457 - امام زمان (عج) چگونه به هشت ملیارد انسان اشراف دارد؟!
11 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 

 امام زمان (ع)  چگونه به هشت ملیارد انسان اشراف دارد؟!

امام زمان (عجّ الله تعالی فرجه الشریف: وروحی لتراب مقدمه الفداء) چگونه به هشت ملیارد انسان اشراف دارد؟!

 و چگونه در صورتی که یک نفر هستند بر همۀجهان مسلط هستند؟ و خداوند متعال فرمود: « قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکمْ یوحَی إِلَی - بگو: همانا من بشری مثل شما هستم، به من وحی می شود / الکهف، 110» آیا بشر چقدر توان اشراف دارد؟!

 اولا چهارده معصوم که اشرف جمیع مخلوقاتند، همانند قرآن کریم مظهر علم خدا بوده در عالم لاهوت عین قرآنند و دوگانگی آنان تنها در عوالم پایین تر است؛ همانگونه که همۀآن بزرگواران نور یگانه اند ولی در عالم مادّه چهارده صورت پذیرفته اند؛ کما اینکه انبیاء همگی از نور لاهوتی این بزرگواران پدید آمده اند.

 و ثانیا امام زمان عجّ الله تعالی فرجه الشریف: وروحی لتراب مقدمه الفداء قطب عالم هستی، هستند. 

 امام زمان، عجّ الله تعالی فرجه الشریف: وروحی لتراب مقدمه الفداء، چون دیگر امامان، "ولیّ الله" می باشند، بنابراین، مظهر اتمّ اسمای الهی هستند. یعنی اگر علم، حکمت، قدرت و سایر اسمای حسنای الهی، در تمامی موجودات عالم، به تناسب ظرفیت وجودی و رتبۀمقامی آنها تجلی دارد، ایشان حدّ اعلای این تجلی می باشند. آیا آدمی مقدار "کم" را برای خود و سایر موجودات می پذیرد، اما درمقدار "زیاد" برای دیگران، تردید می نماید؟

 پس اگر یک انسان کامل، که به لحاظ نوع خلقتش، بشری مثل ما است، می تواند رحمة للعالمین باشد، جانشین او نیز [باذن الله] می تواند چنین باشد.

مگر در سورۀقدر نفرمود که روح و ملائکه نازل می شوند و از سوی خداوند متعال، تمامی مقدرات عالم را می آورند؟ برای چه کسی می آورند؟ برای خلیفة الله، حجت الله، ولیّ الله و امام هر عصرهر زمان.

چرا باید در قرآن کریم، « أَنَا بَشَرٌ مِثْلُکمْ » را می خوانید، اما « وَمَا أَرْسَلْنَاک إِلَّا رَحْمَةً لِلْعَالَمِینَ - و تو را جز رحمتی برای جهانیان نفرستادیم / الأنبیاء، 107» و یا « وَمَا أَرْسَلْنَاک إِلَّا کافَّةً لِلنَّاسِ بَشِیرًا وَنَذِیرًا وَلَکنَّ أَکثَرَ النَّاسِ لَا یعْلَمُونَ - و ما تو را جز بشارتگر و هشداردهنده برای تمام مردم، نفرستادیم؛ لیکن بیشتر مردم نمی دانند / سبأ، 28 » و. . . را نخوانند؟!

ولایت" نیز یعنی همین. یعنی خداوندی که "ولایت" از آنِ اوست و فرمود « إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَةً »، این "ولایت" را در جانشین (نه جایگزین) خود، تسری می دهد و سپس به بندگانش می فرماید: « إِنَّمَا وَلِیکمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا الَّذِینَ یقِیمُونَ الصَّلَاةَ وَیؤْتُونَ الزَّکاةَ وَهُمْ رَاکعُونَ * وَمَنْ یتَوَلَّ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالَّذِینَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغَالِبُونَ » (المائدة، 55 و 56)

 ولی شما، تنها خدا و پیامبر اوست و کسانی که ایمان آورده اند: همان کسانی که نماز برپا می دارند و در حال رکوع زکات می دهند * و کسانی که ولایت خدا و پیامبر او و افراد باایمان را بپذیرند، پیروزند؛ (زیرا) حزب و جمعیّت خدا پیروز است.

