456 - وحی یعنی چه؟!
15 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

 وحی یعنی چه؟!

راجع به (وحی ) مطالب زیاد و گفته ها فراوان است دراینجا خیلی فشرده و خلاصه به عرض می رسد.

وحی در لغت به معنی فهماندن مطلب به صورت سریع و پنهانی است. با کلام یا بی کلام و با رمز و اشاره. در اصطلاح شرعی و دینی وحی عبارت است از علومی که انسانی کامل از طریق غیر عادی ( غیر از راه حس و عقل ) و با ارتباط با غیب دریافت می کند. به وسیله فرشته باشد یا در بیداری باشد یا در خواب فرقی نمی کند. ( راغب اصفهانی، مفردات راغب، ص 515- نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1411 ق. )

 ماهیت و حقیقت وحی، قابل شناخت نیست چرا که وحی در واقع نوعی تعلیم الهی است که از راه های عادی موجود در اختیار انسان ها واقع نمی شود ما هر چه تعبیر برای تبیین وحی به کار ببریم فقط به شرح لفظ وحی پرداخته ایم اینکه گفته می شود که خدا به قلب پیغمبر القاء می کند القاء یعنی چه؟ نمی دانیم کیفیت وحی چگونه است؟ اینکه پیامبر چندین دفعه جبرئیل را به صورت اصلی خودش دیده است اینکه صورت اصلی جبرئیل چیست؟ نازل شدن جبرئیل از جانب خدا یعنی چه؟ و خیلی سؤالات دیگر همه این حقایق برای ما مجهول است و ما اجمالاً از طریق شناخت کارکردهای وحی و آثار و ویژگی های آن می دانیم که وحی چیست ما زمانی می توانیم بفهمیم که وحی به پیامبر چگونه بوده است که به خود ما نیز وحی شود و الاّ حقیقت آن برای ما قابل فهم نیست. ( مصباح یزدی، محمدتقی، راهنماشناسی (اصول عقاید ۲)، قم مرکز مدیریت حوزه علیمه قم، ۱۳۶۷، ج اول، ص ۲۸. )

بر این اساس آن چه در مورد وحی مهم است این است که معتقد باشیم حقیقتی به نام «وحی» وجود دارد و خداوند از راه « وحی » به پیامبران برگزیده خود، پیام های خود را به بشر رسانده است.

در اصطلاح علم کلام وحی تفهیم مطالبی از جانب خداوند به بنده برگزیده ای که مأمور هدایت مردم می باشد از راه غیر عادی است – نه از راه حس، عقل، حدس، و امثال آن – تا اینکه آن انسان بعد از یادگیری آن مطالب را به مردم برساند. [ مصباح یزدی، محمد تقی، راهنماشناسی (اصول عقاید ۲)، قم مرکز مدیریت حوزه علیمه قم، ۱۳۶۷، چ اول، ص ۲۱.

ولی در قرآن وحی به معنای سوم (تفهیم خصوصی) به کار رفته است و این معنی اعم از معنایی است که در اصطلاح علم کلام برای وحی شده است زیرا در قرآن مواردی هست که در مورد غیر انبیاء و حتی غیر انسان تعبیر وحی به کار رفته است که در کار بردهای وحی ما ذیلا و موارد مختلف وحی در قرآن اشاره خواهیم کرد [مصباح یزدی، محمد تقی، راهنماشناسی (اصول عقاید ۲)، قم مرکز مدیریت حوزه علیمه قم، ۱۳۶۷، ج اول، ص ۱۹.

 بیان دیگر

دو نوع از اقسام وحی عبارت است از:

1- وحی نبوت و تشریع

2- وحی به صورت خبر غیبی،

وحی تشریعی وحی ای است که متضمن آموزه های دینی، چه به صورت احکام و یا غیر آن می باشد، ولی وحی اخبار غیبی دریافت هر گونه خبری را از غیب می گویند که از دید دیگران مخفی است.

وحی تشریعی که مختص به پیامبران است، با رحلت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم قطع شده است. هیچ بشری حتی امام معصوم نمی تواند دریافت کننده چنین وحی باشد، ولی وحی نوع دوم مختص به پیامبران نیست. بقیه انسان ها اگر استعداد آن را در خود ایجاد کنند، می توانند برخوردار از آن باشند. این نوع وحی در آیات قرآن بر غیر انبیا نیز صورت گرفته است، مانند مادر حضرت موسی و حضرت مریم.

