقادات ادیان ابراهیمی داشته است - می باشد
.
1، حضرت الیاس (علیه السلام):
یکی از پیامبرانی که نام او در قرآن آمده الیاس است...... المیزان روایتی را از بحارالانوار درباره الیاس نقل کرده که در آن اشاره به بالا رفتن الیاس شده است.

2-، حضرت ادریس (علیه السلام):
بسیاری از مفسران ادریس را جد پدر نوح می‌دانند. قرآن در مورد ایشان تنها دو بار، آن هم به صورت اشاره‌ی کوتاه، سخن گفته است.[. مکارم شیرازی، ناصر، ‌تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج ۱۳، ص ۱۰۲ ـ ۱۰۳٫
در قرآن در مورد او تعبیر رفعناه مکانا علیّا ؛( . مریم/ ۵7 ).   یعنی او را به مکانی والا، بالا بردیم، به کار رفته است که مراد از این آیه چیست - مورد اختلاف قرار گرفته است.

3، حضرت خضر (علیه السلام):
قرآن در آیاتی که داستان همراهی او و حضرت موسی را بیان می‌کند، اشاره ای به وی کرده است در آن داستان خضر در مقام استادی و مرشدی نسبت به حضرت موسی (علیه السلام) می‌باشد.
در مورد ایشان آمده [ . مجله پژوهشهای قرآنی، بازنگری تاریخ انبیاء در قرآن، ش ۱۴ ـ ۱۳، صص ۲۳۵ و ۲۳۴٫ ) است،
خداوند خضر را به آب حیات رهنمون شد، و او برای آن که تجدید حیات کند و نیازی به زاد و توشه سفر نداشته باشد، ناگزیر هر ساله یک یا چند نوبت و چه بسا هر چند سال یک بار به آن جا می‌رفت و از آب حیات می نوشید و چه بسا هنوز هم زنده باشد که باید گفت: هنوز هم می‌رود و جرعه ای از آب حیات می‌نوشد.

4، حضرت عیسی (علیه السلام):
برخلاف اعتقاد مسیحیان که می‌گویند مسیح کشته و دفن گردید و سپس از میان مردگان برخاست و مدت کوتاهی در زمین بود و بعد به آسمان صعود کرد؛[. مکارم شیرازی، ناصر، ‌تفسیر نمونه، تهران، دارالکتب الاسلامیه، ج2 ص ۵۶۸ ) .در میان مفسران اسلام معروف است که می‌گویند به استناد آیه ۱۵۷ سوره نساء، مسیح هرگز کشته نشد و خداوند او را به آسمان برد. حال در نحوه به آسمان رفتن او بحث است چون در آیه آمده که «رافعک الیّ»[ . آل عمران/ ۵۵
بعضی می‌خواهند از این قسمت آیه زنده بودن ایشان را استفاده کنند و این بالا رفتن را جسمانی تلقی نمایند، همانطور که بعضی از روایات[ . قندوزی، سلیمان بن ابراهیم، ینابیع المودة، دارالاسوة، ۱۴۱۶ ق، ج ۳، باب ۷۸ ) . در مورد زمان ظهور امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف و روحی لتراب مقدمه الفداء) نیز مشعر به زنده بودن ایشان و نزول او از آسمان و اقتدا به امام زمان ( علیه السلام ) است.
از منابع زیاد که به بعضی ها اشاره شد.  طولانی نشود.