پس امام زمان(عجّ الله تعالی فرجه الشریف: وروحی لتراب مقدمه الفداء ) و بلکه هر امام معصومی علیهم السلام به عالم مثال (برزخ کلّ یا ملکوت) و عالم عقول مجرّده یا جبروت نیز راه دارند؛ و عالم ملکوت، احاطۀوجودی بر عالم مادّه دارد. کما اینکه عالم جبروت نیز احاطه بر عالم ملکوت دارد. بلکه فراتر از آن، انسان کامل، در عالم لاهوت نیز راه دارد، که بر عالم جبروت (عالم ملائک) سیرۀوجودی دارد. لذا انسان کامل نه تنها بر کلّ جهان (عالم مادّه)، بلکه بر کلّ عالم ( ناسوت، ملکوت و جبروت) احاطۀوجودی دارد. از این روست که امام را حضرت می گویند؛ چون در تمام عالم خلقت، حضور دارد.

در حقیقت، امام معصوم، تجسّم عینی قرآن کریم می باشد؛ و قرآن کریم، صورت کتبی امام معصوم می باشد. صورت لاهوتی قرآن کریم همان علم خداوند متعال بر جمیع مخلوقات است که انسان کامل نیز در مرتبۀعلم الهی، عین علم خدا و خزانۀعلم اوست. لذا این دو، دو گونه ظهور برای علم تامّ خداوند علیم می باشند. و چیزی از علم خدا غایب نیست.

در ادامه احادیث گهرباری را تقدیم حضور می کنیم که بیانگر مقام ولایی و فوق مادّی ائمۀمعصومین (علیهم السلام ) می باشند. این صفات، اگر چه گاه برای یک امام خاصّ بیان شده، ولی صفات همۀاهل بیت(علیهم السلام) می باشند. چرا که اینها ویژگی مقام ولایت است نه ویژگی شخص.

1 - امام صادق (علیهم السلام) فرمودند: « نَحْنُ تَرَاجِمَةُ وَحْی اللَّهِ نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّه  ماییم بازگوکنندۀوحی خدا و ماییم خزانه های علم خدا. » (إعلام الوری بأعلام الهدی، ص284 )

2 - ا مام صادق (علیه السلام) فرمودند: « یا أَبَا بَصِیرٍ نَحْنُ شَجَرَةُ الْعِلْمِ وَ نَحْنُ أَهْلُ بَیتِ النَّبِی وَ فِی دَارِنَا مَهْبِطُ جَبْرَئِیلَ وَ نَحْنُ خُزَّانُ عِلْمِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَعَادِنُ وَحْی اللَّه  ای ابابصیر ماییم درخت علم و ماییم اهل بیت نبی (صلی الله علیه و آله ) و فرودگاه جبرئیل در خانۀما بود و ماییم خزانه های علم خدا و ماییم معادن وحی خدا. » (أمالی الصدوق، ص307 )

3 - « روزی مردی به امام سجّاد (علیه السلام ) گفت: مرا از حدیثی خبر دهید که تنها مربوط به خود شما باشد! امام فرمودند: ماییم خزانه های علم خدا و وارث وحی خدا و حمل کنندگان کتاب خدا، . . . » ( بحار الأنوار، ج 65، ص 138 )

4 - رسول خدا(صلی الله علیه و آله) فرمودند: «. . . انَا کرَائِمُ الْقُرْآنِ  کرامتهای قرآن برای ما (اهل بیت) است. » ( بحار الأنوار، ج 23، ص 76 )

5 - و امیرمومنان (علیه السلام ) فرمودند: « فِیهِمْ کرَائِمُ الْقُرْآنِ وَ هُمْ کنُوزُ الرَّحْمَن  در ائمه اهل بیت است کرامتهای قرآن و ایشانند گنجهای خدوند رحمان. » ( نهج البلاغة، خطبه 154)