امامان معصوم شیعه و یا برخی دیگر از انسان های والا مثل حضرت زهرا سلام الله علیها می توانند از آن برخوردار باشند، به این گونه از وحی، تحدیث و به کسی که براو وحی می شود محدث می گویند. در حدیثی آمده است:

« ان اوصیاء محمد علیه و علیهم السلام محدثون » (. محمد بن یعقوب کلینی، اصول کافی، ج 1، ص 177- نشر دار الکتب ا لاسلامیه، تهران، 1388 ق. . )

اوصیای محمد محدث اند، یعنی صدای فرشته را می شنیدند، ولی خود او نمی دیده اند.

نیز در حدیث دیگر آمده است: «فاطمة کانت محدثة و لم تکن نبیة » (. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج 26، ص 791، نشر دار الاحیا التراث العربی، بیروت، 1403 ق)

فاطمه زهرا محدثه بوده است که صدای فرشته را می شنید، ولی نبی نبود.

وحی به معنای دوم در واقع الهام غیبی است. الهام نیز از جنس وحی است، یعنی خبری است غیبی، ولی فرق آن با وحی این است که انسان ملهم فقط خبر را به صورت معنا دریافت می کند. درون خود می یابد که چیزی را می داند. توجه دارد که قبلا آن را نمی دانست، ولی منشأ آن برای برخی معلوم نیست. در وحی هم معنا و هم لفظ و هم منشأ هر سه واضح است. انسان دارای وحی هم معنا را دریافت می کند. هم در برخی از اوقات لفظ را به همراه معنا دریافت می کند؛ هم منشأ آن و سرچشمه آن را می شناسد. می داند که از کجا آن را دریافت کرده است.

 وحی به آسمان ها و زمین

قلمرو وحی خداوند همه آسمان ها و زمین است و آسمان و زمین گوش شنوا دارند و از وحی او فرمان می برند و از چهارچوب قوانین حاکم بر آنها خارج نمی شوند گویا شعور و ادراکی چونان آدمیان دارند که تسلیم فرمان او هستند.

«فَقَضَاهُنَّ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ فِی یوْمَینِ وَ أَوْحَی فِی کُلِّ سَمَاء أَمْرَهَا» [ فصلت/سوره۴۱، آیه۱۲.

پس حکم کرد آنها را هفت آسمان باشند در دو روز و هر آسمانی امرش را وحی فرمود.

در مورد زمین خداوند می فرماید:

«یومئذ تحدث اخبارها بان ربک أوحی لها»؛ [ زلزله/سوره۹۹، آیه۴. زلزله/سوره۹۹، آیه۵.

«زمانی که زمین مردم را به حوادث خویش آگاه کند چرا که خدا به او چنین وحی کرده است. »

 وحی به حیوانات

قرآن همچنین از برخی حیوانات گیرنده وحی یاد کرده است:

«و أوحی ربّک إلی النحل أن اتخّذی مِن الجبال بیوتاً و من الشّجر وَ ممّا یعرِشون» [ نحل/سوره۱۶، آیه۶۸.

«و خدا به زنبور عسل وحی کرد که از کوه ها و درختان و سقف های رفیع منزل گیرد. »

 وحی یا الهام به عمل

وحی گاهی به اندیشه و تصور یا تصدیق و جزم تعلق می گیرد که در محور تعلیم و تعلم است و گاهی به انگیزه و عزم تعلق می گیرد مانند:

«فأوحینا إلیه أن اصنع الفلک بأعیننا و وحینا» [ مؤمنون/سوره۲۳، آیه۴۷.

پس وحی کردیم به نوح که در حضور، و به وحی و دستورماکشتی ساز.

 وحی به پیامبران

قرآن در رابطه با وحی به پیامبران بارها سخن گفته است:

«کَذَلِکَ یوحِی إِلَیکَ وَإِلَی الَّذِینَ مِن قَبْلِکَ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ» [ شوری/سوره۴۲، آیه۳.

«این چنین به سوی تو و رسولان پیش از تو خداوند مقتدر دانا وحی می کند. »

 وحی به فرشتگان

فرشتگان نیز دریافت کننده وحی الهی هستند قرآن می فرماید:

«إِذْ یوحِی رَبُّکَ إِلَی الْمَلآئِکَةِ أَنِّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُواْ الَّذِینَ آمَنُواْ» [ انفال/سوره۸، آیه۱۲.

«زمانی که پروردگار تو به فرشتگان وحی کرد که من با شما هستم مؤمنان را ثابت قدم بدارید. » [ جوادی آملی، عبدالله، تفسیر موضوعی قرآن کریم (وحی و نبوت در قرآن) قم، انتشارات اسراء، ۱۳۸۴، چ دوم، ج ۳، ص ۵۶-۷۵.