6 - امیر مومنان (علیه السلام) فرمودند: « أَنَا عِلْمُ اللَّهِ وَ أَنَا قَلْبُ اللَّهِ الْوَاعِی وَ لِسَانُ اللَّهِ النَّاطِقُ وَ عَینُ اللَّهِ النَّاظِرَةُ وَ أَنَا جَنْبُ اللَّهِ وَ أَنَا یدُ اللَّهِ  منم علم خدا و منم قلب پر گنجایش خدا و منم زبان گویای خدا و چشم نظاره گر او و منم جنب الله و منم دست خدا» (بحارالأنوار، ج24، ص198)

7 - امام صادق (علیه السلام) فرمود: « إِنَّ لِلَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ خَلْقاً خَلَقَهُمْ مِنْ نُورِهِ وَ رَحْمَتِهِ لِرَحْمَتِهِ فَهُمْ عَینُ اللَّهِ النَّاظِرَةُ وَ أُذُنُهُ السَّامِعَةُ وَ لِسَانُهُ النَّاطِقُ فِی خَلْقِهِ بِإِذْنِهِ  برای خدا مخلوقاتی است که آنها را از نور و رحمت خویش و برای رحمت خویش آفریده است؛ پس آنان چشم نظاره گر خدا و گوش شنوای او و زبان گویای او در میان خلق می باشند به اذن او » (بحارالأنوار، ج26، ص240)

8 - « عَنْ جَابِرٍ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ (علیه السلام) قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ عِلْمِ الْعَالِمِ فَقَالَ یا جَابِرُ إِنَّ فِی الْأَنْبِیاءِ وَ الْأَوْصِیاءِ خَمْسَةَ أَرْوَاحٍ رُوحَ الْقُدُسِ وَ رُوحَ الْإِیمَانِ وَ رُوحَ الْحَیاةِ وَ رُوحَ الْقُوَّةِ وَ رُوحَ الشَّهْوَةِ فَبِرُوحِ الْقُدُسِ یا جَابِرُ عَرَفُوا مَا تَحْتَ الْعَرْشِ إِلَی مَا تَحْتَ الثَّرَی ثُمَّ قَالَ یا جَابِرُ إِنَّ هَذِهِ الْأَرْوَاحَ یصِیبُهَا الْحَدَثَانُ إِلَّا أَنَّ رُوحَ الْقُدُسِ لَا یلْهُو وَ لَا یلْعَبُ.  جابر از حضرت باقر علیه السلام نقل کرد که فرمودند: در انبیاء و اوصیاء پنج روح است روح القدس و روح الایمان و روح الحیاة و روح القوة و روح الشهوة به وسیله روح القدس، از زیر عرش تا زیر زمین هر آنچه هست را می دانند. سپس فرمود: ای جابر! این ارواح دستخوش تغییر می شوند ولی روح القدس اهل لهو و لعب نیست. »( بحار الأنوار، ج 25، ص: 55)

9 - خداوند متعال دربارۀقرآن کریم فرمود: « وَ نَزَّلْنا عَلَیک الْکتابَ تِبْیاناً لِکلِّ شَی ء  و ما این کتاب را بر تو نازل کردیم که بیانگر همه چیز است. » (النحل: 89) و در مورد امیرمومنان علی (علیه السلام) فرمود: « وَ یقُولُ الَّذینَ کفَرُوا لَسْتَ مُرْسَلاً قُلْ کفی بِاللَّهِ شَهیداً بَینی وَ بَینَکمْ وَ مَنْ عِنْدَهُ عِلْمُ الْکتابِ  آنها که کافر شدند می گویند: «تو پیامبر نیستی. » بگو: «کافی است که خداوند، و کسی که علم کتاب(قرآن) نزد اوست، میان من و شما گواه باشند »(الرعد: 43) اهل بیت (علیه السلام) فرمودند: آنکه تمام علم کتاب نزد اوست علی بن ابی طالب می باشد. همچنین خداوند متعال فرمود: « وَ کلَّ شَی ءٍ أَحْصَیناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ  و همه چیز را در امام آشکار کننده ای برشمرده ایم. » ( یس: 12). امام باقر (علیه السلام) فرمودند: « چون این آیه نازل شد که: « وَ کلَّ شَی ءٍ أَحْصَیناهُ فی إِمامٍ مُبینٍ » دو مرد در همان مجلس برخاسته و گفتند یا رسول اللَّه آیا آن امام مبین تورات است؟ فرمودند: نه. گفتند: آیا آن انجیل است؟ فرمودند: نه. گفتند: آیا آن قرآن است؟ فرمود: نه. در این هنگام امیر مومنان علی بن ابی طالب وارد مجلس شد، رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: آن امام مبین این شخص است؛ به راستی اوست آن امامی که خدای تبارک و تعالی علم هر چیز را در وجود او بر شمرده است. » ( أمالی الصدوق، ص170)

10 - امیرمنان (علیه السلام ) خطاب به سلمان فارسی و ابوذر غفاری فرمودند: « أَنَا الْخَضِرُ عَالِمُ مُوسَی وَ أَنَا مُعَلِّمُ سُلَیمَانَ بْنِ دَاوُدَ وَ أَنَا ذُو الْقَرْنَینِ وَ أَنَا قُدْرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ أَنَا مُحَمَّدٌ وَ مُحَمَّدٌ أَنَا وَ أَنَا مِنْ مُحَمَّدٍ وَ مُحَمَّدٌ مِنِّی قَالَ اللَّهُ تَعَالَی مَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ بَینَهُما بَرْزَخٌ لا یبْغِیانِ «2» یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک یا أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ قَالَ إِنَّ مَیتَنَا لَمْ یمُتْ وَ غَائِبَنَا لَمْ یغِبْ وَ إِنَّ قَتْلَانَا لَنْ یقْتَلُوا یا سَلْمَانُ وَ یا جُنْدَبُ قَالا لَبَّیک صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیک قَالَ ع أَنَا أَمِیرُ کلِّ مُؤْمِنٍ وَ مُؤْمِنَةٍ مِمَّنْ مَضَی وَ مِمَّنْ بَقِی وَ أُیدْتُ بِرُوحِ الْعَظَمَةِ وَ إِنَّمَا أَنَا عَبْدٌ مِنْ عَبِیدِ اللَّهِ لَا تُسَمُّونَا أَرْبَاباً وَ قُولُوا فِی فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ فَإِنَّکمْ لَنْ تَبْلُغُوا مِنْ فَضْلِنَا کنْهَ مَا جَعَلَهُ اللَّهُ لَنَا وَ لَا مِعْشَارَ الْعُشْرِ لِأَنَّا آیاتُ اللَّهِ وَ دَلَائِلُهُ وَ حُجَجُ اللَّهِ وَ خُلَفَاؤُهُ وَ أُمَنَاؤُهُ وَ أَئِمَّتُهُ وَ وَجْهُ اللَّهِ وَ عَینُ اللَّهِ وَ لِسَانُ اللَّهِ بِنَا یعَذِّبُ اللَّهُ عِبَادَهُ وَ بِنَا یثِیبُ  منم خضر آن عالمی که موسی در پی او بود منم معلّم سلیمان بن داود و منم ذوالقرنین و منم قدرت خدا. ای سلمان و ای اباذر! منم محمّد و محمّد من است؛ من از محمّدم و محمّد از من است؛ خداوند می فرماید: مَرَجَ الْبَحْرَینِ یلْتَقِیانِ بَینَهُما بَرْزَخٌ لا یبْغِیانِ. ای سلمان و ای اباذر! مُردۀما نَمُرده و غائب ما دور نشده و کشته های ما هرگز کشته نشده اند. ای سلمان و ای اباذر! من امیر هر مرد و زن مؤمنم چه گذشتگان و چه آیندگان؛ مرا با روح عظمت تائید کرده اند من یکی از بندگان خدایم مبادا ما را خدا بنامید و جز آن دربارۀفضل ما هر چه مایلید بگویید که به کنه فضل ما نخواهید رسید و حتّی مقداری از یک دهم آن را نمی توانید بیان کنید؛ چون ماییم آیات و دلائل خدا و حجّتها و خلیفه ها و امینان و امامان او؛ و ماییم وجه اللَّه و عین اللَّه و لسان اللَّه. به وسیلۀما بندگان خدا عذاب می شوند و به وسیلۀما پاداش داده می شوند. » ( بحار الأنوار، ج 26، ص6 )