 خداوند در آیه ۵۱ سوره شوری [ شوری/سوره۴۲، آیه۵۱. ).

می فرماید:

«وَمَا کَانَ لِبَشَرٍ أَن یکَلِّمَهُ اللَّهُ إِلَّا وَحْیا أَوْ مِن وَرَاء حِجَابٍ أَوْ یرْسِلَ رَسُولًا فَیوحِی بِإِذْنِهِ مَا یشَاء إِنَّهُ عَلِی حَکِیمٌ»

«هیچ بشری نیست که خدا با او سخن بگوید مگر به وحی یا از پس پرده یا رسولی از فرشتگان فرستد تا به امر خدا هر چه او خواهد وحی کند که او خدای دانای بلند مرتبه است. »

در این آیه می فرماید خداوند از سه راه با بشر سخن می گوید: از راه وحی یا از پس پرده ای و یا از راه رسول و پیام آوری که می فرستد.

این تفریع و بیان انواع با «أو» نشانه مغایرت این سه راه با یکدیگر است که در اولی هیچ گونه واسطه ای نیست ولی در دو راه دیگر واسطه حجاب و یا رسولی است که واسطه وحی خدا به پیامبرش می باشد اما هر سه قسم از انواع وحی به خداوند نسبت داده شده است بنابراین صحیح است که مطلق وحی را به خداوند نسبت داد. [ طباطبایی، محمدحسین، المیزان، قم، چاپ جامعه مدرسین، ذیل آیه ۵۱ سوره شوری.

پس وحی دو قسم است؛ وحی علمی و وحی عملی. قسم اول مخصوص پیامبران و اولیاست که اخبار از غیب، احکام و شریعت می شود اما وحی عملی آن چیزی است که خداوند آن را در قلب مومنان، صالحان، اولیاء خود الهام می کند تا تصمیم درستی بگیرند، این وحی عمومی است

وحی گاهی علمی و گاهی عملی است. وحی علمی همان علوم غیبیه، احکام و شریعت است که خداوند آن را برای انبیاء و معصومین بازگو می کند، که این ها امور علمی هستند. برخی از وحی ها مربوط به امور عملی است یعنی ذات اقدس اله در قلب یک انسان مؤمنی، ولیی یا پیغمبری آن تصمیم و عزم و اراده را الهام می کند. وحی علمی اموری است مانند داستان حضرت یونس، داستان حضرت موسی، ابرهیم، اسحاق و یحیی را به پیامبرش وحی کرد این همان چیزی است که در قرآن به این صورت به آن اشاره شده است. «عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً»

* اما وحی عملی نظیر آن چیزی است که به قلب مادر موسی فرستاد «وَأَوْحَینَا إِلَی أُمِّ مُوسَی أَنْ أَرْضِعِیهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَیهِ فَأَلْقِیهِ فِی الْیمِّ وَلَا تَخَافِی وَلَا تَحْزَنِی إِنَّا رَادُّوهُ إِلَیک وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِینَ؛ در همان زمانی که پسران بنی اسرائیل را می کشتند، مادر موسی به موسی حامله شد و او را بزاد. ما به مادر موسی الهام کردیم: تا آن گاه که بر جان او نترسیده ای او را شیر ده، ولی آن گاه که ترسیدی او را در آن دریا (رود نیل) بیفکن و نترس، که کشته نمی شود و از دوری وی اندوهگین مباش که ما او را به تو باز می گردانیم و از پیامبرانش قرار می دهیم و او را به سوی خاندان فرعون و بنی اسرائیل به رسالت می فرستیم. »

* اما آنچه در مساله وحی مطرح است وحی علمی است که مخصوص انبیاء است و خداوند از این طرق به پیامبر دستور می دهد که قوانین تمدن ساز و تدین ساز را به انسان ها ابلاغ کند. این نبوتی که خداوند در قرآن مطرح می کند دو نوع است یک وقت سخن از نبوت عامه است و یک وقت سخن از نبوت خاصه، آن چه که خداوند در اوایل سوره شوری مطرح کرده است سخن از نبوت عامه است. از همین رو می فرماید ما برای شما و به طرف شما وحی فرستادیم همانطور که به انبیاء قبل وحی فرستادیم. در جریان نبوت عامه اصول سه گانه ای توحید، معاد و در نهایت وحی و نبوت معین و از مسائلی است که در آن شکی نیست، این ها اصول سه گانه ای هستند که از عناصر اصلی دین به شمار می آیند که گاهی خداوند در قرآن کریم به این اصول سه گانه تصریح می کند نظیر آنچه در آیات پایانی سوره «اعلی» بیان کرده است و گاهی نیز به آنها تصریح نمی کند.