11 - « رَوَاهُ جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ فِی تَفْسِیرِ قَوْلِهِ تَعَالَی « کنْتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ » قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَوَّلُ مَا خَلَقَ اللَّهُ نُورِی ابْتَدَعَهُ مِنْ نُورِهِ وَ اشْتَقَّهُ مِنْ جَلَالِ عَظَمَتِهِ فَأَقْبَلَ یطُوفُ بِالْقُدْرَةِ حَتَّی وَصَلَ إِلَی جَلَالِ الْعَظَمَةِ فِی ثَمَانِینَ أَلْفَ سَنَةٍ ثُمَّ سَجَدَ لِلَّهِ تَعْظِیماً فَفَتَقَ مِنْهُ نُورَ عَلِی علیه السلام فَکانَ نُورِی مُحِیطاً بِالْعَظَمَةِ وَ نُورُ عَلِی مُحِیطاً بِالْقُدْرَةِ ثُمَّ خَلَقَ الْعَرْشَ وَ اللَّوْحَ وَ الشَّمْسَ وَ ضَوْءَ النَّهَارِ وَ نُورَ الْأَبْصَارِ وَ الْعَقْلَ وَ الْمَعْرِفَةَ وَ أَبْصَارَ الْعِبَادِ وَ أَسْمَاعَهُمْ وَ قُلُوبَهُمْ مِنْ نُورِی وَ نُورِی مُشْتَقٌّ مِنْ نُورِهِ فَنَحْنُ الْأَوَّلُونَ وَ نَحْنُ الْآخِرُونَ وَ نَحْنُ السَّابِقُونَ وَ نَحْنُ الْمُسَبِّحُونَ وَ نَحْنُ الشَّافِعُونَ وَ نَحْنُ کلِمَةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ خَاصَّةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أَحِبَّاءُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وَجْهُ اللَّهِ وَ نَحْنُ جَنْبُ اللَّهِ وَ نَحْنُ یمِینُ اللَّهِ وَ نَحْنُ أُمَنَاءُ اللَّهِ وَ نَحْنُ خَزَنَةُ وَحْی اللَّهِ وَ سَدَنَةُ غَیبِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَعْدِنُ التَّنْزِیلِ وَ مَعْنَی التَّأْوِیلِ وَ فِی أَبْیاتِنَا هَبَطَ جَبْرَئِیلُ وَ نَحْنُ مَحَالُّ قُدْسِ اللَّهِ وَ نَحْنُ مَصَابِیحُ الحِکمَةِ وَ نَحْنُ مَفَاتِیحُ الرَّحْمَةِ وَ نَحْنُ ینَابِیعُ النِّعْمَةِ وَ نَحْنُ شَرَفُ الْأُمَّةِ وَ نَحْنُ سَادَةُ الْأَئِمَّةِ وَ نَحْنُ نَوَامِیسُ الْعَصْرِ وَ أَحْبَارُ الدَّهْرِ وَ نَحْنُ سَادَةُ الْعِبَادِ وَ نَحْنُ سَاسَةُ الْبِلَادِ وَ نَحْنُ الْکفَاةُ وَ الْوُلَاةُ وَ الْحُمَاةُ وَ السُّقَاةُ وَ الرُّعَاةُ وَ طَرِیقُ النَّجَاةِ وَ نَحْنُ السَّبِیلُ وَ السَّلْسَبِیلُ وَ نَحْنُ النَّهْجُ الْقَوِیمُ وَ الطَّرِیقُ الْمُسْتَقِیمُ مَنْ آمَنَ بِنَا آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَنْ رَدَّ عَلَینَا رَدَّ عَلَی اللَّهِ وَ مَنْ شَک فِینَا شَک فِی اللَّهِ وَ مَنْ عَرَفَنَا عَرَفَ اللَّهَ وَ مَنْ تَوَلَّی عَنَّا تَوَلَّی عَنِ اللَّهِ وَ مَنْ أَطَاعَنَا أَطَاعَ اللَّهَ وَ نَحْنُ الْوَسِیلَةُ إِلَی اللَّهِ وَ الْوُصْلَةُ إِلَی رِضْوَانِ اللَّهِ وَ لَنَا الْعِصْمَةُ وَ الْخِلَافَةُ وَ الْهِدَایةُ وَ فِینَا النُّبُوَّةُ وَ الْوَلَایةُ وَ الْإِمَامَةُ وَ نَحْنُ مَعْدِنُ الْحِکمَةِ وَ بَابُ الرَّحْمَةِ وَ شَجَرَةُ الْعِصْمَةِ وَ نَحْنُ کلِمَةُ التَّقْوَی وَ الْمَثَلُ الْأَعْلَی وَ الْحُجَّةُ الْعُظْمَی وَ الْعُرْوَةُ الْوُثْقَی الَّتِی مَنْ تَمَسَّک بِهَا نَجَا  جابر بن عبد اللَّه در تفسیر آیه: « کنْتُمْ خَیرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ » نقل کرده که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله ) فرمودند: اوّل چیزی که خداوند آفرید نور من بود که از نور خود به وجود آورد و از جلال و عظمت خویش جدا کرد. شروع به طواف قدرت نمود تا در هشتاد هزار سال به جلال عظمت رسید در این موقع برای تعظیم خدا به سجده شد؛ از آن نور، نور علی جدا گردید. نور من محیط بر عظمت بود و نور علی محیط بر قدرت. آنگاه خدا عرش و لوح و خورشید و نور روز و نور چشم ها و عقل و معرفت و دیده های مردم و گوش ها و دلهای آنها را از نور من آفرید و نور من از نور او جدا شده بود. ماییم اوّلین و آخرین و سبقت گیرندگان و تسبیح کنندگان و ماییم شافعین و ماییم کلمة اللَّه و برگزیدگان او و دوستانش؛ و ماییم وجه اللَّه و جنب اللَّه (همسایگان خدا ) و دست راست خدا؛ و ماییم امناء اللَّه و ماییم خزانه داران وحی خدا و ماییم خادمان غیب خدا و ماییم معدن تنزیل و معنی تأویل؛ و جبرئیل در خانه های ما فرود می آید و ما جایگاه قدس خدا و چراغ های حکمت و کلیدهای رحمت و سرچشمه های نعمت و شرف امّت و پیشوایان برجسته و نوامیس عصر و دانشمندان روزگار و سرور بندگان و زمامدار جهان و فرمانبردار و ولایتمدار و پشت و پناه آنها و ساقی و حافظ و راه نجات برای آنهاییم. ماییم راه و سلسبیل و ماییم راه پایدار و طریق مستقیم. هر که به ما ایمان آورد به خدا ایمان آورده و هر که انکار ما را کند انکار خدا را کرده و کسی که در بارۀما شک کند به خدا شک کرده. کسی که عارف به ما باشد عرفان به خدا دارد و هر که به ما پشت کند به خدا پشت کرده و مطیع ما مطیع خداست؛ ما وسیله به سوی خداییم و رساننده به رضوان اوییم. عصمت و خلافت و هدایت متعلق به ماست. نبوت و امامت و ولایت در میان ماست. ما معدن حکمت و دروازۀرحمت و درخت عصمت و کلمۀتقوی و مَثل اعلی و حجّت عُظمی و دستگیرۀمحکم می باشیم که هر کس به آن چنگ زند نجات می یابد» (بحارالأنوار، ج 25، ص21)

12 - « عَنِ الثُّمَالِی عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام أَنَّهُ قَالَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ تَفَرَّدَ فِی وَحْدَانِیتِهِ ثُمَّ تَکلَّمَ بِکلِمَةٍ فَصَارَتْ نُوراً ثُمَّ خَلَقَ مِنْ ذَلِک النُّورِ مُحَمَّداً وَ عَلِیاً وَ عِتْرَتَهُ علیهم السلام ثُمَّ تَکلَّمَ بِکلِمَةٍ فَصَارَتْ رُوحاً وَ أَسْکنَهَا فِی ذَلِک النُّورِ وَ أَسْکنَهُ فِی أَبْدَانِنَا فَنَحْنُ رُوحُ اللَّهِ وَ کلِمَتُهُ احْتَجَبَ بِنَا عَنْ خَلْقِهِ فَمَا زِلْنَا فِی ظِلِّ عَرْشِهِ خَضْرَاءَ مُسَبِّحِینَ نُسَبِّحُهُ وَ نُقَدِّسُهُ حَیثُ لَا شَمْسَ وَ لَا قَمَرَ وَ لَا عَینَ تَطْرِفُ ثُمَّ خَلَقَ شِیعَتَنَا وَ إِنَّمَا سُمُّوا شِیعَةً لِأَنَّهُمْ خُلِقُوا مِنْ شُعَاعِ نُورِنَا  ابو حمزه ثمالی از حضرت باقر علیه السّلام نقل می کند که فرمودند: خداوند، یکتا بود در وحدانیت خویش؛ آنگاه تکلّم نمود به کلمه ای که نوری شد؛ از آن نور، محمّد و علی و عترتش را آفرید. بعد تکلّم نمود به کلمۀدیگری، که به صورت روحی درآمد؛ آن روح را در نور قرار داد و ساکن بدنهای ما گردانید به همین جهت ما روح اللَّه و کلمۀاو هستیم. به وسیلۀما از خلق خود در حجاب قرار گرفت. پس پیوسته در سایۀعرش سبز و خرّم مشغول به تسبیح و تقدیس بودیم آن زمان که نه خورشید و نه ماه بود و نه چشمی که به هم زده شود. سپس شیعیان ما را آفرید و شیعه را به این نام نامیده اند چون از شعاع نور ما آفریده شده اند. » (بحار الأنوار، ج 25، ص24 )