* آنچه در این آیات وجود دارد این است که خداوند در این آیات برای نشان دادن عظمت و شکوه وحی پنج اسم از اسماء خود را ذکر کرده است و آن اسماء «الله»، «العزیز»، «الحکیم»، «له ما فی السماوات و الارض» و «و هو العلی العزیز» می باشند «کذَلِک یوحِی إِلَیک وَإِلَی الَّذِینَ مِنْ قَبْلِک اللَّهُ الْعَزِیزُ الْحَکیمُ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ وَهُوَ الْعَلِی الْعَظِیمُ» این اسماء خمسه سهم تعیین کننده در وحی دارند چرا که او می خواهد انسان را به عزت، حکمت، مالکیت خویشتن خویش و به علو و عظمت برساند، چون او علی عظیم است انسان را نیز می خواهد به اعتلا و عظمت نائل کند. خداوند با این اسماء به وسیله وحی و پیامبران انسان را می خواهد در فضای بیکران وادی گمراهی به سمت خودش دعوت کند. و هیچ مانعی برای او وجود ندارد چرا که همه عالم ستاد اجرایی خداوند هستند و کسی یا چیزی در مقابل او نیست که بتواند مانع باشد.

* انسان تنها موجودی است که از صفر به صد می رسد بقیه موجودات تو راهی هستند یعنی یا از صفر شروع می کنند و در اواسط راه از دور خارج می شوند و یا اینکه از وسط راه آغاز می کنند و تا پایان می روند. گروه اول نباتات و حیوانات هستند و گروه دوم فرشته ها هستند یعنی از وسط آغاز می کنند و اوج می گیرند اما مانند انسان نیستند که از تراب و خاک شروع کرده باشند. پس هیچکدام از این ها «کادح الی رب» نیستند، لذا این چنین موجودی که موقعیت و وضع خاص دارد کلام الهی، رزق و روزی الهی نیز باید مناسب خودش و به همین امتداد باشد و با سخن الهی با دیگر موجودات فرق داشته باشد.

 فرق وحی و الهام

«وحی» و «الهام» با وجود شباهتی که بین آنهاست، در مواردی از یکدیگر متمایز می شوند، از جمله این که:

الف- وحی، اعم از الهام می باشد؛ زیرا الهام از جانب خدا بدون واسطة فرشته است، ولی وحی گاهی به واسطه فرشته و گاهی بدون آن است.

ب- وحی، از ویژگی های نبوت و الهام از ویژگی های ولایت است

. ج- وحی، مقید به تبلیغ و رسانیدن است، در حالی که الهام چنین نیست

. د- در الهام، انسان آگاه نیست که از کجا چیزی به قلبش وارد شده است؛ در حالی که وحی برخلاف این است و منشأ وحی برای صاحب آن معلوم است.

 بعضی وقتها به القاآت شیطانی هم وحی گفته شده است مانند آیات ذیل

در افراد غیر معصوم راه نفوذ شیطان باز است و توان القای سخنان شیطانی را دارا می باشد ولی در افراد معصوم راه نفوذی برای شیطان نیست خداوند در قرآن می فرماید:

«وَکَذَلِکَ جَعَلْنَا لِکُلِّ نِبِی عَدُوًّا شَیاطِینَ الإِنسِ وَالْجِنِّ یوحِی بَعْضُهُمْ إِلَی بَعْضٍ زُخْرُفَ الْقَوْلِ غُرُورًا» [ انعام/سوره۶، آیه۱۱۲.

«و همچنین برای هر پیامبری از شیطان های جن و انس دشمنی قرار دادیم که آنها برخی با برخی دیگر سخنان آراسته ظاهراً فریبنده القاء کنند»

و باز در جایی دیگر می فرماید:

«وَ إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیوحُونَ إِلَی أَوْلِیآئِهِمْ» [ انعام/سوره۶، آیه۱۲۱.

«شیاطین سخت به دوستان خود القاء می کنند. »

بنابراین شیطان شبهات وحی گونه خود را از راه های پنهانی و سریع و مرموز وارد دل شخص و از آنجا وارد جامعه می کند.

منبع

 آیات قرآنی و روایات و اخبارکه در متن ذکر شد و سایتهای گوناگون از جمله ویکی فقه - دانشنامه اسلامی - خبر آنلاینا خبر گزاری نحلیلی ایران - مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی - و غره