در این روایت تمام انبیاء و اوصیاء و جمیع ملائک و تمام اهل بهشت در تمام زمانها، جزء شیعیان اهل بیت (علیهم السلام) شمرده شده اند.

13 - رسول خدا (صلی الله علیه و آله) فرمودند: « قَالَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مَنْ أَهَانَ لِی وَلِیاً فَقَدْ أَرْصَدَ لِمُحَارَبَتِی وَ مَا تَقَرَّبَ إِلَی عَبْدٌ بِشَی ءٍ أَحَبَّ إِلَی مِمَّا افْتَرَضْتُ عَلَیهِ وَ إِنَّهُ لَیتَقَرَّبُ إِلَی بِالنَّافِلَةِ حَتَّی أُحِبَّهُ فَإِذَا أَحْبَبْتُهُ کنْتُ سَمْعَهُ الَّذِی یسْمَعُ بِهِ وَ بَصَرَهُ الَّذِی یبْصِرُ بِهِ وَ لِسَانَهُ الَّذِی ینْطِقُ بِهِ وَ یدَهُ الَّتِی یبْطِشُ بِهَا إِنْ دَعَانِی أَجَبْتُهُ وَ إِنْ سَأَلَنِی أَعْطَیتُهُ  خداوند عزّ و جلّ فرمود: هر که به دوستی از من اهانت کند به تحقیق برای جنگ با من کمین کرده است؛ و هیچ بنده ای به چیزی به من تقرب نجوید که نزد من محبوبتر از آنچه بر او واجب کرده ام باشد؛ و همانا او به وسیلۀنماز نافله به من نزدیک شود تا آنجا که من او را دوست بدارم، و هنگامی که او را دوست بدارم گوش او شوم همان گوشی که با آن می شنود و چشم او گردم همان چشمی که با آن ببیند، و زبانش شوم همان زبانی که با آن سخن گوید، و دست او گردم، همان دستی که با آن بگیرد، اگر مرا بخواند اجابتش کنم، و اگر از من خواهشی کند به او بدهم » (الکافی، ج2، ص352)

ابن روایتها نمونه هایی است از فراوان که در کتابهای مربوطه آمده است که شمردنش طول می کشد

پس امام زمان ( عجّ الله تعالی فرجه الشریف: وروحی لتراب مقدمه الفداء ) با قدرت خدا دادی به همه عالمها و انسانها و آسمانها و زمین اشراف کامل دارد و هیچ گونه شکی در آن وجود ندارد ( چون حجت زمان است ) مگر کسی که به مرض عناد و لجاجت گرفتار باشد.